همهٔ نوشته‌های Arash_Bikhoda

روضه خوانی

یه روضه خون میره بالای منبر، بعد متوجه میشه که دفترچه روضه شو یادش رفته بیاره، به پسرش که توی جمع بوده میگه پسر جان برو اون دفترچه روضه من رو از خونه بیار، از قضا زن این روضه خون خیاط بوده و بچه اشتباهاً دفترچه مادرش رو میاره. روضه خوان میگه مردم هرچی من گفتم بعدش بگید ابوالفضل ابوالفضل! بعد شروع میکنه میگه.

دور کمر اعظم خانم.

ابوالفضل ابوالفضل

دور پاچه اصغر آقا.

ابوالفضل ابوالفضل

عرض خشتک حاج ولی الله

ابوالفضل ابوالفضل

بسیجی مست

چند تا بسیجی میرن عروسی، عرق میخورن مست میشن، بعد یکی از بسیجی هارو جو میگیره، میره میکروفون رو از دست خواننده ارکستر میگیره، میخونه، «میخوام که با بوسه گل لبات رو پر پر کنم»؛ بعد بقیه بسیجی ها بهش چپ چپ نگاه میکنن، جا میخوره میگه «گلهای پر پر شده رو فدای رهبر کنم…»

معجزه

دوتا پیامبر میخواستن باهم کل کل کنند، میگن بریم تاس بیاندازیم ببینیم کی بیشتر میانداره، هرکی بیشتر بیاره 100 تومن میبره، پیامبر اولی میاندازه و 6 میاره، پیامبر دومی میاندازه و 8 میاره، پیامبر اولی به پیامبر دومی میگه، بدبخت سر 100 تومن معجزه میکنی؟

چراغ جادو

یه بسیجیه یک چراغ جادو پیدا میکنه… یه خورده چراغ رو میماله یک جن از توش بیرون میاد، جن میگه آرزو کن تا برآورده کنم، بسیجیه میگه قربون دستت این قدس رو آزاد کن! جن میگه الاغ جان قدس ماله اسرائیلیاست چرا شما ها بیخیال نمیشید؟ از من کار درست بخواه نه کار تخمی! بسیجیه میگه خیلی خوب بابا، یه کاری بکن مردم فکر نکنن ما بسیجیا گاویم نمیفهمیم! جن میگه بابا من میرم همون قدس رو برات آزاد میکنم…

مساحت ایران

از یه بابایی میپرسند مساحت ایران چقدر است، میگوید در زمان شاه فلان قدر متر مربع و در زمان جمهوری اسلامی همان قدر متر مکعب، به او میگویند مساحت را با متر مربع میسنجند نه مکعب، پاسخ میدهد، آخر بعد از انقلاب آخوندها به عمق یک متر در آن ریده اند!

کمک امامان

یه بابایی داشته شیشه خانه اش رو پاک میکرده ناگهان از پنجره میافته بیرون، در حال سقوط ناگهان پیش خودش میگه یا امام حسن، ناگهان یک شخصی میاد و این بابارو رو هوا نگه میداره، شخص مذکور میگه، منظورت از امام حسن، امام حسن مجتبی بود یا امام حسن عسگری؟ اون بابا یک خورده فکر میکنه میگه امام حسن مجتبی، شخص مذکور میگه ببخشید فکر کردم با من کار داشتی، و اون بابارو رها میکنه…

امام رضای سمج

یه آقایی مشکل خایوی (از ناحیه خایه) داشته پا میشه میره حرم امام رضا (ع)، خودش رو با زنجیر میبنده به یکی از ستون های حرم، میگه یا من رو شفا میدی یا من از اینجا نمیرم! بعد یکدفعه خبر میدن توی حرم بمب کار گذاشتند، همه فرار میکنند این بابا که تو زنجیر بوده میگه امام رضا ولم کن، ولم کن بذار برم، ولم کن، زنجیر رو باز کن، بعد از کمی تلاش برای باز کردن خودش و فرار کردن برمیگرده میگه، مرتیکه بهت میگم بذار برم، همین گه بازی هارو در آوردی کشتنت دیگه!

منبر آخوندی

يکبار بواسير مقدس آقاي خامنه اي درد ميگيره و ايشون پيش پزشک مخصوص ميروند.. پزشک بعد از معاينه به ولي امر مسلمين ميگه که، حاج آقا شما نبايد پر خوري کنيد، برنج نخوريد، نان نخوريد، گوشت گوسفند نخوريد، و بالاي منبر هم نرويد.. حضرت ميپرسند خوب اون هارو نميخوريم، لکن ديگه چرا بالاي منبر نرويم؟! پزشک پاسخ ميده آخه وقتي بالاي منبر ميرويد، گه زيادي ميخوريد!!!

واجبی

يه روز رونالدو و خامنه اي ورفسنجاني با هم يك كارخانه واجبي سازي تاسيس مي كنند براي تبليغ روي جلد عكس خامنه اي را مي زنند و مي نويسند قبل از مصرف بعد عكس رونالدو را مي زنند و مي نويسند بعداز مصرف و عكس رفسنجاني را مي زنند و مي نويسند مصرف نادرست