1517- و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: باد داراى سر و دو بال است… …و على بن رئاب از أبى بصير روايت كرده كه گفت: از امام باقر عليه السّلام در مورد بادهاى معروف چهارگانه يعنى: شمال، جنوب، صبا و دبور سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم: همانا مردم ميگويند (يا در بين عامه مردم شايع است) كه باد شمال از بهشت، و باد جنوب از جهنم، مىآيد نظر شما چيست؟آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ را لشكريانى است از باد كه هر كس را كه نافرمانى و معصيت خداوند كند بدان وسيله عذاب فرمايد، و هر بادى را فرشتهاى گماشته شده كه فرمانش را اجرا مىكنند، پس هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد تا قومى را به عذابى گرفتار سازد به فرشتهاى كه بدان نوع از باد گماشته شده كه خدا ميخواهد بوسيله آن عذابشان نمايد وحى ميفرمايد (كه اين اراده الهى را اجرا كند) و آن فرشته نيز بنوبه خود به باد مورد نظر و تحت فرمان خويش دستور انجام آن را ميدهد و باد همچون شير خشمگين و پرهيجان به جوش و خروش درمىآيد (و اجراى امر مىكند)، (1) و هر بادى از بادها را اسمى جداگانه است، مگر فرمايش خداوند عزّ و جلّ را نشنيدهاى كه ميفرمايد: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (يعنى:همانا ما برايشان باد صرصرى فرستاديم در روز نحسى كه شومى آن پيوسته بود) و باز فرموده: «باد عقيم» برايشان فرستاديم، و باز خداوند تعالى فرموده: فأصابها اعصار فيه نار فاحترقت (يعنى: پس آنها را بادى رسيد كه در آن آتش بود و آنها را سوخت) و نيز ساير بادها كه در قرآن از آنها ياد كرده و بوسيله آنها هر كس را كه نافرمانى او كند عذاب فرمايد. و خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت است همچون لواقح (يعنى باد بهارى)، و بادهائى كه ابرها را بحركت درمىآورد و پيش ميراند، و بادهائى كه ابرها را در ميان آسمان و زمين نگاه ميدارند، و باز بادها كه ابرها را ميفشارند و به اذن خدا آنها را به ريزش باران واميدارند، و باز بادها ابرها را پراكنده ميسازند، و بادهاى رحمت ديگرى كه خداوند در كتاب خود آنها را نام برده و برشمرده است. و اما بادهاى مشهور چهارگانه، همانا آنها نام فرشتگانى بهمين اسمها است يعنى شمال، جنوب، صبا و دبور، و بر هر كدام از اين بادها فرشتهاى گماشته شده است، و چون خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد شمال را بوزش درآورد، فرشتهاى را كه نامش شمال است فرمان ميدهد (كه اين كار را انجام دهد) و آن فرشته بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى مىايستد، و بالهايش را بر هم ميزند (1) و باد شمال پراكنده مىشود در خشكيها و درياها هر كجا كه خداوند عزّ و جلّ بخواهد، و هر گاه خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد صبا را بحركت آورد، بدين منظور فرشتهاى را كه نامش صبا است امر ميفرمايد (كه اين كار را انجام دهد) و او بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد صبا پراكنده مىشود و در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده باشد وزيدن ميگيرد، و هر گاه خداوند اراده فرمايد كه باد جنوب را بحركت آورد فرشتهاى را كه نامش جنوب است فرمان ميدهد، و او بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و در نتيجه باد جنوب در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده شروع به وزيدن ميكند. و چون خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه دبور را به حركت درآورد فرشتهاى بهمين نام را فرمان ميدهد و آن فرشته بر بيت الحرام فرود آمده و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد دبور در هر كجا كه خداوند تعالى اراده فرمايد در خشكى و درياها پراكنده شده وزيدن ميگيرد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگهای262و265.
همهٔ نوشتههای Arash_Bikhoda
مسلمان كردن فرزندان غير مسلمانان
1668- و فضيل بن عثمان اعور از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است فرمود: هيچ مولودى نيست مگر آنكه بر فطرت توحيد و اسلام متولد مىشود، ولى والدينش همان كسانى هستند كه او را يهودى و نصرانى و مجوسى ميسازند، و همانا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پيمان ذمّه را به ذمّيان زمان خودش عطا فرمود، و جزيه سرانه را از خصوص همين جمع قبول كرد، مشروط به اينكه فرزندانشان را يهودى و نصرانى نكنند. و اما فرزندان امروزى اهل ذمّه هيچ گونه عهد و پيمانى ندارند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ353.
هديه به امامان
(باب ثواب صله «در اينجا به معنى تقديم اموال و هدايا است » امام عليه السّلام) 1763- از امام صادق عليه السّلام در معنى قول خداى عزّ و جلّ كه فرمود:مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً* سؤال كردند، امام عليه السّلام فرمود: اين آيه در باره صله امام نازل شده است. 1764- و آن امام عليه السّلام فرمود: درهمى كه در راه صله امام صرف شود، از هزار هزار درهمى كه در غير آن، در راه خداى عزّ و جلّ صرف شود افضل است .1765- و نيز امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه قادر به صله ما نباشد، ميبايد افراد صالح از شيعيان ما را مورد صله قرار دهد، تا ثواب صله ما برايش نويسند، و هر كس قادر بر زيارت ما نباشد پس شايستگان پيروان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما براى او نوشته شود. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ385.
پولدار گدا صفت
1658- و عبد اللَّه بكير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است، كهفرمود: هر آينه من درهمى را از يكى از شما ميستانم، در صورتى كه خود از ثروتمندترين مردم مدينهام. از اين كار جز اين نمىخواهم كه شما پاك و پاكيزه شويد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ347.
كسوف و خسوف
1506- امام سجاد عليه السّلام فرمود: همانا از نشانههائى كه خداوند عزّ و جلّ براى مردم تقدير فرموده از جمله چيزهائى كه بدان نيازمندند (و جزء ضروريات زندگى طبيعى ايشان است) دريائى است كه خداوند تعالى آن را در ميان آسمان و زمين آفريده است. امام عليه السّلام بدنبال اين مطلب فرمود: و البته خداوند تبارك و تعالى چنين مقدّر فرموده است كه حركت يا مدار حركت و مسير خورشيد و ماه و ستارگان از آنجا باشد و اين جمله را همگى بر آسمان مقدّر فرموده است (يعنى از طرف بالا و بسمت آسمان، يا شايد همين قوانين و سيستم بر همه عناصر فلكى حكومت مىكند) آنگاه بر آسمان فرشتهاى را كه با او هفتاد هزار فرشته ديگر همكارى مىكنند گماشته است كه آنان دسته جمعى آسمان و افلاك را بچرخش درمىآورند، و چون آنان فلك را بگردش درمىآورند خورشيد و ماه و ستارگان نيز هماهنگ با آن ميگردند، و هر يك در شبانه روزى يك بار چنان كه خداوند متعال مقدّر فرموده بجاى خود ميرود، و هر گاه گناه بندگان فزونى گيرد و خداوند بخواهد آنان را با آيتى از آيات خويش وادار به ترك گناه و معاصى نمايد تا براه رضاى او روند فرشته موكّل بر فلك را فرمان دهد تا فلك را از حركت و مسيرهاى معمول خود بگرداند، پس آن فرشته سركرده به هفتاد هزار فرشته مأمور ديگر دستور ميدهد كه فلك را از مسير و حركت هميشگى بگردانيد، پس آنان مسير آن را منحرف مىسازند و خورشيد در مسيرى محاذى آن دريا و يا درون آن دريا كه فلك در آن است قرار ميگيرد، در اين حال كسوف روى ميدهد، و نور خورشيد كم مىشود و رنگش دگرگون ميگردد. و هر گاه خداوند عزّ و جلّ بخواهد آن آيت را بزرگتر سازد آنها را در آن دريا فرو ميكند بر حسب مقدار تخويفى كه اراده فرمايد اندك يا بسيار آن سيارگان را در درياى ذكر شده فرو مىبرد و اين هنگامى است كه خورشيد را كسوف پديد مىآيد و همين رفتار را نسبت به ماه نيز معمول ميفرمايد و هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه كسوف و خسوف را زايل فرموده و آنها به مسير متعارفشان بازگرداند فرشته موكّل بر افلاك را امر ميفرمايد تا آن را به مسير و مجراى هميشگى برگرداند، در اين صورت فلك برميگردد بحركت سابق و خورشيد نيز به مسير پيشين باز ميگردد پس آفتاب از آب آن دريا خارج مىشود در حالى كه چند لحظهاى كدر و پريده رنگ است، و ماه نيز بهمين ترتيب است، راوى گويد: امام سجاد عليه السّلام فرمود: بدانيد كه فزع و خوف در برابر اين دو نشانه بزرگى الهى پيدا نمىكند مگر كسى كه از شيعيان ما باشد، پس هر گاه كسوف يا خسوف واقع شد به پيشگاه خداوند تعالى پناه بريد و به او بازگرديد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ253.
رابطه ابر و باران
1495- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: ابرها غربال باران هستند (كه آب بسيار را بصورت قطره قطره فرو مىفرستند) و اگر نه چنين بود بر هر چيز كه فرو مىآمد حتما آن را از بين مىبرد و ضايع مىساخت. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ240.
خروس الهی
1395- امام باقر عليه السّلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى را فرشتهاى است كه بشكل خروس سفيد است، سر او زير عرش و پاهايش در منتهاى زمين هفتم است، يك بال او در مشرق و بال ديگرش در مغرب است، تا آن خروس آواز برندارد هيچ خروسى نميخواند، و چون او آواز برداشت بالهاى خود را برهم ميزند و سپس اين ذكر را ميخواند: سبحان اللَّه، سبحان اللَّه، سبحان اللَّه العظيم الّذى ليس كمثله شىء. يعنى منزّه است خداوند، منزّه است خداوند، منزّه است خداوند بزرگ كه هيچ چيزى شبيه و همانند او نيست. آن حضرت فرمود: پس خداوند تبارك و تعالى او را پاسخ ميدهد و ميفرمايد: كسى كه گفته تو را بفهمد هرگز بدروغ مرا قسم نخورد.1396- و روايت كردهاند: اين آيه كه ميفرمايد: وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ يعنى (و مرغانى كه در هوا صف زدهاند و پرواز مىكنند خداوند نماز و تسبيح هر كدام از آنان را ميداند) در باره همين فرشته نازل شده است. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگهای175و176.
به زنان نوشتن نياموزيد!
1089- امام صادق عليه السّلام فرمود: زنان را در بالاخانهها منشانيد يا جاى ندهيد، (يا شايد بطور كلى مراد كليّه اطاقها و اماكنى باشد كه در طبقات فوقانى و مشرف به سراها و اطاقهاى ديگر قرار دارد) و نيز خط نوشتن و سوره يوسف به آنان نياموزيد، بلكه به ايشان چرخريسى بياموزيد. و همچنين سوره نور. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ 26.
خواندن نماز و حفظ عورت
| بر زنان اذان و اقامه نماز و جمعه و جماعت نيست، و هنگامى كه زن بنماز مىايستد دو پايش را نزديك بيكديگر گذارد، و ميان آنها را از هم باز نگذارد و فاصله نيندازد، و دستهايش را بر سينه خود روى پستانهايش قرار دهد، و چون به ركوع رود دستهايش را بالاى زانوان بر روى رانهاى خود گذارد تا زياد خم نشود كه سرين (باسن) يا نشيمنگاه او بالا بيايد، و چون خواست بسجده رود ابتدا بنشيند و بعد بسجده رود بنحوى كه خود را به زمين بچسباند و فراهم نشيند (بر خلاف مردان كه سنّت است گشاده باشند) و دستهايش را تا مرفق بر زمين گذارد، و چون خواهد (كه آماده شود) برخيزد و بايستد سر خويش را از سجده بردارد و بر نشيمنگاه نشيند ولى نه چنان كه مردها مىنشينند (يعنى نه متورّك و بر پاشنه پا) آنگاه روى پا، راست و به تدريج و تأنّى بلند شود تا بايستد بدون آنكه خم شود و سرين خود را بلند كند و نشيمنگاه او ظاهر شود و جلب نظر نمايد، و چون براى تشهّد نشيند پاهاى خود را بلند كند (كه نشيمنگاه او بر زمين باشد)، و رانهايش را به يك ديگر بچسباند، و زن آزاد (و بالغ) نماز نميگزارد مگر با مقنعه و روسرى (كه موى سر و گردن خود را بدان بپوشاند) ولى كنيز (و همچنين آزاد نابالغ) بدون روسرى نماز ميخواند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ23. |
خريد و فروش كنيز
199- از موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيده شد: در مورد شخصى كه كنيزى خريده و چند ماه پيش او مانده است و حائض نشده و اين ناشى از سن زياد هم نبوده باشد و زنان پس از معاينه او بگويند كه حامله نيست آيا نزديكى كردن در فرج او براى مالكش جايز است (چون احتمال دارد حامله باشد از صاحب اولش)؟ آن حضرت فرمود: ممكن است حيض را بادى حبس كرده باشد بدون اينكه زن حامله باشد پس باكى نيست كه مالكش با او در فرج نزديكى كند.موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: و اگر مردى كنيز بالغهاى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مىشود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشندهاش باز گردانيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگهای 126و127.
شيرشناسی
157- و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذا خوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر ميخورد از مثانه مادر سرچشمه ميگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذا خوار شود از لباس نميشويند همچنين بول او نيز شستن نميخواهد زيرا شيرى را كه پسر ميخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگ 98 .
نيايش در بيت الخلاء
40- و نيز امير المؤمنين عليه السّلام هر گاه به بيت الخلاء وارد مىشود ميفرمود: «الحمد للَّه الحافظ المؤدّي» يعنى حمد و ستايش مخصوص خداوند است كه حافظ است (آنچه را حفظ ميبايد كرد) و دفعكننده است (آنچه را دفع ميبايد كرد)، و چون از آنجا بيرون مىآمد دست بر شكم خود ميكشيد و ميفرمود: «الحمد للَّه الّذي أخرج عنّي أذاه و أبقى فيّ قوّته فيا لها من نعمة لا يقدر القادرون قدرها» يعنى: «جميع محامد مخصوص خداوند است كه (از آنچه خوردم) فضولات آن را از من دفع نمود و نيروى آن را در من بجا گذاشت، پس اين چه نعمت بزرگى است كه توانايان نيز نميتوانند قدر آن را بشناسند». من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگ 47 .
دروغ شاخدار
امام صادق عليه السّلام فرمود: اسرائيليان (يهوديان) را چنين رسم بوده كه چون به يكى از آنان قطرهاى بول ميرسيد گوشتهاى خود را با قيچى مىبريدند، در صورتى كه خداوند عزّ و جلّ كار را بر شما امّت به توسّط احكامى كه وسعت آن باندازه فاصله زمين تا آسمان است، آسان ساخته، آب را برايتان پاككننده قرار داده است.حال بنگريد (از نظر شكر) چگونهايد؟ (و در چه شرايط آسان و بىرنجى بسر ميبريد)0 من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1 ،برگ25 .
نژادپرستی امام صادق
11- و امام صادق عليه السّلام فرموده: من از غذائى كه گربه بدان دهان زده باشد خوددارى نميكنم و همچنين از آن آشاميدنى كه گربه از آن نوشيده باشد پرهيز نمىكنم. و وضو ساختن با آب نيم خورده يهودى و مسيحى، و يا ولد الزّنا و مشرك و هر كس كه با اسلام مخالفت دارد روا نيست، و از آن سختتر نيم خورده كسى است كه ناصب (دشمن) اهل بيت عليهم السّلام باشد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگهای24و25.
شيطان بی ادب
139- عبد الرّحمن بن أبي عبد اللَّه به امام صادق عليه السّلام عرض كرد: من در شكم خود بادى را احساس ميكنم تا جايى كه بنظرم مىآيد آن باد خارج شده است. آن حضرت فرمود: وضو بر تو واجب نيست تا زمانى كه صداى آن را بشنوى، يا بوى آن را حسّ كنى سپس اضافه فرمود: همانا شيطان در ميان نشيمنگاه شخص مينشيند و بادى رها ميكند تا او را بشكّ اندازد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1 ،برگ92 .
معجزه ی امام محمد تقی
در یکی از روزهای بهار، که آسمان صاف و هوا گرم بود ، مردم در یکی از مناسبتهای رسمی تابستانی از خانه های خود بیرون آمدند. امام هادی (ع) نیز با پوشیدن جامه ای زمستانی از خانه بیرون آمد. چون به میان صحرا رسیدند ، ابری پر باران ظاهر شد و بارانی سخت باریدن گرفت و هیچ کس جز امام هادی از شر باران و گل در امن نماند. بدین وسیله بسیاری از مردم به سوی او و دانش حضرتش راهنمایی شدند. هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم – آیت الله سید محمد تقی مدرسی ( جلد دوم ) برگ 353
توسل به مرجعیت
این مغلطه همچنین با نامهای، ipse dixit، argumentum ad verecundiam توسل مغلطه آمیز به مرجعیت، سوء استفاده از مرجعیت، مرجعیت بی ارتباط، مرجعیت پرسش برانگیز، مرجعیت کاذب، و مرجعیت نامناسب مشهور است.
شرح مغلطه
مغلطه توسل به مرجعیت هنگامی صورت میگیرد که تلاش شود درست بودن ادعایی را با نقل قول کردن از شخصی (حقیقی یا حقوقی) که در مورد موضوع آن ادعا دارای مرجعیت نیست، اثبات کنند.
این مغلطه از الگوی اصلی زیر پیروی میکند:
1. مرجع A ادعای C را تایید میکند.
2. نتیجه گرفته میشود که C درست است، یا احتمالاً درست است.
الگو های فرعی دیگری همچون الگوی زیر را نیز میتوان برای این مغلطه در نظر گرفت:
1. شخص A ادعای C را تایید میکند.
2. نکته مثبتی در مورد شخص A وجود دارد.
3. نتیجه گرفته میشود که C درست است.
هنگامی که در مورد مراجع مشروع سخن گفته میشود ما از الگوی مغالطه پیروی نمیکنیم، یعنی نمیگوییم چون 1 درست است آنگاه 2 نیز درست است. بلکه درستی ادعا را با توجه به فرضهای دیگری در نظر میگیریم، از جمله اینکه فرض میکنیم رشته هایی وجود دارند که «دانش» تولید میکنند (مثلاً زیست شناسی). حال با توجه به این فرض مهم هنگامی که مرجعی در چنین رشته ای ادعایی را مطرح میکند ما باید شروط و قیودی داشته باشیم که بتوانیم از روی آنها درست بودن ادعای C را نتیجه بگیریم:
1- شخص A واقعاً در موضوع مرتبط با C دارای مرجعیت باشد. برای نمونه دارای تحصیلات و تجربه کافی بودن و نوشته های آکادمیک و جوایز علمی داشتن میتوانند مرجع بودن یک شخص را بیشتر تایید کنند.
2- شخص A واقعاً ادعای C را مطرح کرده باشد (با توجه به منابع مستند و مورد اعتماد).
3- ادعای C به اندازه کافی مورد تایید سایر مراجع و خبرگان در رشته مورد نظر نیز باشد. در رشته های علمی نظریه ها بررسی موازی (Peer review) میشوند چون احتمال خطا کردن دو نفر کمتر از یک نفر است. این پروسه میتواند امکان سودار بودن شخص A و همچنین مبتنی نبودن بر منابعی که در آن رشته واقعاً تولید دانش میکنند (مثلاً در علوم تجربی مبتنی بر تجربه و آزمون و آمار تولید دانش میکنند نه استخاره با قرآن!) را بسنجد و از میان بردارد.
4- رشته ای که C مرتبط با آن است واقعاً تولید کننده دانش باشد. مثلاً رشته فال گیری با ورق رشته ای نیست که دانش تولید کند.
هرگاه یک یا بیش از یکی از موارد بالا وجود نداشته باشند آنگاه ادعای C را نمیتواند پذیرفت و استدلال مبتنی بر توسل به مرجعیت مغالطه آمیز خواهد بود. با این توضیحات هنگامی که گفته میشود مثلاً فلان فیزیک دان ادعای C را مطرح کرده است، ما C را نه بخاطر اینکه یک فیزیک دان آنرا مطرح کرده است و فیزیکدان مرجع فیزیک است، بلکه در صورت تحقق شرایط زیر، ممکن تر و درست تر از C~ میپذیریم:
1- شخص 1 دارای مرجعیت در رشته فیزیک باشد، برای نمونه فارق التحصیل در این رشته باشد، مقاله های علمی در زمینه فیزیک را در ژورنالهای علمی منتشر کرده باشد.
2- شخص 1 واقعاً ادعای C را مطرح کرده باشد، مثلاً شخصاً در مصاحبه با یک رسانه گروهی چنین ادعایی را مطرح کرده باشد.
3- ادعای وی مورد قبول تعداد قابل توجهی از سایر فیزیک دانان نیز باشد.
4- فیزیک رشته ای باشد که تولید علم کند.
روشن است که حتی در موارد بالا هم، مرجعیت چندان دلیل محکمی برای تایید ادعای C نیست و آن شواهدی که باعث شده است مرجع A به ادعای C برسد دارای اهمیت فراوان هستند.
در مقابل مثال بالا وقتی گفته میشود که آیت الله فلانی معتقد است در صورتی که مردم نماز نخوانند باران نمی آید، این ادعا را نمیپذیریم چون آن آیت الله در رشته ای تخصص داد که از نظر ما تولید دانش نمیکند. همچنین توسل به مرجعیت یک زیست شناس برای اثبات وجود خدا بعنوان یک موجود ماوراء طبیعی، یک مغالطه است.
در برخی موارد ممکن است نیاز به شرایط بالا نیز نباشد، مثلاً فرض کنید که کاوه میگوید «سودابه میگوید که فکر میکند رنگ قرمز از بقیه رنگها برای لباس زیباتر است»، این ادعای کاوه یک ادعای مرجع پذیر است و مرجع آن نیز سودابه است، روشن است که برای درست بودن این ادعا لازم نیست کاوه یا سودابه دارای تخصص در رشته ای باشند.
همچنین ممکن است گاهی ادعایی چندان پیچیده نباشد و برای درک آن نیازی به تخصص نباشد، در چنین شرایطی توسل به مرجعیت مغالطه آمیز است زیرا برای کشف ارزش حقیقی ادعا نیازی به مرجعیت نیست بلکه بجای آن باید شواهد مدافع آن ادعا ارائه شوند.
چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟
نخست تلاش کنید که از گفته های مدعی کشف کنید مرجع دقیقاً چه کسی بوده است، سپس در مورد اینکه آیا این مرجع واقعاً شایسته مرجعیت است یا نه بپرسید، سپس سودار بودن یا نبودن مرجع در این ادعا را کشف کنید، و در نهایت بهترین راه برای مقابله شدن با این مغالطه آن است که از شخص مغالط پرسش شود، ادای C مبتنی بر چه بوده است؟ و از او توضیحاتی در این مورد خواست و برایش توضیح داد که مرجع بودن A لزوماً به معنی درست بودن C نیست.
دلیل مغالطه آمیز بودن
این شیوه استدلال به این دلیل مغالطه آمیز است که موارد زیادی را میتوان یافت که در آنها شخصی در موضوعی دارای مرجعیت است اما آنچه او ادعا کرده است درست نیست. بنابر این تنها از اینکه شخصی دارای مرجعیت است نمیتوان نتیجه گرفت که تمام ادعاهای وی درست هستند. یا بعبارت دیگر با توجه به الگوی مغالطه، 1 درست هستند اما 3 در آنها درست نیست.
مثال
1
کاوه – خدا وجود دارد
سودابه – از کجا میدانیم؟
کاوه – چون انیشتن میگوید خدا وجود دارد!
2
سودابه – اسلام دین درستی است!
کاوه – چرا؟
سودابه – چون ابن سینا، ملاصدرا، فارابی، مولوی، حافظ و … مسلمان بوده اند.
3
کاوه – ختنه کردن از نظر بهداشتی خیلی مفید است.
سودابه – از کجا میدانی؟
کاوه – امام صادق و عموی من که یک پزشک هست هردو چنین میگویند.
4
سودابه – پپسی بهترین نوشیدنی جهان را تولید میکند!
کاوه – از کجا چنین چیزی را میدانی؟
سودابه – مگر تبلیغ پپسی را ندیدی؟ رونالدینهو و دیوید بکام در تبلیغ آن شرکت میکنند!
5
کاوه – قربانی کردن گوسفند برای رسیدن به اهداف مادی و معنوی بسیار مفید است.
سودابه – چگونه به چنین کشفی نایل شده ای؟
کاوه – رئیس دانشگاه ما که در اروپا تحصیل کرده است هم برای رسیدن به اهدافش گوسفند قربانی میکند!
6
سودابه – فرهنگ ما یکی از بهترین فرهنگ ها در جهان است و ما از لحاظ فرهنگ نسبت به دیگران برتری شگرفی داریم!
کاوه – چطور؟
سودابه – در دانشگاه های غربی هم همین حرف ها را تکرار میکنند!
برای مطالعه بیشتر
1- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 51.
2- Fallacy Files
http://www.fallacyfiles.org/authorit.html
3- ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Appeal_to_authority
4- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 172.
توسط : آرش بیخدا
اخلاق پیامبران
امام صادق فرمود : چهارچیز از اخلاق پیامبران است : عطر زدن تراشیدن موی سر با تیغ و ازاله موی بدن با نوره و کثرت آمیزش جنسی(الفقیه ۱۳۱/۱ ٬ مکارم الاخلاق ۶۳ ٬ و تحف العقول ۴۴۲) سنن النبی صفحه 98
شرط بیعت با زنان
از جمله اموری که رسول خدا در بیعت با زنان شرط میفرمود این بود که جز با مردان محرم با مردان دیگر سخن نگویند .(دعایم الاسلام ۲۱۴/۲ ) سنن النبی صفحه 90
لشگر فرشتگان
جابر گوید : هرگاه رسول خدا بیرون میشد یارانش پیشاپیش آن حضرت راه میرفتند و پشت سر اورا برای فرشتگان می گذاشتند .مکارم الاخلاق ۲۲ ) سنن النبی صفحه 74
عرق پیامبر یا عطر
در مناقب گوید : پیامبر در وقت نیمروز در اتاق ام سلمه میخوابید ٬ و او عرق آن حضرت را جمع میکرد و داخل عطر می نمود . (مناقب آل ابی طالب ۱۲۴/۱ ٬ مجموعه ورام ۲۳ ) سنن النبی صفحه 62
مشورت پیامبر با زنانش!
انتخاب راه
موسی بن عمران بن بزیع گوید : به امام رضا عرض کردم : قربانت گردم ٬ مردم روایت کنند که رسول خدا هرگاه از راهی می رفت در هنگام مراجعت از راهی دیگر باز میگشت آیا چنین است ؟ فرمود : آری من هم بسیاری از اوقات چنین میکنم ٬ تو نیز چنین کن و آگاه باش که این کار برایت روزی آور تر است .(الکافی ۳۱۴/۵ ٬ و ۱۴۷/۸ ٬ و الاقبال ۲۸۳ ) سنن النبی صفحه 61
درمان کمردرد با حلیم
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) از درد کمر به خداوند شکایت کرد، خدای متعال آن حضرت را دستور داد به خوردن گندم با گوشت یعنی حلیم. (الکافی 6/320) سنن النبی صفحه 207
بی نیازی از پزشک و دارو با آب باران
رسول خدا(ص) فرمود: آیا به شما نیاموزم داروئی را که جبرئیل به من آموخته تا دیگر به پزشک و داروئی محتاج نشوید؟ گفتند: چرا، یا رسول الله. فرمود: آب باران را بگیرید و هفتاد بار سوره ی فاتحه، هفتاد بار سوره ی ناس، هفتاد بار سوره ی فلق، هفتاد بار صلوات بر پیامبر(ص) و هفتاد بار سبحان الله بر آن بخوانید و هفت روز پیاپی هر صبح و شام از آن آب بیاشامید. (الدعوات 183) سنن النبی صفحه 207
دور کردن شیطان با سدر
امام صادق(ع) می فرمود: رسول خدا(ص) سر خود را با سدر می شست و می فرمود: هر که سر خود را با سدر بشوید خداوند وسوسه ی شیطان را از او دور می سازد، و هر که وسوسه ی شیطان از او دور شد گناه نمی کند، و هر که گناه نکند داخل بهشت می شود. (بحارالانوار 76/88 ، ثواب الاعمال 37) سنن النبی صفحه 206
فواید شستن سر با خطمی
امام کاظم(ع) می فرمود: شستن سر با خطمی در روز جمعه از سنت است، روزی را فراوان، فقر را دور و مو و پوست بدن را نیکو می سازد، و این کار امان از سردرد است. (بحارالانوار 76/88 ، و الاصول الستة عشر 55) سنن النبی صفحه 206
حجامت یا نجات دهنده؟!
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) وسط سرش را حجامت می کرد و آن را «پناه دهنده» یا «نجات دهنده» می نامید. (معانی الاخبار 247-248) سنن النبی صفحه 206
ربط جذام به زکام
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) زکام خود را مداوا نمی کرد و می فرمود: هیچ کس نیست جز اینکه رگی از جذام دارد، و هر گاه به زکام مبتلا شود، زکام بیماری جذام را ریشه کن می کند. (الکافی 8/382)
سنن النبی صفحه 205
نحوه پاشیدن آب بر قبر
امام صادق(ع) فرمود: سنت در پاشیدن آب بر روی قبر آن است که رو به قبله بایستد و از طرف سر میت شروع کند به ریختن آب تا به طرف پایش برسد، سپس از همانجا دور زند و آب بریزد تا به طرف دیگر سر برسد، و در آخر مقداری آب بر وسط قبر بپاشد؛ سنت در این کار چنین است. (تهذیب الاحکام 1/320) سنن النبی صفحه 202
