بایگانی سالانه :2008

برخورد محمد با دزدان دیگر

منقول است از ابوغلابه:

اناس گفت: تعدادی از افراد قبیله عقل یا اورینه به مدینه آمدند و آب و هوای مدینه بهشان نساخت. بنابراین پیامبر بهشان دستور داد که به یک گله شتر شیرده بروند و از شیر و ادرار شترها بنوشند(به عنوان درمان پزشکی). بنابراین آنها به دستور پیامبر عمل کردند و وقتی حالشان خوب شد چوپان پیامبر را کشتند و شترها را رم دادند/بردند. این خبر فردا صبح به پیامبر رسید و وی مردانی را برای پیگیری فرستاد و آن افراد دستگیر شده در هنگام ظهر آورده شدند. پیامبر دستور داد دستها و پاهایشان را قطع کنند(این کار انجام شده بود) و چشمانشان با تکه ای آهن گداخته داغ شده بود. آنها در غار حرا گذاشته شده بودند و وقتی که درخواست آب کردند آبی به آنها داده نشد. ابوغلابه گفت: آن مردان برای دزدی و جنایت، کافر شدن پس از اسلام آوردن و جنگ علیه الله و رسولش مجازات شدند.

صحیح بخاری، جلد 1، کتاب 4، شماره 234

قد حضرت آدم چقدر بوده است؟

ابوهریره از این گفته ی پیامبر خبر داد که: خداوند تبارک و تعالی، آدم را با فکر خود و با قدی به بلندی شصت ذرع (حدود 3 کیلومتر) ساخت، و چون او را ساخت به او دستور داد به گروهی از فرشتگان که آنجا بودند سلام کند و به واکنش آنها گوش فرا دهد، برای اینکه این سلام داد او و فرزندانش را شکل خواهد داد. سپس او رفت و گفت: «درود بر شما!» فرشتگان گفتند: «درود و رحمت خداوند بر تو باد» و آنها «رحمت خداوند» را هم اضافه کردند. بنابراین هرکس که وارد بهشت شود شکل ادم به خود خواهد گرفت، سپس مردمان پس از او که او را دنبال کردند کوتاه تر شدند تا به اندازه امروزی رسیدند.»

صحیح مسلم، کتاب 040، شماره 6809

گفتگوی بهشت و دوزخ

از ابو هریره منقول است:

پیامبر فرمود: بهشت و جهنم با هم بحث کردند و جهنم گفت: «به من امتیاز داشتن ستمگران و متکبران داده شده است» بهشت گفت: «پس من چی؟ چرا فقط انسان های ضعیف و حقیر وارد من میشوند؟» بر این اساس الله به بهشت گفت: «تو رحمت و بخشش من هستی که من به هر کس از بندگانم که بخواهم ارزانی میکنم.» سپس الله به جهنم گفت: «تو مجازات من هستی که من هر کدام از بندگانم که را که بخواهم با تو تنبیه میکنم. و هر کدام از شما گنجایش این را خواهد داشت» برای جهنم، این پر نخواهد شد تا هنگامی که الله پایش رو روی آن خواهد گذاشت و جهنم خواهد گفت: «کافیست! کافیست!» در آن هنگام جهنم پر خواهد شد و قسمت های مختلفش به هم نزدیکتر خواهند شد.

و الله با هیچ کدام از بندگانش با بی انصافی رفتار نخواهد کرد. و برای بهشت، الله مخلوق دیگری را برای پر کردن آن خلق خواهد کرد.

صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 373

پایان جهنم چگونه است؟

منقول است از اناس ابن مالک:

پیامبر فرمود: آتش جهنم تمام مدت خواهد گفت: کسان دیگری هم برای آمدن هستند؟ تا زمانی که خدای قدرت و افتخار پای خود را روی آن بگذارد و آتش خواهد گفت: کافیست، کافیست. به قدرت و افتخارت! و تمام پهلوهای آن به هم خواهد آمد (آتش منقبض و خاموش خواهد شد)

صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 78، شماره 654

پیامبر کجا وحی میگرفته است؟

در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند «ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم. باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.» ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد. وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت. بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»

بخاری، جلد 5، کتاب 57، شماره 119

هرکس در مقابل نظام بایستد کشتنش واجب است!

یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام امام عادل بایستد. کشتن او واجب است. و زخمی اش را باید زخمی تر کرد که کشته شود… این حکم اسلام است چیزی نیست که تازه آورده باشم. یهان 29 شهریور 1360 موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی و اصلاح طلب امروزی

فضایل امامان به روایت امام صادق

امام صادق(ع) فرمود: براستی خدا عزوجل ما را آفرید و خوب آفرید و صورتگری کرد و خوب تصویر نمود و ما را خزانه داران خود ساخت در آسمان و زمینش، درخت برای ما سخن گفت و بوسیله عبادت ما خدا عزوجل پرستش شد و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمیشد. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 368

بالاخره مردم بندگان امامان هستند یا نه!؟

محمد بن زید طبری گوید، من در خراسان بالای سر امام رضا(ع) ایستاده به خدمت بودم و جمعی از بنی هاشم که اسحاق بن موسی بن عیسی عباسی همراه آنها بود، شرفیاب حضور او بودند، آن حضرت فرمود ای اسحاق بمن خبر رسیده که مردم میگویند، ما عقیده داریم که همه مردم بنده های ما هستند، نه! سوگند بدان خویشی و قرابتی که با رسول خدا(ص) دارم، من خود هرگز چنین چیزی نگفتم و از پدران خود هم نشنیدم و بمن نرسیده است که یکی از نیاکان من چنین گفته باشد، ولی من میگویم که مردم بندگان ما هستند، در اینکه اطاعت ما بر آنها واجب است و در دیانت بما وابسته اند باید حاضران به غائبان برسانند.
اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 354

کتک زدن برده توسط امام صادق

سدیر گوید: من و ابوبصیر و یحیی بزاز و داود بن کثیر در مجلس امام صادق(ع) بودیم، آن حضرت با چهره خشمگین وارد شد و چون به جای خود نشست فرمود: واعجبا از مردمانی که گمان میکنند ما علم غیب میدانیم، غیب را جز خدای عزوجل نمیداند. من خود آهنگ نمودم فلانه کنیزکم را بزنم، از دست من گریخت و ندانستم در کدام اطاق منزل پنهان شده است، سدیر گوید چون از جای خود برخواست و به اندرون منزل تشریف برد؛ من و ابوبصیر و میسر خدمت او رفتیم و به او گفتیم قربانت ما از تو شنیدیم که چنین و چنان فرمودی درباره کنیزک خود با اینکه میدانیم شما علم بسیاری داری و بازهم نسبت علم غیب به شما نمیدهیم. گوید: امام فرمود ای سدیر، مگر تو قرآن نمیخوانی؟ گفتم: چرا، فرمود: تو در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی به این آیه برخوردی؟(40-نمل) گفت: آنکه نزد او بود علمی از کتاب من آنرا برای تو می آورم پیش از آنکه چشم برهم بزنی، گوید گفتم قربانت من آن را خوانده ام، فرمود: آن مرد را شناختی و دانستی چه علمی از کتاب نزد او بوده است؟ گوید: گفتم به من از آن خبر دهید؛ فرمود: علم او به اندازه یک قطره بوده است در دریای اخضر(دریای مدیترانه) این اندازه چیست نسبت به علم کتاب؟ گوید گفتم: قربانت چه بسیار کم است این اندازه، فرمود: ای سدیر چه بسیار است که خدای عزوجل او را منسوب به علمی کرده که من بتو خبر میدهم. ای سدیر، آیا در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی این آیه را خوانده ای(43-رعد) بگو بس است برای گواه میان من و شما خداوند و کسیکه علم کتاب دارد، گوید گفتم: آن را خوانده ام قربانت؛ فرمود کسی که همه علم کتاب را دارد با فهم تر است یا کسیکه جزئی از علم کتاب را دارد؟ گفتم نه بلکه آنکه علم همه کتاب را دارد او با فهمتر است، فرمود با دست خود اشاره به سینه اش کرده و فرمود: بخدا علم کتاب نزد ما است، بخدا همه اش نزد ما است. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 495-496

صحبت پیامبر با درخت

من از مسروق پرسیدم: چه کسی به پیامبر از جنیان خبر داد، هنگامی که در شب قرآن را شنیدند؟ وی گفت: پدر تو، عبدالله به من گفت که درختی در مورد آنان(جنیان) به پیامبر خبر داده است.

صحیح بخاری، بخش پنجم، جلد 58، شماره 199

زنانی که لذت بیشتر می بخشند

نقل از مکارم الاخلاق طبرسی: امیر المومنان علی فرمود

هر کس بخواهد هنگام جماع لذت بیشتر ببرد زن کوتاه قد و چهارشانه گندمگون بگیرد چنانچهلذت نبرد مهرش به عهده من است.

طب المومنین،قانون قوه باه، آداب زناشوئی، محمد ابراهیم آوازه برگ 19

legs

رابطه غوزک پرگوشت و فرج پرگوشت

روش پیامبر (ص) در انتخاب همسر به نقل از کتاب مکارم الاخلاق طبرسی: از امام صادق نقل شده است که فرمود «پیغمبر وقتی می خواست زن بگیرد یکی را می فرستاد او را ببیند و می فرمود: گردنش را بوی کن که اگر خوشبو باشد بویش خوب و طیب است و نیز اگر غوزک پایش پرگوشت باشد فرجش هم پر گوشت خواهد بود» طب المومنین، قانون قوه باه، آداب زناشوئی، محمد ابراهیم آوازه برگ 19

دلیل فاحشه و ابنه ای شدن

یکی از وقت هائی که شیطان حضور بهم می رساند، وقتی است که مرد می خواهد با زوجه اش نزدیکی کند. اگر بسم الله نگفت شیطان هم با او دخول می کند، آنوفت آن نطفه هم از پدر است و هم از شیطان. sexyوقتی هم که این طفل بدنیا می آید شیطان باز حاضر است: انگشتش را می رساند به ماتحت آن طفل (فرمایش امام جعفر صادق است، از پیش خود نمی گویم) می آید انگشتش را به مقعد آن بچه فرو می کند، آن وقت که بزرگ شد اثرش این است که مابون می شود؛ اگر هم زن است فاحشه می شود، هر شب یک جائی می رود.

ملا اسماعیل سبزواری، کتاب انسان (جامع النورین) چاپ گلبهار، ص 24

 

نوازش درخت برای آرام کردنش

پیامبر عادت داشت روزهای جمعه در کنار یک درخت و یا یک نخل خرما بایستد. یک مرد یا زن انصاری گفت: ای رسول الله! آیا برای تو منبری درست کنیم؟ وی پاسخ داد: اگر دوست دارید این کار را بکنید. پس آنها برای پیامبر یک منبر ساختند و روز جمعه هنگامی که پیامبر خواست بسوی منبر رود(برای ایراد خطبه) نخل خرما همانند یک بچه گریه کرد! پیامبر از منبر پایین آمد و درخت را در آغوش گرفت تا گریه و زاری بچه مانندش بند آمد و ساکت شد. پیامبر(ص) فرمود: این درخت برای از دست دادن اطلاعات دینی ای که پیش از این در نزدیکی اش گفته میشد و وی میشنوید، گریه میکرد.

صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 56، شماره 784