بایگانی برچسب‌ها: حدیث-بهداشتی

دليل بلند کردن ريش و کوتاه کردن سبيل در اسلام

«جزوا الشوارب وأرخوا اللحى وخالفوا المجوس» سبيل‌ها را قطع نماييد و ريش را بگذاريد، با مجوس (زرتشتی)مخالفت نماييد (1) حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ عُثْمَانَ، حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ زُرَيْعٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا نَافِعٌ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ‏”‏ خَالِفُوا الْمُشْرِكِينَ أَحْفُوا الشَّوَارِبَ وَأَوْفُوا اللِّحَى ‏”‏ ‏.‏ با مشرکان مخالفت کنيد سبيل ها را قطع و ريش را بلند کنيد (به حال خود بگذاريد) (2) من لم يأخذ من شاربه فليس منا هر کسي از سبيل‌هايش نگيرد از ما نيست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿22:17﴾ كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه يهودى شدند و صابئى‏ها و مسيحيان و زرتشتيان و كسانى كه شرك ورزيدند البته خدا روز قيامت ميانشان داورى خواهد كرد زيرا خدا بر هر چيزى گواه است —————————————— 1) مسلم در صحيح خود – کتاب الطهارة -باب خصال الفطرة مسند أحمد بن حنبل – مُسْنَدُ الْعَشَرَةِ الْمُبَشَّرِينَ بِالْجَنَّةِ … – بَاقِي مُسْنَد المُكْثِرِينَ مِنَ الصَّحَابَةِ – مُسْنَدُ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ معرفة السنن والآثار للبيهقي – باب بَيَانُ النَّاسِخِ وَالْمَنْسُوخِ – ذَمُّ الاقْتِدَاءِ بِمَنْ لَمْ يُؤْمَرْ بِالاقْتِدَاءِ السنن الكبرى للبيهقي – جُمَّاعُ أَبْوَابِ الاسْتِطَابَةِ – بَابُ السُّنَّةِ فِي الأَخْذِ مِنَ الأَظْفَارِ وَالشَّارِبِ المسند المستخرج على صحيح مسلم لأبي نعيم – باب الْيَاءُ – اليسع بن طلحة مستخرج أبي عوانة – مُبْتَدَأُ كِتَابِ الطَّهَارَةِ – بَيَانُ الطَّهَارَاتِ الَّتِي تَجِبُ عَلَى الإِنْسَانِ 2) مسلم در صحيح خود – کتاب الطهارة -باب خصال الفطرة صحيح بخاري – كِتَاب اللِّبَاسِ » باب تَقْلِيمِ الْأَظْفَارِ شرح السنة – كِتَابُ اللِّبَاسِ – بَابُ قَصِّ الشَّارِبِ المسند المستخرج على صحيح مسلم أبي نعيم – باب الْيَاءُ – اليسع بن طلحة المحلى بالآثار لابن حزم – كِتَابُ الْحَيْضِ وَالاسْتِحَاضَةِ- الفطرة شعب الإيمان للبيهقي – الأَرْبَعُونَ مِنِ شُعَبِ الإِيمَانِ وَهُوَ بَابٌ … – فَصْلٌ فِي الأَخْذِ مِنَ اللِّحْيَةِ وَالشَّارِبِ … 3) سنن الترمذي – كتاب الأدب – باب ما جاء في قص الشارب نسائي – سنن کبري- -کتاب الطهارة -باب قص الشارب- مصنف ابن ابي شيبة – کتاب الادب -باب ما يؤمر به الرجل من إعفاء اللحية والأخذ من الشارب http://pdamon.wordpress.com/2009/10/21/%D8%B1%D9%8A%D8%B4/

امامان چگونه بدنیا می آیند؟

ابو بصير گويد:

همراه امام صادق عليه السلام حج گزارديم در ساليكه پسرش موسى متولد شد. چون در اءبواء (منزلى در ميان مكه و مدينه ) فرود آمديم ، براى ما صبحانه آوردند، و چون آن حضرت به اصحابش غذا مى داد، زياد و خوب تهيه مى كرد، ما مشغول خوردن بوديم كه فرستاده حميده (همسر امام صادق عليه السلام ) آمد و گفت : حميده مى گويد من خود را از دست داده ام و درد زائيدن در خود احساس مى كنم و شما به من دستور داده ايد كه نسبت به اين پسرت پيش از شما اقدامى نكنم . حضرت صادق عليه السلام بر خاست و با فرستاده به رفت . چون برگشت ، اصحابش عرض كردند: خدايت مسرور كند و ما را قربانت نمايد، با حميده چه كردى ؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و به من پسرى عطا فرمود كه در ميان مخلوقش از همه بهتر است و حميده از آن مولود به من مطلبى گفت كه گمان كرد من آن را نمى دانم ، در صورتيكه من به آن داناترم . عرض كردم : قربانت ، حميده نسبت به آن مولود به شما چه خبرى داد؟ فرمود: گفت چون از شكمش فرود آمد، دستها به زمين نهاده ، سر به آسمان بلند كرد، من به او خبر دادم كه اين عمل نشانه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و نشانه وصى بعد از اوست ، عرض كردم : قربانت : اين چگونه نشانه اى است براى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و وصى بعد از او؟ فرمود: در آن شبى كه نطفه جدم (زين العابدين عليه السلام ) بسته شد شخصى (فرشته ئى ) جامى نزد پدرش آورد كه در آن شربتى بود، رقيق تر از آب و نرمتر از كره و شيرين تر از عسل و خنك تر از برف و سفيدتر از شير، و به او آشامانيد و دستور نزديكى داد، او برخاست و نزديكى كرد و نطفه جدم بسته شد، و چون شبى كه نطفه پدرم بسته شد، فرا رسيد شخصى نزد جدم آمد و آن را به جدم آشاماند، چنانكه به پدر جدم آشامانيد و بوى دستور داد چنانكه به او دستور داد، جدم برخاست و نزديكى كرد و نطفه پدرم بسته شد، و چون شبى كه نطفه من بسته شد فرا رسيد، شخصى نزد پدرم آمد و به او آشامانيد آنچه را به آنها آشامانيد و دستورش داد آنچه به آنها دستور داد، پدرم برخاست و نزديكى كرد، و نطفه من بسته شد، و چون شبى كه نطفه پسرم بسته شد فرا رسيد، شخصى نزد من آمد چنانكه نزد آنها آمد و با من همان رفتار كرد كه با آنها كرد، پس من بسم خدا برخاستم و از آنچه خدايم مى بخشد شادمان بودم ، و نزديكى كردم و نطفه پسرم همين مولود بسته شد، متوجهش باشيد كه او به خدا پس از من صاحب شماست . همانا نطفه امام از نوشابه اى است كه به تو خبر دادم و چون آن نطفه چهار ماه در زهدان جايگزين باشد و روح در آن ايجاد شود، خداى تبارك و تعالى فرشته ئى كه نامش حيوان است برانگيزد تا بر بازوى راستش نويسد ((كلمه پرودگارت با راستى و عدالت پايان يافت ، كلمات خدا را دگرگون كننده ئى نيست و او شنوا و داناست )) (مقصود از كلمه همان امام است ). و چون از شكم مادرش فرود آيد، دستهايش را بر زمين گذارد و سرش را به آسمان بلند كند، اما دست بزمين گذاردنش ، رمز اين است كه : هر علمى را كه خدا از آسمان به زمين فرستد، او دريافت كند و اما سر به آسمان برداشتن براى اين است كه : ندا دهنده ئى از درون عرش ، از جانب پرودگار عزت و از افق اعلى او را بنام خود و نام پدرش صدا زند و بگويد: اى فلان بن فلان ثابت باش تا برجا بمانى (در تمام گفتار و كردارت از روى علم و بصيرت بر حق ثابت باش تا امامتت ثابت شود). براى عظمت خلقتت تو برگزيده از ميان خلق منى و محل راز و صندوق علم و امين وحى و خليفه روى زمين من هستى ، براى تو و هر كه از تو پيروى كند، رحمتم را واجب كردم و بهشتم را بخشيدم و در جوار خود در آوردم ، به عزت و جلالم هر كه با تو دشمنى كند با عذاب سختم او را بسوزانم ، اگر چه در دنيا از رحمت واسعه ام به او هم توسعه دهم . و چون آواز منادى پايان يابد، امام با دست بزمين و سر بسوى آسمان جوابش دهد و بگويد ((خدا و فرشتگان و دانشمندان گواهى دهند كه شايسته پرستشى جز او نيست ، به عدالت قيام كرده ، معبودى جز خداى تواناى حكيم نيست 18 سوره 3)) و چون چنين گويد، خدايش علم اول و علم آخر به او عطا كند و مستحق ملاقات روح در شب قدر گردد. عرض كردم : قربانت ، روح همان جبرئيل نيست ؟ فرمود روح از جبرئيل بزرگتر است ، جبرئيل از جنس فرشتگان است و روح مخلوقى است بزرگتر از فرشتگان عليهم السلام . مگر نه اين است كه خداى تبارك و تعالى فرمايد: ((فرشتگان و روح فرود آيند 5 سوره قدر)) (پس روح غير از فرشته است ).

اصول كافى جلد 2 صفحه 225 روايت 1

حسن بن راشد گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: زمانى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد امام را خلق كند به فرشته ئى دستور دهد كه شربتى از آب زير عرش گرفته به پدر امام بياشاماند، پس آفرينش امام از آن شربت است ، آنگاه چهل شبانه روز در شكم مادر است و صدا نمى شنود و بعد از آن گوشش براى شنيدن سخن باز مى شود، و چون متولد شود همان فرشته مبعوث شود و ميان دو چشم امام بنويسد كلمه پرودگارت براستى و عدالت پايان يافت كلمات او را دگرگون كننده ئى نيست و او شنوا و داناست و چون امام پيش از وى در گذرد، براى او مناره ئى از نور افراشته شود كه به وسيله آن كردار همه مردم را ببيند، و خدا بر خلقش بدان احتجاج كند

اصول كافى جلد 2 صفحه 228 روايت 2

يونس بن ظبيان گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: همانا خداى عزوجل چون خواهد امامى را از امامى ديگر خلق كند، فرشته ئى را مبعوث كند تا شربتى از آب زير عرش بگيرد و به امامش دهد تا بنوشد، سپس چهل روز در رحم بماند و سخن نشنود و بعد از آن سخن شنود. و چون مادرش او را بزايد، خدا همان فرشته ئى را كه نوشابه بگرفت بفرستد تا بر بازوى راست امام نويسد ((كلمه پروردگارت براستى و عدالت پايان يافت ، براى كلمات او دگرگون كننده ئى نيست )) و چون به امر امامت قيام كند خدا در هر شهرى برايش مناره ئى بر افرازد كه به وسيله آن اعمال بندگان را بنگرد. اصول كافى جلد 2 صفحه 229 روايت 3 اسحاق بن جعفر گويد: شنيدم پدرم (امام صادق عليه السلام ) مى فرمود: هنگاميكه مادران ائمه به آنها باردار شوند، سنتى مانند بيهوشى ايشان را فرا گيرد كه اگر در روز باشد يك روز و اگر در شب باشد يك شب در آن حال بسر برد، سپس در خواب بيند كه مردى او را به پسرى دانا و بردبار مژده مى دهد، او از آن مژده مسرور گردد و از خواب بيدار شود، و از طرف راستش از جانب خانه صدائى شنود كه گويد: بخير آبستن شدى و به سوى خير بگرائى ، و با خير آمدى (خير آوردى ) مژده باد ترا به پسرى بردبار و دانا، و در تن خود احساس سبكى كند و پس از آن از پهلوها و شكمش ناراحتى نبيند. و چون ماه نهم شود در خانه ، آواز بلندى (صداى حركتى ) بگوشش رسد و چون شب زائيدنش فرا رسد، در خانه نورى ظاهر شود كه جز او و پدرش آن را نبينند (چنانكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرشته را مى بيند و ديگران نمى بينند) و چون او را بزايد نشسته باشد (نه آنكه با سر فرود آيد) و برايش گشايش شود تا چهار زانو بيرون آيد و پس از اينكه روى زمين قرار گيرد، بچرخد تا قبله به هر طرف باشد، از آن منحرف نشود، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت به حمد خدا اشاره كند (چنانكه مستحب است پس از عطسه انگشت را سر بينى گذاشته و حمد خدا گويند) و ناف بريده و ختنه شده باشد و دندانهاى رباعيش از بالا و پائين و دودندان نيش و دودندان ضاحكه اش بر آمده باشد (گويا نبودن دندانهاى ديگر براى اين است كه پستان مادر را آزرده نكند) و در مقابلش نورى مانند شمش طلا بدرخشد و تا يك شبانه روز از دودستش نورى طلائى ساطع است و پيغمبران هم در زمان تولد چنينند (نسبت به تمام حالات ) و همانا اوصياء آويزه (اشرف اولاد) پيغمبرانند.

اصول كافى جلد 2 صفحه 230 روايت 5 امام باقر عليه السلام فرمود:

امام را ده علامت است :

1 پاكيزه وختنه شده متولد شود.

2 چون بدنيا آيد كف دست بزمين نهاده ، بشهادتين آواز بردارد.

3 محتلم نشود (پليدى جنابت باو نرسد اگر چه عسل بر او واجبست ).

4 چشمش بخوابد ولى قلبش بخواب نرود.

5 دهن دره و بغل باز كردن ندارد.

6 از پشت سر ببيند چنانكه از پيش رو بيند.

7 مدفوعش بوى مشك دهد.goh

8 زمين وظيفه دارد آنرا بپوشاند و فرو برد.

9 چون زره رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را پوشد بقامتش رساباشد و چون مرد ديگرى پوشد، كوتاه قد باشد و يا دراز قامت يك وجب بلندتر آيد.

10 تا زمان زفاتش محدث باشد (فرشته باو خبر دهد).

اصول كافى جلد 2 صفحه 231 روايت 8

خدمت پیامبر به بشریت، آموزش شیوه الهی ریدمان

پیامبر شما به شما در مورد همه چیز آموخت، حتی در مورد فضولات بدن

پاسخ داد: وی ما را از ادرار و مدفوع کردن رو به قبله، پاک کردن خود با دست راست، پاک کردن با کمتر از سه سنگ و یا تمیز کردن با شن و استخوان منع نموده است.

سنن ابو داوود، جلد 1، شماره 7

takhali

چگونگی برخورد محمد با مقدسات بت پرستان

و محمد بن احمد سنانى، و على بن أحمد بن موسى الدّقّاق روايت كرده‏اند، كه ابو العبّاس احمد بن يحيى بن زكرّياى قطّان ما را حديث كرد، و گفت كه عبد اللَّه بن حبيب ما را حديث كرد، و گفت: تميم بن بهلول ما را حديث كرد، از پدرش، از ابو الحسن عبدى، از سليمان بن مهران، كه گفت: جعفر بن محمد عليهما السّلام را گفتم: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چند حجّ بجاى آورد؟ امام فرمود: بيست حجّ، و در هر حجّ به سرزمين «مأزمين» ميگذشت و پس در آنجا فرود مى‏آمد و ادرار ميكرد. گفتم اى پسر رسول خدا، چرا در آنجا فرود مى‏آمد، و ادرار ميكرد؟گفت: زيرا آنجا محلّى بود كه بتها در آن محلّ مورد عبادت واقع شدند، و آن سنگ كه هبل را از آن تراشيده‏اند از آنجا گرفته شده است‏. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:85.

چرندیاتِ بهشتی

حسين پسرعلوان كلبي از عمرو پسر ثابت از زيد پسر علي از پدرش از جدش نقل ميكند كه امير المومنين فرمود: درختي در بهشت وجود دارد كه از بالايش لباس بر آيد و از پائين آن اسبهائي با زين و مهار كه نه سرگين پس دهند و نه مدفوع و ادراري دارند، اولياي خدا بر آنها سوار شده و در بهشت به هر كجا كه بخواهند پرواز مي كنند. امالی شیخ صدوق، برگ 463

خوردن غذای روی زمین

از حضرت رسول منقول است که هر که پاره نانی بیابد و بردارد بخورد یک حسنه از برای او باشد، و هر که پاره نانی در میان جای کثیفی یا نجسی بیابد پس بشوید آن را و بردارد برای او هفتاد حسنه بوده باشد. در حدیث معتبر دیگر منقول است که حضرت رسول روزی به خانه عایشه آمدند و پاره نانی دیدند که بر زمین افتاده است، برداشتند و تناول فرمودند و گفتند: ای عایشه! گرامی دار نعمت های خدا را برخود، که نعمت خدا از جماعتی که گریخت دیگر به سوی ایشان باز نمیگردد. از عبدالله ارجائی منقول است که گفت: در خدمت حضرت صادق بودم، دیدم که بعد از طعام میگردد و آنچه بر زمین افتاده بر میدارد حتی کنجد و امثال آن را. گفتم: فدای تو شوم، اینها را هم بر یچینند؟ فرمود که اینها روزی توست، مگذار از برای دیگری، که اینها شفایند از همه دردی. در حدیث دیگر منقول است که خوردن آن فقر را برطرف میکند از خورنده آن و فرزندان و فرزندان فرزندان او تا فرزند هفتم. در روایت دیگر: هر که بخورد، خدا نگاهدارد او را از دیوانگی و خوره و پیسی و زردآب و حماقت. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

شیوه تطهیر آنجا و ماتحت بگونه خداپسند

اهم مسائل 65 تا 80 رساله آیت الله خمینی:

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مى‏شود:

اول: آنكه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد.madfoo

دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد.

سوم: آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.

و در غير اين سه صورت مى‏شود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مى‏شود با پارچه‏و سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است. اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد.

و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره‏اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست. هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اينها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چيزى هم به آن برسد نجس نمى‏شود، و ذره‏هاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد. اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مى‏كرده، بايد خود را تطهير نمايد.

اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند. استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏دهند، و آن داراى اقسامى است.

و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند. مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن اول پاى راست را بگذارد.

و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد. ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ايستاده، مكروه است. مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.

دعای پیامبر هنگام داخل شدن به دستشویی

رسول خدا(ص) هر گاه می خواست به دستشویی (مستراح) وارد شود، می گفت: «اللهم انی اعوذ بک من الرجس النجس الخبیث امخبث الشیطان. اللهم امط عنی الاذی. و اعذنی من الشیطان الرجیم» «خدایا، از شیطان پلید نجس خبیث ناپاک به تو پناه می برم. خدایا، ناراحتی را از من دور کن، و مرا از شیطان رانده شده پناه ده» _____ و چون برای قضای حاجت می نشست می گفت «اللهم اذهب عنی القدی و الاذی و اجعلنی من المتطهرین» «خدایا ناراحتی و ناپاکی را از من ببر و مرا از پاکیزگان قرار ده.» _____ و موقع خارج شدن مدفوع می گفت «اللهم كما اطعمتنيه طيباً فی عافيه فاخرجه منی خبيثاً فی عافیه» «خدایا، چنانکه در عافیت و سلامتی به من غذای پاکیزه دادی، فضولات آن را نیز در سلامتی از من دفع فرما» _____ و گاهی دعای آن حضرت موقع داخل شدن به دستشویی این بود «الحمدلله الحافظ المودی» «حمد و ستایش خدایی راست که حافظ آدمی و برآورنده ی حاجات اوست» سنن النبی صفحه 307 __________ و چون از آنجا بیرون می شد، دست روی شکم خود می کشید و می گفت «الحملله الذی خرج عنی اذاه ، و ابقی فی قوته، فیا لها من نعمه لایقدر القادرون قدرها» «حمد و ستایش خدایی راست که فضولات ناراحت کننده ی غذا را از من خارج ساخت و نیروی آن را در بدنم باقی نهاد. چه نعمت بزرگی که هیچ کس توانایی اندازه گرفتنش را ندارد.» (الفقيه 1/23 و 25 ) سنن النبی صفحه 308

دعا و تعویذ پیامبر برای دفع سحر

ابن عباس گوید: لبید بن اعصم برای رسول خدا(ص) جادو کرد و آن را در چاه بنی زریق پنهان نمود. رسول خدا(ص) مریض شد، موقعی که آن حضرت خوابیده بود دو ملک آمده، یکی بالای سر و دیگری پایین پای حضرت نشست و حضرت را به وضع جادو خبر داده گفتند: جادو در میان جلد شکوفه ی خرما قرار داده شده و در ته چاه «ذروان» زیر سنگی نهاده شده است. رسول خدا(ص) از خواب بیدار شد و علی(ع) را با زبیر و عمار فرستاد تا آن را بیرون آورند. علی(ع) با همراهان آب چاه را کشیده سنگ ته چاه را بلند کردند و جادو را در زیر آن پیدا کرده، خدمت رسول خدا(ص) آوردند. در میان جلد شکوفه ی خرما مقداری از موی سر پیغمبر(که موقع شانه زدن ریخته بود) با چند دندانه از دندانه های شانه ی آن حضرت وجود داشت که به آنها یازده گره با سوزن دوخته شده بود. پس این دو سوره(قل اعوذ بربک الفلق و قل اعوذ برب الناس) بر حضرت نازل شد. رسول خدا(ص) هر آیه ای که خواند یکی از آن گره ها باز شد، پس از باز شدن تمام آنها رسول خدا(ص) سبک شد و مانند کسی که بند از او برداشته باشند، از جا جست. جبرئیل نیز شروع کرد آن حضرت را با این کلمات تعویذ نمودن «بسم الله ارقیک، من کل شی یوذیک، من حاسد و عین و الله یشفیک» «با نام خدا تو را از شر هر چه موجب آزار توست تعویذ میکنم، و خداوند تو را از شر هر حسود و چشم زخمی شفا و کرامت میکند» (بحارالانوار 95/129، مکارم الاخلاق 413، طب الائمه(ع)144 ، مجمع البیان 10/568، دعائم الاسلام 2/138) سنن النبی صفحه 332-333 _____________ از امام حسن عسگری(ع) نقل است که فرمود: رسول خدا(ص) دست خود را بر گوشت ذراع(دست گوسفند) که زنی یهودی آن را مسموم کرده بود کشید و گفت «بسم الله الشافی، بسم الله الکافی، بسم الله المعافی، بسم الله الذی لا یضر مع اسمه شی فی الارض و لا فی السماء، و هو سمیع العلیم» «به نام خداوند شفا بخش، به نام خداوند کفایت کننده، به نام خداوند عافیت دهنده، به نام خدایی که با یاد کردن نامش هیچ چیز در زمین و آسمان ضرر نمی رساند، و اوست شنوا و دانا» سپس فرمود: بخورید با نام خدا. پس رسول خدا(ص) و همراهان همگی از آن خوردند تا سیر شدند و هیچ زیانی به آنان نرسید. (بشربن براء بن معرور پیش از اذن پیامبر(ص) از آن خورد و مسموم شد و از دنیا رفت / سیره ابن هشام 3/352، بحارالانوار 19/321) سنن النبی صفحه 334

نه عامل فراموشی

پيامبر(ص): اى على نه چيز باعث فراموشى مى‏گردد: خوردن سيب ترش، خوردن خيار، پنير، نيم خورده موش، خواندن سنگ قبر، راه رفتن ميان دو زن، انداختن كنه يا شپش، حجامت كردن در پشت گردن، ادرار در آب راكد. الآداب الدينية للخزانة المعينية، شيخ طبرسى، مترجم:احمد عابدى، ناشر: زائر، قم‏، چ اول‏:1380.برگ: 359

شاش شتر!

در مكارم: از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود: شيرهاى گاو دواء باشند. (3) 7- و پرسيدندش عليه السّلام از شاش گاو كه كسى بنوشد؟ فرمود اگر براى دواء نياز دارد باكى ندارد. (4) 8- و از جعفريست كه شنيدم ابو الحسن عليه السّلام ميفرمود: شاش شتر به از شير آنست و خدا شفاء را در شير آن نهاده . آسمان و جهان- ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، مجلسی، مترجم: محمد باقر كمره‏اى‏،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، چ اول‏:1351 ش‏. جلد6، برگ75.

بیماری درمان بی اخلاقی

از حضرت امام رضا منقول است: بیماری برای مومن پاک کننده است او را از گناهان و رحمت الهی است نسبت به او. برگ: 219 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری .. امام رضا فرمودند : بیماری مومن را پاک نموده و برای او رحمت است. برگ:415 ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مولف :……..عالم ربانی شیخ صدوق چاپ دوم تابستان 1378 مترجم : ………ابراهیم محدث بندر ریگی

راز ناخن گرفتن از قول بزرگان دین

از حضرت امام رضا منقول است : در روز سه شنبه ناخن بگیرید. در حدیث معتبر از حضرت رسول منقول است: هر که ناخن های خود را در روز جمعه بگیرد حق تعالی درد ها را از سر انگشتان او بیرون کند و دوا را در آنها داخل کند و کسی که در روز شنبه یا پنج شنبه ناخن و شارب بگیرد از درد دندان و درد چشم عافیت یابد. از حضرت امیر المومنین منقول است : ناخن ها را در روز جمعه گرفتن هر دردی را برطرف میکند و در روز پنج شنبه گرفتن روزی را فراخ میکند. برگ:155 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

امام رضا پزشک میشود!

از حضرت امام رضا منقول است : هر که شانه را هفت مرتبه بر سر و ریش و سینه بکشد دردی نزدیک او نیاید . از حضرت امام موسی منقول است : ایستاده شانه مکن که باعث ضعف دل میشود و نشسته شانه کن که دل را قوی میکند و پوست را پر میکند . برگ: 158 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

تزهای بیولوژیکی امام رضا

از حضرت امام موسی منقول است : حیواناتی که مسخ شده اند ، دوازده صنفند: اما فیل پس از آن پادشاهی بود که زنا و لواط میکرد و خرس اعرابی بادیه نشینی بود که دویتی میکرد و خرگوش زنی بود که با شوهر خود خیانت میکرد و غسل حیض و جنابت نمیکرد و شب پره خرمای مردم را می دزدید و سهیل بردی بود که در یمن عشاری میکرد و زهره زنی بود که مردم میگویند هاروت و ماروت از او فریب خوردند و میمون و خوک جماعتی بودند از بنی اسراییل که در روز شنبه شکار کردند و اما سوسمار و چلپاسه گروهی بودند از بنی اسراییل که در زمان حضرت عیسی چون مائده از آسمان نازل شد ، ایمان نیاوردند. و مسخ شدند ، پس یک گروه ایشان به دریا رفتند و دیگر به صحرا و اما عقرب مرد سخن چینی بود و اما زنبور که از ترازو دزدی میکرد. در روایت دیگر منقول است : خرس مردی بود که مردم با او عمل قبیح میکردند و سوسمار اعرابی بود که مال حاجیان را میدزدید و عنکبوت زنی بود که از برای شوهر خود سحر میکرد و دعموص مرد سخن چینی بود که در میان دوستان جدایی می انداخت و مار و ماهی دویت بود و شب پره خرما از سر درخت می دزدید و میمون یهودانند که ماهی در شنبه شکار کردند و خوک جماعتی اند که ایمان به مائده آسمانی نیاوردند. از حضرت امام رضا منقول است : موش گروهی از یهود بودند که خدا بر ایشان غضب کرد و پشه شخصی بود که استهزا به پیغمبران می کرد و شپش از حسد مسخ شد و روزی پیغمبری از پیغمبران بنی اسراییل نماز میکرد و یکی از بی خردان بنی اسراییل آمد در برابر او استهزا به او میکرد به صورت شپش مسخ شد و چلپاسه جماعتی از بنی اسراییل بودند که فرزندان پسغمبران را دشنام میدادند و با ایشان دشمنی میکردند . در حدیث دیگر منقول است : خار پشت مرد کج خلقی بود. برگ :416،417 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

خوردن خاک

خوردن خاک نفاق می اورد -اکل الطين يورث النفاق الکافی جلد۲- ص۲۶۵ خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء- اصول کافی جلد ۳ – ص ۳۸۷

ادرار اسب

ابو حریره روایت کرده است: پیامبر گفت «اگر کسی در راه خدا و با ایمان به الله و پیمانهای او اسبی را نگه دارد، خداوند در روز قیامت برای آنچه که آن اسب خورده است یا نویشده است و برای ادرار و مدفوع آن اسب، به آن شخص پاداش میدهد» صحیح بخاری 4.52.105

ادرار شتر

انس روایت کرده است: آب و هوای مدینه مناسب حال برخی از مردم نبود، پس پیامبر آنها را فرمان داد که چوپانش (و شترهای وی) را دنبال کنند و از شیر و ادرار آن داروها (بعنوان دارو) بنوشند. پس آنها را دنبال کردند و از شیر و ادرارشان نوشیدند تا سالم شدند. آنگاه چوپان را کشتند و شتر ها را راندند. وقتی خبر به پیامبر رسید، افرادی را بدنبال آنها فرستاد، آنها دستگیر شده، دست و پایشان بریده و چشمهایشان با آهنی داغ سوزانده شد. صحیح بخاری 7.71.590 شیر و ادرار شتر بنوشید که داروهای خوبی هستند… سنن ابن ماجه، 5.3503