سوره التوبة (9) آیه 92

قرآن، سوره التوبة (9) آیه 92

آیه پسین: سوره التوبة (9) آیه 93
آیه پیشین: سوره التوبة (9) آیه 91

عربی

وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ

بدون حرکات عربی

و لا على الّذين إذا ما أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه تولّوا و أعينهم تفيض من الدّمع حزنا ألاّ يجدوا ما ينفقون

خوانش

Wala AAala allatheena itha ma atawka litahmilahum qulta la ajidu ma ahmilukum AAalayhi tawallaw waaAAyunuhum tafeedu mina alddamAAi hazanan alla yajidoo ma yunfiqoona

آیتی

و نيز بر آنان که نزد تو آمدند تا ساز و برگ نبردشان دهي و تو گفتي ، که ساز و برگي ندارم و آنها براي خرج کردن هيچ نيافتند و اشک ريزان و محزون بازگشتند ، گناهي نيست

خرمشاهی

و نيز بر كسانى كه چون به نزد تو آمدند كه سوار و رهسپارشان كنى، گفتى چيزى ندارم كه شما را بر آن سوار كنم، برگشتند و چشمانشان لبريز از اشك بود، از اندوه اينكه چرا چيزى ندارند كه خرج [راه] كنند.

کاویانپور

همچنين بر كسانى كه (آماده جهاد شدند و) پيش تو آمدند تا وسايل حركت آنها را فراهم كنى و تو گفتى كه چيزى ندارم كه شما را مساعدت كنم و آنها بازگشتند در حالى كه چشمانشان از تأسف و تأثر پر از اشك بود كه چرا نمى‏توانند هزينه سفر را فراهم كنند. (گناهى بر آنان نيست كه نتوانستند در جهاد شركت كنند).

انصاریان

و نیز بر کسانی که هنگامی که نزد تو آمدند تا آنان را [برای رفتن به سوی نبرد] سوار مرکبی کنی، گفتی: [به سبب نبود امکانات] بر مرکبی دسترسی ندارم تا شما را به جهاد برم، هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست؛ [از نزد تو] بازگشتند در حالی که به خاطر غصه و اندوه از دیدگانشان اشک می ریخت که چرا چیزی نمی یابند تا [در نبرد با دشمنان] هزینه کنند.

سراج

و نه بر آنانكه چون آيند بسوى تو تا تو سوارشان كنى (و بمعركه كارزار ببرى) گفتى نمى‏يابم مركبى كه سوار كنم شما را بر آن (از نزد تو) برگشتند در حاليكه ديدگانشان مى‏ريخت از اندوه اشك به جهت آنكه نمى‏يافتند چيزى را كه (در آن سفر) خرج كنند

فولادوند

و [نيز] گناهى نيست بر كسانى كه چون پيش تو آمدند تا سوارشان كنى [و] گفتى: «چيزى پيدا نمى‏كنم تا بر آن سوارتان كنم»، برگشتند، و در اثر اندوه، از چشمانشان اشك فرو مى‏ريخت كه [چرا] چيزى نمى‏يابند تا [در راه جهاد] خرج كنند.

پورجوادی

هم چنان نسبت به آنان كه آماده جهاد شدند و نزد تو آمدند كه مركوبشان دهى و تو گفتى مركبى ندارم كه شما را بر آن سوار كنم، آنها با چشمان پراشك بازگشتند، چرا كه چيزى براى انفاق نيافتند.

حلبی

و نه بر كسانى كه چون پيش تو آمدند تا سوارشان كنى، گفتى: چيزى نمى‏يابم كه شما را بر آن سوار كنم. [آنها] بازگشتند در حالى كه چشمانشان به غم، از اشك لبريز بود كه چيزى نمى‏يافتند تا انفاق كنند.

اشرفی

و نه بر آنانيكه چون آمدند ترا تا سوار كنى ايشانرا گفتى نمييابم آنچه سوار كنم شما را بر آن برگشتند و چشمهاشان ميريخت از اشك از غم كه نمى‏يافتند آنچه را صرف كنند

خوشابر مسعود انصاري

و [نيز] بر آنان كه چون به نزدت آيند تا [بر مركبى‏] سوارشان كنى، گويى چيزى نمى‏يابم كه شما را بر آن سوار كنم، [گناهى نيست‏]. در حالى كه چشمانشان از آنكه چيزى نمى‏يابند كه خرج [سفر] كنند از اندوه سرشار از اشك است

مکارم

و (نیز) ایرادی نیست بر آنها که وقتی نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبی (برای جهاد) سوار کنی، گفتی: «مرکبی که شما را بر آن سوار کنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالی که چشمانشان از اندوه اشکبار بود؛ زیرا چیزی نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند)

مجتبوی

و نه بر كسانى كه چون نزد تو آمدند تا [براى رفتن به جنگ بر ستورى‏] برنشانى‏شان، گفتى: چيزى نمى‏يابم كه شما را بر آن برنشانم، بازگشتند در حالى كه ديدگانشان از اين اندوه كه چيزى ندارند تا [در رفتن به جهاد] هزينه كنند سرشك مى‏باريد.

مصباح زاده

و نه بر آنانيكه چون آمدند ترا تا سوار كنى ايشان را گفتى نمى‏يابم آنچه سوار كنم شما را بر آن برگشتند و چشمهاشان ميريخت از اشك از غم كه نمى‏يافتند آنچه را صرف كنند

معزی

و نه بر آنان كه گاهى كه بيايندت تا سوارشان كنى گوئى ندارم آنچه بر آن سوارتان كنم برگردند حالى كه ديدگانشان اشكبار است اندوهگينند چرا ندارند چيزى كه هزينه كنند

قمشه ای

و همچنین بر آن مؤمنانی که چون مهیای جهاد شده و نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنها را مهیا سازی و تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم برمی‌گردند در حالی که از شدت حزن اشک از چشمانشان جاری است که چرا نمی‌توانند مخارج سفر خود فراهم سازند (بر آنها هم حرج و گناهی بر ترک جهاد نیست).

رشاد خليفه

و نيز عذر کساني پذيرفته است که نزد تو مي آيند و آرزو دارند که به تو ملحق شوند، ولي تو به آنها مي گويي: من چيزي ندارم که شما را بر آن سوار کنم. آنگاه آنان با چشماني پر از اشک بازمي گردند و از اينکه نتوانستند شرکت کنند، واقعاً غمگين بودند.

Literal

And nor on those when/if they came to you to carry/bear them, you said: «I do not find what I carry you on it.» They turned away and their eyes flow/over flow from the tears, sadness/grief that they not find what they (can) spend.

Al-Hilali Khan

Nor (is there blame) on those who came to you to be provided with mounts, and when you said: «I can find no mounts for you,» they turned back, while their eyes overflowing with tears of grief that they could not find anything to spend (for Jihad).

Arthur John Arberry

neither against those who, when they came to thee, for thee to mount them, thou saidst to them, ‹I find not whereon to mount you›; they turned away, their eyes overflowing with tears of sorrow, because they found nothing to expend.

Asad

Nor [shall blame attach] to those who, when they came unto thee [O Prophet, with the request] that thou provide them with mounts, were told by thee, «I cannot find anything whereon to mount you» – [whereupon] they turned away, their eyes overflowing with tears out of sorrow that they had no means to spend [on their equipment].

Dr. Salomo Keyzer

Noch hun die u zijn komen verzoeken, hun benoodigdheden (rijdieren) voor de reis te verschaffen, en die, toen gij hebt geantwoord: Ik heb geene benoodigdheden om u te geven, terugkeerden met de tranen in de oogen, uit verdriet dat zij geene middelen konden vinden om tot den tocht bij te dragen.

Free Minds

Nor upon those who come to ride out with you, while you said: "I do not have any mounts for you;" they turned away while their eyes were flooded with tears out of sadness, for they could not find anything to contribute.

Hamza Roberto Piccardo

E neppure [avranno colpa] coloro che ti vengono a chiedere un mezzo di trasporto e ai quali rispondi: «Non trovo mezzi con cui trasportarvi», e che se ne vanno con le lacrime che scendono dai loro occhi, tristi di non avere risorse da impiegare [per la causa di Allah].

Hilali Khan

Nor (is there blame) on those who came to you to be provided with mounts, and when you said: "I can find no mounts for you," they turned back, while their eyes overflowing with tears of grief that they could not find anything to spend (for Jihad).

Kuliev E.

Также нет греха на тех, которым, когда они пришли к тебе, чтобы ты обеспечил их верховыми животными, ты сказал: «Я не могу найти животных для вас». Они вернулись с глазами, полными слез от огорчения тем, что они не нашли средств на пожертвования.

M.-N.O. Osmanov

[Нет греха] также на тех, которым, когда они пришли к тебе с просьбой, чтобы ты дал им верховых животных [для похода], ты ответил: «Не на чем мне вас отправить». Они ушли от тебя с глазами, полными слез от огорчения из-за того, что им нечего потратить [на борьбу во имя Аллаха].

Mohammad Habib Shakir

Nor in those who when they came to you that you might carry them, you said: I cannot find that on which to carry you; they went back while their eyes overflowed with tears on account of grief for not finding that which they should spend.

Mohammed Marmaduke William Pickthall

Nor unto those whom, when they came to thee (asking) that thou shouldst mount them, thou didst tell: I cannot find whereon to mount you. They turned back with eyes flowing with tears, for sorrow that they could not find the means to spend.

Palmer

Nor against those to whom, when they came to thee that thou shouldst mount them, thou didst say, ‹I cannot find wherewith to mount you,› turned their backs while their eyes poured forth with tears, for grief that they could not find wherewith to expend.

Prof. Yasar Nuri Ozturk

Kendilerini bindirmen için sana geldiklerinde sen, «Sizi bindirecek bir şey bulamam» deyince, harcayacak bir şey bulamadıklarından, üzüntüyle gözlerinden yaşlar boşalarak geri dönen kimseler için de herhangi bir günah yoktur.

Qaribullah

Nor shall those who came to you to be provided with mounts. And when you said: ‹I can find no mounts for you, ‹ they turned back, their eyes streaming with tears grieving that they could not find the means to spend.

QXP

Nor is there any blame on those who came to you (O Messenger), requesting that you provide them with mounts (horses and camels). You told them, «I cannot find a ride to mount you on.» They returned with eyes flowing with tears out of sorrow that they had no means to spend for equipment.

Reshad Khalifa

Also excused are those who come to you wishing to be included with you, but you tell them, «I do not have anything to carry you on.» They then turn back with tears in their eyes, genuinely saddened that they could not afford to contribute.

Rodwell

Nor against those, to whom when they came to thee that thou shouldst mount them, thou didst say «I find not wherewith to mount you,» and they turned away their eyes shedding floods of tears for grief, because they found no means to contribute.

Sale

Nor on those, unto whom, when they came unto thee, requesting that thou wouldest supply them with necessaries for travelling, thou didst answer, I find not wherewith to supply you, returned, their eyes shedding tears for grief, that they found not wherewith to contribute to the expedition.

Sher Ali

Nor against those to whom, when they came to thee that thou shouldst furnish them with mounts thou didst say, `I cannot find whereon I can mount you;› they turned back, their eyes overflowing with tears, out of grief that they could not find what they might spend.

Unknown German

Noch jene, die zu dir kamen, daß du sie beritten machen möchtest, und (zu denen) du sprachest: «Ich kann nichts finden, womit ich euch beritten machen könnte.» Da kehrten sie um, während ihre Augen von Tränen überflossen aus Kummer darüber, daß sie nichts fanden, was sie hätten ausgeben können.

V. Porokhova

Нет и на тех (вины), которые, ■ Придя к тебе просить доспехов (для похода), ■ Услышат от тебя: ■ «Я не могу найти, на чем отправить вас». ■ Они отходят, и глаза их наполняются слезами скорби, ■ Что нет у них (добра) на нужные издержки.

Yakub Ibn Nugman

Янә шуларга гөнаһ юк, алар синең алдыңа килеп: «Йә расүлүллаһ! Безнең һичнәрсәбез юк, әгәр безгә ат һәм сугыш коралларын бирсәң, без дә сугышка барыр идек», – диделәр. Син аларга: «Сезне утыртып сугышка җибәрергә һичнәрсә таба алмыйм», – дидең. Шул вакытта алар күзләреннән яшьләр агызып кайтып киттеләр, сугышка чыгу өчен мал тапмауларының кайгысыннан.

جالندہری

اور نہ ان (بےسروسامان) لوگوں پر (الزام) ہے کہ تمہارے پاس آئے کہ ان کو سواری دو اور تم نے کہا کہ میرے پاس کوئی ایسی چیز نہیں جس پر تم کو سوار کروں تو وہ لوٹ گئے اور اس غم سے کہ ان کے پاس خرچ موجود نہ تھا، ان کی آنکھوں سے آنسو بہہ رہے تھے

طاہرالقادری

اور نہ ایسے لوگوں پر (طعنہ و الزام کی راہ ہے) جبکہ وہ آپ کی خدمت میں (اس لئے) حاضر ہوئے کہ آپ انہیں (جہاد کے لئے) سوار کریں (کیونکہ ان کے پاس اپنی کوئی سواری نہ تھی تو) آپ نے فرمایا: میں (بھی) کوئی (زائد سواری) نہیں پاتا ہوں جس پر تمہیں سوار کر سکوں، (تو) وہ (آپ کے اذن سے) اس حالت میں لوٹے کہ ان کی آنکھیں (جہاد سے محرومی کے) غم میں اشکبار تھیں کہ (افسوس) وہ (اس قدر) زادِ راہ نہیں پاتے جسے وہ خرچ کر سکیں (اور شریک جہاد ہو سکیں)،

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.