بایگانی دسته‌ها: جوک

جوک‌ها و پیامک‌های زندیق

اسم دوست دختر

یارو با دوست دخترش رفته بود پارك.بسیجی ها اونو گرفتن و ازش پرسيدن: از كجا مياي؟ گفت: ميدان وليعهد بسیجی زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت،!وليعهد مرد، حالا انقلاب شده، بايد بگي ميدان ولي‏عصر بعد بسیجی ازش پرسيد: كجا ميري؟ گفت: پارك شاهنشاهي بسیجی زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت! شاه مرد، حالا انقلاب شده، بايد بگي پارك ملت بعد بسیجی پرسيد اين خانوم چه نسبتي با تو داره؟ یارو گفت: نامزدمه بسیجی پرسيد: اسمش چيه؟ یارو گفت: امام حسين بسیجی پرسيد: چي؟ امام حسين؟ یارو گفت: بله ، قبل از انقلاب اسمش فوزيه بود. بعد از انقلاب شده امام حسين توضیح : میدان فوزیه=میدان امام حسین

شلاق عرق خوری

يكي تو خيابون عرق خورده بود ، بسيجي ها ميگيرنش ميگين همينجا حد مشروبخواري را بزنيم و طرف را آزاد كنيم .شلوار طرف را تا زانو ميكشن پايين و شروع ميكنن به كپلهاش شلاق زدن . اولي چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه ، شلاق رو ميده به دومي و ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر ! دومي هم چند ضربه شلاق ميزنه خسته ميشه به سومي ميگه : برادر شما هم بيا فيض ببر !تا اينكه همشون شلاق ميزنن و به يارو ميگن پاشو برو ! طرف بلند ميشه شلوارشو بكشه بالا ميبينه كپلهاش باد كرده شلوارش بالا نمياد ، رو به بسيجي ها ميكنه ميگه : برادرا ! زحمت بكشن تا درب فيضيه رو هم ببندن !

حاجیه خانوم

یه پیر زنه از حج داشته بر میگشته، تو فرودگاه یک بطری ویسکی از تو کیفش پیدا میکنن، بهش میگن مادر شما سنی ازت گذشته این توی کیفت چیکار میکنه؟ پیر زنه میگه مادر جون من که نمیتونم با این پاهام دور خونه خدا هفت دور بچرخم یه پیک از این ویسکی میخورم خونه خدا هفت بار دور سر من میچرخه.

واجبی

يه روز رونالدو و خامنه اي ورفسنجاني با هم يك كارخانه واجبي سازي تاسيس مي كنند براي تبليغ روي جلد عكس خامنه اي را مي زنند و مي نويسند قبل از مصرف بعد عكس رونالدو را مي زنند و مي نويسند بعداز مصرف و عكس رفسنجاني را مي زنند و مي نويسند مصرف نادرست

تسبیح پاره

يه روز يه گوسفند رو لباس ملا تنش ميكنن و ميفرستنش به هواپيما و يه تسبيح هم دستش ميزارن.در وسط راه گوسفنده بيچاره كنترل خود را از دست ميده و نخود ازش بيرون مياد. یكي ار مسافران كه شاهد اين ماجرا بود داد ميزنه :حاجي حاجي تسبيحت پاره شد

اسلام در میوه فروشی

یه بابایی ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد اون بابا ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد یارو بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم كيـــرِ بلال حبشي بدين!!!

جهنم به جهنم

بوش و بلر و خاتمي ميميرند ميروند جهنم..بعد از يه مدت دلشون براي كشورشون تنگ ميشود ميروند به شيطان ميگن بذار به كشورمون زنگ بزنيم.شيطان ميگه باشه ولي گرانونه ها بوش ۵ دقيقه حرف ميزند..شيطان ميگه ۱۰۰ ميليون دلار..بلر ۵ دقيقه حرف ميزنه شيطان مبگه ۱ ميليون پوند..خاتمي ميره ۲ ساعت حرف ميزنه..شيطان ميگه مجاني بود..خاتمي ميگه چرا؟ شيطان ميگه از جهنم به جهنم زنگ زدن تلفن داخلي است

بتول خانوم

يه روز خامنه اي و خميني و رفسنجاني يه دختر از خيابون بلند مي كنن مي گن بريم حال كنيم. خلاصه تو خونه بعد از كلي تعارف اول خميني مي ره تو اتاق وقتي مياد بيرون مي گه اه اين چي بود بتول خودم خيلي بهتره. بعد خامنه اي مي ره تو ,مي ياد مي گه :اه زن خودم خيلي بهتره . رفسنجاني مي ره تو مي ياد مي گه : راس مي گه بابا بتول خيلي بهتره!!

منبر آخوندی

يکبار بواسير مقدس آقاي خامنه اي درد ميگيره و ايشون پيش پزشک مخصوص ميروند.. پزشک بعد از معاينه به ولي امر مسلمين ميگه که، حاج آقا شما نبايد پر خوري کنيد، برنج نخوريد، نان نخوريد، گوشت گوسفند نخوريد، و بالاي منبر هم نرويد.. حضرت ميپرسند خوب اون هارو نميخوريم، لکن ديگه چرا بالاي منبر نرويم؟! پزشک پاسخ ميده آخه وقتي بالاي منبر ميرويد، گه زيادي ميخوريد!!!

پسر خدا

یکروز حضرت محمد و حضرت نوح و بقیه برو بچه های الهی داشتن تو بهشت برای نماز جمعه به سمت مسجد بهشت میرفتند، یهو حضرت عیسی میاد با یک بنز آخرین سیستم رد میشه میره… حضرت محمد به حضرت موسی نگاه میکنه میگه، میبینی خدا چه حالی به این عیسی میده؟ چرا به ما ماشین نمیده؟ ما تا کی باید پیاده راه بریم؟ حضرت موسی میگه، اگه مادر تو هم به خدا میداد، الان تو هم بنز سوار میشدی…