نادره افشاری
همهٔ نوشتههای Arash_Bikhoda
مقدمه ای بر مذهب شیعه اسلامی
تاریخ عقاید شیعه اثنی عشری Moojan Momen
برگردان گاتها، موبد رستم شهرزادی
شریعتی راه یا بیراه
اسلام و مبانی حکومت
سهروردی و مکتب اشراق
شیر دادن برای محرم شدن
عایشه میگوید
روزی سهله بنت سهیل به پیش پیامبر خدا آمد و گفت: ای رسول الله! من در صورت ابو حدیبه نوعی انزجار و ناراحتی می بینم از اینکه سلیم(که یک هم پیمان است) وارد خانه مان شود (به دلیل اینکه نامحرم است!)، پیامبر خدا از آنرو فرمود: به او شیر بده (تا محرم شود)! وی گفت: من چگونه میتوانم به او شیر دهم در حالی که او یک مرد بالغ و بزرگ است؟ پیامبر خدا خندید و گفت: من میدانم که که او یک مرد جوان است. عمر در نقل خود این را می افزاید که او در جنگ بدر شرکت کرد و در نقل ابن عمر کلمات اینچنین هستند: پیامبر خدا خندید.
حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ، وَابْنُ أَبِي عُمَرَ، قَالاَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَيْلٍ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَرَى فِي وَجْهِ أَبِي حُذَيْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ – وَهُوَ حَلِيفُهُ . فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم » أَرْضِعِيهِ » . قَالَتْ وَكَيْفَ أُرْضِعُهُ وَهُوَ رَجُلٌ كَبِيرٌ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَقَالَ » قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ رَجُلٌ كَبِيرٌ » . زَادَ عَمْرٌو فِي حَدِيثِهِ وَكَانَ قَدْ شَهِدَ بَدْرًا . وَفِي رِوَايَةِ ابْنِ أَبِي عُمَرَ فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم
صحیح مسلم، کتاب 17 حدیث 33
باب رضاعه الکبیر شماره 1453
سخنان محمد با اجساد و تقلب مسلمانان در تقسیم غنائم
منقول است از ابن شهاب: صحبت در مورد جنگهای پیامبر(که جنگیده بود) بود و به هنگام صحبت از جنگ بدر پیامبر گفت: «وقتی که دسته ی مشرکان به داخل خندق افتاده شدند، پیامبر خدا به آنها گفت: » آنچه را که خدایتان وعده داده بود را راست یافتید؟» عبدالله گفت: «برخی از اصحاب پیامبر گفتند: «ای رسول خدا! تو مردمان مرده را خطاب قرار داده ای» پیامبر خدا جواب داد «آنها بهتر از آنچه شما میشنوید سخنان مرا میشنوند» تعداد مردان مسلمانی که از قبیله قریش در جنگ بدر جنگیدند و غنیمتشان را گرفتند به 81 نفر میرسید، ولی هنگام تقسیم غنائم تعدادشان شد 101 مرد.اما خدا بهتر میداند (که جریان چه بود) صحیح بخاری، جلد 5، کتاب 59، شماره 360
لخت دویدن موسی برای اثبات سلامت
منقول است از ابوهریره: رسول الله فرمود: حضرت موسی فردی خجالتی بود و بخاطر محجوب بودنش بدنش را کاملاً می پوشاند. یکی از اسرائیلیان وی را با گفتن اینکه: وی برای این بدنش را اینچنین می پوشاند که مریضی پوستی دارد، یا شاید جذام و فتق بیضه و یا نقص هایی دیگر. آزرد. الله خواست وی را از چیزهایی که مورد میگویند رهایی بخشد، بنابراین یک روز که موسی تنها بود، لباسهایش را درآورد و بر روی سنگی قرار داد و شروع به حمام گرفتن کرد. وقتی حمام کردنش تمام شد به سوی لباسهایش رفت تا تا آنها را بپوشد ولی سنگ لباسهایش را گرفت و فرار کرد! موسی عصایش را برداشت و به دنبال سنگ دوید و میگفت: ای سنگ! لباسهایم را پس بده! تا به گروهی از بنی اسرائیلیان رسید که وی را لخت دیدند، و وی را بهترین مخلوقی که خداوند خلق کرده یافتند و خداوند او را از آنچه متهمش میکردند بری ساخت. سنگ ایستاد و موسی لباسهایش را برداشت و پوشید و و شروع به زدن سنگ با عصایش کرد. به قدرت الله سنگ هنوز نشانه هایی از آن زدن دارد، سه، چهار و یا پنج نشانه. این چیزیست که الله در گفتارش به آن اشاره میکند: «ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی که موسی را آزردند نباشید، و خدا او را از آنچه به او نسبت میدادند بری کرد و او در نزد خداوند محترم و آبرومند بود (سوره 33، آیه 69) صحیح بخاری، جلد 4، کتاب 55، شماره 616
همدستگی سگ و خر و زن و مبطلات نماز
ابوهریره گزارش میدهد: پیامبر الله گفت: یک زن، یک خر و یک سگ سیاه (در صورت عبور از جلوی کسی که نماز میخواند) نماز را باطل میکند ولی چیزی مانند پشتی زین (اگر جلوی کسی که نماز میخواند قرار گیرند) از آن جلوگیری میکند(مانع از باطل شدن نماز میشود) صحیح مسلم، کتاب 004، شماره 1034 ابوذر نقل کرده است: پیامبر الله گفت: وقتی یکی از شما به نماز می ایستد و جلوی روی او چیزی به بلندی(به اندازه) پشت زین وجود دارد و او را می پوشاند، اگر چیزی به اندازه ی پشت زین وجود ندارد، نمازش با گذشتن یک خر، زن و یا یک سگ سیاه باطل خواهد شد. من گفتم: ای ابوذر، چه چیزی در سگ سیاه وجود دارد که او را از سگ قرمز و زرد متمایز میکند؟ وی گفت: «ای برادر زاده! من از پیامبر خدا(ص) همان چیزی رو که تو از من میپرسی پرسیدم، و وی گفت: سگ سیاه یک شیطان است.» صحیح مسلم، کتاب 004، شماره 1032
ارتباط ماتحت زنان یک قبیله با قیامت
منقول است از ابوهریره: رسول الله گفت: ساعت(قیامت) برقرار نخواهد شد تا هنگامی که باسن های زنان قبیله داوس در هنگام گشتن به دور ذی الخلصه تکان میخورد. ذی الخلصه بت قبیله داوس بود که در زمان جاهلیت قبل از اسلام آن را می پرستیدند. صحیح بخاری، جلد 9، کتاب 88، شماره 232
عمر حکم محمد در مورد ازدواج موقت را عوض میکند!
جابر بن عبدالله گزارش میدهد:
ما با دادن یک کف دست خرما یا آرد به عنوان مهریه در هنگام زندگی رسول خدا و حکومت ابوبکر ازدواج موقت میکردیم تا زمانی که عمر آن را بخاطر عمر بن حریث ممنوع کرد.
صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3249
ابو ندره میگوید: وقتی که من به همراه جبیر بن عبدالله بودم، مردی به پیش وی آمد و گفت که ابن عباس و ابوزبیر بر سر دو نوع متعه(حج تمتع و ازدواج موقت با زنان) اختلاف نظر دارند، بر آن اساس جبیر گفت: ما هر دوی اینها را در زمان زندگانی رسول الله انجام میدادیم. سپس عمر ما را از انجام آنها منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم. صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3250
ابن اوریج میگوید: عاتی خبر داد که جبیر بن عبدالله برای حج عمره آمد، و ما به منزلش آمدیم و مردم در مورد چیزهای مختلف از او پرسیدند، و به ازدواج موقت اشاره کردند، و بر این اساس گفت: «بلی! در طول حیات پیامبر و خلافت ابی بکر و عمر ما از ازدواج موقت سود برده ایم» صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3248
رسول خدا فرمود: اٌیما رجل و امراه توافقا فعشره ما بینهما ثلاث لیال فان احباان یتزایدا او یتتارکا یعنی هر مرد و زنی که توافق کردند زندگی موقت آن دوتا سه شب است پس از آن اگر دوست داشتند بر آن افزوده یا از هم جدا میشوند. صحیح بخاری ج۳ ص ۱۶۴ عبد الله بن مسعود روایت می کند که: ما در کنار رسول خدا میجنگیدیم و همسر نداشتیم گفتم بهتر نیست خود را اخته کنیم ؟رسول خدا ما را از این کار بازداشت . سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامعه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود در آوریم . عبد الله سپس این آیه را تلاوت کرد که : یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین یعنی ای اهل ایمان پاکیزه هایتان را که خداوند برای شما حلال کرده حرام نکنیدکه خداوند تعدی کنندگان را دوست نمیدارند. سوره مائده آیه ۸۷ صحیح بخاری ج ۳ ص ۸۵ ـــ صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۴ ص ۱۰۲۲ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۰۰مسند احمد ج ۱ ص ۴۲۰ و در حاشیه آن گوید:ابن مسعود به این حکم عمل میکرد . جابر بن عبدالله روایت میکند که: در همه دوران رسول خدا و ابوبکر مقداری گندم می دادیم و ازدواج موقت میکردیم تا آنکه عمر به خاطر کاری که عمر بن حریث انجام داده بود آن را منع کرد . صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۵ ص ۱۰۲۳ ـــ شرح نووی ج ۹ ص ۱۸۳ ـــ کنز العمال ج ۸ ص ۲۹۳ مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۵۰۰ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۳۷ ــ مسند احمد ج ۳ ص ۳۰۴ عطا از جابر بن عبد الله نقل می کند که : ما در زمان رسول خدا و ابوبکر وعمر ازدواج موقت میکردیم تا انکه در اواخر خلافت عمر ـ عمربن حریث ـ با زنی ازدواج موقت کرد . (راوی میگوید : جابر بن عبدالله نام زن را برد و من فراموش کردم ) آن زن باردار شد و خبرش به عمر رسید . او را خواست و پرسید چه کسی را شاهد بوده ؟ (عطا گوید :نمی دانم گفت : مادرم یا ولی اش ) عمر که می ترسید فریبی در کار باشد گفت : چرا غیر آنها نبودند. مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۲۹۶ عمر بن خطاب گفت : متعتان کانت علی عهد رسول الله و انا انهی عنهما و اعاقب علیهما : متعه الحج و متعه النساء یعنی :دو متعه در زمان رسول خدا جاری بود و من از آن دو تا نهی می کنم و بر انجام آن کیفر میکنم : متعه حج و متعه زنان تفسیر قر طبی ج۲ص۳۷۰ ــ تفسیر فخر رازی ج۲ ص۲۰۱ـ کنز العمال ج۸ ص۲۹ از عبدالله بن عمر بن خطاب مردی شامی پرسید ؟ چه می گویی در متعه نساء گفت : البته حلال است گفت : خلیفه پدرت آز آن نهی نموده عبد الله گفت : پیغمبر امر فرموده اگر پدرم نهی نموده قطعا امر پیغمبر مقدم است بر نهی پدرم و من مطیع امر رسول الله می باشم. مسند احمد جزء دوم ص ۹۵ ـ جامع الاصول
اجازه ازدواج موقت در جنگ
منقول است از عبدالله:
ما در جنگ های مقدس پیامبر شرکت میکردیم و هیچ زنی با خودمان نداشتیم. بنابراین به پیامبر گفتیم: «آیا ما باید خودمان را اخته کنیم؟» ولی پیامبر ما را از این کار منع کرد و از آن پس به ما اجازه با زنان ازدواج موقت (متعه) کنیم، حتی اگر شده با هدیه کردن یک لباس، سپس وی خواند:»ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای خوبی را که خدا برایتان حلال کرده را بر خود حرام نکنید.»
صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 139
زنان از نظر محمد ناقص العقل هستند
منقول است از ابو سعید الخدری: پیامبر فرمود: مگر چنین نیست که شهادت یک زن برابر نیمی از شهادت یک مرد است؟ زن گفت: بلی. پیامبر فرمود: دلیل آن کمبود عقل در زنان است. صحیح بخاری، جلد 3، کتاب 48، شماره 826
مردان زن صفت در خانه عمر
منقول است از ابن عباس: پیامبر نفرین کرد مردان زن صفت را و زنانی را که شباهت مردان را دارند. وی همچنین گفت: «آنها را از خانه هایتان بیرون کنید» وی فلان و فلان کس را از خانه بیرون کرد و عمر نیز فلان و فلان کس را. صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 82، شماره 820
معامله موسی با خدا
منقول است از ابوهریره:
فرشته ی مرگ بسوی موسی فرستاده شد و وقتی که بسوی وی رفت موسی شدیداً وی را مورد ضرب قرار داد و یکی از چشمهایش را درآورد. فرشته بسوی پروردگارش برگشت و گفت: «تو مرا بسوی بنده ای فرستاده ای که نمیخواهد بمیرد» الله چشمش را به او بازگرداند و گفت: «برگرد و به او(موسی) بگو که دستش را بر روی پشت یک گاو نر قرار دهد و وی اجازه خواهد داشت سالهایی به تعداد موهایی که زیر دست او میرود زندگی کند» (پس فرشته به سوی موسی رفت و این را به وی گفت) و موسی پرسید: «ای خدای من! پس از آن چه؟» وی گفت: «پس از آن خواهی مرد» وی گفت: «بگذار الآن مرگ به سراغم بیاید» وی از الله درخواست کرد که او را به نزدیک سرزمین مقدس به مسافتی نزدیک بیاورد. پیامبر خدا فرمود: «اگر آنجا بودم به شما قبر موسی را در نزدیکی تپه ی قرمز شنی نشان میدادم.»
صحیح بخاری، جلد 2، کتاب 23، شماره 423
غشی بودن پیامبر
جبیر بن عبدالله خبر میدهد:
رسول خدا(ص) رسول خدا در حالی که لنگی به دور کمرش بسته بود به همراه مردم سنگ برای کعبه می آورد. عموی وی، عباس به او گفت: «ای برادرزاده! اگر جامه پایینی خود را درآوری و آن را روی شانه ات در زیر سنگها قرار دهی بهتر خواهد بود.» پیامبر لنگ را در آورد و آن را روی شانه اش نهاد و ناگهان افتاد و غش کرد. نقل کننده ی حدیث میگوید: «هرگز پس از آن روز پیامبر عریان دیده نشد.»
وَحَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ، حَدَّثَنَا زَكَرِيَّاءُ بْنُ إِسْحَاقَ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ، قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، يُحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَنْقُلُ مَعَهُمُ الْحِجَارَةَ لِلْكَعْبَةِ وَعَلَيْهِ إِزَارُهُ فَقَالَ لَهُ الْعَبَّاسُ عَمُّهُ يَا ابْنَ أَخِي لَوْ حَلَلْتَ إِزَارَكَ فَجَعَلْتَهُ عَلَى مَنْكِبِكَ دُونَ الْحِجَارَةِ – قَالَ – فَحَلَّهُ فَجَعَلَهُ عَلَى مَنْكِبِهِ فَسَقَطَ مَغْشِيًّا عَلَيْهِ – قَالَ – فَمَا رُؤِيَ بَعْدَ ذَلِكَ الْيَوْمِ عُرْيَانًا .
صحیح مسلم، کتاب 003، حدیث 33، شماره 0671
جلد اول کتاب الحیض حدیث شماره 340
قدرت جنسی محمد
منقول است از انس:
پیامبر با همه ی زنانش در یک شب سکس میداشت، و وی نه زن داشت.
صحیح بخاری، جلد 7، کتاب 62، شماره 6

برخورد محمد با دزدان دیگر
منقول است از ابوغلابه:
اناس گفت: تعدادی از افراد قبیله عقل یا اورینه به مدینه آمدند و آب و هوای مدینه بهشان نساخت. بنابراین پیامبر بهشان دستور داد که به یک گله شتر شیرده بروند و از شیر و ادرار شترها بنوشند(به عنوان درمان پزشکی). بنابراین آنها به دستور پیامبر عمل کردند و وقتی حالشان خوب شد چوپان پیامبر را کشتند و شترها را رم دادند/بردند. این خبر فردا صبح به پیامبر رسید و وی مردانی را برای پیگیری فرستاد و آن افراد دستگیر شده در هنگام ظهر آورده شدند. پیامبر دستور داد دستها و پاهایشان را قطع کنند(این کار انجام شده بود) و چشمانشان با تکه ای آهن گداخته داغ شده بود. آنها در غار حرا گذاشته شده بودند و وقتی که درخواست آب کردند آبی به آنها داده نشد. ابوغلابه گفت: آن مردان برای دزدی و جنایت، کافر شدن پس از اسلام آوردن و جنگ علیه الله و رسولش مجازات شدند.
صحیح بخاری، جلد 1، کتاب 4، شماره 234
قد حضرت آدم چقدر بوده است؟
ابوهریره از این گفته ی پیامبر خبر داد که: خداوند تبارک و تعالی، آدم را با فکر خود و با قدی به بلندی شصت ذرع (حدود 3 کیلومتر) ساخت، و چون او را ساخت به او دستور داد به گروهی از فرشتگان که آنجا بودند سلام کند و به واکنش آنها گوش فرا دهد، برای اینکه این سلام داد او و فرزندانش را شکل خواهد داد. سپس او رفت و گفت: «درود بر شما!» فرشتگان گفتند: «درود و رحمت خداوند بر تو باد» و آنها «رحمت خداوند» را هم اضافه کردند. بنابراین هرکس که وارد بهشت شود شکل ادم به خود خواهد گرفت، سپس مردمان پس از او که او را دنبال کردند کوتاه تر شدند تا به اندازه امروزی رسیدند.»
صحیح مسلم، کتاب 040، شماره 6809
گفتگوی بهشت و دوزخ
از ابو هریره منقول است:
پیامبر فرمود: بهشت و جهنم با هم بحث کردند و جهنم گفت: «به من امتیاز داشتن ستمگران و متکبران داده شده است» بهشت گفت: «پس من چی؟ چرا فقط انسان های ضعیف و حقیر وارد من میشوند؟» بر این اساس الله به بهشت گفت: «تو رحمت و بخشش من هستی که من به هر کس از بندگانم که بخواهم ارزانی میکنم.» سپس الله به جهنم گفت: «تو مجازات من هستی که من هر کدام از بندگانم که را که بخواهم با تو تنبیه میکنم. و هر کدام از شما گنجایش این را خواهد داشت» برای جهنم، این پر نخواهد شد تا هنگامی که الله پایش رو روی آن خواهد گذاشت و جهنم خواهد گفت: «کافیست! کافیست!» در آن هنگام جهنم پر خواهد شد و قسمت های مختلفش به هم نزدیکتر خواهند شد.
و الله با هیچ کدام از بندگانش با بی انصافی رفتار نخواهد کرد. و برای بهشت، الله مخلوق دیگری را برای پر کردن آن خلق خواهد کرد.
صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 373
پایان جهنم چگونه است؟
منقول است از اناس ابن مالک:
پیامبر فرمود: آتش جهنم تمام مدت خواهد گفت: کسان دیگری هم برای آمدن هستند؟ تا زمانی که خدای قدرت و افتخار پای خود را روی آن بگذارد و آتش خواهد گفت: کافیست، کافیست. به قدرت و افتخارت! و تمام پهلوهای آن به هم خواهد آمد (آتش منقبض و خاموش خواهد شد)
صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 78، شماره 654
پیامبر کجا وحی میگرفته است؟
در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند «ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم. باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.» ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد. وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت. بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»
بخاری، جلد 5، کتاب 57، شماره 119
هرکس در مقابل نظام بایستد کشتنش واجب است!
یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام امام عادل بایستد. کشتن او واجب است. و زخمی اش را باید زخمی تر کرد که کشته شود… این حکم اسلام است چیزی نیست که تازه آورده باشم. یهان 29 شهریور 1360 موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی و اصلاح طلب امروزی
ارتداد و آزادی
سید حسین هاشمی
تفکرات تنهایی
تاریخ در ادبیات
فضایل امامان به روایت امام صادق
امام صادق(ع) فرمود: براستی خدا عزوجل ما را آفرید و خوب آفرید و صورتگری کرد و خوب تصویر نمود و ما را خزانه داران خود ساخت در آسمان و زمینش، درخت برای ما سخن گفت و بوسیله عبادت ما خدا عزوجل پرستش شد و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمیشد. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 368
لنگ را شل ببندید که آلت پیدا نشود
رسول الله(ص)، نهی کرد از اینکه مردی با دست چپ غذا بخورد یا با یک صندل راه برود و یا لنگی را محکم بر بالای ران هایش ببندد جوری که اندام های تناسلیش را در دید بگذارد.
الموطأ، امام مالک 49.4.5















