بایگانی سالانه :2008

لمس شدن، دلیلی محکم برای طلاق

منقول است از عبدالله ابن عباس: مردی به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: همسرم از برخورد دست مردی که او را لمس میکند جلوگیری نمیکند. پیامبر فرمود: طلاقش بده. مرد گفت: میترسم درونم به وی تمایل داشته باشد. فرمود: پس لذتش را ببر. سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2044

روش نزدیکی با برده ی زن بطور خداپسندانه

منقول است از ابوسعید الخدری:

مردی گفت: یا رسول الله! من برده ی زنی دارم و آلت خود را (در حین دخول) از وی بیرون میکشم، دوست ندارم حامله شود. هدف من (از دخول) همین چیزی هست که هدف همه ی مردها از دخول است. یهودیان میگویند که بیرون کشیدن آلت(عزل) به معنی زنده بگور کردن دختران در مقیاس کوچک است. پیامبر فرمود: یهودیان دروغ گفته اند. اگر الله بخواهد(بچه ای) بوجود آورد. شما نمیتوانید اجتناب کنید.

سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2166

sex

زاییدن مهمترین وظیفه زنان

منقول است از مقعیل ابن یسار: مردی به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: من زنی خوب و زیبا یافته ام ولی بچه دار نمی شود. آیا با وی ازدواج کنم؟ فرمود: نه. دوباره بازآمد و حضرت وی را از این کار منع نمود. برای بار سوم به پیش رسول آمد و رسول فرمود: با زنانی ازدواج کنید که بامحبت و بسیار بچه آور(کثیرزا) هستند تا توسط شما شمار مردم من بیشتر شود. سنن ابو داوود، جلد 11، شماره 2045

وقتی امام صادق پزشک شود، نتیجه همین میشود

محمد پسر عیسی از علی پسر حکم از اسماعیل منقری از جدش عبدالله پسر مغیره از اسماعیل پسر مسلم از صادق جعفر بن محمد نقل کرد که فرمود: هر کس که گل بخورد، خارش بدن گیرد و به بواسیر مبتلا گردد و دردی بد در او تحریک شود و قوت پاهایش از بین برود و هر چه از کارش کم شود، نسبت به ایام تندرستیش مورد محاسبه قرار گیرد و نسبت به آن مورد عذاب واقع شود.

امالی شیخ صدوق، برگ 633

گناه بیماری قلبی میاورد!

ابی عبدالله از پدر عبدالله پسر مغیره و محمد پسر سنان از طلحه پسر زید از ابی عبدالله صادق نقل کرد که فرمود: هیچ چیزی قلب را بیش از گناه فاسد نمی کند، زمانی که دل آلوده به گناه شد مغلوب آن می گردد تا سرانجام وارونه گردد، پایینش بالایش شود و بالایش پایینش. امالی شیخ صدوق، برگ 631

شهادت زنان در هلال ماه پذیرفته نمیشود!

و روزه سال سه روز است از هر ماه: پنج شنبه اول و چهار شنبه میانه و پنج شنبه دهه آخر ماه. روزه ماه رمضان واجب است و با روئیت ثابت میشود، نه با رای و گمان، هر کس که بدون روئیت روزه بدارد و یا افطار کند، مخالف دین امامیه است و شهادت زنان، در طلاق و روئیت هلال پذیرفته نمی شود. امالی شیخ صدوق، برگ 1013ـ1014

در باب زکات و خمس

زکات را باید به شیعه داد، و به پدر و مادر و فرزند و شوهر و زوجه و مملوک و واجب النفقه دیگر نمیتوان داد. خمس در انداره یک دینار طلا از گنج ومعدن و غوص و غنیمت جنگ واجب است وحق خدا و رسول و ذی القربیاست. امالی شیخ صدوق، برگ 10013

نقش شمشیر در منش محمد بن عبدالله

محمد پسر احمد پسر یحیی پسر عمران اشعری از محمد پسر اسماعیل از علی پسر حکم از عمر پسر ابان از ابی عبدالله صادق از پدرانش نقل میکند که رسول خدا فرمود : تمام خوبی ها در شمیر است و زیر سایه شمشیر و مردم استوار نشوند مگر با شمشیر و شمشیر ها کلید های بهشت هستند. امالی شیخ صدوق، برگ ۹۰۷

پاداش هایی در ناکجاآباد، برای جهاد

برقی از پدرش از وهب قرشی از صادق جعفر بن محمد از پدرش از جدش نقل کرد که گفت رسول خدا فرمود:

بهشت دری به نام باب المجاهدین دارد که جهاد پیشگان به سوی آن میروند و در آن هنگام آن باز است و آنها در حالی که شمشیر به کمر دارند و مردم در موقف محشر معطل هستند و ارد بهشت میشوند و فرشتگان به انها خوش امد میگویند پس هرکس که جهاد را ترک کند خوار و تنگ روزی و بی دین میشود خداوند تبارک و تعالی امتم را بر سم اسبان و تیرگاههای تیراندازی هایشان عزت بخشیده است.

امالی شیخ صدوق، برگ ۹۰۵

محمد: حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است!

محمد گفت حدیث کردن مارا ابو سعید حسن عدوی که گفت:

حدیث کرد ما را یوسف ابویعقوب که گفت: حدیث کرد مرا ابوعلی اسماعیل که گفت: حدیث کرد مارا ابوجعفر احمد مکی که گفت: حدیث کرد مارا عمروپسر حفص از اسحاق پسر نجیح از حصیب از مجاهد از ابی سعید خدری که گفت رسول خدا به علی پسر ابیطلب سفارش کرد و گفت: دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش ممنوع کن ! گفت: چرا یا رسول الله؟ فرمود: چون رحم از از این چهار عامل عقیم میشود و اولادی نمی آورد درحالی که حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است.

امالی شیخ صدوق، برگ ۸۹۱

چگونگی آموختن نمازگذاری به کودکان

محمد پسر احمد پسر یحیی پسر عمران اشعری از موسی پس جعفر بغدادی از علی پسر معبد پسر بندار پسر حماد از عبدالله پسر فضاله نقل کرد که از ابی عبدالله یا ابی جعفر شنیدم که می فرمود: زمانی که پسر بچه ای سه ساله شد، هفت بار به او «لا اله الا الله» تلقین کنند و او را واگذارند، تا در سه سال و هفت ماه و ده روزگی «محمد رسول الله» را هفت بار به او تلقین کنند تا چهار ساله شود و آنگاه هفت بار «صلی الله علی محمد» را به او تلقین نمایند و او را واگذارند تا پنج ساله شود و از او بپرسند دست راست تو کدام است و دست چپت کدام، اگر آن را بداند به سوی قبله برش گردانند و به او بگویند سجده کند و او را واگذارند تا شش ساله شود و زمانی که شش سالش تمام شود به نماز وادارش کنند و رکوع و سجود به او بیاموزند و وا گذارند تا هفت سالش تمام شود و سپس به او گویند: صورت و دست هایت را بشوی و چون شست بگذارند نه سالش تمام شود و پس از تمام شدن نه سالگی به او وضو بیاموزند و اگر مسامحه کرد برای یاد گرفتن آن، او را بزنند و دستور به نماز دهند و او را برای آن بزنند و چون وضو و نماز را یاد گرفت، خدا او و پدر و مادرش را می آمرزد انشاالله تعالی. امالی شیخ صدوق، برگ 623

زن، بار دیگر، در رده ی دیوانه ها و بنده ها

ماد پسر عیسی از حریز پسر عبدالله از زراره پسر اعین نقل کرد که گفت: ابوجعفر فرمود: همانا خداوند –عزوجل- از جمعه تا جمعه دیگر سی و پنج نماز برای مردم واجب کرده است که یکی از آنها نمازهای واجب به جماعت می باشد و آن «نماز جمعه» است که نـُه گروه را از آن معاف کرده است: کودک، پیرمرد، دیوانه، بنده، زن، بیمار، کور و هر کس که راه او دو فرسخ و بیش از دو فرسخ دور باشد. امالی شیخ صدوق، برگ 621

رابطه ی محمد و علی از زبان ام سلمه

محمد پسر علی صیرفی از محمد پسر صنان از مفضل پسر عمر از ابی عبدالله صادق از پدرش از جدش نقل کرد که گفت: زمانی که به ام سلمه –زوجه پیامبر- خبر رسید که یکی از موالیانش در حق علی بد می گوید و او را کوچک می شمارد، او را خواست و به او گفت: ای فرزند! به من خبر رسیده که علی را کوچک می شماری و به او بد می گوئی؟ گفت: آری مادر! گفت: مادرت در عزایت گریه کند، بنشین تا حديثی كه خود از رسول خدا شنیدم برایت بگویم که در کار خودت نظری کنی، ما در خانه ی رسول خدا نـُه زن بودیم. یک شب و روز نوبت من بود که پیامبر پنجه در پنجه ی علی، در حالی که دست در شانه ی او داشت، وارد حجره ی من شد و فرمود: از اتاق بیرون شو و ما را تنها بگذار! من بیرون رفتم و آنها مشغول رازگوئی شدند و من همهمه ی آن ها را می شنیدم، ولی نمی فهمیدم چه می گویند، تا روز نیمه شد. پشت در آمده و گفتم: یا رسول الله! اجازه ی ورود دارم؟ فرمود: نه! و من تعجب کردم، از ترس اینکه مباد از روی خشم مرا رد کرده باشد یا آیه ای درباره من نازل شده باشد. درنگ کردم و برای بار دوم پشت در آمده و اجازه ی ورود خواستم. فرمود: نه! یکه خوردم و بدون درنگ برای بار سوم اجازه خواستم. رسول خدا فرمود: ای ام سلمه! وارد شو! وارد شدم، در حالی که علی در برابر او زانو زده بود و عرض میکرد: یا رسول الله! پدر و مادرم به فدایت برای زمانی که چنین و چنان شود، چه به من دستور می دهی؟ فرمود: دستور صبر! دوباره پرسید، فرمود صبر! در بار سوم فرمود: یا علی! ای برادر! چون چنین کردند، شمشیر خود را بکش و بر شانه بگذار و بزن و پیش رو، تا به من برخورد کنی و شمشیرت از خونشان لبریز شود. سپس رو به من کرد و فرمود: ای ام سلمه! چرا افسرده ای؟ عرض کردم: برای اینکه مرا رد کردید. فرمود: بخاطر دلتنگی ردت نکردم. تو در نظر خداوند و رسول او نیکو هستی. ولی وقتی آمدی جبرئیل در سمت راستم بود و علی در سمت چپم، و جبرئیل پیش آمدهای پس از من را گزارش میداد و سفارش میکرد که آن ها را به علی وصیت کنم، ای ام سلمه! بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب وزیر من است در دنیا و وزیر من است در آخرت! ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب، پرچمدار من است در دنیا و پرچمدار من است در آخرت! ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب وصی و خلیفه من است پس از من، و عمل کننده وعده های من و طرد کننده ی نااهلان از حوضم. ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب، سرور مسلمانان و پیشوای دست و رو سپیدان و کشنده ی ناکسان و قاسطان و مارقان خواهد بود. پرسیدم: ای فرستاده خداوند! ناکسان چه کسانی هستند؟ فرمود: معاویه و اصحاب شام. گفتم: مارقان چه کسانی هستند؟ فرمود: اصحاب نهروان! مولای ام سلمه گفت: دری به رویم باز کردی، خدای به تو فرج دهاد و به خدا سوگند هرگز علی را سب نخواهم کرد. امالی شیخ صدوق، برگ 605-607

عبادت توسط چشم چراني به دختران سيد؛ هم فال و هم تماشا!

ابراهيم پسر هاشم از علي پسر مهبد از حسين پسر خالد از ابي حسن علي ابن موسي الرضا نقل كند كه فرمودند: نگاه كردن به ذريه ما اهل بيت عبادت است. گفتند اي فرزند رسول خدا! آيا نگاه كردن ما به امامان از شما عبادت است، يا نكاه كردن به همه اولاد پيامبر ؟ فزمود: نگاه كردن به همه اولاد پيامبر عبادت است. امالی شیخ صدوق، برگ 467

طول عمر انسانها تا انتهاي مصرف روزي شان ميباشد؛ از فرمايشاتي كه سبب جلوگيري از تلاش و پيشرفت ميشود

ابراهيم پسر هاشم از پدرش از محمد پسر ابي عمير از مزارم پسر حكيم از ابي عبدالله صادق جعفر بن محمد از پدرانش نقل ميكند كه رسول خدا فرمود: روح الامين جبرئيل، از پروردگارم به من خبر داد كه هيچ كس نمي ميرد تا زماني كه همه روزي هاي تقدير شده خود را بخورد، پس از خدا تقوي كنيد و …. امالی شیخ صدوق، برگ 465

منع تفکر در باره ی خدا ـ ناکارآیی چشم ها در دریافتن الله!

احمد پسر ابی عبدالله برقی گفت: حدیث کرد مارا پدرم از صفوان پسر یحیی از ابی یسع از سلیمان پسر خالد گفت: ابو عبدالله غرمود: مبادا درباره ی خداوند تفکر کنید که تفکر در خداوند چیزی جز گمراهی نمی افزاید. به درستی که خداوند -عز و جل-را چشم ها در نمی یابند و نمیتوان او را اندازه گرفت. امالی شیخ صدوق، برگ 663

نمونه ای از نازل شدن آیات قرآنی بر اساس واقعه های تاریخی؛ آیا قرآن مستقل از زندگانی محمد است؟

فرات پسر ابراهیم پسر فرات کوفی گفت: حدیث کرد مرا محمد پسر احمد پسر علی همدانی که گفت : حدیث کرد مرا حسین پسر علی که گفت: حدیث کرد ما را عبدالله پسر سعید هاشمی که گفت: حدیث کرد مارا عاصم پسر سلیمان که گفت: حدییث کرد مارا جویبر از ضحاک از ابن عباس که گفت : شبی نماز عشا را با رسول خدا خواندیم و پس از آن که سلام داد به طرف ما برگشت و فرمود :امشب همراه با سپیده دم ستاره ای از آسمان در خانه یکی از شما فرود خواهد آمد او هرکس که باشد وصی خلیفه و پیشوای بعد از من است. نزدیک صبح هر یک از ما در خانه خود نشسته و انتظار فرود آمدن ستاره ای بودیم و کسی که بیش از دیگری در ان طمع داشت پدر من عباس بود و زمانی که سپیده دمید ان ستاره از جا کنده شده و در خانه علی پسر ابیطالب سقوط کرد پس رسول خدا به علی فرمود : یا علی ! سوگند به خدایی که مرا به نبوت مبعوث کرده است وصایت و خلافت و امات پس از من برای تو واجب است . منافقان که عبدالله پسر ابی و یاران او بودن گفتند: محمد در محبت پسر عمویش گمراه شده و درباره او از روی وحی سخن نمیگوید. خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد : قسم به ستاره وقتی که فرود امد خداوند عز وجل می فرماید: قسم به خالق نجم وقتی فرود آمد که صاحب شما گمراه نشده یعنی در محبت علی پسر ابیطالب و از راه بیرون نرفته و به دلحواه خود یعنی درباره او سخن نمیگوید جر آنچه که برایش وحی میشود. امالی شیخ صدوق، برگ ۸۸۹

یکی دیگر از ترفندهای جالب محمد…

ابراهیم پسر فرات کوفی گوید:

پسر مروان از ابی داود از معاذ پسر سالم از بشر پسر ابراهیم انصاری از خلیفه پسر سلیمان حهنی از ابی سلمه پسر عبدالرحمن از ابوهریره که گفت: پیامبر به غزوه ای رفت و به مدینه برگشت، در حالی که علی را به جای خود، بر خاندانش جانشین کرده بود. پس زمانی که غنیمت ها را تقسیم کرد، به علی دو سهم داد، مردم گفتند: ای رسول خدا! آیا به علی پسر ابیطالب که در مدینه مانده بود، دو سهم دادی؟ فرمود: ای گروه مردم! آیا شما ندیدید اسب سواری را از سمت راست بر مشرکان یورش برد و آن ها را شکست داد و سپس به نزد من برگشت و گفت: ای محمد! من اگر سهمی از غنیمت دارم، آن را به علی بن ابیطالب بخشیدم، به راستی که او جبرئیل بود. ای گروه مردم! شما را به خدا و رسول او، ندیدید اسب سواری را که بر مشرکان از سمت چپ یورش برد و به نزد من برگشت و گفت: ای محمد! اگر با تو سهمی دارم، آن را به علی بن ابیطالب نهادم، او نیز میکائیل بود، به خدا سوگند به علی ندادم مگر سهم جبرئیل و میکائیل را. پس همه ی مردم تکبیر گفتند.

579-581، امالی شیخ صدوق

سلسه مراحل حمام رفتن…

محمد پسر حسن وزان از یحیی پسر سعید اهوازی گفت: حدیث کرد ما را احمد پسر محمد پسر ابی نصر از محمد پسر حمران که گفت: صادق جعفر بن محمد فرمود: زمانی که به حمام می روی، هنگام در آوردن لباس بگو: خدایا! گردن بند نفاق از من بر کن و بر ایمان پابرجایم کن! پس زمانی که وارد بینه حمام شدی، بگو: خدایا! از بدی خود به تو پناه می برم و از آن تو را پناه می گیرم و زمانی که به خزینه ی آب وارد شد، بگو خدایا! پلیدی و نجاست را از من ببر و تن و دلم را پاک کن، آنگاه آب داغ برداشته و بر بالای سرت بریز و نیز به پایت و اگر ممکن شد، یک جرعه از آن را به گلویت فرو کن. تا مثانه ات را پاک کند و در گرمابه ی دوم ساعتی بمان و چون به به خزانه –که اتاق سوم حمام است- رسیدی، بگو: از آتش به خدا پناه می بریم و از او بهشت می خواهیم و زمانی که از خانه گرم آن بیرون آمدی، آن را تکرار کن و مباد که در حمام، آب سرد یا نوشابه سرد بنوشی که معده را فاسد می کند. آب سرد بر سرت نریز که تن را سست می کند و وقت بیرون آمدن، آب سرد بر دو پاهایت بریز که درد را از تنت بیرون می کشد و زمانی که لباسهایت را می پوشی، بگو: خدایا! جامه تقوا بر من بپوشان و از هلاکت برکنارم کن و هرگاه چنین کردی، از هر دردی آسوده خواهی بود. 577-579 امالی شیخ صدوق

خانه های خدا برروی زمین

علی بن ابراهیم از پدرش از محمد پسر ابی عمیر از مرازم امام صادق (ع) فرمود: بر شما باد به آمدن مساجد، زیرا آنها آید خدا از گناهان پاکش کند و او را از زوار خود نویسد، در ان ها بسیار نماز بخوانید و دعا کنید و در جاهای مختلف مساجد نماز کنید که هر جایی بر نمازگزارنده ی خود ها خانه های خدایند در زمین و هر که با طهارت در آن روز قیامت شهادت خواهد داد. امالی شیخ صدوق، برگ 569ـ571