احمدی نژاد به سه شرط ورق رو آزاد کرد: ۱. بی بی چادر سر کنه ۲. به جای شاه آخوند باشه ۳. همه سرباز ها باید بسیجی باشند.
بایگانی دستهها: جوک
کاربن برای نماز قضا
یه یارو نماز قضا زياد داشته زير جانمازش کاربن می زاره
عسل و میرزا قاسمی
ستاد مبارزه با فساد و بد حجابی اعلام کرد:از این به بعد کسی حق ندارد عسل و میرزا قاسمی را تو یخچال با هم نگه دارد مگر اینکه در یخچال باز باشد
بوس به بسیجی
یه بار یه دختره به یه بسیجیه بوس میفرسته بسیجیه جا خالی میده میگه یا زهرا!
شلاق عرق خوری
يكي تو خيابون عرق خورده بود ، بسيجي ها ميگيرنش ميگين همينجا حد مشروبخواري را بزنيم و طرف را آزاد كنيم .شلوار طرف را تا زانو ميكشن پايين و شروع ميكنن به كپلهاش شلاق زدن . اولي چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه ، شلاق رو ميده به دومي و ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر ! دومي هم چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه به سومي ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر !تا اينكه همشون شلاق ميزنن و به يارو ميگن پاشو برو ! طرف بلند ميشه شلوارشو بكشه بالا ميبينه كپلهاش باد كرده شلوارش بالا نمياد ، رو به بسيجي ها ميكنه ميگه : برادرا ! زحمت بكشن تا درب فيضيه رو هم ببندن !
بانک بسیجیان
جوايز بانك بسيجيان: 2 دستگاه تانك…2000 متر پارچه جفيه…5000 بليط سفر پياده به كربلا…هر يك متر ريش در هر روز 1 امتياز
فیلمهای برگزیده جشنواره قم
فیلمهای برگزیده جشنواره قم:
آخوندی با کفشهای کتانی
عمامه ای برای دو نفر
صیغه شدگان
عبا قرمزی
من بچه شیخ 15 سال دارم
منشی تلفنی اسلامی
یک بسیجی موبایل منشی دار میخره، پیغامشو میذاره «لطفا بعد از شنیدن سوره بقره، پیغام خود را بگذارید»
خورد پهلوش!
یکروز یک بابایی دارت دستش گرفته بوده به سمت یک سیب نشانه میگرفته و پرتاب میکرده، هربار که دارت به هدف نمیخورده با عصبانیت میگفته ، اه ریدم توش، خورد پهلوش! یه آخونده از اونجا رد میشده میره پیش این جوان میگه پسر جان عزیزم، نور دو عینم، این حرف رو نزن زشته وسط خیابون، خوار مادر مردم از اینجا رد میشن! بجایش بگو متاسفانه در نشانه گیری من اشکالی پیش اومد لکن دارت به هدف نخورد، طرف بر میگرده میگه خفه شو مادر سگ آخه به تو چه تو کار مردم دخالت میکنی؟! آخوند دل شکسته رو به آسمان میکنه و میگه خداوندا این احمق رو من اومدم نصیحت کنم حالیش نشد، خودت یا هدایتش کن یا بکشش! ناگهان از آسمان صاعقه ای پدید میاد و به آخوند میخوره و آخوند به فاک میره، از آسمان صدای ملکوتی ای میاد که ، اه ریدم توش، خورد پهلوش!
نخ اسکناس
یکبار شخصی نخ اسکناس ده تومانی را میکشد، شورت مدرس می افتد، بسیجی ها شاکی میشوند میخواهند به شخص حمله کنند، شخص میگوید، به خدا اگر نزدیک بیایید نخ هزار تومنی رو میکشم ها!
معجزه
دوتا پیامبر میخواستن باهم کل کل کنند، میگن بریم تاس بیاندازیم ببینیم کی بیشتر میانداره، هرکی بیشتر بیاره 100 تومن میبره، پیامبر اولی میاندازه و 6 میاره، پیامبر دومی میاندازه و 8 میاره، پیامبر اولی به پیامبر دومی میگه، بدبخت سر 100 تومن معجزه میکنی؟
ماشالله حزب الله
یه بسیجیه داشته از یه جایی رد میشده یه گاوه میگه مااااااااااااااااااااااااااااااااااا! بسیجیه میگه مااااااااااااااااشاهلله حزب الله!
اسلام و بریدن
زیرکی را گفتند اسلام چگونه دینیست؟
بگفتا عجیب دینیست ، که چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چون از آن خارج شوی سر خودت را.
مرگ خدا
یه یارو میره حج، میبینه که پرده سیاه کشیده اند، کعبه رو ندیده بوده تا اون موقع، برمیگرده میگه الهی بمیرم خدایا چرا مردی؟
خدا کیست؟
از يک بسیجی میپرسند «تعریف خداوند چیه؟» بسیجیه یکم فکر میکنه (تخیل میکنه) بعد میگه! نماینده ولی فقیه در کائنات!
کمک امامان
یه بابایی داشته شیشه خانه اش رو پاک میکرده ناگهان از پنجره میافته بیرون، در حال سقوط ناگهان پیش خودش میگه یا امام حسن، ناگهان یک شخصی میاد و این بابارو رو هوا نگه میداره، شخص مذکور میگه، منظورت از امام حسن، امام حسن مجتبی بود یا امام حسن عسگری؟ اون بابا یک خورده فکر میکنه میگه امام حسن مجتبی، شخص مذکور میگه ببخشید فکر کردم با من کار داشتی، و اون بابارو رها میکنه…
خدایا منو نخور
یه آقایی میره مکه، سرش رو میکنه تو حجر الاسود، سرش گیر میکنه، میگه خدایا غلط کردم ول کن دیگه نمیکنم! خدایا منو نخور!
کراهت جگر خوردن پسران، دختران را!
اگر دختری به پسری بگوید جگرت را بخورم مکروه است! اگر پسری به دختری بگوید جگرت را بخورم حرام است! اما اگر پسری به دختری یا دختری به پسری یا پسری به پسری یا دختری به دختری بگوید انشاء الله جگرت را بخورم، حلال است، چون فی سبیل الله بوده!
مسئلتن
یه دختره از یک آخوند میپرسه حاج آقا میشه من با دوست پسرم بخوابم؟ حاج آقا میگه استغفروالله، دختره میپرسته حاج آقا میشه من با یک غریبه بخوابم؟ حاج آقا میگه اعوذ بالله، دختره میگه حاج آ قا میشه من با شما بخوابم؟ حاج آقا میگه بسم الله!
تیغ، انقلاب، ریش
قبل از انقلاب با تیغ ریش میزدن بعد از انقلاب با ریش تیغ میزنن
گل در قرآن
به یارو ميگن نظرت راجع به گل چيه ؟ ميگه همان بس که در قرآن آمده «گل هو الله احد»
رمز کیف سامسونت بسیجی
بسیجیه کیف سامسونت میخره، رمز کیفش رو میذاره، یا زهرا!
آیه ی تخمی
به یه یارو میگن تو میتونی یه آیه مثل قرآن بیاری؟! میگه آره مشتی! «هل تفکرون نحن خلقناکم بیضه بیضا» ازش میبپرسند یعنی چی؟ میگه «آیا فکر میکنید ما شما را تخمی تخمی آفریدیم؟»
امام رضا
یه بابایی میره حرم امام رضا میبینه یه دختر خوشگل تو بخش خواهران ایستاده، میره نزدیک میبینه دختره داره میگه، امام رضا به من قیافه خوشگل دادی، پدر مادر خوب دادی، مال دادی اموال دادی، یه شوهر خوب فقط مونده که بدی، طرف خودشو پرت میکنه وسط میگه امام رضا هل نده، هل نده خودم دارم میرم پیشش…
تفاوت یا حسین و یا علی!
اگر دیدید از یک خونه ای صدای حسین حسین میاد، برید تو، چون دارن حتما غذا میدن، اما اگر شنیدید میگن علی علی نرید تو چون حتما دارن ماشین هل میدن.
دوست دختر کیه؟
یه بسیجیه از دهات پا میشه میاد تهران، به یک دختر خوشگل میرسه، میگه ببخشید خواهر، این دوست دختر که میگویند شمایید؟
مورچه درمانی
يك سري عليآقا مريض ميشه و خلاصه و هرچي دكتر و دوا-درمون از اروپا و ژاپن ميارن افاقه نميكنه و ديگه داشته رو به قبله ميشده كه يك دكتر هندي ميگه اگه پونصد گرم مورچة نر پيدا كنيد، من ميتونم يك دوا درست كنم كه خوبش كنه. ولي بايد مواظب باشيد، چون اگه قاطيش مورچه ماده باشه دوا تاثيرش رو از دست ميده. خلاصه بسيج و سپاه و باقي علافهاي مملكت ميريزن تو خيابون دنبال مورچة نر، ولي هرچي ميگيردن مورچهاي كه بشه با از نر بودنش مطمئن بود پيدا نميكنند. خلاصه ديگه كمكم ناآميد شده بودن، كه آقایی با نيم كيلو مورچة نر مياد خدمت علي آقا. علي آقا كلي خوشحال ميشه، ميگه: از كجا فهميدي اينا نرن؟ آقاهه ميگه: كاری نداشت. رفتم كنار سوراخ مورچهها، هر مورچهاي كه رد ميشد بهش ميگفتم: آقا مريضه؛ اونايي كه ميگفتن به تخمم رو ميگرفتم!!!
حضرت یوگی
از کسی ميپرسن: اسم اون پيامبري كه همه حيونها رو سوار كشتي كرد چي بود؟ یاره ميگه: حضرت يوگي!!!
دو خط موازی
معلمه بچه بسيجيه رو ميبره پاي تخته، بهش ميگه: خطوط موازي رو تعريف كن. بسيجيه ميگه: دو خط موازي دو خطين كه هيچ وقت همديگه رو قطع نمي كنند مگر به دستور مقام معظم رهبري!!!
مساحت ایران
از یه بابایی میپرسند مساحت ایران چقدر است، میگوید در زمان شاه فلان قدر متر مربع و در زمان جمهوری اسلامی همان قدر متر مکعب، به او میگویند مساحت را با متر مربع میسنجند نه مکعب، پاسخ میدهد، آخر بعد از انقلاب آخوندها به عمق یک متر در آن ریده اند!