همهٔ نوشته‌های Arash_Bikhoda

GPS اسلامی

2517- و عبد اللّه بن ميمون به اسناد خود روايت كرده است كه: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: زمانى كه راه را گم كنيد، بطرف راست رهسپار شويد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:183.

الله گویا نوشتاری از آفرینش را بر روی سنگی نقش کرده است

2311- و حريز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه گفت: «در حجر نوشته‏اى به اين مضمون يافتند: من اللَّه صاحب بكّه‏أم در آن روز كه آسمانها و زمين را آفريدم، و آن روز كه خورشيد و ماه را خلق كردم آن را ساختم. و آن را بوسيله هفت فرشته، نيكو محافظت نمودم، در آب و شير آن براى اهلش بركت نهاده‏اند. روزى آن از راههاى متعدّد، از بالاى آن شهر و پائين آن و از طريق ثنيّه همى آيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:96.

شش پیشآمد شوم در راه مسافر

2403- و سليمان بن جعفر جعفرى از ابو الحسن، موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كرده است، كه فرمود: چيزهاى نحس و مشئومى كه مسافر در راه خود با آن مواجه مى‏شود، شش چيز است: كلاغى كه از سمت راستش بانگ برآورد، و سگى كه دم خود را افراشته دارد، و گرگ زوزه كشى كه روى دم نشسته و زوزه بكشد و سه بار زوزه‏اش بلندتر و كوتاه‏تر شود، و آهوئى كه از سمت چپ براست او حركت كند، و جغدى كه در حال فرياد زدن باشد، و زنى كه پيرى در جوانيش راه يافته و دوران خوبى و خرّميش سپرى شده باشد و موى پيش رويش سفيد گشته است، و ماده خرى كه گوش آن را بريده باشند. پس هر كس كه از اين اشياء توهّمى و اضطرابى در دل خود احساس كند، ميبايد بگويد: پروردگارا بتو پناه ميبرم از شرّ آنچه در دل خود احساس ميكنم، پس مرا از آن محفوظ بدار. و امام فرمود: پس در اين حال از آن شرور محفوظ ميماند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:137.

پرندۀ ملحد

2328- و معاوية بن عمار روايت كرده است كه «نزد امام صادق عليه السّلام شدند، و گفتند پرنده‏اى تيز چنگ بر فراز كعبه است كه هيچ يك از كبوتران حرم بر او نميگذرد، مگر آنكه آن را با منقار و چنگال خود همى زند. امام عليه السّلام فرمود: آن را بدام افكنيد و بكشيد زيرا كه آن دستخوش الحاد شده است. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:108.

شتر شناسی

2483- امام صادق عليه السّلام فرمود: از اشتران سرخ موى احتراز كنيد زيرا كه آنها كوتاه‏عمرترين اقسام اشترانند.

2485- و حضرت صادق عليه السّلام فرمود: اشتران سياه و زشت منظر را بخريد، زيرا كه آنها درازعمرترين اقسام اشترانند.

2487- و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عبور از ميان قطار اشتران را نهى كرد. گفتند: چرا يا رسول اللَّه، فرمود: زيرا، هيچ

قطارى نيست مگر آنكه ميان، هر شتر تا شتر ديگرش شيطانى موجود است.

2207- و هر شترى را كه سه سال بر فراز جهازش حجّ كنند از شتران بهشت قرار گيرد.

من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:168و169و49.

ویژگی های عصا

و گفت: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: بدست گرفتن عصا فقر را از ميان ميبرد، و شيطان با او مجاورت نميكند. (يا بنا بر بعض از نسخه‏ها كه «لا يحاوره» با حاء است محاوره نمى‏كند). و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: كسى كه بخواهد كه زمين برايش درنورديده شود، ميبايد عصائى از چوب بادام تلخى را بدست گيرد. و نيز آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: عصا بدست بگيريد، زيرا كه آن از سنّتهاى برادران پيمبر من است، و بنى اسرائيل كوچك و بزرگشان با عصا راه ميرفتند، تا در راه رفتنشان تكبر نكنند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:140.

شكايت كعبه از كسادی بازار

و روايت شده است كه كعبه در دوران فترت، و فاصله ميان عيسى و محمد صلوات اللَّه عليهما بسوى خدا شكايت برد، و گفت: پروردگارا چه رخ داده است كه زائرين من كم شده‏اند؟ چه رخ داده است كه عيادت‏كنندگان من كاهش يافته‏اند؟ پس خداى- جلّ جلاله- بسوى او وحى فرستاد كه: من نازل‏كننده نورى جديد بر قومى هستم كه مشتاق تو ميشوند، همان طور كه جانداران مشتاق اولاد خود ميشوند. و واله و شيداى تو ميگردند، همان گونه كه زنان واله و شيداى همسران خود ميگردند. و مقصود از اين قوم امّت محمد صلّى اللَّه عليه و آله هستند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:96 .

مكّه، خوشیاندترین دیار برای الله!

و سعيد بن عبد اللّه أعرج از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: خوشايندترين زمين نزد خداى تعالى مكّه است. و هيچ خاكى نزد خداى عزّ و جلّ از خاك مكّه، و هيچ سنگى نزد خداوند عزّ و جلّ از سنگ مكّه، و هيچ درختى نزد خداى عزّ و جلّ از درخت آن، و هيچ كوهستانى نزد خداى عزّ و جلّ از كوهستان آن، و هيچ آبى نزد خداى عزّ و جلّ از آب آن خوشايندتر نيست. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:93.

چگونگی برخورد محمد با مقدسات بت پرستان

و محمد بن احمد سنانى، و على بن أحمد بن موسى الدّقّاق روايت كرده‏اند، كه ابو العبّاس احمد بن يحيى بن زكرّياى قطّان ما را حديث كرد، و گفت كه عبد اللَّه بن حبيب ما را حديث كرد، و گفت: تميم بن بهلول ما را حديث كرد، از پدرش، از ابو الحسن عبدى، از سليمان بن مهران، كه گفت: جعفر بن محمد عليهما السّلام را گفتم: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چند حجّ بجاى آورد؟ امام فرمود: بيست حجّ، و در هر حجّ به سرزمين «مأزمين» ميگذشت و پس در آنجا فرود مى‏آمد و ادرار ميكرد. گفتم اى پسر رسول خدا، چرا در آنجا فرود مى‏آمد، و ادرار ميكرد؟گفت: زيرا آنجا محلّى بود كه بتها در آن محلّ مورد عبادت واقع شدند، و آن سنگ كه هبل را از آن تراشيده‏اند از آنجا گرفته شده است‏. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:85.

طواف حيوانات

و زراره از ابو جعفر عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: سليمان در موكبى از جنّ و انس و پرندگان و بادها حجّ بيت بجاى آورد، و جامه‏اى قباطى بر آن بپوشانيد.شرح: «قباطى جامه‏اى سفيد است كه از ناحيه قبط يا مصر آورند». من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:81.

نوح با کشتی خود به زیارت کعبه میرود!

و روايت شده است كه طول كشتى نوح عليه السّلام هزار و دويست ذراع و عرض آن صد ذراع، و ارتفاع آن هشتاد ذراع بوده است، پس نوح بر آن سوار شد و كشتى هفت شوط بر گرد كعبه طواف كرد، و هفت بار در ميان صفا و مروه سعى نمود، پس آنگاه بر فراز كوه جودى استقرار يافت. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:72.

حج جهاد ضعفا

و امام صادق عليه السّلام فرمود:

حجّ جهاد ضعفا است، و ما (اهل بيت) هستيم آن ضعفا. (يعنى اهل جور و جفا و طرفدارانشان ما را به استضعاف كشيدند، و حقّ ما را گرفتند، و جهاد براى ما امكان ندارد، از اين رو آن را مبدّل به حجّ ساختيم).

من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:66.

آیا میدانستید که جای «کعبه» در وسط کره ی زمین است؟

پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: كعبه را از آن روز كعبه ناميده‏اند كه در ميانگين دنيا جاى دارد.- يعنى وسط سطح زمين قرار دارد- من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج3،برگ:4.

از درد شکم مردن، نشان شیعه بودن است!

امام صادق عليه السّلام فرمود: دشمنان ما عمدتا بسبب طاعون ميميرند، شما شيعيان ما بعلّت شكم‏ها ميميريد، بدانيد كه اين خود علامتى است براى شما اى شيعيان. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ275.

مغلطه ترکیب

این مغلطه همچنین با نام Fallacy of Composition شناخته میشود.

شرح مغلطه

مغلطه ترکیب در یک استدلال زمانی رخ میدهد که درستی حکمی در ارتباط با یک کل مبتنی بر درستی آن حکم در ارتباط با اجزاء آن کل باشد و انتقال مشروع آن حکم از اجزاء به کل میسر نباشد. به عبارت دیگر هنگامی این مغلطه رخ میدهد که شخصی مدعی درستی گزاره ای در مورد اجزاء یک کل شود، و سپس نتیجه بگیرد که آن گزاره در مورد خود آن کل نیز صدق میکند.

الگوی کلی که این مغلطه بصورت زیر است

1- گفته میشود که ادعای C در مورد تمام اجزای یک کل مانند W درست است

2- نتیجه گرفته میشود که ادعای W نیز درست است

دلیل مغالطه بودن

دلیل مغالطه آمیز بودن «مغلطه ترکیب» این است که گاهی در کنار هم قرار گرفتن اجزاء یعنی ترکیب شدن آنها با یکدیگر، چینش و کنش و واکنش آنها نسبت به یکدیگر و ارتباطشان سبب بوجود آمدن خواصی میشود که با خواص تک تک اعضا متفاوت است. نمونه روشن برای این قضیه نمک است که از کلر و سدیم که هردو سمی هستند بوجود آمده است اما سمی نیست و خوراکی است. همچنین یک تیم فوتبال که از بهترین بازیکنان دنیا تشکیل شده است لزوماً تیم فوتبال خوبی نیست، چون ممکن است بازیکنان با یکدیگر هماهنگی نداشته باشند و یا مصدوم باشند.

البته روشن است که در برخی موارد این انتقال حکم از جزء به کل میتواند معتبر باشد، برای نمونه به موارد زیر توجه کنید:

اجزاء این ساختمان آجری هستند، پس کل این ساختمان آجری است

ساعت من از اتم ساخته شده است، اتم جرم دارد، پس ساعت من جرم دارد

هر سی سی از این لیوان شیر فاسد است، بنابر این کل شیر درون این لیوان فاسد است

لذا روشن است که ترکیب یک مغلطه رسمی نیست بلکه یک مغلطه غیر رسمی است با نگاه کردن به ساختار یک استدلال و کشف اینکه یک ترکیب است نمیتوان حکم داد که این استدلال مغالطه آمیز است بلکه باید به انتقال حکم نگاه کرد و دید که آیا این انتقال معتبر است یا نه و این تصمیم گیری زمانی میتواند انجام گیرد که دانش کلی نسبت به وضعیت و اجزاء و خواص آنها وجود داشته باشد. در استدلال اغلب این بار بر گردن کسی است که استدلال حاوی ترکیب را مطرح کرده است نه منتقد.


چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟

بهترین راه برای روبرو شدن با شخص مغالط این است که برای او توضیح دهیم کل همواره لزوماً همان خواصی که اجزاء دارند را از خود بروز نمیدهند و اگرچه ممکن است نتیجه گیری این استدلال درست باشد ولی شیوه استدلال مناسب نیست و باید دلایل دیگری برای اثبات حکم اقامه شود.

معمولاً میتوان این مغالطه را با چند مثال آشکار و ساده به شخص مغالط تفهیم کرد، برای نمونه میتوان انتظار داشت مثال 7 و 10 را هر آدمی با هر میزان هوش درک کند.


مثال

1-

سودابه- من معتقدم جهان دارای علت است.

کاوه- چرا به چنین چیزی باور داری؟

سودابه- چون هر چیزی که در جهان است دارای علت است.

2-

کاوه- نمک یک ماده سمی است و از خوردن آن باید خود داری کرد.

سودابه- چرا؟

کاوه- چون نمک مرکب از سدیم و کلر است و این هردو سمی هستند

3-

سودابه- تیم ملی فوتبال ایران تیم بسیار حرفه ای و خوبیست.

کاوه- چرا؟

سودابه- چون تک تک بازیکنان این تیم از بهترین بازیکنان جهان هستند.

4-

کاوه- به نظر من گربه یک جانور نامرئی است

سودابه- چرا اینطور فکر میکنی؟

کاوه- چون گربه از اتم تشکیل شده است و اتم نامرئیست.

5-

سودابه- چرا برای من آبگوشت و سوپ جو سفارش دادی؟

کاوه- چون من میدانم هردو اینها را دوست داری، پس اگر در کنار هم باشند هم خوشت خواهد آمد

6-

کاوه- در کشور ما قطارها چند برابر خودروهای معمولی سوخت مصرف میکنند.

سودابه- از کجا چنین چیزی معلوم است؟

کاوه- چون یک قطار بیش از یک خودرو سوخت مصرف میکند.

7-

سودابه- من تصمیم گرفتم آن دامن قرمز و بلوز آبی و کفش سیاهم را برای میهمانی امشب بپوشم

کاوه- فکر نمیکنی لباس شصت رنگ بپوشی بی ریخت خواهد بود؟

سودابه- تو خودت به من گفته بودی که از آن دامن و آن پیراهنم را خیلی دوست داری و آن کفش را هم خودت برایم خریده ای حالا چه شده است که نظرت عوض شده؟

8-

کاوه- من هم تو و هم دوست دختر قبلیم را خیلی دوست دارم!

سودابه- خوب؟

کاوه- به همین دلیل فکر میکنم اگر هر سه ما در یکجا زندگی کنیم خیلی خوب خواهد شد.

9-

سودابه- من فکر نمیکنم رقصیدن در اسلام حرام باشد

کاوه-چطور مگه؟

سودابه- چون چرخاندن سر و تکان دادن دست و عقب و جلو گذاشتن پا در اسلام جرم نیست، مگر رقصیدن چیزی غیر از انجام دادن همزمان همه این کارهاست؟

10-

کاوه- من فکر میکنم هر کسی حق دارد به بینی دیگران مشت بزند

سودابه- چطور؟

کاوه- چون هر کسی حق دارد دستش را در هوا به سرعت حرکت دهد، و هر کسی حق دارد به هر کس دیگری نزدیک شود، بنابر این اشکالی ندارد اگر کسی به کسی نزدیک شود و دستش را سریع تکان بدهد.


برای مطالعه بیشتر

1- فالاسی فایلز

http://www.fallacyfiles.org/composit.html

2- ویکیپدیا

http://en.wikipedia.org/wiki/Fallacy_of_composition

3- Critical Thinking, An introduction to the Basic Skills, Fourth edition, William Hughes & Johnathan Lavery,Broadview Press, 2004, Page 155.

4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 112.

5- A Concise Introduction to Logic, Patrick J.Hurley, 7th Edition, Page 167.

6- Win every argument,Continuum International Publishing Group (November 2007), Madsen Pirie, Page 31.

لمس شدن، دلیلی محکم برای طلاق

منقول است از عبدالله ابن عباس: مردی به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: همسرم از برخورد دست مردی که او را لمس میکند جلوگیری نمیکند. پیامبر فرمود: طلاقش بده. مرد گفت: میترسم درونم به وی تمایل داشته باشد. فرمود: پس لذتش را ببر. سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2044

روش نزدیکی با برده ی زن بطور خداپسندانه

منقول است از ابوسعید الخدری:

مردی گفت: یا رسول الله! من برده ی زنی دارم و آلت خود را (در حین دخول) از وی بیرون میکشم، دوست ندارم حامله شود. هدف من (از دخول) همین چیزی هست که هدف همه ی مردها از دخول است. یهودیان میگویند که بیرون کشیدن آلت(عزل) به معنی زنده بگور کردن دختران در مقیاس کوچک است. پیامبر فرمود: یهودیان دروغ گفته اند. اگر الله بخواهد(بچه ای) بوجود آورد. شما نمیتوانید اجتناب کنید.

سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2166

sex

زاییدن مهمترین وظیفه زنان

منقول است از مقعیل ابن یسار: مردی به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: من زنی خوب و زیبا یافته ام ولی بچه دار نمی شود. آیا با وی ازدواج کنم؟ فرمود: نه. دوباره بازآمد و حضرت وی را از این کار منع نمود. برای بار سوم به پیش رسول آمد و رسول فرمود: با زنانی ازدواج کنید که بامحبت و بسیار بچه آور(کثیرزا) هستند تا توسط شما شمار مردم من بیشتر شود. سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2045

وقتی امام صادق پزشک شود، نتیجه همین میشود

محمد پسر عیسی از علی پسر حکم از اسماعیل منقری از جدش عبدالله پسر مغیره از اسماعیل پسر مسلم از صادق جعفر بن محمد نقل کرد که فرمود: هر کس که گل بخورد، خارش بدن گیرد و به بواسیر مبتلا گردد و دردی بد در او تحریک شود و قوت پاهایش از بین برود و هر چه از کارش کم شود، نسبت به ایام تندرستیش مورد محاسبه قرار گیرد و نسبت به آن مورد عذاب واقع شود.

امالی شیخ صدوق، برگ 633

گناه بیماری قلبی میاورد!

ابی عبدالله از پدر عبدالله پسر مغیره و محمد پسر سنان از طلحه پسر زید از ابی عبدالله صادق نقل کرد که فرمود: هیچ چیزی قلب را بیش از گناه فاسد نمی کند، زمانی که دل آلوده به گناه شد مغلوب آن می گردد تا سرانجام وارونه گردد، پایینش بالایش شود و بالایش پایینش. امالی شیخ صدوق، برگ 631

شهادت زنان در هلال ماه پذیرفته نمیشود!

و روزه سال سه روز است از هر ماه: پنج شنبه اول و چهار شنبه میانه و پنج شنبه دهه آخر ماه. روزه ماه رمضان واجب است و با روئیت ثابت میشود، نه با رای و گمان، هر کس که بدون روئیت روزه بدارد و یا افطار کند، مخالف دین امامیه است و شهادت زنان، در طلاق و روئیت هلال پذیرفته نمی شود. امالی شیخ صدوق، برگ 1013ـ1014

در باب زکات و خمس

زکات را باید به شیعه داد، و به پدر و مادر و فرزند و شوهر و زوجه و مملوک و واجب النفقه دیگر نمیتوان داد. خمس در انداره یک دینار طلا از گنج ومعدن و غوص و غنیمت جنگ واجب است وحق خدا و رسول و ذی القربیاست. امالی شیخ صدوق، برگ 10013

نقش شمشیر در منش محمد بن عبدالله

محمد پسر احمد پسر یحیی پسر عمران اشعری از محمد پسر اسماعیل از علی پسر حکم از عمر پسر ابان از ابی عبدالله صادق از پدرانش نقل میکند که رسول خدا فرمود : تمام خوبی ها در شمیر است و زیر سایه شمشیر و مردم استوار نشوند مگر با شمشیر و شمشیر ها کلید های بهشت هستند. امالی شیخ صدوق، برگ ۹۰۷

پاداش هایی در ناکجاآباد، برای جهاد

برقی از پدرش از وهب قرشی از صادق جعفر بن محمد از پدرش از جدش نقل کرد که گفت رسول خدا فرمود:

بهشت دری به نام باب المجاهدین دارد که جهاد پیشگان به سوی آن میروند و در آن هنگام آن باز است و آنها در حالی که شمشیر به کمر دارند و مردم در موقف محشر معطل هستند و ارد بهشت میشوند و فرشتگان به انها خوش امد میگویند پس هرکس که جهاد را ترک کند خوار و تنگ روزی و بی دین میشود خداوند تبارک و تعالی امتم را بر سم اسبان و تیرگاههای تیراندازی هایشان عزت بخشیده است.

امالی شیخ صدوق، برگ ۹۰۵