احمدي نژاد زنگ میزنه فلسطین زود قطع میکنه ازش دلیلش رو میپرسند میگه: می خواستم ببینم هنوز اشغاله یا نه
همهٔ نوشتههای Arash_Bikhoda
خامنه اي و فلسطين
-خامنه اي ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه
جوراب احمدینژاد
خبر ميدن آب رودخانه كرج گل آلود شده ، مردم ميرن ببينن چي شده ؟ميبينن احمدي نژاد داره جوراباشو بالاي رودخانه ميشوره .
باز آخوند با عمامه
باز باران جدید باز آخوند ، با عمامه، با دروغ هاي فراوان ، مي خورد از مال مردم، مي پرد بر کول مردم، کودکي تنبل به حوزه، همچو بلبل ، مدح روضه ، يادم آرد از فلسطين، از بلنديهاي جولان، از دلار نفت ايران ، حرفهاي احمقانه، از رجايي زمانه ، «دور مي گشتم زخانه» ، شرع چون شمشير بران، پاره مي کرد مغز ما را ، بشنو اينک کودک من ، از زبان مام ميهن، مرز و بوم پاک ايران، اين رئيس جمهور نادان ، کرد ويران , کرد ويران.
كم مصرفترين لامپ
احمدي نژاد جايزه كم مصرفترين لامپ جهان را گرفت چون توانست تو سازمان ملل بدون مصرف برق هاله اي نوراني دور سر ش درست كنه
لغت نامۀ نهخدا
روده = ان بیا کون = خاتم الانبیا
خداوند متصدی ازدواج پیامبر با زن پسرخوانده اش!
از امام علی بن موسی الرضا اما در خصوص پیامبر، گفته خداوند: که در دلت چیزی را پنهان میکنی که خداوند آن را آشکار می سازد، از خدا باید بترسی، چون موضوع این است که خداوند به پیامبر نام زنان او در دنیا را بیان نمود و فرمود که آنها مادر مومنان میباشند و زینب دختر جحش را یکی از آنها نام برود . زینب در آن روز، زن زید – پسر حارثه – بود. پیامبر، نام او را در دلش پنهان داشت و نگفت، تا منافقان برایش طعنه نزنند که زن شخص دیگر را در ردیف زنان خود نام میبرد و مادر مومنان میشمرد. او از بدگوئی منافقان هراس به خود راه داد و خداوند فرمود: باید در دل خودت، از خداوند هراس داشته باشی و خداوند متصدی ازدواج کسی با کسی نگردید، جز حوا به آدم، زینب با رسول الله و فاطمه با علی. علی بن جهم در اینجا گریه کرد و گفت: ای فرزند رسول خدا! من از اینکه درباره پیامبران خداوند چیزی جز آنچه شما فرمودید، چیزی بگویم، به درگاه خداوند توبه پیشه میکنم. امالی شیخ صدوق برگ 151
ارث پیامبر و خر سخنگو
ابان ابن عثمان از امام صادق(ع) فرمود: چون مرگ رسول خدا(ص) در رسید، عباس ابن عبدالمطلب و امیرالمومنین(ع) را طلبید، رو به عباس کرد و فرمود: ای عم محمد، حاضری ارث محمد را ببری و وامش را بپردازی و به وعده هایش عمل کنی؟ جواب رد به آن حضرت داد، گفت یا رسول الله پدر و مادرم بقربانت، من پیرمردی عیالوارم و کم دارائی، کیست که تواند با شما همسری و برابری کند و شما با باد همکاری داری(یعنی دست به بادی و هر چه داری به مردم میدهی) پیغمبر اندکی سربزیر انداخت و باز فرمود: ای عباس حاضری که ارث محمد را ببری و به وعده های او عمل کنی و وام او را بپردازی؟ باز در جواب عرض کرد: پدر و مادرم بقربانت، پیرمردی است عیالوار و کم دارایی و شما با باد مسابقه میدهی، فرمود اکنون من آن را به کسی دهم که بحق آن را دریافت کند سپس فرمود: ای علی ای برادر محمد به وعده های محمد عمل کنی و وامش را بپردازی و ارثش را دریافت کنی؟ عرض کرد: آری، پدر و مادرم بقربانت همه اینها بر عهده من باشد و ارث هم از آن من باشد (علی علیه سلام گوید) به آن حضرت نگاه کردم که خاتم خود را از انگشت برآورد و فرمود تا زنده ام این خاتم را بدست کن. گوید چون خاتم را در انگشت خود نمودم و در آن نظر کردم، آرزو کردم که از همه ارث آن حضرت همین انگشتر را داشته باشم، سپس فریاد کرد ای بلال خود و زره و پرچم و پیراهن و ذی الفقار و سحاب(یک عمامه مخصوصی بوده) و برد(جامه مخصوصی) و ابرقه(کمربند دورنک) و عصا را بیاور. بخدا من آن کمربند را جز در این ساعت ندیده بودم. یک رشته آورد که چشمها را خیره میکرد، برخلاف انتظار از کمربندهای بهشتی بود. فرمود: یا علی، جبرئیل آن را برایم آورده و گفته است ای محمد آن را در حلقه گذار و کمر را با آن محکم ببند و بجای کمربند باشد، سپس دو جفت نعلین عربی را خواست. یکی پینه داشت و دیگری نداشت و دو پیراهن خواست یکی پیراهنی که در آن به معراج رفته بود و دیگر پیراهنی که روز احد در آن به میدان رفته بود و سه کلاه-یکی کلاه مسافرت و دوم کلاه مخصوص روز عید فطر و قربان و ایام جمعه و سوم کلاهی که میپوشید و در جلسه اصحاب خود حاضر میشد- سپس فرمود: ای بلال برو و دو استر مرا بیاور، یکی شهباء و دیگری دلدل و دو ناقه مخصوص مرا بیاور یکی عضباء و دیگری قصوی و دو اسب خاص مرا بیاور، یکی بنام جناح که همیشه در مسجد برای حوائج پیغمبر(ص) بسته بود و دیگری بنام حیزوم و همان اسبی بود که میفرمود «اقدم حیزوم – پیش آ حیزوم» و یک راس الاغ بنام عفیر و فرمود همه اینها را تا زنده ام دریافت کن، امیرالمومنین(ع) یادآور شد که اول چهارپا که هلاک شد همان عفیر بود، همان ساعتی که رسول خدا(ص) وفات کرد افسار خود را برید و بیهوشانه دوید تا درقباء خود را به چاه بنی خطمه افکند و آن را گور خود ساخت، روایت شده که امیرالمومنین(ع) فرمود: این الاغ با رسول خدا(ص) سخن گفت و اظهار داشت که پدر و مادرم به قربانت، براستی پدرم از پدرش و او از جدش و او از پدرش بازگفت که با نوح در کشتی بود و حضرت نوح برخاست و دستی به کفل او کشید و فرمود: این الاغی است که از صلب این الاغ خری برآید که سید انبیا و خاتم آنان بر پشت آن سوار شود، حمد خدا را که مرا آن الاغ مقرر ساخت. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 453-454-455
میخ های فهمیده
محمد بن حکیم از ابو ابراهیم(ع) (امام کاظم) فرمود: سلاح(ذوالفقار) نزد ما سپرده است و از آفت و تعرض مصونست. اگر نزد بدترین خلق خدا سپرده شود بهترین آنها باشد، پدرم برای من بازگفت که چون با زوجه ثقفیه خود عروسی کرد، در دیوار خانه شکافی ساخته بود و سلاح را در آن پنهان کرده و همان اتاق را برای شب زفاف زیور بسته بودند. بامداد شب عروسی نظرش به دیوار افتاد و دید برابر مخزن سلاح پانزده میخ کوبیده اند و برای سلاح نگران شد و به عروس فرمود، تا به اتاق دیگر رود، چون با خدمتکاران کاری در این اتاق دارد. سلاح را بازدید کرد و ملاحظه کرد که هیچ میخی در اطراف سلاح کوبیده نشده مگر اینکه از اصابت با سلاح منصرف شده و سرش از روی شمشیر بسوی دیگر برگشته و هیچ کدام به شمشیر برنخورده اند. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 452
علم چه کسی بیشتر است؟
امام باقر(ع) میفرمود: (این مردم) نم را میمکند و نهر بزرگ را از دست می نهند. باو عرض شد؛ نهر بزرگ کدام است؟ فرمود: رسول خدا و علمی که خدا باو داده است، خدا عزوجل سنت پیامبران را از آدم(ع) تا محمد(ص) برای آن حضرت گرد آورد، باو عرض شد این سنت ها چه بود؟ فرمود علم و دانش همه پیغمبران یکجا و رسول خدا(ص) آنرا به علی(ع) منتقل کرد. مردی باو گفت یابن رسول الله، امیرالمومنین داناتر بود یا یکی از پیغمبران؟ امام باقر(ع) فرمود بشنوید این مرد چه میگوید، خدا گوش هر که را خواهد باز کند. من باو گفتم که خدا علم همه پیغمبران را برای محمد(ص) جمع کرد و او هم همه را نزد علی جمع کرد و باو تحویل داد و او باز هم از من میپرسد، علی داناتر است یا یکی از پیغمبران؟!! اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 430
خاندان نبوت چیستند؟
علی بن الحسین(ع) فرمود: مردم چه خرده ای از ما میگیرند، ما بخدا شجره ی نبوت، خاندان رحمت، معدن علم و محل رفت و آمد فرشته ها هستیم.
__
امیرالمومنین(ع) فرمود: براستی ما خانواده شجره ی نبوت، موضع رسالت، مختلف فرشته ها، خانه ی رحمت و معدن دانشیم.
اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 428
امام و ورزشکاران
از حضرت امام خمینی پرسیدند شما ورزش را دوست دارید؟ ایشان گفتند: من خود ورزش نمیکنم ولی ورزشکاران را چرا.
خون شهدا
یه بسیجیه میره دم در آزمایشگاه، داد میزنه نامردا! پس کی میخواید جواب خون شهدا رو بدید؟
عباس ABS
ياروه ماشینش منحرف میشه میره تو خاکی، میگه: یا حضرت عباس ماشینمو دادم بدست تو! حضرت عباس میگه: غلط کردی، چرا تو اسفالت نمیدادی دست من!؟
مناجات
بسيجيه ميخواسته غرق مناجات بشه، جليقه نجات ميپوشه!
اسلام چيست؟
شيخي را پرسيدند اسلام چيست؟ شيخ گفت: اسلام ديني است كه اگر در آن داخل شوي سر آلتت ببرند و اگر از آن خارج شوي سر خودت را.
حديثي از امام خميني
چوپاني شغل انبياست
آب داغ
يه روز يه جهنمي ميره دم در بهشت ميگه: اگه ميشه يه كاسه يخ بدين!
بهش ميگن: برو بابا
ميگه: باشه من ميرم، ولي فردا صبح دنبال آب جوش نيايد
سوره ناجا
همانا ما شما را به زور چك و لگد به بهشت ميبريم
سوره ناجا آيه 110
زورو
از يكي ميپرسند: امام اول كيه؟
ميگه: يه راهنمايي بكنيد.
ميگن: شمشيرش معروفه.
ميگه: فهميدم، زورو!
جشنواره فيلم اسلامي
ارباب حوزه ها – سيزده آخوند روي شيرواني – ميم مثل ملا – همه صيغههاي من – ميخواهم ملا بمانم – سوغات قم – طلبه و گدا
احكام خوردن جيگر
احكام: اگر پسري به دختري بگويد جيگرتو، چون به عضو داخلي زن اشاره كرده حرام است. اگر بگويد جيگرتو بخورم، قتل نفس است و حكم اعدام دارد و اگر بگويد جيگرتو بخورم الهي چون نيت الهي بوده و قصد قربت داشته اشكال ندارد.
اتل متل اسلامي
وزارت ارشاد اعلام كرد شعر اتل متل توتوله به دلايل زير غير مجاز است: استفاده ابزاري از زن كردي ترويج بي حجابي استفاده از كلمات ركيك لذا اين شعر جايگزين ميشود:
اتل متل زباله
گاو قلي باحاله
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يك زن راستين
اسمشو بذار حكيمه
كه چادرش ضخيمه
سوز محرم
محرم بوده، حاج آقا ميره بالاي منبر و ميگه: از حسين بگم؟ ……………… دلتون ميسوزه از ابوالفضل بگم؟ ……… جيگرتون ميسوزه بذار يه چيز بگم كونتون بسوزه، امشب شام نميدن!!
ختنه
يه روز يه بسيجيه ختنه ميكنه، بهش ميگن حالا بايد دامن بپوشي. يه دفعه بسيجيه ميگه: نامردا مگه چقدرشو بريدين؟
آيه ياهو
آيه 16 سوره ياهو:
اي كساني كه شبها چت ميكنيد، بدانيد كه قبض تلفن شما را رسوا خواهد كرد.
شامپوی اسلامی
ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد
شامپو يدالله
سوره توحيد
يه روز به يه بسيجيه ميگن سوره توحيد رو تفسير كن. ميگه: فكر كنم قفل رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نياورده، كفر احدو درآورده.
مصادره به مطلوب
این مغلطه همچنین با نامهای Begging the Question، petitio principii و تحصیل حاصل شناخته میشود.
شرح مغلطه
مغلطه مصادره به مطلوب یکی از رایج ترین مغالطات است که برخلاف باقی مغالطات که معمولاً انسانهای عامی و نا آشنا با منطق آنها را دچار میشوند، گاهی حتی فلاسفه و منطق دانان بزرگ نیز آنرا مرتکب میشوند. در عین حال همچون سایر مغالطات این مغلطه باعث میشود استدلال به کلی نادرست باشد. این مغلطه زمانی شکل میگیرد که شخصی برای اثبات حکمی استدلالی بیاورد اما آن حکم را در فرضهای استدلال خویش نیز درست فرض کند.
الگوی شماره 1
1- شخص A ادعای C را مطرح میکند.
2- شخص A برای اثبات C استدلال R را اقامه میکند.
3- استدلال R فرضی مانند P دارد که C را آشکارا یا نهانی درست فرض میکند، بنابر این R بجای اثبات C، آنرا درست فرض میکند.
گاهی پیدا کردن این مغلطه در یک استدلال بسیار دشوار است. دلیل این دشواری نیز آن است که P در بسیاری از مواقع دقیقاً با همان واژه هایی که C با آنها بیان شده است بیان نمیشود. به عبارت دیگر لازم است که تجزیه و تحلیل دقیقی روی فرضهای استدلال انجام شود تا مشخص شود که این استدلال فرضی مانند P را درون خود دارند که C را بطور پنهانی درست فرض میکند یا نه. تنها کسی میتواند P را قبول داشته باشد که C را قبول داشته باشد.
فرم دیگری هم برای مغلطه مصادره به مطلوب قابل تصور است و آن هنگامی شکل میگیرد که در استدلالی فرضی آشکارا یا نهانی مطرح میشود که خود نیاز به اثبات دارد ولی بدون ارائه هیچگونه شواهدی درست پنداشته میشود این سبک استدلالها نیز آلوده به مغلطه مصادره به مطلوب هستند، الگوی این سبک مغالطه را میتوان بصورت زیر فرمولیزه کرد:
الگوی شماره 2
1- شخص A ادعای C را مطرح میکند.
2- ادعای C دارای فرض غیر مسلمی مانند P است که مورد توافق طرفین نیست.
3- شخص A بدون اثبات P، ادعای C را ثابت شده فرض میکند.
لازم به ذکر است که گاهی یک شخص میخواهد منظورش را با کلمات دیگر برساند، این کار را نمیتوان مغالطه مصادره به مطلوب نامید، این است که هنگام مقابله با یک استدلال لازم است که ابتدا درک شود آیا آن استدلال یک استدلال قیاسی یا استقرایی است که مصادره به مطلوب میکند یا اینکه تنها یک تمثیل است برای مطرح کردن یک موضوع به زبانی دیگر جهت روشن شدن موضوع و گوینده مدعی این نیست که در حال استدلال کردن و اثبات کردن ادعایش است.
دلیل مغالطه بودن
نام دیگر این مغلطه که «تحصیل حاصل» است بگونه ای گویاتر مغالطه آمیز بودن این نوع «استدلال» را نشان میدهد. هر استدلالی با هدف اثبات یک حکم (که مطلوب نیز خوانده میشود) انجام میشود. استدلال قیاسی اینگونه کار میکند که سعی میکند نادانسته ها را با ارتباط منطقی دادن آنها به یکدیگر از دانسته ها (که فرض نامیده میشوند) آن نادانسته (حکم) را به دانسته تبدیل کند (یا آنرا تحصیل کند)، بعبارت فنی تر حکم را از مفروضات تحصیل کند، یا مجهول را از معلومات بواسطه منطق تحصیل کند. حال وقتی استدلالی بجای اینکه این کار را انجام دهد، بیاید و آنچه قرار است اثبات کند را ثابت و درست فرض کند در واقع یک استدلال نیست، بلکه چیزی که نادانسته است و قرار است اثبات شود را دانسته فرض میکند (یا تحصیل حاصل میکند) و هیچ کار مفیدی نکرده است. یا بعبارت دیگر این نوع استدلال کردن خطا است به دلیل اینکه بطور مستقیم یا غیر مستقیم حکمی را که قرار است درستی آن اثبات شود بدون ارائه شواهد صحیح فرض میکند.
بنابر این استدلالی که مصادره به مطلوب میکند اساساً یک استدلال نیست چون کاری که قرار است یک استدلال انجام دهد را در واقع انجام نمیدهد. از جانب دیگر روشن است که گزاره های زیر غلط هستند و اگر دقت کنیم خواهیم دید که مصادره به مطلوب دقیقاً همین کار را انجام میدهد:
1- X درست است زیرا X درست است.
2- X به این دلیل درست است که X براستی درست است.
بنابر این یک شخص نمیتواند با تکرار ادعای خود آنرا اثبات کند، بلکه فرایند اثبات کردن باید تنها شامل ارائه شواهد شود نه تکرار ادعا. شاید وجه تسمیه این مغلطه در انگلیسی نیز آن باشد که استدلال کننده بجای استدلال کردن در پشتیبانی از ادعای خود، درستی آنرا از طرف مقابلش گدایی (Begging) میکند. در مورد الگوی شماره 2 نیز این نام بسیار مناسب است زیرا مغالط، پرسشی که بخاطر نامسلم بودن فرض پیش می آید را نادیده میگیرد و از مخاطب خود میخواهد که او نیز آن پرسش را نادیده بگیرد.
دلیل اینکه افراد سفسطه گر و مغالط از این مغالطه بسیار سود میجویند این است که همانطور که گفته شد این استدلال برای کسانی که حکم آنرا از پیش قبول داردن معتبر به نظر میرسد و آنها ایرادی بر آن نمیگیرند.
چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟
در مورد الگوی نخست شاید بهترین شیوه برخورد با این مغالطه آن باشد که برای شخص مغالط توضیح دهیم، او چیزی را اثبات نکره است بلکه تنها ادعایش را تکرار کرده است و به همین دلیل در واقع استدلالی نکرده است و بجای تکرار بهتر است که استدلال کند. یا اینکه فرضی که در استدلال نهان است و خود به اثبات نیاز دارد را مطرح کنیم و از مغالط برای آن استدلال بخواهیم.
در مورد الگوی دوم نیز بهتر است اعتراض کنیم که فرض مطرح شده مورد قبول ما نیست و خود نیاز به اثبات دارد.
مثال
1-
سودابه – هر چیزی که بوجود می آید یک معلول است یعنی به علت نیاز دارد.
کاوه – از کجا اینرا میدانی؟
سودابه – بخاطر اینکه اگر دقت کنیم هر حادثی بدون علت محال بود که حدوث کند.
2-
کاوه – شرط پایداری پیوند زناشویی این است که طرفین هنگام عقد قرارداد ازدواج باکره باشند.
سودابه – چطور میتوانی چنین چیزی را اثبات کنی؟
کاوه – چون وقتی زن و مرد باکره باشند ازدواجشان پایدار میماند.
3-
سودابه – من با سقط جنین مخالفم به دلیل اینکه کشتن یک انسان بیگناه خطاست.
کاوه – ولی جنین هنوز به یک انسان تبدیل نشده است.
سودابه – جنین بچه انسان است و به همین دلیل انسان است و همانطور که گفتم کشتنش خطاست.
4-
کاوه – کتاب قرآن به دلیل اینکه از طرف خدا است کاملاً درست است.
سودابه – از کجا میدانی که قرآن از طرف خداست؟
کاوه – چون خداوند قرآن را بر محمد نازل کرده است.
5-
سودابه – من به دادگاه دروغ گفتم، به دلیل اینکه اینکه اگر راست میگفتم منافع ملی به خطر می افتاد.
کاوه – بر چه اساسی فکر میکنی اینکار درست است؟
سودابه – بخاطر اینکه یک میهن دوست برای اینکه منافع کشورش به خطر نیافتند باید حتی به دادگاه هم دروغ بگوید.
6-
کاوه – من با سقط جنین مخالفم.
سودابه – چرا؟
کاوه – چون کشتن هر موجود زنده ای خطاست.
7-
سودابه – جهان بسیار منظم است و به همین دلیل به خدا نیاز دارد.
کاوه – اما این مصادره به مطلوب است چون اثبات نکردی که منظم بودن جهان به معنی وجود خدا است.
8-
کاوه – از نگر من مجازات اعدام غیر عادلانه و ناکار آمد است.
سودابه – چرا؟
کاوه – زیرا مجازات اعدام از لحاظ اخلاقی قابل دفاع نیست و برای اجتماع سودی ندارد.
9-
سودابه – اسلام بهترین نوع حکومت را در میان سایر ایدئولوژی ها مطرح میکند.
کاوه – چطور؟
سودابه – چون نوع حکومتی که در اسلام مطرح میشود از باقی انواع حکومت هایی که بقیه ایدئولوژی ها مطرح میکنند بهتر است.
برای مطالعه بیشتر
1- اسکپتیک دیک
http://skepdic.com/begging.html
2-ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Begging_the_question
3- Critical Thinking, An introduction to the Basic Skills, Fourth edition, William Hughes & Johnathan Lavery,Broadview Press, 2004, Page 133.
4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 100.
5-A Concise Introduction to Logic, Patrick J.Hurley, 7th Edition, Page 158.
6- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 342
