يه روز يه جهنمي ميره دم در بهشت ميگه: اگه ميشه يه كاسه يخ بدين!
بهش ميگن: برو بابا
ميگه: باشه من ميرم، ولي فردا صبح دنبال آب جوش نيايد
يه روز يه جهنمي ميره دم در بهشت ميگه: اگه ميشه يه كاسه يخ بدين!
بهش ميگن: برو بابا
ميگه: باشه من ميرم، ولي فردا صبح دنبال آب جوش نيايد
همانا ما شما را به زور چك و لگد به بهشت ميبريم
سوره ناجا آيه 110
از يكي ميپرسند: امام اول كيه؟
ميگه: يه راهنمايي بكنيد.
ميگن: شمشيرش معروفه.
ميگه: فهميدم، زورو!
ارباب حوزه ها – سيزده آخوند روي شيرواني – ميم مثل ملا – همه صيغههاي من – ميخواهم ملا بمانم – سوغات قم – طلبه و گدا
احكام: اگر پسري به دختري بگويد جيگرتو، چون به عضو داخلي زن اشاره كرده حرام است. اگر بگويد جيگرتو بخورم، قتل نفس است و حكم اعدام دارد و اگر بگويد جيگرتو بخورم الهي چون نيت الهي بوده و قصد قربت داشته اشكال ندارد.
وزارت ارشاد اعلام كرد شعر اتل متل توتوله به دلايل زير غير مجاز است: استفاده ابزاري از زن كردي ترويج بي حجابي استفاده از كلمات ركيك لذا اين شعر جايگزين ميشود:
اتل متل زباله
گاو قلي باحاله
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يك زن راستين
اسمشو بذار حكيمه
كه چادرش ضخيمه
محرم بوده، حاج آقا ميره بالاي منبر و ميگه: از حسين بگم؟ ……………… دلتون ميسوزه از ابوالفضل بگم؟ ……… جيگرتون ميسوزه بذار يه چيز بگم كونتون بسوزه، امشب شام نميدن!!
يه روز يه بسيجيه ختنه ميكنه، بهش ميگن حالا بايد دامن بپوشي. يه دفعه بسيجيه ميگه: نامردا مگه چقدرشو بريدين؟
آيه 16 سوره ياهو:
اي كساني كه شبها چت ميكنيد، بدانيد كه قبض تلفن شما را رسوا خواهد كرد.
ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد
شامپو يدالله
يه روز به يه بسيجيه ميگن سوره توحيد رو تفسير كن. ميگه: فكر كنم قفل رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نياورده، كفر احدو درآورده.
این مغلطه همچنین با نامهای Begging the Question، petitio principii و تحصیل حاصل شناخته میشود.
شرح مغلطه
مغلطه مصادره به مطلوب یکی از رایج ترین مغالطات است که برخلاف باقی مغالطات که معمولاً انسانهای عامی و نا آشنا با منطق آنها را دچار میشوند، گاهی حتی فلاسفه و منطق دانان بزرگ نیز آنرا مرتکب میشوند. در عین حال همچون سایر مغالطات این مغلطه باعث میشود استدلال به کلی نادرست باشد. این مغلطه زمانی شکل میگیرد که شخصی برای اثبات حکمی استدلالی بیاورد اما آن حکم را در فرضهای استدلال خویش نیز درست فرض کند.
الگوی شماره 1
1- شخص A ادعای C را مطرح میکند.
2- شخص A برای اثبات C استدلال R را اقامه میکند.
3- استدلال R فرضی مانند P دارد که C را آشکارا یا نهانی درست فرض میکند، بنابر این R بجای اثبات C، آنرا درست فرض میکند.
گاهی پیدا کردن این مغلطه در یک استدلال بسیار دشوار است. دلیل این دشواری نیز آن است که P در بسیاری از مواقع دقیقاً با همان واژه هایی که C با آنها بیان شده است بیان نمیشود. به عبارت دیگر لازم است که تجزیه و تحلیل دقیقی روی فرضهای استدلال انجام شود تا مشخص شود که این استدلال فرضی مانند P را درون خود دارند که C را بطور پنهانی درست فرض میکند یا نه. تنها کسی میتواند P را قبول داشته باشد که C را قبول داشته باشد.
فرم دیگری هم برای مغلطه مصادره به مطلوب قابل تصور است و آن هنگامی شکل میگیرد که در استدلالی فرضی آشکارا یا نهانی مطرح میشود که خود نیاز به اثبات دارد ولی بدون ارائه هیچگونه شواهدی درست پنداشته میشود این سبک استدلالها نیز آلوده به مغلطه مصادره به مطلوب هستند، الگوی این سبک مغالطه را میتوان بصورت زیر فرمولیزه کرد:
الگوی شماره 2
1- شخص A ادعای C را مطرح میکند.
2- ادعای C دارای فرض غیر مسلمی مانند P است که مورد توافق طرفین نیست.
3- شخص A بدون اثبات P، ادعای C را ثابت شده فرض میکند.
لازم به ذکر است که گاهی یک شخص میخواهد منظورش را با کلمات دیگر برساند، این کار را نمیتوان مغالطه مصادره به مطلوب نامید، این است که هنگام مقابله با یک استدلال لازم است که ابتدا درک شود آیا آن استدلال یک استدلال قیاسی یا استقرایی است که مصادره به مطلوب میکند یا اینکه تنها یک تمثیل است برای مطرح کردن یک موضوع به زبانی دیگر جهت روشن شدن موضوع و گوینده مدعی این نیست که در حال استدلال کردن و اثبات کردن ادعایش است.
دلیل مغالطه بودن
نام دیگر این مغلطه که «تحصیل حاصل» است بگونه ای گویاتر مغالطه آمیز بودن این نوع «استدلال» را نشان میدهد. هر استدلالی با هدف اثبات یک حکم (که مطلوب نیز خوانده میشود) انجام میشود. استدلال قیاسی اینگونه کار میکند که سعی میکند نادانسته ها را با ارتباط منطقی دادن آنها به یکدیگر از دانسته ها (که فرض نامیده میشوند) آن نادانسته (حکم) را به دانسته تبدیل کند (یا آنرا تحصیل کند)، بعبارت فنی تر حکم را از مفروضات تحصیل کند، یا مجهول را از معلومات بواسطه منطق تحصیل کند. حال وقتی استدلالی بجای اینکه این کار را انجام دهد، بیاید و آنچه قرار است اثبات کند را ثابت و درست فرض کند در واقع یک استدلال نیست، بلکه چیزی که نادانسته است و قرار است اثبات شود را دانسته فرض میکند (یا تحصیل حاصل میکند) و هیچ کار مفیدی نکرده است. یا بعبارت دیگر این نوع استدلال کردن خطا است به دلیل اینکه بطور مستقیم یا غیر مستقیم حکمی را که قرار است درستی آن اثبات شود بدون ارائه شواهد صحیح فرض میکند.
بنابر این استدلالی که مصادره به مطلوب میکند اساساً یک استدلال نیست چون کاری که قرار است یک استدلال انجام دهد را در واقع انجام نمیدهد. از جانب دیگر روشن است که گزاره های زیر غلط هستند و اگر دقت کنیم خواهیم دید که مصادره به مطلوب دقیقاً همین کار را انجام میدهد:
1- X درست است زیرا X درست است.
2- X به این دلیل درست است که X براستی درست است.
بنابر این یک شخص نمیتواند با تکرار ادعای خود آنرا اثبات کند، بلکه فرایند اثبات کردن باید تنها شامل ارائه شواهد شود نه تکرار ادعا. شاید وجه تسمیه این مغلطه در انگلیسی نیز آن باشد که استدلال کننده بجای استدلال کردن در پشتیبانی از ادعای خود، درستی آنرا از طرف مقابلش گدایی (Begging) میکند. در مورد الگوی شماره 2 نیز این نام بسیار مناسب است زیرا مغالط، پرسشی که بخاطر نامسلم بودن فرض پیش می آید را نادیده میگیرد و از مخاطب خود میخواهد که او نیز آن پرسش را نادیده بگیرد.
دلیل اینکه افراد سفسطه گر و مغالط از این مغالطه بسیار سود میجویند این است که همانطور که گفته شد این استدلال برای کسانی که حکم آنرا از پیش قبول داردن معتبر به نظر میرسد و آنها ایرادی بر آن نمیگیرند.
چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟
در مورد الگوی نخست شاید بهترین شیوه برخورد با این مغالطه آن باشد که برای شخص مغالط توضیح دهیم، او چیزی را اثبات نکره است بلکه تنها ادعایش را تکرار کرده است و به همین دلیل در واقع استدلالی نکرده است و بجای تکرار بهتر است که استدلال کند. یا اینکه فرضی که در استدلال نهان است و خود به اثبات نیاز دارد را مطرح کنیم و از مغالط برای آن استدلال بخواهیم.
در مورد الگوی دوم نیز بهتر است اعتراض کنیم که فرض مطرح شده مورد قبول ما نیست و خود نیاز به اثبات دارد.
مثال
1-
سودابه – هر چیزی که بوجود می آید یک معلول است یعنی به علت نیاز دارد.
کاوه – از کجا اینرا میدانی؟
سودابه – بخاطر اینکه اگر دقت کنیم هر حادثی بدون علت محال بود که حدوث کند.
2-
کاوه – شرط پایداری پیوند زناشویی این است که طرفین هنگام عقد قرارداد ازدواج باکره باشند.
سودابه – چطور میتوانی چنین چیزی را اثبات کنی؟
کاوه – چون وقتی زن و مرد باکره باشند ازدواجشان پایدار میماند.
3-
سودابه – من با سقط جنین مخالفم به دلیل اینکه کشتن یک انسان بیگناه خطاست.
کاوه – ولی جنین هنوز به یک انسان تبدیل نشده است.
سودابه – جنین بچه انسان است و به همین دلیل انسان است و همانطور که گفتم کشتنش خطاست.
4-
کاوه – کتاب قرآن به دلیل اینکه از طرف خدا است کاملاً درست است.
سودابه – از کجا میدانی که قرآن از طرف خداست؟
کاوه – چون خداوند قرآن را بر محمد نازل کرده است.
5-
سودابه – من به دادگاه دروغ گفتم، به دلیل اینکه اینکه اگر راست میگفتم منافع ملی به خطر می افتاد.
کاوه – بر چه اساسی فکر میکنی اینکار درست است؟
سودابه – بخاطر اینکه یک میهن دوست برای اینکه منافع کشورش به خطر نیافتند باید حتی به دادگاه هم دروغ بگوید.
6-
کاوه – من با سقط جنین مخالفم.
سودابه – چرا؟
کاوه – چون کشتن هر موجود زنده ای خطاست.
7-
سودابه – جهان بسیار منظم است و به همین دلیل به خدا نیاز دارد.
کاوه – اما این مصادره به مطلوب است چون اثبات نکردی که منظم بودن جهان به معنی وجود خدا است.
8-
کاوه – از نگر من مجازات اعدام غیر عادلانه و ناکار آمد است.
سودابه – چرا؟
کاوه – زیرا مجازات اعدام از لحاظ اخلاقی قابل دفاع نیست و برای اجتماع سودی ندارد.
9-
سودابه – اسلام بهترین نوع حکومت را در میان سایر ایدئولوژی ها مطرح میکند.
کاوه – چطور؟
سودابه – چون نوع حکومتی که در اسلام مطرح میشود از باقی انواع حکومت هایی که بقیه ایدئولوژی ها مطرح میکنند بهتر است.
برای مطالعه بیشتر
1- اسکپتیک دیک
http://skepdic.com/begging.html
2-ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Begging_the_question
3- Critical Thinking, An introduction to the Basic Skills, Fourth edition, William Hughes & Johnathan Lavery,Broadview Press, 2004, Page 133.
4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 100.
5-A Concise Introduction to Logic, Patrick J.Hurley, 7th Edition, Page 158.
6- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 342
ترجمه دکتر مسعود انصاری
کهن ترین حماسه بشری ترجمه دکتر داوود منشی زاده
از آغاز تا پایان آل بویه دکتر سید احمدرضا خضری
اس ای فراست برگردان منوچهر شادان
از یه آقایی میپرسن شما امسال برای محرم چه تدارکاتی دیده اید؟ میگه امسال چهار تا علم خریدیم، کتل خریدیم، کلی زنجیر داریم، کلی قمه خریدیم، فکر کنم امسال دیگه خواهر یزید گائیدست.
یه آقایی آرزو داشت وقتی میمیره با امامان محشور بشه وقتی میمیره میاد توی خواب پسرش، پسرش ازش میپرسه بابا جان به آرزوت رسیدی؟ با امام ها هم دم شدی؟ باباش میگه آره پسرم ولی نپرس… پسرش میگه چرا نپرسم بابا؟ میگه من دهنم سرویس شد اینجا، هروقت از خواب صبح ها پا میشم اول باید سر علی رو پانسمان کنم، دوم باید برای امام حسین آب بیارم سوم باید علی اصغر رو ببرم کودکستان چهارم باید برای زین العابدین بیمار سوپ درست کنم پنجم خسته و کوفته وقتی میام خونه باید دنبال مهدی گم شده بگردم.
یه بابایی میره جایی میبینه که پارچه سیاه کشیدن و خورش قیمه میدن. میره غذا رو میخوره و آخرش میگه خدا رحمتش کنه کی مرده؟ بهش میگن امام حسین رو کشتن بخاطر اونه بعد میگه خوب کی کشتن؟ میگن 1400 سال پیش حضرت رو قیمه قیمه کردن در کربلا. طرف میگه ایکاش کبابش میکردن امروز یه کباب میخوردیم بجای قیمه
یه بابایی میخواسته استخدام بشه، ازش پرسیدند امام اول کیه؟ گفت حضرت عباس! گفتن نه داریم میگیم امام اول کیه مرد حسابی تو که شیعه ای چرا نمیدونمی امام اول کیه؟ امام اول حضرت علی بود! بعد بهش میگن خوب امام دوم کیه؟ باز میگه حضرت عباس! بعد بهش میگن مرد حسابی امام دوم امام حسنه! خلاصه تا امام 11 ام همه رو میپرسند و طرف هم همش میگه حضرت عباس. نوبت امام 12 ام که میشه بهش میگن اگر اینیکی رو درست نگی دیگه مردود میشی، امام 12ام کیه؟ طرف میگه حضرت عباس! بهش میگن آقا تو مردودی پاشو برو استخدامت نمیکنیم. طرف هم شاکی میشه میگه من ریدم تو اون دینی که حضرت عباس جزو اماماش نیست.
محمد بن مسلم گوید، شنیدم امام باقر(ع) میفرمود: هر که با پرستش برای خدای عزوجل دینداری کند و گرچه خود را در آن بسختی و کوشش وادارد ولی رهبری از طرف خدای برای اون نباشد، کوشش او پذیرفته نیست، او گمراه و سرگردان است و خدا کردار او را بد شمارد. او بمانند گوسفندی است که از چوپان و گله ی خود گمشده و تمام روز را میدود و میرود و می آید و شب هنگام گله ای را میبیند با چوپانش، بدان دل میدهد و فریب میخورد و شب را در خوابگاه آن بسر میبرد و چون بامداد چوپان گله ی خود را میراند آن گوسفند گمشده نه چوپان را میشناسد و نه گله را و سرگردان میدود به دنبال چوپان و گله ی خودش؛ باز گله گوسفندی را با چوپانش میبیند و بدان دل میدهد و فریب میخورد ولی چوپان بر وی فریاد میکند که بدنبال چوپان و گله ی خود برو، تو از چوپان و گله ات گم شدی و سرگردانی و او هراسان، سرگردان و گم میدود و چوپانی ندارد که او را بچراگاه خود رهنمایی کند و برگرداند. در این میان سرگردانست. گرگ از گم شدنش فرصت را غنیمت میشمارد و او را میخورد. بخدا ای محمد! هر که صبح کند از این امت و امامی که از طرف خدای عزوجل که هم امامت او روشن و هم عادل باشد نداشته باشد چنین است که صبح کرده گمراه شده و اگر بر این حالت بمیرد در حال کفر و نفاق مرده است. ای محمد بدان که پیشوایان جور و پیروانشان از دین خدا برکنارند؛ گمراهند و گمراه کننده و هر کرداری کنند چون خاکستریست که باد سخت در روز طوفانی به آن تاخته و از آنچه کردند نیروی سود بردن ندارند، اینست آن گمراهی هویدا. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 342-343
حضرت امام موسی فرمود عیال آدمی اسیران اویند، پس کسی را که خدا نعمتی به او کرامت کند بر اسیران خود توسعه کند، اگر نکند به زودی آن نعمت از او زایل شود. حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب شیر دادن و تربیت کردن فرزندان و رعایت ایشان.
در حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه چون پسر سه ساله شود باومى گويند كه هفت مرتبه بگو لااِلهَ اِلاّ اللّهُ و چون سه سال و هفت ماه وبيست روز از عمرش بگذرد باو مى گويند كه هفت مرتبه بگويد مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ پس چهار سالش تمام شود باو مى گويند كه هفت مرتبه بگويد صَلَى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ پس چون پنج سالش تمام شود او را واميدارند كه خدا را سجده كند پس چون شش سالش تمام شود نماز بيادش ميدهند و بنمازش ميدارند و چون هفت سالش تمام شود وضو را باو ياد ميدهند و امر بنماز ميكنند او را چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را خوب بيادش ميدهند و بر ترك وضو و نماز ميزنند پس چون وضو و نماز را ياد گرفت خدا پدر و مادرش را بيامرزد. حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب شیر دادن و تربیت کردن فرزندان و رعایت ایشان.
حضرت صادق دیدند که مادر اسحق فرزند خود را شیر میدهد، فرمود که ای مادر اسحق! از یک پستان شیر مده، از هر دو پستان شیر بده که یکی به عوض طعام است و دیگری به عوض آب و فرمود که هرچه کمتر از بیست و یک ماه شیر میدهند به فرزند، ظلم است بر طفل. حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب شیر دادن و تربیت کردن فرزندان و رعایت ایشان.
از حضرت صادق منقول است که سرمه کشیدن در شب چشم را نفع می رساند و در روز زینت است. به سند موثق از حضرت صادق منقول است که سرمه کشیدن دهان را شیرین میکند. حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب سرمه کشیدن.
در حدیث معتبر از حضرت صادق منقول است که موزه پوشیدن نور چشم را زیاد میکند. در روایت دیگر فرمود که مداومت پوشیدن موزه امان میدهد از مرض سل و از مرگ بد. به سند معتبر از حضرت صادق منقول است که هرکه جامه نو ببرد و آبی در ظرفی کند و سی و شش مرتبه سوره انا انزلناه فی لیله القدر بخواند، هرگاه که به آیه تنزل الملائکه برسد، اندکی از آب را نرم به جامه بپاشد، پس دو رکعت نماز بکند و دعا کند و بگوید: الحمدلله الذی رزقنی ما اتجمل به فی الناس و اواری به عورتی و اصلی فیه لربی، و خدا را شکر کند، پیوسته در فراخی نعمتباشد تا آن جامه کهنه شود. در حدیث حسن از حضرت صادق منقول است که هر که عمامه بپیچد ر سر و تحت الحنک نبندد، به او دردی برسد که دوا نداشته باشد؛ پس ملامت نکند مگر خود را. حلیه المقتین، علامه مجلسی، در سایر آداب جامه و پوشیدن و کندن
به سند معتبر دیگر منقول است که روزی امام حسین داخل بیت الخلاء شدند لقمه نانی دیدند که افتاده است، برداشتند و به غلامی از غلامان خود دادند و فرمودند که هرگاه بیرون آیم این را به من ده. پس چون بیرون آمدند پرسیدند که چه شد لقمه نان؟ گفت: خورد: فرمود که تو را آزاد نمودم از برای خدا. شخصی پرسید که سبب آزاد نمودن غلام چه بود؟ حضرت فرمود که از جدم رسول خدا شنیدم که هر که لقمه ای بیابد و آن را پاک کند یا بشوید پس بخورد آن را، در شکمش قرار نگیرد مگر آن که خدا او را از آتش جهنم آزاد گرداند، و من نمیخواهم در بندگی بدارم کسی را که خدا از آتش جهنم آزاد گردانیده. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.