هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
وطن علاف چاه جمکران شد
خرافاتش کران تا بیکران شد
ز فرط ناامیدی خلق محروم
چنین با سر به چاه جمکران شد
به او گفتند آقا در ته چاه
چراغ خانهی مستضعفان شد
به او گفتند هرکس آنطرفها
شبی خوابید، صبحش کامران شد
نه تبعیض و نه پارتیبازی آنجاست
که حضرت بیخیال این و آن شد
اگر زخمی کسی هرجای خود داشت
سحر با دست حضرت پانسمان شد
اگر از گوش چپ دلخور کسی بود
سحر در تیم خود دروازهبان شد
اگر آواز اکبر را کسی خواست
سحرگه عازم گلپایگان شد
کسی گر شعر سیمین را طلب کرد
سحرگه رهسپار بهبهان شد
سر شب گر کسی تونل هوس کرد
سحرگاهان مقیم کندوان شد
کسی گر خنده زد بر این کرامات
خدا با او همیشه سرگران شد
نه تنها که خدا با او چپ افتاد
که حضرت هم به یارو بدگمان شد
حقیقت دارد اینهائی که گفتم
که چندین بار حضرت امتحان شد
یکی، شب یک شتر از حضرتش خواست
سحرگه صد شتر را ساربان شد
شبی خوابید آنجا یکنفر لال
سحرگه صاحب ششتا زبان شد
یکی از فرط چاقی غصه میخورد
سحر یک تکه پوست و استخوان شد
یکی را بود رخوت در مثانه
سحر ادرار او هرسو روان شد
پشیمان شد ز سرقت یکنفر دزد
شبش خوابید و صبحش پاسبان شد
یکی شب قاطرش را بست آنجا
سحرگه قاطر او مادیان شد
یکی هم چونکه نیت کرد برعکس
بجای بنز، پیکانش ژیان شد
یکی حاج اصغرآقا منشیاش بود
سحر سکرتر او ارغوان شد
یکی زن داشت با همسایهی هیز
سحر همسایهی او ناتوان شد
یکی را عضو مردی بود باریک
سحرگه در کلفتی استکان شد
یکی از کوچکیی بیضه نالید
سحرگه بیضههایش دنبلان شد
یکی از حیث جنسی ناتوان بود
سحر زحمتده ِ اطرافیان شد
ز چاه جمکران هرکس مدد خواست
نیازش داده شد، بختش جوان شد
اگر اینها دروغین بود و واهی
حقیقت نیز یک قدری عیان شد:
یکی بیرق که خرچنگی بر آن بود
هماورد درفش کاویان شد
از اینهم حیرتآورتر، خلایق:
که هر عمامه، یک تاج کیان شد
«خلایق هرچه لایق»، باورم نیست
در آنجا که جفا با مردمان شد
جفا با مردمان از سوی شیخان
به نام حضرت صاحبزمان شد
تقاضاها، بجز این چند مورد
تمامش از برای آب و نان شد
بپرس از خلق نادان و گرسنه
چنین، تحمیق تا کی میتوان شد
بگو پرهیز باید از خرافات
که عمری مایهی رنج و زیان شد
بگو کافر شوید از مذهب جهل
که بهر شیخ و ملا خود دکان شد
بگو آقایتان در چاه نفت است
که چاه جمکران تقلید از آن شد
خوشا کز حرف هادی بل بگیرید
مراد از حضرت پترول بگیرید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
– خودت را معرفي کن – حاج فيروز
– بگو عنوان شغلي – پيک نوروز
– ببينم!… واقعاً که رو سياهي
گمانم يادگار عهد شاهي
– ولي رويم سياه از رنگ و دوده ست
ببخشيد از رياکاري نبوده ست
زمان شاه بودم نيز علاف
نديدم وجهي از دربار و اوقاف
نه اهل تعزیه بودم نه روضه
نه اَمردباز بودم توی حوزه
اگر بودم به مجلس مرد تنها
نکردم غش بیفتم روی زن ها
برای مردها از هر سلیقه
ندادم در حرم ترتیب صیغه
– چرا رخت تن ات سرخ است و خونين؟
نداني جامه شمري بود اين؟
– اگرچه بوده بد، شمر ستمگر
درآمد داشت بهر اهل منبر
در این ایام هم آن شمر بدذات
شده خوشنامتر از جمله آیات
کجا شمر لعین اینسان لعین بود
کجا نقاش دیوار اوین بود
کجا شمر اینهمه نوباوه کشته
کجا از کشته ها میساخت پشته
– چرا چون من عبا بر تن نداري؟
– نخواهم خلق را سازم فراري
– بنه عمامه کز جرمت بکاهم
– شرف دارد بر عمامه، کلاهم
-ز «ارباب خودم» منظور تو کیست؟
بلر یا بوش یا پوتین اگر نیست!
-عجب! اینها که ارباب شمایند
مرتب در تب و تاب شمایند
گهی در صلح و گاهی در گلایه
گهی در آفتاب و گه به سایه
شما را تا بود محراب و منبر
چرا ارباب من باشند و یاور
مرتب تا به آنها میرسد نفت
چه غم دارند بر ملت چه ها رفت
– پدرسوخته زیادی میزنی حرف
– ندارد حرفهایم ظاهراً صرف
– چه شخصي مرجع تقليدتان است؟
– اخيراً ممد خرداديان است
– چرا قر ميدهي توي خيابان؟
– نباشم اهل قر دادن به پنهان
– چرا داريه زنگي در کف ات هست؟
– بده حکمي، بِبُرّندم دو تا دست.
– چرا آواز ميخواني مرتب؟
– بده حکمي بدوزندم دو تا لب
– چرا هي ميروي اينجا و آنجا؟
– بده حکمي به قطع هر دو تا پا
ندارم مسجد و محراب و دکّان
همین قر میدهم توی خیابان
– بیا بگذر ز شغل حاج فیروز
اورانیوم غنی کردن بیاموز!
– اگر روزی به دست آرم اتم را
زنم تنها به آن آخوند قم را
هاهاها… شوخی است این جان قاضی
برایم دستک و دمبک نسازی
من و آدمکشی ای خاک عالم
نه بر آخوند خواهم زد نه آدم
من از جنگ و اتم اندر فغانم
اورانیوم غنی کردن ندانم
همین عیدانه از مردم که گیرم
خودش تأمین کند نان و پنیرم
– کمی از آن پنیرت هم به ما ده
ولیکن سهم رهبر را جدا ده
– درآمد خوب داري؟ – شکر ايزد
بده پس سهم ما از آن درآمد!
اگر خواهي ز ما حکم برائت
بکن از آنچه ميگويم اطاعت
مواظب باش وقتي ميدهي قر
نمالد باسن ات بر فقه حاضر
به وقت ديم ديريم ريم، دام دارام رام
نگيره داريه زنگيت به اسلام
هرآنچه در خيابان درمياري
همه را شب به شب اينجا بياري
پس از کسر سه چارم سهم رهبر
و يک چارم من و آيات ديگر
هرآنچه ماند باقي، سهم سرکار
برو شکر خدا کن . حق نگهدار!
– – ببینم! حضرت قاضی خوش فهم
– قرش را من دهم رهبر برد سهم؟
مگر رهبر خودش باسن ندارد؟
شنیدم هیچ کم از من ندارد
نمیدانی که ایشان توی حوزه
چه میکرده پس از پایان روضه؟
«داراخ راخ راخ داراخ دمبکی رو باش
اقا سیدعلی عینکی رو باش»
– – خفه شو متهم. دادگاهه اینجا
– خیال کردی زمان شاهه اینجا؟!
ادای رهبری را درمیاری؟
حیا و شرم و این چیزا نداری؟
«- – داراخ راخ راخ داراخ رهبری روباش
– آقا سیدعلی منبری روباش
– برو تو کوک اون پیپ و سه تارش
– عجب قری میده درسته کارش …»-
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
دستی به خود کشیدم، آراستم تن و رخت
اذن دخول داد و بنشسته بود بر تخت
بادش چنانکه گوئی بر آسمان نشسته
فیساش چنانکه گوئی شاخ زمان شکسته
رویاش تُرُش چنانکه سرکه زده به صورت
چنگیزخان به پیشاش ارحام صدر و وحدت
گفتم: سلام قربان! البته شرمسارم
یک تن ز والدینام، یک عرض ساده دارم
چشماش به کامپیوتر، گوشاش به «آی پُد» بود
کیبورد زیر دستاش، مشغول کار خود بود
گفتم که: میل داریم پیش شما بیائیم
با همسرم در اینجا، همسایهی شمائیم
یک عرض ساده دارم، گر وقت میدهیدم
یا اینکه روی نوبت، در لیست مینهیدم؟
زنگ موبایل او زد، برداشت مثل مجنون
با پشت دست خود داد، فرمان به من که: بیرون!
از آخرین ملاقات، الآن دوهفته رفته
دیگر سخن نگفته، با ما درین دوهفته
استاد حجتالحق، عالیجناب فرزند
از راه لطف و احسان، گاهی به ما دهد پند:
«لیو- می – الاون – بابی، – لیو – می – الاون – مامی!»
دیگر نه یک سلامی، دیگر نه یک کلامی
عالیجناب فرزند، هرگز نداده معیار
کز ما چقدر باشد ارث پدر طلبکار
سنّاش مپرس و جنساش، افزون مکن مرا رنج
دختر پسر ندارد، از پنج تا چل و پنج!
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید