بایگانی برچسب‌ها: خمینی

بیست و دو دیدگاه وحشیانه از خمینی

1- اعتقاد به استقرار حکومت الله :

«در اسلام شارع مقدس اسلام یگانه قدرت مقننه است» . (ولایت فقیه ص 52)- » زیرا بشر فقط هرج و مرج ایجاد می کند و به تباهی می کشد » (صحیفه امام ج 4 ص 402 ) – » اگر تمام آزادی ها را به ما بدهند ؛ تمام استقلال ها را به ما بدهند و بخواهند قرآن[روحانیت ] را از ما بگیرند نمی خواهیم . ما بیزار هستیم از آزادی منهای قرآن ….اسلام منهای روحانیت خیانت است (صحیفه امام ج 7ص 486) – » این آزادی را ممکن است برای شما تأمین کند ؛ استقلال را هم برای شما ممکن است تأمین کند ؛ اما استقلال که توی آن امام زمان نیست ؛ آزادی که توی آن قرآن نیست …ملت این را می خواهد ؟ خونش را داد برای این ؟ برای آزادی داد ؟ …..یا برای خدا داد ؟ او اسلام را می خواست او می خواست که اسلام در خارج تحقق پیدا کند ؛ روحانی اسلام را می خواهد » (2/3/58 صحیفه امام ج 7ص 461) – – » اگر بجای اینکه او [محمد رضا پهلوی] رفت یک رژیم دیگر تحقق پیدا کند مثل رژیمی که در اروپا است مثل رژیم فرانسه ..که کاری به اسلام ندارد یک رژیم غیر اسلامی خیر ؛ رژیم آزاد منشانه ؛رژیمی که استقلال هم داده ؛ آزادی هم می دهد اما یک آزادی می دهد که وفق اسلام نیست ما همچو چیزی را نمی خواستیم و نمی خواهیم «( صحیفه امام ج 8 ص 42)

2- برنامه امام برای ریشه کنی فقر :

سخنرانی در سال 1342 » باید وزارت اوقاف از ما باشد …. آنوقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی شان می کنیم .. شما ما را اجازه دهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر می گرفت بگیریم از مردم ما فقرا را غتی می کنیم آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می ماند (صحیفه امام ج 1 ص392)

3- اسلام ناب محمدی :

آیت الله خمینی : » اسلام آن بود که شمشیر را کشیده و تقریبا نصف دنیا یا بیشتر را با شمشیر گرفت این اسلام مرتجع است ؟ » (صحیفه امام ج 1 ص 30) – :» البته انحصار به این معنی که باید اسلام باشد و غیر اسلام نباشد همه ما انحصار طلبیم ..مسلمین همه انحصار طلبند پیغمبر ها هم همه انحصار طلب بودند خدای تبارک و تعالی هم انحصار طلب است .. انحصار طلبی – فی نفسه – امر فاسدی نیست ( صحیفه امام ج 15 صص 201-200)- » اسلام احکام جنگ دارد اینقدر در قرآن راجع به جنگ با کفارو جنگ با اشخاصی که فاسد هستند در قرآن هست : شمشیر ها را بکشید و این علف های هرزه را قطعشان کنید ….اینها را قطعشان کنید یا آدمشان کنید » (صحیفه امام ج 4 ص 33)- » اگر شمشیر برای خدا بلند بشود و برای خدا پایین بیاید این انگیزه ؛ انگیزه الهی است …ارزشمند است (مجموعه آثارج 20 ص 202) – » شما اسلام را به مردم بگویید …شما سوره برائت را برای مردم چرا نمی خوانید [شدید ترین آیات در مورد کشتار مخالفان در این سوره آمده می گوید همه آنها را بکشید تا فتنه ای باقی نماند ] شما آیا ت قتال را چرا نمی خوانید ؟ هی آیات رحمت را می خوانید در آن قتال هم رحمت است برای اینکه می خواهد آدم درست کند آدم گاهی درست نمی شود فرض گاهی نمی شود الا بالکی [داغ کردن ] باید ببرند داغ کنند تا درست بشود جامعه باید آنهایی که فاسد هستند از آن بیرون ریخته شوند » ( مجموعه آثارج 19 صص 139-138 )

4- اهداف پیامبران :

«مقصود پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند مقصود این بوده که راه را به این اهل دنیا به این انسان ظلوم [بسیار ستمکار] و جهول [ بسیار جاهل] راه را نشان دهند ……آنطرفش ماوراء و ماوراء آن طرف نور مطلق ؛ انبیاء آمدند ما را به آن نور برسانند» ( صحیفه امام ج 13 ص34) – » دین اسلام و دین پیغمبر اكرم ؛ آن وقتی كه اجتماعات را درست كرد و توانست قیام كند …از آن روز برنامه اش این بود كه بزند ؛ بكشد و كشته شود برای اصلاح جامعه برای اینكه این خیانتكارها را قطع ایادیشان بكند ؛ قطع حیاتشان كند » (همان ج 3 ص 393) – بهمین قیاس در انقلاب اسلامی می فرماید : مگر این انقلاب برای این بود كه خانه ای به مردم بدهد ؟ یك كسب و كاری برای مردم ایجاد كند ؟ این انقلاب برای خدا بود و برای اسلام » (همان کتاب ج 13 ص126 )- » انقلاب برای مسكن ؛ اقتصاد ؛ كشاورزی ؛ خوراك نبوده است » (همان ج 9 ص 450 نقل به مضمون(

5- پیشگیری از بلایا :

 «تمام چیزهایی که بشر به آن مبتلاست …بلکه کارهایی هم که از غیب به ما وارد می شود چه بسا این همه زلزله ها و سیل ها و طوفان ها برای این باشد که خودمان را اصلاح نکرده باشیم » ( صحیفه امام جلد 14 ص 204)

6- نفی آزادی های دنیوی :

» از دست همین اشخاص که فریاد آزادی می کشند برای ملت ایران من بدبختی دارم ….ما آزادی در پناه اسلام می خواهیم اساس مطلب اسلام است » (صحیفه امام ج 7ص 460) – : » اینها که می خواهند جوان های ما آزاد باشند ؛ چه آزادی می خواهند ؟ جوان های ما آزاد بشوند؟ قمارخانه ها باز باشد بطور آزاد ؛ مشروب خانه ها باز باشد بطور آزاد ؛ عشرت خانه ها بازباشد بطور آزاد ؟ هروئین کش ها آزاد باشند ؟ تریاک کش ها آزاد باشند؟ دریاها آزاد باشند؟ ..هر مفسده ای را می خواهند عمل کنند (صحیفه امام ج9 ص 342 ) – » قلم های فاسد نباید آزاد باشد الان هم فاسدهاشان خیلی آزادند من جمله همین قلم ها که می گویند چرا آزاد نمی گذارید » (صحیفه امام ج 10 ص 350 )

7 – جمهوری :

«اگر چناچه فقیه در کار نباشد طاغوت است ؛ یا خدا یا طاغوت ؛ اگر با امر خدا نباشد .. اگر رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد غیر مشروع است وقتی غیر مشروع شد طاغوت است اطاعت او اطاعت طاغوت است … ولایت فقیه تبع اسلام است …کسانیکه با ولایت فقیه مخالفت می کنند ..وکالت ندارند اگر حرفی بزنید که بر خلاف مصالح اسلام باشد وکیل نیستید حرفتان مقبول نیست ما به دیوار می زنیم آن حرفی را که بر خلاف مصالح اسلام باشد کسانی که می گویند ولایت فقیه تشریفاتی باشد و دخالت نکند اگر متوجه به این معنی باشند مرتد می شوند» (صحیفه امام جلد 10 صص 222-216)

8- برتریحفظ مقدسات از جان انسان :

اگر ما از مسئله قدس بگذریم ؛ اگر از صدام بگذریم ..نمی توانیم از مسئله حجاز بگذریم مسئله حجاز یک بابت دیگری است … قضیه کشته شدن (زائران ایرانی ) نیست قضیه هتک احترام است … احترام یک محل مقدسی از بین رفت و مسلمین ساکت نخواهند نشست ..من واقعا در مسائل خیلی تحمل داشتم ؛در مسائل جنگ ؛ درهمه اینها تحمل داشتم ؛ اما این بی تحمل کرد من را ؛ مسئله غیر از این مسائل است . (صحیفه امام ج20 صص369 – 371) – » از این مسائل [کشتارها] هی پیش می آوردند لکن هر ضرری که به ما وارد میشد یک نفعی هم بهمراهش بود بزرگتر ؛ یعنی ؛ ما عمده نظرمان این بود که برای اسلام نتیجه بگیریم ما می خواستیم برای اسلام بهره برداری کنیم (صحیفه امام ج 19 ص 192) و بهمین لحاظ هر چند یک میلیون شهید و معلول در راه اسلام جنگ داشتیم اگر ده میلیون و یا صد میلیون هم بود جان ها در مقایسه با حفظ اسلام ارزشی نداشتند

9- حقوق بشر :

«ما همه بدبختی هایی که داشتیم و داریم و- وبعد هم داریم – از این سران کشورهایی است که این اعلامیه حقوق بشر را امضاء کرده اند. این اغفال است افیون است این برای توده ها برای مردم (صحیفه امام ج 3 ص 323) – » اعدام هایی که در اسلام هست اعدام های رحمت است … اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومی ؛ دزدی تمام می شود ؛ اگر چهارتا آدمی که به فحشاء مبتلا است آنرا شلاق بزنند در جامعه فحشاء از بین می رود …. این حقوق دانها نمی فهمند … اینها می خواهند حقوق بشر ! توچه می دانی بشر چه هست تا حق بشر چه باشد! (صحیفه امام ج 8 ص 332)- آیت الله خمینی به آیـت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان : » قلم های شما از تفنگهای آن دموکرات ها به اسلام بیشتر ضرر دارد ……قلم های شما از سرنیزه های رضا خان بدتر است برای اسلام شما مضرتر هستید از رضا خان و محمد رضا شاه …….شما در پوشش خلق مسلمان بر خلاف اسلام دارید عمل می کنید» (صحیفه امام جلد 10 ص 318-306)- » قیام با قلم و زبان اسفناکتر از قیام مسلحانه است (وصایای امام )- این موارد را در خصوص جنبش سبز هم تسری داد و مصداق آن ها دانست

10- دانشگاهیان :

» این طبقه مردم [عامی ] زود صالح می شوند اینها ؛ ما هر چه [مشکل] داریم از این طبقه ای است که ادعا می کنند که ما روشنفکریم و ما حقوق دانیم و ما – نمی دانم – طرفدار چی هستیم ؛ .. ما از اینها داریم صدمه می خوریم » (صحیفه امام ج 9 ص 12) – » خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه ای هم بالاتر است » (صحیفه امام ج 13ص 418) – » وقتی دانشگاه ها بسته شد چه افراد مهم مخالفت کردند سابق وقتی دانشگاه دست ما نبود دیدید که چه حیواناتی بیرون می آمد» ( 2/4/60 صحیفه امام ج 14 ص 498) – امام بدرستی در سال 1341 طی یک سخترانی پیش بینی کرد : » بعد از ده سال دیگر یک جوان سالم برای این مملکت باقی نمی ماند … تمام مراکز به فحشا کشیده می شوند (صحیفه امام ج 1 ص 136)- » اصرارشان بر اینست که دانشگاه باز شود ؛ می گویند متخصص نداریم اینها [روحانیون ] مخالف علمند کی بیشتر از قرآن از علوم صحبت کرده است ؟ » ( صحیفه امام جلد 14 ص 499)

11- آزادی های غیر مشروع زنان :

آیت الله خمینی : سخنرانی 26/1/43 : مگر با چهارتا زن فرستادن در مجلس ترقی حاصل می شود ؟ …ما می گوییم اینها را فرستادن در این مراکز جز فساد چیزی نیست .. ببینید اگر شما جز فساد چیز دیگری دیدید؟ ما با ترقی زنان مخالف نیستیم با این فحشاء مخالفیم ؛ با این کارهای غلط مخالفیم (صحیفه امام جلد 1 ص305)- زن ها را وارد کردید در ادارات ؛ ببینید در هر اداره ای وارد شدند آن اداره فلج شد فعلا محدود است علما می گویند توسعه ندهید به استان ها نفرستید ؛ زن اگر وارد دستگاهی شد اوضاع را بهم می زند ؛ می خواهید استقلالتان را زن ها تأمین کنند » (صحیفه امام جلد 1 ص118)- » نسوان حق مداخله در انتخابات را ندارند» : » وظیفه دینی همه ماست که بگوییم و بخواهیم که قانون شرکت نسوان در انتخابات انجام نشود ؛. از ده میلیون نفر جمعیت زن ایرانی فقط یکصد نفر زن هرجایی مایل است که این کار بشود (صحیفه امام جلد 1 صص 82-83)- » ما می دانیم دست های جنایتکار عوامل استعمار می خواهند بر ضد قرآن قوانینی وضع کنند … از تساوی حقوق زن و مرد دم می زنند یعنی قرآن را زیر پا گذاردن یعنی مذهب جعفری را کنارزدن یعنی قرآن را مهجور کردن و بجای آن کتابهای ضاله [تورات و انجیل ] قرار دادن…… این تساوی حقوق زن و مرد ملغاست آن از نظر بیست میلیون ایرانی مردود و محکوم است (صحیفه امام ج 1 ص 161)

12- معاندین :

اگر ایشان [شاه ] بروند کمونیست یک دانه هم پیدا نخواهد شد برای اینکه اگر ما فرض کردیم یکهزار و پانصد ؛ پنجهزار نفر هم باشد همین جوان های قم می خورند اینها را ؛ لازم نیست که تهران هم دخالت بکند ( صحیفه امام ج 4 ص170)-

13- دمکراسی:

«یک دموکراسی که در هر جا یک معنی دارد … ما نمی توانیم در قانون اساسی بگذاریم که بعد هر کس که دلش می خواهد آن جوری درستش کند ما می گوئیم اسلام ؛ اسلام هر جا یک معنی ندارد اسلام یک معنی است » ( صحیفه امام ج 10 ص526) » اگر صد میلیون آدم ؛ اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید و لو اینکه تمام به شما بشورند انبیاء هم همینطور عمل کردند » ( صحیفه امام ج 13 ص 53 )-

14- نفی ملی گرایی :

آیت الله خمینی : » ملی گرایی خلاف اسلام است … خواست این 35 میلیون جمعیت این بود که ما اسلام را می خواهیم این نبود: »
جبهه ملی دعوت به راهپیمایی بر علیه لایحه قصاص داده .. تعبیر این بود که » لایحه غیر انسانی » [است ] ملت مسلمان را دعوت می کند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند … لایحه قصاص همین مسائل قرآن است .. دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن ! قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام لکن من کار دارم با آ«هایی که پیوند کرده اند با این جبهه پیوند کرده اند با منافقین … اینکه کسی بگوید حکم خدا «غیر انسانی » است این کافر است .. جدا کنید حساب را از مرتدها ؛ اینها مرتدند جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است ( صحیفه امام صص448-464) – که ما ملی گرا باشیم ملی گرایی بر خلاف اسلام است ….. این بر خلاف دستور خدا و بر خلاف قرآن است (کیهان 4/3/59) –

15- قاطعیت امام:

» در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی [ رئیس زندان اوین ] می شد و مخالفت هایی می شد [غیر] از احمد (یادگار امام ) کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریبا» فاجعه می دانست » (مجموعه آثارج 17 ص 92) – : » آنکه مکتبی را مسخره می کند اسلام را مسخره می کند و اگر متعمد باشد «مکتبی» را مسخره کند مرتد فطری است و زنش بر وی حرام است و مالش هم باید به ورثه داده شود خودش مقتول باشد» (صحیفه امام ج 14 ص 376) ؛

16- جنگ:

«هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم …ما در جنگ ریشه های انقلاب پر بار اسلامی مان را محکم کردیم » (صحیفه امام ص 283)- هدف امام راحل در جنگ آزادی مردم عراق و سپس تمامی جهان اسلام بود : » ما با کی صلح کنیم ….. آخر قابل صلح نیست …ما جواب ملت عراق را چه بدهیم ؟ حالا ملت خودمان هیچ ! ما جواب ملت عراق را چه بدهیم ؟ که یک رژیمی چندین سال بر او حکومت کرده است غاصبانه » (صحیفه امام ج 13 ص 296 ) – » تا گرفتاری ها نباشد ؛ سختیها نباشد جنگ ها نباشد و کشتار دادن ها و سایر اثرات آن نباشد انسان از آن خمودی و از آن راحت طلبی که در ذاتش است بیرون نمی آید .. و این برکات زحمت ها و ناگواری ها ی جنگ و لوحق جنگ بود … و این یک هدیه الهی است که بدون اینکه دست های بشر در آن دخالت داشته باشند خدای تبارک و تعالی به ما عطا فرموده است و باید قدر این نعمت را بدانید » (صحیفه امام ج 14 صص 204- 203 ) » من به تمام اهالی خوزستان و سایر مرز نشینانی که مورد تهاجم واقع شدید تبریک عرض می کنم …برای آن چیزی که از دستتان رفته است برای اینکه ظاهرا از دست رفته است » (صحیفه امام ج 14 ص 257 ) – » جنگ امروز ما ؛ جنگ با عراق و اسرائیل ..عربستان و شیوخ …مصر و اردن و مراکش و ابرقدرت های شرق و غرب نیست جنگ ما ؛ جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور ؛ جنگ ؛ جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری ها …و این جنگ سلاح نمی شناسد این جنگ محصور در مرز وبوم نیست این جنگ ؛ جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخی و کمبود و فقر و گرسنگی نمی داند » (صحیفه امام ج 21 ص 61 )

17-

اتمام حجت با طاغوت : خطاب آیت الله به شاه » خاضع به اسلام شوید ما شما را پشتیبانی میکنیم » تاریخ 21/1/42 – » به شما ها نصیحت می کنم که آقا دوست اسلام هستید ؛ هیأت حاکمه بر مسلمین به اصطلاح هستید ؛ شما عزیز باشید ؛ آقا باشید ؛ بزرگ باشید ….. بگذارید ما برای شما خدمت کنیم (26/ 01/42صحیفه نور ج 1 ص 104 و 109 )- خطاب به شاه :» شما به اسلام اعتقاد پیدا کنید ؛ ما هم جزو سازمان شما ؛ همه ملت جزو شما » (صحیفه نور ج 1 ص 110 ) خطاب به شاه » یکی دو ساعت از برنامه رادیو دست ما بدهید …من به شما قول می دهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد ؛ نه با وزارت شما … ما مردم را آشنا می کنیم ؛ دنیا را آشنا می کنیم به احکام اسلام. (صحیفه امام ج 1 ص391)-

18- جدیت امام در رفع ستم بر مردم :

در ارتباط با قتل عام کل اهالی روستای قارنا که ضد انقلاب شایع نموده بود توسط سپاه پاسداران کشته شده اند امام بطور جدی پیگیری نمود و فرمود :»» کشتار کنندگان جزء اشخاصی که مربوط به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی باشند نبودند چون آدمکش نمی شوند – آقای خلخالی (حاکم شرع) هم تأیید کرده و قول دستگیری و جبران داده » ( مجموعه آثارج 9 ص 424 )-

19- افشای منافقین :

«همانطور که منافقین اظهار اسلام می کردند و حال هم می کنند ؛ اسلام راستین می خواهند نه اسلامی که در آن حدود شرعیه جاری بشود ؛ نه اسلامی که در آن قصاص شرعی جاری نشود (صحیفه امام ج 17 ص 448) –

20- آرمان شهادت :

«در این مجالس عزا و سوگواری و نوحه سریی ….اینطورساخته جوانانی را که می روند در جبهه ها و شهادت را می خواهند و اگر شهادت نصیبشان نشود متأثر می شوند و آنطور مادرانی می سازد که جوان های خودشانرا از دست می دهند و باز می گویند باز هم یکی دوتا داریم ( صحیفه امام ج 16 ص346 ) – » مردم می خواهند جلوی این جوان های چهارده پانزده ساله را بگیرند که به جبهه نروند ولی آنها از دست پدر و مادر فرار می کنند و به جبهه می روند » (صحیفه امام ج 17 صص 107-106) . » اینجانب هر وقت ؛ با یکی از این چهره ها روبرو می شوم و عشق ارزش ها دربیان و چهره نورانی اش مشاهد می کنم ومنا جات و راز و نیازهای این عاشقان خدا و فانیان راه حق را در آستانه هجوم به دشمن می نگرم که با مرگ دست به گریبان هستند و از شوق و عشق در پوست خود نمی گنجند خود را ملامت می کنم …اکنون ملت ما دریافته است که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » (صحیفه امام ج 16 ص 151)

21- تحقق آرمان های امام :

در جمهوری اسلامی :» ساواک لازم نیست فشار نخواهد بود حکومت اسلامی مبنی بر حقوق بشر و ملاحظه آنست هیچ سازمان و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است آزادی و دموکراسی به تمام معنی در حکومت اسلامی است شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است … برنامه مستقل مبنی برعدالت ؛ دموکراسی و قانون اساسی [داریم ] (صحیفه امام ج 5 صص-71- 70)- » در جمهوری اسلامی هرگز فاصله طبقاتی بدین صورت نخواهد بود و تقریبا همه در یک سطح زندگی می کنند» (صحیفه امام ج 5 ص 293)- فرمایند » ما موافق رژیم آزادی های کامل هستیم … ما طبیعتا نسبت به عقاید مذهبی دیگران بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و استقرار یک رژیم آزاد می گذاریم (سخنرانی 22/7/57)- » من بنا ندارم که خودم یا اشخاصی که حالا در پیش من هستند از روحانیون ؛ جانشین رژیم شوند » (صحیفه امام ج 5 ص 308)-» رژیم بدون رضایت مردم هیچ اساس ندارد » (صحیفه امام ج 5 ص 31) –» ما امیدواریم که ایران اولین کشوری باشد که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد » (صحیفه امام ج 5 ص 499) – » شما اگر حکومت اسلامی را ببینید خواهید دید که دیکتاتوری در اسلام اصلا وجود ندارد » (صحیفه امام ج 5 ص 532) – » مارکسیت ها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود …هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند» (صحیفه امام ج 3 ص 371)

22- یاد آوری نکاتی در باره ماه محرم :

امام » کسی که گریه کند یا بگریاند با بصورت گریه دار خودش را بکند این جزایش بهشت است » ( صحیفه امام جلد 10 ص 314-) – » همان سینه زنی همان نوحه خوانی همان ها رمزپیروزی ماست …همه روضه بخوانند همه گریه بکنند … این بزرگترین امر سیاسی است ..گول شیاطین را که می خواهند این حربه را از دست شما بگیرند نخورند …تکلیف آقایان است روضه بخوانند .. دسته ها بیرون بیایند سینه بزنند ( صحیفه امام جلد 11 صص 100-97)

با سپاس از:

http://www.jonge-khabar.com/news/articlencat.php?id=1440&mode=d

حملات آیت الله خمینی به حیثیت و کرامت زن

انگيزه مخالفت با تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى اى مسلمانان عالم! بدانيد در جريان تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى علت مخالفت علماى اسلام قضيه شرکت زنان در انتخابات نبود، اين قضيه ناچيزتر از آن بود که آن قيام عمومى را به همراه داشته باشد. مسئله اين بود که علما و روحانيون ديدند که دستگاه جبار مى خواهد با کيد شيطانى اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند. ۲۹اسفند ۱۳۴۱ / ۲۳ شوال ۱۳۸۲ به نام امام صادق مى خواهند احکام مقدس قرآن را از بين ببرند و تعاليم درخشان آن را ريشه کن کنند. آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوى حقوق زن و مرد دم مى زنند. تساوى حقوق زن و مرد يعنى قرآن را زير پا گذاردن، يعنى مذهب جعفرى را کنار زدن، يعنى قرآن را مهجور کردن و به جاى آن کتابهاى ضاله قرار دادن، يعنى دخترها را به سربازخانه ها کشانيدن و ساير کارهايى که نواميس اسلام و مسلمين را به خطر تهديد مى کند. اين تساوى حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بيست ميليون نفوس ايرانى مردود، و محکوم است. معذلک با زور و سرنيزه ، با فشار و با آتش گلوله مى خواهند آن را بر ملت ما تحميل کنند ۲۹ اسفند ۱۳۴۱ / ۲۳ شوال ۱۳۸۲ نواميس مسلمين در شرف هتک است. و دستگاه جابره با تصويبنامه هاى خلاف شرع و قانون اساسى مى خواهد زنهاى عفيف را ننگين و ملت ايران را سرافکنده کند. دستگاه جابره در نظر دارد تساوى حقوق زن و مرد را تصويب و اجرا کند . يعنى احکام ضروريه اسلام و قرآن کريم را زير پا بگذارد، يعنى دخترهاى هجده ساله را به نظام اجبارى ببرد و به سربازخانه ها بکشد، يعنى با زور سرنيزه دخترهاى جوان عفيف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد. هدف اجانب قرآن و روحانيت است. ۲۲اسفند ۱۳۴۱ / ۱۶ شوال ۱۳۸۲ نتيجه آزادى ادعايى زنان شما ببينيد بيست و چند سال است از اين کشف حجاب مفتضح گذشته است، حساب کنيد چه کرده ايد? زنها را وارد کرديد در ادارات، ببينيد در هر اداره اى که وارد شدند، آن اداره فلج شد. فعلا محدود است، علما مى گويند توسعه ندهيد، به استانها نفرستيد. زن اگر وارد دستگاهى شد، اوضاع را به هم مى زند، مى خواهيد استقلالتان را زنها تامين کنند?! کسانى که شما از آنها تقليد مى کنيد، دارند به آسمان مى پرند، شما به زنها ور مى رويد? بد معرفى نکنيد روحانيون خود را به دنيا، براى شما عيب است. اينها دردهايى است، اينها نصيحت است، ولى چه سود ۱۱ آذر ۱۳۴۱ / ۴ رجب ۱۳۸۲ لازم است به آقايان محترم تذکر دهم: به طورى که از قراين ظاهر مى شود دستگاه جبار درصدد تصرف در احکام ضروريه اسلام است، بلکه شايد خداى نخواسته بخواهند قدمهاى بلندترى بردارند. کرارا در نطقهاى مبتذلشان تصريح به تساوى حقوق زن و مرد در تمام جهات سياسى و اجتماعى کرده اند که لازمه اش تغيير احکامى از قرآن مجيد است ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ در مطبوعات تصريح مى شود که تصويبنامه سربازى دخترها در دست تنظيم است، با اين وصف آن را انکار مى کنند و به تشبثات مضحک دست مى زنند. دستگاه جبار گمان کرده با زمزمه تساوى حقوق مى تواند راهى براى پيشرفت مقاصد شوم خود، که آن ضربه نهايى به اسلام است، باز کند. نمى داند که در آن صورت مواجه با چه عکس العملى خواهد شد. ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ ديديم که از اولى که اين دولت بيسواد و بى حيثيت روى کار آمد، از اول اسلام را هدف قرار داد: در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند، لکن شيطنت بود، براى انعطاف نظر عامه مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغاى اسلام و الغاى قرآن، درست نيفتد ۱۲ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ دوباره تساوى حقوق من جميع الجهات. تساوى حقوق من جميعالجهات، پايمال کردن چند تا حکم ضرورى اسلام است، نفى کردن چند تا حکم صريح قرآن است ۱۲ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ کى ما گفتيم طلاق به دست زن باشد، نخير طلاق به دست مرد است. از آن طرف مى گويند: نخير کى ما راجع به ارث گفتيم، نخير ارث هم همان طورى است که خدا گفته ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ موضوع حق شرکت دادن زنان در انتخابات مانعى ندارد، ولى حق انتخاب شدن آنها فحشا به بار مى آورد ۱۰ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۶ ذى الحجه ۱۳۸۲ ما امروز مواجه هستيم با دستگاه جبارى که در نظر دارد احکام اسلام را يکى پس از ديگرى تغيير دهد .آنچه تاکنون با صراحت در نطقهاى خود اظهار کرده اند تساوى حقوق زن و مرد است در همه جهات که چندين حکم ضرورى اسلام پايمال مى شود. اخيرا در طرحى که وزير دادگسترى تهيه کرده است قيد رجوليت و اسلام را از قضات لغو کرده ، و چيزهاى وحشتناکى در زير پرده است که اگر غفلت شود اساس مذهب در معرض خطر است. ۱۴ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۰ ذى الحجه ۱۳۸۲ اعلام به تساوى حقوق زن و مرد از هر جهت، الغاى اسلام و رجوليت از منتخب و منتخب و الغاى اسلام و رجوليت از شرايط قضات، نمونه ظاهر ديگرى است ۱۶ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۲ ذى الحجه ۱۳۸۲ کراراً در بيانات خود گفته اند و اعلام نموده اند، تساوى حقوق زن و مرد را که در اثر آن چندين حکم ضرورى محو خواهد شد. اخيرا وزير دادگسترى در طرح خود قيد رجوليت و اسلام را از شرايط قضات الغا نمود ۱۷ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۳ ذى الحجه ۱۳۸۲ اگر به واسطه سکوت شماها به اسلام لطمه اى وارد آيد، نزد خداى تعالى و ملت مسلمان مسئول هستيد: اذا ظهرت البدع فللعالم اءن يظهر علمه ، و الا فعليه لعنةاللّه. از تساوى حقوق اظهار تنفر کنيد، و از دخالت زنها در اجتماعى که مستلزم مفاسد بيشمار است، ابراز انزجار، و دين خدا را يارى
نيد. ۲۸ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۲۴ ذى الحجه ۱۳۸۲ گفته بودند: پيغمبر آرزوى تساوى داشت، اينها مرادشان از تساوى حقوق، عدالت اجتماعى نيست، ممکن است اگر علما ساکت شوند، کم کم حرف از ارث و طلاق و غير اينها به ميان بياورند ۲۱فروردين ۱۳۴۳ / ۲۶ ذى القعده ۱۳۸۳ ان شااللّه موضوع لغو شرکت نسوان در انتخابات درست مى شود، اگر درست نشد ما تنها نيستيم، تمام ملت ايران و عشاير و حتى ساير ملتهاى کشورهاى مسلمان و سنى پشتيبان ما هستند ۱۴ آبان ۱۳۴۱ / ۷جمادى الثانى ۱۳۸۲ وظيفه دينى همه ماست که بگوييم و بخواهيم که قانون شرکت نسوان در انتخابات، انجام نشود ۶ آبان ۱۳۴۱ / ۲۸ جمادى الاول ۱۳۸۲ ورود زنها به مجلسين و انجمنهاى ايالتى و ولايتى و شهردارى مخالف «است با» قوانين محکم اسلام که تشخيص آن، به نص قانون اساسى، محول به علماى اعلام و مراجع فتواست، و براى ديگران حق دخالت نيست ۲۸ مهر ۱۳۴۱ / ۲۰ جمادى الاول ۱۳۸۲ حضور مبارک اعليحضرت همايونى پس از اهداى تحيت و دعا، به طورى که در روزنامه ها منتشر است، دولت در انجمنهاى ايالتى و ولايتى، اسلام را در راىدهندگان و منتخبين شرط نکرده ، و به زنها حق راى داده است و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است ۱۷ مهر ۱۳۴۱ / ۹ جمادى الاول

ازدواج و رابطه جنسی با دختر کمتر از 9 سال

مساله 12 کتاب نکاح، تحریر الوسیله، آیت الله خمینی –

كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ (بازی با ران) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست.

مسئله ۲۴۱۰ در رساله آیت الله خمینی:

«اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا* نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند» تحریر الوسیله مسئله 12: كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ** اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد…..» *افضاء یعنی یکی شدن مجرای حیض و غائط

*افضا،  هر دو راه زن که پیش و پس است یکی گردانیدن (فرهنگ دهخدا)

**تفخیذ یعنی شهوت رانی کردن با ران.

zanan1

سخنان آیت الله خمینی در مورد یهود بنی قریظه و مقایسه آن با کشتارهای آیت الله خلخالی

در دقیقه 10 ام این فایل از زبان آیت الله خمینی میشنویم:

دریافت

«ما می‌خواهیم اسلام را … چیز بکنیم، یکی از اینها آمده بود گریه میکرد که چرا بعضی از اینها را میکشند، نه این آخری ها را، آنهایی را که آقای خلخالی کشته اند؛ اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حالی که یک مکتب تربیت است، لکن آنروزی که فهمید قابل تربیت نیست، 700 نفرشان را در یکجا در یهود بنی قریظه را میکشند، گردن میزنند به امر رسول الله. اینها همین حرفهای غربی را میزنند که ما باید اول اصلاح کنیم، اول همه را اصلاح کنیم، بعد حد بزنیم.»

اهمیت این از آنجا است که بسیاری از افراد، نمیدانند که جنایات جمهوری اسلامی کاملا برخاسته از احکام غیر انسانی و ضد آزادی اسلام است. در اینجا از زبان بنیانگزار جمهوری اسلام میشنویم که قتل عامهای شکل گرفته در مورد زندانیان سیاسی مانند همان قتل عام یهودیان بنی قریظه است. و این مسئله از لحاظ تاریخی مقایسه ای کاملاً صحیح است. شرحی بر آنچه در واقعه بنی قریظه رفته است را در نوشتار زیر بخوانید.

در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟

تحجر و بیابانگرایی در روش آیت الله خمینی


بزرگترین بانی مرگ انسانیت، دموکراسی و آزادی در ایرانقضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني 
 * جرايم عليه اسلام و نظام اسلامي
* تخلفات اداري و جرايم نظامي
* جرايم رژيم طاغوت

————————————————————-

* جرايم عليه اسلام و نظام اسلامي

توهين به روحانيت
اگر كسي روحاني را توهين كند به اسم اينكه او بسته به پيغمبر است به‏طوري كه به انكار پيغمبري و عداوت با پيغمبر و خدا برگردد ، او نيز كافر است ؛ نه براي توهين به روحاني بلكه براي انكار رسالت .
( كشف الاسرار ، ص ۲۰۰ )

ارتداد
مرتد – و او كسي است كه از اسلام خارج شده و اختيار كفر نموده است – بر دو قسم است : فطري و ملي ؛ مرتد فطري كسي است كه يكي از پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او ، مسلمان باشد سپس بعد از بلوغش اظهار اسلام نمايد و پس از آن از اسلام خارج شود . و مرتد ملي كسي است كه پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او كافر باشند سپس بعد از بلوغ اظهار كفر نمايد پس كافر اصلي شود و پس از آن اسلام بياورد سپس بر كفر برگردد ، مانند نصراني اصلي كه اسلام بياورد سپس به نصرانيتش ? مثلاً ? برگردد .
( تحرير الوسيله ، ج ۴ ، ص ۱۱ )

محاربه
محارب هر آن كسي است كه شمشيرش را برهنه مي‏كند يا آن را تجهيز مي‏نمايد تا مردم را بترساند ؛ و مي‏خواهد در زمين افساد نمايد ، در خشكي باشد يا در دريا ، در شهر باشد يا در غير آن ، شب باشد يا روز . و درصورت تحقق آنچه كه ذكر شد ، شرط نيست كه از اهل ريبه باشد ، و مرد و زن در آن مساوي است . و در ثبوت آن براي كسي كه با قصد مذكور ، سلاحش را بكشد در حالي كه او ضعيفي است كه از ترساندنش ، براي احدي خوفي تحقق پيدا نمي‏كند ، اشكال بلكه منع است . ولي اگر ضعيف باشد ? نه به حدي كه ترس از ترساندن او متحقق نشود – بلكه در بعضي از احيان و اشخاص تحقق پيدا مي‏كند ، ظاهر آن است كه داخل در آن مي‏باشد .
( تحرير الوسيله ، ج ۴ ، ص ۲۳۹ )

اشاعه اكاذيب
اشاعه اكاذيب براي تشويش افكار عامه ، برخلاف مصالح اسلام و مملكت ، جرم و قابل تعقيب است .
( پيام امام به وعاظ و گويندگان مذهبي ، صحيفه نور ، ج ۱ ، ص۵۲ )
۴۲/۲/۲۸

فساد چماق‏به‏دستان
اين چماق به‏دستان واجب‏القتلند ؛ همه‏شان را بايد كشت . هركس پيدا كند اين چماق به‏دست‏هايي كه مفسد في‏الارض هستند و در زمين دارند فساد مي‏كنند ، هر كه يكي از اينها را پيدا كرد بكشد او را .
( بيانات امام در مورد حقوق بشر ادعايي شاه و كارتر ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص ۸۰ – ۷۹ )
۵۷/۹/۲۵

مخالفت با حكومت اسلامي
مخالفت با اين حكومت مخالفت با شرع است ، قيام بر عليه شرع است . قيام بر عليه حكومت شرع جزايش در قانون ما هست ، در فقه ما هست ؛ و جزاي آن بسيار زياد است . من تنبه مي‏دهم به كساني كه تخيل اين معني را مي‏كنند كه كارشكني بكنند يا اينكه خداي نخواسته يكوقت قيام بر ضد اين حكومت بكنند ، من اعلام مي‏كنم به آنها كه جزاي آنها بسيار سخت است در فقه اسلام . قيام بر ضد حكومت خدايي قيام بر ضد خداست ؛ قيام بر ضد خدا كفر است .
( بيانات امام در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۳۱ )
۵۷/۱۱/۱۶

نگهداري سلاح غير مجاز
اسلحه و آنچه از اموال دولت در دست اشخاص است ، مستقيماً يا توسط امام جماعت يكي از مساجد ، به كميته مخصوص كه از طرف نخست وزير تعيين شده است تحويل دهند و قبض رسيد بگيرند . تخلفْ حرام و موجب تعقيب است .
( پيام امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۷۸ )
۵۷/۱۱/۲۴

قاچاق مواد مخدر
يك طايفه هم اين قاچاقچيها ؛ هروئين‏فروش و قاچاقچي [كه] اسلحه قاچاق مي‏آورد . اين هم يك درد و بلايي است كه الآن به جان اين ملت افتاده است . اينها درجه اول خائنين هستند به اين مملكت . ترياك آوردن و پخش كردن بين مردم ، هروئين آوردن و پخش كردن بين جوانهاي ما ، ملت ما را از بين خواهد برد . اينها خودشان قبل از اينكه آن عذاب الهي برايشان بيايد ، قبل از اينكه آن شلاق الهي به آنها بخورد ، خودشان ملاحظه بكنند و نكنند . ترك كنند اين را ؛ اين جنايت است ، اين كشيدن جوانهاي برومند ماست به از بين رفتن ، اين فساد نسل است ؛ نسل را فاسد مي‏كند .
( بيانات امام در جمع اعضاي بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص۱۷۹ )
۵۸/۲/۲۵

تعرض بر روحانيون
هيچ‏كس و هيچ گروهي حق ندارد متعرض معممين بشود و به روحانيون اهانت كند . در صورت تخلف ، دادگاه انقلاب محلْ موظف است او را تعقيب و مجازات كند .
( پيام امام در مورد عدم تعرض به روحاني نماها ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۲۵۳ )
۵۸/۳/۳

تهاجم فرهنگي
روشنفكران ما تحت تاثير روشنفكران حرفه‏اي نروند ، حقوقدانهاي ماتحت تاثير حقوقدانهاي غربي نروند ، وكلاي دادگستري ما تحت تاثير غربزده‏ها نروند ، قضات ما تحت تاثير اشخاصي كه غربزده‏اند نروند ، دانشگاه ما تحت تاثير اشخاصي كه در دانشگاه افساد مي‏كنند نروند ، كارگرهاي ما ، دهقانان ما ، تحت تاثير اشخاص مفسد نروند . اينهاشياطيني هستند كه در صدر اسلام هم شيطان بزرگشان فرياد زد وهمه را با هم مجتمع كرد ، الآن هم مي‏خواهند همين كار را بكنند .
( بيانات امام در جمع اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱۱۵ )
۵۸/۳/۲۵

اهانت به معصومين
هركه به رسول خدا اهانت كند ، هر كه به ائمه هدي اهانت كند ، واجب‏القتل است .
( بيانات امام در جمع گروهي از بانوان لنگرود ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱۸۲ )
۵۸/۴/۲

توطئه
برخورد با همه گروهها برخورد سالم بايد باشد . يعني اسلام همين طور است كه حتي با دشمنها هم با مسالمت رفتار مي‏كند ، مگر آنكه بر ضد مصالح يك كشوري ، مصالح اسلام ، توطئه بكنند ؛ آنجاست كه با شدت عمل مي‏كند .
( بيانات امام در جمع گروهي از كاركنان وزارت كشاورزي عازم كشور شوروي ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۵ – ۲۳۴ )
۵۸/۴/۸

تفرقه و چنددستگي
اين حقوقدانان ، اين روشنفكرها ، اين كذاها ، اينها چرا نمي‏آيند ملحق بشوند به همين جمعيتها و با همينها در كارشان چرا همه دست به هم نمي‏دهند ؟ نوشته‏هايشان جوري باشد كه وحدت كلمه ايجاد كند ، گفته‏هايشان [اين] جوري باشد ؛ جمعيتهايشان اينطور باشد . چرا مي‏روند توي مجلس ، نمي‏دانم ، وكلا ، مي‏گويند كه اسلام حالا به درد نمي‏خورد ؟ جز اين است كه مي‏خواهند فساد كنند ؟ ولو يك كلمه مفتي كه يك كسي بگويد ، كه در كسي تاثير نمي‏كند ، اما خود اين معني نشان اين را مي‏دهد كه رشد نيست . الآن اگر اين تميز مي‏داد كه اين اسلام بود كه همه شما را از خارج كشيد به اينجا و حالا آزاد شديد ، اين اسلام بود كه شما را از انزوا بيرون آورد ، شما همه توسري خور سازمان امنيت بوديد ، شما همه نمي‏توانستيد اظهار وجود بكنيد ، حالا كه اسلام آمده و شما را از زاويه‏ها بيرون كشيده ، و از خارج ، داخل كرده ، واردتان كرده در ميدان عمل ، حالا بر ضد همان اسلامي كه همچو خدمتي را به شما كرده است ، قيام كرديد ؟ اين بايد اسمش را چي گذاشت ؟ اين اسمش را مي‏گوييد تشخيص نمي‏دهند ؟ يا اين قدر با اسلام بد هستند كه حتي حاضرند كه امريكا و شوروي به آنها حكومت كند و اسلام حكومت نكند ؟ چه جوري است وضع ؟ اصلاح كنند مردم خودشان را ! بايد اين طبقه روشن و اين طبقه‏اي كه عرض مي‏كنم ، كارآمد هستند ، خودشان را اصلاح بكنند . اين طبقه مردم زود صالح مي‏شوند ، دست نخورده‏اند اينها . ما هر چي داريم از اين طبقه‏اي است كه ادعا مي‏كنند كه ما روشنفكريم و ما حقوقدانيم و ما – نمي‏دانم – طرفدار چه هستيم ، ما هر چه داريم از اينها داريم صدمه مي‏خوريم . چرا دست به هم نمي‏دهند اين كارها را [بكنند] ؟ چرا جلوگيري مي‏كنند از اين سيلي كه راه افتاده است و مي‏خواهد كارها را اصلاح بكند ؟
( بيانات امام در جمع اعضاي نهضت راديكال ايران ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۴ – ۲۰۳ )
۵۸/۴/۳۱

احزاب غيرقانوني
دادستان انقلاب موظف است مجلاتي كه بر ضد مسير ملت است و توطئه‏گر است تمام را توقيف كند ، و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و محاكمه كند . موظف است كساني كه توطئه مي‏كنند و اسم حزب روي خودشان مي‏گذارند ، روساي آنها را بخواهد و آنها را محاكمه كند .
( بيانات امام در جمع اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۵۲ )
۵۸/۵/۲۷

اخلال در انتخابات
آنهايي كه صندوقها را آتش زدند ، آنهايي كه مانع شدند از اينكه مردم راي بدهند ، آنها مسْلم نيستند و ما با آنها عمل خواهيم كرد به طوري كه با غيرمسلمين عمل مي‏كنيم ، با منافقين عمل مي‏كنيم و آنها را سركوب مي‏كنيم .
( بيانات امام به مناسبت عيد سعيد فطر ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۶۶ )
۵۸/۶/۲

قيام مسلحانه
با سران حزب منحله دمكرات و ديگر سران – كه خائنان به ملت و كشور اسلامي هستند و قيام بر ضد حكومت مركزي نمودند – با شدت عمل مي‏شود و جوانان عزيز و برومند كُرد آنان را گرفته ، و تحويل نيروهاي انتظامي دهند .
( پيام امام در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۸۴ )
۵۸/۶/۶

جرايم مطبوعاتي
دادستانهاي دادگاهها موظفند كه بار ديگر رسيدگي به مطبوعات و حال نويسندگان آنها را بر عهده گيرند و هريك از مطبوعات را كه توطئه‏گر و مخالف مصالح ملت و كشور ندانستند اجازه نشر دهند و از نشريات مخالف مصالح ملت و كشور جداً جلوگيري كنند .
در صورتي كه دادستان شهرستانها نشرياتي را مضر انقلاب و مصلحت كشور تشخيص دادند موظف به جلوگيري هستند .
( پيام امام در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۸۵ )
۵۸/۶/۶

تعرض به موسسات و ادارات
اينهايي كه رفتند الآن تلويزيون را گرفتند و به خيال خودشان يك فتحي كردند ، اينها همان دست‏نشانده‏هايي هستند كه پرونده‏هاي بعضي‏شان موجود است . بايد آذربايجانيها توجه داشته باشند . يك وقت تحت تاثير واقع نشوند كه خداي نخواسته براي آذربايجان يك لكه ننگي بشود تا ابد كه آذربايجاني كه هميشه طرفدار اسلام بود ، حالا اينها به اسم اينكه ما مثلاً چه مي‏خواهيم و چه مي‏خواهيم ، برخلاف مصالح اسلام ، برخلاف دولت اسلام[به آشوب دست بزنند] . اين مساله ، قيام بر ضد اسلام است . قيام بر ضد دولت اسلام است .
( بيانات امام در جمع شوراي پنج نفري صدا و سيما ، صحيفه نور ، ج ۱۰ ، ص ۱۴ )
۵۸/۹/۱۸

قيام عليه حكومت اسلامي
قيام بر ضد حكومت اسلام ، خلاف ضروري اسلام است . خلاف اسلام است بالضروره . حكومت الآن حكومت اسلامي است . قيام كردن برخلاف حكومت اسلامي ، جزايش جزاي بزرگي است . اين را نمي‏شود بگوييم كه يك ملا عقيده‏اش اين است كه بايد برخلاف حكومت اسلامي قيام كرد . همچو چيزي محال است ، كه يك ملايي بگويد ؛ يك ملايي عقيده داشته باشد به اين معنا كه برخلاف اسلام بايد عمل كرد ؛ بايد شكست اسلام را . اينها نسبت مي‏دهند به بعضي از مراجع اين مسائل را . دروغ است اين حرفها . هرگز نخواهند گفت . قيام بر ضدِ حكومت اسلامي در حكم كفر است . بالاتر از همه معاصي است . همان بود كه معاويه قيام مي‏كرد ، حضرت امير قتلش را واجب مي‏دانست .
( بيانات امام در جمع شوراي پنج نفري صدا و سيما ، صحيفه نور ، ج ۱۰ ، ص ۱۵ )
۵۸/۹/۱۸

ارتباط با بيگانگان
اي فداييان خلق ! شما از كجا اسلحه آورديد ؟ شما وقتي كردستان فساد هست ، مي‏رويد به كردستان . حالا كه كردستان مي‏بينيد كه نمي‏توانيد عمل بكنيد ، از قراري كه مي‏گويند راه افتادند طرف رشت و آن حدود انزلي و آنجا . اسلحه را از كجا ، پول از كجا مي‏آوريد شما ؟ جز اين است كه از خارج است ؟ از هر خارجي وقتي كه جوانهاي ما استفاده بكنند خائنند پول از خارج بگيرند براي فلج كردن مملكت ، اسلحه بگيرند براي فلج كردن مملكت ، بالاترين خيانت اين است .
( بيانات امام در ميان جمعي از دبيران آذربايجان ، صحيفه نور ، ج ۱۰ ، ص ۵۹ )
۵۸/۸/۴

ترور و انفجار
انفجارات جنوب ( اشاره به سلسله انفجاراتي كه توسط ايادي رژيم سابق بعث عراق ، در شهرستانهاي خوزستان و خطوط لوله نفت به وقوع پيوست )
مرا شديداً متاثر كرده است كه چرا سپاه و شهرباني و ژاندارمري ، عده‏اي خدانشناس – وابسته به رژيم فاسد خارجي متكي به امريكا – را دقيقاً شناسايي نمي‏نمايند و به مجازات نمي‏رسانند . اينان مفسدين في‏الارض هستند ، چه آنان كه مستقيماً در اينگونه اعمال شركت مي‏نمايند و چه آنان كه اينگونه جريانات را هدايت مي‏كنند ، و حكم مفسدفي‏الارض روشن است . دادگاههاي انقلاب هر چه بيشتر قاطعيت به خرج دهند تا ريشه آنان را بر كَنند .
( پيام امام به مناسبت حلول سال جديد ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۲۱ )
۵۹/۱/۱

نفوذ و هرج و مرج طلبي
ممكن است در بين شما پاسداران عزيز در سرتاسر كشور ، افرادي خيانتكار نفوذ كرده باشند و با كشيدن بعضي از جوانان پاكدل متعهد ، به انحراف از قبيل سرپيچي از احكام دادگاههاي انقلاب و عدم رعايت انضباط و مقررات و اقدام به مصادره اموال و بازداشت اشخاص بدون مجوز قانوني ، شما را در بين ملت به غير از آنچه هستيد جلوه دهند و زحمات طاقتفرساي شما عزيزان را در پيشگاه ملت هدر دهند . و بايد بدانيد اشخاصي كه دعوت به هرج و مرج مي‏كنند ، دشمنان شما و انقلاب اسلامي هستند ، و در صورتي كه به چنين اشخاصي برخورديد ، به دادگاهها معرفي نماييد تا با موازين اسلامي و قانوني آنان را مجازات كنند .
( پيام امام به مناسبت روز پاسدار ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲ – ۱۸۱ )
۵۹/۳/۲۶

اشكالتراشي اداري
اگر معلوم شود كه كساني در بعضي از ادارات و وزارتخانه‏ها براي اجراي امور شهداي انقلاب و خانواده آنها اشكال‏تراشي مي‏كنند ، به عنوان ضدانقلاب بايد مورد تعقيب واقع شوند .
( پيام امام به مناسبت روز پاسدار ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۱۸۳ )
۵۹/۳/۲۶

تضعيف نيروهاي مسلح
تضعيف قواي انتظامي ، سپاه پاسداران ، تضعيف اسلام است . . . . و اين به آن معنا نيست كه نبايد آن اشخاص فاسد بيرون بروند . اشخاص فاسد بايد حتماً به دادگاه سپرده بشوند ، در هر جا باشند و هر مقامي ، آنها بايد به دادگاه سپرده بشوند .
( بيانات امام در ديدار با فرمانده سپاه پاسداران ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۲۵۱ )
۵۹/۴/۲۸

كودتا عليه نظام
آنهايي كه در اين مسائل ،
( مراد كودتاي توژه ميباشد كه در شب ۱۹/۴/۵۹ توسط خيانتكاران فراري و مشاركت مستقيم مزدوران صهيونيسم و امپرياليسم جهاني طراحي شده بود و با استعانت از الطاف الهي درهم كوبيده شد . )
در اين مساله آخر همراه بودند با اين خيال فاسد كودتا ، تمام اينها به حسب حكم قرآن حكمشان قتل است بلااستثنا ، يك استثنا درش نيست ؛ هيچ كس حق ندارد كه يك كسي را عفوش بكند ، يك كسي را مسامحه با او بكند . اينهابه حكم اسلام و حكم قرآن فاسد و مفسد هستند و اينها چهار حكم در قرآن هست كه از همه كوچكتر كشتن است .
( بيانات امام در ديدار با فرمانده سپاه پاسداران ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۲۵۲ )
۵۹/۴/۲۸

تحريك به بي‏نظمي
شما گمان نكنيد كه يك وقت بيايند به شما بگويند كه تحريك كنند شماها را به اينكه برويد سراغ – مثلاً – پادگانها . يك همچو كاري جايز نيست و از معاصي بزرگ اسلام است و مخالف رضاي خداست و ابداً به اينها اعتنا نكنيد و اگر از اين افراد كسي پيدا شد كه يك همچو تحريكي كرد ، بگيريد او را و تحويل بدهيد به كميته‏هايي كه هستند ، به آنها تحويلشان بدهيد تا آنها را به جزاي خودشان برسانند .
( بيانات امام به مناسبت آغاز سال تحصيلي جديد ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص۹۱ )
۵۹/۶/۳۱

شايعه‏پراكني
نيروهاي انتظامي موظف هستند كساني را كه دست به شايعه‏سازي مي‏زنند از هر قشر و گروهي كه باشند ، فوراً دستگير و به دادگاههاي انقلاب تسليم و دادگاههاي مذكور آنان را در حد ضد انقلابيون مجازات نمايند .
( پيام امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص۹۴ )
۵۹/۷/۱

نفوذ ضد انقلاب
بايد فرماندهان و همه افراد قواي مسلح ، با كمال دقت مواظب باشند تاضد انقلاب در سنگرهاي آنان و در جبهه‏ها نفوذ نكنند و با تبليغات‏باطل خود جنگنده‏هاي نيرومند ما را تضعيف ننمايند . و اگر كساني به چنين اعمال خيانت‏باري دست زدند ، همه موظف هستند آنان را دستگير نموده تسليم فرماندهان كنند تا به دادگاه تسليم نمايند .
( پيام امام به مردم و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص۸ )
۵۹/۱۱/۱

ترور و ناامني
بعضي از اين اشرار كه مشغول ترور هستند يا مشغول انفجار بعضي جاها هستند بايد اطلاعات حاصل بشود و پيگيري بشود ، و اينها معرفي بشوند به دادگاهها ، و دادگاهها آنها را مجازات كند به آن مجازاتي كه اسلام براي آنها تعيين كرده است . و آن مجازات سختي است .
( بيانات امام در جمع مسئولين عقيدتي سياسي شهرباني ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص۵ – ۹۴ )
۵۹/۱۲/۴

افترا به امام
هر كس و هر دستگاه ، چه قضات شرع و چه دادگاهها و چه غير اينها ، هر كس تعديات خود را به اسم من و يا به انتساب به من اجرا كنند مجرم و مفتري است .
( پيام امام به ملت ايران در آستانه سال نو ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص۱۴۵ )
۵۹/۱۲/۲۹

گروههاي مسلح غيرقانوني
به تمام گروهها و سازمانها و احزاب و دستجات در سراسر ايران اعلام‏مي‏شود كه اگر سلاح خود را تحويل دهند و اظهار ندامت كنند ، به آنان تامين داده مي‏شود و مي‏توانند برادروار در كشورشان زندگي نمايندو آنچه گذشته است ، مورد عفو است ؛ و اگر به جنايات خود ادامه دهند ، روزي كه پشيمان شوند ، به حكم اسلام ، از آنان پذيرفته نخواهد شد ، و من مطمئن هستم كه بزودي روز پشيماني براي آنان خواهد آمد .
( پيام امام به مناسبت سالروز تاسيس جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۷ – ۱۵۶ )
۶۰/۱/۱۲

جلوگيري از منكرات
بسم اللَّه‏الرحمن الرحيم
جناب حجت‏الاسلام آقاي قدوسي ، دادستان كل انقلاب
از قرار اطلاع منكراتي در سطح شهر تهران انجام مي‏گيرد و جديداًمراكز فحشا و مخالف عفت عمومي تجديد شده است . دادستان محترم موظف هستند در جلوگيري امثال اين امور اقدام جدي فوري نمايند . لازم است دستور دهيد كه در سطح كشور از اين نحو اعمال و منكرات جلوگيري نمايند و متخلفين را تعقيب نمايند . بديهي است كه شوراي‏عالي قضايي نيز اقدامات لازم را مي‏نمايند .
روح‏اللَّه الموسوي الخميني
( حكم امام به آقاي قدوسي دادستان انقلاب ، اسناد منتشر نشده )
۶۰/۱/۲۳

مخالفت با قانون
من هم ممكن است با بسياري از چيزها ، من كه يك طلبه هستم ، مخالف باشم . لكن وقتي قانون شد [تصويب] خوب ، ما هم مي‏پذيريم . بعد از اينكه يك چيزي قانوني شد ديگر نق زدن در آن ، اگر بخواهد مردم را تحريك بكند ، مفسد في‏الارض است ؛ و بايد با او دادگاهها عمل مفسد في‏الارض بكنند .
( بيانات امام در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۴۴ )
۶۰/۳/۶

راهپيمايي غيرقانوني
از قراري كه به من اطلاع دادند ، اين گروهكهاي فاسد هم فرصت را به دست آوردند و مي‏خواهند راهپيمايي كنند – قواي نظامي و انتظامي و پاسدارها بايد به طور جد از سخنرانيهايي كه اينطور هستند ، جلوگيري كنند و سخنرانهايي كه اينطور هستند ، دستگير كنند . اگر من هم سخنراني كردم كه مخالف با دستور اسلام بود و براي ايجاد تشنج و براي گرفتار كردن ملت مسلمان ما ، كه خونها داده است در راه اسلام ، اگر من هم اين كار را بكنم ، موظف شرعي هستند اين ارگانهاي انتظامي و نظامي كه من را بگيرند و به دادگاه بسپرند ، اين استثنا ندارد .
( بيانات امام در جمع كاركنان وزارت بهداري و بهزيستي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص۲۷۰ )
۶۰/۳/۱۸

اعتصاب
من به سرتاسر كشور ، به بازارهاي كشور ، به همه جايي كه مسلمين در كشور هستند ، اخطار مي‏كنم و مي‏گويم كه گروههايي درصددند كه بازار را ببندند . اينها همان سرمايه‏داراني هستند كه امروز مي‏خواهند مفسده كنند . اينها همان گروهكهاي فاسد هستند كه اشخاصي را آلت دست قرار داده‏اند و مي‏خواهند مفسده بكنند و چنانچه يك همچو امري بشود ، بستن بازارْ امروز
( اشاره به دعوت به اعتصاب بازاريان تهران براي مقابله با لايحه قصاص )
و راهپيمايي امروز ، بستن بازار و راهپيمايي در مقابل رسول اكرم است ، در مقابل اسلام است و شما هوشيار باشيد كه مبادا اين گروهكهاي فرصت طلب به بهانه اينكه چه شده و چه شده بخواهند راهپيمايي كنند و بخواهند آشوب كنند . محركين آشوب را ، هركس مي‏خواهد باشد ، با قلم ، با زبان ، با هرچه بخواهد باشد ، معرفي كنند ، من او را خواهم منزوي كرد . بنابراين ، من تا سر حد امكان ، تا آنجايي كه اسلام را در خطر نبينم و بازيهاي سياسي نخواهد اسلام را و مسلمين را در خطر بيندازد ، به آنها نصيحت مي‏كنم و خاضعانه از آنها مي‏خواهم كه دست بردارند از اين شيطنتها و اگر احساس خطر بكنم ، همان‏طوري كه با محمدرضا عمل شد با همه آنطور عمل خواهد شد . امروز بازار بستن ، راهپيمايي كردن ، سخنرانيهاي انحرافي كردن ، تمام اينها بر خلاف مصالح اسلام و بر خلاف مصالح خداي تبارك و تعالي كه اسلام را براي ما الگو قرار داده است مي‏باشد و حرام است . بستن بازار در هر جا و راه افتادن در كوچه و محله‏ها بدون اينكه از طرف وزارت كشور اجازه داده شده باشد ، اين انحراف است و محرّم است و قواي انتظامي و نظامي و پاسداران و بسيج و تمام ملت موظف‏اند ، شرعاً مكلف‏اند به تكليف الهي كه جلوگيري از اين مفسده‏ها بكنند .
( بيانات امام در جمع كاركنان وزارت بهداري و بهزيستي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۱ )
۶۰/۳/۱۸

ارتداد جبهه ملي
جبهه ملي از امروز
( اشاره به اطلاعيه جبهه ملي در رد لايحه قصاص و دعوت از مردم براي تظاهرات عليه آن )
محكوم به ارتداد است . بله ، جبهه ملي هم ممكن است بگويند كه ما اين اطلاعيه را نداده ايم . اگر آمدند در راديو ، اعلام كردند به اينكه اين اطلاعيه اي كه حكم ضروري مسلمين ، جميع مسلمين را غير انساني خوانده ، اين اطلاعيه از ما نبوده ، اگر اينها اعلام كنند كه از ما نبوده ، از آنها هم ما ميپذيريم ، اسلام در رحمتش باز است به همه مردم
( بيانات امام در جمع اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص۲۰ – ۱۹ )
۲۵/۳/۶۰

ارعاب و تهديد
آنهايي كه به اسلام عقيده ندارند و اشخاصي هستند كه قيام بر ضد اسلام كردند و لااقل در خيابانها ريخته اند و آدرم كشته اند و شما هم حكمش را ميدانيد و شما هم ميدانيد كه كسي كه مسلحانه در خيابان بريزد و مردم را ارعاب كند ، لازم نيست بكشد مردم را ، ارعاب كند ، اسلام تكليفش را معين كرده است و شما هم مسئله اش را ميدانيد . شما همين يك كلمه را بگوئيد . يك اعلاميه بدهيد . مساله در كتاب خدا هست كه اين اشخاص مفسد هستند و ريختند توي خيابانها و مردم را ميترسانند ، به حسب حكم خدا ، حكمشان اين است . شما اين مساله شرعي را بگوييد و از گوره خودتان امضاء كنيد
( بيانات امام در جمع خانواده هاي شهداي هفت تير ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص۶۹ )
۱۳/۴/۶۰

بمب گذاري و انفجار
آنكه ميآيد و فرض كنيد كه يك ماده منفجره اي را ميخواهد پرت كند يك جايي ، اگر او را گرفتند و حبسش كردند و اگر هم كار كرده است و يكوقت او را كشتند ، اين دفاع است ، اين فساد را از بين بردن است ، اين دفع فساد است . آنكه اين كار را دارد ميكند ، مفسد است ، نه شما يي كه داريد دفع ميكنيد او را .
( بيانات امام در جمع فرماندهان سپاه پاسداران ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص۲ – ۱۰۱ )
۲۷/۵/۶۰

توزيع مواد مخدر
كساني كه معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بين مردم است ، در حكم مفسد في الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد و هلاك حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آنچه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضائي معرفي كنند .
( فرمان هشت ماده اي امام به قوه قضائيه ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۷ – ۱۰۶ )
۲۴/۹/۶۱

گروه هاي ضد انقلاب
آنچه ذكر شد ( اشاره به بندهايي از منشور قضائي انقلاب . رجوع به شماره ۱۶۳ )
و ممنوع اعلام شد ، در غير مواردي است كه در رابطه باتوطئه‏ها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه‏در خانه‏هاي امن و تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترورشخصيتهاي مجاهد و مردم بيگناه كوچه و بازار و براي نقشه‏هاي‏خرابكاري و افساد في‏الارض اجتماع مي‏كنند و محارب خدا و رسول مي‏باشند ، كه با آنان در هر نقطه كه باشند ، و همچنين در جميع‏ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضايي و دانشگاهها و دانشكده‏ها و ديگر مراكز با قاطعيت و شدت عمل ، ولي با احتياط كامل بايد عمل شود ، لكن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها ، چراكه تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست ، چنانچه مسامحه و سهل‏انگاري نيز نبايد شود . و در عين حال مامورين‏بايد خارج از حدود ماموريت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبي آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه ، عملي انجام ندهند .
( فرمان هشت ماده اي امام به قوه قضائيه ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۱۰۶ )
۶۱/۹/۲۴

تجاهر به فسق
اگر اطلاع پيدا شد صحيح كه عشرتكده در يك جايي هست ، يك جايي ميكده هست ، يك جايي قمارخانه هست ، اينها همه‏شان بايد جلوگيري بشود . و اگر كسي بيرون هم آمد و يك كاري را ، اگر خلاف بود انجام داد ، آن هم بايد جلوگيري بشود . آني كه هست اين است كه ما احكام خدا را مي‏خواهيم جاري بشود . احكام خدا آن طرفش هست ، اين طرفش هم هست ؛ آن طرف كه نبايد با مردم طوري كرد كه مردم در خانه‏هايشان مطمئن نباشند ، در زندگيشان ، در تجارتشان ، در كسبشان مطمئن نباشند . دولت اسلامي بايد مردم را مطمئن كنند در همه چيز . در سرمايه‏هايشان ، دركسبشان ، در كارخانه‏هاشان ، در همه چيز ، مردم در آرامش باشند و دولت ابداً نمي‏تواند كه تاذي بكند به آنها و نبايد تاذي بكند . و اگر يك كسي تاذي كرد آن تاديب خواهد شد .
از آن ور هم اگر سوء استفاده بخواهند بكنند آنهايي كه مخالف با اسلام هستند ، حالا بيايند توي خيابان كار خلاف بكنند ؛ براي اينكه حالا ديگر بايد آرامش باشد ، اين خلاف اسلام است .
( بيانات امام در ديدار با وزير كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۱۱۸ )
۶۱/۱۰/۱

جاسوسي حزب توده
جمهوري اسلامي از اول كه پيروز شد آزادي را به طور مطلق به همه طوايف داد . نه تنها هيچ روزنامه‏اي تعطيل نشد بلكه هر گروه و حزبي به كارهاي خود مشغول بودند ، و بعضي از گروهها كه ناشناخته بودند ، از طرف دولت به كار گماشته شدند . ليكن بتدريج فهميده شد كه اينها يا توطئه‏گرند يا جاسوسي مي‏كنند . از طرف ديگر نمي‏شد كه انقلاب را رها كنيم ، نه اسلام اجازه مي‏داد و نه عقل كه يك دسته از عنوان دولت يا غيردولت براي سرنگوني جمهوري اسلامي سوء استفاده نموده و يا جاسوسي كنند و ما ساكت باشيم .
با اين مقدار فداكاري كه شما و دوستان انجام داده‏ايد ، باز گذاشتن دست كساني كه قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند خيانت است . همين حزب توده كه به قدرت بزرگ شوروي متكي است و مي‏دانيد كه جاسوسي براي كشوري مي‏كند كه شصت و چند سال از عمر حكومتش مي‏گذرد و نه در آنجا آزادي و نه حزبي جز حزب خودشان مي‏باشد . . . بحمدالله شما با كمال دقت مراقبت نموديد تا آنها را خوب شناختيد و اقدام لازم را نموديد . اينها مثل منافقين و همه گنهكاران بايد محاكمه شوند و به جزاي اعمالشان برسند .
( بيانات امام در جمع اعضاي اطلاعات سپاه ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص۷۳ )
۶۲/۵/۳۰

اقدامات خودسرانه
بر دولت و قواي اجرايي است كه از تجاوز و تخلف هركس در هر جا جلوگيري كنند . و كساني كه پس از احضار در محاكم قضايي از حضور در آن سرپيچي مي‏كنند بايد مورد تعقيب واقع و تعزير شرعي شوند . و كساني كه از حكم قضات شرعي تخلف مي‏كنند و در مقابل آن مقاومت مي‏كنند بر خلاف اسلام و امر خداوند عمل كرده‏اند ، و بايد مورد تعقيب واقع شوند . و كساني كه از قاضي شكايت دارند ، يا به حكم قاضي اعتراض دارند ، بايد به مقامات صالحه رجوع نمايند ؛ و به هيچ وجه خودسرانه عملي را انجام ندهند و بايد بدانند كه احكام صادره از قضات شرعي مادامي كه خلاف شرع بودن آن در محاكم و مراجع صالحه ثابت نشده ، واجب العمل است . مجلات و روزنامه‏ها و رسانه‏هاي گروهي توجه داشته باشند كه تضعيف قوه قضاييه برخلاف موازين اسلامي است ؛ و از پخش چيزهايي كه موجب تضعيف يا توهين مقام قضاست احتراز كنند . اين كشور اسلامي است ، و بايد هر امري موافق با موازين اسلامي باشد . شكايت از قاضي يا دادگاه بايد به حسب مقررات شرعي باشد . و شاكي هر كس هست حق ندارد در مطبوعات يا رسانه‏هاي گروهي يا در مجامع عمومي طرح دعوا كند ، و عليه قوه قضاييه جوّسازي نمايد . و روزنامه‏ها و مجلات و راديو تلويزيون توجه به اين مسائل و اشباه آن را داشته باشند .
( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص۲۳۴ )
۶۲/۱۱/۲۲

ارتباط با گروههاي مسلح
رسيدگي به خانه تيمي و انباشتن اسلحه ، آن هم با پول ملت ، به اسم كمك به سازمانهاي به‏اصطلاح آزاديبخش . اصولاً يك همچو اعمالي بدون دخالت دولت جرم است . و بايد ايشان ، كه صلاحيت اين امر را ولو واقعاً براي اين سازمانها باشد ندارد و دخالت در حكومت است ، جواب بدهد . . . بايد تمام فعاليتها كه به اسم كمك به سازمانهاي به‏اصطلاح آزاديبخش است قطع شود ، و تمام كساني كه در اين امور دخالت داشته‏اند محاكمه شوند .
( نامه امام به آيت الله منتظري در مورد رسيدگي به اتهامات سيد مهدي هاشمي ، صحيفه نور ، ج ۲۰ ، ص۱ – ۴۰ )
۶۵/۷/۱۲
( منظور ، سيدمهدي هاشمي ، مسئول دفتر نهضتهاي آزاديبخش وزارت امور خارجه بود كه به واسطه ارتكاب جرايم دستگير و محاكمه و اعدام شد . )

توهين به اهل بيت ( ع )
بسمه تعالي
آقاي محمد هاشمي ، مديرعامل صدا و سيماي جمهوري اسلامي
با كمال تاسف و تاثر روز گذشته از صداي جمهوري اسلامي مطلبي در مورد الگوي زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد . فردي كه اين مطلب را پخش كرده است تعزير و اخراج مي‏گردد ، و دست‏اندركاران آن تعزير خواهند شد . در صورتي كه ثابت شود قصد توهين در كار بوده است ، بلاشك فردتوهين كننده محكوم به اعدام است . اگر بار ديگر از اينگونه قضايا تكرار گردد ، موجب تنبيه و توبيخ و مجازات شديد و جدي مسئولين بالاي صدا و سيما خواهد شد . البته در تمامي زمينه‏ها قوه قضاييه اقدام مي‏نمايد .
روح اللَّه الموسوي الخميني
( نامه امام به مدير عامل صدا و سيما ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص۷۶ )
۶۷/۱۱/۹

ارتداد سلمان رشدي
بسمه تعالي
انا للَّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي‏رسانم مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن ، تنظيم و چاپ و منتشر شده است ، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن ، محكوم به اعدام مي‏باشند . از مسلمانان غيور مي‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند ، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود ، شهيد است ان‏شاءاللَّه . ضمناً اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را ندارد ، او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد . والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
روح اللَّه الموسوي الخميني
( پيام امام در باره انتشار كتاب كفر آميز آيات شيطاني ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص۸۶ )
۶۷/۱۱/۲۵

ثبات حكم اعدام سلمان رشدي
اطلاعيه دفتر امام خميني در مورد توبه سلمان رشدي
بسمه‏تعالي
رسانه‏هاي گروهي استعماري خارجي به دروغ به مسئولين نظام جمهوري اسلامي نسبت مي‏دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطاني توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مي‏گردد . امام خميني – مدّ ظلّه – فرمودند :
اين موضوع صددرصد تكذيب مي‏گردد . سلمان رشدي اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد ، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامي همّ خود را به كار گيرد تا او را به دَرك واصل گرداند .
حضرت امام اضافه كردند :
اگر غيرمسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريعتر از مسلمانان او را اعدام كند ، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‏خواهد به عنوان جايزه و يا مزد عمل به او بپردازند .
( اطلاعيه دفتر امام در مورد توبه سلمان رشدي ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص۸۷ )
۶۷/۱۱/۲۹

افشاي فسق
به حسب موازين شرعيه ، اگر كسي مطلع باشد كه يك نفر مشخص خلاف كرده و مُتَجاهِرِ به فسق نباشد ، افشاي آن فسق مخالف شرع است .
( اسناد منتشر نشده )
۶۴/۸/۲۸
علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
صحفيه نور ، ج ۵ ، ص ۳۴ .
صحفيه نور ، ج ۸ ، ص ۱۴۹ .
صحفيه نور ، ج ۹ ، ص ۱ .
صحفيه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۴۳ .
صحفيه نور ، ج ۱۵ ، ص ۴ – ۱۲ و ۱۶ – ۲۱ و ص ۳۳ .

بالا
فهرست اصلي

* تخلفات اداري و جرايم نظامي

عدم رعايت سلسله مراتب
افراد قواي انتظامي فوق ( كليه قواي مسلح كشور )
بايد اطاعت از مافوق و حفظ سلسله مراتب را بكنند و در صورت تخلفْ مجرم شناخته مي‏شوند و با احساس توطئه ، دستور محاكمه در دادگاههاي صحرايي را مي‏دهم .
( پيام امام به ملت ايران در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۶۱ )
۵۸/۵/۳۱

اعتصاب قواي انتظامي
اعتصابات قواي انتظامي اكيداً ممنوع اعلام مي‏شود و در صورت تخلفْ مجرم شناخته مي‏شوند ؛ و محركينْ ضد انقلاب شناخته مي‏شوند و در دادگاههاي انقلابي به كيفر انقلابي مي‏رسند ، و با احساس توطئه ، دستور دادگاههاي صحرايي نسبت به آنان را مي‏دهم .
( پيام امام به ملت ايران در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۶۱ )
۵۸/۵/۳۱

عدم همكاري در انجام وظيفه
اكيداً دستور مي‏دهم كه قواي انتظامي ، بخصوص ارتش و پاسداران انقلاب ، هماهنگ باشند و تمام گروههاي پاسدار نيز هماهنگ باشند ؛ و در سركوبي اشرار و پاكسازي مناطق ، بخصوص كردستان و خوزستان همكاري كنند . متخلّفينِ مُجرم ، و محركينْ محاكمه انقلابي مي‏شوند .
( پيام امام به ملت ايران در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۶۱ )
۵۸/۵/۳۱

عدم هماهنگي نيروها
هماهنگي در قواي انتظامي ، ارتش ، ژاندارمري و سپاه پاسداران به طور قاطع بايد ادامه پيدا كند . متخلفينْ مجرم شناخته مي‏شوند و مواخذه مي‏گردند .
( پيام امام در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۸۴ )
۵۸/۶/۶

سرپيچي از دستور مافوق
لازم است از فرماندهان خود اطاعت كنيد كه عدم مراعات انضباط سربازي و پاسداري موجب تضعيف قواي مسلح است ؛ و كساني كه شما را به اين نحو اعمال دعوت مي‏كنند در صدد تضعيف شما هستند و اگر آگاهانه عمل كنند ، از دشمنان انقلاب و اسلام هستند و لازم است آنان را معرفي نماييد تا قاطعانه با آنان برخورد شود .
( پيام امام به مناسبت روز پاسدار ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۱۸۲ )
۵۹/۳/۲۶

فرار از جنگ
فرار از جنگ در اسلام از گناهان بزرگ است ، و موجب مسئوليت و تعقيب در اين دنيا و عذاب بزرگ در آخرت است . بايد فرماندهان فرد و يا افراد نادري را كه خداي ناكرده اقدام به فرار مي‏نمايند – كه نمي‏نمايند – دستگير نموده و تحويل دادگاه دهند .
( پيام امام به مردم و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۸ )
۵۹/۱۱/۱

اخلال در هماهنگي
هماهنگي جميع قواي نظامي و غير نظامي از مهمات آينده ساز است . اگر فرد و يا افرادي در اين امر حياتي اخلال نمايند ، بايد معرفي شوند تا به دادگاه تسليم گردند .
( پيام امام به مردم و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۸ )
۵۹/۱۱/۱

تجاوز از اختيارات
گاهي شنيده مي‏شود كه بعضي از پاسداران در بعضي از نقاط كشور از طريق اعتدال و شرع خارج و از ماموريت قانوني خود ، تجاوز در اموري كه مربوط به دادگاهها يا نهادهاي ديگر مي‏باشد ، دخالت ناروا مي‏كنند . بر روساي پاسداران در سطح كشور است تا از اين نحو دخالتها كه خلاف قانون و خلاف طريقه اسلام است ، جلوگيري و خودداري نمايند ؛ و اگر بعضي اشخاص ، اين نحو دخالتها مي‏كنند ? و ممكن است از گروههاي منحرف در بين آنان رخنه كرده باشند ? آنان را تصفيه نموده ؛ و اگر خلاف انجام داده‏اند ، تحويل دادگاهها نمايند . بر شوراي‏عالي سپاه لازم است اين حركات را تحت‏نظر گرفته و نگذارند تا اين ارگان فداكار مومن و متعهد ، حيثيت خود را در بين ملت از دست بدهد .
( پيام امام به مناسبت سالروز تاسيس جمهموري اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۴ ، ص ۱۵۸ )
۶۰/۱/۱۲

تفرقه‏افكني
اگر چنانچه در بينشان ( منظور قواي مسلح است )
يك افراد فاسدي پيدا شد كه بخواهند تفرقه ايجاد كنند ، آنها را نصيحت كنند و اگر گوش نكردند ، به فرماندهان معرفي كنند ، تا آنها را به دادگاه ببرند و نگذارند كه – خداي نخواسته – اين انسجامي كه الآن بين همه هست ، گسيخته بشود .
( بيانات امام در جمع خلبانان نيروي هوائي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۹۸ )
۶۰/۲/۱

تخطي از موازين
اگر يك قدم ، قضات محترم و شوراي قضايي – خداي نخواسته – برخلاف آنچه مقرر است بردارد آن هم معذور نيست و مواخذ است .
( بيانات امام در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۱۶۸ )
۶۱/۳/۱۱

مسامحه و لغزش
بايد توجه بكنند اين قضات به اينكه اينها هم خدمتگزار هستند و كارشان بسيار حساس [است] و مسئوليتشان بسيار بزرگ و اگر – خداي نخواسته – لغزشي بكنند و جان يك مسلم ، مال يك مسلم ، ناموس يك مسلم به واسطه خطاي آنها ، به واسطه – خداي نخواسته – تعمد آنها آسيب ببيند ، در اين دنيا بايد محاكمه بشوند و اگر اينجا فرار از محاكمه كردند ، در بارگاه حق تعالي هيچ نمي‏توانند فرار كنند .
( بيانات امام در ديدار با وزير كشور و استانداران ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۴۵ )
۶۱/۵/۱۷

جوسازي
هيچ قاضي شرعي حق ندارد كه بدون جهت استعفا كند و بخواهد جوسازي كند . اگر جوسازي كند ، معلوم مي‏شود كه خودش زير سوال است و بايد خودش احضار بشود . و اگر واقعاً خودش را لايق نمي‏داند ، بايد اعتراف كند كه من لايق نيستم و نمي‏خواهم [قضاوت] بكنم . و بعد از اينكه او راكنار گذاشتند ، بلافاصله بعد از حداكثر سه روز ، به جاي او بايد قاضي و دادستان و اينطور چيزها تعيين بشود .
( بيانات امام در جمع اعضاي ستاد پيگيري فرمان هشت ماده اي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۳۵ )
۶۱/۱۰/۷

مُعين ظَلَمه
در هر صورت ، مساله ، مساله‏اي مهم است و مساله ، مساله آبروي اسلام است . آبروي جمهوري اسلامي است و مساله شوخي نيست كه يك كسي در يك شهري آن همه جنايات مي‏كند ، آن وقت يك كس ديگري براي خاطر او كمك كند به او ، معينِ ظَلمه باشد . نبايد اين كارها بشود . خودشان دست بردارند از اين كارها ، والّا مورد تاديب واقع خواهند شد .
( بيانات امام در جمع اعضاي ستاد پيگيري فرمان هشت ماده اي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۱۳۵ )
۶۱/۱۰/۷

كارشكني
من الآن اعلام مي‏كنم چنانچه اشخاص به واسطه اغراض فاسده بخواهند جوسازي كنند و بخواهند تلفن از اين طرف و آن طرف بكنند و اين مطلب معلوم بشود [كه] خود آنها بر خلاف موازين شرعي و مقابل اسلام مي‏خواهند كار بكنند ، و من به ملت اعلام مي‏كنم كه هر كس كه اين كار را كرد ، با او معامله فسق بكنند . و در هيچ جايي از جاهايي كه يك آدم عادل بايد باشد ، او را نپذيرند و اطلاع بدهند تا آنها تاديب بشوند .
( بيانات امام در جمع اعضاي ستاد پيگيري فرمان هشت ماده اي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۱۳۴ )
۶۱/۱۰/۷

عدم رعايت ظواهر
من اعلام مي‏كنم كه اگر بعد از ده روز در يك جايي ديديم كه شخص مسئولي روي كاغذي با آرم طاغوت چيزي نوشت خودم به دادستان انقلاب مي‏گويم اين شخص را بياورد و محاكمه انقلابي بكند وهمان كاري كه با هروئين‏فروشها شد با اين اشخاص بشود كه اينها از هروئين‏فروشها براي ملت مضرترند . بايد اولياي امور با اين مساله قاطعانه برخورد كنند .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي انقلاب و رئيس جمهوري ، اسناد منتشر نشده )
۵۹/۴/۷

بالا
فهرست اصلي

* جرايم رژيم طاغوت

مجالس و دولت غيرقانوني
مجالس موسسان كه تشكيل شده ، به نظر دولت آقاي عَلم
( اسداللَّه علم ( ۱۳۵۷ – ۱۲۹۸ ه ? . ش . ) از ملاكان بزرگ منطقه جنوب استان خراسان كه در سال ۱۳۴۱ به نخست‏وزيري و سپس به مقام وزارت دربار شاهنشاهي رسيد ، و در فروردين ۱۳۵۷ به علت سرطان درگذشت . )
خلاف قانون اساسي و لغو و بي‏اثر بوده ؛ و اين دعوي بر حسب قانون جرم است ، و گوينده آن بايد تعقيب شود .
دولت آقاي عَلم و جميع دولتهايي كه از صدر مشروطيت تاكنون تشكيل شده است غيرقانوني است . و دولت غيرقانوني حق صدور تصويبنامه و غيره را ندارد بلكه دخالت كردن آن در امر مملكت و خزينه كشور ، جرم و موجب تعقيب است .
( نظريه مراجع تلقيد و آيات عظام حوزه علميه قم ، صحيفه نور ، ج ۱ ، ص۱ – ۳۰ )
اسفند ۱۳۴۱

محاكمه ديكتاتور
نخستين كار يك رژيم آزاد آن خواهد بود كه محاكمه شاه را ترتيب دهد ؛ بر اساس اين امر كه او ثروتهاي مملكت را جمع كرده و آنها را به بانكهاي خارجي منتقل ساخته است . بايد كه او در خصوص جناياتي كه مرتكب شده است جواب دهد .
( مصاحبه امام با نشريه فرانسوي زبان لوموند ، صحيفه نور ، ج ۲ ، ص۵۰ )
۵۷/۲/۴

محكوميت حكومت نظامي
اعلام حكومت نظامي در محيطي آرام – به اقرار راديو و مطبوعات ايران كه راهپيمايي با كمال آرامش در آن انجام مي‏گرفت – نه تنها قانوني نيست بلكه جرم است و دستور دهنده آن مجرم .
( پيام امام به ملت شريف ايران ، صحيفه نور ، ج ۲ ، ص۱۰۰ )
۵۷/۶/۱۸

جرم عناصر وابسته
بيرون راندن تمام عناصري كه در زمان سلطنت پهلوي متصدي امور مهمه كشور بوده‏اند مثل وزارت و وكالت كه اينان بدون استثنا شريك جرم و آلت اجراي مقاصد اجانب با شاه بوده‏اند و بايد از تصدي امور كشور بركنار باشند و محاكمه و مجازات شوند ، و فرقي نيست بين موافقين دولت و آنان كه با فرصت‏طلبي و فريبكاري ، خود را به صورت مخالف درآورده‏اند و به فرياد برخاسته‏اند .
( پيام امام به طلاب علوم ديني و دانش آموزان كشور ، صحيفه نور ، ج ۲ ، ص۱۱۳ )
۵۷/۷/۱۶

حبس آزاديخواهان
امروز اطلاع دادند كه زندانيهاي سياسي را يك مقداري آزاد كردند و مقداري هم بناست آزاد شود . آيا ببينيم كه اين آزاد كردن جبران مي‏كند اين مسائل را ؟ يك نفر انسان را ده سال ، پنج سال ، كمتر ، بيشتر ، از همه جهات ساقط كنند ، همه آزاديها را از او بگيرند ، در حبس همه شكنجه‏ها و زجرها را به او بدهند ، بعدش بگويند كه شما آزاديد ! خوب اين پنج سال تضييع عمر يك مسلمان ، يك انسان ، پنج سال ، ده سال زجر دادن به يك انسان ، به يك مُسْلم ، اينها هيچ ؟ حالا آزاد ، تمام شد قضيه ؟ با اينكه آزاد كردند يك عده‏اي از علما را و ساير طبقات را ، ما قانع هستيم ؟ حالا ديگر آرام بايد بشود ملت ؟ آشتي كردند آنها با ملت ؟ يا اينكه جوّ ، يك محيطي است كه برايشان ديگر امكان نمانده است كه ادامه بدهند ؛ دست و پا مي‏زنند براي اينكه خودشان را از اين محيط – جوّي كه تمام نفوس بر ضد آنها توجه پيدا كردند – با اين دست و پا مي‏خواهند نجات بدهند خودشان را ؛ لكن آيا مي‏شود ؟ قابل نجاتند اينها ؟ ! اين شاه كه حدود سي سال بر ما حكومت كرده ، بر مسلمانها حكومت كرده ؛ اين حكومت چنگيزي ، اينهمه از مسلمانها را كشته ، اينهمه از مسلمانها را از وطن آواره كرده ، اينهمه از انسانها را از حقوق بشري جدا كرده است ، محروم كرده است ، حالا مي‏گويد كه خوب ، آزادشان كرديم ، ديگر چي مي‏خواهيد از جان ما ! ده سال عمر مي‏خواهند از جان شما ! شما ده سال عمر يك انسان را در حبس ، در يك اتاق دو ذرعي هدر داديد . زندگي يك انسان كه بايد به اين مردم خدمت كند ، بايد با قلم و قدم در محيط آزاد به مردم خدمت كند ، تو گرفتي از او ؛ ده سال عمر يك ملت را ضايع كردي ، حالا آزاد كردي ، ديگر ما چه مي‏خواهيم ؟ ما جبران اين ده سال را مي‏خواهيم . مردم جبران اينكه بچه‏هايشان را ، اولادشان را ، ده سال در زندان زجر دادي ، جبران اين را مي‏خواهند و اين جبران در اين دنيا ؛ ُ۰چ ظظ امكان ندارد . از ادله واضحه بر اينكه بايد خداي تبارك و تعالي يك جاي ديگري باشد كه جزاي اين ظالمها را بدهد ، اين است كه شما فرض كنيد كه جمع شديد و محمدرضاخان را تكه‏تكه‏اش كرديد ، يك آدم را كشتيد ؛ آن يك آدم است ، يك آدم پست ؛ خوب ، يك آدم در مقابل يك آدم . ما فرض مي‏كنيم كه خير ، ايشان هم يك آدم شريف ؛ اما در مقابل يك آدم شريف ! اين همه آدم شريف را ايشان از هستي ساقط كرده ، اينهمه جوانهاي ما را كشته است و از هستي ساقط كرده ؛ حالا يك نفر آدم را كه يك كسي كشت ، جزايش اين است كه خود او را عوض او بكشند ؛ اگر فوج‏فوج مردم را به كشتن داد و كشت ، مي‏شود اينجا ما جبرانش بكنيم ؟ البته بايد اينجا جزا به او بدهيم به اشد جزا ؛ اما مي‏شود كه جبران بشود اين ؟ جبران اين يك عائله ؟ يك عائله را كه او از هستي ساقط كرده ؛ از هستي اگر او را ساقط بكنيم ، جبران يك عائله است ، عائله‏هاي ديگر چي ؟ حالا ما دلمان را خوش كنيم كه آقا عفو فرمودند ؟ اينها مرداني بودند كه عفو تو را اعتنا ندارند . قضيه عفو نيست ، قضيه الزام است و الآن ملزمي كه اينها را بيرون كني . بسياري از حبسيها بودند كه آن حبس غيرقانوني‏شان تمام شده بوده وقتش ، از اولْ حبس غير قانوني بوده ، آن حبس غير قانوني هم وقتش تمام شده بوده و اينها را نگه داشتند ، همين‏طور بيخود . اين عمال ساواكي كه اينقدر جرم مرتكب شده‏اند ، حالا آمدند در حبس را باز كردند آنها را از حبس بيرون كردند ، تمام شد مطلب ؟ اول مطلب هست حالا ! اين و تمام عمال اين بايد محاكمه بشوند . و بعد هم كه همه‏شان فرض كنيد كه اعدام شدند ، باز جبران نشده است ؛ براي اينكه صد نفر در مقابل صدها نفر ، در مقابل هزارها نفر . در يك كشتارشان در تهران چهار – پنج هزار نفر مي‏گويند كشته شده .
( بيانات امام در مورد عفو زندانيان سياسي رژيم شاه ، صحيفه نور ، ج ۲ ، ص۷ – ۲۰۶ )
۵۷/۸/۳

آمر غيرقانوني
شهرباني آدم كشته است بي‏اذن ؟ ! پاسبان آدم مي‏كشد بي‏اذن ؟ ! استاندار امر مي‏كند – بي‏اذن ؟ ! رئيس قوا امر مي‏كند – بي‏اذن شاه ؟ ! بي‏اذن شاه اين چيزها نمي‏شود . در نظام نمي‏شود ؛ بزرگ ارتشتاران ايشان هستند ! تا ايشان اذن ندهد كه آدمكشي نمي‏شود .
مجازات اين را بكنيد ما دست شما را مي‏بوسيم . بسم‏اللَّه ، مجازات كنيد ايشان را ! در شرع اگر نكشته باشد آدم هم ، حبس ابد است . مجازات حبس ابد است كسي كه امر بكند كسي را بكشد ؛ در شرع مقدس حبس ابد است . در حكومت اسلامي بايد حبس ابد بشود و ايشان با دست خودش هم مي‏گويند كه جنايت كرده ؛ [مجازات] اين اگر ثابت بشود قصاص است . ما نمي‏خواهيم كه تمام جناياتي كه شده است . . . شما يك جاني را كه مبدا همه جنايات است و همه مردم دارند به او نظر مي‏كنند به عنوان اينكه جنايتْ مستند به اوست و همه ناراحتي ما زير سر اوست ، شما او را مجازات كنيد تا اين ملت تا حدودي آرام بشود .
( بيانات امام در مورد تشبثات و نيرنگهاي شاه ، صحيفه نور ، ج ۲ ، ص۲۹۵ )
۵۷/۸/۱۳

غارتگر ظالم
تكليف مسلمين اين است كه قيام كنند و اين را بَرش گردانند از اين حرفهايي كه مي‏زند ؛ يعني اين را بيرونش كنند از اين مملكت . و اگر دست هم رسيد بگيرندش و محاكمه‏اش كنند و پولهاي مردم را كه برده از او بگيرند ؛ اگر هم ندارد و [ضايع] كرده است ، هر ظلمي را كه كرده او را مجازاتش بكنند .
( بيانات امام در مورد ضرورت قام بر عليه ظلم ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۱۸۷ )
۵۷/۸/۲۷

دستورات غيرقانوني
يك كسي كه اين همه جنايت كرده و اين همه كشتار از مردم كرده ، حالا مي‏گويد توبه كردم مگر مي‏پذيرند از تو ؟ كسي كه امر مي‏كند به كشتن غير ولو خودش نكشد ، امر مي‏كند به كشتن غير ، يك نفر ، به كشتن يك نفر ، اين در اسلام محكوم به حبس ابد است .
( بيانات امام در مورد ماهيت رژيم پهلوي ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص۱۹۲ )
۵۷/۸/۷

سلب آزادي
اينكه مي‏گويد من آزادي مي‏دهم ، دليل بر اين است كه آزادي را گرفته بوده ! تو جيبشان بوده ، حالا مي‏خواهد بدهد ! اين اقرار به جرم است . اگر در محاكم اين محاكمه بشود – كه ان شاءاللَّه بشود – اينكه مي‏گويد من آزادي به ملت دادم ، آزادي به ملت دادم ملت ، آزاد هست به حَسَب قانون اساسي ؛ به حَسَب شرع ملت آزاد است ؛ قانون اساسي ، ملت را آزاد كرده ؛ حالا شما آزادي داديد ؟ ! معلوم مي‏شود كه آزادي را گرفته بوديد حالا مي‏خواهيد بدهيد ! اين اقرار به جرم است .
( بيانات امام در مورد ماهيت رژيم پهلوي ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص۱۹۳ )
۵۷/۸/۷

طاغوت
هيچ مصالحه‏اي با شاه ممكن نيست . شاه جاني است و بايد محاكمه بشود وبه سزاي اعمالش برسد !
( مصاحبه با امام راديو و تلويزيون كانادا ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۵۵ )
۵۷/۹/۲۰

غارتگران بيت‏المال
آنهايي كه دزدند و اموال اين ملت را دزديدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذه خواهند شد و گمان نكنند كه اگر از ايران رفتند بيرون ، تمام شد قضيه !
( بيانات امام در مورد قطع رابطه با دولتهاي پشتيبان شاه ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۵۸ )
۵۷/۹/۲۰

مجالس غيرقانوني
مجلس سنا ، مجلس شورا ، دولت ، از اين مسائل صحبت مي‏شود ، تمام اينها ياغي‏اند ، تمام اينها محاكمه بايد بشوند .
( بيانات امام در مورد تباهكاريهاي هيات حاكمه ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۱۱۸ )
۵۷/۱۰/۱۰

قتل عام
ايشان ( محمد رضا پهلوي ) بايد محاكمه بشود . و چنانچه فرار هم بكند هر جا باشد بايد محاكمه بشود . و اقل چيزي كه بر اوست ، علاوه بر اينكه بايد جرايمي را كه مرتكب شده جبران بكند ، حبس ابد است . ولي همه مي‏دانند كه او دست به كشتارهاي عمومي زده است و بايد اعدام بشود .
( مصاحبه امام با تلويزيون سي . بي . اس . ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۱۳۶ )
۵۷/۱۰/۱۵

خائنين به ملت
ما ، شاه و كساني را كه در دوران سلطنت او خيانت كرده‏اند محاكمه مي‏كنيم و به مجازات اعمالشان مي‏رسانيم . مجازات آنان بستگي به جرايم آنان دارد ، ولي دسته‏اي هستند كه از ناچاري به او گرويده‏اند ؛ اينان را كار نداريم .
( مصاحبه امام با خبرنگار روزنامه فاينشنال تايم ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۱۵۷ )
۵۷/۱۰/۱۸

مجالس فرمايشي
شاه رسماً در امور اداره كشور و تنظيم خطوط اصلي سياست ايران در زمينه اصلاحات ، در شئون مختلف كشور دخالت كرده است و اين خود جرم است ؛ زيرا شاه در سلطنت مشروطه مقام غيرمسئول است و حق دخالت در اين امور را نداشته است ؛ و اين مجلسين و دولت بوده‏اند كه بايد درباره سرنوشت مملكت – اگر منتخب از طرف ملت باشند – تصميم بگيرند . در صورتي كه خود شاه هميشه گفته است كه او تنها فرمانده كشور است و تمامي دولتها در اين سالها اعتراف كرده‏اند كه به دستور شاه هر عملي را انجام داده‏اند . بنابراين دولتها هم مجرم بوده‏اند و بايد محاكمه شوند و نيز وكلاي مجلسين كه اين خلافها را مي‏ديده و اعتراض نكرده‏اند ، علاوه بر اينكه منتخب ملت نبوده‏اند و به اين دليل رفتن آنها در مجلس جرم بوده است ، اين سكوت آنان جرم ديگري است كه بايد محاكمه شوند .
( مصاحبه امام با خبرنگار روزنامه بالتيمورسان ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۱۶۲ )
۵۷/۱۰/۱۸

محكوميت شاه
شاه محكوم است بر حسب حكم ملت ؛ لكن هر وقت ملت او را پيدا بكند ، او را محاكمه مي‏كند و اموال خودشان را از او مي‏گيرند . شاه بايد در مقابل ملت محاكمه شود و به سزاي جناياتي كه كرده است برسد .
( مصاحبه امام با تلويزيون فرانسه ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۲۳۰ )
۵۷/۱۰/۲۵

شوراي سلطنت
به كساني كه در شوراي سلطنتي
( در ۲۴ ديماه ۱۳۵۷ ، دو روز قبل از خروج شاه از ايران ، شوراي سلطنت با عضويت شاپور بختيار ، دكتر سجادي ، جواد سعيد ( رئيس مجلس سنا ) ، عليقلي اردلان ( وزير دربار ) ، دكتر علي آبادي ( دادستان سابق ) ، محمد وارسته ، عبداللَّه انتظام ( مديرعامل شركت نفت ) ، قره‏باغي ( رئيس ستاد مشترك ارتش ) به رياست سيد جلال تهراني تشكيل گرديد . )
غيرقانوني به عنوان عضويت داخل شده‏اند اخطار مي‏كنم كه اين عمل ، غيرقانوني و دخالت آنان در مقدرات كشور جرم است .
( پيام امام به ملت مسلمان ايران ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص۲۳۶ )
۵۷/۱۰/۲۵

حيف و ميل بيت‏المال
اگر ما دستمان رسيد محاكمه‏اش مي‏كنيم [اگر] توانستيم كه بياوريم او را به اينجا و محاكمه بكنيم يعني تحويل ما دادند ، محاكمه‏اش مي‏كنيم – محاكمه حضوري ؛ و اگر تحويل ندادند او را ، ما محاكمه غيابي مي‏كنيم ، و او را محكوم مي‏كنيم و آن مقداري كه در ايران دارد از او مي‏گيريم ؛ آني كه در بانكها دارد اعلام مي‏كنيم كه اين محكوم است و مال ملت است ، حق ندارد بانك به محمدرضا بدهد چيزي را كه از مردم خورده است .
( بيانات امام در ديدار با جمعي از روحانيون ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۱۱ )
۵۷/۱۱/۳

مجازات وكلاي غيرقانوني
اگر آدمي در راس دولتي واقع بشود به غيرِ قانون ، اين مجازات دارد . اگر وكيلي بدون اينكه مردم او را تعيين كرده باشند در مجلس برود و راي بدهد و رَتْق و فَتْق امور را بخواهد كند ، اين مجازات دارد ؛ اينها بايد مجازات بشوند .
( بيانات امام در ديدار با جمعي از روحانيون ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۱۳ )
۵۷/۱۱/۳

غارت اموال عمومي
اموال اين ملت را برداشتند و بردند در خارجه ، ويلاها درست كردند . عرض مي‏كنم الآن هم در آنجاها ويلاها دارند . در آن بانكها ، خصوصاً بانك سوئيس ، اينها زياد از اموال ملت دارند . و ما ان‏شاءاللَّه در آتيه نزديكي بررسي در اين امر را خواهيم كرد . و ان‏شاءاللَّه خود او را مي‏خواهيم . اگر تحويل ندادند ، محاكمه غيابي مي‏كنيم و اموالي كه اينجا دارد مصادره مي‏كنيم . اموالي كه در بانكهاي خارجي دارد ، اموال آنها را هم توقيف مي‏كنيم ان‏شاءاللَّه .
( بيانات امام در جمع گروهي از كارمندان دولت ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۹۰ )
۵۷/۱۱/۲۸

استبدادگران فاسد
بايد هر چه سريعتر به وضع جنايتكاران رژيم فاسد رسيدگي شود و در دادگاههاي فوق‏العاده انقلابي – مردمي علناً آنان را محاكمه كرده و به مجازات برسانيم تا مردم ستمديده ما از وضع آنان مطلع شده و مطمئن شوند افرادي كه آنان را در طول دوران سياه استبداد اذيت و آزار كرده بودند ، چگونه به جزاي اعمال خود مي‏رسند .
( بيانات امام در آستانه ترك تهران به قم ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۱۲۲ )
۵۷/۱۲/۹

غصب اموال عمومي
من در اين آخر كه از تهران مي‏خواستم بيرون بيايم ، دستور دادم كه تمام‏املاك و دارايي سلسله منحوس پهلوي و تمام دارايي آن اشخاصي‏كه وابسته به او بودند و اين ملت را چاپيدند مصادره بشود .
( بيانات امام در روز ورود به قم ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۱۲۷ )
۵۷/۱۲/۱۰

شكنجه آزاديخواهان
ما جوان داديم ، ما خون داديم ، در زندانهامان جوانهاي ما زجر ديدند ، شكنجه ديدند . ملت ما نمي‏گذارد كه اينها هدر برود .
( بيانات امام در قبرستان بقيع قم ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۱۸۵ )
۵۷/۱۲/۹

سلب استقلال و آزادي
تمام مردم ايران در دوره اين پدر و پسر محروم بودند . محروم از آزادي ، محروم از استقلال . جوانهاي ما در همه اطراف ايران در حبس و شكنجه به سر برده‏اند و محروم از آزادي و استقلال بوده‏اند . علماي ايران محروم از آزادي بوده‏اند و بسياري از آنها در تبعيد و حبس به سر برده‏اند .
( بيانات امام در جمع گروهي از مردم بابل ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص۲۸۲ )
۵۸/۱/۲۲

عاملان انواع جنايات
جنايات اينها مراتب و درجاتي داشته است كه بعضي از آن واضح بوده است ، همه ديده‏اند ؛ اين جنايات و آدمكشيها و حبسها و زجرهايي كه صدايش از داخل زندانها به بيرون رسيده است . يك مرتبه از جنايات و خيانات ، آنهايي بوده است كه وزراي شاه و اطرافيهاي شاه اطلاع داشتند و ماها و شماها اطلاع نداشتيم . پاره‏اي از جنايات [را] ، هم خود شاه مطلع بوده است ؛ خيانتي كه كرده است ، ديگران مطلع نبودند . ما نمي‏توانيم به عمق جنايات و خيانات اين پدر و پسر اطلاع پيدا كنيم . شما كه غايت امر ?يكي از شما ? ۲۲ سال اينجا بوده است ، ما هم كه تمام عمرمان را اينجا بوديم و در جريان امورْ بسياري از عمرمان را گذرانديم ، باز نمي‏توانيم بر عمق اين جنايات اطلاع پيدا كنيم . تاريخ هم نمي‏تواند عمق اين جنايات و خيانات را ثبت كند ؛ تاريخ آنقدر مي‏تواند كه اطلاع پيدا مي‏كند . و جنايات شاه بسياري‏اش زير پرده است كه غير از خودش و امثال كارتر ( جيمي كارتر ، رئيس جمهور اسبق آمريكا ) اطلاع ندارند .
( بيانات امام در جمع خارجي ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص۸۱ )
۵۸/۲/۴

حبس و شكنجه
اين حبسهاي طولاني و اين زجرهاي فوق‏العاده ، اين شكنجه‏هاي طاقت‏فرسا براي يك دسته از روشنفكران ، يك دسته از علما ، يك دسته از فرهنگيها ، از وكلاي دادگستري ، از قضات دادگستري ، امثال اينها ؛ در تحت اين شكنجه‏ها بودند .
( بيانات امام در جمع گروهي از دانش آموزان ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص۹۷ )
۵۸/۲/۷

عُمال ديكتاتور
ديگراني كه شكنجه كردند و اينها ، البته آنها اعدام نمي‏شوند ؛ لكن به جزاي خودشان مي‏رسند : به حبس و تعزير و اينطور چيزها .
( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگانان ايراني ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص۱۷۳ )
۵۸/۲/۲۵

قتل‏عام و شكنجه
بعضي از كارها هست كه جزاي آن در اين دنيا نمي‏شود ؛ امكان ندارد . هر جاني يك نفر آدم است ، مثل ساير مردم است ، يك جان دارد و يك حيات دارد ؛ اين جاني اگر چنانچه ده هزار نفر را كشته باشد [و] ما بخواهيم براي ده هزار نفر اين را مجازات كنيم ، چطور مجازات كنيم ؟ يك جاني كه صد نفر را ، به آن طرزي كه مي‏دانيد در شكنجه قرار داده ، يعني آن طرزي كه شنيديد در شكنجه قرار داده ، حالا ما بخواهيم اين را مجازات كنيم ، چطور مجازات كنيم ؟ نمي‏شود ، يك جان دارد ؛ ما غايت امر اين است كه او را بكشيم ؛ غايت امر اين است كه نه ، او را فرض كنيد با شكنجه بكشيم . اما او كه يك [نفر را] شكنجه نكرده ، يك نفر را نكشته كه در مقابل يك كشتن يك كشتن ، و در مقابل يك شكنجه يك شكنجه . شكنجه‏گرهايي كه از خارج هم تعليم بر مي‏داشتند ، اينها فوج فوج مردم را شكنجه كرده‏اند ! اينهايي كه جوانهاي ما را كشته‏اند – بعضي از آنها عدد بسياري از جوانهاي ما را كشتند و از بين بردند – اينها آنقدري كه ماها مي‏توانيم شكنجه‏شان كنيم و ماها مي‏توانيم جزا به آنها بدهيم يك امر ناچيزي است .
لكن يك جاي ديگري هم هست كه در آنجا شكنجه‏هايي است كه ما نمي‏توانيم بفهميم . و آن از خود اعمال است . اينطور نيست كه نظير اينجا يك فراشي از خارج بيايد و شكنجه كند . . . . اين شكنجه‏هاي ناجوانمردانه‏اي كه به جوانهاي ما كردند ، هر شكنجه صورت دارد آنجا . هر داغي كه كردند داغ مي‏شوند آنجا ، همين عملْ آنجا صورت پيدا مي‏كند . همين عملْ شكنجه مي‏شود آنجا .
( بيانات امام در جمع گروهي از پزشكان اورژانس تهران ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص۹ – ۲۷۸ )
۵۸/۳/۵

نوكران استعمار
صداي غرب درآمده است كه چرا اين فاسدها را مي‏كشيد . اينها دوستان ما هستند . خوب ، ما براي همين مي‏كشيم . آنها را اينها از ما هستند ! اينها به ما خدمت كردند ، هياهو درمي‏آورند به اينكه خدمتگزارهاي ما را چرا مي‏بريد از بين . ما روي همين زمينه كه خدمتگزارهاي شما هستند و برخلاف مليت ما عمل كردند ، برخلاف اسلام عمل كردند ، آدم كشتند ، روي اين منظور است كه ما آنها را ، جزاي آنان را ، به آنها مي‏دهيم .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي مركزي آمار ايران ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص۷۰ – ۶۹ )
۵۸/۳/۲۰

محاكمه شاه و خاندان سلطنت
سوال : بسيار خوب از شاه صحبت كنيم . امام ، آيا شما دستور داده‏ايد كه شاه را در خارج بكُشند ؟ و يا شما گفته ايد كه هر كس اين كار را بكند يك قهرمان به حساب مي آيد و اگر در عمليات كشته شود به بهشت خواهد رفت ؟
امام : نه من نگفته ام . براي اينكه من ميخواهم كه او را به ايران بياورند و محاكمه عمومي كنند ، به جهت پنجاه سال جرم خيانت و غارت ثروت . اگر در خارج كشته شود ، تمام آن پولها به هدر ميرود . در عوض اگر اينجا محاكمه شود ، تمام ثروت هايش را خواهيم گرفت .
نه ، نه من نميخواهم كه در خارج كشته شود . من او را زنده همين جا ميخواهم ، همين جا و براي همين است كه براي سلامتيش دعا مي كنيم . همان طوري كه آيت الله مدرس
( آيت‏اللَّه سيد حسن مدرس در سال ۱۲۸۲ ه ? . ق . به دنيا آمد و در مشروطه و مبارزه با رضاخان نقش بسزايي داشت . وي در سال ۱۳۱۶ ه ? . ش . در شهر كاشمر كه محل تبعيد او بود به دستور رضاخان به شهادت رسيد . )
براي سلامتي رضا پهلوي دعا ميكرد ، پدر همين پهلوي كه او هم به خارج فرار كرده بود و با خود ثروت كلاني را برد و معلوم است كه كمتر از پسرش به بيرون برده بود .

سوال : ولي اگر او پولها را پس بدهد از تعقيبش دست خواهيد كشيد ؟
امام : از نظر آن پولها اگر واقعا پس بدهد ، بلي . از اين جهت ديگر حسابي نخواهيم داشت . ولي در عوض         براي خيانت به كشورش و به اسلام خير ، خير . چگونه ميشود از كشتار پانزده خرداد ، كشتار شانزده سال قبل و كشتار جمعه سياه ، يك سال پيش چشم پوشي كرد ؟ چگونه ميتوان براي تمام شهيدان كه در پشت سرش گذاشت و رفت او را بخشيد ؟ اگر تمام شهيدان زنده شوند ، شايد من بتوانم او را ببخشم و راضي شوم به اينكه تمام ثروتي را كه او و فاميلش از ملت دزديده اند پس بگيرم .

سوال : دستور اينكه شاه را توسط عمليات كماندوئي و يا چيزي شبيه عملياتي كه باعث دستگيري آيشمن
( آدولف آيشمن از همكاران نزديك هيتلر كه صهيونيستها مدعي بودند وي عامل اصلي كشتار يهوديان آلمان بوده است . او پس از شكست هيتلر فراري شد و پس از پانزده سال توسط صهيونيستها در آرژانتين شناسايي گرديد . صهيونيستها او را ربوده و به اسرائيل بردند و پس از محاكمه به دار آويختند و جسدش را سوزاندند . )
در آرژانتين شد ، به ايران بازگردانند ، آيا فقط در مورد او اجرا خواهد شد و يا اينكه افراد خانواده اش را هم شامل ميشود ؟
امام : هر كدام كه جرمي مرتكب شده باشند ، گناهكار است . اگر اعضايي از فاميلش در هيچ جرمي شركت نكرده دليلي نمي بينم براي محكوميتشان ، وابستگي به خانواده شاه كه جنايت محسوب نميشود . مثلا پسرش رضا فكر نمي كنم كه خود را آلوده جنايت كرده باشد . بنابر اين ضديتي با او ندارم و ميتواند به ايران بازگردد هر وقت كه ميخواهد و مثل يك ايراني معمولي زندگي كند ، اگر مي خواهد بيايد .

سوال : من ميگويم كه هر گز نمي آيد . و اما فرح ديبا ؟ ( همسر سوم محمد رضا و آخرين ملكه ايران )
امام : براي او دادگاه تصميم خواهد گرفت .

سوال : و اشرف ؟
امام : اشرف خواهر دو قلوي شاه ، درست مثل او جنايتكار است و براي جناياتي كه انجام داده بايد محاكمه شود و مثل شاه محكوم شود .
( طليعه انقلاب اسلامي ، صص ۶۰ – ۳۵۹ )
۲/۷/۵۷

محاكمه بختيار
سوال : نخست وزير سابق ، بختيار چطور ؟ بختيار مي‏گويد كه بر سر جايش باز خواهد گشت و مي‏گويد كه دولتش را آماده كرده است كه به جاي اين دولت بنشاند .
امام : اگر بختيار بايد اعدام شود يا نه ، هنوز اين را نمي‏دانم ولي مي‏دانم كه بايد محاكمه شود . كه برگردد ، برگردد . حتي با دولت جديدش اگر مي‏خواهد برگردد ، برگردد . حتي اگر دوست دارد ، دست در دست شاه برگردد . بدين نحو همه با هم به دادگاه انقلاب فرستاده مي‏شوند . بلي بايد بگويم كه خوشحال مي‏شوم كه ببينم بختيار با شاه با هم دست‏دردست هم برمي‏گردند . منتظر آنها هستم .
( طليعه انقلاب اسلامي ، ص ۳۶۰ )
۵۸/۷/۲

كشتار مردم
مساله سينما يك مساله‏اي بود كه ما نجف بوديم ، و من از اوّلي كه قضيه سينما را شنيدم حدسم اين بود كه عُمّال خود شاه اين كار را كردند . و اعلام هم كردم اين مطلب را . و بعد هم معلوم شد همين طورها بوده است ، و موجب تاثر همه ملت و ما ، خصوصاً تاثر من راجع به اين فاجعه بود . . . من به آقاي قدّوسي دستور مي‏دهم كه در اين امر دخالت كنند ، و با قاطعيت تعقيب كند اين مطلب را .
اگر جنايات ثابت است . . . اشخاصي ، بايد البته جبران بشود ؛ بايد تاديب بشوند . يا اگر چنانچه واقعاً دست كار بوده‏اند ، اعدام بشوند .
( اسناد منتشر نشده )
۵۸/۷/۱۱

علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
صفيحه نور ، ج ۴ صفحات ۱۳۴ و ۱۶۴ و ۱۷۲
صفيحه نور ، ج ۵ ، صفحات ۴۹ و ۹۱
صفيحه نور ، ج ۶ ، ص ۸ – ۶۷
صفيحه نور ، ج ۱۴ ، ص ۶۷

کپی شده از +

از نوری تا خمینی

پیشگفتاری بر چالش دین و دولت در ایران

انگیزه این نوشتار، بازنگری به چالش میان دین و دولت در سالهای گذشته از دیدگاهی نو و نقد به داوری رایج در میان نیروهای سکولار ایران است . بنیاد داوری من این است که بر خلاف برداشت های رایج، روحانیون شیعه و به ویژه مجتهدین بزرگ ایران از کمرکش انقلاب مشروطه تا آغاز جمهوری اسلامی، کم یا بیش به جدایی دین از سازمان اداره جامعه یا دولت تن درداده و اساسا به امور دینی پرداخته اند. به باور من، حتی در آستانه انقلاب 57 نیز بیشتر مجتهدین بزرگ شیعه به اندیشه ولایت مطلقه فقیه به مفهوم سیادت علما بر سازمان دولت باور نداشته اند. پس جنبشی که سرانجام به تشکیل جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه انجامید، نه تنها چالشی در برابر مدرنیته، ارزش های غربی و فکر دموکراسی اجتماعی، بلکه در عین حال شورش رده های پایین تر روحانیون و گروهی از روشنفکران افراطی شیعه در برابر روحانیون سنتی بود که جدایی دین و دولت را پذیرفته بودند و نقش روحانیون را اساسا تدریس علوم دینی و ارشاد مردم و زمامداران دولت می دیدند.
روشنفکران چپ و مذهبی ایران به ویژه از سال های پس از شهریور بیست و پیدایش دوره دوازده ساله دموکراسی ناقص به این سو، به جای هواداری از فرایند کناره گیری روحانیون از سیاست، به تشویق تند روترین عناصر مذهبی پرداخته و روحانیون را به مداخله در سیاست تشویق کردند. تا پیش از آنکه جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، نتیجه آمیزش دین و سیاست و یا چیرگی دین را بر سازمان اداره جامعه به نمایش گذارَد، روشنفکران سیاسی سکولار، روحانیون را به گروهبندیهایی مانند «مبارز»، «درباری» و»خانه نشین» تقسیم می کردند. از این دیدگاه، کاشانی، خمینی و یاران امام به دلیل مخالفت هایشان با سیاست های دولت و خـُرده گیری هایشان ازروحانیون بلندپایه به این بهانه که آن ها کناره جویی ایشان از سیاست، روحانیون مبارز و نستوه خوانده شدند و شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آقا حسین بروجردی که نزدیک به چهل سال، روحانیون را دخالت در سیاست برکنار داشتند، به مماشات و سازش با دربار و دولت متهم گردیدند. پس در آستانه انقلاب، شریعتمداری که بر ادامه رفتار کجدار و مریز روحانیون با دولت پافشاری می کرد، سازشکار و نوکر سرمایه داری شناخته شد و امام خمینی که از سرنگونی رژیم و بنای حکومت عدل اسلامی سخن می گفت، انقلابی و رهرو آزادی گردید!
از اینرو، گفتمان کنونی بر سر جدایی دین و دولت و سکولاریسم چنانچه در برداشت های رایج از آنچه را که در کتاب ها خوانده ایم و یا از تاریخ اروپا یاد گرفته ایم محدود بماند، همان اشتباه های پیشین، این بار در لباسی نو تکرار خواهد گردید. هم امروز نیز بخش بزرگی از روشنفکران سکولار ایران، با این برداشت نادرست که جدایی دین و دولت و یا دولت سکولار هرگز در تاریخ ایران شکل نگرفته، رفرم در فقاهت شیعه و یا پروتستانیسم و روشنگرایی اسلامی را پیش شرط پیدایش و تحکیم دولت سکولار در ایران می دانند. حوزه پروتستانیسم اسلامی، یک حوزه نظری است و نه سیاسی. آنچه که ممکن است در حوزه اسکولاستیک اسلامی یا فقاهت، پیشرو و امروزی باشد، ضرورتا در حوزه سیاست و زندگی اجتماعی پیشرو نیست. پروتستانیسم مسیحی در حوزه سیاست به تشکیل گروه ها و دولت های واپسگرا انجامید و از دست راستی ترین گرایش های سیاسی پشتیبانی کرد. نمونه برجسته این گرایش در ایران، شکل گیری فدائیان اسلام بود. سید مجتبی میرلوحی تهرانی (نواب صفوی) و همفکرانش از رفتار روحانیون شیعه ناخرسند بوده، از اسلام و تشیع انقلابی سخن می گفتند و طلاب را دعوت به اصلاح حوزه ها می کردند. از دیدگاه ایشان ده ها سال درس داخل، مکاسب، فقه و اصول، ضایع کردن وقت به شمار می آمد و خدمتی به ?نجات امت مسلمان از زنجیر استعمار و استکبار? نمی کرد1. این نقد به فقاهت و اسکولاستیک اسلامی و سازمان سنتی روحانیت، در حوزه سیاست به تشکیل یک گروه تروریستی انجامید که با همه مظاهر شهروندی، مدرنیته و سکولاریسم دشمنی داشت. بخش بزرگی از رهبران بعدی جمهوری اسلامی در دامان همین جنبش پرورش یافتند و به اعتبار یادداشت ها و خاطراتشان، بیشتر ایشان یا از شمار مریدان نواب صفوی بودند و یا از آن جنبش تأثیر می گرفتند2. کروهی از ایشان نیز بعدها جمعیت سری اصلاح حوزه را درست کردند که آقای رفسنجانی و خامنه ای از گردانندگان آن بودند. خود آیت الله خمینی، به دلیل این که شایع بود از نواب صفوی پشتیبانی می کرده، از پیرامون بروجردی رانده شد و تا بروجردی زنده بود به دیدار او نرفت3.
کوشش من در این پیشگفتار و شش نوشتار بعدی پیرامون ?چالش دین و دولت در ایران معاصر? این است که از دیدگاهی نو به بررسی سکولاریسم و جدایی دین و دولت به پردازم.
**********
تا پیش از آغاز جنب و جوش تجدد و مشروطه خواهی، قدرت و نفوذ روحانیون شیعه در امور مردم و دیوان در دو راستا اعمال می شد: نخستین راستا اعمال قدرت معنوی و شرعی بزرگترین مراجع تقلید و روحانیون صاحب کتاب بود. در این راستا، پهنه نفوذ ایشان از خانه روستانشینان و دکان بازاریان تا پستوهای اندرونی شاهان قاجار گسترده بود. هنگامی که میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد، نفوذ معنوی مراجع تا آنجا بود که سوگلی ناصرالدین شاه قلیان های اندرونی را جمع کرد ودرپاسخ شاه که از او پرسیده بود کدام پدرسوخته قلیان را حرام کرده، کفت همان کس که مرا به تو حلال کرده است! در آن هنگام مجریان اصلی این نفوذ بیشتر در نجف می زیستند و آخوندهای رده های پایین تر در مسجد و منبر حاملان گسترش پیام ایشان وپایداری نفوذ ایشان بودند. راستای دیگر قدرت و نفوذ روحانیون در امور محلی و به قول خودشان امور دنیوی (دنیایی) بود. این راستای نفوذ اگرچه از باورهای دینی مردم تأثیر می گرفت، بیشتر به کوشش روحانیون محلی ارتباط داشت. تا این هنگام آخوندها انحصار نظارت بر قرداد میان شهروندان و رسیدگی به امور قضایی را در دست داشتند.
شکاف علمای بزرگ نجف و ایران در برخورد به انقلاب مشروطه و موضوع مناسبات میان دولت با ارباب دین، از نیروی معنوی ایشان کاست. مشروطه خواهی که نخست با پادشاه قاجار روبرو بود، پس از اتحاد مشروعه خواهان با محمدعلی شاه و بمباران مجلس، ابعادی تازه یافت. یکی از پی آمدهای شکست جبهه مشروعه و خودکامگی که به اعدام شیخ فضل الله و فرار محمدعلی شاه انجامید، چیرگی اندیشه پذیرش تدریجی جدایی سازمان دین از سازمان اداره جامعه در میان روحانیون بود.
درسالهای نخستین پس از تشکیل دولت مشروطه تا هنگام تاجگذاری رضاشاه ما شاهد دو گرایش مهم در میان روحانیون هستیم.
گرایش نخست که نیرومندترین گرایش میان روحانیون بود، تن در دادن به تشکیل دولتی شهروند بود، به این امید که دولت مشروطه قوانین را بر پایه دین حنیف اسلام و مذهب حقه جعفری بنا نهد. از این پس کوشش مجتهدانی که کم یا بیش جدایی دین و دولت و چیرگی دولت را بر امور دنیوی پذیرا شده بوند، در مهار دولت مشروطه بود. سید حسن مدرس نیز نخست به همین انگیزه و امید و به اعتبار بند دوّم متمم قانون اساسی از سوی علمای نجف به نمایندگی مجلس شورای ملی درآمد. مهمترین روحانیون وابسته به این گرایش آخوند محمد کاظم خراسانی، شیخ حسین نائینی و شیخ عبدالله مازندرانی بودند. حتی مجتهد دیگر ساکن نجف، محمد کاظم یزدی نیز که با جنبش مشوروطه خواهی مخالف بود و از شیخ فضل الله نوری پشتیبانی کرده بود، دراین موضوع که وظیفه اصلی علما ارشاد مردم در امور دینی است، با دیگران اختلاف چندانی نداشت.
گرایش دوم کوشش بازماندگان مشروعه در حال مرگ بود که پس از اعدام شیخ فض الله نوری در پاره ای از نقاط ایران همچنان دنبال می شد. این گرایش بر ضرورت چیرگی مجتهدین بر سیاست و اداره امور اصرار داشت. بزرگترین منادی آن آخوند ملا قربانعلی زنجانی بود. دو رویداد بزرگ به زندگی این گرایش در آن سال ها پایان داد. نخست نامه آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی از نجف به مجلس شورا و دولت مشروطه مبنی براین بود که اشرار و مفسدین پیرامون این مجتهد معروف را گرفته و ?موجب فساد مملکت و اخلال آسایش? مردم شده اند ولی خود آخود به دلیل بالا بودن سن و نادانی به این دام افتاده است4. رویداد دوم شکست کوشش های محمد علی شاه و برادرانش برای بازگشت او به سلطنت بود که از پشتیبانی پاره ای از آخوندهای پیرو استبداد و مشروعه از جمله روحانیون کرمانشاه برخوردار بود. با این حال این گرایش همچنان به زندگی خویش ادامه داد و گاه و بیکاه سر بلند کرد و سرانجام از میانه سال های 1320 در قالب جنبش فدائیان اسلام تجدید حیات یافت و به یاری روشنفکران مذهبی که کناره گیری روحانیون را از سیاست، خیانت به اسلام می شمردند، پرداخته و بالنده شد و در قامت جنبش امام خمینی چونان سمندری از خاکستر برون آمد و جمهوری اسلامی را بنا نهاد.
از واپسین انقلاب مشروطه تا هنگام چیرگی جمهوری اسلامی، این دوگرایش درمیان روحانیون و نیروهای مذهبی ایران دوام یافت. اما به باور من در درازای سال های مورد گفتگو، اندیشه حاکم بر روحانیت ایران، اندیشه کناره جویی از سیاست و واگذاری اداره جامعه به دولت بوده است. درستی این داوری در مهمترین رویدادهای تاریخی هفتاد سالی که از پیروزی مشروطه آغاز و به تشکیل جمهوری اسلامی می انجامد، آشکار است. به باور من، سیاست مترقی و پیشرو در میان روحانیون پس از انقلاب مشروطه، همین سیاست پذیرش دولت سکولار و کناره گیری از سیاست بوده و نه اندیشه مداخله در سیاست و مبارزه جویی روحانیون. از دیدگاه روشنفکر سکولار، روحانی ترقی خواه، روحانی خواستار کناره گیری از سیاست است و نه روحانی «مبارز»!
نخستین آزمون مهم، تشکیل دولت سکولار پهلوی است. رضاشاه که از همان فردای کودتای سوم اسفند 1299، با بستن ?مغازه های شراب فروشی و عرق فروشی، تاتر و سینما فتوگرافها (عکاس خانه) و کلوپ های قمار?5 بنای دوستی و آشنایی با روحانیون تهران را نهاد وبه زودی پشتیبانی ایشان را به سوی خویش جلب کرد. درگشودن باب گفتگو میان سردار سپه و روحانیون، یکی از چهره های کارساز حاج آقا رضا رفیع رشتی (قائم الممالک) بود. این مجتهد که خود و برادرانش از شمار بانفوذترین روحانیون پایتخت بودند از سال ها پیش از کودتا با رضاخان آشنایی داشت. نزدیکی او با سردار سپه و سپس رضاشاه تا بجایی بود که از او به عنوان معلم رضاشاه یاد می شود و او در سفر و حضر درکنار شاه بود. او و میرزا هاشم آشتیانی، روحانی معروف دیگری در تهران باب دوستی و گفتگو میان سردار سپه و روحانیون را گشودند.
این نزدیکی ها در عین حال گواهی است از پذیرش فرایند شهروندیگری و علاقمندی روحانیون بزرگ به ایجاد امنیت و تمرکز قدرت درایران. حاصل این بود که در فروردین 1303 رضاخان با سه تن بزرگترین مجتهدین شیعه در قم ملاقات کرد6 و به دنبال آن، او سودای جمهوری را کنار نهاد و مراجع، انتقال پادشاهی را از قاجاریه به پهلوی پذیرفتند. از این پس فرایند رسمی و قطعی پذیرش دولت سکولار از سوی بزرگترین مجتهدین شیعه آغاز گردید و این پذیرش تا به جایی رسید که بزرگترین روحانیون ایران از شهرهای مختلف هم در مجلس مؤسسان برای تغییر قانون اساسی و انتقال پادشاهی از قاجار به پهلوی شرکت داشتند و هم در مراسم تاجگذاری رضاشاه به سال 1305. 7
در درازای پادشاهی رضاشاه، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بنیان گزار و رئیس حوزه علمیه قم، بزرگترین مجتهد بی رقیب شیعه ساکن ایران بود. او از دیرباز مخالف دخالت روحانیون در سیاست بود و حتی در دوران اقامتش در نجف که با طغیان بسیاری از روحانیون علیه بریتانیا همراه بود، خویشتن را از ازاین کارزار کنار کشیده بود. حائری با بنیانگذاری حوزه قم در سال 1300 خورشیدی همزمان با قدرت گیری سردار سپه، برای نخستین بار پس از سقوط صفویه، کوشید تا کانون شیعی گری را از نجف به قم منتقل کند. زعامت او در قم با مرگ آخوند خراسانی در نجف همزمان بود. پس از مرگ آخوند8، ریاست روحانیون نجف به سیدابوالحسن اصفهانی و شیخ حسین نائینی رسید. اگرچه روحانیون دیگری نیز در نجف در مقام اجتهاد و مرجعیت قرار داشتند، اصفهانی و نائینی در این سال ها ریاست حوزه نجف را برعهده داشتند و اصفهانی، حتی پیش ز مرگ نائینی به سال 1315، عملاً بزرگترین مرجع تقلید شیعه بود. یگانگی فکری حائری در قم و اصفهانی در نجف در کناره جویی از سیاست و پرداختن به امور دینی، نقشی اساسی در پاگیری دولت سکولار در ایران ایفا کرد. حائری با استواری از مداخله روحانیون در سیاست و در گیری با رضاشاه جلوگیری کرد و اصفهانی که اساساً به مسائل ایران علاقمند نبود از سیاست حائری پشتیبانی کرد. این استواری تا به جایی بود که نه حائری و نه هیچ یک از روحانیون نجف به پشتیبانی از مدرس در مخالفت با انتقال پادشاهی از قاجاریه به رضاشاه برنخاستند و پس از دستگیری و تبعید درازمدت او به کاشمر برای آزادی او میانجی گری نکردند. پشتیبانی ایشان از تشکیل دولت پهلوی به پایه ای بود که نائینی و تنی دیگر از روحانیون نجف با انتشار بیانیه ای در سال 1304 مخالفت با رضاشاه را مخالفت با شرع انور محمدی خواندند.
در درازای پادشاهی رضاشاه و تشکیل دولت سکولار و مدرن درایران، چندین فرصت تاریخی برای آزمودن اینکه آیا گرایش به برکنار ماندن از سیاست و یا رودررویی با دولت، بر رفتار و اندیشه سازمان روحانیت شیعه چیرگی دارد، پیش آمد و در هریک از این آزمون ها، آشکار گردید که سازمان روحانیت شیعه، کناره جویی از سیاست را پذیرا گشته است.
یکی از نخستین آزمون ها، کوشش سردار سپه در تشکیل ارتش بود. تشکیل ارتش مدرن و گسترش شهربانی، نه تنها به شورشها و گردنکشی های محلی پایان داد، بلکه قدرت فزاینده دولت مرکزی را دربرابر نفوذ سنتی روحانیون شهرها و روستاهای ایران قرار داد. قانون نظام وظیفه، مصونیت طلاب را از میان برد. با این حال حائری در برابر کوشش حاج آقا نورالله، روحانی بزرگ اصفهان9 که در اعتراض به این قانون از اصفهان به قم آمده و روحانیون شهرهای دیگر ایران را به آمدن به قم تشویق کرده بود، ایستادگی کرد و با میانجی گری او، حاج آقا رضا رفیع و امام جمعه تهران و وعده های تیمورتاش که هرگز اجرا نشد، این اعتراض پایان یافت.
گسترش مدارس نو، بنای دانشسرای عالی و دانشگاه تهران نه تنها به نظام دیرپای مکتب خانه که از سوی روحانیون اداره می شد پایان داد، بلکه به فرایند پایان بخشیدن به انحصار روحانیون بر سواد آموزی که از هنگام تاسیس دبستان از سوی شادروان رشدیه آغاز شده بود، شتابی برگشت ناپذیر بخشید. با این حال هیچ واکنش درخور اشاره ای نسبت به آموزش مدرن و نهادهای آن از سوی روحانیونی که سال ها پیش نخستین دبستان شادروان رشدیه را در تبریز، آجر به آجر ویران کرده بودند، شکل نگرفت. حتی در قم، مدارس جدید جایگزین مکتب خانه هایی شد که آخوندها آن هارا اداره می کردند.
دیگر پروژه های شهروندیگری و سازندگی مدرن، یکی پس از دیگری به تخریب نهادها و روندهای سنتی که نفوذ معنوی و اجتماعی روحانیون با دوام آن ها پیوند داشت پرداخت. مثلا قانون سجل احوال و قانون ثبت اسناد و تشکیل ادارات دولتی به سیادت هزارساله روحانیون بر ازدواج، طلاق، بستن قرارداد و کنترل مالکیت پایان داد و تشکیل اداره اوقاف و یا دراختیار گرفتن مدارس دینی بخش مهمی از درآمد روحانیون را از میان برد.
رضاشاه یک سال پس از بازگشت از ترکیه به ?رفع حجاب? پرداخت. جز بلوای مشهد و سفراعتراضی آیت الله حاج آقا حسین قمی از مشهد به تهران، کوشش گسترده ای از سوی دیگر روحانیون در اعتراض به رفع حجاب صورت نگرفت. در همین مورد نیز رفتار روحانیون گواه براین است که کوشش قمی از پشتیبانی گسترده برخوردار نبوده است. میرزا محمد آیت الله زاده، فرزند آخوند خراسانی و بلندپایه ترین مجتهد مشهد و شیخ مرتضی آشتیانی کوشیدند تا قمی را از سفر بی فرجامش منصرف سازند. ابوالحسن اصفهانی فرزندش را به ملاقات با قمی فرستاد و به میانجی گری هم او بود که قمی تهران را ترک کرد و به کربلا رفت و تنها واکنش به رفع حجاب، برنخاسته فرونشست.
پس از در گذشت حائری به سال 1315، روحانیون بزرگ قم، صدرالدین صدر10، خوانساری، حجت کوه کمره ای اداره حوزه قم را دراختیار گرفتند و در راستای رفتار بنیان گزار حوزه همچنان به سکوت دربرابر رضاشاه و کناره گیری از سیاست ادامه دادند.
روشنفکران سکولار در سال های پس از پایان دوره رضاشاه، رفتار حائری، اصفهانی ودیگر روحانیون این دوره را با پسوندهایی مانند «مماشات» و «سازش» توضیح دادند و روشنفکران مذهبی و روحانیون سال های بعد کوشش به توجیه این مماشات و سازش کردند. باور صاحب این قلم این است که چنین رفتاری با هر انگیزه ای که بوده باشد، درخور آن پسوندها نیست. روحانیتِ پس از مشروطه، خواه به جبر زمانه و خواه آگاهانه، دریافت که حوزه فعالیت روحانیون، حوزه ارشاد دینی و اخلاقی مردم است و نه حوزه سیاست. گوهر جدایی دین و دولت هم در همین جاست. کسانی که با باور به ضرورت تشکیل دولت سکولار، همچنان به پشتیبانی از دخالت روحانیون در سیاست و موضوعات سیاسی اصرار می ورزند و روحانیون را بر پایه موضع گیری ایشان نسبت به دولت و رویدادهای سیاسی ارزیابی می کنند، سوراخ دعا را گم کرده اند. داوری های فقهی و دینی روحانیونی چون آخوند خراسانی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ حسین نائینی، شیخ عبدالکریم حائری و دیگر روحانیون بزرگ دوره سی پنج ساله پس از مشروطه که از جمله با پادشاهی رضاشاه همراه بود، هرچه باشد، جای تردید نیست که رفتار شهروندانه این روحانیون نقش بزرگی در پاگیری مدرنیسم و دولت سکولار غیر مذهبی درایران ایفا کرد. این روحانیون، به هر دلیل، از درگیری طلاب و روحانیون جوان و رادیکال با دولت جلوگیری کردند و آن هارا به امور دینی و ارشادی فراخواندند. چنین رفتاری با هر انگیزه که باشد، پذیرش سکولاریسم و جداساختن حوزه دین از حوزه سیاست است.
به هر روی، تا پایان دولت رضاشاه نه تنها پروژه مدرنیسم دستکم در زمینه سازندگی و شهروندیگری به بار نشست، بلکه درعین حال فرایند شتابان جدایی دین از سازمان اداره جامعه، به پذیرش سیادت دولت سکولار براداره امور و پرداختن روحانیون به امور دینی و ارشاد مسلمین انجامید.
من درنوشتارهای بعدی به این موضوع خواهم پرداخت که خودکامکی و دیکتاتوری افزاینده رضاشاه آسیب بزرگی به فرایند سکولاریسم و مدرنیسم درایران رساند. استبداد مانع ازآن گشت که فرایند مدرنیته، سکولاریسم و جدایی دین از دولت که در زمینه عملی به دستاوردهای ارزنده ای رسیده بود، با کنکاش و کاوش اندیشه ای و فرهنگی همراه گردد. تنها آزادی اندیشه و گفتمان گسترده پیرامون ارزش های مدرنیسم، سکولاریسم و جدایی دین و دولت می توانست به دوام و جاودانگی روندها و نهادهای مدرن و سکولار بیانجامد. اما چنین گفتمانی با خودکامگی در تضاد بود. پس اگر در ترکیه سکولار، ارتش به ضامن دوام سکولاریسم مبدل شد، درایران سکولار، استبداد دولتی چنین نقشی را ایفا کرد و خواهیم دید که با برچیده شدن خودکامگی، به جای آنکه وجدان اجتماعی و آگاهی مردم و ژرفای اندیشه های سکولار درجامعه به تشکیل دموکراسی سکولار منجر گردد، فاجعه ولایت مطلقه فقیه را ببار آورد.
با فروپاشی دولت رضاشاه و آغاز سیلاب جُنب و جوش سیاسی، مدارس و حوزه های مذهبی نیز رونقی تازه یافت و بسیاری از مدارس مذهبی و موقوفاتی که در اختیار دولت قرار گرفته بود به روحانیون باز گردانده شد. روی آوری به مدارس مذهبی بالا گرفت و شمار طلاب علوم دینی دردهه پس از شهریور بیست به بیش از دوبرابر افزایش یافت.
با اینحال و به رغم افزایش چشم انگیز جنب و جوش های مذهبی- سیاسی، رفتارمجتهدین بزرگ و سازمان روحانیت شیعه دربرابر دولت در دوره دوازده سال دموکراسی ناقص و حتی سال های پس از آن، تفاوت چندانی با رفتار و اندیشه ایشان در سال های پیشین نداشت و کماکان در مهمترین آزمون های سیاسی و اجتماعی، روحانیون بزرگ به کناره گیری از سیاست ادامه دادند.
پس از در گذشت سید ابوالحسن اصفهانی در سال 1324، با آنکه چندین مجتهد واجدالشرایط در نجف و قم برای پیشوایی شیعیان وجود داشت، پس از ورود آقا حسین بروجردی به قم، وی به پیشوایی بلامنازع روحانیت دست یافت. بروجردی با قاطعیت از سیاست حائری و اصفهانی در جدا نگاه داشتن حوزه دین از عرصه سیاست پیروی کرد و تا زنده بود اجازه نداد که روحانیون با دولت درگیر شوند. همه شواهد گواه براین اند که بلند پایه ترین مجتهدین و مدرسین قم و نجف در درازای این سال ها از سیاست بروجردی مبنی بر کناره جویی از سیاست پیروی کرده اند. از میان بلندپایه ترین روحانیون قم، تهران و نجف، صدرالدین صدر، محمدتقی خوانساری، حجت کوه کمری، محقق داماد، بهجت گیلانی، شاهرودی، خویی، بهبهانی و دیگران، تنها خوانساری آشکارا به پشتیبانی ازمصدق برخاست که این پشتیبانی نیز کوتاه مدت بود و با درگذشت او پایان یافت. در مقابل بهبهانی جانب شاه و دربار راگرفت و به مخالفت با مصدق برخاست. به اعتبار همه اسناد موجود و حتی خاطرات و یادداشت های دستکم بیست و هفت تن ازبلند پایه ترین روحانیون جمهوری اسلامی که آموزش مذهبی خویش را در آن سال ها دیده اند، اگرچه در آن سال ها جنب و جوش و کوشش مذهبی بالا گرفت و به رونق حوزه های موجود و بنای حوزه ها و مدارس جدید در رشت، همدان، مشهد و شهرهای دیگر انجامید، ولی بیشتر این کوشش ها از سیاست به دور ماند.
از جنجال زودگذرخالصی زاده در ستیز با کمونیسم و بهایی گری اگر بگذریم، برجسته ترین کوشش برای زدودن دیوار میان دین و سیاست و کشاندن روحانیون به مبارزه سیاسی، جنبش فدائیان اسلام و سپس پیوستن ایشان به کارزار سیاسی کاشانی است. فدائیان اسلام واندیشه های بنیان گزار آن سید مجتبی تهرانی میرلوحی معروف به نواب صفوی، نزدیک ترین جریان تاریخی به اندیشه و باور بنیان گذاران جمهموری اسلامی است. گوهر اندیشه طلاب رادیکالی که فدائیان اسلام را بنا نهادند در سه موضوع خلاصه می شد: نخست اینکه روحانیون باید سکوت و مماشات با دولت را کنار نهاده و مردم را به مبارزه با دولت و سیاست های آن برانگیزند. دوم اینکه، دولت مشروطه و غرب گرا باید برچیده شود و حکومت اسلامی باید جایگزین آن گردد. و سوم اینکه، جنبش انقلابی اسلامی در ایران باید با جنبش های انقلابی اسلامی در دیگر کشورها مانند اخوان المسلمین در مصر و سوریه پیوند یابد. جنبش فدائیان اسلام درواقع نخستین طغیان افراطی بخشی از طلاب و روحانیون رده های پایین در برابر سازمان و سلسله مراتب سنتی روحانیت شیعه بود. آماج نخست طغیان نواب صفوی، عبدالحسین واحدی و یارانشان که نخست با ترور شادروان احمد کسروی در سال 1324 شهرت یافتند و پس از آن با ترور هژیر و رزم آرا به جامعه شهروند و نهادهای آن اعلام جنگ دادند، سازمان سنتی روحانیت شیعه بود. کار نواب صفوی و یارانش تا آنجا بالا گرفت که به قول آیت الله منتظری ?تقریباً همه حوزه به هم ریخت… به آقای بروجردی اهانت می کردند به علماء اهانت می کردند.?
سرانجام نیز بروجردی بود که دستور اخراج نواب صفوی و واحدی را از حوزه قم صادر کرد. آنها به تهران آمده و ?اطراف آیت الله کاشانی جمع شدند.? 11 کاشانی نیروی فعال فدائیان اسلام را برای دستیابی به سوداهای سیاسی خویش مغتنم شمرد و با آن ها، دستکم تا سال 1331 هم پیمان گشت. به باور من، اندیشه سیاسی فدائیان اسلام و نواب صفوی و نقد او به روحانیت سنتی ایران، بعدها بنیان اندیشه بسیاری از روشنفکران و گروه های سیاسی مذهبی، از شریعتی و مجاهدین خلق تا مجاهدین انقلاب اسلامی و دانشجویان خط امام شد و هم اینک نیز در غالب نقد روشنفکرانه به سنت گرایی بازتاب یافته است. اندیشه غالب بر رهبران انقلاب اسلامی نیز برخلاف داوری های رایج، همین اندیشه نقد به کناره گیری از سیاست و رفتار روحانیت شیعه پس از اعدام شیخ فضل الله بود و نه سیادت روحانیت شیعه بر سازمان دولت. در واقع سازمان سنتی روحانیت شیعه که آماج حمله فدائیان اسلام و بعدها روحانیون و طلاب رادیکال پیرامون خمینی بود، سرانجام در انقلاب 57 همراه با نهادهای شهروندی و سکولار و ارزش های مدرنیته برخاسته از روزگار تجدد و انقلاب مشروطه واژگون شد.
کاشانی که به اعتبار کوشش های پدرش در مخالفت با بریتانیا در عراق شهرتی یافته بود، پس از بازگشت به ایران به یاری طلاب رادیکال و حزب توده که سخت در تبِ یافتن خرده بورژوازی مذهبی انقلابی می سوخت، فـُرجه ای تازه یافت و با پیوند دادن خویش با جنبش ملی شدن نفت محبوب شد. داوری های رایج درباره کاشانی چنین است که پاره ای از اندیشمندان مذهبی کاشانی را که هرگز در رده بالای مجتهدین شیعه نبوده، نماینده اندیشه و رفتارحاکم بر روحانیت شیعه در آن سال ها می دانند و از اینرو جدایی اورا از مصدق گواه جدایی روحانیت از جنبش ملی در آن سال ها می شمارند و همین رویداد را عامل شکست مصدق و کودتای 28 مرداد می دانند. داوری دیگری که به یاری اندیشه های توده ای به حلقوم روشنفکران سیاسی سکولارایران فرورفته این است که کاشانی نمایند جناح مترقی روحانیت در آن سال ها بوده است. اما حقیقت این است که مجتهدین بزرگ نجف و قم هرگز کاشانی را به عنوان نماینده آمال خویش نپذیرفتند و به پشتیبانی از درخواست های سیاسی او برنخاستند و از همکاری او با فدائیان اسلام ناخشنود بودند. او نماینده ترقی خواهی درمیان روحانیون نیست، بلکه دوام گرایش مداخله روحانیون در سیاست است و چنین اندیشه و رفتاری تا بن استخوان ارتجاعی است. از نقطه نظر جهان بینی مذهبی و نگاه به جهان، شاید تفاوت چندانی میان کاشانی و بروجردی نباشد. بزرگترین تفاوت میان این دو روحانی در این است که بروجردی و مانند او حوزه دین را برای گسترش عقاید خویش بر می گزینند و بر این باورند که از راه ارشاد مؤمنین به آن مدینه فاضله خواهند رسید و کاشانی همان باورهارا به حوزه سیاست وارد می کند و می کوشد تا با دگرگون کردن سیمای سیاسی جامعه به همان مدینه فاضله دست یابد. یکی نقش خویش را در رهبری حوزه می بیند و دیگری در ریاست بر مجلس شورا. یکی به جدایی عرصه دین از عرصه سیاست باور دارد و دیگری همه عرصه ها را عرصه دین می داند و به تمایز میان دین و سیاست باور ندارد. یکی درعمل سکولار و دیگری پایبند زدودن مرز میان دین و دولت و از میان بردن همه دستاوردهای مدرنیته و سکولاریسم پس از مشروطه است.
بزرگ ترین اشتباه نیروهای سکولار ایران در این سال ها این بود که به جای پشتیبانی از رفتار روحانیون در برکنار ماندن از سیاست، به هواداری از کاشانی و سیاست جویی ماجراجویانه و واپسگرای او برخاستند و کناره گیری روحانیون برجسته را از سیاست، هماهنگی و همکاری ایشان با ارتجاع و استعمار دانستند. نفوذ این فرهنگ سیاسی در آن سال ها به پایه ای بود که یکی از بزرگ ترین متفکرین سکولاریست آن زمان، شادروان احمد کسروی آماج حمله دولت سکولار و روشنفکرانی مانند علی دشتی بود و ترور وی به دست فدائیان اسلام، خشم جامعه سکولار و شهروند ایران را بر نیانگیخت. فاجعه نادیده گرفتن ارزش های شهروندی به پایه ای بود که حتی حزب توده نسبت به آزادی قاتل کسروی و ترور هژیر و رزم آرا به دست یکی از افراطی ترین گروه های مذهبی تاریخ ایران بانگ اعتراض بلند نکرد. جامعه ایران در آن سال ها آن چنان در تب و تاب رویدادهای سیاسی روز می سوخت که پرداختن به چالش شهروندی و مدرنیته را فراموش کرده بود. پس کسروی و هدایت به جای آن که چراغ راهنمای اندیشه آن دوران باشند، در فراموش خانه غربت زمان قربانی سیاست بازی روز شدند.
به هر روی حتی پس از پایان دوره دوازده ساله دموکراسی ناقص و آغاز پادشاهی دوباره محمدرضاشاه پس از بیست و هشتم مرداد، سیاست کناره جویی از سیاست از سوی روحانیون بزرگ شیعه ادامه یافت. در گذشت بروجردی آغاز روندهای تازه در میان روحانیون بود وجدایی دین و دولت را در برابر آزمونی تازه قرار داد. بروجردی پس از پانزده سال مرجعیت تامه، در سال 1340 در گذشت. شاه با ارسال تلگراف تسلیت به محسن حکیم در نجف، تمایل خویش را برای انتقال مرکز شیعی گری از قم به نجف اعلام کرد. این کوشش در عین حال نشانی بود از دخالت دولت در سازمان دین. پس از بروجردی، گلپایگانی، شریعتمداری و نجفی مرعشی، مشهور به آیات ثلاثه قم، بلندپایه ترین روحانیون و مراجع ایران به شمار می آمدند. در نجف، حکیم، خویی و شاهرودی جانشینان احتمالی بروجردی بودند. درکنار ایشان تنی دیگر از روحانیون از اعتبار و نفوذ محلی برخوردار بودند: میلانی در مشهد، خوانساری در تهران، بهبهانی دراهواز و عبدالهادی شیرازی در اصفهان. به این ترتیب با اینکه محسن حکیم به عنوان مرجع و جانشین بروجردی از سوی رسانه های رسمی به مردم معرفی شد، حقیقت این است که از این پس و تا پایان دولت پهلوی دوران هفده ساله چند گانگی مراجع در سازمان روحانیت شیعه آغاز گشت. به رغم آنچه که در سال های بعد و به ویژه پس از انقلاب اسلامی به عنوان واقعیت تاریخی به ما ارائه می شود، روح الله موسوی خمینی اگرچه یکی از مدرسین سرشناس و صاحب نام حوزه قم به شمار می آمد، یکی از داعیان اصلی مرجعیت شیعه نبود.
در سال 1341 در واکنش به مصوبه دولت در تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی که برای نخستین باربه حق رای زنان و سوگند به کتاب آسمانی به جای قرآن اشاره شده بود، بانگ اعتراض همه روحانیون بزرگ قم و نجف برخاست. تا اینجا اگرچه واکنش روحانیون مشترک بود، شرکت برخی از ایشان در این اعتراض از روی ناچاری و به دنبال برانگیخته شدن طلاب جوان و روحانیون رده های پایین تربود که با کسانی چون آیت الله خمینی و بازماندگان فدائیان اسلام نزدیکی داشتند. در این جا نیز تلگراف دوستانه روحانیان بزرگ قم و نجف یا به اسدالله علم نخست وزیر است و یا به سید محمد بهبهانی، روحانی بزرگ تهران که از دیرباز با شاه و دولت مرتبط بوده است. با این حال پس ازعقب نشینی کابینه علم، بیشتر روحانیون این موضوع را بهانه کرده و با ارسال تلگراف های تبریک به یکدیگر و به بهبهانی موضوع را خاتمه یافته دانسته و به ادامه رفتار پیشین خویش پرداختند. اما برای خمینی و پیرامونیانش و طلاب رادیکالی که در تب و تاب شرکت در سیاست می سوختند، این رویداد سرآغازی نوین بود. او در سخنرانی ها و اعلامیه هایش از دیگران فراتر رفته و برای نخستین بار از توطئه ?جاسوسان یهود? در هیئت دولت برای نابودی اسلام و استقلال سخن می گوید. از نقد به مصوبه دولت فراتر رفته و می گوید که ?تلویزیون ایران پایگاه جاسوسی یهود است و دولتها ناظر آن هستند.? او برخلاف تلگراف های دوستانه دیگران، به علم هشدار می دهد که ?ملت مسلمان و علما… هردست خیانتکاری که به اساس اسلام و نوامیس مسلمین دراز شود قطع می کند.?
از همین جا است که رودر رویی خمینی و هم پیمانانش نه تنها با دولت، بلکه با سیاست و رفتار حاکم بر روحانیت آغاز می گردد. در سخنرانی آذرماه 1341 او به دولت و به اهل علم در یکجا تذکر می دهد که خطا نکنند! از این تاریخ به بعد و تا هنگام دستگیری و تبعید خمینی به ترکیه در سال 1344، جامعه ما شاهد پیدایش دو فرایند مهم است: فرایند یکم، نخستین رودر رویی گسترده روحانیون با دولت مرکزی از هنگام انقلاب مشروطه است و فرایند دوم رودر رویی گروهی از مدرسین و طلاب به رهبری خمینی با اکثریت مراجع. یکی از قربانیان این روزگار، جنبش سکولار مخالف شاه بود که نتوانست در دوراهی پشتیبانی از مواعید پیشرفته انقلاب سفید و به ویژه اصلاحات ارضی و اعطای حقوق شهروندی به زنان از یکسو و مخالفت واپسگرایانه روحانیون با این اصلاحات، به ارائه پاسخی مستقل و پیشرفته ای دست یابد. برنده بزرگ، گرایش هوادار خمینی و دخالت روحانیون در سیاست بود که اگرچه ظاهرا پس از تبعید خمینی، خاموش شد، اما به پیروزی معنوی دست یافت و در سال های پس ازآن سمبل دو گرایش بزرگ در جامعه گردید: گرایش نخست که در خفا و در پستوهای حوزه های علمیه و حجره طلاب و در میان روشنفکران مذهبی مانند آتشفشانی به تدریج غلیان یافت و در سالهای 56 و 57 منفجرگردید، فرایند نقد به سکوت و مماشات روحانیون با دولت و فریاد اسلام مبارز و انقلابی بود. گرایش دوم، به نادرست، پذیرش خمینی و جنبش وی به عنوان سمبل مبارزه با فساد و خودکامگی پهلوی دوم بود. سال ها پس از رویدادهای این سال ها، جنبش سکولار چپ گرای ایران، به تمایز میان این دوفرایند نیز پایان داد و جنبش دوم خرداد و شورش هوادران خمینی را انقلابی و پیشرو ارزیابی کرد. از این هم فراتر رفته، دیدگاه اصلی جنبش خمینی را که زدودن فاصله میان دین و دولت و درگیر ساختن روحانیون در سیاست بود، به بخشی از برنامه جنبش چپ سکولار تبدیل کرد. از این پس هر آنکه یک دو گز کرباس به سر بسته بود12 و با هر گوشه ای از کارهای دربار و دولتیان مخالفت می کرد، روحانی مبارز و نستوه خوانده شد و بزرگترین مجتهدین قم و نجف که همچنان و به رغم فشار توان فرسای طلاب و روحانیون هوادار اندیشه خمینی و مانند او، هم چنان بر جدایی دین و دولت و عدم مداخله روحانیون در سیاست پامی فشردند، دربست مرتجع و واپسگرا و درباری به شمار آمدند.
بر خلاف صف آرایی اجتماعی انقلاب مشروطه و شست سال پس از آن، صف آرایی تازه ای در جامعه ایران شکل گرفت. در یکسوی این صف آرایی روشنفکران و گروهای سکولار و چپ، روشنفکران و گروه های مذهبی مانند مجاهدین خلق و گروه هایی که بعدها سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و روحانیونی مانند خمینی که هوادار دخالت دین در سیاست بودند، قرار گرفتند و در سوی دیگر آن، دربار و دولت و همپیمانان ایشان و سازمان سنتی روحانیت ایران جای گرفت. انقلاب 57 نیز حاصل چنین صف آرایی بود. دو قربانی بزرگ این صف آرایی، یکی جامعه شهروند و سکولار ایران بود و دیگری آن بخش هایی ازشخصیت ها و نیروهای سیاسی، مانند دکتر صدیقی و شاپور بختیار و پاره ای از روشنفکران چپ که جنبش خمینی را طغیانی دربرار مدرنیسم، سکولاریته و دموکراسی می دانستند.
پی آمد انقلاب بهمن و تشکیل جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، بازگشت علمای سنتی شیعه به قدرت نیست، بلکه قیامی است دربرابر مدرنیته، جامعه شهروند سکولار و روحانیت سنتی ایران. بیشتر کسانی که در کسوت روحانی به بالاترین مقام های اداری، قضایی، قانون گذاری و مذهبی در سال ها نخست پس از انقلاب گماشته شدند، از رده های پایین روحانیون ایران بودند. دراین راستا، گرایش حاکم بر روحانیت شیعه در سال های پیش از انقلاب 57، گرایشی پیشرو بوده و جنبش سکولار و چپ ایران با نقد به این گرایش و دعوت روحانیون به دخالت در امور سیاسی راه خطا رفته است. نقد کسانی که اینک زیر عناوین دهان پرکنی مانند پروتستانیسم اسلامی، به رفتار روحانیت سنتی ایران در برکنار ماندن از سیاست و درگیر نشدن در جنب و جوش سیاسی خرده می گیرند، تکرارهمان برخوردی است که نواب صفوی، حنیف نژاد13 و یاران خمینی به روحانیت سنتی در پیش گرفتند. موضع سکولاریست های ایران باید تشویق روحانیون به بازگشت به حوزه ها و مدارس دینی و مساجد باشد.
اینک نیز در بازنگری به تاریخ و گفتمان پیرامون جدایی دین و دولت، بار دیگر آنچه را که در زندگی سده اخیر ایران آزمون شده، باید تکرار کرد: جدایی دین و دولت و سکولاریسم یعنی پرداختن روحانیون به امور دینی مردم و کناره گیری آن ها از سیاست. این گرایش که در درازای سال های پس از مشروطه به اندیشه حاکم بر جامعه روحانیت ایران تبدیل شد، اینک بار دیگر باید متحقق شود. ستیز سکولاریسم با دین و آیین مردم نیست. ستیز آن با دخالت روحانیون در امور مملکت داری است!
دوشنبه، دوازدهم آبان 1382
سوم نوامبر 2003
 
1. از جمله بنگرید به ?اعلامیه فدائیان اسلام یا کتاب رهنمای حقیقت?
2. من به مأخذ همه این خاطرات در بخش های شش گانه نوشتار خود خواهم پرداخت.
3. از جمله بنگرید به خاطرات حسینعلی منتظری
4. سه روایت از این نامه موجود است. کپی نامه اصلی در اختیار نویسنده است و در بخش نخست نوشتار به آن خواهم پرداخت.
5. نخستین اعلامیه کودتاچیان
6. سید ابوالحسن اصفهانی و شیخ حسین نائینی از نجف به ایران آمده بودند. این دو در منزل شیخ عبدالکریم حائری، بنیانگزار حوزه قم با رضاشاه که در آن هنگام نخست وزیر احمدشاه بود ملاقات کردند.
7. رضاشاه تاج را از دست امام جمعه خویی که یکی از بلندپایه ترین روحانیون ایران بود گرفت و به سر خویش نهاد.
8. این عناوین بیشتر در سده اخیر به کار رفته و برخلاف باور رایج ترتیب خاصی در بکار بردن آن ها تا سال های اخیر نبوده است. عنوان آیت الله یا نشانه خدا را نخستین بار پادشاه مغول الجایتو که به کوشش علامه حلی مسلمان و شیعی شده و نام سلطان محمد خدابنده را برخود نهاده بود به این فقیه بزرگ شیعه داد و تا سده ها پس از آن هرگز استفاده نشد. صفویان عنوان شیخ الاسلام را بر روحانیون بزرگ شهرها نهادند. در روزگار قاجاران عنوان حجت الاسلام رایج شد و بزرگترین روحانیون با این عنوان شهرت یافتند. آخوند از ترکی مغولی به ایران وارد شد و معلوم نیست که چگونه بار مذهبی یافت. با این حال برخی از بزرگترین مجتهدین با این عنوان شهرت یافتند مانند آخوند خراسانی که هرگز به آیت الله یا آیت الله عظمی شهرت نیافت. ملا نیز از دوره صفویه به این سو پیشوند نام رهبران مذهبی شد و استفاده از آن در دوره قاجاریه بالا گرفت. ولی پس از انقلاب مشروطه و گسترش طنز و نقد از روحانیون، هر دو واژه آخوند و ملا با کوچک شماردن روحانیون مترادف گشت و بیشتر به روضه خوانان و ملایان محلی اطلاق کردید. از سال های پس از مشروطه به تدریج استفاده از واژه آیت الله برای تمایز میان کسانی که با کسب اجازه مقام اجتهاد یافته اند رواج یافت. سید محمد حسین بروجردی، مرجع تقلید دوران محمد رضا پهلوی نخستین کسی است که به آیت الله عظمی شهرت یافت و از آن پس این عنوان بیشتر به مراجع تقلید اطلاق می شد. انقلاب اسلامی به همه این نابسامانی ها پایان داد! پاره ای از آخوندهای کم تحصیل سابق یک شبه آیت الله و آیت الله عظمی شدند و بقیه صاحبان عبا و عمامه به حجت الاسلام و المسلمین شهرت یافتند!
9. برادر آقانجفی معروف.
10. نوه او همسر آقای خاتمی نخست وزیر است.
11. خاطرات حسینعلی منتظری، جلد اول.
12. اشاره ای است به شعر شادروان مسرور که ?هرآن دغل که به سر بست یک دو گز کرباس، فقیه و مفتی و صاحب مناب سلطان شد!?
13. بنیان گزارسازمان مجاهدین خلق.

محمد امینی

 

چهل سخنرانی از آیت الله خمینی، پیش و پس از به قدرت رسیدن


دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دریافت

دیدگاه خمینی در مورد موسیقی

امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند :

نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک موسیقی با تریاک فرقی ندارد.

music1

امام خمینی (ره)در مورد موسیقی می فرمایند :

موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشد . دیگر یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت با موسیقی سروکار داشته باشد و اکثر اوقاتش را صرف بکند و پای موسیقی بنشیند و اینها از مسائل زندگی و از مسائل جدی به طور کلی غافل می شود عادت می کند همانطور که به مواد مخدر عادت می کند دیگر نمی تواند یک انسان جدی باشد که بتواند در مسائل سیاسی فکر کند فکر انسان را موسیقی طوری بار می آورد که دیگر انسان نتواند در غیر همان محیط مربوط به شهوت و music2موسیقی فکر بکند.

امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند :

اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد موسیقی را حذف کنید نترسید که از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شده اید.باشد ما کهنه پرستیم همه این کلمات نقشه است برای اینکه شما را از کار جدی عقب بیندازند .این که می گویند اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند بگذارید از جای دیگر بگیرند.شما عجالتا آلوده مباشید آنها کم کم برمی گردند به اینجا . این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند حالا اگر از جای دیگر می گیرند آیا ما باید به آنها موسیقی بدهیم!ما باید خیانت کنیم!موسیقی خیانت است به یک مملکت و خیانت است به جوانهای ما این موسیقی را حذفش کنید آن را به طور کلی عوض کنید و یک چیز دیگری بگذارید که آموزنده باشد .کم کم مردم و جوانها را عادت به امور زندگی بدهید از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید . آنهایی را که می بینید می گویند اگر تلویزیون موسیقی پخش نکند می رویم سراغ موسیقی برای این است که اینها عادت کرده اند.

صحیفه نور جلد 8 صفحه 197 تا صفحه 201

تحریر الوسیله

آیت الله خمینی نسخه اسکن شده:

tahrir_ul_vasileh__ayatollah_khomeini_v1-pdf-01

پوشینه نخست:

كتاب الطهاره : فصل اول در آبها
مساءله در احكام تخلى
فصل دراستنجاء
فصل در استبراء
فصل در وضوء
فصل در وضوء جبيره
فصل در مسائل غسل ها
فصل در غسل جنابت
گفتار در مشخصات خون حيض
فصل در استحاضه
گفتار در مسائل نفاس
گفتار در غسل مس ميت
گفتار در احكام اموات
گفتار در غسل هاى مستحبى
فصل :گفتار در اينكه مجوز تيمم چيست و چند است
فصل در نجاسات
گفتار در احكام مربوط به ظرفها
كتاب الصلوة : فصلاول در مقدمات شش گانه نماز
فصل در افعال نماز
گفتار در نماز آيات
گفتار در خللى كه احيانا درنماز رخ مى دهد
گفتار در مسائل شك
گفتار در مسائل مربوط به قضاء نمازهاى فوت شده
گفتار درنماز جمعه
گفتار در نماز عيد فطر و عيد قربان
گفتار در بعضى از نمازهاى مستحبى
يكى ديگر نماز طلب باران است
نماز غفليه
نماز شب دفن
نماز اول هرماه
فصل سوم در نماز مسافر
فصل در نماز جماعت

پوشینه دوم

احكام روزه
خاتمه در مسائل اعتكاف
احكام زكاة
كتاب الخمس
كتاب حج
كتاب امر به معروف و نهى از منكر
كتاب المكاسب و المتاجر

کتاب سوم

كتاب البيع
گفتار در خيارات كه چند قسم است
گفتار در اينكه كلمه بيع چنانچه بدون توضيح و مطلق باشد چه چيزهايى راشامل مى شود؟
گفتار در مسائل تحويل دادن و تحويل گرفتن جنس
گفتار در نقد و نسيه
گفتار در ربا
گفتارر در بيع صرف
گفتار در سلف پيش خريد
گفتار در مرابحه و مواضعه و توليه
گفتار در فروش ميوه جات
گفتار در فروش حيوان
گفتار در اقاله
كتاب الشفعه
كتاب صلح
كتاب اجاره
كتاب جعاله قرارداد
كتاب عاريه
كتاب وديعه
كتاب مضاربه
كتاب شركت
گفتار در قسمت
كتاب مزارعة
كتاب مساقات
كتاب بدهكارى و قرض
كتاب رهن گرو
كتاب حجر و ممنوعيت
كتاب ضمان
كتاب حواله و كفالت
كتاب وكالت
كتاب اقرار
كتاب هبه بخشش
كتاب وقف و عقود هم خانواده آن
كتاب وصيت
كتاب سوگند و نذر
كتاب كفارات
كتاب الصيد و الذباحة
كتاب خوردنيها و نوشيدنيها
كتاب غصب
كتاب احياء موات و مشتركات
كتاب لقطه

کتاب چهارم

كتاب نكاح
كتاب طلاق
كتاب خلع و مبارات
كتاب ظهار
كتاب ايلاء
كتاب لعان
كتاب ارث
كتاب قضاء
كتاب شهادات
كتاب حدود
كتاب قصاص
كتاب ديات
بحث پيرامون مسائل نوظهور

 

نسخه اسکن شده:

http://cdn.zandiq.com/books/Tahrir_ul_vasileh__Ayatollah_Khomeini_V1.pdf
http://cdn.zandiq.com/books/Tahrir_ul_vasileh__Ayatollah_Khomeini_V2.pdf
http://cdn.zandiq.com/books/Tahrir_ul_vasileh__Ayatollah_Khomeini_V3.pdf
http://cdn.zandiq.com/books/Tahrir_ul_vasileh__Ayatollah_Khomeini_V4.pdf

نسخه تایپ شده:

http://cdn.zandiq.com/books/10-2-tahrir1.zip
http://cdn.zandiq.com/books/10-2-tahrir2.zip
http://cdn.zandiq.com/books/10-2-tahrir3.zip
http://cdn.zandiq.com/books/10-2-tahrir4.zip

ثواب خاک کربلا را مالیدن به مرده

مسئله 591 رساله آیت الله خمینی:

مستحب است، قدرى تربت‏حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام با كافور مخلوط كنند. ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بی احترامى میشود نرسانند. و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد، كه وقتى با كافور مخلوط شد آن را كافور نگويند.

شیوه تطهیر آنجا و ماتحت بگونه خداپسند

اهم مسائل 65 تا 80 رساله آیت الله خمینی:

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مى‏شود:

اول: آنكه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد.madfoo

دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد.

سوم: آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.

و در غير اين سه صورت مى‏شود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مى‏شود با پارچه‏و سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است. اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد.

و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره‏اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست. هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اينها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چيزى هم به آن برسد نجس نمى‏شود، و ذره‏هاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد. اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مى‏كرده، بايد خود را تطهير نمايد.

اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند. استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏دهند، و آن داراى اقسامى است.

و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند. مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن اول پاى راست را بگذارد.

و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد. ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ايستاده، مكروه است. مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.

شیوه مناسب ریدن شرعی

مسئله 59 رساله آیت الله خمینی موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد! مسئله 64 رساله آیت الله خمینی در چهار جا تخلى حرام است: اول: در كوچه‏هاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است. سوم: در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است، مثل بعضى از مدرسه‏ها. چهارم: روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد. مسئله 60 رساله آیت الله خمینی اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند، كفايت نمى‏كند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آن است كه عورت را رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد

لزوم تسلیم جنسی زن به شوهر

مسئله 2412 رساله آیت الله خمینی: زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى‏خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و اگر در اينها از شوهر اطاعت، كند تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد مديون زن است. مسئله 2413رساله آیت الله خمینی: اگر زن در كارهايى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت‏شوهر را نكند گناهكار است و حق غذا و لباس و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نميرود.

مستحب بودن ازدواج پیش از پریود

مسئله 2459 رساله آیت الله خمینی: مستحب است در شوهر دادن دخترى كه بالغه است‏يعنى مكلف شده عجله كنند، حضرت صادق عليه السلام فرمودند: يكى از سعادتهاى مرد آن است كه دخترش در خانه او حيض نبيند.

احکام سکس با حیوانات در رساله حضرت امام

مسئله 68 رساله آیت الله خمینی

بول و غائط (ادرار و مدفوع) حيوانى كه انسان آن را وطى كرده، يعنى با آن نزديكى نموده (يعني انسان آنرا نکاحیده)، و گوسفندى كه استخوان آن از خوردن شير خوك، محكم شده است نجس است.

animalsex

مسئله 351رساله آیت الله خمینی

اگر نعوذ بالله حيوانى را وطى كند يعنى با او نزديكى نمايد و منى از او بيرون آيد غسل (غسل يک نوع شستشوست) تنها، كافى است. و اگر منى بيرون نيايد، چنانچه پيش از وطى وضو داشته باز هم غسل تنها كافى است، و اگر وضو نداشته، احتياط واجب آن است كه غسل كند، وضو هم بگيرد.

مسئله 2631 رساله آیت الله خمینی

خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مكروه است، و اگر كسى با آنها وطى كند، يعنى نزديكى نمايد، حرام مى‏شود، و بايد آنها را از شهر بيرون ببرند و در جاى ديگر بفروشند.

donkey

مسئله 2632 رساله آیت الله خمینی

اگر با گاو و گوسفند و شتر نزديكى كنند بول و سرگين آنها نجس مى‏شود و آشاميدن شير آنها هم حرام است و بايد بدون آن كه تاخير بيفتد آن حيوان را بكشند و بسوزانند و كسى كه با آن وطى كرده، پول آن را به صاحبش بدهد، بلكه اگر به بهيمه ديگرى هم نزديكى كند، شير آن حرام مى‏شود.

boz

چگونگی انجام حکم زنا، سنگسار از کتاب تحریر الوسیله آیت الله روح الله خمینی

مقام دوم در چگونگى اجراى حد زنا

مساءله 1 – اگر بر يك نفر چند حد جمع شود ابتداء آن حدى را جارى مى سازند كه براى حد بعدى فوت محل نشود، مثلا اگر بر كسى بخاطر چند گناه كبيره حد تازيانه و سنگسار ثابت شده باشد، اول تازيانه را بر او مى زنند سپس او را سنگسار مى كنند، و اگر جمع شود در او حد بكر (مرد زن نديده ) و حد محصن (مرد داراى زن ) على الظاهر واجب است كه سنگسار بر كسى جمع شود بعد از تازيانه سنگسار كردن او را تاخير نمى اندازند تا از اثر تازيانه بهبودى يابد بلكه نزديكتر به احتياط تاخير نينداختن است .

مساءله 2 – وقتى مى خواهند شخصى را سنگسار كنند اگر مرد باشد تا لگن خاصره و نه بيشتر و اگر زن است تا كمر او را در گودالى دفن مى كنند، و اگر از آن گودال بيرون آيند و فرار كنند در صورتيكه زنا بوسيله بينه ثابت شده باشد مجددا او را گرفته و در گودال مى كنند، و اما اگر از طريق اقرار ثابت شده باشد و فرارش و بعد از برخورد سنگ هر چند يكى بر بدنش باشد تعقيبش ننموده رهايش مى سازند، و اگر در قبل از آن فرار كند او را بر مى گردانند، و در قولى مشهور است كه اگر زناى او با اقرار خودش ثابت شده باشد او را بر نمى گردانند چه اينكه سنگى به بدنش خورده باشد و چه نخورده باشد، و اين قول به احتياط نزديكتر است . همه اينها در حد سنگسار بود اما در حد تازيانه فرار در هيچ حالى فايده ندارد و مجرم را بر مى گردانند و حد او را بر او جارى مى سازند.
مساءله 3 – اگر مرتكب زناى محصن مرد باشد و زنايش به اقرار خودش ثابت شده باشد اولين كسى كه سنگ بر او مى اندازد امام عليه السلام است و بعد از آن جناب ساير مردم سنگ مى اندازند، و اما اگر زنايش با بينه يعنى شهادت چهار نفر شاهد عادل ثابت شده باشد اولين كسى كه سنگ مى اندازد همان چهار شاهد و بعد از آن امام عليه السلام و سپس ساير مردمند.

مساءله 4 – مرد زناكار را در حالى كه ايستاده و بدنش از لباس عريان شده باشد حد مى زنند، و بجز ساتر عورت لباسى در تن او نبايد باشد، و شلاق را با شديدترين ضربت بر بدنش وارد مى آورند، و تعداد شلاقها را بر بدن او تقسيم مى كنند و همه را در يك نقطه فرود نيايد و همچنان بطرف پائين مى آيند و در وسط مواظبت مى كنند به عورت او برخورد نكند. و اما زن را در حاليكه نشسته است حد مى زنند و لباسهايش را بر بدن مى پيچند، و اگر تازيانه ها مرتكب زنا را به هلاك كند كسى ضامن خون بهايش نيست .

مساءله 5 – سزاوار آنست كه حاكم وقتى مى خواهد اجراء كند به مردم اعلام كند همه جمع شوند و حضور بهم رسانند، بلكه سزاواتر آنست كه بصرف اعلان اكتفاء ننموده دستور صادر كنند تا از خانه ها بيرون آيند و ناظر اجراء حد باشند، و احتياط آنست كه طائفه اى از مومنين كه حداقل سه نفر باشند حاضر شوند، و نيز سزاوار آنست كه سنگ ها كوچك باشد، بلكه اين به احتياط نزديكتر است ، و جائز نيست با ريگهاى كوچك كه كلمه سنگ بر آنها صادق نيست او را سنگسار كنند، همچنانكه جائز نيست با سنگ بسيار بزرگ كه يكى يا دوتاى آن او را مى كشد بزنند، و احتياط آنست كه كسانى كه مثل آن حد را بگردن دارند مخصوصا افراديكه همان گناهى كه محكوم مرتكب شد مرتكب شده اند حاضر در اجراء حد نشوند. بله اگر بين خود و خدا از آن گناه توبه كرده باشند مى توانند حاضر شوند، لكن اقوى آنست كه حضور اينگونه افراد مطلقا كراهت دارد چه توبه كرده باشند و چه نكرده باشند، و در اين مسئله فرقى نيست بين اينكه ثبوت زنا بوسيله بينه باشد يا بوسيله اقرار.

مساءله 6 – هر زمان كه قرار شد حد سنگسار بر زناكار جارى شود، حاكم به او دستور مى دهد غسل ميت كند يعنى اول با آب سدر و سپس با آب افور و آنگاه با آب خالص غسل نموده ، بعد كفن مى شود آنطور كه مردگان كفن مى شوند يعنى قطعات كفن را به او مى پوشانند، و حنوط مى شود قبل از كشته شدن آنطور كه ميت بعد از غسل حنوط مى شود، سپس ‍ سنگسار مى شود و بعد نماز ميت بر او مى خوانند و بدون غسل در قبرستان مسلمانان دفن مى شود. و واجب نيست شستن خون از كفن او، و اگر حدثى از او صادر شده قبل از كشته شدن اعاده غسل لازم نيست ، و نيت غسل او را خودش بايد بكند و به احتياط نزديكتر اين است كه حاكمى هم كه او را دستور مى دهد نيت كند.