مغالطات منطقی


بخش ویژه مغالطات زندیق – مغالطات شاخه ای دیرین از منطق است که به بررسی و شناخت خطاهای رایج در استدلال میپردازد. این بخش از زندیق با هدف گسترش خردگرایی (خردگرایی چیست) به توضیح و آموزش در مورد برخی از مغالطات منطقی مشهور می‌پردازد. شناخت مغالطات منطقی میتواند یک شخص را در شناخت درست از نادرست از طریق آشنایی با استدلالنما ها یاری دهد.

یک استدلال خوب دستکم باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:

  1. ساختار منطقی و درستی دارد
  2. میان فرض(ها) و حکمش ارتباط وجود دارد
  3. به اندازه کافی برای اثبات فرضهایش دلیل میآورد
  4. فرضها بطور بسنده ای حکم را پشتیبانی میکنند
  5. میتواند به قویترین انتقادها از خود پاسخ بدهد

استدلالهای مغالطه آمیز معمولا چند یک از شرایط بالا را زیر پا میگذارند،‌ دسته بندی مغالطات در زیر به ترتیب مربوط به شرایط یاد شده است. (۱)

مغالطاتی پیرامون به ساختار استدلال

  • مصادره به مطلوب - این مغلطه زمانی شکل میگیرد که شخصی برای اثبات حکمی استدلالی بیاورد اما آن حکم را در فرضهای استدلال خویش نیز درست فرض کند.

مغالطات پیرامون به بی ارتباطی فرض با حکم

  • اسکاتلندی واقعی - زمانی صورت میگیرد که فردی ادعایی کلی در مورد گروهی از آدمها مطرح میکند و وقتی که مثالی نقض از میان همان گروه به وی داده میشود بجای پس گرفتن ادعای کلی خود سعی میکند معنی واژه را تغییر دهد و تفسیری جدید از آن بیان کند که این تفسیر رایج و مورد توافق طرفین نیست.
  • توسل به محبوبیت یا اکثریت - زمانی صورت میگیرد که محبوبیت یک گزاره و یا مورد پذیرش بودن آن توسط اکثریت بعنوان دلیلی برای درستی آن ارائه میشود.
  • استدلال از سکوت - زمانی انجام میگیرد که فردی سکوت فرد یا افراد دیگر را شواهدی کافی برای نتیجه گرفتن گزاره یا گزاره هایی قطعی قرار دهد، در حالی که لزوماً ارتباط منطقی بین آن سکوت و نتایج ادعا شده وجود ندارد.
  • توسل به مرجعیت - هنگامی صورت میگیرد که تلاش شود درست بودن ادعایی را با نقل قول کردن از شخصی (حقیقی یا حقوقی) که در مورد موضوع آن ادعا دارای مرجعیت نیست، اثبات کنند.

مغالطات پیرامون به نامقبولیت

  • معمای غلط - هنگامی رخ میدهد که شخصی از طرف مقابلش پرسشی را بصورت چند گزینه ای مطرح کند و اینطور وانمود کند که پاسخ پرسش تنها در میان گزینه های ارائه شده است اما بتوان گزینه های دیگری را نیز برای آن پاسخ در نظر گرفت.
  • مغلطه ترکیب - زمانی رخ میدهد که درستی حکمی در ارتباط با یک کل مبتنی بر درستی آن حکم در ارتباط با اجزاء آن کل باشد و انتقال مشروع آن حکم از اجزاء به کل میسر نباشد.
  • توسل به نادانی - زمانی رخ میدهد که شخصی ادعا کند گزاره ای درست یا نادرست است زیرا خلاف آن اثبات نشده است یا اینکه طرف مقابل مناظره از اثبات خلاف آن عاجز است.

مغالطات پیرامون به بسنده بودن

  • قیاس مع الفارق - زمانی شکل میگیرد که در تمثیلی حد اوسط چشمگیر نباشد، به زبان دیگر تشابهات زیادی وجود نداشته باشند یا تفاوت های عمده و سرنوشت سازی بین حد اصغر و اکبر وجود داشته باشد که در نتیجه حکم دخیل باشند اما شخص مغالط آنها را در نظر نگرفته است.
  • مغلطه تعاقب - مغالطه تعاقب زمانی رخ میدهد که صرف تعاقب یعنی رخ دادن رویدادی پس از دیگری سبب شود آن دو رویداد در رابطه علیت قرار گرفته و علت و معلول فرض شوند.

مغالطات پیرامون به مقام دفاع

  • مغلطه مغلطه بافی! - زمانی شکل میگیرد که شخصی بدون شناخت مغالطات و بدون مشخص کردن نوع یک مغالطه طرف مقابل را محکوم به مغلطه کردن میکند.
  • توسل به نتیجه باور - بطور کلی این مغلطه هنگامی رخ میدهد که شخصی در مقام دفاع بجای حمله منطقی به استدلال یا ادعای طرف، متوسل به نتیجه ادعای حریف خود میشود و آنرا به این دلیل که در صورت درستی عواقب بدی خواهد داشت رد میکند.
  • حمله به آدم پوشالین - بطور کلی زمانی این مغلطه صورت میگیرد که طرف مغالط استدلال و ادعای طرف مقابل خود را تحریف کند تا رد آن را بر خود آسانتر کند.
  • خودت هم همینطور - این مغلطه هنگامی رخ میدهد که نتیجه گیری می‌شود ادعای شخصی نادرست است زیرا یا ادعای انتقادی که او وارد کرده است بر خود وی نیز وارد است یا ادعای او با آنچه که وی پیشتر گفته ناسازگاری دارد.
  • حمله شخصی - در این مغالطه یک ادعا یا استدلال با استناد به حقیقتی بی ارتباط (با ادعا و یا استدلال) در مورد کسی که آن ادعا یا استدلال را ارائه داده است، رد میشود. همچنین میتوان گفت در مغلطه حمله شخصی، بجای حمله به استدلال یک شخص، به شخصیت او اعتراض میشود و با پر رنگ کردن یک نقطه قابل اعتراض، تلاش میشود که استدلال آن شخص و ادعایش به حاشیه رانده شود.

۱) این نوع دسته بندی مغالطات برداشته از کتاب Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer چاپ ششم است.
بالا