سوره يوسف (12) آیه 59

قرآن، سوره يوسف (12) آیه 59

آیه پسین: سوره يوسف (12) آیه 60
آیه پیشین: سوره يوسف (12) آیه 58

عربی

وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ

بدون حرکات عربی

و لمّا جهّزهم بجهازهم قال ائتوني بأخ لكم من أبيكم أ لا ترون أنّي أوفي الكيل و أنا خير المنزلين

خوانش

Walamma jahhazahum bijahazihim qala i/toonee bi-akhin lakum min abeekum ala tarawna annee oofee alkayla waana khayru almunzileena

آیتی

چون بارهايشان را مهيا ساخت ، گفت : برادر پدريتان را نيز نزد من بياوريد ، آيا نمي بينيد که پيمانه را کامل ادا مي کنم و بهترين ميزبانم ؟

خرمشاهی

و چون زاد و برگ آنان را برايشان آماده ساخت [يوسف] گفت [آن] برادر پدرى تان را هم نزد من بياوريد، مگر نمى بينيد كه من پيمانه را تمام مى دهم و بهترين ميزبانان هستم.

کاویانپور

(يوسف از برادرانش پذيرايى گرمى بعمل آورد) و پس از آنكه بار و بنه آنها را آماده كردند، يوسف گفت: دفعه ديگر (اگر خواستيد به مصر بيائيد) برادر پدرى خود را همراه خودتان نزد من بياوريد، مگر نميبينيد كه من سهميه هر كس را تمام و كمال مى‏دهم و بهترين ميزبان هستم؟

انصاریان

و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی بینید که من پیمانه را کامل و تمام می پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می کنم؟

سراج

و هنگامى كه يوسف ببست بار ايشان را (هر يك را گندم داد) گفت بياريد نزد من برادرى را كه داريد از پدرتان آيا نمى‏بينيد كه من تمام مى‏پيمايم پيمانه را (و حق كسى را نمى‏برم) و من بهترين ميزبانانم

فولادوند

و چون آنان را به خوار و بارشان مجهز كرد، گفت: «برادر پدرى خود را نزد من آوريد. مگر نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم؟

پورجوادی

چون بارهايشان را آماده كرد، گفت: «آن برادرى را كه از پدر با شما يكى است نزد من بياوريد، آيا نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و بهترين ميزبانم؟

حلبی

و چون متاع ايشان را بر ايشان آماده كرد، گفت: برادرتان را كه از پدرتان است به من آوريد. آيا نمى‏بينيد كه من پيمانه [بار غلّه شما] را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم.

اشرفی

و چون آماده كرد آنها را بساز سفرشان گفت بياوريد نزد من برادرتان را كه از پدرتانست آيا نمى‏بينيد كه من تمام ميدهم پيمانه را و من بهترين ميزبانانم

خوشابر مسعود انصاري

و چون ساز و برگشان را برايشان فراهم ديد، گفت: آن برادر پدريتان را به نزد من آريد. آيا نمى‏بينيد كه من پيمانه را به تمام و كمال مى‏دهم و من بهترين مهماندارانم؟

مکارم

و هنگامی که (یوسف) بارهای آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادری را که از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمی‌بینید من حق پیمانه را ادا می‌کنم، و من بهترین میزبانان هستم؟!

مجتبوی

و چون بارهايشان را برايشان آماده ساخت، گفت: برادرى را كه از پدرتان داريد نزد من آريد آيا نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و بهترين ميزبانانم؟

مصباح زاده

و چون آماده كرد آنها را بساز سفرشان گفت بياوريد نزد من برادرتان را كه از پدرتانست آيا نمى‏بينيد كه من تمام ميدهم پيمانه را و من بهترين ميزبانانم

معزی

و هنگامى كه بست بار ايشان را گفت بياريد مرا برادرى كه شما را است از پدر شما آيا نبينيد كه تمام مى دهم پيمانه را و منم بهترين ميزبانان (فرودآرندگان)

قمشه ای

(برادران از یوسف در مقابل متاعی که آورده بودند طعام خواستند) و یوسف چون بار غلّه آنها را بست گفت: می‌خواهم در سفر دیگر برادر پدری خود (بنیامین) را نزد من بیاورید، نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و بهترین میزبانم؟

رشاد خليفه

پس از آنکه آذوقه هايشان را برايشان مهيا کرد، گفت: دفعه بعد، برادر ناتني تان را همراه خود بياوريد. آيا نمي بينيد که من پيمانه را تمام مي دهم و تا چه حد نسبت به شما سخاوتمندم؟

Literal

And when he outfitted them with their preparation/equipment (goods) , he said: «Come to me with a brother to you from your father, do you not see/understand, that I, I fulfill/complete the measuring/weighing device, and I am best of the senders of the descenders (hosts)?»

Al-Hilali Khan

And when he had furnished them forth with provisions (according to their need), he said: «Bring me a brother of yours from your father; (he meant Benjamin). See you not that I give full measure, and that I am the best of the hosts?

Arthur John Arberry

When he had equipped them with their equipment be said, ‹Bring me a certain brother of yours from your father. Do you not see that I fill up the measure, and am the best of hosts?

Asad

And when he had provided them with their provisions, he said: «[When you come here next,] bring unto me that brother of yours from your father’s side.s9 Do you not see that I have given [you] full measure and have been the best of hosts?

Dr. Salomo Keyzer

En toen hij hen van hunne levensmiddelen had voorzien, zeide hij: Breng uwen broeder tot mij, den zoon van uwen vader. Ziet gij niet dat ik de volle maat geef en dat ik mijne gasten gul ontvang?

Free Minds

So, when he furnished them with their provisions, he said: "Bring me a step-brother of yours who is from your father. Do you not see that I give full measure of grain and that I am the best of hosts?"

Hamza Roberto Piccardo

Dopo che li ebbe riforniti di provviste disse loro: «Conducetemi il vostro fratello da parte di padre. Non vedete come vi ho colmato il carico e che sono il migliore degli ospiti?

Hilali Khan

And when he had furnished them forth with provisions (according to their need), he said: "Bring me a brother of yours from your father; (he meant Benjamin). See you not that I give full measure, and that I am the best of the hosts?

Kuliev E.

Снабдив их провизией, он сказал: «Привезите ко мне вашего брата по отцу. Разве вы не убедились, что я сполна наполняю меру и что я – самый гостеприимный из хозяев?

M.-N.O. Osmanov

Когда [Йусуф] снабдил их припасами, он сказал им: «Привезите [в следующий раз] вашего брата по отцу. Разве вы не убедились, что я доверху наполняю меру и что я – щедрейший из людей?

Mohammad Habib Shakir

And when he furnished them with their provision, he said: Bring to me a brother of yours from your father; do you not see that I give full measure and that I am the best of hosts?

Mohammed Marmaduke William Pickthall

And when he provided them with their provision he said: Bring unto me a brother of yours from your father. See ye not that I fill up the measure and I am the best of hosts?

Palmer

And when he had equipped them with their equipment he said, ‹Bring me a brother that ye have from your father; do ye not see that I give good measure, and that I am the best of entertainers?

Prof. Yasar Nuri Ozturk

Onların yüklerini hazırlatıp bağlatınca şöyle konuştu: «Sizin, aynı babadan bir kardeşiniz var, onu bana getirin. Görüyorsunuz, ben ölçüyü titizlikle yerine getiriyorum. Ben, konukseverlerin de en hayırlısıyım.»

Qaribullah

And when he had given them their provisions, he said: ‹Bring me a certain brother from your father. Do you not see that I give just measure and am the best of hosts?

QXP

And when he had given them suitable provisions, he said, «Next time bring to me that brother of yours from your father’s side. Now you have seen that I am just and hospitable.»

Reshad Khalifa

After he provided them with their provisions, he said, «Next time, bring with you your half-brother. Do you not see that I give full measure, and treat you generously?

Rodwell

And when he had provided them with their provision, he said, «Bring me your brother from your father. See ye not that I fill the measure, and am the best of hosts?

Sale

And when he had furnished them with their provisions, he said, bring unto me your brother, the son of your father: Do ye not see that I give full measure, and that I am the most hospitable receiver of guests?

Sher Ali

And when he had provided them with their provision, he said, `Bring me your brother on your father’s side. Do you not see that I give you full measure of corn and that I am the best of hosts ?

Unknown German

Als er sie mit ihrem Bedarf ausgerüstet hatte, da sprach er: «Bringt mir euren Bruder von eures Vaters Seite. Seht ihr nicht, daß ich volles Maß (an Korn) gebe und daß ich der beste Gastgeber bin?

V. Porokhova

Когда он их провизией снабдил, (он) молвил: ■ «Вы приведите брата своего, ■ Что (сводный) по отцу вам. ■ Ужель не видите, ■ Что я даю сполна вам меру, ■ (По соответствию уплате), ■ И самый рАдушный хозяин?

Yakub Ibn Nugman

Йусуф аларга сәфәр җиһазларын хәзерләп һәрберсенә бер дөя йөге ашлык биргәч әйтте: «Атагыз янында калган кече кардәшегезне миңа алып килерсез. Күрәсез бит, мин үлчәүне хыянәтсез гадел үлчимен һәм мосафирләрне кабул итүчеләрнең хәерлесемен.

جالندہری

جب یوسف نے ان کے لیے ان کا سامان تیار کر دیا تو کہا کہ (پھر آنا تو) جو باپ کی طرف سے تمہارا ایک اور بھائی ہے اسے بھی میرے پاس لیتے آنا۔ کیا تم نہیں دیکھتے کہ میں ناپ بھی پوری پوری دیتا ہوں اور مہمانداری بھی خوب کرتا ہوں

طاہرالقادری

اور جب یوسف (علیہ السلام) نے ان کا سامان (زاد و متاع) انہیں مہیا کر دیا (تو) فرمایا: اپنے پدری بھائی (بنیامین) کو میرے پاس لے آؤ، کیا تم نہیں دیکھتے کہ میں (کس قدر) پورا ناپتا ہوں اور میں بہترین مہمان نواز (بھی) ہوں،

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.