بایگانی برچسب‌ها: حدیث-زنان

حملات آیت الله خمینی به حیثیت و کرامت زن

انگيزه مخالفت با تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى اى مسلمانان عالم! بدانيد در جريان تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى علت مخالفت علماى اسلام قضيه شرکت زنان در انتخابات نبود، اين قضيه ناچيزتر از آن بود که آن قيام عمومى را به همراه داشته باشد. مسئله اين بود که علما و روحانيون ديدند که دستگاه جبار مى خواهد با کيد شيطانى اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند. ۲۹اسفند ۱۳۴۱ / ۲۳ شوال ۱۳۸۲ به نام امام صادق مى خواهند احکام مقدس قرآن را از بين ببرند و تعاليم درخشان آن را ريشه کن کنند. آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوى حقوق زن و مرد دم مى زنند. تساوى حقوق زن و مرد يعنى قرآن را زير پا گذاردن، يعنى مذهب جعفرى را کنار زدن، يعنى قرآن را مهجور کردن و به جاى آن کتابهاى ضاله قرار دادن، يعنى دخترها را به سربازخانه ها کشانيدن و ساير کارهايى که نواميس اسلام و مسلمين را به خطر تهديد مى کند. اين تساوى حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بيست ميليون نفوس ايرانى مردود، و محکوم است. معذلک با زور و سرنيزه ، با فشار و با آتش گلوله مى خواهند آن را بر ملت ما تحميل کنند ۲۹ اسفند ۱۳۴۱ / ۲۳ شوال ۱۳۸۲ نواميس مسلمين در شرف هتک است. و دستگاه جابره با تصويبنامه هاى خلاف شرع و قانون اساسى مى خواهد زنهاى عفيف را ننگين و ملت ايران را سرافکنده کند. دستگاه جابره در نظر دارد تساوى حقوق زن و مرد را تصويب و اجرا کند . يعنى احکام ضروريه اسلام و قرآن کريم را زير پا بگذارد، يعنى دخترهاى هجده ساله را به نظام اجبارى ببرد و به سربازخانه ها بکشد، يعنى با زور سرنيزه دخترهاى جوان عفيف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد. هدف اجانب قرآن و روحانيت است. ۲۲اسفند ۱۳۴۱ / ۱۶ شوال ۱۳۸۲ نتيجه آزادى ادعايى زنان شما ببينيد بيست و چند سال است از اين کشف حجاب مفتضح گذشته است، حساب کنيد چه کرده ايد? زنها را وارد کرديد در ادارات، ببينيد در هر اداره اى که وارد شدند، آن اداره فلج شد. فعلا محدود است، علما مى گويند توسعه ندهيد، به استانها نفرستيد. زن اگر وارد دستگاهى شد، اوضاع را به هم مى زند، مى خواهيد استقلالتان را زنها تامين کنند?! کسانى که شما از آنها تقليد مى کنيد، دارند به آسمان مى پرند، شما به زنها ور مى رويد? بد معرفى نکنيد روحانيون خود را به دنيا، براى شما عيب است. اينها دردهايى است، اينها نصيحت است، ولى چه سود ۱۱ آذر ۱۳۴۱ / ۴ رجب ۱۳۸۲ لازم است به آقايان محترم تذکر دهم: به طورى که از قراين ظاهر مى شود دستگاه جبار درصدد تصرف در احکام ضروريه اسلام است، بلکه شايد خداى نخواسته بخواهند قدمهاى بلندترى بردارند. کرارا در نطقهاى مبتذلشان تصريح به تساوى حقوق زن و مرد در تمام جهات سياسى و اجتماعى کرده اند که لازمه اش تغيير احکامى از قرآن مجيد است ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ در مطبوعات تصريح مى شود که تصويبنامه سربازى دخترها در دست تنظيم است، با اين وصف آن را انکار مى کنند و به تشبثات مضحک دست مى زنند. دستگاه جبار گمان کرده با زمزمه تساوى حقوق مى تواند راهى براى پيشرفت مقاصد شوم خود، که آن ضربه نهايى به اسلام است، باز کند. نمى داند که در آن صورت مواجه با چه عکس العملى خواهد شد. ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ ديديم که از اولى که اين دولت بيسواد و بى حيثيت روى کار آمد، از اول اسلام را هدف قرار داد: در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند، لکن شيطنت بود، براى انعطاف نظر عامه مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغاى اسلام و الغاى قرآن، درست نيفتد ۱۲ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ دوباره تساوى حقوق من جميع الجهات. تساوى حقوق من جميعالجهات، پايمال کردن چند تا حکم ضرورى اسلام است، نفى کردن چند تا حکم صريح قرآن است ۱۲ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ کى ما گفتيم طلاق به دست زن باشد، نخير طلاق به دست مرد است. از آن طرف مى گويند: نخير کى ما راجع به ارث گفتيم، نخير ارث هم همان طورى است که خدا گفته ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۸ ذى الحجه ۱۳۸۲ موضوع حق شرکت دادن زنان در انتخابات مانعى ندارد، ولى حق انتخاب شدن آنها فحشا به بار مى آورد ۱۰ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۶ ذى الحجه ۱۳۸۲ ما امروز مواجه هستيم با دستگاه جبارى که در نظر دارد احکام اسلام را يکى پس از ديگرى تغيير دهد .آنچه تاکنون با صراحت در نطقهاى خود اظهار کرده اند تساوى حقوق زن و مرد است در همه جهات که چندين حکم ضرورى اسلام پايمال مى شود. اخيرا در طرحى که وزير دادگسترى تهيه کرده است قيد رجوليت و اسلام را از قضات لغو کرده ، و چيزهاى وحشتناکى در زير پرده است که اگر غفلت شود اساس مذهب در معرض خطر است. ۱۴ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۰ ذى الحجه ۱۳۸۲ اعلام به تساوى حقوق زن و مرد از هر جهت، الغاى اسلام و رجوليت از منتخب و منتخب و الغاى اسلام و رجوليت از شرايط قضات، نمونه ظاهر ديگرى است ۱۶ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۲ ذى الحجه ۱۳۸۲ کراراً در بيانات خود گفته اند و اعلام نموده اند، تساوى حقوق زن و مرد را که در اثر آن چندين حکم ضرورى محو خواهد شد. اخيرا وزير دادگسترى در طرح خود قيد رجوليت و اسلام را از شرايط قضات الغا نمود ۱۷ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۱۳ ذى الحجه ۱۳۸۲ اگر به واسطه سکوت شماها به اسلام لطمه اى وارد آيد، نزد خداى تعالى و ملت مسلمان مسئول هستيد: اذا ظهرت البدع فللعالم اءن يظهر علمه ، و الا فعليه لعنةاللّه. از تساوى حقوق اظهار تنفر کنيد، و از دخالت زنها در اجتماعى که مستلزم مفاسد بيشمار است، ابراز انزجار، و دين خدا را يارى
نيد. ۲۸ ارديبهشت ۱۳۴۲ / ۲۴ ذى الحجه ۱۳۸۲ گفته بودند: پيغمبر آرزوى تساوى داشت، اينها مرادشان از تساوى حقوق، عدالت اجتماعى نيست، ممکن است اگر علما ساکت شوند، کم کم حرف از ارث و طلاق و غير اينها به ميان بياورند ۲۱فروردين ۱۳۴۳ / ۲۶ ذى القعده ۱۳۸۳ ان شااللّه موضوع لغو شرکت نسوان در انتخابات درست مى شود، اگر درست نشد ما تنها نيستيم، تمام ملت ايران و عشاير و حتى ساير ملتهاى کشورهاى مسلمان و سنى پشتيبان ما هستند ۱۴ آبان ۱۳۴۱ / ۷جمادى الثانى ۱۳۸۲ وظيفه دينى همه ماست که بگوييم و بخواهيم که قانون شرکت نسوان در انتخابات، انجام نشود ۶ آبان ۱۳۴۱ / ۲۸ جمادى الاول ۱۳۸۲ ورود زنها به مجلسين و انجمنهاى ايالتى و ولايتى و شهردارى مخالف «است با» قوانين محکم اسلام که تشخيص آن، به نص قانون اساسى، محول به علماى اعلام و مراجع فتواست، و براى ديگران حق دخالت نيست ۲۸ مهر ۱۳۴۱ / ۲۰ جمادى الاول ۱۳۸۲ حضور مبارک اعليحضرت همايونى پس از اهداى تحيت و دعا، به طورى که در روزنامه ها منتشر است، دولت در انجمنهاى ايالتى و ولايتى، اسلام را در راىدهندگان و منتخبين شرط نکرده ، و به زنها حق راى داده است و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است ۱۷ مهر ۱۳۴۱ / ۹ جمادى الاول

بیست و دو دیدگاه وحشیانه از خمینی

1- اعتقاد به استقرار حکومت الله :

«در اسلام شارع مقدس اسلام یگانه قدرت مقننه است» . (ولایت فقیه ص 52)- » زیرا بشر فقط هرج و مرج ایجاد می کند و به تباهی می کشد » (صحیفه امام ج 4 ص 402 ) – » اگر تمام آزادی ها را به ما بدهند ؛ تمام استقلال ها را به ما بدهند و بخواهند قرآن[روحانیت ] را از ما بگیرند نمی خواهیم . ما بیزار هستیم از آزادی منهای قرآن ….اسلام منهای روحانیت خیانت است (صحیفه امام ج 7ص 486) – » این آزادی را ممکن است برای شما تأمین کند ؛ استقلال را هم برای شما ممکن است تأمین کند ؛ اما استقلال که توی آن امام زمان نیست ؛ آزادی که توی آن قرآن نیست …ملت این را می خواهد ؟ خونش را داد برای این ؟ برای آزادی داد ؟ …..یا برای خدا داد ؟ او اسلام را می خواست او می خواست که اسلام در خارج تحقق پیدا کند ؛ روحانی اسلام را می خواهد » (2/3/58 صحیفه امام ج 7ص 461) – – » اگر بجای اینکه او [محمد رضا پهلوی] رفت یک رژیم دیگر تحقق پیدا کند مثل رژیمی که در اروپا است مثل رژیم فرانسه ..که کاری به اسلام ندارد یک رژیم غیر اسلامی خیر ؛ رژیم آزاد منشانه ؛رژیمی که استقلال هم داده ؛ آزادی هم می دهد اما یک آزادی می دهد که وفق اسلام نیست ما همچو چیزی را نمی خواستیم و نمی خواهیم «( صحیفه امام ج 8 ص 42)

2- برنامه امام برای ریشه کنی فقر :

سخنرانی در سال 1342 » باید وزارت اوقاف از ما باشد …. آنوقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی شان می کنیم .. شما ما را اجازه دهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر می گرفت بگیریم از مردم ما فقرا را غتی می کنیم آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می ماند (صحیفه امام ج 1 ص392)

3- اسلام ناب محمدی :

آیت الله خمینی : » اسلام آن بود که شمشیر را کشیده و تقریبا نصف دنیا یا بیشتر را با شمشیر گرفت این اسلام مرتجع است ؟ » (صحیفه امام ج 1 ص 30) – :» البته انحصار به این معنی که باید اسلام باشد و غیر اسلام نباشد همه ما انحصار طلبیم ..مسلمین همه انحصار طلبند پیغمبر ها هم همه انحصار طلب بودند خدای تبارک و تعالی هم انحصار طلب است .. انحصار طلبی – فی نفسه – امر فاسدی نیست ( صحیفه امام ج 15 صص 201-200)- » اسلام احکام جنگ دارد اینقدر در قرآن راجع به جنگ با کفارو جنگ با اشخاصی که فاسد هستند در قرآن هست : شمشیر ها را بکشید و این علف های هرزه را قطعشان کنید ….اینها را قطعشان کنید یا آدمشان کنید » (صحیفه امام ج 4 ص 33)- » اگر شمشیر برای خدا بلند بشود و برای خدا پایین بیاید این انگیزه ؛ انگیزه الهی است …ارزشمند است (مجموعه آثارج 20 ص 202) – » شما اسلام را به مردم بگویید …شما سوره برائت را برای مردم چرا نمی خوانید [شدید ترین آیات در مورد کشتار مخالفان در این سوره آمده می گوید همه آنها را بکشید تا فتنه ای باقی نماند ] شما آیا ت قتال را چرا نمی خوانید ؟ هی آیات رحمت را می خوانید در آن قتال هم رحمت است برای اینکه می خواهد آدم درست کند آدم گاهی درست نمی شود فرض گاهی نمی شود الا بالکی [داغ کردن ] باید ببرند داغ کنند تا درست بشود جامعه باید آنهایی که فاسد هستند از آن بیرون ریخته شوند » ( مجموعه آثارج 19 صص 139-138 )

4- اهداف پیامبران :

«مقصود پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند مقصود این بوده که راه را به این اهل دنیا به این انسان ظلوم [بسیار ستمکار] و جهول [ بسیار جاهل] راه را نشان دهند ……آنطرفش ماوراء و ماوراء آن طرف نور مطلق ؛ انبیاء آمدند ما را به آن نور برسانند» ( صحیفه امام ج 13 ص34) – » دین اسلام و دین پیغمبر اكرم ؛ آن وقتی كه اجتماعات را درست كرد و توانست قیام كند …از آن روز برنامه اش این بود كه بزند ؛ بكشد و كشته شود برای اصلاح جامعه برای اینكه این خیانتكارها را قطع ایادیشان بكند ؛ قطع حیاتشان كند » (همان ج 3 ص 393) – بهمین قیاس در انقلاب اسلامی می فرماید : مگر این انقلاب برای این بود كه خانه ای به مردم بدهد ؟ یك كسب و كاری برای مردم ایجاد كند ؟ این انقلاب برای خدا بود و برای اسلام » (همان کتاب ج 13 ص126 )- » انقلاب برای مسكن ؛ اقتصاد ؛ كشاورزی ؛ خوراك نبوده است » (همان ج 9 ص 450 نقل به مضمون(

5- پیشگیری از بلایا :

 «تمام چیزهایی که بشر به آن مبتلاست …بلکه کارهایی هم که از غیب به ما وارد می شود چه بسا این همه زلزله ها و سیل ها و طوفان ها برای این باشد که خودمان را اصلاح نکرده باشیم » ( صحیفه امام جلد 14 ص 204)

6- نفی آزادی های دنیوی :

» از دست همین اشخاص که فریاد آزادی می کشند برای ملت ایران من بدبختی دارم ….ما آزادی در پناه اسلام می خواهیم اساس مطلب اسلام است » (صحیفه امام ج 7ص 460) – : » اینها که می خواهند جوان های ما آزاد باشند ؛ چه آزادی می خواهند ؟ جوان های ما آزاد بشوند؟ قمارخانه ها باز باشد بطور آزاد ؛ مشروب خانه ها باز باشد بطور آزاد ؛ عشرت خانه ها بازباشد بطور آزاد ؟ هروئین کش ها آزاد باشند ؟ تریاک کش ها آزاد باشند؟ دریاها آزاد باشند؟ ..هر مفسده ای را می خواهند عمل کنند (صحیفه امام ج9 ص 342 ) – » قلم های فاسد نباید آزاد باشد الان هم فاسدهاشان خیلی آزادند من جمله همین قلم ها که می گویند چرا آزاد نمی گذارید » (صحیفه امام ج 10 ص 350 )

7 – جمهوری :

«اگر چناچه فقیه در کار نباشد طاغوت است ؛ یا خدا یا طاغوت ؛ اگر با امر خدا نباشد .. اگر رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد غیر مشروع است وقتی غیر مشروع شد طاغوت است اطاعت او اطاعت طاغوت است … ولایت فقیه تبع اسلام است …کسانیکه با ولایت فقیه مخالفت می کنند ..وکالت ندارند اگر حرفی بزنید که بر خلاف مصالح اسلام باشد وکیل نیستید حرفتان مقبول نیست ما به دیوار می زنیم آن حرفی را که بر خلاف مصالح اسلام باشد کسانی که می گویند ولایت فقیه تشریفاتی باشد و دخالت نکند اگر متوجه به این معنی باشند مرتد می شوند» (صحیفه امام جلد 10 صص 222-216)

8- برتریحفظ مقدسات از جان انسان :

اگر ما از مسئله قدس بگذریم ؛ اگر از صدام بگذریم ..نمی توانیم از مسئله حجاز بگذریم مسئله حجاز یک بابت دیگری است … قضیه کشته شدن (زائران ایرانی ) نیست قضیه هتک احترام است … احترام یک محل مقدسی از بین رفت و مسلمین ساکت نخواهند نشست ..من واقعا در مسائل خیلی تحمل داشتم ؛در مسائل جنگ ؛ درهمه اینها تحمل داشتم ؛ اما این بی تحمل کرد من را ؛ مسئله غیر از این مسائل است . (صحیفه امام ج20 صص369 – 371) – » از این مسائل [کشتارها] هی پیش می آوردند لکن هر ضرری که به ما وارد میشد یک نفعی هم بهمراهش بود بزرگتر ؛ یعنی ؛ ما عمده نظرمان این بود که برای اسلام نتیجه بگیریم ما می خواستیم برای اسلام بهره برداری کنیم (صحیفه امام ج 19 ص 192) و بهمین لحاظ هر چند یک میلیون شهید و معلول در راه اسلام جنگ داشتیم اگر ده میلیون و یا صد میلیون هم بود جان ها در مقایسه با حفظ اسلام ارزشی نداشتند

9- حقوق بشر :

«ما همه بدبختی هایی که داشتیم و داریم و- وبعد هم داریم – از این سران کشورهایی است که این اعلامیه حقوق بشر را امضاء کرده اند. این اغفال است افیون است این برای توده ها برای مردم (صحیفه امام ج 3 ص 323) – » اعدام هایی که در اسلام هست اعدام های رحمت است … اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومی ؛ دزدی تمام می شود ؛ اگر چهارتا آدمی که به فحشاء مبتلا است آنرا شلاق بزنند در جامعه فحشاء از بین می رود …. این حقوق دانها نمی فهمند … اینها می خواهند حقوق بشر ! توچه می دانی بشر چه هست تا حق بشر چه باشد! (صحیفه امام ج 8 ص 332)- آیت الله خمینی به آیـت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان : » قلم های شما از تفنگهای آن دموکرات ها به اسلام بیشتر ضرر دارد ……قلم های شما از سرنیزه های رضا خان بدتر است برای اسلام شما مضرتر هستید از رضا خان و محمد رضا شاه …….شما در پوشش خلق مسلمان بر خلاف اسلام دارید عمل می کنید» (صحیفه امام جلد 10 ص 318-306)- » قیام با قلم و زبان اسفناکتر از قیام مسلحانه است (وصایای امام )- این موارد را در خصوص جنبش سبز هم تسری داد و مصداق آن ها دانست

10- دانشگاهیان :

» این طبقه مردم [عامی ] زود صالح می شوند اینها ؛ ما هر چه [مشکل] داریم از این طبقه ای است که ادعا می کنند که ما روشنفکریم و ما حقوق دانیم و ما – نمی دانم – طرفدار چی هستیم ؛ .. ما از اینها داریم صدمه می خوریم » (صحیفه امام ج 9 ص 12) – » خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه ای هم بالاتر است » (صحیفه امام ج 13ص 418) – » وقتی دانشگاه ها بسته شد چه افراد مهم مخالفت کردند سابق وقتی دانشگاه دست ما نبود دیدید که چه حیواناتی بیرون می آمد» ( 2/4/60 صحیفه امام ج 14 ص 498) – امام بدرستی در سال 1341 طی یک سخترانی پیش بینی کرد : » بعد از ده سال دیگر یک جوان سالم برای این مملکت باقی نمی ماند … تمام مراکز به فحشا کشیده می شوند (صحیفه امام ج 1 ص 136)- » اصرارشان بر اینست که دانشگاه باز شود ؛ می گویند متخصص نداریم اینها [روحانیون ] مخالف علمند کی بیشتر از قرآن از علوم صحبت کرده است ؟ » ( صحیفه امام جلد 14 ص 499)

11- آزادی های غیر مشروع زنان :

آیت الله خمینی : سخنرانی 26/1/43 : مگر با چهارتا زن فرستادن در مجلس ترقی حاصل می شود ؟ …ما می گوییم اینها را فرستادن در این مراکز جز فساد چیزی نیست .. ببینید اگر شما جز فساد چیز دیگری دیدید؟ ما با ترقی زنان مخالف نیستیم با این فحشاء مخالفیم ؛ با این کارهای غلط مخالفیم (صحیفه امام جلد 1 ص305)- زن ها را وارد کردید در ادارات ؛ ببینید در هر اداره ای وارد شدند آن اداره فلج شد فعلا محدود است علما می گویند توسعه ندهید به استان ها نفرستید ؛ زن اگر وارد دستگاهی شد اوضاع را بهم می زند ؛ می خواهید استقلالتان را زن ها تأمین کنند » (صحیفه امام جلد 1 ص118)- » نسوان حق مداخله در انتخابات را ندارند» : » وظیفه دینی همه ماست که بگوییم و بخواهیم که قانون شرکت نسوان در انتخابات انجام نشود ؛. از ده میلیون نفر جمعیت زن ایرانی فقط یکصد نفر زن هرجایی مایل است که این کار بشود (صحیفه امام جلد 1 صص 82-83)- » ما می دانیم دست های جنایتکار عوامل استعمار می خواهند بر ضد قرآن قوانینی وضع کنند … از تساوی حقوق زن و مرد دم می زنند یعنی قرآن را زیر پا گذاردن یعنی مذهب جعفری را کنارزدن یعنی قرآن را مهجور کردن و بجای آن کتابهای ضاله [تورات و انجیل ] قرار دادن…… این تساوی حقوق زن و مرد ملغاست آن از نظر بیست میلیون ایرانی مردود و محکوم است (صحیفه امام ج 1 ص 161)

12- معاندین :

اگر ایشان [شاه ] بروند کمونیست یک دانه هم پیدا نخواهد شد برای اینکه اگر ما فرض کردیم یکهزار و پانصد ؛ پنجهزار نفر هم باشد همین جوان های قم می خورند اینها را ؛ لازم نیست که تهران هم دخالت بکند ( صحیفه امام ج 4 ص170)-

13- دمکراسی:

«یک دموکراسی که در هر جا یک معنی دارد … ما نمی توانیم در قانون اساسی بگذاریم که بعد هر کس که دلش می خواهد آن جوری درستش کند ما می گوئیم اسلام ؛ اسلام هر جا یک معنی ندارد اسلام یک معنی است » ( صحیفه امام ج 10 ص526) » اگر صد میلیون آدم ؛ اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید و لو اینکه تمام به شما بشورند انبیاء هم همینطور عمل کردند » ( صحیفه امام ج 13 ص 53 )-

14- نفی ملی گرایی :

آیت الله خمینی : » ملی گرایی خلاف اسلام است … خواست این 35 میلیون جمعیت این بود که ما اسلام را می خواهیم این نبود: »
جبهه ملی دعوت به راهپیمایی بر علیه لایحه قصاص داده .. تعبیر این بود که » لایحه غیر انسانی » [است ] ملت مسلمان را دعوت می کند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند … لایحه قصاص همین مسائل قرآن است .. دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن ! قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام لکن من کار دارم با آ«هایی که پیوند کرده اند با این جبهه پیوند کرده اند با منافقین … اینکه کسی بگوید حکم خدا «غیر انسانی » است این کافر است .. جدا کنید حساب را از مرتدها ؛ اینها مرتدند جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است ( صحیفه امام صص448-464) – که ما ملی گرا باشیم ملی گرایی بر خلاف اسلام است ….. این بر خلاف دستور خدا و بر خلاف قرآن است (کیهان 4/3/59) –

15- قاطعیت امام:

» در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی [ رئیس زندان اوین ] می شد و مخالفت هایی می شد [غیر] از احمد (یادگار امام ) کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریبا» فاجعه می دانست » (مجموعه آثارج 17 ص 92) – : » آنکه مکتبی را مسخره می کند اسلام را مسخره می کند و اگر متعمد باشد «مکتبی» را مسخره کند مرتد فطری است و زنش بر وی حرام است و مالش هم باید به ورثه داده شود خودش مقتول باشد» (صحیفه امام ج 14 ص 376) ؛

16- جنگ:

«هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم …ما در جنگ ریشه های انقلاب پر بار اسلامی مان را محکم کردیم » (صحیفه امام ص 283)- هدف امام راحل در جنگ آزادی مردم عراق و سپس تمامی جهان اسلام بود : » ما با کی صلح کنیم ….. آخر قابل صلح نیست …ما جواب ملت عراق را چه بدهیم ؟ حالا ملت خودمان هیچ ! ما جواب ملت عراق را چه بدهیم ؟ که یک رژیمی چندین سال بر او حکومت کرده است غاصبانه » (صحیفه امام ج 13 ص 296 ) – » تا گرفتاری ها نباشد ؛ سختیها نباشد جنگ ها نباشد و کشتار دادن ها و سایر اثرات آن نباشد انسان از آن خمودی و از آن راحت طلبی که در ذاتش است بیرون نمی آید .. و این برکات زحمت ها و ناگواری ها ی جنگ و لوحق جنگ بود … و این یک هدیه الهی است که بدون اینکه دست های بشر در آن دخالت داشته باشند خدای تبارک و تعالی به ما عطا فرموده است و باید قدر این نعمت را بدانید » (صحیفه امام ج 14 صص 204- 203 ) » من به تمام اهالی خوزستان و سایر مرز نشینانی که مورد تهاجم واقع شدید تبریک عرض می کنم …برای آن چیزی که از دستتان رفته است برای اینکه ظاهرا از دست رفته است » (صحیفه امام ج 14 ص 257 ) – » جنگ امروز ما ؛ جنگ با عراق و اسرائیل ..عربستان و شیوخ …مصر و اردن و مراکش و ابرقدرت های شرق و غرب نیست جنگ ما ؛ جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور ؛ جنگ ؛ جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری ها …و این جنگ سلاح نمی شناسد این جنگ محصور در مرز وبوم نیست این جنگ ؛ جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخی و کمبود و فقر و گرسنگی نمی داند » (صحیفه امام ج 21 ص 61 )

17-

اتمام حجت با طاغوت : خطاب آیت الله به شاه » خاضع به اسلام شوید ما شما را پشتیبانی میکنیم » تاریخ 21/1/42 – » به شما ها نصیحت می کنم که آقا دوست اسلام هستید ؛ هیأت حاکمه بر مسلمین به اصطلاح هستید ؛ شما عزیز باشید ؛ آقا باشید ؛ بزرگ باشید ….. بگذارید ما برای شما خدمت کنیم (26/ 01/42صحیفه نور ج 1 ص 104 و 109 )- خطاب به شاه :» شما به اسلام اعتقاد پیدا کنید ؛ ما هم جزو سازمان شما ؛ همه ملت جزو شما » (صحیفه نور ج 1 ص 110 ) خطاب به شاه » یکی دو ساعت از برنامه رادیو دست ما بدهید …من به شما قول می دهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد ؛ نه با وزارت شما … ما مردم را آشنا می کنیم ؛ دنیا را آشنا می کنیم به احکام اسلام. (صحیفه امام ج 1 ص391)-

18- جدیت امام در رفع ستم بر مردم :

در ارتباط با قتل عام کل اهالی روستای قارنا که ضد انقلاب شایع نموده بود توسط سپاه پاسداران کشته شده اند امام بطور جدی پیگیری نمود و فرمود :»» کشتار کنندگان جزء اشخاصی که مربوط به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی باشند نبودند چون آدمکش نمی شوند – آقای خلخالی (حاکم شرع) هم تأیید کرده و قول دستگیری و جبران داده » ( مجموعه آثارج 9 ص 424 )-

19- افشای منافقین :

«همانطور که منافقین اظهار اسلام می کردند و حال هم می کنند ؛ اسلام راستین می خواهند نه اسلامی که در آن حدود شرعیه جاری بشود ؛ نه اسلامی که در آن قصاص شرعی جاری نشود (صحیفه امام ج 17 ص 448) –

20- آرمان شهادت :

«در این مجالس عزا و سوگواری و نوحه سریی ….اینطورساخته جوانانی را که می روند در جبهه ها و شهادت را می خواهند و اگر شهادت نصیبشان نشود متأثر می شوند و آنطور مادرانی می سازد که جوان های خودشانرا از دست می دهند و باز می گویند باز هم یکی دوتا داریم ( صحیفه امام ج 16 ص346 ) – » مردم می خواهند جلوی این جوان های چهارده پانزده ساله را بگیرند که به جبهه نروند ولی آنها از دست پدر و مادر فرار می کنند و به جبهه می روند » (صحیفه امام ج 17 صص 107-106) . » اینجانب هر وقت ؛ با یکی از این چهره ها روبرو می شوم و عشق ارزش ها دربیان و چهره نورانی اش مشاهد می کنم ومنا جات و راز و نیازهای این عاشقان خدا و فانیان راه حق را در آستانه هجوم به دشمن می نگرم که با مرگ دست به گریبان هستند و از شوق و عشق در پوست خود نمی گنجند خود را ملامت می کنم …اکنون ملت ما دریافته است که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » (صحیفه امام ج 16 ص 151)

21- تحقق آرمان های امام :

در جمهوری اسلامی :» ساواک لازم نیست فشار نخواهد بود حکومت اسلامی مبنی بر حقوق بشر و ملاحظه آنست هیچ سازمان و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است آزادی و دموکراسی به تمام معنی در حکومت اسلامی است شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است … برنامه مستقل مبنی برعدالت ؛ دموکراسی و قانون اساسی [داریم ] (صحیفه امام ج 5 صص-71- 70)- » در جمهوری اسلامی هرگز فاصله طبقاتی بدین صورت نخواهد بود و تقریبا همه در یک سطح زندگی می کنند» (صحیفه امام ج 5 ص 293)- فرمایند » ما موافق رژیم آزادی های کامل هستیم … ما طبیعتا نسبت به عقاید مذهبی دیگران بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و استقرار یک رژیم آزاد می گذاریم (سخنرانی 22/7/57)- » من بنا ندارم که خودم یا اشخاصی که حالا در پیش من هستند از روحانیون ؛ جانشین رژیم شوند » (صحیفه امام ج 5 ص 308)-» رژیم بدون رضایت مردم هیچ اساس ندارد » (صحیفه امام ج 5 ص 31) –» ما امیدواریم که ایران اولین کشوری باشد که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد » (صحیفه امام ج 5 ص 499) – » شما اگر حکومت اسلامی را ببینید خواهید دید که دیکتاتوری در اسلام اصلا وجود ندارد » (صحیفه امام ج 5 ص 532) – » مارکسیت ها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود …هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند» (صحیفه امام ج 3 ص 371)

22- یاد آوری نکاتی در باره ماه محرم :

امام » کسی که گریه کند یا بگریاند با بصورت گریه دار خودش را بکند این جزایش بهشت است » ( صحیفه امام جلد 10 ص 314-) – » همان سینه زنی همان نوحه خوانی همان ها رمزپیروزی ماست …همه روضه بخوانند همه گریه بکنند … این بزرگترین امر سیاسی است ..گول شیاطین را که می خواهند این حربه را از دست شما بگیرند نخورند …تکلیف آقایان است روضه بخوانند .. دسته ها بیرون بیایند سینه بزنند ( صحیفه امام جلد 11 صص 100-97)

با سپاس از:

http://www.jonge-khabar.com/news/articlencat.php?id=1440&mode=d

ازدواج و رابطه جنسی با دختر کمتر از 9 سال

مساله 12 کتاب نکاح، تحریر الوسیله، آیت الله خمینی –

كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ (بازی با ران) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست.

مسئله ۲۴۱۰ در رساله آیت الله خمینی:

«اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا* نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند» تحریر الوسیله مسئله 12: كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ** اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد…..» *افضاء یعنی یکی شدن مجرای حیض و غائط

*افضا،  هر دو راه زن که پیش و پس است یکی گردانیدن (فرهنگ دهخدا)

**تفخیذ یعنی شهوت رانی کردن با ران.

zanan1

نگر پلید محمد درباره ی توانمندی های یک زن

وقتی پیامبر شنید که مردم ایران دختر خسرو را ملکه (حاکم) خود کرده اند، گفت «کشوری که زنی را حاکم بر خود کند، هرگز پیروز نخواهد شد.» صحیح بخاری جلد 9 کتاب 88 شماره 219

زنان، برده های جنسی شوهرانشان!

رسول الله گفت

«اگر مردی زنش را به بستر فراخواند (که بخواهد با او نزدیکی کند) و او (زن) سر باز زند و باعث شود که او (مرد) با خشم بخواب برود، فرشته ها تا صبح او را لعنت میکنند.»

صحیح مسلم کتاب 8 شماره 3367

slavery02

بار دیگر زنان در برابری با حیوانات قرار میگیرند.

ملاصدرا گفته است:

«و منها تولد الحیوانات المختلفه… بعضها للاکل… و بعضها للرکوب و الزینه… و بعضها للحمل… و بعضها للتجمل و الراحه… و بعضها للنکاح… و بعضها للملابس و البیت و الاثاث…» ترجمه: «و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه لباس و اثاث خانه…»

در اینجا ملا صدرا زنان را به حیواناتی که برای سکس آفریده شده اند تشبیه کرده است.

اسفار اربعه جلد 7 فصل 13 ص 136.

مکتبه مصطفوی. «فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا، کدن ان یلتحقن بالحیوانات الصامته حقا و صدقاً، اغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صوره الانسان لئلایشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الاحکام کالطلاق و النشوز و ادخال الضرر علی الضرر»

همانجا، حاشیه ملاهادی سبزواری. ترجمه:

«اینکه صدرالدین شیرازی زنان را در عدد حیوانات در آورده است اشاره لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و ادراک جزئیات و میل به زیورهای دنیا، حقاً و عدلاً در حکم حیوانات زبان بسته اند. و اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها متنفر نشوند و در نکاح با آنان رغبت بورزند و به همین دلیل در شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و… بر زنان چیرگی داده…»

zanan2

زنان آفریدگانی برای مردان در کنار چهارپایان و اشیاء هستند

امام فخر الدین رازی در تفسیر کبیر خود،

آیه 21 سوره روم را اینگونه تفسیر کرده است:

 او میگوید «برای شما آفرید» اثبات میکند که زنان مانند حیوانات، گیاهان و سایر چیزهای بدردبخور دیگر هستند. همانگونه که خدای تعالی فرموده است «خلق لکم ما في الارض = او برای شما آنچه بر روی زمین است را آفریده است» و این ثابت میکند که زن برای عبادت خدا و اجرای فرامین الهی آفریده نشده است. ما میگویم آفرینش زن یکی از الطاف الهی بر ما (مردان) است تا ما لایق عبادت خدا باشیم، و ما با آنها طبق دستور الهی رفتار میکنیم، برای زنان تکالیف زیادی آنقدر که برای ما وجود دارد وجود ندارد، این ما هستیم که باید تکالیف الهی را در حق آنها اجرا کنیم. زیرا زنان ضعیف، احمق، و از برخی از نگرها ها مانند کودکان هستند، و هیچ تکلیفی برای یک کودک صادر نمیشود. اما به مرحمت خدا آنها خلق شده اند تا ما کامل شویم، بر زنان باید وظایفی میبود تا آنها از زجر مکافات بترسند و بنابر این شوهرانشان را پیروی کنند، و از آنچیز که نهی شده است دوری کنند، در غیر اینصورت فساد رواج خواهد یافت.

mother

محمد: بیشترین جهنمیان از زنان هستند!

یکبار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت «ای زنان! صدقه بدهید، (این صدقه به او میرسید زیرا او نایب السلطنه خدا روی زمین به شمار میرفت و پول را بین کسانی که رضایت آنها را خواستار بود یا برای نشان دادن سخاوت پخش میکرد) چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند.» آنها (زنان) گفتند ای رسول الله چرا چنین است؟ او گفت «شما دائما لعنت میفرستید و نسبت به شوهرانتان ناسپاس هستید. من هیچ کسی که به اندازه شما در عقل و دین نقص داشته باشد ندیده ام. یک مرد هوشیار و معقول نیز ممکن است توسط شماها منحرف شود» زنان از او پرسیدند «ای رسول الله، چه نقصانی در عقل و دین ما وجود دارد؟» او گفت «آیا همین که دو شاهده زن برابر یک شاهد مرد هستند کافی نیست؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این دلیل نقصان عقل آنها است. آیا این درست نیست که زنان در دوران حیض خود نه میتوانند نماز بخوانند نه میتوانند روزه بگیرند؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این نیز نقصان آنها در دینشان است». صحیح بخاری پوشینه 1, کتاب 6, شماره 301

آزار بدنی عایشه توسط محمد

از عایشه روایت کرده است:

محمد یک شب در حالی که فکر میکند عایشه خوابیده است از خانه خارج میشود، عایشه مخفیانه او را دنبال میکند، محمد بر میگردد و میبیند که عایشه دارد او را تعقیب میکند، محمد او را مجبور میکند که اعتراف کند او را دنبال میکرده است، زیرا اگر او دروغ بگوید اجنه و ارواح او را آگاه خواهند کرد. عایشه گفته است وقتی من اعتراف کردم که او را دنبال میکرده ام او به سینه من کوبید که این سبب درد من شد.

صحیح مسلم کتاب 4 شماره 2127

اگر میتوانستم زنان را دستور میدادم در مقابل شوهرشان سجده کنند!

اگر من میتوانستم دستور دهم که انسانها بر دیگر انسانها سجده کنند، دستور میدادم زنان بخاطر حق ویژه ای که الله به آنها داده است در مقابل شوهرانشان سجده کنند. صحیح مسلم کتاب 11, شماره 2135

توصيه هاي سكسی محمد به علي

نویسنده – مینو جاوید

يا علي وقتي عروس به خانه تو مي آيد كفش او را بيرون كن تا بنشيند و پاي او را بشوي و آب بريز و تمام صحن خانه را آبپاشي كن كه با رفت و روب و آبپاشي منزل خداوند هفتاد مرض را با فقر بيرون برد و هفتاد بركت و رحمت به خانه تو مي آورد و در هر زاويه منزل بركتي قرار دهد و عروس تو را از جنون و جذام مصون مي دارد.

با زن خودت در اول ماه و نيمه ماه جماع مكن كه ممكن است اولاد تو به مرض جنون و جذام مبتلا گردد.

بعد از ظهر جماع مكن كه اولاد مات و متحير و سبك مغز شود و تاجنب هستي نزديك قرآن مرو كه مبادا آتش از آسمان آيد و شماها را بسوزاند.

يا علي در موقع جماع خرقه بلندي بپوش و به زن خود بپوشان كه هر گاه دو نفر در يك خرقه باشيد ،دشمني بين شما ايجاد كند تا به طلاق برسد.

يا علي در شب فطر و شب اضحي و نيمه شعبان و شب بيست و نه و سي شعبان در زير آفتاب و زير درخت ميوه جماع مكن كه نقايص در اولاد پديدار شود.

چون زن تو باردار شد و حامله گشت با وضو با او جماع كن در غير اين صورت ممكن است قلب او كور و بخيل شود.

ايستاده جماع مكن كه كه فرزند فراش خود را تر مي سازد و بوال مي گردد.

در شب فطر و شب اضحي مجامعت مكن كه نطفه در رحم پير مي شود.

يا علي مجامعت در شب اضحي فرزند را چهار و شش انگشتي مي نمايد.

در برابر آفتاب جماع مكن كه فقر و تنگي به فرزند روي مي آورد و بين اذان و اقامه نباشد كه حريص بر دنيا مي شود و سفاك مي گردد.

يا علي هميشه با وضو به بستر زن خود برو و گرنه دل فرزند بي بصيرت و بخيل مي گردد و جماع در نيمه شعبان نباشد كه صورت اولاد پر مو مي شود.

يا علي جماع در شبهاي دوشنبه فرزند را حافظ قرآن و راضي به قسمت مي سازد و در آخر رجب موجب بهت و جنون فرزند مي شود .در شب سه شنبه شهيد مي گردد و رقيق القلب و سخي الطبع مي شود. شب پنج شنبه حاكم و عالم و شب جمعه فقيه مي گردد. عصر جمعه دانشمند و محقق مي شود.

يا علي جماع در اول شب موجب سحر و توجه به دنيا ميشود ،اين وصاياي مرا گوش كن كه من از جبرئيل شنيدم و حفظ كردم.

و از حضرت صادق نقل مي شود كه :كسي كه مي خواهد با زن خود براي اولاد ذكور مجامعت نمايد ،دست راست خود را بر چشم راست خود بگذارد و هفت مرتبه سوره انا انزلنا بخواند. پس از آن مجامعت كند به همان اراده و هر روز صبح و عصر هفتاد مرتبه سبحان الله و ده مرتبه استغفرلله و نه مرتبه سبحان العظيم و يك مرتبه اين آيه را بخواند:استغفرالله ان الله كان غفارا يرسل السما عليكم مدرارا و يمددكم با موال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا.

برگرفته از كتاب زنان پيغمبر اسلام نوشته حسين عماد زاده

توصيه هاي سكسي محمد را جدي بگيريد(؟!)

شیر دادن برای محرم شدن

عایشه میگوید

روزی سهله بنت سهیل به پیش پیامبر خدا آمد و گفت: ای رسول الله! من در صورت ابو حدیبه نوعی انزجار و ناراحتی می بینم از اینکه سلیم(که یک هم پیمان است) وارد خانه مان شود (به دلیل اینکه نامحرم است!)، پیامبر خدا از آنرو فرمود: به او شیر بده (تا محرم شود)! وی گفت: من چگونه میتوانم به او شیر دهم در حالی که او یک مرد بالغ و بزرگ است؟ پیامبر خدا خندید و گفت: من میدانم که که او یک مرد جوان است. عمر در نقل خود این را می افزاید که او در جنگ بدر شرکت کرد و در نقل ابن عمر کلمات اینچنین هستند: پیامبر خدا خندید.

حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ، وَابْنُ أَبِي عُمَرَ، قَالاَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَيْلٍ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَرَى فِي وَجْهِ أَبِي حُذَيْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ – وَهُوَ حَلِيفُهُ ‏.‏ فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم ‏»‏ أَرْضِعِيهِ ‏»‏ ‏.‏ قَالَتْ وَكَيْفَ أُرْضِعُهُ وَهُوَ رَجُلٌ كَبِيرٌ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَقَالَ ‏»‏ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ رَجُلٌ كَبِيرٌ ‏»‏ ‏.‏ زَادَ عَمْرٌو فِي حَدِيثِهِ وَكَانَ قَدْ شَهِدَ بَدْرًا ‏.‏ وَفِي رِوَايَةِ ابْنِ أَبِي عُمَرَ فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم

صحیح مسلم، کتاب 17 حدیث 33

باب رضاعه الکبیر شماره 1453

اجازه ازدواج موقت در جنگ

منقول است از عبدالله:

ما در جنگ های مقدس پیامبر شرکت میکردیم و هیچ زنی با خودمان نداشتیم. بنابراین به پیامبر گفتیم: «آیا ما باید خودمان را اخته کنیم؟» ولی پیامبر ما را از این کار منع کرد و از آن پس به ما اجازه با زنان ازدواج موقت (متعه) کنیم، حتی اگر شده با هدیه کردن یک لباس، سپس وی خواند:»ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای خوبی را که خدا برایتان حلال کرده را بر خود حرام نکنید.»

صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 139

عمر حکم محمد در مورد ازدواج موقت را عوض میکند!

جابر بن عبدالله گزارش میدهد:

ما با دادن یک کف دست خرما یا آرد به عنوان مهریه در هنگام زندگی رسول خدا و حکومت ابوبکر ازدواج موقت میکردیم تا زمانی که عمر آن را بخاطر عمر بن حریث ممنوع کرد.

صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3249

ابو ندره میگوید: وقتی که من به همراه جبیر بن عبدالله بودم، مردی به پیش وی آمد و گفت که ابن عباس و ابوزبیر بر سر دو نوع متعه(حج تمتع و ازدواج موقت با زنان) اختلاف نظر دارند، بر آن اساس جبیر گفت: ما هر دوی اینها را در زمان زندگانی رسول الله انجام میدادیم. سپس عمر ما را از انجام آنها منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم. صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3250

ابن اوریج میگوید: عاتی خبر داد که جبیر بن عبدالله برای حج عمره آمد، و ما به منزلش آمدیم و مردم در مورد چیزهای مختلف از او پرسیدند، و به ازدواج موقت اشاره کردند، و بر این اساس گفت: «بلی! در طول حیات پیامبر و خلافت ابی بکر و عمر ما از ازدواج موقت سود برده ایم» صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3248

رسول خدا فرمود: اٌیما رجل و امراه توافقا فعشره ما بینهما ثلاث لیال فان احباان یتزایدا او یتتارکا یعنی هر مرد و زنی که توافق کردند زندگی موقت آن دوتا سه شب است پس از آن اگر دوست داشتند بر آن افزوده یا از هم جدا میشوند. صحیح بخاری ج۳ ص ۱۶۴ عبد الله بن مسعود روایت می کند که: ما در کنار رسول خدا میجنگیدیم و همسر نداشتیم گفتم بهتر نیست خود را اخته کنیم ؟رسول خدا ما را از این کار بازداشت . سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامعه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود در آوریم . عبد الله سپس این آیه را تلاوت کرد که : یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین یعنی ای اهل ایمان پاکیزه هایتان را که خداوند برای شما حلال کرده حرام نکنیدکه خداوند تعدی کنندگان را دوست نمیدارند. سوره مائده آیه ۸۷ صحیح بخاری ج ۳ ص ۸۵ ـــ صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۴ ص ۱۰۲۲ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۰۰مسند احمد ج ۱ ص ۴۲۰ و در حاشیه آن گوید:ابن مسعود به این حکم عمل میکرد . جابر بن عبدالله روایت میکند که: در همه دوران رسول خدا و ابوبکر مقداری گندم می دادیم و ازدواج موقت میکردیم تا آنکه عمر به خاطر کاری که عمر بن حریث انجام داده بود آن را منع کرد . صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۵ ص ۱۰۲۳ ـــ شرح نووی ج ۹ ص ۱۸۳ ـــ کنز العمال ج ۸ ص ۲۹۳ مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۵۰۰ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۳۷ ــ مسند احمد ج ۳ ص ۳۰۴ عطا از جابر بن عبد الله نقل می کند که : ما در زمان رسول خدا و ابوبکر وعمر ازدواج موقت میکردیم تا انکه در اواخر خلافت عمر ـ عمربن حریث ـ با زنی ازدواج موقت کرد . (راوی میگوید : جابر بن عبدالله نام زن را برد و من فراموش کردم ) آن زن باردار شد و خبرش به عمر رسید . او را خواست و پرسید چه کسی را شاهد بوده ؟ (عطا گوید :نمی دانم گفت : مادرم یا ولی اش ) عمر که می ترسید فریبی در کار باشد گفت : چرا غیر آنها نبودند. مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۲۹۶ عمر بن خطاب گفت : متعتان کانت علی عهد رسول الله و انا انهی عنهما و اعاقب علیهما : متعه الحج و متعه النساء یعنی :دو متعه در زمان رسول خدا جاری بود و من از آن دو تا نهی می کنم و بر انجام آن کیفر میکنم : متعه حج و متعه زنان تفسیر قر طبی ج۲ص۳۷۰ ــ تفسیر فخر رازی ج۲ ص۲۰۱ـ کنز العمال ج۸ ص۲۹ از عبدالله بن عمر بن خطاب مردی شامی پرسید ؟ چه می گویی در متعه نساء گفت : البته حلال است گفت : خلیفه پدرت آز آن نهی نموده عبد الله گفت : پیغمبر امر فرموده اگر پدرم نهی نموده قطعا امر پیغمبر مقدم است بر نهی پدرم و من مطیع امر رسول الله می باشم. مسند احمد جزء دوم ص ۹۵ ـ جامع الاصول

زنان از نظر محمد ناقص العقل هستند

منقول است از ابو سعید الخدری: پیامبر فرمود: مگر چنین نیست که شهادت یک زن برابر نیمی از شهادت یک مرد است؟ زن گفت: بلی. پیامبر فرمود: دلیل آن کمبود عقل در زنان است. صحیح بخاری، جلد 3، کتاب 48، شماره 826

ارتباط ماتحت زنان یک قبیله با قیامت

منقول است از ابوهریره: رسول الله گفت: ساعت(قیامت) برقرار نخواهد شد تا هنگامی که باسن های زنان قبیله داوس در هنگام گشتن به دور ذی الخلصه تکان میخورد. ذی الخلصه بت قبیله داوس بود که در زمان جاهلیت قبل از اسلام آن را می پرستیدند. صحیح بخاری، جلد 9، کتاب 88، شماره 232

زنانی که لذت بیشتر می بخشند

نقل از مکارم الاخلاق طبرسی: امیر المومنان علی فرمود

هر کس بخواهد هنگام جماع لذت بیشتر ببرد زن کوتاه قد و چهارشانه گندمگون بگیرد چنانچهلذت نبرد مهرش به عهده من است.

طب المومنین،قانون قوه باه، آداب زناشوئی، محمد ابراهیم آوازه برگ 19

legs

امکانات بهشت برای زنان

و زن مؤمنه چون خداى تعالى او را بيامرزد هزار بار از حور بجمال‏تر باشد، و آورده‏اند كه: چون زن مؤمنه در بهشت شود حوران او را ببينند همه خيره بمانند و انگشت تعجّب در دندان تفكّر گيرند پس آن زن مؤمنه بداند تبسّم كند و حوران را بگويد كه: شما پنداشتيد كه بجمال شما كس نباشد و چون چنين است «1» كه ما روزه داشتيم و شما نداشتيد، و ما نماز كرديم و شما نماز نكرديد، و ديگر رنجها ديديم كه شما نديديد، زن باشد كه هزار بار به ازين باشد، و زن باشد كه كمتر ازين باشد، و زن باشد كه بيشتر ازين باشد، و جمال هر يك بقدر مقدارش از سبب كردارش، خداى تعالى حور العين بخدمتش بدارد و پرستار و زيردست وى گرداند: و رسول عليه السّلام ميفرمايد كه: نيك‏بخترين «2» در بهشت آن كس باشد كه جفتش زن دنيا باشد زيرا كه او جهازمند باشد و حوران را چندان نبود و هر كه را حال چنين باشد از نصيب زن برخورد و زن از نصيب وى برخورد، و بدين صفت كه گفته آمد بهشتيان بر سريرها نشسته باشند شاد و خرّم و پشت بمسند بازداده، و روى فرا روى جفت كرده، و حور العين گرد بر گرد ايشان صف زده باشند، و غلمان و ولدان هر يكى چون دانه مرواريد پيش ايشان ايستاده باشند، و قدحهاى زرّين و سيمين بر دست گرفته، و هر يكى بشغلى مشغول گشته، بى‏آنكه ايشان را از آن شغلها رنجى رسد، و خوان و مائده نهاده باشند، و بهر لقمه كه در دهان نهند طعمى و لذّتى ديگر يابند و مرغ بريان آفريده باشد. چنين آورده‏اند كه مرغ باشد كه چند شترى باشد، و از هر گونه بر تن وى گوشت پخته آويخته بود و بريان كرده، و بغايت مشتهى و آرزومند بود، و هر گاه كه لختى از آن گوشت باز ميكند خداى تعالى ديگر مى‏آفريند، و از هزار ميوه‏ها بر شاخهاى درخت پيدا باشد چنان كه همه كس آرزوى آن كند، و چون ميوه باز گيرد خداى تعالى ديگر مى‏آفريند، و چشمه‏هاى زنجبيل و سلسبيل و تسنيم بديد آمده باشد كه اگر قطره از آن در دنيا يكى بچشيدى هرگز علّتى و بيماريى نيافتى. و آورده‏اند كه چشمه تسنيم آبى باشد كه چون تير بهوا اندر مى‏شود قال اللَّه تعالى:يهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ‏ ؛ اين دو چشمه آورده‏اند كه از مشك باشند و بهوا اندر ميشوند، و باد اندر مى‏آيد و آن را بر بهشتيان مى‏پاشد، و جويهاى مى و شير و انگبين روان شده باشد شيرى كه هرگز از حال خود بنگردد، و خمرى كه هرگز درد سر نياورد، و از آشاميدنش لذّتى عظيم يابد عقل را بنزد او خمار بنگيرد و ليكن نشاط بر نشاط مى‏افزايد، و انگبين كه بموم آميخته نباشد و بغايت صافى باشد، و در بهشت سرماى سرد و گرماى گرم نباشد. و از حضرت صادق عليه السّلام آورده‏اند كه: هواى بهشت چنان باشد كه در وقت بهار ميان صبح و آفتاب فرو شدن، و روى بهشتى چون ماه دو هفته باشد، و در آنجا شب نباشد و ليكن نشانى باشد كه بامداد و شبانگاه بدان معلوم شود، و ساعت ساعت از غرفه‏ها نورى پيدا شود كه بر نور عرش غلبه ميكند، و آن از سفيدى دندان زنان بهشتيان باشد كه در روى شوهران همى خندند، و بر شاخهاى درختان مرغان خوش آواز نشسته كه هر يكى بآوازى و نوائى ميسرايند، و برگ درختان چنان آفريده بود كه بادى نرمك از زير عرش بيرون آيد، و آن برگها را بر هم زند از آنجا نوائى بيرون آيد كه اگر مرگ روا بودى هر كه آن آواز بشنيدى از خوشى در حال جان بدادى. و بهشتى باشد كه هفتاد حلّه يا بيشتر پوشيده باشد كه اگر هزاران بر هم نهند همه چون برگ لاله باشد، و چون مرد در سينه زن نگرد خود را بيند [و زن چون در سينه مرد نگرد همچنين «1»] چون حال سينه كه از اندرون جامه باشد چنين باشد حال رويها گوئى چون باشد …! و هر چه بهشتى آرزو كند تا بدلش بگذرد بى‏آنكه دست فرا نهد يا كسى را فرمايد در پيش وى حاضر آيد، و بهر خلوتى جفتش را بكر و دوشيزه يابد بى‏آنكه ويرا رنجى رسد ليكن هر دو را شهوت بيكديگر يكسان و متساوى باشد، و در آنجا بول و غايط نباشد و هر طعامى و شرابى كه خورند خداى تعالى آن را عرق گرداند تا چون گلاب از تن ايشان بيرون آيد كه بويش و ريحش بر بوى بهشت غلبه كند، و آن عرق همه بيك بار بيرون نيايد شهاب الأخبار شهاب الاخبار – محمدبن سلامه قضاعی – با ترجمه، متن، ص: 248

زن ستیزی در میان مردان قریش

ما مردان قریش، بر روی زنانمان تسلط داشتیم، اما وقتی که اینجا آمدیم و با انصار (مسلمانان مدینه) زندگی کردیم، فهمیدیم که زنان انصار از درجه این بالاتر نسبت به مردانشان برخوردار هستند، پس زنان ما آغاز به دریافت عادتهای رفتاری زنان انصاری کردند. یکبار من بر سر زنم فریاد کشیدم و او نیز همزمان بر سر من فریاد کشید و من از این حرکت او بسیار بدم آمد که او جلوی روی من ایستاد. او گفت که چرا از اینکه من پاسخت را همانند خودت دادم دلگیر شدی؟ به الله سوگند زنان پیامبر نیز در روی او می ایستند و پاسخ او را میدهند، و برخی از آنها ممکن است تمام روز پاسخ او را ندهند و با او از روی قهر سخن نگویند. آنچه او گفت مرا ترساند و من به او گفتم «هر کس در میان آنها (زنان محمد) چنین کند، دچار خسران فراوانی خواهد شد». بعد من لباس پوشیدم و به نزد حفصه (دختر عمر که زن پیامبر بود) رفتم و از او پرسیدم «آیا هیچکدام از شما (زنان محمد) رسول الله را تا شبهنگام عصبانی نگاه میدارید؟»، او پاسخ مثبت داد. من گفتم «چنین زنی بسیار زیانکار است، و هرگز موفق نخواهد شد!، آیا او نمیترسد که پیامبر خدا غضب کند و این غضب خشم الله را نیز برانگیزد و او به شدت تنبیه شود؟ از رسول الله چیزهای زیادی را نخواهید و در روی او به هیچ عنوان نایستید، و با او قهر نکنید. هرچه میخواهید از من تقاضا کنید، از رفتار همسایه تان (عایشه) در رفتارش با محمد تقلید نکنید زیرا عایشه از شما زیباتر است، و پیامبر او را بیشتر از همه شما دوست میدارد… پس من بر پیامبر وارد شدم و او را در حالی که بر روی حصیری که پوشیده نبود دراز کشیده بود و جای حصیر روی بدن پیامبر مانده بود دیدم، او بر پشتی که با برگهای نخل پر شده بود تکیه زده بود. من به او سلام کردم و در هنگامی که ایستاده بودم به او گفتم: «آیا زنانت را طلاق داده ای؟» او چشمانش را به سوی من گرفت و پاسخی منفی داد، و من در حالی که ایستاده بودم با اعتراض گفتم «ای رسول الله آیا بدانچه من میگویم اعتنایی میکنی؟ ما مردم قریش دست بالایی بر دست زنانمان داشتیم و بعد به نزد کسانی آمدیم که زنانشان دست بالای مردانشان دارند…» سپس عمر جریان خود و زنش را تعریف کرد. «پیامبر لبخند زد»، عمر سپس گفت «من سپس گفتم، که پیش حفصه رفته ام و به او گفته ام «وسوسه نشوید که رفتار عایشه را در برابر پیامبر پیروی کنید، زیرا او زیباتر از شماها است و پیامبر او را بیشتر دوست دارد»، پیامبر دوباره لبخند زد. صحیح بخاری پوشینه 3، کتاب 43، شماره 648

زاییدن مهمترین وظیفه زنان

منقول است از مقعیل ابن یسار: مردی به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: من زنی خوب و زیبا یافته ام ولی بچه دار نمی شود. آیا با وی ازدواج کنم؟ فرمود: نه. دوباره بازآمد و حضرت وی را از این کار منع نمود. برای بار سوم به پیش رسول آمد و رسول فرمود: با زنانی ازدواج کنید که بامحبت و بسیار بچه آور(کثیرزا) هستند تا توسط شما شمار مردم من بیشتر شود. سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2045

شهادت زنان در هلال ماه پذیرفته نمیشود!

و روزه سال سه روز است از هر ماه: پنج شنبه اول و چهار شنبه میانه و پنج شنبه دهه آخر ماه. روزه ماه رمضان واجب است و با روئیت ثابت میشود، نه با رای و گمان، هر کس که بدون روئیت روزه بدارد و یا افطار کند، مخالف دین امامیه است و شهادت زنان، در طلاق و روئیت هلال پذیرفته نمی شود. امالی شیخ صدوق، برگ 1013ـ1014

محمد: حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است!

محمد گفت حدیث کردن مارا ابو سعید حسن عدوی که گفت:

حدیث کرد ما را یوسف ابویعقوب که گفت: حدیث کرد مرا ابوعلی اسماعیل که گفت: حدیث کرد مارا ابوجعفر احمد مکی که گفت: حدیث کرد مارا عمروپسر حفص از اسحاق پسر نجیح از حصیب از مجاهد از ابی سعید خدری که گفت رسول خدا به علی پسر ابیطلب سفارش کرد و گفت: دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش ممنوع کن ! گفت: چرا یا رسول الله؟ فرمود: چون رحم از از این چهار عامل عقیم میشود و اولادی نمی آورد درحالی که حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است.

امالی شیخ صدوق، برگ ۸۹۱

زن، بار دیگر، در رده ی دیوانه ها و بنده ها

ماد پسر عیسی از حریز پسر عبدالله از زراره پسر اعین نقل کرد که گفت: ابوجعفر فرمود: همانا خداوند –عزوجل- از جمعه تا جمعه دیگر سی و پنج نماز برای مردم واجب کرده است که یکی از آنها نمازهای واجب به جماعت می باشد و آن «نماز جمعه» است که نـُه گروه را از آن معاف کرده است: کودک، پیرمرد، دیوانه، بنده، زن، بیمار، کور و هر کس که راه او دو فرسخ و بیش از دو فرسخ دور باشد. امالی شیخ صدوق، برگ 621

زن در رده ی مرکب

سهل پسر زیاد آدمی گوید: حدیث کرد مرا عثمان پسر عیسی از خالد پسر نجیع از ابی عبدالله صادق که پیش او مذاکره شومی کردند. پس گفت شومی در سه چیز است: زن و مرکب و خانه؛ اما شومی زن مهریه سنگین است و ناسپاسی شوهر شومی مرکب بد خلقی و چموشی اوست و شومی خانه تنگی حیاط است و بدی همسایه ها و بسیار بودن چشم انداز آن. امالی شیخ صدوق، برگ 381

پیامبران به پشت زنان نگاه نمیکنند!

امام صادق در بیان داستان موسی پیامبر (که به دنبال دختر شعیب روان شد تا خدمت شعیب برسد) فرمود که موسی به وی گفت: پشت سر من حرکت کن و راه را به من نشان ده، زیرا ما (پیامبران) مردمی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمیکنیم.

(دعائم اسلام 201/2) سنن النبی صفحه 146

ازدواج موقت، سنت رسول الله

بکر بن محمد میگوید: از امام صادق درباره ازدواج موقت پرسیدم، فرمود: من دوست ندارم که مسلمانی بمیرد در حالی که سنتی از رسول خدا مانده باشد و او بدان عمل نکرده باشد.(الفقیه 463/3 و المستدرک 451/14 و بحار الانوار 305/103) سنن النبی صفحه 147

به زنان نوشتن نياموزيد!

1089- امام صادق عليه السّلام فرمود: زنان را در بالاخانه‏ها منشانيد يا جاى ندهيد، (يا شايد بطور كلى مراد كليّه اطاقها و اماكنى باشد كه در طبقات فوقانى و مشرف به سراها و اطاقهاى ديگر قرار دارد) و نيز خط نوشتن و سوره يوسف به آنان نياموزيد، بلكه به ايشان چرخ‏ريسى بياموزيد. و همچنين سوره نور. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ 26.