‹
قرآن، سوره آل عمران (3) آیه 66
آیه پسین: سوره آل عمران (3) آیه 67
آیه پیشین: سوره آل عمران (3) آیه 65
ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
ها أنتم هؤلاء حاججتم فيما لكم به علم فلم تحاجّون فيما ليس لكم به علم و اللّه يعلم و أنتم لا تعلمون
Ha antum haola-i hajajtum feema lakum bihi AAilmun falima tuhajjoona feema laysa lakum bihi AAilmun waAllahu yaAAlamu waantum la taAAlamoona
هان اي اهل کتاب ، گرفتم که در آنچه بدان علم داريد مجادله تان روا باشد ، چرا در آنچه بدان علم نداريد مجادله مي کنيد ؟ در حالي که خدا مي داند و شما نمي دانيد
هان شما بهوش باشيد گيريم كه در آنچه به آن علم داريد محاجه كرديد، اما چرا در آنچه به آن علمى نداريد مجادله مى كنيد؟ و خداوند مى داند و شما نمى دانيد.
آنچه ميدانستيد دربارهاش بحث و گفتگو كرديد، چرا درباره چيزى كه از آن اطلاع نداريد، بحث و انتقاد مىكنيد؟ خدا مىداند و شما نميدانيد.
آگاه باشید! شما کسانی هستید که درباره آنچه به آن آگاهی داشتید می ادله و ستیز کردید، [ستیز شما یهودیان با نصاری این بود که مسیح، فرزند خدا نیست، و ستیز شما نصاری با یهودیان این بود که عیسی دارای مقام نبوّت است و ایمان به او واجب است،] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهی ندارید [و آن آیین ابراهیم است] می ادله و ستیز می کنید؟! و خدا می داند و شما نمی دانید.
هان شما اهل كتاب آن گروهى هستيد كه با يكديگر خصومت كرديد در باره آن مطالبى كه شما را به آن دانشى هست پس چرا مجادله مىكنيد در باره چيزى كه نيست شما را به آن دانشى و خدا (ى اين ابراهيم) مىداند و شما نمىدانيد
هان، شما [اهل كتاب] همانان هستيد كه در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتيد محاجه كرديد؛ پس چرا در مورد چيزى كه بدان دانشى نداريد محاجه مىكنيد؟ با آنكه خدا مىداند و شما نمىدانيد.
شما همان كسانى هستيد كه درباره چيزى هم كه به آن وقوف داشتيد به مجادله برخاستيد، پس چرا درباره چيزى كه نمىدانيد مجادله مىكنيد؟ خدا مىداند و شما نمىدانيد.
آگاه باشيد شماييد آن گروه كه محاجه كرديد در چيزى [از احوال ابراهيم] كه بدان علم داشتيد. پس چرا در آنچه شما بدان علم نداريد [از احوال وى] محاجه مىكنيد؟ و خدا مىداند و شما نمىدانيد.
آگاه باشيد شما آنهائيد كه مجادله كرديد در آنچه بود مر شما را بآن دانش پس چرا مجادله كنيد در آنچه نيست مر شما را بآن دانش و خدا مىداند و شما نميدانيد
بهوش باشيد شما [ييد] آن گروه كه در آنچه به آن علم داريد، احتجاج ورزيديد، پس چرا در چيزى كه به آن علم نداريد، احتجاج مىورزيد؟ و خدا مىداند و شما نمىدانيد
شما کسانی هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید؛ چرا درباره آنچه آگاه نیستید، گفتگو میکنید؟! و خدا میداند، و شما نمیدانید.
هان! شما همانهاييد كه در باره آنچه بدان دانشى داريد- در باره عيسى (ع) حجت آورديد و ستيزه كرديد، پس چرا در باره آنچه هيچ دانشى بدان نداريد- در باره ابراهيم (ع)- حجت مىسازيد و ستيزه مىكنيد؟! و خداى مىداند و شما نمىدانيد.
آگاه باشيد شما آنهائيد كه مجادله كرديد در آنچه بود مر شما را بان دانش پس چرا مجادله كنيد در آنچه نيست مر شما را بان دانش و خدا ميداند و شما نميدانيد
اينك شما ستيزه كرديد در آنچه شما را است علمى بدان پس چرا ستيزه كنيد در آنچه نيستتان علمى بدان و خدا مى داند و شما نمى دانيد
گیرم در آنچه میدانید شما را مجادله روا باشد، چرا در آنچه علم ندارید جدل و گفتگو به میان آورید؟! و خدا (همه چیز را) میداند و شما نمیدانید.
شما درباره آنچه مي دانستيد، مجادله کرده ايد؛ چرا درباره چيزهايي که نمي دانيد، مجادله مي کنيد؟ خدا مي داند، درحالي که شما نمي دانيد.
Here you are, those (who) argued/quarreled in what for you knowledge with it (you are knowledgeable in), so why do you argue/quarrel in what is not for you with it knowledge (you are not knowledgeable in)? And God knows and you do not know.
Verily, you are those who have disputed about that of which you have knowledge. Why do you then dispute concerning that which you have no knowledge? It is Allah Who knows, and you know not.
Ha, you are the ones who dispute on what you know; why then dispute you touching a matter of which you know not anything? God knows, and you know not.
Lo! You are the ones who would argue about that which is known to you; but why do you argue about something which is unknown to you? Yet God knows [it], whereas you do not know:
Gij, die immer twist omtrent zaken, welke gij kunt weten, waarom strijdt gij omtrent zaken, die gij niet kunt weten. God weet, maar gij weet niet.
Here you have debated in what you knew; so why then do you debate in what you do not know? God knows while you do not know.
Ecco, già polemizzate su ciò che conoscete, perché dunque intendete polemizzare su ciò di cui non avete conoscenza alcuna? Allah sa e voi non sapete.
Verily, you are those who have disputed about that of which you have knowledge. Why do you then dispute concerning that which you have no knowledge? It is Allah Who knows, and you know not.
Вы были людьми, которые препирались относительно того, что им известно. Почему же теперь вы препираетесь относительно того, что вам неизвестно? Аллах знает, а вы не знаете.
Ведь именно вы спорили о том, что вам известно. Так почему же [теперь] вы спорите о том, что вам неизвестно? Аллах знает [истину], а вы не знаете.
Behold! you are they who disputed about that of which you had knowledge; why then do you dispute about that of which you have no knowledge? And Allah knows while you do not know.
Lo! ye are those who argue about that whereof ye have some knowledge: Why then argue ye concerning that whereof ye have no knowledge? Allah knoweth. Ye know not.
Here ye are, disputing about what ye have some knowledge of; why then do ye dispute about what ye have no knowledge of? God knows and ye know not.
İşte siz böyle insanlarsınız! Hakkında biraz bilginiz olan şeyde çekişmeye girdiniz. Peki, hakkında hiçbir bilginiz olmayan şeyde neden tartışmaya giriyorsunuz? Allah bilir ama siz bilmezsiniz.
Indeed, you have disputed about that which you have knowledge. Why then dispute about that of which you have no knowledge? Allah knows and you do not know.
You argued in matters of which you had knowledge (with Moses and about Jesus); why dispute in matters that you know nothing about? Indeed Allah knows and you don’t.
You have argued about things you knew; why do you argue about things you do not know? GOD knows, while you do not know.
Lo! ye are they who dispute about that in which ye have knowledge; but why dispute ye about that of which ye have no knowledge? God hath knowledge, but ye know nothing.
Behold ye are they who dispute concerning that which ye have some knowledge in; why therefore do ye dispute concerning that which ye have no knowledge of? God knoweth, but ye know not.
Behold ! you are those who disputed about that whereof you had some knowledge. Why then do you now dispute about that whereof you have no knowledge at all ? ALLAH knows and you know not.
Seht doch! Ihr seid es ja, die über das stritten, wovon ihr Kenntnis hattet. Warum streitet ihr denn über das, wovon ihr durchaus keine Kenntnis habt? Allah weiß, ihr aber wisset nicht.
Вы – те, кто спорить может лишь о том, ■ О чем у вас имеется познанье. ■ К чему же спорить о вещах, ■ О коих нет у вас познанья никакого? ■ Поистине, Господь владеет всем познаньем, ■ Вы ж не владеете ничем.
Ий китабий кәферләр ни өчен Мухәммәд г-м белән тартышасыз аның хак пәйгамбәр икәнен белә торып? Аң булыгыз бу эшегез сезнең өчен бик ямандыр! Әмма Ибраһимнең кайсы диндә икәнен белмичә тартышуыгыз тагын да кабахәт эшдер. Ибраһимнең динен Аллаһ белүчерәк ләкин сез белмисез.
دیکھو ایسی بات میں تو تم نے جھگڑا کیا ہی تھا جس کا تمہیں کچھ علم تھا بھی مگر ایسی بات میں کیوں جھگڑتے ہو جس کا تمہیں کچھ بھی علم نہیں اور خدا جانتا ہے اور تم نہیں جانتے
سن لو! تم وہی لوگ ہو جو ان باتوں میں بھی جھگڑتے رہے ہو جن کا تمہیں (کچھ نہ کچھ) علم تھا مگر ان باتوں میں کیوں تکرار کرتے ہو جن کا تمہیں (سرے سے) کوئی علم ہی نہیں، اور اﷲ جانتا ہے اور تم نہیں جانتے،
‹