همهٔ نوشته‌های Arash_Bikhoda

صحیح بخاری

ار معتبر ترین کتابهای حدیث در نزد اهل تسنن و مورد توجه اسلامشناسان و محققان:

ترجمه فارسی برای صحیح بخاری وجود ندارد.

sahih-bokhari

از صحیح بخاری در یاوه‌نامه:

صحیح مسلم

برگردان کاملی از صحیح مسلم به فارسی وجود ندارد، تنها مختصری از آنرا میتوانید در اینجا بیابید.

sahih-muslim.jpg

نسخه کوتاه شده به پارسی:

مختصری از صحیح مسلم

از صحیح مسلم در یاوه‌نامه:

تعمیم شتاب زده

مغلطه تعمیم شتابزده  با واژه ها و عبارات «تعمیم ناروا و Hasty generalization» نیز شناخته میشود.

واژه تعمیم متضاد واژه تخصیص، و به معنی کلیت بخشیدن، بسط دادن، وسعت بخشیدن، گسترش دادن و در این سیاق چیزی جزئی را به کل نسبت دادن است.

شرح مغلطه حمله شخصی

مغلطه «تعمیم شتابزده» هنگامی رخ میدهد که ادعایی از اجزائی معدود و ناکافی به کلی که شامل آن اجزا هستند تعمیم داده میشود.

برای این مغالطه میتوان الگوی زیر را در نظر گرفت

1- نمونه آماری S که شمار اجزائی ناکافی دارد از جمعیت آماری P جدا میشود

2- حکمی با استناد به اینکه آن حکم بر نمونه آماری S  صدق میکند، به کل جمعیت آماری P ارتباط داده میشود

این مغلطه شباهتی با مغلطه ترکیب دارد، و آن این است که در هر دو خصیصه ای از اجزاء به کلی که مرکب از آن اجزاء است تخصیص داده میشود، اما تفاوت این دو مغلطه در این است که در برخی موارد میتوان خصیصه ای از اشیاء را به کل تخصیص داد، برای نمونه میتوان گفت استدلال زیر استدلال درستی است

  1. تک تک آدمهای زنده اسپانیایی دارای جرم هستند
  2. پس همه آدمهای زنده اسپانیایی دارای جرم هستند

به عبارت دیگری گاهی طرفین مناظره توافق دارند که در مورد خاص مورد بحث میتوان از خصایص برخی اجزاء خصایص کل را دانست، برای نمونه به دلیل اینکه نظر سنجی از کل افراد یک کشور ممکن نیست، در عمل معقول است که نظر تعدادی کافی از افراد آن کشور را نزدیک به نظر کل افراد آن کشور فرض کرد. اما نکته ای که حضور تعمیم شتابزده را در میان سایر مغالطات موجه میکند، نکته نهفته در این پرسش است که شمار نمونه آماری باید حداقل چقدر باشد تا بتوان خوانش آماری درستی از خصایص اجزاء بدست آورد؟

نظر چند شیرازی را باید بررسی کرد تا فهمید شیرازی ها راجع به فردوسی چه فکر میکنند؟

چند سیب از یک جعبه سیب را باید بررسی کرد تا فهمید این جعبه سیب ارزش خرید دارد یا نه؟

یک داروی جدید را روی چند بیمار باید آزمایش کرد تا فهمید خطراتی برای سایر بیماران ندارد؟

این پرسش از اهمیت بسیار بالایی در مباحث مربوط به آمار برخوردار است و هرگاه آماری جمع آوری میشود باید دقت کرد که نمونه آماری واقعاً نماینده کل جمعیت باشد، و از شرایط بسیار مهم برای معتبر بودن آماری که ارائه میشود این است که شمار نمونه آماری آن متناسب با ادعایی که مطرح میشود، و همچنین شمار کل جمعیت آماری باشد. نمونه های آماری با شمار کوچک، معمولاً کل یک جمعیت آماری را نمایندگی نمیکنند.

دلیل مغالطه آمیز بودن حمله شخصی

دلیل مغلطه آمیز بودن تعمیم شتابزده بسیار روشن است. حکمی که بر اجزاء حاکم است لزوماً بر کلی که مشتمل بر تمام آن اجزاء هست حاکم نیست، و افزون بر این یک ادعای آماری

چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟

حمله شخصی در شخصیت بسیاری از افراد بعنوان استدلالی معتبر در مخالفت با ایده ها و انتقادات حک شده است و از رایج ترین شیوه های «استدلال» کردن در میان عوام و لمپنها است و برخی از افراد در حمله شخصی تبحر دارند و به این خیلی افتخار میکنند که میتوانند با حملات شخصی، طرف مقابل را «ساکت» کنند، یا آنقدر اطلاعات راجع به شخصیت کسی دارند که با کوبیدن او میتوانند تمام توجه را از استدلالها و باورهای او به سمت شخصیت منفی او منحرف کنند. هنگامی که با یک حمله شخصی روبرو میشویم میتوانیم از شخصیت خود دفاع کنیم و نشان دهیم که آنچه پیرامون شخصیت ما قابل اعتراض پنداشته شده واقعاً قابل اعتراض نیست و ناشی از یک سوء تفاهم است. یا اینکه شیوه ای مشابه را پیش گیریم و ما نیز به شخص مقابل حمله کنیم. اما هیچیک از این دو توصیه نمیشود زیرا این دو مناظره را از مسیر خود خارج میکند و بجای پرداختن به استدلالها و نقد، رد یا پذیرش آنها ما را به مسائل بی ارتباط مشغول میکند و تفاهم و یا شناختی ایجاد نمیکند.

بهترین راه برای مقابله با این مغالطه آن است که از شخص مقابل بپرسیم «پس استدلال من چه شد؟ چرا به استدلال من پاسخ ندادی؟»، این پرسش ممکن است وی را به مسیر اصلی مناظره بازگرداند. اگر این کارگر نیافتاد بهتر است برای وی توضیح دهیم که اگر مسئله ای قابل اعتراض نیز در شخصیت ما وجود داشته باشد این مسئله بی ارتباط به استدلال ما است و همه آدمها حتی بدترین آنها نیز میتوانند گاهی افکار درستی داشته باشند، پس وقتی با یک فکر و ادعا یا استدلال روبرو میشویم بهتر است بجای نقد گوینده، نویسنده یا اندیشمند، گفتار، نوشته یا اندیشه او را نقد کنیم. بعنوان آخرین تلاش برای بازگرداندن مناظره به مسیری درست میتوان به وی گفت که «من برای شنیدن قضاوتهای شما راجع به شخصیتم پیش شما نیامده ام، اینکه شما در مورد شخصیت من چه قضاوتی میکنید برای من اهمیتی ندارد، من برای شما استدلال کردم و شما یا باید استدلال من را قبول کنید یا نشان دهید که غلط است.

البته روشن است که معرفی کردن این مغلطه به طرف مقابل و آوردن مثال برای وی بیش از هر چیز میتواند به او در تشخیص و خود داری از تکرار آن یاری کند.

مثال

1

سودابه – آدمهایی که در نیم کره جنوبی کره زمین زندگی میکنند آدمهای شروری هستند

کاوه – از کجا میدانی؟

سودابه – بر اساس تجربه شخصی، من خودم با چند نفر از آنها روبرو شده ام

2

کاوه – مردم ما طرفدار جمهوری اسلامی هستند

سودابه – چطور به این نتیجه رسیدی؟

کاوه – به دلیل حضور انبوهی از مردم در خیابان ها در تظاهرات بیست و دو بهمن

3

سودابه – زنها خودشان دوست دارند خانه دار باشند

کاوه – از کجا معلوم؟

سودابه – من خودم واقعاً دوست ندارم کار کنم، مادرم هم همینطور

4

کاوه – مردم بلغارستان خیلی آدمهای خشن و بد اخلاقی هستند

سودابه – مگر چه شده؟

کاوه- دیشب در اخبار صحنه هایی از قتل یک آدم و تماشای دیگران در بلغارستان را نشان داد

5

سودابه – ایرانیان لوس آنجلس یک مشت آدم سطحی و نادانند

کاوه – از کجا فهمیدی؟

سودابه – به کانالهای تلویزیونی ایرانی در لوس آنجلس نگاه کن

6

کاوه – مسلمانها آدمهای فرهیخته ای هستند

سودابه – چطور؟

کاوه –

7

کاوه – علی میرفطرس کتاب بسیار خوب و مستندی در مورد تاریخ اسلام دارد که بسیار ارزنده و قابل توجه است.

سودابه – علی میرفطرس آدم قابل اعتمادی نیست او پیش از انقلاب کمونیست بوده و حالا سلطنت طلب شده!

برای مطالعه بیشتر

1- شخص ستیزی

2- دانشنامه فلسفی دانشگاه استنفورد

http://plato.stanford.edu/entries/logic-informal/#One

3- ویکیپدیا

http://en.wikipedia.org/wiki/Ad_hominem
4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 172.

5- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 200.

توسط آرش بیخدا

پاسخ به پرسشهای بزرگ، استفن هاوکینگ

برگردان به پارسی – آرش بیخدا

هیچ چیز بزرگتر یا قدیمیتر از کائنات (Universe) وجود ندارد. پرسشهایی که مایلم در مورد آنها صحبت کنم اینها هستند:

  • ما از کجا آمده ایم؟
  • کائنات چگونه بوجود آمد؟
  • آیا ما در کائنات تنها هستیم؟
  • آیا حیات در جاهای دیگر کائنات هم وجود دارد؟
  • آینده نسل بشر چیست؟

تا دهه 1920 همه فکر میکردند که کائنات ثابت است و در طول زمان تغییری نمیکند. سپس کشف شد که کائنات در حال گسترش یافتن است. کهکشانهای دور در حال فاصله گرفتن از ما هستند، و این بدان معنی است که در گذشته به یکدیگر نزدیکتر بودند. اگر ما به گذشته برگردیم، در می یابیم که در حدود 15 میلیارد سال پیش همه کائنات روی یکدیگر هموار بوده است. و این همان مهابنگ و آغاز کائنات است.

اما آیا چیزی قبل از بیگ بنگ وجود داشته است؟ اگر وجود نداشته پس چه چیزی کائنات را بوجود آورده؟ چرا کائنات اینگونه توسط بیگ بنگ بوجود آمد؟ ما فکر میکردیم که تئوری کائنات قابل تقسیم شدن به دو بخش است. نخست قوانینی همچون معادلات مکس ول و نسبیت عام که تکامل کائنات را با توجه به موقعیت کائنات در تمام فضا در یک زمان نشان میدادند.  و دوم اینکه هیچ پرسشی در مورد حالت ابتدائی کائنات وجود نداشت.

ما پیشرفتهای خوبی در مورد بخش نخست داشته ایم و اکنون قوانین تکامل (کائنات) را در مورد همه شرایط به استثنای شرایط خاص (extreme) میدانیم. اما تا همین چند وقت پیش چیزهای بسیار کمی در مورد شرایط ابتدای کائنات میدانستیم. هرچند این تقسیم بندی، یعنی قوانین تکامل و شرایط ابتدائی مبتنی بر این باور است که فضا و زمان جدا و مستقل از یکدیگرند. در شرایط خاص، نسبیت عام و تئوری کوانتومی به زمان این اجازه را میدهند که همچون بُعد دیگری از فضا رفتار کند. این تمایز بین زمان و فضا را از بین میبرد، و باعث میشود که قوانین تکامل کائنات بتوانند شرایط ابتدائی آنرا نیز تشریح کنند. کائنات میتواند ناگهان خود را از هیچ بوجود بیاورد. (1)

ما همچنین میتوانیم این احتمال را محاسبه کنیم که کائنات در مراحل مختلفی بوجود آمده است. این پیش بینی ها کاملاً در توافق با مشاهدات ماهواره WMAP از تابش زمینه کیهانی که یک نقشه از شرایط ابتدائی کائنات است میباشند. ما فکر میکنیم که مسئله اسرار آمیز خلقت را حل کرده ایم. شاید باید آنرا به ثبت  برسانیم و از بقیه بخاطر هستیشان پول بگیریم (شوخی).

من اکنون به پرسش دوم میپردازم: آیا ما تنهاییم، یا در کائنات حیات در جایی دیگر و از نوعی دیگر نیز وجود دارد؟ ما معتقدیم که حیات ناگهان بر روی زمین شکل گرفت، بنابر این ممکن است که در سیاره های دیگری که شرایط مناسب برای شکل گیری حیات دارند نیز شکل بگیرد، و سیاره های بسیار زیادی در کهکشان وجود دارند.

اما ما نمیدانیم حیات ابتدا چگونه شکل گرفت. ما دو مورد شواهد در مورد ابتدای حایت داریم. نخستین یک فسیل از سرخسی است که 3.5 میلیارد سال پیش بوجود آمده است. زمین 4.6 میلیارد سال پیش شکل گرفته است و احتمالاً در نیم میلیارد سال اول بسیار داغ بود. بنابر این حیات در آن نیم میلیارد سالی بوجود آمد که ممکن بود بوجود بیاید، که این در مقایسه با 10 میلیارد سالی که تشکیل سیاراتی مثل زمین ممکن بود بسیار کوتاه است. این همچنین نشان میدهد که احتمال شکل گیری حیات بسیار بالاست. اگر این احتمال پایین بود انتظار آن میرفت که شکل گیری حیات بخش بیشتر از آن 10 میلیارد سال را شامل شود (دیر تر انجام گیرد).

از سوی دیگر به نظر نمیرسد که موجودات فضایی پیش ما بیایند. من گزارش هایی که از اشیاء ناشناس پرنده (UFO) را نمیپذیرم. چرا این اشیاء باید فقط به آدمهای عجیب غریب و نوابیغ ظهور کنند؟ اگر (اینطور که آنها میگویند) حکومت ها سعی میکنند این گزارش ها را پنهان کنند و آنها را برای دانش و تحقیقات علمی پنهان خود استفاده کنند، به نظر میرسد که بطور خاصی در انجام این سیاست بد عمل کرده اند. همچنین علی رغم جستجوهای گسترده پروژه SETI، ما هنوز هیچ چیز از برنامه های تلویزیونی آدم فضایی ها دریافت نکرده ایم (شوخی). این نشان میدهد که احتمالاً هیچ تمدنی در این دوره از تکامل ما در شعاع چند صد سال نوری ما وجود ندارد. بیمه کردن آدمها برای حمله آدم فضایی ها یک سرمایه گذاری خوب به نظر میرسد (شوخی).

و اما آخرین پرسش بزرگ، آینده نسل بشر. اگر ما تنها موجودات هوشمند کهکشان (راه شیری) هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که بقاء و تداوم خواهیم داشت. اما ما در حال وارد شدن به دوره ای از تاریخمان هستیم که بطور فزاینده ای خطرناک است. جمعیت ما و استفاده ما از منابع محدود سیاره زمین، در کنار توانایی فنی ما برای تغییر محیط زیست به سمت بهتر شدن یا بد تر شدن در حال رشد نمایی است. اما کد ژنتیکی ما همچنان کدهای خود خواهانه ای  که ما را به تلاش سر سرختانه برای بقاء وا میدارند و از گذشته باقی مانده است حمل میکند. جلوگیری از فجایع در صد سال آینده بسیار دشوار خواهد بود چه برسد به هزار سال آینده.

تنها راه نجات ما در دراز مدت گسترش بر روی زمین نیست، بلکه پخش شدن در فضاست. پاسخهایی که برای این پرسشهای بزرگ داده شده است نشان میدهد که ما در 100 سال گذشته پیشرفت بسیار خوبی داشته ایم. اما اگر میخواهیم در 100 سال آینده نیز تداوم داشته باشیم، آینده ما در فضاست. و به همین دلیل است که من طرفدار فرستادن آدمها به فضا هستم (در مقابل فرستادن اشیاء بدون سرنشین مثل ماهواره ها به فضا).

من در تمام دوره زندگی ام تلاش کرده ام که کائنات را بفهمم و پاسخهایی برای این پرسشها پیدا کنم. من خیلی خوش شانس هستم که معلولیتم نقصی چندان جدی ای نبوده است. حتی احتمالاً به من این فرصت را داده که زمان بیشتری را برای کسب دانش نسبت به دیگران صرف کنم. هدف نهایی یک تئوری کامل برای کائنات است و ما پیشرفتهای خوبی داشته ایم. از اینکه گوش کردید سپاسگزارم.

کریس اندرسن (مجری): اگر از شما خواسته شود که حدسی در این مورد بزنید که آیا ما به احتمال زیاد در کهکشان راه شیری تنها هستیم، یعنی تمدنی در سطح هوشمندی ما یا بالاتر وجود دارد یا ندارد چه میگفتید؟ – پرسش به این پاسخ 7 دقیقه طول کشید و به من (کریس اندرسن) نشان داد که (استفن هاوکینگ) چه سخاوتی را در این سخنرانی برای TED به خرج داده است.

استفن هاوکینگ: من فکر میکنم بسیار محتمل است که ما تنها تمدن در شعاع چند صد سال نوری باشیم. در غیر اینصورت ما امواج رادیویی (که در حال گوش کردن به آنها هستیم) را دریافت میکردیم. بدیل این دیدگاه آن است که تمدنها زیاد دوام نداشته اند (یعنی وجود داشته اند اما قبل از اینکه امواج آنها به ما برسد از بین رفته اند) و خود را نابود کرده اند.

کریس اندرسن: پروفسور هاوکینگ خیلی از پاسخ شما سپاسگزارم. ما آنرا بعنوان یک هشدار خیر خواهانه در ادامه این کنفرانس در این هفته در نظر میگیریم. پروفسور از تلاش فوق العاده شما برای به اشتراک گذاشتن پرسشهایتان با ما سپاسگزاری میکنم. خیلی ممنون. (تشویق حضار).

منبع نوشتاری + 

توضیحات:

1- نگاه کنید به آغاز بی علت جهان

چهار زن و یک مرد

فیلمی مستند راجع به چندهمسری در یکی از روستاهای ایرانی.

ابتدای فیلم با سخنان مادرشوهر آغاز میشود که میگوید «تنها چیزی که پسر من به آن علاقه دارد کx است». این فیلم شرایط تلخ و دشوار زندگی برای زنانی که تن به چند همسری داده اند را بخوبی نشان میدهد.

عروس بچه ها، تصاویری از کودک آزاری در افغانستان

child_brides01

غلام حیدر 11 ساله در شرف ازدواج با فیض محمد 40 ساله. او آرزو داشت یک آموزگار شود اما پس از نامزدی دیگر به مدرسه نرفت.

child_brides02

در افغانستان برخی از دختران در کودکی ازدواج داده میشوند

child_brides03

دوستان و بستگان دور هم آمده اند تا ازدواج غلام را جشن بگیرند. پدر عروس محمد حیدر 32 ساله از اینکه کودکش در این سن پایین قرار است ازدواج کند خوشحال نیست اما به دلیل فقر چاره ای ندارد.

child_brides04

مجبین محمد 13 ساله، در سمت چپ شوهرش، شش ماه پس از ازدواج. محمد فضل 45 ساله، همسر اولش و فرزند او

child_brides05

مجبین به دلیل قرض ناشی از شرط بندی به ازدواج داده شده بود.

child_brides07

دختران کارگران در سرزمینی که تداوم حیات نیازمند کار سخت روی زمینهای نیم هکتاری است کارگران ارزشمندی هستند. اما او در خانه شوهرش ارزشمند تر است. او میتواند سکس داشته باشد و بچه بیاورد.

child_brides08

روشن قاسم 11 ساله، بزودی با سعید محمد 55 ساله ازدواج خواهد کرد و به او، همسر نخستش، سه پسرش و یک دخترش که هم سن روشن است خواهد پیوست.

child_brides09

شوهران معمولاً آنقدر پیر نیستند که بتوانند پدر یا پدربزرگ همسرانشان باشند، اما پیدا کردن زوجهای اینچنینی نیز دشوار نیست.

منبع، نیویورک تایمز، مرور شده در 28 دسامبر 2013

http://www.nytimes.com/2006/07/09/magazine/09BRI.html?_r=0

وضعیت زنان قبل از دوران رضاشاه در ایران

برقع یا حجاب کاملی که صورت را نیز میپوشاند امروز در ایران چیزی بیگانه به نظر میرسد. تصاویر واقعی زیر تصویری از زنان مسلمان از جاهای مختلف در دوران پیش از رضا شاه را نشان میدهد. رضا شاه با برنامه های حکومتی خود که با حقوق بشر امروزی تناسبی ندارند در عمل باعث شد زنان ایرانی دستکم دیگر اینگونه لباس نپوشند و آزاد تر باشند.

women_before_reza_shah01

زن افغان امروزی

 

women_before_reza_shah02
زن ایرانی

 

iranwomen02
زنان ایرانی

 

iranwomen03-1928
زن ایرانی در برقع در سال ۱۹۲۸

 

iranwomen04
زن ایرانی

 

iranwomen05
زنان ایرانی

 

muslimwomancairo
زنان در قاهره مصر

 

muslimwomanegypt
زن مسلمان مصری

 

muslimwomanherzegovina
زن مسلمان هرزگوین در اروپایی غربی

 

muslimwomanjaffa
زن مسلمان در یافا شهری در اسراییل امروزی

 

muslimwomanpalestine1911
زن مسلمان فلسطینی

 

muslimwomenalgeria
زنان در الجزایر

 

muslimwomentripoli
زنان در تریپولی پایتخت لیبی

 

muslimwomenpalanquins
زنان در کجاوه

 

منبع

+