معجزه رب المشرقین و المغربین

این نوشتار از مجموعه ردیه هایی است که بر ادعاهای وجود معجزات علمی در قرآن نوشته شده است، توصیه میشود پیش از خواندن این نوشتار مقدمه را در نوشتاری با فرنام «معجزات علمی قرآن» بخوانید.

یکی از مسائلی که زیاد از سوی مسلمانان مطرح میشود قضیه رب المشرقین و رب المغربین است. مسلمانان سعی میکنند بگویند که در قرآن راجع به مسائل علمی ای که بشر امروز به آنها رسیده است اشاراتی وجود دارد که 1400 سال پیش در قرآن نوشته شده است و این را حتی به عنوان معجزات علمی قرآن! مطرح میکنند. آنها میگویند که با دیدن این جملات در قرآن به حقانیت و اصالت اسلام پی برده اند و مسلمان شده اند.

در این نوشتار سعی من بر این است که این قضیه رب المشرقین و رب المغربین را مورد بررسی قرار دهم و نشان دهم که این ادعا تا چقدر پوشالی و خالی از واقعیت است.

چرا در سوره الرحمن به دو مغرب و دو مشرق اشاره شده است؟

سوره الرحمن (بخشایشگر) 55 امین سوره قرآن و از سوره های مدنی قرآن است که این آیه عجیب غریب در آن آمده است. اگر این سوره را مطالعه بفرمایید خواهید دید که علاوه بر دو مغرب و دو مشرق (آیه 17) به دو دریا که پیش راند تا به هم رسیدند ! (آیه 19)، به دو مروارید و مرجان که از آن بیرون می آید (آیه 22) دو بهشت (آیه 46) دو چشمه که در آن دو بهشت جاری است (آیه 50) دو نوع میوه (آیه 52) دو بهشت دیگر (آیه 62) دو درخت و دو میوه (آیه 68) صحبت میکند و مشخص و پرواضح است که سوزن الله روی عدد دو گیر کرده است و همه چیز دریا، بهشت، میوه، درخت و باقی را دوتا دوتا میبیند و میتوان گفت مشرق و مغرب نیز دچار این ادبیات مسخره و ضعیف خداوند شده اند. خداوند در این سوره به عدد دو گیر داده است و علاقه زیادی نسبت به این عدد نشان داده است و احتمالا اگر قرار بود چیزهای دیگری هم توصیف بکند آنها را دو تا دوتا طبقه بندی میکرد. بنابر این میتوان گفت که دلیل اینکه در قرآن به دو مشرق و دو مغرب اشاره شده است این است که این آیه در سوره الرحمن آمده است و در سوره الرحمن خداوند همه چیز را دو تا دوتا میبیند و از اینها گذشته کلا خداوند حالت روانی پیدا کرده است به طوری که بعد از هر آیه یکبار میگوید «پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را انکار میکنید؟» و یک حرف بی معنی خود را ده ها بار تکرار میکند.

آیا خداوند همیشه مشرق و مغرب را دوتا دو تا میبیند؟!

اگر قرآن به دو مشرق و دو مغرب اشاره کرده است برای اینکه به ما خبر بدهد کره زمین گرد است، باید جاهای دیگر هم از دو مغرب و دو مشرق صحبت میکرد، اگر از نظر خداوند بر روی زمین دو مشرق و دو مغرب وجود دارد پس باید همیشه همینطور باشد , و در جاهای دیگر نیز مشرق و مغرب را دوتا دوتا بیاورد اما با خواندن آیات زیر میتوان به نظر قبلی که احتمالا سوزن خداوند روی عدد دو گیر کرده و چون به دو گیر داده است مشرق و مغرب را نیز مثنی آورده است قوت بیشتری داد و دانست که مثنی بودن شرق و غرب در این آیه به دلیل قرار گرفتن آن در سوره الرحمن است.

آیه 258 سوره ماده گوساله (بقره) (ابراهیم گفت خداوند خورشید را از مشرق، برآورد، تو اگر میتوانی آنرا از غرب در آور.) در این آیه ابراهیم میگوید که خداوند خورشید را از مشرق بر آورد تو اگر میتوانی آنرا از غرب در بیاور، شایان ذکر است که عده زیادی از فرومایگان اعتقاد دارند زمانی که امام زمان ظهور کند خورشید از مغرب در می آید، و این با خود قرآن در تضاد است مگر مسلمانان معجزه کنند و بگویند منظور از این خورشید خورشید دیگریست و از این اراجیف که میگویند…

آیه 40 سوره معراج (پس قسم به خدای مشرق و مغرب که ما قادریم.) در این آیه خداوند، خود را خداوند یک مشرق و یک مغرب میداند، نه دو مشرق و دو مغرب

آیه 9 سوره مزمل (خدای مشرق و مغرب که خدایی جز او وجود ندارد، پس او را برای خود وکیل و نگهبان انتخاب کن) در اینجا نیز خداوند از یک مشرق و مغرب صحبت میکند.

آیه 17 سوره الرحمن (پروردگار دو مشرق و پروردپار دو مغرب) در اینجا خداوند قاطی میکند و از دو مشرق و دو مغرب صحبت میکند و خود را خدای آن دو میداند.

آیه 5 سوره صافات (خدای آسمان و زمین و آنچه بین آنهاست و خدای شرق ها) این آیه یکی از شاهکارهای قرآن است که روانی بودن الله را کاملا مشخص میکند، این بار شرق نه یکیست، نه دوتاست، بلکه بیش از این صحبت هاست. مسلمانان برای این کلمه شرقها دیگر چه قصه ای میخواهند بسازند؟ چرا آنرا ربط نمیدهند به یک کشف بشری دیگر؟ مسلماً صبر خواهند کرد که در آینده اختراعی بشود و آنرا به کتاب مسخره خود قرآن بچسبانند. ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه خداوند از گرد بودن زمین خبر میدهد را میتوان با همین آیه رد کرد.

آیا در کره دو مغرب و دو مشرق وجود دارد؟

بعد از ذکر همه این مطالب و روشن کردن دلیل اینکه چرا در قرآن به دو مغرب و دو مشرق اشاره شده است باید به این پرداخت که آیا در یک کره دو مغرب و دو مشرق وجود دارد؟ متاسفانه مانند بقیه ادعاهای مسلمانان در مورد معجزات علمی قرآن، علوم مربوط به این موضوع نیز تنها در نزد مسلمانان است و فقط مسلمانان میدانند با کدامین قوانین هندسی یا جغرافیایی ای در یک کره دو مشرق و دو مغرب وجود دارند. با توجه به اینکه یک عده از علوم تنها نزد مسلمانان است مانند قضیه بزرگ هیکل بودن و جلو بودن سن بلوغ در زنان سن عربستان (بیولوژی اسلامی) در 1400 سال پیش که هیچ بیولوژیستی از آن اطلاع ندارد و این فقط حرفیست که مسلمانان میزنند، یا قضیه فواید روزه و آب و غذا نخوردن برای بدن انسان (پزشکی اسلامی) و یا قضیه هفت آسمان (کیهان شناسی اسلامی) و هزاران مسئله دیگر، این قضیه نیست احتمالا جزو همان علوم اسلامی (هندسه و یا جغرافیای اسلامی) است.

اما با توجه به علومی که ما نامسلمانان داریم، بر روی زمین قطب مغناطیسی ای وجود دارد که هر آنربا اگر بصورت معلق قرار گیرد قطب جنوبش به سمت آن خواهد چرخید و به آن قطب مغناطیسی زمین میگویند، قطب مغناطیسی زمین در حال حرکت است بنابر این یک قطب و جهت ثابت برای آن نیاز است که مورد توافق همه انسانهاست و ما شمال را با آن میشناسیم، وقتی شمال را اینگونه تعریف کنیم برای آن جنوب و شرق و غرب نیز مطرح خواهیم کرد، حال چگونه میتوان دو مشرق و دو مغرب داشت؟ آیا با داشتن دو مغرب و دو مشرق به داشتن دو شمال و دو جنوب نیز نیاز نخواهیم داشت؟ آیا میتوان یک شمال علاوه بر شمال حقیق فرض کرد؟!

بنابر این دو مغرب و دو مشرق بیشتر شبیه یک شوخی و جوک است تا یک قضیه علمی و هندسی، و فقط مسلمانان هستند که بلد هستند از این قصه ها نتیجه بگیرند که قرآن به گرد بودن زمین اشاره میکند. شما هرگونه که فرض کنید نمیتوانید برای یک کره دو مشرق و دو مغرب در نظر بگیرید و اگر هم بتوانید با هزار کلک و تکنیک این کار غیر علمی را انجام دهید، خواهید دید که این ويژگی تنها مربوط به کره نیست و سایر اشکال هندسی فضایی  نیز این حالت را دارند، مانند هرم، مکعب مربع، مخروط و …

آیا از نظر قرآن زمین کره است؟

«زمین صاف است، هرکس با این ادعا ستیزه کند یک بیخداست که باید تنبیه شود!» این جمله جالب را شیخ عبدالعزیز بن باز، یکی از بالا مقام ترین علمای دینی عربستان در سال 1993 تلاوت کرده که لابد مسلمانان هم بعدش تکبیر فرستاده اند.

سوال بسیار جالبی است، آیا از نظر قرآن زمین گرد است؟ بیایید به چند آیه از قرآن بپردازیم.

سوره ماده گوساله (بقره) آیه 189 (از تو سوال میکنند سبب بدر و هلال ماه چیست، بگو سبب آن تعیین عبادات حج است) شکل ماه و هلالی که ماه دارد یکی از اصلی ترین سرنخ هایی بوده است که انسانها توسط آن به گرد بودن زمین پی برده اند. ماه تنها قمری است که کره زمین دارد (نکته بی ارتباط اما جالب این است که با توجه به حرکت وضعی زمین و ماه، ما همواره بر روی زمین یک طرف ماه را میبینیم و طرف دیگر ماه را هرگز نمیتوان از روی ماه دید، روسیه برای اولین بار از پشت ماه تصویر برداری کرد، نکته جالب توجه اینکه مسلمانان میتوانند ادعا کنند امام زمان در آن ناحیه قایم شده است.) و نوری که به نور ماه مشهور است در واقع بازتاب نور خورشید است، بعضی اوقات زمین (اکثر اوقات به غیر از یک شب) زمین بین ماه و خورشید قرار میگیرد و به همین دلیل نور خورشید نمیتواند تمام سطح ماه را روشن کند، و سایه زمین که روی ماه می افتد به صورت هلال است که همین نشاندهنده این است که زمین گرد است! اما محمد و خداوند اینها را کنار میگذارند و میگویند دلیل هلالی بودن زمین این است که شما بدونید کی باید عبادت کنید و به طرف بت خانه معروف کعبه دلا راست بشوید. پروفسور مسعود انصاری در کتاب پربار خود «باز شناسی قرآن» به این اشاره میکند که این گفته دقیقا به همین مفهوم در کتاب تالمود یروشالمی و میدراش (از کتابهای معروف یهودی) نیز وجود دارد که به وضوح نشان میدهد این دو گفته غلط از یکدیگر کپی شده اند. این نشان میدهد که خداوند درک درستی از دلیل هلال ماه و دلیل آن ندارد بنابر این به محمد میگوید که اگر ازت این سوال رو کردند آن جواب مضحک را بده.

سوره الکهف  آیه 86 (تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه ای گل آلود و سیاه غروب میکند و در آنجا مردمی یافت و…) در این سوره ماجرای ذوالقرنین (که علمای اسلامی گفته اند احتمالا منظور قرآن کوروش بزرگ و یا اسکندر مقدونی است) به جایی رسید که خورشید در آن غروب میکند! و خورشید در چشمه ای گل آلود و سیاه غروب میکند! این حرفها بیشتر به شوخی شبیه است تا به کلمات خداوندی که قرار است مارا آفریده باشد. کدام انسان احمقی میتواند قبول کند که خورشید در چشمه ای غروب میکند؟ احتمالا  شیخ بن باز زده لطیفه خود را با استناد به این آیات تلاوت کرده است. کاملا مشخص است که از نظر قرآن و اسلام، خورشید در یک چشمه غروب میکند و ذوالقرنین در مسافرتی که داشته از این چشمه عبور کرده، این دقیقا همان نوع برخوردیست که انسانهایی که در گذشته میگفتند زمین صاف است میکردند. آنها فکر میکردند خورشید در چشمه، پشت کوه و … غروب میکرده است. عده از سرخپوستهای مقیم آمریکای جنوبی معتقد بودند خورشید برای استراحت به پشت کوه ها میرود و بعد از اینکه استراحت کرد از آنطرف در می آید، و ممکن است گاهی قهر کند و در نیاید و برای اینکه خورشید قهر نکند قلب انسان زنده ای را هر روز غروب در می آوردند و به سوی خورشید میگرفتند و قربانی میکردند تا خورشید فردا هم بازگردد، این گفته قرآن بی شباهت به این قضیه نیست.

سوره الکهف آیه 90 (تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. درد بر قومی طلوع میکند که غیر از پرتو آن بر ایشان هیچ پوششی قرار نداده ایم) خداوند نه تنها نشان میدهد که خورشید کجا غروب میکند بلکه از این علم الهی مارا نیز سیراب میکند و مشخص میسازد که خورشید از کجا نیز طلوع میکند. و بر آمدن خورشید یک مکان دارد که آنجا عده ای زندگی میکنند. این آیه به خوبی نشان میدهد الله زمین را بزرگ تر از خورشید میداند و فکر میکند خورشید در زمین غروب میکند و از زمین طلوع میکند.

بنابر این از نظر قرآن زمین گرد نیست.

آیا زمین کره است؟

از همه اینها بگذریم، فرض کنیم قرآن میگوید که زمین کروی است، حال آیا واقعا زمین شکل کره را دارد؟! خیر! بر روی زمین کوه ها و دریاها وجود دارند و سطح زمین شکل هندسی مشخصی ندارد و نمیتوان گفت که کاملا فلان شکل را دارد، زمین شکل زمینی دارد نه کروی نه هیچ فرم دیگری، اما اگر سطح زمین را صاف و هموار در نظر بگیریم (که میگیریم) بازهم زمین کره نیست! کره مجموعه نقاطی است که فاصله آنها از یک نقطه مرکزی به یک فاصله است و زمین این حالت را ندارد، زمین کره کامل نیست، بیشتر میتوان آنرا به شکل یک کدو تنبل فرض کرد تا یک توپ. بنابر این حتی اگر خداوند در قرآن میگوید که زمین کروی است، خداوند جاهل است و اشتباه فکر میکند. درست است که از زمین به عنوان کره زمین یاد میشود اما این گفته از لحاظ علمی قابل قبول نیست. شکل باصطلاح گرد زمین ناشی از قوانین جازبه ایست که نیوتون کشف کرد و زمین حالت گرد خود را از دورانی که بصورت خمیری (پلاسمایی) بود به یادگار دارد. در مورد شکل زمین در اینجا توضیحات بیشتری داده شده است.

گرد بودن زمین چگونه کشف شد؟

نوابغ اسلامی برای مستند کردن حرف خودشان از ماجرای گالیله ریاضی دان و ستاره شناس ایتالیایی (1642-1562) صحبت میکنند که برای اولین بار کشف کرد که زمین گرد است و جامعه دینی آن دوران (برادران حزب اللهی اهل مسیحیت) ایشان را به همین دلیل به مرگ محکوم کردند (کلیسای کاتولیک افتخار زنده سوزانیدن بسیاری از دانشمندان و ادبا و علما را دارد، اولین کسی که کتاب مقدس را تحت تاثیر افکار پروتستانتیزمی از لاتین به انگلیسی ترجمه کرد توسط حزب اللهی های آن زمان و به دستور کلیسا زنده زنده سوزانیده شد و این است چهره واقعی مذهب و خداپرستی که انسانرا به خریت و جهل وا میدارد) میپردازند و میگویند 1000 سال قبل از آن ما مسلمانان با استفاده از تعلیمات الهی میدانستیم زمین گرد است و این از معجزات الهی است!

این عده از نوابغ حتی اطلاع ندارند که در اروپای دوران انگیزاسیون نیز این گالیله نبود که برای اولین بار گرد بودن زمین را کشف کرد، در واقع کوپرنیکوس ستاره شناس لهستانی (1543-1473) بود که مودل کوپرنیکوسی (مودلی که در آن سیاره هایی که گرد هستند در اطراف خورشید میچرخند) و بسیاری از چیزهای دیگر مانند حرکت وضعی زمین و غیره را کشف کرد و بعد از آن تایکو براهه، ستاره شناس دانمارکی (1601-1546) حرکت سیاره ها را مورد بررسی قرار داد و قوانین منظمی از آنها تدوین کرد و بعد ها یوهان گپلر ستاره شناس آلمانی (1630-1571) بود که که حتی کشف کرد چرخش سیارات به دور خورشید دایره وار نیستند و بیضی وار هستند بعد از همه اینها گالیله بود که مطالعات این افراد را استفاده کرد و با ساخت تلسکوپ (که اشتباهاً میگویند مخطرع تلسکوپ گالیله است) به تماشای ماه پرداخت و به کشفیات بسیار جالبی از جمله اینکه میلیون ها ستاره وجود دارند که ما نمیتوانیم آنها را ببینیم موفق شد نام خود را در تاریخ ثبت کند و عکس العملی که دستگاه مذهبی نسبت به این دانشمند نشان داد یکی از مهمترین سمبل های جهالت و حماقت شدید مذهبیست که سالهاست مورد نقد و تمسخر جهانیان است و اما ما هنوز در کشورمان به آن نیاز داریم!

اما باید توجه به این نکته کرد که این ماجراها مربوط به اروپا بوده و اروپا خود یک جامعه مذهبی حساب میشد در آن دوران، آیا پیش از اروپاییان کسی نمیدانسته است که زمین گرد است؟!

برای پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه داشت که تاریخ ثبت شده ستاره شناسی مربوط به 3000 سال قبل از میلاد و دوران رشد تمدن مصری است. مصریها از گرد بودن زمین اطلاع داشتند و ساعت ها و تقویم های خود را بر اساس حرکت خورشید مشخص میکردند. «Sonehenge» یکی از بناهاییست که جزو عجایب زمین به شمار میرود، این بنا در جنوب انگلستان قرار دارد مربوط به حدود 5000 سال پیش میشود و هنوز هم باقیمانده های آن وجود دارد، این بنا نقش یک ساعت خورشیدی را انجام میدهد و به وضوح نشان میدهد که آنها از حرکت خورشید، و گرد بودن زمین اطلاع داشته اند و الا نمیتوانستند چنین بنایی بسازند. پس از این دو دوران  از لحاظ تاریخی چینی ها را میتوان در ستاره شناسی بسیار مدرن و پیشرفته دانست، آنها کسوف ها و خسوف هایی را بر روی کتبیه ها ثبت کرده اند و قدرت این را داشته اند که حتی آنها را پیشبینی کنند و این نشان میدهد که از گرد بودن زمین اطلاع داشته اند.

اما در تاریخ موثق میتوان گفت کشف گرد بودن زمین را احتمالا اولین بار یونانی ها انجام داده اند.

فیثاغورس  (582-507 قبل از میلاد) از فلاسفه و ریاضیدانان بسیار مشهور یونانی که در ساموس (در یونان) بدنیا آمد و زندگی عجیب و غریبی دارد و به کشورهای مختلف به عناوین مختلف (به عنوان برده به ایران نیز آمده است) برده شد سر انجام توانست در ایتالیا مدرسه ای باز کند و در مدرسه خود آموزش میداد که زمین گرد است. وی برای این ادعای خود دلایل خیلی محکمی نداشت اما از آنجا که فیثاغورس با تالس یکی دیگر از فلاسفه و ریاضیدانان پیش از خود برخورد داشته و در کلاس وی درس میخوانده میتوان حدس زد که از روی دانشی که تالس به وی داده بود بخصوص از روی قضیه ای که همچنان در هندسه به نام قضیه تالس مشهور است توانست حتی فاصله میان زمین و خورشید را هم اندازه بگیرد!

ارسطو (384-322) فیلسوف و ریاضیدان دیگر یونانی نیز اعتقاد بر این داشت که زمین گرد است ولی بر خلاف فیثاغورس برای این ادعای خود دو دلیل محکم داشت، یکی همان قضیه هلال ماه که محمد رسول الله درک احمقانه ای نسبت به آن دارد و به آن پرداخته شد و دیگری این بود که کسانی که به سوی شمال دریانوردی کرده اند گفته اند ستارهایی که در آسمان دیده میشود تعداد بسیار بیشتری دارند و ستاره های بیشتری در مرز بین زمین و آسمان (افق) دیده میشوند ستاره قطبی (یکی از ستاره های معروف که برای جهت یابی نیز از آن بسیار استفاده میشود) و کسانی که در عرض جغرافیایی به سمت جنوب دریانوردی کرده اند ستاره قطبی را پایین تر دیده اند! و این به وضوح به ارسطو نشان میداد که دلیل این مشاهدات این است که دریانوردان روی یک سطح کروی در حال حرکت کردن هستند! از آنجا که ارسطو شاگرد افلاطون و افلاطون شاگرد سقراط بوده است و این سه از بزرگترین فلاسفه یونان و دنیا محسوب میشوند، میتوان دانست که حتی اسناد تاریخی نیز نشان میدهند جامعه علمی جهان حد اقل 1000 سال قبل تر از محمد به گرد بودن زمین با برهان و دلیل اطمینان کامل داشته است! نکات بسیار جالبی که میتوان در این مورد به آن اشاره کرد این است که رومیان بر روی سکه های خود که الان در موزه های جهان وجود دارند زمین را بصورت کره میکشیدند و همین نشان میدهد که رومیان که 2000 سال پیش به اسرائیل حمله کردند نیز از این واقعیت اطلاع داشتند. بنابر این میتوان گفت حتی نظر مسیحیت نیز در ارتباط با زمین، گرد بودن آن است و امروز مسیحیان ادعا میکنند که انجیل به آنها میگوید زمین گرد است و این تنها نظر کلیسای کاتولیک بوده است که میگفته است زمین صاف است، و کلیسای کاتولیک نیز نظر خود را توسط دانشمندان خود مشخص میکرد که به برسی آثار مذهبی میپرداختند. جالب است بدانید پاپ فعلی (بالاترین مقام کلیسای کاتولیک) به یک فرد روشن فکر و عادل معروف است و در سال 1979 دستور داد دانشمندان و تاریخدانان دستگاه واتیکان به بررسی موضوع گالیله بپردازند و در سال 1994 با توجه به مدارکی که بدست آمد کلیسای کاتولیک رسماً بخاطر رفتارش با گالیله عذر خواهی کرد.

بنابر اصولا گرد بودن زمین چیز عجیب و غریبی نیست و همانطور که گفته شد رومیان روی سکه هایشان نقش زمین را گرد میکشیدند و با توجه به اینکه محمد تاجر بود و به کشورهای زیادی سفر کرده بود اصلا بعید نبود که با این سکه ها برخورد کند. بنابر این حتی اگر محمد بداند که زمین گرد است و در قرآن بنویسد کار عجیب و غریبی انجام نداده و این کار وی هیچ ارزش علمی ای ندارد چون هزاران سال قبل از وی این کشف انجام شده و محمد حد اقل میتوانست از دانشمندانی همچون سلمان فارسی و بحیرا که میشناخت در این مورد سوال کند که ظاهرا حتی زحمت این کار را نیز به خود نداده.

الله بیچاره میتوانست با بکار بردن یک کلمه سه حرفی «کره» همچنان که امروز همه قبل از کلمه زمین کلمه «کره» را بکار میبرند، اینقدر مسلمانان را سر کار نگذارد و حد اقل یک معجزه علمی (!) محکم تر انجام بدهد.

امید است این دسته از نوشتارها انسانهایی را از پای منقل دین بلند کند و به پای سفره عقل و خرد بنشاند.

3 نظر برای “معجزه رب المشرقین و المغربین

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.