بایگانی سالانه :2008

خوردن غذای روی زمین

از حضرت رسول منقول است که هر که پاره نانی بیابد و بردارد بخورد یک حسنه از برای او باشد، و هر که پاره نانی در میان جای کثیفی یا نجسی بیابد پس بشوید آن را و بردارد برای او هفتاد حسنه بوده باشد. در حدیث معتبر دیگر منقول است که حضرت رسول روزی به خانه عایشه آمدند و پاره نانی دیدند که بر زمین افتاده است، برداشتند و تناول فرمودند و گفتند: ای عایشه! گرامی دار نعمت های خدا را برخود، که نعمت خدا از جماعتی که گریخت دیگر به سوی ایشان باز نمیگردد. از عبدالله ارجائی منقول است که گفت: در خدمت حضرت صادق بودم، دیدم که بعد از طعام میگردد و آنچه بر زمین افتاده بر میدارد حتی کنجد و امثال آن را. گفتم: فدای تو شوم، اینها را هم بر یچینند؟ فرمود که اینها روزی توست، مگذار از برای دیگری، که اینها شفایند از همه دردی. در حدیث دیگر منقول است که خوردن آن فقر را برطرف میکند از خورنده آن و فرزندان و فرزندان فرزندان او تا فرزند هفتم. در روایت دیگر: هر که بخورد، خدا نگاهدارد او را از دیوانگی و خوره و پیسی و زردآب و حماقت. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

تجمع ملائکه هنگام سکس

در حديث معتبر از حضرت رسول منقول است كه چون مرد و زن جماع كنند عريان نشوند مانند دو خر زيرا كه اگر چنين كنند ملائكه از ايشان دور مى شوند. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

توصیه های سکسی محمد به علی

حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود كه مستحب است در شب اول ماه رمضان جماع كردن و از ابو سعيد خدرى منقول است كه حضرت رسالت پناه وصيت نمود به حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) يا على چون عروسى داخل خانه تو شود كفشهايش را بكن تا بنشيند و پاهايش را بشو و آن آب را از در خانه تا منتهاى خانه بپاش چون چنين كنى خدا هفتاد هزار نوع رحمت بر تو بفرستد كه بر سر عروس فرود آيد تا آنكه آن بركت بهر گوشه آن خانه برسد و ايمن گردد عروس از ديوانگى و خوره و پيسى تا در آن خانه باشد. و منع كن عروس را تا هفت روز از خوردن شير و سركه و گشنيز و سيب ترش پس حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) گفت يا رسول اللّه بچه سبب منع كنم او را از اينها؟ فرمود زيرا كه رحم بسبب خوردن اينها سرد و عقيم مى شود و فرزند نمى آورد و حصيريكه در ناحيه خانه افتاده باشد بهتر است از زنى كه فرزند كه فرزند او بوجود نميآيد، پس فرمود كه: يا على جماع مكن با زن خود در اول ماه و ميان ماه كه ديوانگى و خوره و خبط دماغ راه مى يابد بآنزن و فرزندانش. يا على جماع مكن بعد از پيشين كه اگر فرزندى بهم رسد احول خواهد بود. يا على در وقت جماع سخن مگو كه اگر فرزندى حاصل شود ايمن نيستى كه لال باشد و نگاه نكند احدى به فرج زن خود و چشم بپوشد در آن حالت كه نظر كردن به فرج در آن حالت باعث كورى فرزند مى شود. يا على بشهوت و خواهش زن ديگرى با زن خود جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد مخنث يا ديوانه باشد. يا على هر كه جنب با زن خود در فراش خوابيده باشد قرآن نخواند كه مى ترسم آتشى از آسمان بر هر دو نازل شود و بسوزاند ايشان را. يا على جماع مكن با زن خود مگر آنكه تو دستمالى از براى خود داشته باشى و او دستمالى از براى خود داشته باشد و هر دو خود را به يك دستمال پاك نكنيد كه دشمنى در ميان شما پيدا مى شود و آخر بجدائى مى كشد. يا على ايستاده با زن خود جماع مكن كه آن فعل خران است و اگر فرزندى بهم رسد مانند خران بر رختخواب بول مى كند. يا على در شب عيد فطر جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد شش انگشت يا چهار انگشت در دست داشته باشد. يا على در زير درخت ميوه دار جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد جلاد و كشنده مردم باشد با رئيس و سركرده ظلم باشد. يا على در برابر آفتاب جماع مكن مگر آنكه پرده بياويزى كه اگر فرزندى بوجود آيد هميشه در بدحالى و پريشانى باشد تا بميرد. يا على در ميان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد جرى باشد در خون ريختن. يا على چون زنت حامله شود با او جماع مكن بى وضو كه اگر چنين كنى فرزندى كه بهم رسد كوردل و بخيل باشد. يا على در شب نيمه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى حاصل شود شوم باشد و در رويش نشان سياهى باشد. يا على در روز آخر ماه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد عشار و ياور ظالمان باشد و هلاك بسيارى از مردم بر دست او بود. يا على بر پشت بام جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد منافق و ريا كننده و صاحب بدعت باشد. يا على چون بسفرى بروى در آنشب كه مى روى جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد مالش را به ناحق صرف كند و اسراف كنندگان برادر شياطين اند و اگر بسفرى روى كه سه روزه راه باشد جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ياور ظالمان باشد. يا على در شب دوشنبه جماع بكن كه اگر فرزندى بهم رسد حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد. يا على اگر جماع كنى در شب سه شنبه و فرزندى بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزى شود و دهانش خوشبو و دلش رحيم و دستش جوانمرد و زبانش از غيبت و بهتان پاك باشد. يا على اگر جماع كنى در شب پنجشنبه و فرزندى بهم رسد حاكمى از حكام شريعت يا عالمى از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتى كه آفتاب در ميان آسمان باشد نزديكى كنى با زن خود و فرزندى بهم رسد شيطان نزديك او نشود تا پير شود و خدا او را روزى ميكند سلامتى در دنيا و دين. يا على اگر جماع كنى در شب جمعه و فرزندى بهم رسد خطيب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع كنى و فرزندى بهم رسد از دانايان مشهور باشد و اگر جماع كنى در شب جمعه بعد از نماز خفتن اميد هست آن فرزند از ابدال باشد. يا على در ساعات اول شب جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ايمن نيستى كه ساحر باشد و دنيا را بر آخرت اختيار نمايد. يا على اين وصيت را از من بياموز چنانچه از جبرئيل آموختم. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

تاثیر شیوه سکس بر فرزند

حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) نهى فرمود از آنكه كسى كه محتلم شده باشد پيش از آنكه غسل كند جماع كند و فرمود اگر بكند و فرزندى بهم رسد ديوانه باشد ملامت نكند مگر خود را. حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) فرمود كه هر كه جماع كند با زن خود در حيض پس فرزنديكه بهم رسد مبتلا شود بخوره يا پيسى پس ملامت نكند مگر خود را در حديث صحيح از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه در وقت جماع سخن مگوئيد كه بيم آن است فرزندى كه بهم رسد لال باشد و در آن وقت نظر بفرج زن مكنيد كه بيم آن است فرزندى بهم رسد كور باشد و در روايات ديگر از آنحضرت منقول است كه باكى نيست نگاه كردن بفرج در وقت جماع. حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه مرد با زن و كنيز خود جماع نكند در خانه كه طفل باشد كه آن طفل زناكار مى شود يا فرزنديكه از ايشان بهمرسد زناكار باشد. از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) منقول است كه فرمود بحق آن خداوندى كه جانم در قبضه قدرت اوست اگر شخصى با زن خود جماع كند و در آن خانه شخصى بيدار باشد كه ايشان را ببيند يا سخن و نفس ايشان را شنود فرزندى كه از ايشان بهم رسد رستگار نباشد و زناكار باشد. از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه هر كه در حالت خضاب با زن خود جماع كند فرزنديكه بهم رسد مخنث باشد. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

گروپ سکس با کنیزها (برده های زن)

از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه كسى با كنيزى جماع كند و خواهد كه با كنيز ديگر پيش از غسل جماع كند، وضو بسازد. در حديث صحيح وارد شده است كه باكى نيست با كنيز و طى كند و در خانه، ديگرى باشد كه بيند و شنود و مشهور ميان علماء آن است كه باكى نيست كه مرد در ميان دو كنيز خود بخوابد اما مكروهست كه در ميان دو زن آزاد بخوابد. در حديث موثق از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه باكى نيست مرد ميان دو كنيز و دو آزاد بخوابد فرمود كراهت دارد مرد رو بقبله جماع كند و در حديث ديگر از آنحضرت پرسيد كه آيا مرد عريان، جماع مى تواند كرد، فرمودند كه نه، رو بقبله و پشت بقبله جماع نكند و در كشتى جماع نكند. حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) فرمود كه زن آزاد را در برابر زن آزاد ديگر جماع مكن اما كنيز را در برابر كنيز ديگر جماع كردن باكى نيست. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

بازی با آنجای زن و کنیز

از حضرت صادق (عليه السلام) پرسيدند كه اگر كسى زن خود را عريان كند و به او نظر كند چونست؟ فرمود كه مگر لذتى از اين بهتر ميباشد. و پرسيدند كه اگر بدست و انگشت با فرج زن و كنيز خود بازى كند چونست؟ فرمود باكى نيست اما بغير اجزاى بدن خود چيزى ديگر در آنجا نكند. و پرسيدند كه آيا مى تواند در ميان آب جماع بكند فرمود باكى نيست. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

سکوت در هنگام جماع

در حديث صحيح از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه در وقت جماع سخن مگوئيد كه بيم آن است فرزندى كه بهم رسد لال باشد و در آن وقت نظر بفرج زن مكنيد كه بيم آن است فرزندى بهم رسد كور باشد و در روايات ديگر از آنحضرت منقول است كه باكى نيست نگاه كردن بفرج در وقت جماع. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

سفارش به انگولک پیش از جماع

در چندين حديث معتبر از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) منقول است كه چون كسى خواهد با زن خود جماع كند بروش مرغان بنزد او نرود بلكه اول با او دست بازى و خوش طبعى بكند و بعد از آن جماع بكند. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

مخالف امام حرامزاده است

حضرت صادق (صلى الله عليه وآله) فرمود كه دشمن ما اهلبيت نيست مگر كسى كه ولدالزنا يا مادرش در حيض به او حامله شده باشد. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

در احادیث معتبره وارد شده است که تادیب کنید فرزندان خود را بر محبت علی بن ابیطالب، اگر قبول نکنند نظر کنید در امر مادرهایشان، یعنی این علامت فرزند زناست که قبول محبت امیرالمومنین نمیکند.

حضرت صادق فرمود که هر که محبت ما اهل بیت را در دل خود بیابد، مادرش را بسیار دعا کند که به پدرش خیانت ننموده است حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب شیر دادن و تربیت کردن و فرزندان و رعایت ایشان

حدیت کرد مارا ابوالقاسم عبدالرحمن کوفی و ابو یوسف یعقوب پسر یزید انباری کاتب از ابی محمد عبدالله پسر محمد غفاری از حسین پسر یزید از صادق جعفر بن محمد از پدرش از پدرانش که گفت : رسول خدا فرمود: هرکس که ما خاندان را دوست بدارد خدا را به اولین نعمت اش سپاس گزارد گفتند: اولین نعمت کدام است؟ فمود: حلال زادگی! زیرا دوست نمیدارد مارا مگر شخص حلال زاده. امالی شیخ صدوق، برگ ۷۴۹

کی بکن کی نکن

از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است كه نبايد مرد را دخول كردن به زن خود در شب چهارشنبه حضرت امام موسى (عليه السلام) فرمود كه هر كه جماع كند با زن خود در تحت الشعاع پس با خود قرار دهد افتادن فرزند را از شكم پيش از آنكه تمام شود. حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه جماع مكن در اول ماه و ميان ماه و آخر ماه كه باعث اين مى شود كه فرزند سقط شود و نزديكست كه اگر فرزندى به هم رسد ديوانه باشد يا صرع داشته باشد نمى بينى كسى را كه صرع مى گيرد اكثر آن است كه يا در اول ماه يا در آخر ماه مى باشد. در حديث معتبر ديگر منقول است (از امام باقر) كه مكروه است جماع كردن ميان طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از وقت فرو رفتن آفتاب تا برطرف شدن سرخى طرف مغرب و در آن روزى كه در آن روز آفتاب بگيرد و در شبيكه در آنشب ماه بگيرد و در شب يا روزيكه در آن باد سياه يا باد سرخ يا باد زرد حادث شود واللّه اگر جماع كند در اين اوقات پس او را فرزندى بهم رسد نبيند در آن فرزند چيزى را كه دوست دارد زيرا كه آيات غضب الهى را سهل شمرده. در فقه الرضا مسطور است كه چون بعد از غسل دادن ميت پيش از آنكه غسل كنى خواهى كه جماع كنى وضو بساز بعد از آن جماع بكن. حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت.

توسل به نادانی

مغلطه توسل به نادانی با فرنامهای Argumentom ad ignorantom، توسل به جهل، تجاهل، طلب برهان از مخالف و انتقال بار اثبات نیز شناخته میشود.

شرح مغلطه

این مغلطه زمانی رخ میدهد که شخصی ادعا کند گزاره ای درست یا نادرست است زیرا خلاف آن اثبات نشده است یا اینکه طرف مقابل مناظره از اثبات خلاف آن عاجز است. با این حساب یک شخص تنها در دو حال ایجابی و سلبی میتواند مرتکب این مغلطه شود. حالت نخست این است که ادعا کند گزاره ای درست است زیرا کسی اثبات نکرده است که آن گزاره نادرست است یا طرف او در بحث از اثبات نادرستی آن عاجز است. حالت دوم این است که ادعا کند گزاره ای نادرست است زیرا کسی اثبات نکرده است که آن گزاره درست است یا طرف او در بحث از اثبات درستی آن عاجز است. وجه تسمیه این دو حالت از آنروست که در حالت اول حقیقت ایجاب میشود و در حالت دوم حقیقت سلب میشود.

برای این مغلطه الگوی زیر را میتوان در نظر گرفت

شخص A ادعا میکند گزاره P درست است چون P~ (عکس P) اثبات نشده است.

معمولاً این مغلطه پیرامون موضوعی انجام میگیرد که اثبات عکس آن محال یا گاهی دشوار است و شخص مغالط که از این واقعیت آگاه است سعی میکند از آن به نفع خود و ادعای اثبات نشده و قالباً سست بنیاد خود سوء استفاده کند.

باید به این مسئله توجه کرد که بطلان توسل به نادانی تنها مربوط به استدلالهای قیاسی است، و الا در مورد موضوعاتی خاص با توسل به نادانی میتوان استدلالهای استقرائی خوبی تشکیل داد. برای نمونه فرض کنید که ادعا شود:

گروهی از باستانشناسان دانشگاه میشیگان تمام اهرام مصر را ده ها سال زیر و رو کرده اند و اثری از دستگاه های تولید الکتریسیته نیافتند بنابر این میتوان گفت مصریان باستان دستگاه های مولد الکتریسیته نداشته اند.

روشن است که استدلال بالا فرضهای پنهانی از جمله اینکه «اگر دستگاه های مولد الکتریسیته در اهرام مصر وجود میداشتند احتمال اینکه باستانشناسان آنها را کشف کنند زیاد بود» را در خود نهان دارد و از آنجا که این گزاره پنهان درست به نظر میرسد میتوان گفت استدلال نیز قابل قبول است. اما این مقبولیت استدلال به دلیل اینکه استقرا اساساً مفید یقین نیست مسئله ای قطعی نیست بلکه مسئله ای احتمالی است. همچنین باید گفت نبود اثبات برای گزاره معکوس در یک استدلال استقرائی بر قدرت آن می افزاید.

مسئله مرتبط دیگری با این موضوع قاعده حقوقی «هرکسی بیگناه است تا زمانی که عکس آن اثبات شود» است. ممکن است پرسش شود که آیا این قاعده نیز مصداقی از مغالطه توسل به نادانی است یا نه؟ در پاسخ باید گفت که این قاعده به دلیل سودمند بودنش در نظامهای قضائی مورد استفاده قرار میگیرد و بیانگر یک واقعیت عینی نیست، یعنی وقتی گفته میشود کسی «بیگناه» است منظور این نیست که وی واقعاً «بیگناه» است بلکه منظور این است که «نظام قضائی نمیتواند او را مجرم بداند زیرا گناهکار و مجرم بودن او اثبات نشده است»، لذا وقتی به آنچه این قاعده نشان میدهد توجه کنیم خواهیم دید که مصداقی از مغلطه توسل به نادانی نیست.

بحثی مرتبط با این مغلطه ادعاهایی به سبک «هیچ کس نتوانسته است X را ثابت کند» است که یک گزاره وجودی سلبی را بطور قطعی مطرح میکنند. در نگاه عوام شاید این ادعا یک ادعای موجه و قابل دفاع به نظر برسد ولی اگر به آن دقت شود به این نتیجه خواهیم رسید که اساساً اثبات گزاره هایی از این سبک تقریباً محال است. برای اینکه اثبات شود «هیچکس نتوانسته است X را ثابت کند» لازم است که ما با «همه کس» در ارتباط باشیم و به شیوه ای اطمینان حاصل کنیم که آنها نتوانسته اند X را اثبات کنند. انجام اینکار به این دلیل ساده ناممکن است که ما نمیتوانیم با تمام انسانهایی که در همه اعصار زندگی کرده اند ارتباطی برقرار کنیم. نتیجه آنکه وقتی کسی میگوید «هیچ کس نتوانسته است X را ثابت کند» در صورتی که X قابل اثبات باشد یک ادعای مهمل و باطل است.

دلیل مغالطه بودن

توسل به نادانی مغلطه است، زیرا اینکه ~P اثبات نشده است منطقاً P را نتیجه نمیدهد. نادانی ما نسبت به یک گزاره نمیتواند اثبات کند که معکوس آن گزاره درست است و این نادانی را نمیتوان در یک استدلال به نفع معکوس آن گزاره استفاده کرد.

در توضیح دلیل مغلطه بودن توسل به نادانی این پرسش بنیادین پیش می آید که اساساً بار اثبات یک گزاره بر گردن چه کسی است؟

نام دیگری که برای توسل به نادانی بکار گرفته میشود «انتقال بار اثبات» است، زیرا کسی که این مغلطه را مرتکب میشود در واقع قاعده «بار اثبات» را زیر سوال میبرد. قاعده «بار اثبات» به این قاعده گفته میشود که بطور کلی بار اثبات درستی هر ادعای غیر بدیهی و در صورت اختلاف اثبات بداهت آن بر گردن کسی است که آن ادعا را مطرح میکند (البینه علی المدعی). وقتی کسی توسل به نادانی میکند در واقع بجای اینکه ادعای خود را اثبات کند، بار اثبات عکس آنرا به گردن طرف مقابل می اندازد یعنی فرض میکند که این وظیفه طرف مقابل است که اثبات کند او اشتباه میکند. این طرف مقابل معمولاً منتقد ادعای گوینده است یا دستکم کسی است که نسبت به آن ادعا مشکوک است و قانع نشده است.

چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟

واکنش نادرست و رایج به این مغالطه این است که تلاش به رد ادعای دوم شخص مغالط شود، یعنی وقتی او میگوید عکس گزاره ای اثبات نشده است به او ثابت کنیم که اینگونه نیست بلکه عکس آن اثبات پذیر است. اما این واکنش باعث میشود شخص مغالط متوجه مغلطه خود نشود و گفتمان مسیر منطقی خود را طی نکند و زمان به بحث های بی ارتباط باطل شود. از این رو شایسته تر آن است که برای شخص مغالط توضیح داده شود که توسل به نادانی یک مغلطه است و برای وی توضیح داد که چرا توسل به نادانی یک مغلطه است.

برخورد شایسته دیگر این است که از وی پرسیده شود در صورتی که فرض کنیم ما دلیلی برای رد ادعای شما نداریم نیز باز ادعای شما اثبات نمیشود، دلیل شما برای اثبات ادعایتان چیست؟

میتوان بطلان توسل به نادانی را با مثالهای ساده و قابل فهمی برای عوام توضیح داد، برای نمونه وقتی کسی میگوید «خدا وجود دارد چون کسی نمیتواند اثبات کند وجود ندارد»، میتوان به او گفت، بنابر این شیوه استدلال تو میتوان گفت «چراغ جادوئی علاء الدین هم وجود دارد»، «خاتمی در سال 1360 مرد و بدن او توسط موجودات فضایی حرکت داده میشد»، «در جنگلهای شمال ایران اسب های بالدار نامرئی وجود دارند» و «اسپاگتی پرنده هم وجود دارد«، زیرا عکس هیچکدام از این گزاره ها را نمیتوان اثبات کرد.

این موضوع در بحث پیرامون وجود خدا و مسئله بار اثبات وجود یا عدم وی بسیار اهمیت پیدا میکند و از آنجا که بحث پیرامون آن نیازمند مطرح شدن مسائل دیگری نیز هست از حوصله این نوشتار خارج میباشد اما در نوشتاری با فرنام «ازکجا میدانید خدا وجود ندارد؟» به آن پرداخته شده است.

مثال

1-

کاوه – شما در هفته گذشته هر روز 10 دقیقه دیر در محل کارتان حاضر شده اید!

سودابه – شما چطور میتوانید چنین چیزی را اثبات کنید؟

کاوه – شما میتوانید اثبات کنید که سر موقع آمده اید؟

سودابه – نه!

کاوه – پس قطعاً دیر آمده اید.

2-

سودابه – من کاملاً یقین دارم که خدا وجود دارد!

کاوه – از کجا چنین یقینی داری؟

سودابه – تو میتوانی اثبات کنی که خدا وجود ندارد؟

کاوه – نه!

سودابه – آها! پس تو هم معترفی که خدا وجود دارد و من درست میگویم.

3-

کاوه – من به حدوث جهان باورمندم.

سودابه – چرا؟

کاوه – چون ازلیت اثبات نشده است.

4-

سودابه – هیچکس تابحال به فیلتر شدن اینترنت اعتراض نکرده است، پس مردم از فیلتر شدن اینترنت راضی هستند.

5-

کاوه- تعداد موهای سر من 65746567 تا است.

سودابه- از کجا میدانی؟

کاوه-اگر باور نداری بیا و بشمار.

برای مطالعه بیشتر

1- ویکیپدیا

http://en.wikipedia.org/wiki/Argument_from_ignorance

2- فالاسی فایلز

http://www.fallacyfiles.org/ignorant.html

3- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 130

4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 153.

5- Critical Thinking, An introduction to the Basic Skills, Fourth edition, William Hughes & Johnathan Lavery,Broadview Press, 2004, Page 165.

6- A Concise Introduction to Logic, Patrick J.Hurley, 7th Edition, Page 140.

توسط : آرش بیخدا

خدا و علم

فضیل بن یسار گوید از امام باقر شنیدم میفرمود علم دو علم است یکی علمی که نزد خدا نهفته است و احدی از خلقش را بر آن مطلع نکرده و علمی که بفرشته ها و رسولان خود آموخته آنچه را به فرشته ها و رسولان آموخته براستی محققا خواهد بود خدا نه خود را تکذیب کند و نه فرشته ها و رسولان خود را و آن علمی که نزد خودش گنجینه است هرچه را خواهد پیش دارد و هرچه را خواهد پس انداز و هرچه را خواهد ثبت نماید اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 263 __________ امام صادق فرمود براستی برای خدا دو علم است علمی نهفته گنجینه که جز خود او نداند و بداء از این علم باشد و علمی که به فرشته ها و رسولان و پیغمبرانش آموخته و ما آنرا میدانیم. __ منصور بن حازم گوید از امام صادق پرسیدم امروز چیزی تواند بود که دیروز گذشته در علم خدا نبوده؟فرمود:نه هرکس اینرا معتقد باشد خدایش رسوا سازد گفتم بفرمائید که آنچه بود و آنچه تا قیامت خواهد بود آیا در علم خدا نیست؟فرمود چرا از پیشتر که خلق را بیافریند. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 264

اسم دوست دختر

یارو با دوست دخترش رفته بود پارك.بسیجی ها اونو گرفتن و ازش پرسيدن: از كجا مياي؟ گفت: ميدان وليعهد بسیجی زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت،!وليعهد مرد، حالا انقلاب شده، بايد بگي ميدان ولي‏عصر بعد بسیجی ازش پرسيد: كجا ميري؟ گفت: پارك شاهنشاهي بسیجی زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت! شاه مرد، حالا انقلاب شده، بايد بگي پارك ملت بعد بسیجی پرسيد اين خانوم چه نسبتي با تو داره؟ یارو گفت: نامزدمه بسیجی پرسيد: اسمش چيه؟ یارو گفت: امام حسين بسیجی پرسيد: چي؟ امام حسين؟ یارو گفت: بله ، قبل از انقلاب اسمش فوزيه بود. بعد از انقلاب شده امام حسين توضیح : میدان فوزیه=میدان امام حسین

مسابقه دستگاه های اطلاعاتی

میخواستن کیفیت دستگاه های اطلاعاتی جهان رو آزمایش کنن، از سی آی ای امریکا و موساد اسرائیل و وزارت اطلاعات ایران دعوت کردن که توی یک مسابقه شرکت کنن. سه خرگوش رو در جنگلهای آمازون رها کردند و به تیم ها گفتند که برید رد این خرگوشها رو پیدا کنید. سی آی ای در مدت 10 دقیقه خرگوش رو پیدا کرد، ازشون پرسیدن چجوری اینکار رو کردید، گفتن با ماهواره رد یابی کردیم. موساد در مدت 15 دقیقه پیدا کرد ازشون توضیح خواستن گفتن که ما یک خرگوش ماده فرستادیم توی جنگل خرگوش نر رو جذب کردیم. وزارت اطلاعات 2 روز بعد آمد در حالی که یک خرس زخمی رو در قفس آورده بودند، ازشون پرسیدن پس خرگوش چی شد؟ جریان این خرس چیه؟ تیم وزارت اطلاعات گفت ما از ایشون اعتراف گرفتیم که خرگوش هستن.

قبر شهید

به یه بسیجیه میگن تلخ ترین خاطره ات از زمان جنگ چیه؟ میگه یه برادری رو پس از شهادت میخواستیم بذاریم توی قبر، هیچوقت چهره اش رو یادم نمیره، گریه میکرد میگفت بابا من زنده ام.

اولین ک*خل تاریخ

اولین استفاده از کلمه کـ*خل تو تاریخ: حضرت آدم برگشت خونه و در زد… حوا گفت کیه؟! آدم گفت آخه کـ*خل.. مگه غیر از من دیگه کی رو کره زمین هست؟ یکبار حوا از آدم میپرسه «تو واقعاً من رو دوست داری آدم؟»، آدم میگه «خوب مگه غیر از تو زن دیگری هم هست؟»

استخدام در وزارت اطلاعات

دو نفر برای استخدام در وزارت اطلاعات اقدام کرده بودند، برای آزمایش بهشون نفری یک کلت دادن و گفتن برای اینکه اثبات کنید به ما وفادارید باید بروید در آن اتاق و همسرتون رو که به صندلی بسته شده بکشید. نفر اول میره توی اتاق و با گریه میاد بیرون میگه من نمیتونم اینکار رو کنم، بهش میگن تو مرخصی برو. نفر دوم یک بسیجی بوده به اتاق میفرستنش بعد میبینن صدای ضربات چوب و داد و بیداد میاد، بعد از چند دقیقه بسیجیه میاد بیرون میگه بابا این کلتتون که گلوله هاش مشقی بود، با صندلی کشتمش.

ثواب خاک کربلا را مالیدن به مرده

مسئله 591 رساله آیت الله خمینی:

مستحب است، قدرى تربت‏حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام با كافور مخلوط كنند. ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بی احترامى میشود نرسانند. و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد، كه وقتى با كافور مخلوط شد آن را كافور نگويند.

شیوه تطهیر آنجا و ماتحت بگونه خداپسند

اهم مسائل 65 تا 80 رساله آیت الله خمینی:

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مى‏شود:

اول: آنكه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد.madfoo

دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد.

سوم: آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.

و در غير اين سه صورت مى‏شود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مى‏شود با پارچه‏و سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است. اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد.

و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره‏اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست. هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اينها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چيزى هم به آن برسد نجس نمى‏شود، و ذره‏هاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد. اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مى‏كرده، بايد خود را تطهير نمايد.

اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند. استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏دهند، و آن داراى اقسامى است.

و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند. مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن اول پاى راست را بگذارد.

و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد. ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ايستاده، مكروه است. مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.

شیوه مناسب ریدن شرعی

مسئله 59 رساله آیت الله خمینی موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد!

مسئله 64 رساله آیت الله خمینی در چهار جا تخلى حرام است: اول: در كوچه‏هاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است. سوم: در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است، مثل بعضى از مدرسه‏ها. چهارم: روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد.

مسئله 60 رساله آیت الله خمینی اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند، كفايت نمى‏كند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آن است كه عورت را رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد