بایگانی ماهانه: فوریه 2008

تعویذ پیامبر در گرفتاری ها

جابر گوید: رسول خدا(ص) چون دچار غم و ناراحتی میشد و یا از جانب مشرکین به مشکلی بر میخورد دست مبارکش را می بست و فشار میداد و می گفت: تنگ شو، باز شو. سپس رو به قبله می ایستاد و دست خود را بلند میکرد و می گفت «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. اللهم کف باس الذین کفروا. فانک اشد باسا و اشد تنکیلا» «به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ توانی و نیرویی بر ترک و عمل نیست جز به خدای والا و بزرگ. بارالها، تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. بارالها، قدرت و نیروی کافران را دفع فرما، که نیرو و قدرت تو از همه سخت تر است» جابر گفت به خدا قسم دست مبارکش را باز نمی کرد مگر آنکه فرج می رسید. (کتاب المجتنی لابن طاووس 2) سنن النبی صفحه 341-342

تقسیم حروف الهی میان پیامبران

امام صادق میفرمود: به حضرت عیسی در حرف (از علم الهی) داده شده بود و با آن دو حرف کار میکرد، و به حضرت موسی چهار حرف، و به حضرت ابراهیم هشت حرف، و به حضرت نوح پانزده حرف، و به حضرت آدم بیست و پنج حرف داده شده بود و خداوند متعال همه ی آنها را در وجود حضرت محمد جمع کرده بود. و اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است که هفتاد و دو حرف آنرا به رسول خدا اعطا کرد و یک حرف دیگر از او پنهان داشت.(الکافی 230/1) سنن النبی صفحه 378

پیامبر در شب معراج

سلمان فارسی گوید: جبرییل به پیامبر گفت: سوگند به خدایی که تورا به نبوت مبعوث کرد، اینجا مقامی است که هیچ پیامبر مرسل و فرشته ی مقربی به آن قدم ننهاده است.(بحارالانوار 313/18) سنن النبی صفحه 375 ___________________ رسول خدا فرمود: (در شب معراج) سوار «براق» شدم و رسیدم به آن حجابی که بعد از آن خدای رحمان بود ( بین من و خدا تنها یک حجاب فاصله بود.)(صحیفه الامام الرضا 65، و بحارالانوار 378/18) ________ 497- و فی تفسیر القمی: باسناده عن اسماعیل الجعفی، عن ابی جعفر رسول خدا فرمود: (در معراج) پروردگارم را (به چشم دل) دیدم و میان من و او فقط جلال وی حائل بود.(تفسیر القمی 234/7، سوره ص، و بحارالانوار 373/18) سنن النبی صفحه 376 ___________________ رسول خدا در ضمن حدیث معراج فرمود: چون به آسمان هفتم رسیدم و تمام فرشتگان آسمان ها که همراه من بودند و جبرییل و فرشتگان مقرب از ادامه ی راه بازماندند و رسیدم به حجاب پروردگارم، در میان هفتاد حجاب داخل شدم که بین هر حجابی با حجاب دیگر حائلهایی از عزت و قدرت و بها و کرامت و کبریا و عظمت و نور و ظلمت و وقار قرار داشت. تا آنکه به حجاب جلال رسیدم و با پروردگار خود مناجات کرده، در حضور وی ایستادم…(الیقین 158، و بحارالانوار 398/18) سنن النبی صفحه 377

شب نیمه شعبان

یکی از زنان پیامبر(ص) گوید: رسول خدا(ص) در شبی که نوبت من بود آهسته از رختخواب بیرون رفت به طوری که من نفهمیدم. پس از آنکه بیدار شدم غیرت زنانه مرا در گرفت و پنداشتم که در حجره ی یکی دیگر از زنانش رفته است، ناگاه چشمم به آن حضرت افتاد که مانند جامه ای که بر زمین افتاده باشد، روی انگشتان پا به سجده رفته و در حال سجده می گوید «اصبحت الیک فقیرا خائفا مستجیرا، فلا تبدل اسمی، و لا تغیر جسمی، و لا تجتهد بلائی، و اغفرلی» «پیوسته به تو فقیر و نیازمندم، و همیشه از تو ترسان و به تو پناهنده ام، پس نامم را از زمره ی نیکان برمگردان، و جسمم را تغییر مده، و به آزمون دشوارم میفکن و مرا بیامرز» سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت، شنیدم که این بار میگفت «سجد لک سوادی و خیالی، و آمن بذلک فوادی، هذه یدای بما جنیت علی نفسی. یا عظیم ترجی لکل عظیم. اغفرلی ذنبی العظیم، فانه لا یغفر الذنب العظیم الا العظیم» «جسم و شبح من هر دو برایت سجده کرده و دلم به آن ایمان آورده، اینک این دو دستم (که در پیشگاهت به خاک افتاده) در برابر آن جنایتی که بر خود کرده ام. ای خدای بزرگی که امید به انجام هر کار بزرگی به توست، گناه بزرگ مرا ببخش، که جز خدای بزرگ، گناه بزرگ را نیامرزد» سپس سر از سجده برداشت و برای بار سوم به سجده رفت، شنیدم که می گفت «اعوذ بعفوک من عقابک، و اعوذ برضاک من سخطک، و اعوذ بمعافاتک من عقوبتک، و اعوذ بک منک. انت کما اثنیت علی نفسک، و فوق ما یقول القائلون» «از عذاب تو به گذشتت، و از خشم تو به رضا و خشنودیت، و از کیفر تو به عفو و بخششت، و از ذات مقدست به ذات مقدس خودت پناه می آورم، تو چنانی که خود ثنای خود گفته ای، و برتر از آنی که دیگران می گویند» بعد سر از سجده برداشت و برای بار چهارم به سجده رفت و گفت «اللهم انی اعوذ بنور وجهک الذی اشرقت له السماوات و الارض، و قشعت به الظلمات، و صلح به امر الاولین و الاخرین، ان یحل علی غضبک، او ینزل علی سخطک. اعوذ من زوال نعمتک و فجاة نقمتک، و تحویل عافیتک و جمیع سخطک. لک العتبی فیما استعطت، و لا حول و لا قوه الا بک» «خدایا، به نور و جهت که آسمانها و زمین با آن روشن شده و تاریکی ها با آن زایل گشته و کار اولین و آخرین با آن به صلاح آمده پناه می آورم از اینکه غضبت بر من فرود آید؛ و یا عذابت بر من نازل شود. خدایا، از زوال نعمتت و از عذاب ناگهانیت و تغییر یافتن سلامتی دادنت و از هر خشم و غضبت به تو پناه می آورم. در حد توانم از تو عذر می خوام، و هیچ نیرو و توانی بر ترک و عمل نیست مگر به واسطه ی ذات مقدس تو» چون این حال را از آن حضرت دیدم او را رها کرده، به سرعت به منزل برگشتم به طوری که نفسم به شماره افتاد. رسول خدا(ص) به دنیال من رسید و فرمود: چرا نفست به شماره افتاده؟! عرض کردم: یا رسول الله، نزد شما و ناظر اعمالتان بودم. فرمود: آیا میدانی امشب چه شبی است؟ شب نیمه ی شعبان است که در آن اعمال آدمی معین، روزی ها تقسیم و عمرها نوشته می شود و خدای متعال گناه همه کس را می بخشد مگر مشرک و باجگیر(کینه ورز) و قاطع رحم و شرابخوار و کسی که اصرار بر انجام گناهی دارد و شاعر(بیهوده گو) و کسی که شغل کهانت و غیبگویی را انتخاب کرده است. (اقبال الاعمال 702، لم نعثر علیه فی الفائق) ـــــ مولف: مانند این حدیث از حضرت صادق(ع) نیز نقل شده، لیکن متن دعاها در آن نسبت به حدیث گذشته بسیار تفاوت دارد. زمخشری هم در کتاب «فائق» همان معنی را با حذف دعا روایت کرده است. سنن النبی صفحه 326-329

روح های رسول

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق در باره ی علم امام سوال کرده، گفتم: با اینکه امام در خانه ی خود نشسته و پرده ها انداخته شده چطور از آنچه در اطراف عالم اتفاق می افتد خبر دارد؟ حضرت فرمود: ای مفضل، خداوند در وجود رسول خدا پنج روح قرار داده بود: 1) «روح الحیاة» که با آن جنب و جوش داشت. 2) «روح القوة» که با آن کار و کوشش میکرد. 3) «روح الشهوة» که با آن میخورد و می آشامید و با همسران خود آمیزش میکرد. 4)»روح القدس» که بوسیله ی آن حامل نبوت گشته بود .هنگامیکه رسول وفات کرد «روح القدس» به امام انتقال پیدا کرد، و روح القدس خواب و غفلت و کار بیهوده و باطل ندارد اما این حالات به چهار روح دیگر دست میدهد، وامام بوسیله ی روح القدس آنچه را در عالم است میبیند.(الکافی 272/1، بصائر الدرجات 454، و نقله الحا عن الاختصاص 106/17) سنن النبی صفحه 375

پیامبر و جبرئیل

از امام صادق سوال شد: آن حالت غشوه و بیخودی که به رسول خدا دست میداد آیا هنگامی بود که جبرییل بر آنحضرات نازل میگردید؟ فرمود: نه جبرییل هنگامیکه نزد رسول خدا می آمد بدون اجازه داخل نمیشد و چون خدمت آن حضرت میرسید مانند بنده ای در حضور رسول خدا مینشست. بلکه آن حالت موقعی بود که خدای عزوجل بدون واسطه با آن جناب سخن میگفت.(کمال الدین و تمام النعمه 85، و بحارالانوار 256/18، علل الشرائع 7، و بحارالانوار 256/18، نقلا عن التوحید و العلل) سنن النبی صفحه 374 _______________ ابن شهر آشوب گوید: بصورت شفاهی شنیدم که جبرییل شصت هزار مرتبه بر رسول خدا نازل گردید.(مناقب آل ابی طالب 44/1) ____ رسول خدا ضمن حدیثی فرمود: جبرییل هرسال همه ی قرآن را یک بار بر من میخواند، لیکن امسال (که سال آخر عمر من است) آنرا دوبار بر من خوانده است.(ارشاد القلوب 33) سنن النبی صفحه 374

سخنان علی در باب کودکی پیامبر

فی نهج البلاغه: علی فرمود: از هنگامیکه رسول خدا از شیر گرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان را همراه آنحضرت قرار داد که شب و روز راه مکارم و بهترین اخلاق را به آنحضرت نشان میداد. من همیشه مانند کودکی که بدنبال مادر راه افتد از آنحضرت پیروی کرده و سایه به سایه ی او میرفتم . هر روز از اخلاق خود چیزی برایم آشکار میساخت و مرا امر میکرد تا از او پیروی کنم. در هر سال اوقاتی را در کوه «حرا» مجاور میشد و غیر از من کسی اورا نمیدید. هنگامیکه وحی بر آن حضرت نازل شد ناله ی شیطان را شنیدم. عرض کردم: یا رسول الله، این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش شدن نا امید گردید.(ای علی) آنچه من میشنوم تو میشنوی، و آنچه من میبینم تو میبینی جز آنکه پیامبر نیستی…(نهج البلاغه 300 و 301) سنن النبی صفحه 361

پیامبران همیشه هشیار

پیامبر فرمود:ما گروه پیامبران دیده هایمان میخوابد ولی دلهایمان نمیخوابد،و از پشت سر میبینیم چنان که از پیش رو میبینیم.(بصائر الدرجات:420 ،ح 8) سنن النبی صفحه 20 __________ رسول خدا در خواب میشنید چنانکه در بیداری میشنید.(مناقب آل ابی طالب 124/1) _____ رسول خدا از پشت سر نگاه میکرد چنانکه از پیش رو نگاه میکرد و از پشت سر میدید چنانکه از پیش رو میدید.(مناقب آل ابی طالب 124/1، بصائر الدرجات 420) سنن النبی صفحه 369

ختنه زنان و مردان

رسول خدا فرمود ختنه برای مردان سنت است و برای زنان کرامت.

بدانكه در روز هفتم سنت مؤ كد است ختنه كردن پسران و اگر در روز هفتم نكند هم سنت است بعد از آن تا بالغ شدن طفل و بعد از بالغ شدن برخودش واجبست و بعضى گفته اند نزديك ببلوغ بر ولى طفل واجب است و ختنه كردن دختران نيز سنت است ومستحب است كه اندكى ببرند بسيار نبرند وسوراخ كردن نرمه گوش راست را وبالا گوش چپ از براى پسران سنت است در چند حديث وارد شده است كه ختنه كردن در مردان سنت است و در زنان سنت نيست اما باعث اين ميشود كه نزد شوهران گرامى باشند و چه چيز از اين بهتر ميباشد. در حديث معتبر منقول است كه چون زنان بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هجرت كردند زنى آمد او را ام حبيب ميگفتند وزنان را ختنه ميكرد حضرت فرمود كه اى ام حبيب آن كاريكه داشتى هنوز دارى ؟گفت بلى يا رسول اللّه مگر آنكه نهى فرمائى و من ترك كنم حضرت فرمود كه نه بلكه حلال است بياتا تو را بياموزم كه چه بايد كرد چون ختنه كنى زنان را بسيار به ته مَبُر واندكى بگير كه رو را نورانى تر ورنگ را صاف تر ميگرداند و نزد شوهر عزيزتر ميدارد پس ام عطيه خواهر او آمد كه زنان را مشاطه گى ميكرد حضرت فرمود كه چون زنانرا مشاطه گى كنى براى جلا دادن پارچه هاى جامه بر روى ايشان ماليدن خوب نيست آب روى ايشانرا مى برد و موهاى ديگران را بموهاى ايشان پيوند مكن. در حديث ديگر منقول است كه اول زنى را كه ختنه كردند هاجر مادر اسماعيل بود كه ساره مادر اسحق از روى غضب او را ختنه كرد و باعث زيادتى خوبى او شد و از آنروز سنت جارى شد كه زنانرا ختنه كنند. حلیه المتقین، علامه مجلسی، باب چهارم، فصل دهم در ختنه كردن پسران و دختران و سوارخ كردن گوش ايشان و آداب هر يك.

سنن النبی صفحه 151 (مکارم الاخلاق 229، و الدعوات 283، و المستدرک 149/15، و تهذیب الاحکام 445/7)

ازدواج موقت، سنت رسول الله

بکر بن محمد میگوید: از امام صادق درباره ازدواج موقت پرسیدم، فرمود: من دوست ندارم که مسلمانی بمیرد در حالی که سنتی از رسول خدا مانده باشد و او بدان عمل نکرده باشد.(الفقیه 463/3 و المستدرک 451/14 و بحار الانوار 305/103) سنن النبی صفحه 147

پیامبران به پشت زنان نگاه نمیکنند!

امام صادق در بیان داستان موسی پیامبر (که به دنبال دختر شعیب روان شد تا خدمت شعیب برسد) فرمود که موسی به وی گفت: پشت سر من حرکت کن و راه را به من نشان ده، زیرا ما (پیامبران) مردمی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمیکنیم.

(دعائم اسلام 201/2) سنن النبی صفحه 146

مهر نبوت پیامبر

یکی از معجزات پیامبر که اخبار متواتر بر آن دلالت دارد و کافر و مومن به آن اعتراف نموده اند مهر نبوت است که بر موهای متراکم میان دو کتف ان حضرت نمایان بود.(الخرائج و الجرائج 1/32 ح 29 ، و بحارلانوار 16/174 ،و کمال الدین و تمام النعمه 1/165 و فی کتاب عبدالملک :99) سنن النبی صفحه 20 ____________ علی در جواب پرسش رییس و بزرگ یهود فرمود: مهر نبوت میان دو کتف رسول خدا قرار داشت و بر آن دو سطر نوشته بود: سطر اول “لا اله الا الله” و سطر دوم ” محمد رسول الله”.(الخصال 599) ____ میان دو کتف آن حضرت مهر نبوت قرار داشت که نور آن بر نور آفتاب غلبه داشت و بر آن نوشته بود: ” خدایی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد. هرجا خواستی برو که تو منصور و یاری شده ای.”(مناقب آل ابی طالب 124/1) سنن النبی صفحه 362 ____________ در محجه البیضا گوید: رسول خدا چهارشانه بود و مهر نبوت میان دو کتف آن حضرت نزدیک شانه ی راست او قرار داشت، در آن مهر خالی سیاه متمایل به زردی که اطراف آن را موهای متراکمی مانند یال اسب گرفته بود به چشم میخورد.(المحجه البیضا 156/4) ___ جابربن سمره گوید: مهر نبوتی که میان دو کتف رسول خدا قرار داشت برآمدگی سرخ رنگی به اندازه ی تخم کبوتر بود.(بحارالانوار 180/16) سنن النبی صفحه 363

عرق پیامبر یا عطر؟

سلیم(سلمه فرزند ام سلمه) گوید: روزی رسول خدا بر ما وارد شد و نزد ما به خواب نیمروزی فرو رفت. مادرم شیشه ای آورد و شروع کرد عرق رسول خدا را در آن جمع کردن. آنحضرت از خواب بیدار شد و فرمود: ای ام سلمه، چه میکنی؟ عرضه داشت : این عرق شماست که در عطریات خود داخل میکنیم و این از بهترین اقسام عطرهای ماست. آنحضرت فرمود: درست گفتی.(مجموعه ورام 23) سنن النبی صفحه 368

معجزات و خصلت های پیامبر

پیامبر از راهی نمیگذشت مگر اینکه هر که از انجا عبور میکرد از عطر عرق آن حضرت پی میبرد که ایشان از انجا گذشته است.و به هر سنگ و درختی که می گذشت بر آن حضرت سجده میکرد.(بحار الا نوار 16/172 نقلا عن قصص الانبیاء مکارم الاخلاق:24) سنن النبی صفحه 20 ____________ رسول خدا سایه اش بر زمین نمیافتاد(سایه نداشت)(مناقب ال لبی طالب 1/124 ، روی اکثر هذه المعانی فی الخارئج ایضا ،راجع 221) سنن النبی صفحه 21 ____________ امام باقر فرمود: رسول خدا سه خصلت داشت که دیگران نداشتند: آنحضرت سایه نداشت. از راهی عبور نمیکرد مگر اینکه پس از سه روز کسانی که از آنجا میگذشتند از عطر خوش آن جناب متوجه میشدند که ایشان از آن محل گذشته است. آنحضرت بر هیچ سنگ و درختی نمیگذشت جز آنکه به آن حضرت سجده میکرد.(مکارم الاخلاق 18) سنن النبی صفحه 366 ____________ چون رسول خدا با کسی راه میرفت هر چند که آن کس بلند قد بود، آنحضرت یک سر و گردن از وی بلندتر بنظر میرسید. ____ لباس کوتاه و یا بلند به اندام رسول خدا اندازه بود، چون میپوشید اگر کوتاه بود بلند و اگر بلند بود کوتاه تر میشد، گویا برای آن حضرت بریده شده است.(بحارالانوار 28/160) ___ هنگامیکه رسول خدا بر زمین نرم قدم میگذاشت اثر پایش در آن ظاهر نمیشد و چون بر زمین سفت راه میرفت جای پایش معلوم میگشت.(مناقب آل ابی طالب 126/1) سنن النبی صفحه 368 ___________ پرنده بالای سر رسول خدا پرواز نمیکرد.(مناقب آل ابی طالب 124/1) ____ مگس بر آن جناب نمینشست و حشرات زهر دار و بی زهر به آن حضرت نزدیک نمیشدند.(مناقب آل علی 126/1، مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران) سنن النبی صفحه 369 ___________ رسول خدا هرگز محتلم نشد!!(مناقب آل ابی طالب 125/1) سنن النبی صفحه 370

سرگرم شدن جنیان با کبوتر

امام صادق فرمود: خانه هیچ پیامبری نبود مگر آنکه در آن کبوتری نگهداری میشد، زیرا سفیهان جن با بچه های خانه سر به سر میگذارند، اما وقتی کبوتر در خانه باشد با آنها بازی میکنند و به اهل خانه کاری ندارند.(مکارم اخلاق 131) سنن النبی صفحه 135

سنت های پیامبر اسلام

رسول خدا در سفارشهای خود به ابوذر فرمود: ای اباذر، من لباس زبر و خشن به تن میکنم، روی زمین مینشینم، انگشتان خود را پس از غذا خوردن میلیسم، و بر الاغ بی پالان سوار میشوم و دیگری را نیز در ردیف خود سوار میکنم، پس هرکه از سنت من روی گرداند از من نیست. (مکارم الاخلاق 115، مجموعه ورام 306) سنن النبی صفحه 130

کرامات پیامبر در کودکی

در کتاب مناقب گوید: در حال کودکی آن حضرت ، ماه گهواره ی اورا میجنبانید.(مناقب آل ابی طالب 126/1) __________ در مجمع البیان روایت کرده: رسول خدا ختنه شده از مادر متولد گردید.(مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران، مناقب آل ابی طالب 23/1، و بحارالانوار 299/17) سنن النبی صفحه 358 __________ حلیمه سعدیه (دایه ی آن حضرت) گوید: هرگز رسول خدا را در گرمی آفتاب بیرون نبردم مگر آنکه ابری بر آن حضرت سایه می افکند، و همچنین آنحضرت را ابر از هوای بارانی نگهداری میکرد.(بحارالانوار 341/15) سنن النبی صفحه 359

میزان رشد و نمو پیامبر در کودکی

رشد و نمو یک روزه ی رسول خدا به اندازه ی رشد و نمو یک هفته ی اطفال دیگر، و رشد یک هفته ی او به قدر رشد و نمو یک ماهه ی آنان بود.(کمال الدین 197، بحارالانوار 376/15) سنن النبی صفحه 358

سخن گفتن پیامبر به هنگام تولد

علی ضمن حدیثی فرمود: “محمد از شکم مادرش به زمین آمد، دست چپ را بر زمین نهاد و دست راست را به سوی آسمان بلند کرد و لبها را به وحدانیت خدا حرکت میداد…”(الاحتجاج 223) _________ آمنه مادر رسول اکرم فرمود: چون فرزندم بر زمین قرار گرفت به سمت کعبه به سجده افتاد و در حالیکه دستها را بسوی آسمان بلند کرده، به پروردگارش زاری نمود…(بحارالانوار 326/15) سنن النبی صفحه 357 _________ در بحار روایت کرده: مردم از گهواره ی آن حضرت صدای تسبیح و حمد و ثنا بر خدای متعال میشنیدند.(بحارالانوار 293/15) سنن النبی صفحه 358

نخستین چیزی که خدا آفرید چه بود؟

فی البحار، عن ریاض الجنان لفضل الله بن محمود الفارسی، جابربن عبدالله انصاری گوید: به رسول خدا عرضه داشتم: اول چیزی که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود: نور پیغمبر تو ، ای جابر! خداوند آنرا آفرید و سپس هر خوبی و خیری را از آن آفرید.(بحارالانوار 24/15) __________ و فیه: عن جابر پیغمبر خدا فرمود: نخستین چیزی که خداوند آفرید نور من بود، که آنرا از نور مقدس خودش ایجاد کرد و از جلال عظمت خودش مشتق نمود.(بحارالانوار 24/15) سنن النبی صفحه 355

شرم پیامبر به هنگام خلا رفتن از دو فرشته همراه

رسول خدا در سفارشات خود به ابوذر فرمود: ای اباذر، از خدا شرم بدار، که من -سوگند به خدایی که جانم بدست اوست- چون به بیت الخلا میروم لباس خود را بر سر میکشم ، زیرا از دو فرشته ای که با من هستند شرم میکنم.(امالی الطوسی 147/2، و مجموعه ورام 307، و مکارم الاخلاق 465) سنن النبی صفحه 186

پیامبر کلید گنج های زمین را از خدا قبول نمیکرد

امام باقر به محمد بن مسلم فرمود: ای محمد، شاید پنداری که رسول خدا از روزی که خداوند را مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود کسی آن حضرت را-اگرچه یکبار- دیده باشد که در حال تکیه دادن غذا خورده باشد؟ ای محمد شاید گمان کنی که رسول خدا از روزی که خداوند اورا مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود سه روز پیاپی از نان گندم سیر خورده باشد؟آنگاه حضرت پاسخ خود را چنین داد: نه، به خدا سوگند تا روزی که خداوند جان اورا قبض نمود سه روز پایپی از گندم سیر نخورد. البته نمیگویم آن حضرت دسترسی به آن نداشت، بلکه گاهی به یک مرد صد شتر میبخشید؛ و اگر میخواست بخورد حتما میتوانست. همانا جبرییل سه بار کلید گنجهای زمین را نزد آن حضرت آورد و اورا در انتخاب آن مخیر ساخت بدون آنکه خداوند چیزی از پاداش اخرویی که برای او آماده ساخته بکاهد، ولی او در هر بار تواضع و فروتنی در برابر پروردگارش را {بر تمام گنجهای زمین} بر میگزید. هرگز چیزی از او درخواست نشد که در پاسخ «نه» بگوید. اگر داشت میبخشید و اگر نداشت میفرمود: به خواست خدا انجام خواهد شد.(امالی الطوسی 303/2) سنن النبی صفحه 175

آیا فالوده پاکیزه هست یا نه؟

روزی اصحاب آن حضرت فالوده ای آوردند، حضرت با ایشان از آن میل فرمود و پرسید: این از چه درست شده است؟ گفتند: روغن و عسل را به هم می آمیزیم و همینچیزی که مشاهده میفرمایید بدست می آید. فرمود: این غذای پاکیزه ای است! __ این خبر با آنچه که در کتاب محاسن روایت شده که «برای امیرمومنان فالوده آوردند و آن حضرت میل نکرد و فرمود: یادم آمد که رسول خدا فالوده نخورد پس من نیز نمیخورم» منافات دارد. (المیزان 326/6) سنن النبی صفحه 169

آفریده شدن شرابخواران از شعله ای از آتش

سلیمان بن جعفر گوید: بر حضرت امام رضا وارد شدم و در برابر آن حضرت خرمای برنی بود که با جدیت و اشتهای کامل از آن میخورد، و به من فرمود: ای سلیمان، نزدیک بیا و بخور. من هم با آن حضرت از آن خوردم و عرض کردم: فدایت شود، میبینم از این خرما با اشتهای کامل میل میکنید! فرمود: بلی، من آنرا بسیار دوست دارم. گفتم : چرا؟ فرمود: زیرا رسول خدا، امیر مومنان، امام حسن، امام حسین، امام زین العابدین، امام باقر، امام صادق و پدرم همه، خرما را بسیار دوست داشتند و من نیز بسیار خرما دوستم و شیعیان ما نیز بسیار خرما دوست اند، زیرا از سرشت ما آفریده شده اند، و دشمنان ما-ای سلیمان- شراب مست کننده را دوست دارند، زیرا آنان از شعله ای از آتش آفریده شده اند.(الکافی 346/6) سنن النبی صفحه 168

انحراف دلها

نعمان گوید: رسول خدا(ص) صف های نماز ما را چنان مرتب و منظم می کرد که گویی چوب های تیر را جفت و جور می کند و فکر می کرد که ما از این کار او غافلیم. روزی به مسجد آمد و به نماز ایستاد، چون خواست تکبیرة الاحرام بگوید متوجه شد که مردی سینه اش جلوتر از سایرین است. فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه میان دلهایتان اختلاف خواهد افتاد. (مجموعه ورّام 267) _____ ابن مسعود گوید: رسول خدا(ص) هنگام نماز دست بر شانه های ما می گذاشت و می فرمود: منظم بایستید و کج و راست نایستید که دلهایتان نیز کج و راست خواهد شد. (مجموعه ورّام 267 ، الاصول الستة عشر 66 و 152) سنن النبی صفحه 251