بایگانی برچسب‌ها: احادیث-از-بحارالانوار

به سخن آمدن شتر

عمار ياسر گويد: نزد مولاى خودم اميرالمؤمنين عليه السلام بودم كه سر و صداى عظيمى (مسجد) جامع كوفه را فرا گرفت . حضرت به من فرمود: اى عمار ذوالفقار آن كوتاه كننده عمرها را بياور! عمار گويد: آوردم ، حضرت فرمود: اى عمار برو بيرون و آن مرد را از ستم به زن بازدار، اگر بس كرد وگرنه با ذوالفقار جلو او را مى گيرم . عمار گويد: بيرون آمدم ، مرد و زنى را ديدم كه با هم نزاع مى كردند، مرد افسار شتر را گرفته ، هر كدام مى گويد اين شتر، مال من است . به آن مرد گفتم : اميرالمؤمنين تو را از ستم به اين زن نهى مى كند. مرد (گستاخ ) گفت : على به كار خود مشغول باشد و برود دستش را از خونهاى مسلمانان كه در بصره كشته است بشويد! او مى خواهد شتر مرا بگيرد و به اين زن دروغگو بدهد! عمار گويد: برگشتم تا به مولاى خودم خبر دهم ، ناگاه ديدم حضرت خارج شد و آثار خشم در صورتش نمايان بود، به آن مرد فرمود: واى بر تو، شتر اين زن را رها كن ، مرد گفت : شتر مال من است . حضرت فرمود: اى ملعون دروغ مى گوئى ، مرد گفت : چه كسى به نفع زن شهادت مى دهد؟ فرمود: شاهدى كه هيچيك از اهل كوفه آن را تكذيب نمى كند! مرد گفت : اگر شاهدى راستگو شهادت دهد شتر را به زن مى دهم ، حضرت فرمود: اى شتر بگو مالك تو كيست ؟ ناگاه شتر با زبانى گويا گفت : يا اميرالمؤمنين سلام بر تو، نوزده سال است كه اين زن مالك من است ! حضرت به زن فرمود: شترت را بگير. پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام، نويسنده : سيد محمد نجفى يزدى، «آگاهى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام از حقانيت ادعاى زن «، نقل از بحارالانوار، پوشینه 40 برگ 267

نظرات بزرگان دین در مورد موسیقی

حضرت محمد (ص) : شیطان اولین کسی بود که موسیقی را تاسیس کرد. وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 231 رسول خدا (ص):در شب معراج که به آسمانها رفته بودم ملکوت زنی را دیدم که سر تا پایش تماما به شکل سگ بود و آتش از پائین اش داخل می شد و از دهانش خارج می شد و تازیانه های سهمگین ملائکه ی غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته میشد ، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود. از جبرئیل پرسیدم این شخص کیست ؟گفت:او زنی بوده که در دنیا آوازه خوانی یا نوازندگی می نموده است.

حیوة القلوب (علامه مجلسی ره ) باب معراج ، عیون الاخبار الرضا (ع) ، بحارالانوار جلد 8 صفحه 309

امام صادق (ع):شخصی به امام (ع)عرض کرد :پدر و مادرم فدایت وقتی در منزل به مستراح می روم از خانه همسایه ام نوای موسیقی و آوازه خوانی به گوشم می رسد و من گاهی برای آنکه صدای موسیقی آنها را بشنوم نشستن در مستراح را طول می دهم .پس امام (ع)فرمود :ای مرد شنیدن موسیقی و خوانندگی را ترک کن آن مرد گفت ای مولای من آخر من که به مجلس آنها نرفته ام music2بلکه فقط صدای آوازی از آنها را می شنوم پس امام (ع)فرمودند:آیا گفتار خدای متعال سوره اسری آیه 36 را نخوانده ای : همانا چشم و گوش و قلب نسبت به آن چیزی که کسب کرده اند مسئول هستند .آن مرد پس از شنیدن این آیه گفت:به خدا این آیه از کتاب خدا را تا کنون از هیچ عرب و عجم نشنیده بودم ودیگر این عمل را تکرار نخواهم کرد .پس امام فرمودند :برخیز و غسل توبه کن زیرا بر گناه بزرگی مداومت میکردی و چقدر حال بدی داشتی اگر بر این حال می مردی.

من لا یحضر الفقیه جلد1 صفحه 73 ، کافی کتاب الاشربة باب الغناء ، مستدرک الوسائل جلد 13 صفحه 221 ، عین الحیوة صفحه 229

حضرت کاظم (ع):آموزش دادن آلات موسیقی کفر و یادگیری آلات موسیقی کفر و گوش دادن به آن کفر است و پولش نیز حرام است.

وسائل الشیعه جلد 12صفحه 87 امام صادق (ع):

شخصی از امام صادق (ع)سوال کرد فرومایه و پست فطرت (لئیم)که در قرآن به آن اشاره شده منظور چه کسی می باشد ؟حضرت فرمودند:لئیم و پست فطرت کسی است که شراب بنوشد یا که آلات موسیقی بنوازد . امام صادق (ع):هنگامی که آدم(ع)از دنیا رفت ابلیس و قابیل از مرگ او اظهار شادمانی کردند و در زمین به هم پیوستند برای همین شیطان اولین آلت موسیقی را به شکل طنبور اختراع نمود و شروع به نواختن کرد و قابیل با شنیدن نوای ساز شیطان اقدام به خوانندگی نمود پس هرچه در زمین از این قبیل وسائل باشد که مردم از آن لذت میبرند از همان زمان منشإ می گیرد و آنها از پیروان راه ابلیس و قابیل میباشد.

فروع کافی جلد 4 صفحه 431

امام جعفر صادق (ع)فرموده اند : کسی که چهل روز در خانه اش صوت موسیقی و آواز خوانی پخش شود و مردمان بر او وارد شوند .شیطان تمام اعضای خود را به بدن او مسح می نماید پس غیرت به کلی از آن مرد بر طرف گردد تا به حدی که اگر با زنش در مقابل خودش فعل قبیحی کنند او بدش نمی آید و صفت غیرت و حیاء به کلی از آن مرد برطرف شود.music1

وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 128 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 432

امام صادق (ع) : هشام گوید از امام صادق (ع) درباره تفسیر آیه 30سوره حج سوال کردم که خدا می فرماید : ( فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور ) (اجتناب کنید پلیدی را که بت پرستی است و دوری کنید از قول باطل) حضرت فرمودند :منظور ازپلیدی شطرنج است و منظور از قول زور (موسیقی و آوازه خوانی) میباشد.

معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، تفسیر قمی جلد 2 صفحه 84 ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 496 ، عین الحیوة صفحه 229 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 431

همجنسگرایی و کودک آزاری در بهشت – وصلت با غلمان و حور

و نيز از امام الهمام ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول است كه پدر بزرگوار ايشان حضرت امام على النقى عليه السّلام فرمود كه بعد از غيبت كبراى قائم آل محمد حجة الهادى محمد المهدى عليه السّلام از علماى راشدين ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم مؤمنى اگر مردم را بحضرت اله خواند و همه اصناف بنى آدم را برضا و خشنودى حضرت مهيمن صمدى دلالت كند و بر منكرين دين سيد المرسلين از اهل الزام و لجاج بدليل و احتجاج حقيقت جميع واجبات ضروريات دين سيد الأنبياء و منهاج ائمة الهدى را ثابت و لازم گرداند و ضعفاى عباد اللَّه تعالى را از شبكه دام مكر و تلبيس ابليس و مريدان آن لعين خسيس رهاند يا از دام نواصب مبغضين ائمة الانام مستخلص گرداند موجود و معين نبودى هيچ احدى از بنى نوع انسان از مكر و فسوس شيطان و تبعه پر افسوس او خلاص نشدى بلكه همگى خلقان از شيعيان انس و جان مرتد گشته در سلك ربقه اهل طغيان منخرط شدندى، ليكن وجود و افر الجود آن ارباب فضل و حال و اصحاب معرفت و كمال وسيله صيانت و محافظت دين جهله شيعيانست، و اين طايفه علماى تبعه ائمة الهدى زمام قلوب ضعفاى اهل شيعه را بيد قدرت علم و معرفت و محافظت كنند چنانچه صاحب سفينه و مالك كشكول چوبينه در هنگام تلاطم بحر مواج و تراكم قطرات سحاب ذى افواج در حفظ و حراست سكنه آن سعى فراوان و جهدى بى‏پايان نمايد تا كشتى او از غرقاب طوفان در صحت و امان ماند. بر متفطن عارف و زيرك معارف واضح و لايحست كه چنانچه كشتى كه بوسيله محكمى آلات و ساير ما يحتاج ضروريه آن از اخشاب و احبال و شراعيه و بادبان در غايت رصانت و نهايت متانت بود و كشتيبان نيز با جميع خدمه ايشان در كمال فراست و حذاقت بر كار سير و سلوك آن بحر بى‏پايان باشند بتحقيق و يقين سكنه آن جهاز از احسان مهيمين بى‏نياز در هنگام سير نشيب و فراز از خوف غرق طوفان بجمعيت خاطر سرفراز و ممتاز گردند و آنها را از عنايت ايزد منان ترس و خوف ظاهر و عيان نباشد. همچنين اگر كسى در كشتى ولايت و امامت اهل بيت عليهم التحية و التسليم ساكن و مقيم گشته بتعليم جميع آداب دين قويم و احكام شرع مستقيم عزم خود را تصميم نمايد و خلاف شرع را بر آن تقديم ننمايد، بلكه همگى لوازم دين را از ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم اجمعين يا از علماى راشدين فرا گيرد و اصلا خلاف آن مذهب پيش نگيرد بيقين در يوم الدين مواصلت غلمان و حور عين و ادراك نعيم و بشرب كوثر و تسنيم مستفيض و مستقيم گشته از شعلات نواير جحيم و شرب ماء الحميم و تعذيب عذاب الاليم محفوظ و سليم گردد. و اصل اين كلام صدق التيام مأخوذ است از قول سيد البشر عليه سلام اللَّه الاكبر كه‏ «مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق» احتجاج شیخ صدوق -ترجمه غفارى مازندرانى، ج‏1، ص: 23 فرمود پسر سعيد، غرض تو اين مكانست؟ آنگاه بدست خود اشاره كرده بلافاصله باغهاى سبز و خرم كه نهرهاى آب در ميان آنها روان و همه گونه عطرها و حوريه و غلمان كه گويا لؤلؤترند بنظر من آمد كه ديدگان مرا متحير ساخته و به تعجب من افزود پس از اين فرمود پسر سعيد، ما در هر كجا باشيم همين گونه باغ و بوستان مال ماست و ما اكنون در خان الصعاليك نميباشيم.

ارشاد شیخ مفید – ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 649

و بقولى مقصود بركت داشتن عمر است نه فزونى خود عمر و اين اعتراض بيجا است زيرا اولا در باره بسيارى مطالب بميان آيد كه مورد تشويق است در قرآن و سنت تا برسد به وعده بهشت و نعيم براى ايمان و در باره گذشتن از صراط و رسيدن بحوريان و غلمان و همچنان تهديد بدوزخ و كيفيت عذاب زيرا كه ما گوئيم خداى تعالى در ازل ارتباط هر معلولى را بعلتش دانسته و در لوح محفوظ نوشته، و هر كه را مؤمن دانسته او مؤمن است چه اعتراف كند به ايمان يا نه، پيغمبرى باو گسيل شود يا نه، و هر كه را كافر دانسته او كافر است بهر تقدير و لازم اين گفته ابطال حكمت بعثت پيغمبرانست و اوامر شرع و نواهى آن و آنچه بدنبال دارند و آن سبب هدم آدميانست و جواب از همه اعتراضات يكى است: و آن اينكه خداى تعالى كه اندازه عمر را دانسته است پيوند آن را هم باب سبب مخصوصى دانسته، و چون داند زيد بهشتى است آن را باسباب خاص آن وابسته كه او را آفريده و خردمند كرده، و وسيله هدايت و حسن اختيار و عمل باحكام شرع برايش فراهم كرده، و لازم بر هر مكلف عمل بامر شرع نه باينكه خدا چه داند، زيرا هر چه كند همان را خدا دانسته، و چون امام صادق (ع) فرموده كه زيد چون صله رحم كند خدا 30 سال بعمرش فزايد و بدان عمل كرد اين خبر از اينست كه خدا دانسته زيد همان كند كه عمر 30 سال فزون گردد، چنانچه آن حضرت كه خبر داده زيد چون لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گفت در بهشت درآيد و آن را گفت بر ما روشن است كه خداى تعالى دانسته كه او ميگويد به بهشت ميرود. و حاصل آنكه آنچه در جهان پديد آيد دانسته خداى تعالى است با هر شرط و سبب كه‏ آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار علامه مجلسی ، ج‏1، ص: 77 در آنجاست كه بر تقصيراتى كه در برابر امر خدا داشته‏اند پشيمان مى‏گردند و تأسف مى‏خورند اما پشيمانى آنان را نجات نمى‏بخشد. و تأسف آنها را بى‏نياز نمى‏سازد، بلكه به رو در آتش مى‏افتند از بالاى سر آتش و از زير، آتش بين قسمتهايى از آتش و پوششهايى از قطران و در دركات جهنم مى‏سوزند و درگير مصائب جهنم‏اند، آتش آنان را همچون ديگها مى‏جوشاند، و فرياد و ناله آنها بلند است، اما هر چه بيشتر فرياد مى‏زنند، از بالاى سرشان آب جوشان مى‏ريزد، تمام امعاء درون شكشان و پوستشان آب مى‏شود، اما هر كه از اهل شفاعت باشد، شفاعت را درك مى‏كند، همان طورى كه سرور انبيا (ص) فرموده است: شفاعتم را براى امّتم كه مرتكب گناهان كبيره‏اند، اندوخته‏ام (6) و نيز فرموده است: بعد از اينكه سوخته و خاكستر شدند از آتش بيرون مى‏آيند، و هر كس كه از اهل جهنم براى هميشه باشد واى بر حال او از عذاب دائمى جاودانه، پناه مى‏بريم بخدا (7)! (2) بدان آن سرايى كه با غمها و اندوههايش آشنا شدى در برابر آن سراى ديگر يعنى بهشت است، و ناگزير هر كس از آن دور شود در اين يكى مستقرّ مى‏شود، بنا بر اين با انديشه زياد در حالات جهنّم ترس و بيم بيشترى را در قلب خود برانگيزان و با انديشه مداوم در باره نعمتهاى جاودانه‏اى كه به نيكوكاران وعده داده‏اند، حالت اميد را در دل خود ايجاد كن و از طرفى نفس را با تازيانه ترس و بيم، رام كن و از سوى ديگر با زمام اميد آن را به راه راست سوق بده، كه بدين وسيله به سلطنت دايم مى‏توان رسيد و از عذاب دردناك الهى در امان ماند، در باره بهشتيان و چهره‏هاى شاداب در ناز و نعمت بينديش كه از شراب صاف مهر خورده كه جاى مهرش مشك است، سيراب شوند (8) و بر كرسيهايى از ياقوت سرخ، زير خيمه‏هايى از لؤلؤ سفيدتر و تازه بنشينند، در آنجا فرشى گرانبهاى سبز رنگ گسترده و بر پشتيهايى كه در اطراف رودهاى مملو از شراب و عسل قرار داده شده، تكيه كنند، در پيرامونشان، غلمان و پسر بچه‏گان حلقه زده

آراسته به حور العين‏ مجموعه ورام، ابوالحسین ورام بن ابی فراس، ترجمه محمدرضا عطایی آداب و اخلاق در اسلام، ص: 550

نور متصاعد از پیامبر

علی در پاسخ سوالهای یهودی فرمود: چون رسول خدا در مجلسی مینشست از اطراف آن حضرت نوری میدرخشید که همه آنرا میدیدند.(الاحتجاج 218/1. مناقب آل ابی طالب 220/1) ______ امام صادق فرمود : از رسول خدا در شبهای تاریک نوری دیده میشد گویی پاره ی ماه است.(الکافی 446/1، مکارم الاخلاق 23، و مناقب آل ابی طالب 123/1، و مجمع البیان 481/2) سنن النبی صفحه 365 _______________ یکی از خواص رسول خدا این بود که چون میخواست به دیدار قومی برود جلوتر نوری به خانه ی آنان سبقت میگرفت.(بحارالانوار 27/16) سنن النبی صفحه 366

دعا و تعویذ پیامبر برای سردرد

امام صادق(ع) فرمود: هر گاه کسالت یا سردردی به رسول خدا(ص) دست میداد، دستها را می گشود و سوره ی حمد و معوذتین(الفلق و الناس) را می خواند و دستها را به صورت می کشید، پس ناراحتیش برطرف می شد. (طب الائمه(ع) 39 «و فی المصدر عن احمد بن ابی زیاد»، بحارالانوار 95/7 ، الجعفریات 216) سنن النبی صفحه 330-331 _________________ دعا و تعویذ آن حضرت برای تب و سایر دردها رسول خدا(ص) در هنگام تب و سایر دردها خود را به این دعا تعویذ می کرد «اللهم انی اعوذبک من شر عرق نعار و من شر حر النار» «خدایا، من از شر رگی که خون به شدت در آن جریان دارد، و از شر سوزش آتش (دوزخ) به تو پناه می آورم.» (الدعوات 208، بحارالانوار 95/31) _____ امیرالمومنین(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به تب سختی دچار شد، جیرئیل آمد و او را با این دعا تعویذ کرد «بسم الله ارقیک، بسم الله اشفیک من کل داء یوذیک. و الله شافیک، بسم الله خذها فلتهنیک. بسم الله الرحمن الرحیم، و لا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظیم، لتبران باذن الله عزوجل» «با نام خدا تو را تعویذ میکنم و پناه می دهم، با نام خدا برایت از هر درد که آزارت می رساند شفا میخواهم، و خداوند شفادهنده ی توست، به نام خدا این تعویذ را بگیر که تو را گوارا باد. به نام خداوند بخشنده ی مهربان، سوگند به جایگاه ستارگان که آن به حقیقت قسمی بزرگ است اگر بدانید، حتما به اذن خداوند بهبود خواهی یافت» پس رسول خدا(ص) برخاست و از بند تب نجات پیدا کرد. آنگاه فرمود: ای جبرئیل، تعویذی بلیغ بود! جبرئیل عرضه داشت: آن از خزانه ای است که در آسمان هفتم است. (طب الائمه(ع)38 «و فی المصدر عن عمرو ذی قره و تغلبه الجمالی»، بحارالانوار 95/20، قرب الاسناد 46، الکافی 8/109) سنن النبی صفحه 331-332

دعا و تعویذ پیامبر برای دفع سحر

ابن عباس گوید: لبید بن اعصم برای رسول خدا(ص) جادو کرد و آن را در چاه بنی زریق پنهان نمود. رسول خدا(ص) مریض شد، موقعی که آن حضرت خوابیده بود دو ملک آمده، یکی بالای سر و دیگری پایین پای حضرت نشست و حضرت را به وضع جادو خبر داده گفتند: جادو در میان جلد شکوفه ی خرما قرار داده شده و در ته چاه «ذروان» زیر سنگی نهاده شده است. رسول خدا(ص) از خواب بیدار شد و علی(ع) را با زبیر و عمار فرستاد تا آن را بیرون آورند. علی(ع) با همراهان آب چاه را کشیده سنگ ته چاه را بلند کردند و جادو را در زیر آن پیدا کرده، خدمت رسول خدا(ص) آوردند. در میان جلد شکوفه ی خرما مقداری از موی سر پیغمبر(که موقع شانه زدن ریخته بود) با چند دندانه از دندانه های شانه ی آن حضرت وجود داشت که به آنها یازده گره با سوزن دوخته شده بود. پس این دو سوره(قل اعوذ بربک الفلق و قل اعوذ برب الناس) بر حضرت نازل شد. رسول خدا(ص) هر آیه ای که خواند یکی از آن گره ها باز شد، پس از باز شدن تمام آنها رسول خدا(ص) سبک شد و مانند کسی که بند از او برداشته باشند، از جا جست. جبرئیل نیز شروع کرد آن حضرت را با این کلمات تعویذ نمودن «بسم الله ارقیک، من کل شی یوذیک، من حاسد و عین و الله یشفیک» «با نام خدا تو را از شر هر چه موجب آزار توست تعویذ میکنم، و خداوند تو را از شر هر حسود و چشم زخمی شفا و کرامت میکند» (بحارالانوار 95/129، مکارم الاخلاق 413، طب الائمه(ع)144 ، مجمع البیان 10/568، دعائم الاسلام 2/138) سنن النبی صفحه 332-333 _____________ از امام حسن عسگری(ع) نقل است که فرمود: رسول خدا(ص) دست خود را بر گوشت ذراع(دست گوسفند) که زنی یهودی آن را مسموم کرده بود کشید و گفت «بسم الله الشافی، بسم الله الکافی، بسم الله المعافی، بسم الله الذی لا یضر مع اسمه شی فی الارض و لا فی السماء، و هو سمیع العلیم» «به نام خداوند شفا بخش، به نام خداوند کفایت کننده، به نام خداوند عافیت دهنده، به نام خدایی که با یاد کردن نامش هیچ چیز در زمین و آسمان ضرر نمی رساند، و اوست شنوا و دانا» سپس فرمود: بخورید با نام خدا. پس رسول خدا(ص) و همراهان همگی از آن خوردند تا سیر شدند و هیچ زیانی به آنان نرسید. (بشربن براء بن معرور پیش از اذن پیامبر(ص) از آن خورد و مسموم شد و از دنیا رفت / سیره ابن هشام 3/352، بحارالانوار 19/321) سنن النبی صفحه 334

پیامبر در شب معراج

سلمان فارسی گوید: جبرییل به پیامبر گفت: سوگند به خدایی که تورا به نبوت مبعوث کرد، اینجا مقامی است که هیچ پیامبر مرسل و فرشته ی مقربی به آن قدم ننهاده است.(بحارالانوار 313/18) سنن النبی صفحه 375 ___________________ رسول خدا فرمود: (در شب معراج) سوار «براق» شدم و رسیدم به آن حجابی که بعد از آن خدای رحمان بود ( بین من و خدا تنها یک حجاب فاصله بود.)(صحیفه الامام الرضا 65، و بحارالانوار 378/18) ________ 497- و فی تفسیر القمی: باسناده عن اسماعیل الجعفی، عن ابی جعفر رسول خدا فرمود: (در معراج) پروردگارم را (به چشم دل) دیدم و میان من و او فقط جلال وی حائل بود.(تفسیر القمی 234/7، سوره ص، و بحارالانوار 373/18) سنن النبی صفحه 376 ___________________ رسول خدا در ضمن حدیث معراج فرمود: چون به آسمان هفتم رسیدم و تمام فرشتگان آسمان ها که همراه من بودند و جبرییل و فرشتگان مقرب از ادامه ی راه بازماندند و رسیدم به حجاب پروردگارم، در میان هفتاد حجاب داخل شدم که بین هر حجابی با حجاب دیگر حائلهایی از عزت و قدرت و بها و کرامت و کبریا و عظمت و نور و ظلمت و وقار قرار داشت. تا آنکه به حجاب جلال رسیدم و با پروردگار خود مناجات کرده، در حضور وی ایستادم…(الیقین 158، و بحارالانوار 398/18) سنن النبی صفحه 377

پیامبر و جبرئیل

از امام صادق سوال شد: آن حالت غشوه و بیخودی که به رسول خدا دست میداد آیا هنگامی بود که جبرییل بر آنحضرات نازل میگردید؟ فرمود: نه جبرییل هنگامیکه نزد رسول خدا می آمد بدون اجازه داخل نمیشد و چون خدمت آن حضرت میرسید مانند بنده ای در حضور رسول خدا مینشست. بلکه آن حالت موقعی بود که خدای عزوجل بدون واسطه با آن جناب سخن میگفت.(کمال الدین و تمام النعمه 85، و بحارالانوار 256/18، علل الشرائع 7، و بحارالانوار 256/18، نقلا عن التوحید و العلل) سنن النبی صفحه 374 _______________ ابن شهر آشوب گوید: بصورت شفاهی شنیدم که جبرییل شصت هزار مرتبه بر رسول خدا نازل گردید.(مناقب آل ابی طالب 44/1) ____ رسول خدا ضمن حدیثی فرمود: جبرییل هرسال همه ی قرآن را یک بار بر من میخواند، لیکن امسال (که سال آخر عمر من است) آنرا دوبار بر من خوانده است.(ارشاد القلوب 33) سنن النبی صفحه 374

سخن گفتن پیامبر به هنگام تولد

علی ضمن حدیثی فرمود: “محمد از شکم مادرش به زمین آمد، دست چپ را بر زمین نهاد و دست راست را به سوی آسمان بلند کرد و لبها را به وحدانیت خدا حرکت میداد…”(الاحتجاج 223) _________ آمنه مادر رسول اکرم فرمود: چون فرزندم بر زمین قرار گرفت به سمت کعبه به سجده افتاد و در حالیکه دستها را بسوی آسمان بلند کرده، به پروردگارش زاری نمود…(بحارالانوار 326/15) سنن النبی صفحه 357 _________ در بحار روایت کرده: مردم از گهواره ی آن حضرت صدای تسبیح و حمد و ثنا بر خدای متعال میشنیدند.(بحارالانوار 293/15) سنن النبی صفحه 358

مهر نبوت پیامبر

یکی از معجزات پیامبر که اخبار متواتر بر آن دلالت دارد و کافر و مومن به آن اعتراف نموده اند مهر نبوت است که بر موهای متراکم میان دو کتف ان حضرت نمایان بود.(الخرائج و الجرائج 1/32 ح 29 ، و بحارلانوار 16/174 ،و کمال الدین و تمام النعمه 1/165 و فی کتاب عبدالملک :99) سنن النبی صفحه 20 ____________ علی در جواب پرسش رییس و بزرگ یهود فرمود: مهر نبوت میان دو کتف رسول خدا قرار داشت و بر آن دو سطر نوشته بود: سطر اول “لا اله الا الله” و سطر دوم ” محمد رسول الله”.(الخصال 599) ____ میان دو کتف آن حضرت مهر نبوت قرار داشت که نور آن بر نور آفتاب غلبه داشت و بر آن نوشته بود: ” خدایی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد. هرجا خواستی برو که تو منصور و یاری شده ای.”(مناقب آل ابی طالب 124/1) سنن النبی صفحه 362 ____________ در محجه البیضا گوید: رسول خدا چهارشانه بود و مهر نبوت میان دو کتف آن حضرت نزدیک شانه ی راست او قرار داشت، در آن مهر خالی سیاه متمایل به زردی که اطراف آن را موهای متراکمی مانند یال اسب گرفته بود به چشم میخورد.(المحجه البیضا 156/4) ___ جابربن سمره گوید: مهر نبوتی که میان دو کتف رسول خدا قرار داشت برآمدگی سرخ رنگی به اندازه ی تخم کبوتر بود.(بحارالانوار 180/16) سنن النبی صفحه 363

معجزات و خصلت های پیامبر

پیامبر از راهی نمیگذشت مگر اینکه هر که از انجا عبور میکرد از عطر عرق آن حضرت پی میبرد که ایشان از انجا گذشته است.و به هر سنگ و درختی که می گذشت بر آن حضرت سجده میکرد.(بحار الا نوار 16/172 نقلا عن قصص الانبیاء مکارم الاخلاق:24) سنن النبی صفحه 20 ____________ رسول خدا سایه اش بر زمین نمیافتاد(سایه نداشت)(مناقب ال لبی طالب 1/124 ، روی اکثر هذه المعانی فی الخارئج ایضا ،راجع 221) سنن النبی صفحه 21 ____________ امام باقر فرمود: رسول خدا سه خصلت داشت که دیگران نداشتند: آنحضرت سایه نداشت. از راهی عبور نمیکرد مگر اینکه پس از سه روز کسانی که از آنجا میگذشتند از عطر خوش آن جناب متوجه میشدند که ایشان از آن محل گذشته است. آنحضرت بر هیچ سنگ و درختی نمیگذشت جز آنکه به آن حضرت سجده میکرد.(مکارم الاخلاق 18) سنن النبی صفحه 366 ____________ چون رسول خدا با کسی راه میرفت هر چند که آن کس بلند قد بود، آنحضرت یک سر و گردن از وی بلندتر بنظر میرسید. ____ لباس کوتاه و یا بلند به اندام رسول خدا اندازه بود، چون میپوشید اگر کوتاه بود بلند و اگر بلند بود کوتاه تر میشد، گویا برای آن حضرت بریده شده است.(بحارالانوار 28/160) ___ هنگامیکه رسول خدا بر زمین نرم قدم میگذاشت اثر پایش در آن ظاهر نمیشد و چون بر زمین سفت راه میرفت جای پایش معلوم میگشت.(مناقب آل ابی طالب 126/1) سنن النبی صفحه 368 ___________ پرنده بالای سر رسول خدا پرواز نمیکرد.(مناقب آل ابی طالب 124/1) ____ مگس بر آن جناب نمینشست و حشرات زهر دار و بی زهر به آن حضرت نزدیک نمیشدند.(مناقب آل علی 126/1، مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران) سنن النبی صفحه 369 ___________ رسول خدا هرگز محتلم نشد!!(مناقب آل ابی طالب 125/1) سنن النبی صفحه 370

ازدواج موقت، سنت رسول الله

بکر بن محمد میگوید: از امام صادق درباره ازدواج موقت پرسیدم، فرمود: من دوست ندارم که مسلمانی بمیرد در حالی که سنتی از رسول خدا مانده باشد و او بدان عمل نکرده باشد.(الفقیه 463/3 و المستدرک 451/14 و بحار الانوار 305/103) سنن النبی صفحه 147

کرامات پیامبر در کودکی

در کتاب مناقب گوید: در حال کودکی آن حضرت ، ماه گهواره ی اورا میجنبانید.(مناقب آل ابی طالب 126/1) __________ در مجمع البیان روایت کرده: رسول خدا ختنه شده از مادر متولد گردید.(مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران، مناقب آل ابی طالب 23/1، و بحارالانوار 299/17) سنن النبی صفحه 358 __________ حلیمه سعدیه (دایه ی آن حضرت) گوید: هرگز رسول خدا را در گرمی آفتاب بیرون نبردم مگر آنکه ابری بر آن حضرت سایه می افکند، و همچنین آنحضرت را ابر از هوای بارانی نگهداری میکرد.(بحارالانوار 341/15) سنن النبی صفحه 359

میزان رشد و نمو پیامبر در کودکی

رشد و نمو یک روزه ی رسول خدا به اندازه ی رشد و نمو یک هفته ی اطفال دیگر، و رشد یک هفته ی او به قدر رشد و نمو یک ماهه ی آنان بود.(کمال الدین 197، بحارالانوار 376/15) سنن النبی صفحه 358

نخستین چیزی که خدا آفرید چه بود؟

فی البحار، عن ریاض الجنان لفضل الله بن محمود الفارسی، جابربن عبدالله انصاری گوید: به رسول خدا عرضه داشتم: اول چیزی که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود: نور پیغمبر تو ، ای جابر! خداوند آنرا آفرید و سپس هر خوبی و خیری را از آن آفرید.(بحارالانوار 24/15) __________ و فیه: عن جابر پیغمبر خدا فرمود: نخستین چیزی که خداوند آفرید نور من بود، که آنرا از نور مقدس خودش ایجاد کرد و از جلال عظمت خودش مشتق نمود.(بحارالانوار 24/15) سنن النبی صفحه 355

درد و پاداش دو برابر رسول!

ابوسعید خدری در حالیکه رسول خدا تب داشت، از روی لحاف دست بر بدن آن حضرت گذاشت و حرارت بدن او را دریافت،گفت: یارسول الله، چقدر تب شما شدید است! فرمود : ما چنین هستیم، بلاها بر ما سخت میشود و پاداش ما هم دو برابر است.(التمحیص 34، و بحارالانوار 275/15، باب الشمائل : الحدیث 41، باب العشره: الحدیث 22) سنن النبی صفحه 192

حالات رسول در هنگام نماز

رسول خدا(ص) چون به نماز می ایستاد از ترس خدا رنگش می پرید و صدایی سوزناک مانند صدای جوشش دیگ از سینه یا درونش به گوش می رسید. (فلاح السائل 161 نقلا عن کتاب زهد النبی ، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ، عدة الداعی 151 ) ________ رسول خدا(ص) وقتی به نماز می پرداخت مانند جامه ای بود که روی زمین افتاده باشد. (فلاح السائل 161، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ) سنن النبی صفحه 238

دور کردن شیطان با سدر

امام صادق(ع) می فرمود: رسول خدا(ص) سر خود را با سدر می شست و می فرمود: هر که سر خود را با سدر بشوید خداوند وسوسه ی شیطان را از او دور می سازد، و هر که وسوسه ی شیطان از او دور شد گناه نمی کند، و هر که گناه نکند داخل بهشت می شود. (بحارالانوار 76/88 ، ثواب الاعمال 37) سنن النبی صفحه 206

فواید شستن سر با خطمی

امام کاظم(ع) می فرمود: شستن سر با خطمی در روز جمعه از سنت است، روزی را فراوان، فقر را دور و مو و پوست بدن را نیکو می سازد، و این کار امان از سردرد است. (بحارالانوار 76/88 ، و الاصول الستة عشر 55) سنن النبی صفحه 206

دریای بین آسمان و زمین؟

امام موسی (ع) به اطرافیانش گفت :

هنگام مرگ این کودک امروز به دست من فرا رسیده است. سپس فرزند امام رضا را که در بین شماری از کودکان بود طلبید و از او پرسید : تو از اخبار آسمانها چه می دانی؟ امام جواد گفت : من از پدرم از پدرانم از پیامبر (ص) از جبرائیل از پروردگار جهانیان شنیدم که فرمود : میان آسمان و زمین دریایی است. غبارناک و پر موج که در آن مارهائی است که شکمهایشان سبز و پشتهایشان نقطه های سیاه است. پادشاهان آنها را با بازهای سپیدشان شکار می کنند تا دانشمندان را بدانها بیازمایند. مامون با شنیدن این پاسخ گفت : تو و پدرانت و جدت و پروردگارت همه راست گفتید آنگاه او را سوار کرد و دخترش ام الفضل را به همسری او درآورد.

بحار الانوار ،ج 50 ، ص 56. برگ 319

امام هادی، قاتل یا حضرت؟

یکی از فرزندان خلیفه، ولیمه ای بر پا کرد و مردم را بدان فرا خواند. امام هادی (ع) نیز جزو میهمانان بود. ما وارد مجلس شدیم و همین که او را دیدیم به احترام آن حضرت زبان در کام کشیدیم و سکوت کردیم. جوانی در مجلس حضور داشت که حرمت ایشان را رعایت نمی کرد و می گفت و می خندید. حضرت به او رو کرد و فرمود : ای جوان دهان را از خنده پر می کنی و از یاد خدا غفلت می ورزی با اینکه سه روز دیگر در جلگه اهل قبوری؟ گفتیم : این خود دلیلی است (بر امامت حضرت) تا ببینیم چه شود جوان از بگو بخند دست گشید و مودب نشست . غذا خوردیم و خارج شدیم. فردا جوان مریض شد ، و روز شوم ، در آغاز روز مرد و در پایان روز به خاک سپرده شد. 1- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 183 هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم – آیت الله سید محمد تقی مدرسی ( جلد دوم) برگ 372

علی و عایشه زیر یک لحاف، نعوذ بالله

در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهش بود ! و رسول خدا بين من و عايشه ( يعنی علی و عايشه) خوابيد ! و هنگاميکه شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم !!!! قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل بحار الانوار جلد ۲ – ص ۴۰ دار احياء التراث العربی – بيروت بحار الانوار ص ۲۹۷ ۳۱۴ جلد يک ص۴۰ کتاب سليم ابن قيس ص ۲۲۱

علت علمی رعد و برق از نظر امام صادق

قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص المفيد ص ۳۲۷ بحار الانوار جلد ۲۷ ص ۳۳ امام صادق فرمود… دلیل رعد و برق چیست؟ آن از امر صاحب شماست، پرسیدم صاحب ما کیست؟ فرمود امیر المومنین علی علیه سلام

ویژگیهای جغرافیایی و بهشتوگرافی حوض کوثر

ساقى حوض كوثر وصف حوض و منزلت امير مؤمنان عليه السلام در كنار آن شيخ صدوق رحمه الله گويد:

اعتقاد ما درباره حوض آن است كه آن حق است،و پهناى آن به فاصله ميان أيله و صنعاء (1) است،و آن حوض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و در آن جامهايى به تعداد ستارگان آسمان قرار دارد،و سرپرست و مسئول آن در روز قيامت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است كه دوستانش را از آن سيراب و دشمنانش را از آن دور مى‏سازد،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هيچ گاه تشنه نخواهد گشت (2) .

۱- ابو ايوب انصارى گويد:نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودم و از آن حضرت درباره حوض سؤال شد،فرمود:اينك كه درباره حوض از من پرسيديد شما را از آن خبر دهم:حوض چيزى است كه خداوند از ميان پيامبران مرا بدان گرامى داشته است،عرض آن به فاصله ميان ايله و صنعاء است،دو نهر از آب در آن مى‏ريزد،آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر،بسترش از مشك خوشبوست و سنگريزه‏هايش در و ياقوت است.پروردگارم شرط كرده است كه كسى به آن‏وارد نشود مگر آنان كه داراى نيتهايى درست و دلهايى پاكند،آنان كه در حال توانگرى و فراخ دستى حقوقى را كه بر عهده دارند مى‏پردازند و در حال نياز و تنگدستى حق قانونى خود را نمى‏گيرند،و پس از من تسليم وصى من خواهند بود.آن گاه وصى من غير شيعيان خود را از آن دور مى‏كند همان گونه كه آدمى شتر گر را از ميان شترهاى خود دور مى‏سازد. (3)

2ـ عبد الله بن عباس گويد:چون سوره كوثر بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد،على بن ابى طالب به آن حضرت گفت:اى رسول خدا،كوثر چيست؟فرمود:نهرى است كه خداوند مرا بدان گرامى داشته است.على گفت:اى رسول خدا،اين نهر شريفى است،آن را براى ما توصيف كن.فرمود:آرى اى على،كوثر نهرى است كه در زير عرش خدا جارى مى‏شود،آبش از شير سفيدتر،از عسل شيرين‏تر و از كره نرم‏تر،سنگريزه‏هايش زبرجد و ياقوت و مرجان،گياههايش زعفران و خاكش مشك خوشبو،و اساس و بنيانش زير عرش خداست.آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دست بر پهلوى على امير مؤمنان عليه السلام زد و فرمود:اى على،اين نهر از آن من و تو و از آن دوستان تو پس از من است. (4)

3ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى طولانى فرمود:اى على،تو نخستين كسى هستى كه با من از زمين بيرون مى‏آيى‏[و تو نخستين كسى هستى كه با من برانگيخته مى‏شوى‏]،و تو نخستين كسى هستى كه با من از صراط مى‏گذرى،و پروردگار بزرگ من به عزت خود سوگند خورده كه كسى از گردنه صراط عبور نكند مگر آن كه سند ولايت تو و ولايت امامان از اولاد تو را همراه داشته باشد،و تو نخستين كسى هستى كه بر حوض من وارد مى‏شوى،دوستانت را از آن‏سيراب مى‏سازى و دشمنانت را از آن مى‏رانى،و تو يار و همراه منى آن گاه كه در مقام محمود (مقام شفاعت) بايستم،ما درباره دوستانمان شفاعت مى‏كنيم و شفاعت ما درباره آنان پذيرفته مى‏شود.و تو نخستين كسى هستى كه داخل بهشت مى‏شوى در حالى كه پرچم مرا به دست دارى و آن لواى حمد است كه هفتاد شكاف دارد و هر شكافى پهناورتر از خورشيد و ماه است،و تو صاحب درخت طوبى در بهشت هستى كه تنه‏اش در خانه تو و شاخه‏هايش در خانه شيعيان و دوستان توست . (5)

4ـ ابو الأسود دئلى از پدرش روايت كرده كه گفت:از امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود:به خدا سوگند كه با همين دو دست كوتاه خود دشمنانمان را از حوض رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دور مى‏سازم،و دوستانمان بدان در مى‏آيند. (6)

5ـ و نيز فرمود:من با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و خاندانم بر سر حوض قرار داريم،پس هر كه خواستار ماست بايد گفتار ما را بگيرد و مانند ما عمل كند،زيرا هر خاندانى برگزيده‏اى دارد و ما را نيز برگزيدگانى است،و ما را شفاعتى است و دوستان ما را نيز شفاعتى است،پس براى ديدار ما بر سر حوض با هم رقابت كنيد،كه ما دشمنانمان را از آن مى‏رانيم و دوستان و اولياى خود را از آن سيراب مى‏كنيم،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد،دو نهر از بهشت در حوض ما سرازير مى‏شود،يكى از تسنيم و ديگرى از آب زلال و گوارا،بر لبه آن زعفران روييده و سنگريزه‏اش لؤلؤ است و آن كوثر نام دارد. (7)

6ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،تو برادر،وزير و صاحب لواى من دردنيا و آخرت و صاحب حوض من هستى،هر كه تو را دوست بدارد مرا دوست داشته،و هر كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. (8)

7ـ عبد الرحمن بن قيس رحبى گويد:با امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام بر در قصر (دار الاماره) نشسته بودم كه نور خورشيد آن حضرت را وادار كرد تا در سايه ديوار قصر پناه گيرد،همين كه برخاست تا داخل شود مردى از قبيله همدان دامن حضرتش را گرفت و گفت :اى امير مؤمنان،مرا حديثى جامع گو تا خداوند مرا بدان سودى رساند.فرمود:مگر درباره من حديث بسيارى وجود ندارد؟ (9) يا:مگر اين سودمندى در احاديث بسيارى نيست؟) گفت:چرا،ولى مرا حديثى گو كه خداوند بدان سودم رساند. فرمود:دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرمود كه:من و شيعيانم وارد حوض مى‏شويم و سيراب و روسپيد بيرون مى‏شويم،و دشمنانمان تشنه لب و روسياه وارد مى‏گردند .اين را داشته باش كه مشتى از خروار است،تو با همان كسى كه دوستش مى‏دارى خواهى بود و همان را كه به دست آورده‏اى خواهى داشت،اى برادر همدانى رهايم ساز.اين را فرمود و داخل قصر شد. (10)

8ـ مردى از منافقان به حضرت رضا عليه السلام گفت:برخى از شيعيان شما بى‏باكانه در كوچه و بازا
شراب مى‏خورند!و ديگرى سر راه بر حضرت گرفت و گفت:برخى از شيعيان شما شراب مى‏خورند !چهره حضرت از روى شرم عرق كرد،سپس فرمود:خداوند گرامى‏تر از آن است كه گرمى شراب را با دوستى ما خاندان در دل مؤمن جمع آورد،آن گاه لختى صبر كرده و فرمود:و اگر يكى از آنها بدين نكبت گرفتار شد و چنين كرد بى شك پروردگارى مهربان،پيامبرى‏دلسوز،شناسا بر سر حوض و سرورانى براى شفاعت ايستاده را براى خود خواهد يافت. (11)

9ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:پنج چيز درباره على به من داده شده كه از دنيا و هر چه در آن است نزد من بهتر است:1ـاو در برابر خدا دور دارنده (يا:در برابر خدا به رو در افتاده) است تا خداوند از حساب آفريدگان فارغ شود.2ـلواى حمد به دست اوست و از آدم گرفته به بعد همه در زير آن قرار دارند.3ـاو بر سر حوض مى‏ايستد و هر كه را از امت من‏[به ولايت‏]بشناسد سيراب مى‏سازد.4ـاوست كه‏[پس از مرگ‏]عورت مرا مى‏پوشاند و مرا به خداوند مى‏سپارد.5ـمن هيچ بر او بيم ندارم كه بعد از ازدواج دامن بيالايد،و پس از ايمان به كفر گرايد. (12)

10ـ از على عليه السلام روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:تو نخستين كسى هستى كه به بهشت مى‏روى.گفتم:اى رسول خدا،پيش از شما به بهشت مى‏روم؟فرمود:آرى،زيرا تو در آخرت پرچمدار منى چنانكه در دنيا پرچمدار من هستى،و هميشه پرچمدار پيشاپيش حركت مى‏كند.سپس فرمود:اى على،گويى تو را مى‏بينم كه پرچم مرا كه لواى حمد است به دست دارى و داخل بهشت شده‏اى،و از آدم گرفته به بعد در زير آن قرار دارند. (13)

پیشوندها:

1ـآيله شهرى است در ساحل بحر قلزم،و صنعاء نام دو جاست يكى در يمن و ديگرى در دمشق.بايد دانست كه اين تعبير براى نشان دادن بزرگى آن است نه اندازه دقيق آن.

2ـ بحار الانوار 8/27 به نقل از رساله اعتقادات صدوق.

3ـ بحار الانوار 8/ .28

4ـ همان/ .18

5ـ بحار الانوار 39/ .211

6ـ همان/212.و نظير آن:همان/ .216

7ـ تفسير صافى 5/ .301

8ـ بحار الانوار 39/ .216

9ـ بنا بر نسخه‏اى ديگر:مگر احاديث بسيارى در اختيار ندارى؟

10ـ امالى شيخ طوسى 1/ .150

11ـ علم اليقين 2/ .603

12ـ بحار الانوار 39/ .219

13ـهمان/217.و در ص 213 از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورده است كه:آدم و همه خلق خدا در روز قيامت در سايه پرچم من قرار دارند. امام على بن ابى‏طالب(ع) ص 567 احمد رحمانى همدانى

سن عایشه از منابع اهل تسنن و کتابهای شیعی

از عایشه نقل شده است: رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند».

صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰

از عایشه نقل شده است: وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.

صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰

منقول است از عایشه مادر مومنان: پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.

 سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷

منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود

(فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳) صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱

عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.

صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱

سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که 7 سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او 9 سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق 7 ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.

بحار الانوار جلد 22 برگ 202

عائشه دختر ابو بكر، پيغمبر عايشه را در مكه تزويج كرد در حالى كه هفت سال بيش نداشت، حضرت رسول جز عايشه با زن بكرى نكاح نكرد، و در نهمين سال عمرش با وى زفاف كرد، و اين زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدينه انجام گرفت و عايشه تا دوران خلافت معاويه در دنيا بود. زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،

شيخ طبرسى‏، مترجم: عزيز الله عطاردى‏،ناشر: اسلاميه‏،تهران‏:چاپ اول‏،1390 ق.‏ برگ: 213

از اسماعیل بن جعفر منقول است: همانا رسول الله در 10 سالگی به عایشه دخول کرد… وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج 1 برگ 31، به نقل از فروع کافی ج 2 ص 351 شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کدم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت. سنن ابو داوود کتاب 1 شماره 0270 هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد

صحیح بخاری پوشینه 1 کتاب 6 شماره 299

پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود. صحیح بخاری پوشینه 7 کتاب 71 شماره 660 هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).

صحیح بخاری کتاب 2 شماره 572