ای مردم، زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم، ارث آنها نصف ارث مردان می باشد. پس از زنهای بد پرهیز کنیدو از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند. خطبه ٨٠ نهج البلاغه
بایگانی سالانه :2008
میراث الهی خامنه ای
ويژگی هایی که خامنه ای از پیامبران به ارث برده، 1) بیسوادی از محمد 2) جادوگری از موسی 3) حرف زدن با حیوانات از سلیمان 4) بی پدری از عیسی 5) عمر طولانی از نوح
شکایت امام زمان از خمینی
امام زمان روز قیامت پیش خدا میره و شروع میکنه داد و بیداد و میگه خداوندا، این خمینی و خامنه ای توی اون دنیا سر امت اسلام رو شیره مالیده اند و گفته اند ما جانشین امام زمان هستیم، پروردگارا شما باید حق من رو از این دو موجود جنایتکار بگیرید! خداوند لبخندی میزند و میگوید مرد حسابی تقصیر خودته این همه غیبت کردی! من اگه یک روز از روی این صندلی بلند شوم این آخوند ها جای من رو هم میگیرن!
دفترچه حضور و غیاب الهی
روز قیامت خداوند از حسابرسی خسته میشه، یه ناظم مدرسه میگه خدایا شما بیا برو یه چایی بخور من به حساب چند نفر رسیدگی میکنم تا شما بیای، خدا هم قبول میکنه. ناظم مدرسه میشینه و پرونده ای که روش نوشته شده بوده «امام زمان» رو برمیداره برای حسابرسی. ناظم بعد از بررسی هفت هشت صفحه میبینه که بقیه صفحات غیبت خورده اند، چند صفحه ورق میزنه و میبینه که بعله تا آخرش همه اش غیبته، بعد فریاد میزنه بابا این امام زمان رو بگیرید بندازید جهنم این همه اش غیبت کرده!
خر در مسجد
روزی عده ای خری را جلوی مسجد کتک میزدند، شخصی که از آنجا رد میشد جلو آمد و گفت بابا این زبان بسته را برای چی انقدر میزنید؟ مسلمانان گفتند این جانور نفهم آمده بود توی مسجد! شخص میگوید خب تقصیر خودش نیست که بدبدخت خر است دیگه! نمیفهمه! مگه من که میفهمم توی مسجد میام؟!
کراهت جگر خوردن پسران، دختران را!
اگر دختری به پسری بگوید جگرت را بخورم مکروه است! اگر پسری به دختری بگوید جگرت را بخورم حرام است! اما اگر پسری به دختری یا دختری به پسری یا پسری به پسری یا دختری به دختری بگوید انشاء الله جگرت را بخورم، حلال است، چون فی سبیل الله بوده!
کدام امامزاده ای؟
یک برادر بسیجی با یک لات (مجموعا در این لطیفه دو لات داریم) داشتند دعوا میکردند، برادر بسیجی به یارو میگه برو مرتیکه نذار دستم روت بلند شه، لاته بر میگرده میگه جنابعالی سگ کی باشی؟ من بچه امام حسینم، میزنم همینجا لهت میکنم! برادر بسیجی که تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت، ای وای خدا من رو ببخشه، علی اکبری یا علی اصغر؟ من فدایت شوم…
وصیت نامه حسین فهمیده
شنيديد كه وصيت نامه حسين فهميده رو پيدا كردن خلاصه وقتي خوندنش ميبينن توش نوشته كه: از ما كه گذشت ولي شما براي تانكاتون بوق بزارين
تسبیح پاره
يه روز يه گوسفند رو لباس ملا تنش ميكنن و ميفرستنش به هواپيما و يه تسبيح هم دستش ميزارن.در وسط راه گوسفنده بيچاره كنترل خود را از دست ميده و نخود ازش بيرون مياد. یكي ار مسافران كه شاهد اين ماجرا بود داد ميزنه :حاجي حاجي تسبيحت پاره شد
چرا خامنه ای چاق نیست؟
ميدونيد سيد علي شيره اي (مقام معظم رهبری) چرا بر عکس خيلي از آخوندها چاق نيست و وزن اضافي چنداني نداره؟! چون يک دستي غذا ميخوره!
کلاغ و ملا
كلاغه ميشينه رو سر آخونده ميگه اااااااااااااااااااا سند باد جونم! چقد بزرگ شدي.
امام حسین در خیابان بن بست
روز عاشورا یک آخوند تازه کار روی منبر نشسته بود و برای مردم از روز عاشورا میگفت، امام حسین دید هیچ یاوری نداره، یزید و شمر و خولی گذاشته بودند دنبال امام حسین و امام حسین فرار میکرد، از این کوچه به اون کوچه از این خیابون به اون خیابون ناگهان حضرت چشمش رو باز میکنه میبینی اومده تو کوچه بن بست! خلاصه شمر ملعون میاد و سر امام حسین رو میبره. سال دیگه همون آخوند دوباره در همون مجلس شروع به روضه خونی میکنه که آی مردم روز عاشورا بود. امام حسین دید هیچ یاوری نداره، یزید و شمر و خولی گذاشته بودند دنبال امام حسین و امام حسین فرار میکرد، از این کوچه به اون کوچه از این خیابون به اون خیابون ناگهان حضرت چشمش رو باز میکنه میبینی اومده تو کوچه بن بست! بعد میزنه تو سر مبارکش می گه ای وای من پارسال هم همیجنا گیر افتادم! شمر نامرد میاد و امام حسین رو همونجا میکشه.
چرا با این همه طلا هشتم شدی؟
یارو پا میشه میره حرم امام رضا، میگه امام رضا جان؟ تو با این همه طلا چرا آخه هشتم شدی؟
امام جواد
روز قیامت امام ها و پیامبر ها همه توی صف وایساده بودند منتظر این بودند که کارنامه شون بررسی بشه، کسی که پشت باجه وایساده بوده همه رو میشماره میگه آقا یکی کمه! یکی از اماما یا پیامبرا نیومده هنوز! یهو یک پیکان جوانان قرمز گوجه ای با بوق شیپوری میاد و درش باز میشه؛ امام جواد میاد بیرون ازش میگه آقا مام اومدیم!
اجازه مقام معظم رهبری در عقد
دختر بسيجيه داشته عروسي مي كرده عاقد مي پرسه وكيل هستم؟ دختره مي گه با اجازه مقام معظم رهبري بعله!!!!!!
دوست دختر کیه؟
یه بسیجیه از دهات پا میشه میاد تهران، به یک دختر خوشگل میرسه، میگه ببخشید خواهر، این دوست دختر که میگویند شمایید؟
ماشالله حزب الله
یه بسیجیه داشته از یه جایی رد میشده یه گاوه میگه مااااااااااااااااااااااااااااااااااا! بسیجیه میگه مااااااااااااااااشاهلله حزب الله!
درب مسجد و ملانصر الدین
در خونه ملا نصر الدین رو دزد میبره، ملا میره در مسجد رو میدزده، مردم میگویند احمق چرا در مسجد رو دزدیدی؟ جواب میده! فقط خدا میدونه در خونه من رو کی دزدیده، بیاد دزد رو تحویل بده در خونش رو تحویل بگیره!
هیئت به مناسبت عاشورا تعطیل است
یه بنده خدایی هیئت میزنه روز عاشورا روی در هیئت مینویسه به علت شهادت امام حسین هیئت تعطیل است.
هیئت اختصاصی
یه یارو رو از هیئت میاندازن بیرون میره یک هیئت میزنه هیچکس دیگه رو راه نمیده تو هیئت.
علی دایی و بازی با عربستان
از علی دایی میپرسند نظرت راجع به بازی با عربستان چیه؟! علی دایی میگه والله اینها خیلی آدمهای مذهبی ای هستند، ما هرچی بهشون فحش میدادیم اونها قرآن میخوندن!
دست طبیعی برای رهبر
خامنه ای رفته بود بم با لباس شخصی رفته بود، میدونید چرا؟ دنبال دست طبیعی برای خودش میگشت!
فامیلی خداوند
میدونید فامیلی خداوند چیه؟! وکیلی! همه میگن خدا وکیلی!
دعای قاطی
یه بابایی میخواسته حاجتش براورده شه میگه یا امام رضا! قربون دو دست بریده ات! کی ظهور میکنی؟
رقص هلیکوپتری
یه بابایی داشتته تو پارتي هلکوپتري مي زده ، يهو بسيجي رو جو مي گيره با آرپيچي ميزنتش!!!!!!!!
مزاحمت برای مسجد
یه یارو عادت داشته زنگ مسجد رو میزده فرار میکرده، یه آخونده پشت در می ایسته که وقتی که زنگ زده میشه مچ این بابارو بگیره، زنگ به صدا در میاد و آخوند بلافاصله در رو باز میکنه، طرف دستپاچه میشه میگه به به به ببخشید، با جبرئیل کار داشتم، خونه هستن؟
رمز کیف سامسونت بسیجی
بسیجیه کیف سامسونت میخره، رمز کیفش رو میذاره، یا زهرا!
منشی تلفنی اسلامی
یک بسیجی موبایل منشی دار میخره، پیغامشو میذاره «لطفا بعد از شنیدن سوره بقره، پیغام خود را بگذارید»
رضا زاده و ابوالفضل
رضا زاده تصمیم میگیره وزنه 1000 کیلویی بلند کنه، حضرت ابوالفضل بهش زنگ میزنه میگه ایندفعه دیگه رو من حساب نکن ها! هر چیزی حدی داره!
شاید ایندفعه خنده دار باشه
خمینی توی ایران میره روی منبر، میگه لکن!!!!! همه میزنن زیر گریه، شاکی میشه میگه خفه شید دیگر! شاید ایندفعه خنده دار باشد!