یه حاجی میره حج ازش میپرسن چطور بود؟ میگه خیلی سنگ خورد تو سرم ولی بالاخره بوسیدمش.
بایگانی سالانه :2008
شعار بسیجی
یه بسیجی میره تو خیابون شعار میده، یا زهرا، یا هیچکس!
اصول دین
به یارو میگن اصول دین رو نام ببر میگه: توحید ، نبوت ، امامت ، رسالت ، ونک.
حمد
یارو داشته نماز میخونده ، میگه: قل هوالله احد ، الله صمد نمیدونم یلم به یولد بود یا یولم به یلد.
تخفیف در نماز
یارو مسجد میسازه،میبینه هر کاری میکنه کسی نمیاد اونجا نماز بخونه ، یه تابلو میزنه رو سر در مسجد و مینویسه: نماز صبح 1 رکعت ، بدون وضو
حضرت یوگی و دوستاش
معلم سر کلاس به شاگردش میگه: پیامبران اوللعظم رو نام ببر. شاگرد: موسی ، عیسی ، ابراهیم ، محمد و … و…. معلم: یه راهنمایی میکنم ، همون که کشتی هم داشت شاگرد: آهان … حضرت یوگی و دوستاش !!!!!
شلوغی حرم و مشکلات بعدی
یه بابایی میره حرم امام رضا که کمر دردش خوب بشه، میره توی حرم میبینه خیلی شلوغ پلوغه، داد میزنه آ های شلوغ نکنید بیشرفها! پارسال هم غاتی پاتی کردید من بجای اینکه کمرم خوب بشه حامله شدم!
چراغ جادو
یه بسیجیه یک چراغ جادو پیدا میکنه… یه خورده چراغ رو میماله یک جن از توش بیرون میاد، جن میگه آرزو کن تا برآورده کنم، بسیجیه میگه قربون دستت این قدس رو آزاد کن! جن میگه الاغ جان قدس ماله اسرائیلیاست چرا شما ها بیخیال نمیشید؟ از من کار درست بخواه نه کار تخمی! بسیجیه میگه خیلی خوب بابا، یه کاری بکن مردم فکر نکنن ما بسیجیا گاویم نمیفهمیم! جن میگه بابا من میرم همون قدس رو برات آزاد میکنم…
مساحت ایران
از یه بابایی میپرسند مساحت ایران چقدر است، میگوید در زمان شاه فلان قدر متر مربع و در زمان جمهوری اسلامی همان قدر متر مکعب، به او میگویند مساحت را با متر مربع میسنجند نه مکعب، پاسخ میدهد، آخر بعد از انقلاب آخوندها به عمق یک متر در آن ریده اند!
کمک امامان
یه بابایی داشته شیشه خانه اش رو پاک میکرده ناگهان از پنجره میافته بیرون، در حال سقوط ناگهان پیش خودش میگه یا امام حسن، ناگهان یک شخصی میاد و این بابارو رو هوا نگه میداره، شخص مذکور میگه، منظورت از امام حسن، امام حسن مجتبی بود یا امام حسن عسگری؟ اون بابا یک خورده فکر میکنه میگه امام حسن مجتبی، شخص مذکور میگه ببخشید فکر کردم با من کار داشتی، و اون بابارو رها میکنه…
امام رضای سمج
یه آقایی مشکل خایوی (از ناحیه خایه) داشته پا میشه میره حرم امام رضا (ع)، خودش رو با زنجیر میبنده به یکی از ستون های حرم، میگه یا من رو شفا میدی یا من از اینجا نمیرم! بعد یکدفعه خبر میدن توی حرم بمب کار گذاشتند، همه فرار میکنند این بابا که تو زنجیر بوده میگه امام رضا ولم کن، ولم کن بذار برم، ولم کن، زنجیر رو باز کن، بعد از کمی تلاش برای باز کردن خودش و فرار کردن برمیگرده میگه، مرتیکه بهت میگم بذار برم، همین گه بازی هارو در آوردی کشتنت دیگه!
منبر آخوندی
يکبار بواسير مقدس آقاي خامنه اي درد ميگيره و ايشون پيش پزشک مخصوص ميروند.. پزشک بعد از معاينه به ولي امر مسلمين ميگه که، حاج آقا شما نبايد پر خوري کنيد، برنج نخوريد، نان نخوريد، گوشت گوسفند نخوريد، و بالاي منبر هم نرويد.. حضرت ميپرسند خوب اون هارو نميخوريم، لکن ديگه چرا بالاي منبر نرويم؟! پزشک پاسخ ميده آخه وقتي بالاي منبر ميرويد، گه زيادي ميخوريد!!!
واجبی
يه روز رونالدو و خامنه اي ورفسنجاني با هم يك كارخانه واجبي سازي تاسيس مي كنند براي تبليغ روي جلد عكس خامنه اي را مي زنند و مي نويسند قبل از مصرف بعد عكس رونالدو را مي زنند و مي نويسند بعداز مصرف و عكس رفسنجاني را مي زنند و مي نويسند مصرف نادرست
کون سیاسی
جاهله ميره آمپول بزنه، تزريقاتيه ازش ميپرسه: چپ بزنم يا راست؟ جاهله ميگه: داداش اين کون ما رو سياسي نکن! همون وسط بزن بريم
تعویض رژیم
یارو ميره سوار تاكسي ميشه جلو يك زره تاكسي ميره اخونده ميشينه عقب بعد يك مقدار جلوتر يك دختر ميشينه عقب يك زره ميرن اخونده يك دستي به دختر ميزنه
دختر يكي مي خوابونه زير گوش اخوند بعد يكي راننده بعد يكيم يارو ميزنه
اخونده هر سه رو ميكشه دادگاه
تو دادگاه به دختر ميگن چرا زدي زير گوش اقا ميگه در ملع ام به من تجاوز كرد به رارنده ميگن تو چرا زدي ميگه ماشين من يك ماشين عمومي اين كارا قباهت داره ميگن خوب تو يارو واسچي زدي
ميگه ديدم همه زدن منم گفتم رژيم عوض شده بزار منم بزنم
بچه رپی
يه روز چنتا بچه رپي رويه دوتا پارچه مينويسن چيز هرچي بچه رپيه تو كون خامنه اي بعدش دو تا بچه بسيجي با موتور ميرفتن كه اولي ميگه حاجي اونجارو نگاه كن روديوارچي نوشته حاجي ميگه بپررودوشم پارش كن اولي ميگه حاجي دستم به چيز بچه رپيه نميرسه كون خامنه اي رو پاره كنم
صدا و سیما در نصفه شب
يارو ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما
ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنهاي خوابه؟
يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن.
يارو ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟
يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن.
يارو ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟
يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟
يارو ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!
خمینی تراکتور
يه روز خميني ميره رو منبر سخنراني كنه وشروع ميكنه : من توي دهن اين دولت ميزنم … من آمريكا رو ويران ميكنم…. من اسراييل رو ويران ميكنم …..وخلاصه همينجوري ويران ميكنه ميره جلو يه دفعه يه يارو باصداي بلند ميگه تكبير!!!!! همه برادرا با هم داد ميزنن : تراكتوري خميني ….. بولدوزري خميني…تو لودري خميني
نماز بسیجی
يه يارو بسيجيه داشته نماز مي خونده اول نماز مي گه اله اكبر خامنه اي رهبر يكي رد ميشه مي گه بابااااا اين نمازه فقط بايد بگي الله اكبر يارو يه ذره نيگاش مي كنه دوباره شروع مي كنه به نماز خوندن مي گه الله اكبر خامنه اي رهبر مرگ بر ضد ولايت فقيه !!!!
دو خط موازی
معلمه بچه بسيجيه رو ميبره پاي تخته، بهش ميگه: خطوط موازي رو تعريف كن. بسيجيه ميگه: دو خط موازي دو خطين كه هيچ وقت همديگه رو قطع نمي كنند مگر به دستور مقام معظم رهبري!!!
خدا کیست؟
از يک بسیجی میپرسند «تعریف خداوند چیه؟» بسیجیه یکم فکر میکنه (تخیل میکنه) بعد میگه! نماینده ولی فقیه در کائنات!
نسبت زن رفسنجانی با کوسه ها
رفسنجاني با زنش به دريا رفته بودند. پس از مدتي رفسنجاني ميبيند كه زنش در ساحل نيست. اطراف ساحل را ميگردندند ولي زنش پيدا نميشود. بالاخره از واحد هاي غواصي براي يافتن زن رفسنجاني كمك گرفته ميشود. غواصان پس از مدت كوتاهي زن رفسنجاني را در زير آب در حالي پيدا ميكنند كه كوسه ها دور وي را گرفته بودند و داد ميزدند: زن داداش بايد برقصه!زن داداش بايد برقصه!
جهنم به جهنم
بوش و بلر و خاتمي ميميرند ميروند جهنم..بعد از يه مدت دلشون براي كشورشون تنگ ميشود ميروند به شيطان ميگن بذار به كشورمون زنگ بزنيم.شيطان ميگه باشه ولي گرانونه ها بوش ۵ دقيقه حرف ميزند..شيطان ميگه ۱۰۰ ميليون دلار..بلر ۵ دقيقه حرف ميزنه شيطان مبگه ۱ ميليون پوند..خاتمي ميره ۲ ساعت حرف ميزنه..شيطان ميگه مجاني بود..خاتمي ميگه چرا؟ شيطان ميگه از جهنم به جهنم زنگ زدن تلفن داخلي است
قاتل قتل های زنجیره ای
يه روز لاري تيوي داشته با يه يارو مصاحبه ميكرده ازش ميپرسه به نظر شما قتل هاي زنجيره اي رو كي انجام داده؟
يارو ميگه، من نميدونم والله، ولي ايشالله هركي انجام داده اون يكي دستشم چلاق بشه
دروغ سنج
يك روز يك دستگاه دروغ سنج توي ايران مي يارن براي اندازه گيري صداقت سران مملكتي.
رفسنجاني مي گه من فكر مي كنم فقيرترين ريس جمهور كشور بودم دستگاه بوق ميزنه خاتمي مي گه من فكر مي كنم راستگو ترين ريس جمهور بودم دستگاه بوق مي زنه خامنه اي مي گه من فكر مي كنم دستگاه بوق مي زنه
پرونده خمینی
امام خميني روز قيامت پرونده اش دستش بوده دنبال مسئول بررسي پرونده اش ميگشته که ناگهان به شخصي که مقدار زيادي پرونده حمل ميکرده برخورد ميکنه و پرونده ها از دست طرف ميريزه، امام خميني با يک نگاه طرف رو ميشناسه، ميگه امام حسين! لکن قربانت شوم! لکن من و شما باهم فاميليم! لکن بيا اين پرونده ما رو هم رديف کن زود تر بريم بهشت، بالاخره من رهبر کبير انقلاب هستم. اما حسين (ع) برميگرده ميگه بيا بورو دنبال کار خودت مرتيکه، من الان خودم چند سال دنبال کار اين 72 شهيد کربلا هستم پرونده هاشونو از اينجا به اونجا ميبرم هنوز کارشون رديف نشده..
تخلی رو به قبله؟
یه بابایی وسط بیابون نیاز به تخلی پیدا میکنه. به سوی شمال می ایسته و شروع به ادرار کردن میکنه، بعد چند ثانیه به خودش میگه «وای یادم رفت رو به قبله نباید ادرار کرد» بعد 90 درجه میچرخه و به سمت غرب به ادرار کردن ادامه میده بعد با خودش میگه من وسط بیابون از کجا معلوم قبله این طرف نیست؟ باز هم 90 درجه میچرخه و به سوی جنوب به ادرار کردن خودش ادامه میده، بعد از یک مدتی میگه خوب عربستان جنوبه دیگه، نکنه دارم به سمت کعبه ادرار میکنم؟ بنابر این 90 درجه دیگه هم میچرخه و باز به ادرار کردنش ادامه میده، بعد ناگهان به ذهنش میاد که «مگه من قطب نما دارم که از اولش فکر میکردم دارم رو به شمال ادرار میکنم؟» بعد به این نتیجه میرسه که در این چهار چرخشی که انجام داده قاعدتا یکبار به سمت قبله ادرار کرده، بعد طرف شاکی میشه و شروع به چرخیدن ساعت گرد میکنه و به 360 درجه ادرار میکنه و فریاد میزنه «ای من شاشیدم به این دین که نباید به سمت قبلش شاشید!»
لونه آخوندها
غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1 يه آخوند داشته صحبت ميكرده كانال 2، 2 تا آخوند داشتن بحث ميكردن كانال 3 يه برنامه داشته با عنوان سمينار روحانيون حوزه علميه كانال چهار ميزنه ميبينه سمينار روحانيون شهر تهرانه 200-300 تا آخوند توشن كانال 5 ميزنه ميبينه سمينار سراسري كشوري روحانيونه كه 20000-30000 نفر آخوند شركت كردن… يه دفعه غضنفر داد ميزنه: آهاي سكينه هوي زود اون نفت و بيار لونشونو پيدا كردم……..
انتخاب همسر
یه بابایی میره پیش یک آخوند، میگه حاج آقا من یک مشکلی داشتم اومدم پیش شما حلش کنید… من یک دختر میشناسم که خیلی خوشگل و پولدار هست ولی از خانواده غیر مذهبی و مشروب خور و ربا خواری هست، یه دختر هم میشناسم که مومنه هست اما بیسواد و زشته… به نظر شما کدومشون رو خواستگاری کنم؟ آخونده میگه، شخصی رفت پیش امام صادق و از این چرت و پرتها و بالاخره گفت لکن از لحاظ شرعی آن خواهر مومنه در اولویت میباشد و شما ایشان را نکاح کنید اما شماره تلفن آن یکی خواهر را نیز در اختیار ما بگذارید.
تنبل تر از آخوند کیست؟
به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟ میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا!