يكي تو خيابون عرق خورده بود ، بسيجي ها ميگيرنش ميگين همينجا حد مشروبخواري را بزنيم و طرف را آزاد كنيم .شلوار طرف را تا زانو ميكشن پايين و شروع ميكنن به كپلهاش شلاق زدن . اولي چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه ، شلاق رو ميده به دومي و ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر ! دومي هم چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه به سومي ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر !تا اينكه همشون شلاق ميزنن و به يارو ميگن پاشو برو ! طرف بلند ميشه شلوارشو بكشه بالا ميبينه كپلهاش باد كرده شلوارش بالا نمياد ، رو به بسيجي ها ميكنه ميگه : برادرا ! زحمت بكشن تا درب فيضيه رو هم ببندن !