مسیح

بسیاری از مردم در مورد مسیحیان تنها از اسلام و مسلمانان آموخته اند نه از خود مسیحیان. این بی ارتباط با ممنوع بودن فعالیتهای دینی برای مسیحیان در ایران از نظر قانونی نیست.jesus

این دسته سخنان را که هر دینی پیامبر خودش را دارد، مثلا یهودی موسی را دارد، مسیحی عیسی را دارد، زرتشتی زرتشت را دارد، ماهم مسلمانیم و محمد را داریم، و همگی یک خدا را میپرستیم را حتما شنیده اید نه؟‌

اگر شما فکر میکنید مسیح پیامبر مسیحیان است، باید خودتان را آماده کنید که با یک واقعیت بسیار عجیب و غریب آشنا شوید. آن واقعیت این است، اگر در هر گوشنه از دنیا، یک مسیحی را پیدا کنید و از او بپرسید آیا پیامبر تو مسیح است، او با تعجب به شما خواهد نگرسید و فکر خواهد کرد که شما از پشت کوه آمده اید و چیزهای خیلی ابتدایی راجع به مسیحیت را نمیدانید.

چون مسیح برای مسیحیان یک پیامبر نیست، بلکه او خود خداست. تقریبا تمام مسیحیان از جمله پروتستانها و کاتولیکها که ارتودوکسها که جمعیتشان بیش از ۲ میلارد تن است، باور به به سه‌گانگی (تثلیث، یا Trinity)‌ دارند. آنها معتقدند عیسی مسیح خود خدا بود که به شکل انسان ظاهر شد و وجود او سه وجه دارد، خدا، مسیح، و روح القدس. دیده میشوند افرادی را که اینرا باور نمیکنند و می‌پرسند مگر میشود کسی معتقد باشد مسیح خدا بوده باشد‌؟‌ نخست اینکه چرا نشود مگر شما خودتان امام و جن و فرشته ندارید ساختن موهومات که مالیات ندارد. دوم اینکه بله حالا که شده. سوم اینکه فراموش نکنید دین دیگران همیشه خنده دار است. برای من در زندگی شخصی بسیار پیش آمده است که خدا بودن مسیح در مسیحیت را برای همزبانی تعریف کرده ام و او فکر کرده است که من شوخی میکنم یا مسیحیانی که من آنها را دیده ام شوخی میکردند. این البته خوب یک شوخیست ولی مسیحیان عمیقا به این اعتقاد دارند.

تمام آموزه های مسیحیت از جمله کتاب مقدسشان انجیل بر سه‌گانگی استوار است. اگر نمیدانستید بدانید که فروش انجیل کتابی که میلیاردها انسان از در طول بیش از دو هزاره آنرا کتابی مقدس و از سوی خدا میدانسته اند چگونه میتواند ممنوع باشد؟‌ ممنوع بودن انجیل هیچ معنایی ندارد جز اینکه ملایان میدانند خوانده شدن انجیل میتواند به انواع و اقسام دلایل مختلف به اسلام ضربه بزند. گروهی ممکن است اسلام را ترک گفته و مسیحی شوند، گروهی ممکن است با یاوه یافتن انجیل قرآن را نیز یاوه بیاوند و گروهی ممکن است پرسشها و شک های جدید در ذهنشان ایجاد شود. این است که از روی دگرستیزی و فرومایگی به خود حق داده اند پرفروش ترین کتاب تاریخ بشریت را در میان ۸۰ تن انسان ممنوع کنند. ملایان بجای متقاعد کردن آدمها سعی میکنند دسترسی آنها به اطلاعات را ممنوع کنند. واقعیت این است که میان انجیل و قرآن در آموزه ها و شرح وقایع و باورها تفاوت بسیار است.

شوربختانه است که ملایان در نادان نگه داشتن مردم سرزمینمان در مورد سایر ادیان بسیار موفق بوده اند. آنها میدانند که شناخته شدن ادیان کار آنها را دشوار میکند. مسیحیان آنگونه که مسلمانان به محمد و قرآن نگاه میکنند به مسیح و انجیل نگاه نمیکنند. به آیه زیر توجه کنید:

قرآن، سوره المائدة (5) آیه 73

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.

آنان که گفتند : الله سومين سه خداست ، کافر شدند در حالي که هيچ خدايي جز الله نيست اگر از آنچه مي گويند باز نايستند به کافران عذابي دردآور خواهد رسيد.

همانطور که گفته شد همه مسیحیان به تثلیث باور داشته اند، در آیه بالا محمد نه تنها کسانی را که تثلیث را باور داشته اند با شدید ترین و روشن ترین لحن کافر (کافر کیست؟)‌ خطاب میکند بلکه آنها را تهدیدی عملی نیز میکند، به آنها میگوید حق سخن گفتن در مورد تثلیث را ندارند، از آنجا که رفتار محمد با دشمنانش بسیار شدید و خشونت آمیز بود، روشن است که این عذاب محمد قصد داشت خود به آنها وارد آورد چنان که بر دیگران وارد آورد.

در نتیجه از آنجا که قرآن سه‌گانگی را کفر میداند، چون اکثریت قاطع مسیحیان بهسه‌گانگی باورمندند، میتوان گفت اکثریت قاطع مسیحیان از نظر اسلام کافرند و حق بیان باورهای دینی خود را ندارند. رفتار مسلمانان با مسیحیان در طول تاریخ نیز جز این نبوده و در زمان حال نیز جز این نیست. به نظر میرسد در جامعه زمان محمد یهودیان بیشتر از مسیحیان بودند بنابر این دانش محمد در مورد مسیحیت به اندازه یهودیت نبود، لذا برخلاف آنچه مسلمانان تصور میکنند دین او بیشتر شبیه بازگشتی به یهودیت است تا تداومی بر مسیحیت. برای نمونه یهودیان گوشت خوک نمیخورد ولی شراب مینوشند، مسیحیان هم گوشت خوک میخورند هم شراب مینوشند، مسلمانان نه خوک میخورند نه شراب مینوشند.

اگر دین را به اساطیر، شریعت و جهانبینی تقسیم کنیم، اسلام هر سه را دارد، اما مسیحیت شریعتی به اندازه و همانند اسلام ندارد. به بند زیر از انجیل توجه کنید:

جان ۱۸ – ۳۶

Jesus said, «My kingdom is not of this world. If it were, my servants would fight to prevent my arrest by the Jewish leaders. But now my kingdom is from another place.»

مسیح گفت «پادشاهی (حکومت)‌ من این دنیایی نیست. اگر می‌بود آنگاه خدمتگذارانم برای دستگیر نشدن من با روسای یهودی میجنگیدند. حکومت من از جایی دیگر است.»

این بند از انجیل روشن میکند که او چرا همچون پدر بشریت سقراط، برای هدفی والاتر تسلیم حکم حکومتی اعدام خود میشود. این بخش از انجیل گفتگوییست میان مسیح و پونتیوس پیلاطس حاکم رومی اشغالکننده یهودا که خود از اهل حکومت و پادشاهیست، مسیح خیال او را جمع میکند که حتی نگران شورش او و یارانش در دفاع از خود نیز نباشد. این گفتگو مقدمه ایست بر به صلیب کشیده شدن مسیح. مسیح هرگز به دنبال حکومت نبود. مسیح به دنبال حکومت و قدرت نبوده است. از این رو جدا ماندن مسیحیت از حکومت هرگز تناقض جدی با آموزه های انجیل نداشته است. اما اسلام هرگز اینچنین نیست جدایی اسلام از سیاست اگر محال نباشد بسیار دشوار تر است چون محمد در زمان خود حاکمی خشن و ظالم بود. از این رو دین اسلام نیز همانطور که اسلامگرایان به درستی میگویند بسیار سیاسی است. به بند دیگری از انجیل نگاه کنید.

مارک ۱۲ – ۱۷

Then Jesus said to them, «Give back to Caesar what is Caesar’s and to God what is God’s.» And they were amazed at him.

مسیح به آنها گفت «عطا کنید به سزار (قيصر) آنچه مال قیصر است و به خدا آنچه مال خداست»

این گفته مسیح که «عطا به سزار»  خوانده میشود در طول تاریخ بارها بعنوان جمله ای خلاصه برای بیان نظر مسیحیت در مورد حکومت و سیاست استفاده شده است. مسیح این را در مقابل این پرسش مطرح میکند که آیا بر یهودیان شایسته است که به رومیان که سرزمینشان را اشغال کرده اند مالیات دهند؟ مسیح که فراموش نکنید از نظر خود نویسندگان انجیل نیز خداست در اینجا کار دنیا را از کار دنیای دیگر جدا میسازد.

مقایسه اسلام با مسیحیت در بیشینه موارد قیاس معالفارق است. درس گرفتن از تاریخ مسیحیت با هدف روشنگری و آرایش و پیرایش فرهنگ و فکر اجتماع میتواند سودمند باشد اما باید پذیرفت مسیحیت هم در نظر و هم در عمل بسیار متفاوت از اسلام است. از جمله اینکه:

  • مسیح انجیل با شاگردان خود مینشست،‌ شراب و غذا میخورد با آنها از عشق و دوستی سخن میگفت. مسیح همچون محمد نبود. محمد دست به قتل، ترور، شکنجه، تجاوز، و دزدی زد. محمد یک فرمانده جنگی بود و از همین رو دینی رزمجو پدید آورد. مسیح شخصیتی مدارا و مهربان در انجیل دارد چون او خود خداست. از مهمترین دستورات مسیح به مردم نیز همسایه ات را دوست بدار است، که ایشان قبل از الجار ثم الدار فاطمه زهرا گفته بودند.
  • مسیحیت امروزی جنازه مسیحیت دیروز است. مسیحیت در دوره روشنگری و بعد از آن مورد انتقاد شدید بزرگترین فلاسفه و اندیشمندان و ادبای تاریخ در اروپا و امریکا به زبانهای مختلف قرار گرفت. نقدهای که نیچه، ولتر، اسپینوزا، راسل، فورباخ، دیوید هیوم، جان لاک به هر آنچه رنگی از مسیحیت داشت این دین را بگونه ای اخته کرده است. بگونه ای که دستکم دیگر نمیتواند با زور کاری کند. و الا مسیحیت و آنچه اکنون باقیمانده اش بخشی از شهر روم اروپا است یعنی واتیکان در دوران انگیزاسیون و تاریخ سیاه اروپا بلایی بر سر بشریت، یهودیان، اندیشمندان و اقلیتها و مردم معمولی آورد که از خونآلود ترین برگهای تاریخ هستند. اسلام هنوز قربانی چنین دوره روشنگری نشده است، و شاید به دلیل توحش و خشونتی که اسلام از خود نشان میدهد هیچوقت نشود.
  • مسیحیان معتقد نیستند که انجیل بر مسیح نازل شده است. انجیل کتابیست که چندین تن آنرا نوشته اند. اناجیل نوشته افرادی هستند که ماهیگیر، کشاورز، فیلسوف، عابد و خلاصه انواع مختلفی از آدمها بوده اند که هر یک به بیان خود سخن گفته اند. بنابر این انجیل برای مسیحیان واژه به واژه دیکته شده به یک فرد معصوم و بیخطا نیست، بلکه مجموعه کتابهاییست که یکجا کتاب مقدس خوانده میشوند. بنابر این عمل به انجیل در میان انبوه مسیحیان چندان خریداری ندارد چون انجیل یک کتاب دستور العمل نیست.
  • مسیحیان کتاب تورات که کتاب یهودیان است را همانگونه که یهودیان قبول دارند در آنچه کتاب مقدس خوانده میشود می آورند. اگر روزی کتاب مقدسی بدستتان بیاید بدانید عهد عتیق همان تورات و عهد جدید افزوده مسیحیت بر آن است. مسیحیان بنابر این یهودیت را همانطور که یهودیان میبینند قبول دارند. اما مسلمانان میگویند ما مسیحیت را بعنوان یک دین قبول داریم با این تفاوت که انتشار انجیل کتاب مقدس مسیحیت ممنوع است، و همچنین اصلی ترین باور مسیحیت یعنی تثلیث کفر است و حق گفتن آنرا ندارند.

اما جد از این ها آیا مسیح نیز مانند نوح و آدم یک اسطوره است یا اینکه واقعا شخصی با روزی با چنین مشخصاتی روی زمین راه رفته است؟ بیشتر آنچه امروز مسیحیان امروز بدان باور دارند مجموعه باورهاییست که در زمان کنستانتین بزرگ امپراطور روم حدود سه قرن پس از آنچه میلاد مسیح دانسته میشود شکل گرفت. او برای رسیدن به اهداف سیاسی نیاز به دینی جدید داشت، همچون محمد که نیاز به اسلام داشت و صفویان که نیاز به تشیع داشتند و هنری هشتم پادشاه انگلیس که نیاز به پروتستانتیزم داشت. عیسی طبق باور مسیحیت در واقع مسیح یهودی ها بود که آنها او را نپذیرفتند. در زمان حیات وی رومی ها محل زندگی او اسراییل فعلی را اشغال کرده بودند. یهودیان به مسیح باور نمی‌آورند و تقاضای اعدام او را از حکام روم بر مناطق خویش میکنند از این رو مسیح به خواست یهودیان ولی به رسو رومیان یعنی با به صلیب کشیده شدن کشته میشود. اینبود که رومیان قرنها بعد از این ماجرا خبر داشتند و کنستانتین با گرد هم آوردن انجیل نویسان آنچه امروز انجیل است را فراهم می‌آورد.

کنستانتین که براستی میتوان وی را بنیانگزار مسیحیت دانست در زمان حیات خود پرقدرت ترین انسان روی زمین نمی‌بود دستکم در رده چندتهای نخست بود. او فردی بسیار خشن و بیمار نیز بود. او دستور میدهد پسر بیست و چند ساله اش را با به جوش آوردن اعدام کنند. سخن در این مورد بسیار است و کتابها در این باره توسط منتقدین غربی مسیحیت نوشته شده است اما آنچه جالب است در مورد مسیحیت امروزی این دین ساختگی بدانید این است که به دلیل رومی بودن ریشه های این دین و اینکه رومیان پیش از مسیحی شدن میتراییست یا خورشید پرست بودند تشابهات عجیبی میان این دو هنوز باقیست. مسیحیت به دلیل اینکه مسیح را خدا میداند بسیار شبیه ادیان غیر سامی است و یادآور یونان یا روم باستان است، از اینروست که یهودیان و مسلمانان با تثلیث مشکل دارند آنها نمیتوانند بپذیرند که مسیح مانند آپولو و ژوپیتر و بقیه بوده باشد.

مسیحیان عامی مثل مسلمانان عامی از این واقعیت ها که نشان میدهد دینشان ساختگی و دروغین است و نه از طرف خدا بلکه توسط زورمندان بوجود آمده است نا آگاهند، برخی از این تشابهات از این قرارند:

  • مسیحیان همچون مهر پرستان روز یکشنبه را روز تعطیل میدانند و در روز یکشنبه به کلیسا میروند. این یک باور میتراییستی نیز بود. جالب است که نام روز یکشنبه در زبان انگلیسی امروزی «Sunday» است که یعنی «روز خورشید».
  • در موارد بسیار متعددی اکنون در کلیساهایی مانند سن لکنت و سنتا پریسکا در روم زیر کلیساها معابد میتراپرستی کشف شده است که نشان میدهد برخی آداب مسیحی را در این معابد پیاده میکردند
  • تاریخ تولد مسیح دقیقا همان روز تاریخ تولد میتراست یعنی روز بیست پنجمم دسامبر
  • شمع روشن کردن در کلیسا نیز یک سنت میتراییست، معابد میترایی نیز مانند کلیسا ها تاریک بودند و آنان در نیایشها و آداب خود بسیار از شمع استفاده میردند.
  • میترا هم یک خدا بود نه فقط یک انسان یا یک پیامبر

جالب است بدانید در دوره رونسانس نقاشان و هنرمندان دوباره از سبکهای هنری روم باستان برای ساخت آثار خود استفاده میکردند. برای نمونه مسیح را همچون هرکول با بدنی ماهیچه ای و باشگاه برو طراحی میکردند. رومیان و یونانیان باستان لخت بودن را پاک بودن میدانستند چون میگفتند انسان لخت می آید و لخت میرود لذا لختی خالص ترین حالت انسان است. از این رو پس از رونسانس فرشته ها و پیامبران را بدون شرت و تنبان نقاشی میکردند یا از سنگ میتراشیدند. در دوره هایی از تاریخ مسیحیت کشیشان با این انحراف بسیار مبارزه کردند تا جایی که آلت تناسلی را اگر مجسمه بود میبریدند و اگر نقاشی بود با رنگ پنهان میکردند.

جدا از آداب و رسوم مسیحیان شخصی که برای مسیح هم در انجیل و هم قرآن آمده است نیز قلابی به نظر میرسد. بسیاری از ویژگیهایی که به مسیح نسبت داده میشود پیش از دوران حیات مسیح در ادیان دیگر به اساطیر و شخصیتهای دینی دیگران نسبت داده میشد. در کتابی با نام مسیح کافران که نویسنده آن یک استاد مسیحی است نویسنده پس از برشمردن این تشابهات فراوان میگوید که او به مسیح باور دارد اما شک دارد که او وجود داشته بوده باشد.

اینکه کسی ادعای خدایی کند در میان مسلمانان بسیار ابلهانه به نظر میرسد،‌ ولی هم در تاریخ هم در زمان حال در بسیاری از فرهنگها خدا بودن یک انسان طبیعیست. سخن پایانی اینکه خدا بودن یک انسان تحقیر انسانیت است، انسان نمیتواند خدا باشد چون انسان بودن برتر از خدا بودن است. نخستین برتری انسان بر خدا این است که انسان موجود است و خدا معدوم. دگر برتری های انسان چندین بودن است، انسان تنها نیست، خدا بیچاره تنهاست، و البته چند قرنیست مرده است.