بایگانی برچسب‌ها: احادیث-از-اصول-کافی

معتبر ترین یا دستکم از معتبر ترین کتابهای حدیث اهل تشیع است

هذیانات امام علی در مورد عرش الله

باب العرش و الکرسی مصاحبه رئیس نصاری با امیرالمومنین 1- جائلیق س- بمن بگو که خدای عز و جف حامف عبض اصت ثا عرش او را حمل میکند؟ ج- خدای عز وجل حامل عرش و آسمانها و زمین است و آنچه در آنها است و در میان آنها است و این گفتار خود خدای عز وجل است (41 سوره 35) براستی خداست که آسمانها و زمین را نگهمیدارد از اینکه از جای خود بدر شوند و اگر از جای خود بدر شوند، احدی نیست پس از خدا که آنها را نگهدارد براستی او است که بردبار و آمرزنده است. س- پس بگو اینکه میفرماید (17 سوره 69) «و بر میدارند عرش پروردگارت را بدوش در این روز هشت کس» چه معنی دارد با اینکه شما میفرمائید او خودش حامل عرش و آسمان ها و زمین است. ج- براستی خدای تعالی عرش را از چهار نور آفریده است. 1- نور سرخ که از آن سرخی، رنگ سرخ به خود گرفته است. 2- نور سبز که از آن سبزی،رنگ سبز به خود گرفته است. 3- نور زرد که از آن زردی، رنگ زرد به خود گرفته است. 4- نور سپید که از آن سپیدی، رنگ سپید به خود گرفته است. و آن دانشی است که خدا بحاملان عرش فرا داده است و آن از نور بزرگواری او است، ببزرگی و نورش دلهای مومنان را بینا کرده و بخاطر بزرگی و نورش نادانان با او دشمنی آغازند و ببزرگی و نورش هر که در آسمانها و زمین است از همه آفریدگان، درخواست وسیله از وی دارند با کردار های مختلف و دین های مشتبه، همه اینها در حمل خدا هستند و خدا بوسیله نور و بزرگواری و نیروی خود آنها را حمل میکند و اینها برای خود قدرت بر زیان و سود و مرگ و زندگی و برخواستن از گور ندارند، هر چیزی از جهان در توان خدا هستی دارد و خدای تبارک و تعالی است که آنها را نگه داشته که از جا در نروند و او است نگهدار هرچه آنها را فرا گرفته است و در آنها است و همان خداست زندگی هر چیز و روشنی هر چیز، مبرا و برتر است از آنچه بناحق گویند بسیار بسیار….. اصول کافی، پوشینه یکم برگ 230

کرک و پر فرشته ها در خانه ائمه میریخت

حسين بن ابى العلاء گويد: امام صادق عليه السلام دستش را به متكاهائى كه در خانه بود زد و فرمود: اى حسين ! اينها متكاهائى است كه فرشتگان بارها بر آن تكيه داده اند و ما گاهى پرهاى كوچك شان را از زمين برچيده ايم . اصول كافى جلد 2 صفحه 241 روايت 2 ابو حمزه ثمالى گويد. خدمت حضرت على بن الحسين عليهماالسلام رسيدم ، ساعتى در حياط توقف كردم و سپس وارد اتاق شدم ، حضرت چيزى از زمين برميچيد و دستش را پشت پرده مى برد و بكسى كه در آن اطاق بود مى داد. من عرض كردم : قربانت ، چيست كه مى بينم برميچينى ؟ فرمود: زياديهائى از پر فرشتگانست كه چون از نزد ما ميروند، (با ما خلوت ميكنند) آنها را جمع ميكنيم ، و تسبيح (بازوبند) فرزندان خود ميكنيم . عرض كردم : قربانت ، فرشتگان نزد شما ميآيند؟ فرمود: اى اباحمزه ! آنها روى متكاها جا را بر ما تنگ ميكنند. اصول كافى جلد 2 صفحه 241 روايت 3 موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: فرشته ئى نيست كه خدايش براى امرى بزمين فرو فرستد جز اينكه ابتدا نزد امام آيد و آن امر را باو عرض كند: و رفت و آمد ملائكه از نزد خداى تبارك و تعالى بسوى صاحب الامر است اصول كافى جلد 2 صفحه 242 روايت 4

توضیحات فوق تخصصی امام صادق در مورد شیوه خلفت جهان

جابر از امام باقر (ع) فرمود: براستی نام خدا که اعظم است، هفتاد و سه حرف است و همانا یک حرف از آن را آصف داشت و آنرا بزبان آورد و زمین میان او و تخت بلقیس( از بیت المقدس تا صنعای یمن- در حدود دو ماه راه) تا شد و بهم درنوردید تا آن تخت بدستش رسید و سپس زمین بحال خود برگشت، این کار در کمتر از چشم بهم زدن انجام شد، هفتاد و دو حرف از اسم اعظم نزد ما است و یک حرف از آن مخصوص خداست که برای خویش در علم غیب برگزیده ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. اصول کافی، پوشینه یکم برگ 444

توهمات امام صادق

حسين بن ابى العلاء گويد: امام صادق عليه السلام دستش را به متكاهائى كه در خانه بود زد و فرمود: اى حسين ! اينها متكاهائى است كه فرشتگان بارها بر آن تكيه داده اند و ما گاهى پرهاى كوچك شان را از زمين برچيده ايم . اصول كافى جلد 2 صفحه 241 روايت 2

اسباب بازی های امامان شیعه

امام باقر(ع) فرمود: عصای موسی(ع) از آن آدم(ع) بود و بدست شعیب افتاد و از آن پس به موسی بن عمران رسید و همان عصا نزد ما است و بهمین تازگی من آن را بررسی کردم مانند روزیکه از درختش برکنده اند سبز است و چون از اون پرسیده شود بسخن آید برای قائم ما آماده است و با آن همان کار کند که موسی(ع) میکرد و آن عصا هراس آور است و هر چه جادو کنند ببلعد و هر چه فرمانش دهند بکند و چون یورش برد ببلعد هر چه جادو کرده اند، دو شعبه(چون دو کام) از او باز شود که یکی روی زمین باشد و دیگری بر سقف و میان آن دو چهل ذراع(بیست گز) فاصله باشد و با زبان خود آنچه جادو کنند به کام خود کشد. اصول کافی، پوشینه یکم برگ 446 احمد بن ابی عبدالله گوید از امام رضا(ع) پرسیدم ذی الفقار شمشیر رسول خدا(ص) از کجا بود؟ فرمود: جبرئیل آن را از آسمان آورده بود، و زیور آن نقره است و آن شمشیر نزد من است. اصول کافی، پوشینه یکم برگ 452

خداوند در هنگام بیکاری چگونه خود را سرگرم میکند؟

امام صادق (ع) فرمود، براستی چون خدای عزوجل برای بنده خیر و خوبی خواهد بدلش پرتوی افکند و گوشهای دلش را باز کند و فرشته ای بر او گمارد که کمک او باشد و او را یاری دهد و چون برای بنده ای بد خواهد، نقطه سیاهی بدلش اندازد و گوشهای دلش را بربندد و بر او شیطانی گمارد که گمراهش کند، سپس این آیه را خواند (126-انعام): هر که را خدا خواهد که ره نماید او را نسبت باسلام خوشبین و بافهم سازد و هر که را که خواهد گمراه کند او را دل تنگ و بد بین نماید که گویا خود را بآسمان پرتاب میکند (یعنی مسلمانی به نظر او چنان سخت آید که گویا میخواهد بآسمان بالا رود). اصول کافی، پوشینه یکم برگ 310

ادعاهای مضحک امامان شیعه

ابوبصیر گوید، از امام باقر(ع) شنیدم که میفرمود:

در تفسیر این آیه (48-عنکبوت) بلکه آن آیاتی است روشن در سینه کسانیکه علم به آنها داده شده – اشاره به سینه خودش نمود.

اصول کافی، پوشینه یکم برگ 412

علی بن الحسین(ع) فرمود: مردم چه خرده ای از ما میگیرند، ما بخدا شجره ی نبوت، خاندان رحمت، معدن علم و محل رفت و آمد فرشته ها هستیم.

امیرالمومنین(ع) فرمود: براستی ما خانواده شجره ی نبوت، موضع رسالت، مختلف فرشته ها، خانه ی رحمت و معدن دانشیم.

اصول کافی، پوشینه یکم برگ 428

امام باقر(ع) میفرمود: (این مردم) نم را میمکند و نهر بزرگ را از دست می نهند. باو عرض شد؛ نهر بزرگ کدام است؟ فرمود: رسول خدا و علمی که خدا باو داده است، خدا عزوجل سنت پیامبران را از آدم(ع) تا محمد(ص) برای آن حضرت گرد آورد، باو عرض شد این سنت ها چه بود؟ فرمود علم و دانش همه پیغمبران یکجا و رسول خدا(ص) آنرا به علی(ع) منتقل کرد. مردی باو گفت یابن رسول الله، امیرالمومنین داناتر بود یا یکی از پیغمبران؟ امام باقر(ع) فرمود بشنوید این مرد چه میگوید، خدا گوش هر که را خواهد باز کند. من باو گفتم که خدا علم همه پیغمبران را برای محمد(ص) جمع کرد و او هم همه را نزد علی جمع کرد و باو تحویل داد و او باز هم از من میپرسد، علی داناتر است یا یکی از پیغمبران؟!!

اصول کافی، پوشینه یکم برگ 430

زراره گويد: خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه مردى از اهل كوفه از آنحضرت راجع بقول اميرالمؤ منين عليه السلام : ((هر چه خواهيد از من بپرسيد هر چه از من بپرسيد؛ شما خبر دهم )) سؤ ال كرد، حضرت فرمود: هيچ كس علمى ندارد جز آنچه از اميرالمؤ منين عليه السلام استفاده شده ، مردم هر كجا خواهند بروند، به خدا علم درست جز اينجا نيست و با دست اشاره به خانه خود كرد (مقصود خانه وحى و نبوت است ، نه خصوص خانه ملكى آنحضرت ).

اصول كافى جلد 2 صفحه 251روايت 2

امام باقر عليه السلام بسلمة بن كهيل و حكم بن عتيبه (كه هر دو زيدى مذهب و ملعون امام بودند) فرمود: بمشرق رويد و بمغرب رويد، علم درستى جز آنچه از ما خانواده تراوش كند، پيدا نكنيد.

اصول كافى جلد 2 صفحه 251 روايت 3

اموال منقول و غیر منقول امام صادق

امام صادق فرمود:

ما جمعی هستیم که خدا طاعت مارا فرض کرده است. انفال(غنیمت، جنگ، ملکی که کفار به مسلمانان واگذارند، سر کوهها، کف رودخانه ها، نیزارها و آنچه مانند آنها است) از آن ما است و برگزیده از مال هم(مقصود نخبه غنیمت است که تقریباً اختصاص به سران کفر داشته و پیغمبر و امام آن را برای خود انتخاب میکرده) از آن ما است. ما هستیم راسخون در علم و ما هستیم که محسود شدیم و خدا درباره ما فرموده (58-نسا) آیا بمردم حسد برند بواسطه آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده است.

اصول کافی، پوشینه یکم برگ 348

خداوند چگونه مردم را شیعه میکند؟

فضیل بن یسار گوید: به امام صادق(ع) گفتم: مردم را به این مذهب شیعه بخوانیم؟ فرمود: ای فضیل نه! براستی چون خدا خیر بنده ای را خواهد به فرشته ای فرمان دهد گردنش را بگیرد و او را خواه ناخواه وارد این مذهب کند. اصول کافی، پوشینه یکم برگ 311

امامان چگونه بدنیا می آیند؟

ابو بصير گويد:

همراه امام صادق عليه السلام حج گزارديم در ساليكه پسرش موسى متولد شد. چون در اءبواء (منزلى در ميان مكه و مدينه ) فرود آمديم ، براى ما صبحانه آوردند، و چون آن حضرت به اصحابش غذا مى داد، زياد و خوب تهيه مى كرد، ما مشغول خوردن بوديم كه فرستاده حميده (همسر امام صادق عليه السلام ) آمد و گفت : حميده مى گويد من خود را از دست داده ام و درد زائيدن در خود احساس مى كنم و شما به من دستور داده ايد كه نسبت به اين پسرت پيش از شما اقدامى نكنم . حضرت صادق عليه السلام بر خاست و با فرستاده به رفت . چون برگشت ، اصحابش عرض كردند: خدايت مسرور كند و ما را قربانت نمايد، با حميده چه كردى ؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و به من پسرى عطا فرمود كه در ميان مخلوقش از همه بهتر است و حميده از آن مولود به من مطلبى گفت كه گمان كرد من آن را نمى دانم ، در صورتيكه من به آن داناترم . عرض كردم : قربانت ، حميده نسبت به آن مولود به شما چه خبرى داد؟ فرمود: گفت چون از شكمش فرود آمد، دستها به زمين نهاده ، سر به آسمان بلند كرد، من به او خبر دادم كه اين عمل نشانه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و نشانه وصى بعد از اوست ، عرض كردم : قربانت : اين چگونه نشانه اى است براى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و وصى بعد از او؟ فرمود: در آن شبى كه نطفه جدم (زين العابدين عليه السلام ) بسته شد شخصى (فرشته ئى ) جامى نزد پدرش آورد كه در آن شربتى بود، رقيق تر از آب و نرمتر از كره و شيرين تر از عسل و خنك تر از برف و سفيدتر از شير، و به او آشامانيد و دستور نزديكى داد، او برخاست و نزديكى كرد و نطفه جدم بسته شد، و چون شبى كه نطفه پدرم بسته شد، فرا رسيد شخصى نزد جدم آمد و آن را به جدم آشاماند، چنانكه به پدر جدم آشامانيد و بوى دستور داد چنانكه به او دستور داد، جدم برخاست و نزديكى كرد و نطفه پدرم بسته شد، و چون شبى كه نطفه من بسته شد فرا رسيد، شخصى نزد پدرم آمد و به او آشامانيد آنچه را به آنها آشامانيد و دستورش داد آنچه به آنها دستور داد، پدرم برخاست و نزديكى كرد، و نطفه من بسته شد، و چون شبى كه نطفه پسرم بسته شد فرا رسيد، شخصى نزد من آمد چنانكه نزد آنها آمد و با من همان رفتار كرد كه با آنها كرد، پس من بسم خدا برخاستم و از آنچه خدايم مى بخشد شادمان بودم ، و نزديكى كردم و نطفه پسرم همين مولود بسته شد، متوجهش باشيد كه او به خدا پس از من صاحب شماست . همانا نطفه امام از نوشابه اى است كه به تو خبر دادم و چون آن نطفه چهار ماه در زهدان جايگزين باشد و روح در آن ايجاد شود، خداى تبارك و تعالى فرشته ئى كه نامش حيوان است برانگيزد تا بر بازوى راستش نويسد ((كلمه پرودگارت با راستى و عدالت پايان يافت ، كلمات خدا را دگرگون كننده ئى نيست و او شنوا و داناست )) (مقصود از كلمه همان امام است ). و چون از شكم مادرش فرود آيد، دستهايش را بر زمين گذارد و سرش را به آسمان بلند كند، اما دست بزمين گذاردنش ، رمز اين است كه : هر علمى را كه خدا از آسمان به زمين فرستد، او دريافت كند و اما سر به آسمان برداشتن براى اين است كه : ندا دهنده ئى از درون عرش ، از جانب پرودگار عزت و از افق اعلى او را بنام خود و نام پدرش صدا زند و بگويد: اى فلان بن فلان ثابت باش تا برجا بمانى (در تمام گفتار و كردارت از روى علم و بصيرت بر حق ثابت باش تا امامتت ثابت شود). براى عظمت خلقتت تو برگزيده از ميان خلق منى و محل راز و صندوق علم و امين وحى و خليفه روى زمين من هستى ، براى تو و هر كه از تو پيروى كند، رحمتم را واجب كردم و بهشتم را بخشيدم و در جوار خود در آوردم ، به عزت و جلالم هر كه با تو دشمنى كند با عذاب سختم او را بسوزانم ، اگر چه در دنيا از رحمت واسعه ام به او هم توسعه دهم . و چون آواز منادى پايان يابد، امام با دست بزمين و سر بسوى آسمان جوابش دهد و بگويد ((خدا و فرشتگان و دانشمندان گواهى دهند كه شايسته پرستشى جز او نيست ، به عدالت قيام كرده ، معبودى جز خداى تواناى حكيم نيست 18 سوره 3)) و چون چنين گويد، خدايش علم اول و علم آخر به او عطا كند و مستحق ملاقات روح در شب قدر گردد. عرض كردم : قربانت ، روح همان جبرئيل نيست ؟ فرمود روح از جبرئيل بزرگتر است ، جبرئيل از جنس فرشتگان است و روح مخلوقى است بزرگتر از فرشتگان عليهم السلام . مگر نه اين است كه خداى تبارك و تعالى فرمايد: ((فرشتگان و روح فرود آيند 5 سوره قدر)) (پس روح غير از فرشته است ).

اصول كافى جلد 2 صفحه 225 روايت 1

حسن بن راشد گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: زمانى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد امام را خلق كند به فرشته ئى دستور دهد كه شربتى از آب زير عرش گرفته به پدر امام بياشاماند، پس آفرينش امام از آن شربت است ، آنگاه چهل شبانه روز در شكم مادر است و صدا نمى شنود و بعد از آن گوشش براى شنيدن سخن باز مى شود، و چون متولد شود همان فرشته مبعوث شود و ميان دو چشم امام بنويسد كلمه پرودگارت براستى و عدالت پايان يافت كلمات او را دگرگون كننده ئى نيست و او شنوا و داناست و چون امام پيش از وى در گذرد، براى او مناره ئى از نور افراشته شود كه به وسيله آن كردار همه مردم را ببيند، و خدا بر خلقش بدان احتجاج كند

اصول كافى جلد 2 صفحه 228 روايت 2

يونس بن ظبيان گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: همانا خداى عزوجل چون خواهد امامى را از امامى ديگر خلق كند، فرشته ئى را مبعوث كند تا شربتى از آب زير عرش بگيرد و به امامش دهد تا بنوشد، سپس چهل روز در رحم بماند و سخن نشنود و بعد از آن سخن شنود. و چون مادرش او را بزايد، خدا همان فرشته ئى را كه نوشابه بگرفت بفرستد تا بر بازوى راست امام نويسد ((كلمه پروردگارت براستى و عدالت پايان يافت ، براى كلمات او دگرگون كننده ئى نيست )) و چون به امر امامت قيام كند خدا در هر شهرى برايش مناره ئى بر افرازد كه به وسيله آن اعمال بندگان را بنگرد. اصول كافى جلد 2 صفحه 229 روايت 3 اسحاق بن جعفر گويد: شنيدم پدرم (امام صادق عليه السلام ) مى فرمود: هنگاميكه مادران ائمه به آنها باردار شوند، سنتى مانند بيهوشى ايشان را فرا گيرد كه اگر در روز باشد يك روز و اگر در شب باشد يك شب در آن حال بسر برد، سپس در خواب بيند كه مردى او را به پسرى دانا و بردبار مژده مى دهد، او از آن مژده مسرور گردد و از خواب بيدار شود، و از طرف راستش از جانب خانه صدائى شنود كه گويد: بخير آبستن شدى و به سوى خير بگرائى ، و با خير آمدى (خير آوردى ) مژده باد ترا به پسرى بردبار و دانا، و در تن خود احساس سبكى كند و پس از آن از پهلوها و شكمش ناراحتى نبيند. و چون ماه نهم شود در خانه ، آواز بلندى (صداى حركتى ) بگوشش رسد و چون شب زائيدنش فرا رسد، در خانه نورى ظاهر شود كه جز او و پدرش آن را نبينند (چنانكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرشته را مى بيند و ديگران نمى بينند) و چون او را بزايد نشسته باشد (نه آنكه با سر فرود آيد) و برايش گشايش شود تا چهار زانو بيرون آيد و پس از اينكه روى زمين قرار گيرد، بچرخد تا قبله به هر طرف باشد، از آن منحرف نشود، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت به حمد خدا اشاره كند (چنانكه مستحب است پس از عطسه انگشت را سر بينى گذاشته و حمد خدا گويند) و ناف بريده و ختنه شده باشد و دندانهاى رباعيش از بالا و پائين و دودندان نيش و دودندان ضاحكه اش بر آمده باشد (گويا نبودن دندانهاى ديگر براى اين است كه پستان مادر را آزرده نكند) و در مقابلش نورى مانند شمش طلا بدرخشد و تا يك شبانه روز از دودستش نورى طلائى ساطع است و پيغمبران هم در زمان تولد چنينند (نسبت به تمام حالات ) و همانا اوصياء آويزه (اشرف اولاد) پيغمبرانند.

اصول كافى جلد 2 صفحه 230 روايت 5 امام باقر عليه السلام فرمود:

امام را ده علامت است :

1 پاكيزه وختنه شده متولد شود.

2 چون بدنيا آيد كف دست بزمين نهاده ، بشهادتين آواز بردارد.

3 محتلم نشود (پليدى جنابت باو نرسد اگر چه عسل بر او واجبست ).

4 چشمش بخوابد ولى قلبش بخواب نرود.

5 دهن دره و بغل باز كردن ندارد.

6 از پشت سر ببيند چنانكه از پيش رو بيند.

7 مدفوعش بوى مشك دهد.goh

8 زمين وظيفه دارد آنرا بپوشاند و فرو برد.

9 چون زره رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را پوشد بقامتش رساباشد و چون مرد ديگرى پوشد، كوتاه قد باشد و يا دراز قامت يك وجب بلندتر آيد.

10 تا زمان زفاتش محدث باشد (فرشته باو خبر دهد).

اصول كافى جلد 2 صفحه 231 روايت 8

الاغ شجره نامه دار

از امير المؤمنين- عليه السلام- روايت است كه غفير- اسم الاغ پيامبرـ صلي الله عليه وآله – به ايشان گفت:« (پدر و مادرم فدايت باد) اي رسول خدا ! پدرم از پدر بزرگم و او از پدرش و او از پدر بزرگش روايت ميكنندكه: (أنه كان مع نوح في السفينة فقام إليه نوح فمسح علي كفله ثم قال يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين و خاتمهم فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار) : او با نوح عليه السلام در كشتي بود نوح پشت او را دست كشيد و فرمود از نسل اين الاغ ، الاغي پيدا خواهد شد كه سرور وخاتم پيامبران بر او سوار ميشود پس خدا را سپاس ميگويم كه اين افتخار را به من بخشيد» اصول كافي 1/237

نشانه های امامان

امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد! با پا و براحتی متولد ميشود!جنب نميشود!اگر بخوابد قلبش بيدار است ..چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است ! همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه –اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ – کتاب حجه باب مواليد الائمه

شیر خوردن پیامبر

امام حسين از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود! لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث اصول کافی کتاب الحجه – باب مولد حسين ابن علی ________________________________ پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ( چون شير نبود) لما ولد النبی مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما اصول کافی – کتاب الحجه – باب مولد النبی – جلد يک ص ۳۷۳

فضایل امامان به روایت امام صادق

امام صادق(ع) فرمود: براستی خدا عزوجل ما را آفرید و خوب آفرید و صورتگری کرد و خوب تصویر نمود و ما را خزانه داران خود ساخت در آسمان و زمینش، درخت برای ما سخن گفت و بوسیله عبادت ما خدا عزوجل پرستش شد و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمیشد. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 368

کتک زدن برده توسط امام صادق

سدیر گوید: من و ابوبصیر و یحیی بزاز و داود بن کثیر در مجلس امام صادق(ع) بودیم، آن حضرت با چهره خشمگین وارد شد و چون به جای خود نشست فرمود: واعجبا از مردمانی که گمان میکنند ما علم غیب میدانیم، غیب را جز خدای عزوجل نمیداند. من خود آهنگ نمودم فلانه کنیزکم را بزنم، از دست من گریخت و ندانستم در کدام اطاق منزل پنهان شده است، سدیر گوید چون از جای خود برخواست و به اندرون منزل تشریف برد؛ من و ابوبصیر و میسر خدمت او رفتیم و به او گفتیم قربانت ما از تو شنیدیم که چنین و چنان فرمودی درباره کنیزک خود با اینکه میدانیم شما علم بسیاری داری و بازهم نسبت علم غیب به شما نمیدهیم. گوید: امام فرمود ای سدیر، مگر تو قرآن نمیخوانی؟ گفتم: چرا، فرمود: تو در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی به این آیه برخوردی؟(40-نمل) گفت: آنکه نزد او بود علمی از کتاب من آنرا برای تو می آورم پیش از آنکه چشم برهم بزنی، گوید گفتم قربانت من آن را خوانده ام، فرمود: آن مرد را شناختی و دانستی چه علمی از کتاب نزد او بوده است؟ گوید: گفتم به من از آن خبر دهید؛ فرمود: علم او به اندازه یک قطره بوده است در دریای اخضر(دریای مدیترانه) این اندازه چیست نسبت به علم کتاب؟ گوید گفتم: قربانت چه بسیار کم است این اندازه، فرمود: ای سدیر چه بسیار است که خدای عزوجل او را منسوب به علمی کرده که من بتو خبر میدهم. ای سدیر، آیا در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی این آیه را خوانده ای(43-رعد) بگو بس است برای گواه میان من و شما خداوند و کسیکه علم کتاب دارد، گوید گفتم: آن را خوانده ام قربانت؛ فرمود کسی که همه علم کتاب را دارد با فهم تر است یا کسیکه جزئی از علم کتاب را دارد؟ گفتم نه بلکه آنکه علم همه کتاب را دارد او با فهمتر است، فرمود با دست خود اشاره به سینه اش کرده و فرمود: بخدا علم کتاب نزد ما است، بخدا همه اش نزد ما است. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 495-496

بالاخره مردم بندگان امامان هستند یا نه!؟

محمد بن زید طبری گوید، من در خراسان بالای سر امام رضا(ع) ایستاده به خدمت بودم و جمعی از بنی هاشم که اسحاق بن موسی بن عیسی عباسی همراه آنها بود، شرفیاب حضور او بودند، آن حضرت فرمود ای اسحاق بمن خبر رسیده که مردم میگویند، ما عقیده داریم که همه مردم بنده های ما هستند، نه! سوگند بدان خویشی و قرابتی که با رسول خدا(ص) دارم، من خود هرگز چنین چیزی نگفتم و از پدران خود هم نشنیدم و بمن نرسیده است که یکی از نیاکان من چنین گفته باشد، ولی من میگویم که مردم بندگان ما هستند، در اینکه اطاعت ما بر آنها واجب است و در دیانت بما وابسته اند باید حاضران به غائبان برسانند.
اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 354

گلوله آتشین برای شیعیان

علی ابن ابراهیم از پدرش، و او از ابن ابی عمیر و او از سیف روایت کرده اند که حضرت امام ابی عبدالله صادق علیه السلام فرمود: در روز قیامت چیزی مثل گلوله می آید و به پشت مومن شیعه می زند تا او را وارد بهشت کند! اصول کافی – کتاب الایمان و الکفر، باب البر بالوالدین

علم چه کسی بیشتر است؟

امام باقر(ع) میفرمود: (این مردم) نم را میمکند و نهر بزرگ را از دست می نهند. باو عرض شد؛ نهر بزرگ کدام است؟ فرمود: رسول خدا و علمی که خدا باو داده است، خدا عزوجل سنت پیامبران را از آدم(ع) تا محمد(ص) برای آن حضرت گرد آورد، باو عرض شد این سنت ها چه بود؟ فرمود علم و دانش همه پیغمبران یکجا و رسول خدا(ص) آنرا به علی(ع) منتقل کرد. مردی باو گفت یابن رسول الله، امیرالمومنین داناتر بود یا یکی از پیغمبران؟ امام باقر(ع) فرمود بشنوید این مرد چه میگوید، خدا گوش هر که را خواهد باز کند. من باو گفتم که خدا علم همه پیغمبران را برای محمد(ص) جمع کرد و او هم همه را نزد علی جمع کرد و باو تحویل داد و او باز هم از من میپرسد، علی داناتر است یا یکی از پیغمبران؟!! اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 430

خاندان نبوت چیستند؟

علی بن الحسین(ع) فرمود: مردم چه خرده ای از ما میگیرند، ما بخدا شجره ی نبوت، خاندان رحمت، معدن علم و محل رفت و آمد فرشته ها هستیم.
__
امیرالمومنین(ع) فرمود: براستی ما خانواده شجره ی نبوت، موضع رسالت، مختلف فرشته ها، خانه ی رحمت و معدن دانشیم.
اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 428

ارث پیامبر و خر سخنگو

ابان ابن عثمان از امام صادق(ع) فرمود: چون مرگ رسول خدا(ص) در رسید، عباس ابن عبدالمطلب و امیرالمومنین(ع) را طلبید، رو به عباس کرد و فرمود: ای عم محمد، حاضری ارث محمد را ببری و وامش را بپردازی و به وعده هایش عمل کنی؟ جواب رد به آن حضرت داد، گفت یا رسول الله پدر و مادرم بقربانت، من پیرمردی عیالوارم و کم دارائی، کیست که تواند با شما همسری و برابری کند و شما با باد همکاری داری(یعنی دست به بادی و هر چه داری به مردم میدهی) پیغمبر اندکی سربزیر انداخت و باز فرمود: ای عباس حاضری که ارث محمد را ببری و به وعده های او عمل کنی و وام او را بپردازی؟ باز در جواب عرض کرد: پدر و مادرم بقربانت، پیرمردی است عیالوار و کم دارایی و شما با باد مسابقه میدهی، فرمود اکنون من آن را به کسی دهم که بحق آن را دریافت کند سپس فرمود: ای علی ای برادر محمد به وعده های محمد عمل کنی و وامش را بپردازی و ارثش را دریافت کنی؟ عرض کرد: آری، پدر و مادرم بقربانت همه اینها بر عهده من باشد و ارث هم از آن من باشد (علی علیه سلام گوید) به آن حضرت نگاه کردم که خاتم خود را از انگشت برآورد و فرمود تا زنده ام این خاتم را بدست کن. گوید چون خاتم را در انگشت خود نمودم و در آن نظر کردم، آرزو کردم که از همه ارث آن حضرت همین انگشتر را داشته باشم، سپس فریاد کرد ای بلال خود و زره و پرچم و پیراهن و ذی الفقار و سحاب(یک عمامه مخصوصی بوده) و برد(جامه مخصوصی) و ابرقه(کمربند دورنک) و عصا را بیاور. بخدا من آن کمربند را جز در این ساعت ندیده بودم. یک رشته آورد که چشمها را خیره میکرد، برخلاف انتظار از کمربندهای بهشتی بود. فرمود: یا علی، جبرئیل آن را برایم آورده و گفته است ای محمد آن را در حلقه گذار و کمر را با آن محکم ببند و بجای کمربند باشد، سپس دو جفت نعلین عربی را خواست. یکی پینه داشت و دیگری نداشت و دو پیراهن خواست یکی پیراهنی که در آن به معراج رفته بود و دیگر پیراهنی که روز احد در آن به میدان رفته بود و سه کلاه-یکی کلاه مسافرت و دوم کلاه مخصوص روز عید فطر و قربان و ایام جمعه و سوم کلاهی که میپوشید و در جلسه اصحاب خود حاضر میشد- سپس فرمود: ای بلال برو و دو استر مرا بیاور، یکی شهباء و دیگری دلدل و دو ناقه مخصوص مرا بیاور یکی عضباء و دیگری قصوی و دو اسب خاص مرا بیاور، یکی بنام جناح که همیشه در مسجد برای حوائج پیغمبر(ص) بسته بود و دیگری بنام حیزوم و همان اسبی بود که میفرمود «اقدم حیزوم – پیش آ حیزوم» و یک راس الاغ بنام عفیر و فرمود همه اینها را تا زنده ام دریافت کن، امیرالمومنین(ع) یادآور شد که اول چهارپا که هلاک شد همان عفیر بود، همان ساعتی که رسول خدا(ص) وفات کرد افسار خود را برید و بیهوشانه دوید تا درقباء خود را به چاه بنی خطمه افکند و آن را گور خود ساخت، روایت شده که امیرالمومنین(ع) فرمود: این الاغ با رسول خدا(ص) سخن گفت و اظهار داشت که پدر و مادرم به قربانت، براستی پدرم از پدرش و او از جدش و او از پدرش بازگفت که با نوح در کشتی بود و حضرت نوح برخاست و دستی به کفل او کشید و فرمود: این الاغی است که از صلب این الاغ خری برآید که سید انبیا و خاتم آنان بر پشت آن سوار شود، حمد خدا را که مرا آن الاغ مقرر ساخت. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 453-454-455

میخ های فهمیده

محمد بن حکیم از ابو ابراهیم(ع) (امام کاظم) فرمود: سلاح(ذوالفقار) نزد ما سپرده است و از آفت و تعرض مصونست. اگر نزد بدترین خلق خدا سپرده شود بهترین آنها باشد، پدرم برای من بازگفت که چون با زوجه ثقفیه خود عروسی کرد، در دیوار خانه شکافی ساخته بود و سلاح را در آن پنهان کرده و همان اتاق را برای شب زفاف زیور بسته بودند. بامداد شب عروسی نظرش به دیوار افتاد و دید برابر مخزن سلاح پانزده میخ کوبیده اند و برای سلاح نگران شد و به عروس فرمود، تا به اتاق دیگر رود، چون با خدمتکاران کاری در این اتاق دارد. سلاح را بازدید کرد و ملاحظه کرد که هیچ میخی در اطراف سلاح کوبیده نشده مگر اینکه از اصابت با سلاح منصرف شده و سرش از روی شمشیر بسوی دیگر برگشته و هیچ کدام به شمشیر برنخورده اند. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 452

انسان بی امام همانند گوسفند بی چوپان است!

محمد بن مسلم گوید، شنیدم امام باقر(ع) میفرمود: هر که با پرستش برای خدای عزوجل دینداری کند و گرچه خود را در آن بسختی و کوشش وادارد ولی رهبری از طرف خدای برای اون نباشد، کوشش او پذیرفته نیست، او گمراه و سرگردان است و خدا کردار او را بد شمارد. او بمانند گوسفندی است که از چوپان و گله ی خود گمشده و تمام روز را میدود و میرود و می آید و شب هنگام گله ای را میبیند با چوپانش، بدان دل میدهد و فریب میخورد و شب را در خوابگاه آن بسر میبرد و چون بامداد چوپان گله ی خود را میراند آن گوسفند گمشده نه چوپان را میشناسد و نه گله را و سرگردان میدود به دنبال چوپان و گله ی خودش؛ باز گله گوسفندی را با چوپانش میبیند و بدان دل میدهد و فریب میخورد ولی چوپان بر وی فریاد میکند که بدنبال چوپان و گله ی خود برو، تو از چوپان و گله ات گم شدی و سرگردانی و او هراسان، سرگردان و گم میدود و چوپانی ندارد که او را بچراگاه خود رهنمایی کند و برگرداند. در این میان سرگردانست. گرگ از گم شدنش فرصت را غنیمت میشمارد و او را میخورد. بخدا ای محمد! هر که صبح کند از این امت و امامی که از طرف خدای عزوجل که هم امامت او روشن و هم عادل باشد نداشته باشد چنین است که صبح کرده گمراه شده و اگر بر این حالت بمیرد در حال کفر و نفاق مرده است. ای محمد بدان که پیشوایان جور و پیروانشان از دین خدا برکنارند؛ گمراهند و گمراه کننده و هر کرداری کنند چون خاکستریست که باد سخت در روز طوفانی به آن تاخته و از آنچه کردند نیروی سود بردن ندارند، اینست آن گمراهی هویدا. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 342-343

خدا و علم

فضیل بن یسار گوید از امام باقر شنیدم میفرمود علم دو علم است یکی علمی که نزد خدا نهفته است و احدی از خلقش را بر آن مطلع نکرده و علمی که بفرشته ها و رسولان خود آموخته آنچه را به فرشته ها و رسولان آموخته براستی محققا خواهد بود خدا نه خود را تکذیب کند و نه فرشته ها و رسولان خود را و آن علمی که نزد خودش گنجینه است هرچه را خواهد پیش دارد و هرچه را خواهد پس انداز و هرچه را خواهد ثبت نماید اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 263 __________ امام صادق فرمود براستی برای خدا دو علم است علمی نهفته گنجینه که جز خود او نداند و بداء از این علم باشد و علمی که به فرشته ها و رسولان و پیغمبرانش آموخته و ما آنرا میدانیم. __ منصور بن حازم گوید از امام صادق پرسیدم امروز چیزی تواند بود که دیروز گذشته در علم خدا نبوده؟فرمود:نه هرکس اینرا معتقد باشد خدایش رسوا سازد گفتم بفرمائید که آنچه بود و آنچه تا قیامت خواهد بود آیا در علم خدا نیست؟فرمود چرا از پیشتر که خلق را بیافریند. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 264

امامان ختنه شده بدنیا می آیند!

محمدبن زیاد ازدی گوید: هنگامیکه حضرت رضا به دنیا آمد، از موسی بن جعفر شنیدم که میفرمود: این فرزندم ختنه شده و پاک و پاکیزه به دنیا آمده است و هیچ یک از امامان متولد نشوند، مگر آنکه ختنه شده و پاک و پاکیزه باشند، ولی ما برای عمل کردن به سنت نبوی و پیروی کردن از آیین پاک و معتدل ابراهیمی، در جای ختنه ی کودک تیغ میکشیم.(کمال الدبن و تمام التعمه 433/2 ، مکارم الاخلاق 230) سنن النبی صفحه 152 امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد! با پا و براحتی متولد ميشود!جنب نميشود!اگر بخوابد قلبش بيدار است ..چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است ! همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه –اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه

امام حسن بزرگترین زبانشناس تاریخ

از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب ! و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات اصول کافی – جلد يک – ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی

ارتباط معنوی رسول الله و خر مبارکش

روايت از علی (ع) ..

اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود پدر و مادرم فدای تو! پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرد که او خری بود که نوح (ع) در کشتی گذاشت! و آنزمان نوح به جد من گفت ای مردم از نسل اين خر خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود ! و من خوشحالم که آن خر هستم عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ………

اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴ کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله

چند مسئله پیچیده پزشکی

خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! – شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر . اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ تو سل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود! التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين -باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵

سخن گفتن با سنگ

هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امم سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد …محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و …… اصول کافی – جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸

خوردن خاک

خوردن خاک نفاق می اورد -اکل الطين يورث النفاق الکافی جلد۲- ص۲۶۵ خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء- اصول کافی جلد ۳ – ص ۳۸۷