سوره الذاريات (51) آیه 25

قرآن، سوره الذاريات (51) آیه 25

آیه پسین: سوره الذاريات (51) آیه 26
آیه پیشین: سوره الذاريات (51) آیه 24

عربی

إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ

بدون حرکات عربی

إذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال سلام قوم منكرون

خوانش

Ith dakhaloo AAalayhi faqaloo salaman qala salamun qawmun munkaroona

آیتی

آنگاه که نزد او آمدند و گفتند : سلام گفت : سلام ، شما مردمي ، ناشناخته ايد

خرمشاهی

كه چون بر او وارد شدند گفتند سلام، گفت سلام [بر شم] [و در دل گفت ايشان] گروهى ناشناخته[اند].

کاویانپور

هنگامى كه وارد شدند، سلام گفتند. ابراهيم گفت: سلام بر شما «گروهى ناشناس هستند».

انصاریان

زمانی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمی ناشناسید!

سراج

زمانى كه در آمدند بر ابراهيم و گفتند سلام مى‏كنيم بر تو سلام كردنى او گفت سلام (بر شما و بخود گفت اينان) گروهى ناشناخته‏اند

فولادوند

چون بر او درآمدند؛ پس سلام گفتند. گفت: «سلام، مردمى ناشناسيد.»

پورجوادی

آن گاه كه بر او وارد شدند گفتند: «سلام.» جواب داد: «سلام، شما را نمى‏شناسم.»

حلبی

چون بر او داخل شدند، و سلام گفتند. [ابراهيم‏] گفت: سلام [بر شما]، [و شما] گروهى ناشناخته‏ايد.

اشرفی

چون داخل شدند بر او پس گفتند سلام گفت سلام گروهى ناشناختگانند

خوشابر مسعود انصاري

آن گاه كه بر او وارد شدند و گفتند: سلام. [ابراهيم نيز در پاسخ‏] گفت: سلام. [با خود گفت:] اينان گروهى ناشناس هستند

مکارم

در آن زمان که بر او وارد شدند و گفتند: «سلام بر تو!» او گفت: «سلام بر شما که جمعیّتی ناشناخته‌اید!»

مجتبوی

آنگاه كه بر او در آمدند و سلام گفتند، گفت: سلام، گروهى ناشناخته‏ايد.

مصباح زاده

چون داخل شدند بر او پس گفتند سلام گفت سلام گروهى ناشناختگانند

معزی

هنگامى كه بر او درآمدند پس گفتند سلامى پس گفت سلامى گروهى ناشناختگان

قمشه ای

هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند و او جواب سلام گفت و فرمود که شما مردمی ناشناس می‌باشید.

رشاد خليفه

آنها او را ملاقات كردند و گفتند: صلح. او گفت: صلح بر شما، غريبه ها!

Literal

When they entered on him, so they said: «A greeting/security/peace.» He said: «A greeting/security/peace (you) unknown/disguised nation.»

Al-Hilali Khan

When they came in to him, and said, «Salam, (peace be upon you)!» He answered; «Salam, (peace be upon you ),» and said: «You are a people unknown to me,»

Arthur John Arberry

When they entered unto him, saying ‹Peace!› he said ‹Peace! You are a people unknown to me.›

Asad

When those [heavenly messengers] came unto him and bade him peace, he answered, «[And upon you be] peace!» – [saying to himself,] «They are strangers.» [Lit., «unknown people» – i.e., not realizing that they were angels.]

Dr. Salomo Keyzer

Toen zij tot hem ingingen en zeiden: Vrede? antwoordde hij: Vrede! bij zich zelven zeggende: Dit zijn onbekende menschen.

Free Minds

When they entered upon him, they said: "Peace." He said: "Peace to a people unknown!"

Hamza Roberto Piccardo

Quando entrarono da lui dicendo: «Pace», egli rispose: «Pace, o sconosciuti».

Hilali Khan

When they came in to him, and said, "Salam, (peace be upon you)!" He answered; "Salam, (peace be upon you )," and said: "You are a people unknown to me,"

Kuliev E.

Вот они вошли к нему и сказали: «Мир тебе!» Он сказал: «И вам мир, люди незнакомые!»

M.-N.O. Osmanov

[О том], как они вошли к нему и сказали: «Мир!»? Он ответил: «Мир, люди незнакомые!»

Mohammad Habib Shakir

When they entered upon him, they said: Peace. Peace, said he, a strange people.

Mohammed Marmaduke William Pickthall

When they came in unto him and said: Peace! he answered, Peace! (and thought): Folk unknown (to me).

Palmer

When they entered in unto him and said, ‹Peace!› he said, ‹Peace!-a people unrecognised.›

Prof. Yasar Nuri Ozturk

Hani, İbrahim’in yanına girmişlerdi de «Selam!» demişlerdi. İbrahim: «Selam! Tanınmayan bir topluluk bu.» demişti.

Qaribullah

They entered to him and said: ‹Peace. ‹ And he replied: ‹Peace, you are people unknown to me. ‹

QXP

When they visited him greeting him with «Peace!» He answered, «Peace to you strangers!»

Reshad Khalifa

They visited him, saying, «Peace.» He said, «Peace to you, strangers!»

Rodwell

When they went in unto him and said, «Peace!» he replied, «Peace: – they are strangers.»

Sale

When they went in unto him, and said, peace: He answered, peace; saying within himself, these are unknown people.

Sher Ali

When they came to him and said, `Peace !› he said in reply, `On you be peace.› He thought that they were strangers.

Unknown German

Da sie bei ihm eintraten und sprachen: «Frieden!», sprach er: «Frieden!» (Es waren) alles fremde Leute.

V. Porokhova

Итак, они вошли к нему и молвили: ■ «Мир (вам)». ■ Он им ответил: «Мир». ■ (А сам подумал): ■ «Как необычны эти люди!»

Yakub Ibn Nugman

Ул кунаклар Ибраһим хозурына кергәч, сәлам, бирделәр, Ибраһим дә аларга сәлам бирде һәм күңеленнән болар ят кунаклар, танымыймын диде.

جالندہری

جب وہ ان کے پاس آئے تو سلام کہا۔ انہوں نے بھی (جواب میں) سلام کہا (دیکھا تو) ایسے لوگ کہ نہ جان نہ پہچان

طاہرالقادری

جب وہ (فرشتے) اُن کے پاس آئے تو انہوں نے سلام پیش کیا، ابراہیم (علیہ السلام) نے بھی (جواباً) سلام کہا، (ساتھ ہی دل میں سوچنے لگے کہ) یہ اجنبی لوگ ہیں،

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.