رابطه ی محمد و علی از زبان ام سلمه

محمد پسر علی صیرفی از محمد پسر صنان از مفضل پسر عمر از ابی عبدالله صادق از پدرش از جدش نقل کرد که گفت: زمانی که به ام سلمه –زوجه پیامبر- خبر رسید که یکی از موالیانش در حق علی بد می گوید و او را کوچک می شمارد، او را خواست و به او گفت: ای فرزند! به من خبر رسیده که علی را کوچک می شماری و به او بد می گوئی؟ گفت: آری مادر! گفت: مادرت در عزایت گریه کند، بنشین تا حديثی كه خود از رسول خدا شنیدم برایت بگویم که در کار خودت نظری کنی، ما در خانه ی رسول خدا نـُه زن بودیم. یک شب و روز نوبت من بود که پیامبر پنجه در پنجه ی علی، در حالی که دست در شانه ی او داشت، وارد حجره ی من شد و فرمود: از اتاق بیرون شو و ما را تنها بگذار! من بیرون رفتم و آنها مشغول رازگوئی شدند و من همهمه ی آن ها را می شنیدم، ولی نمی فهمیدم چه می گویند، تا روز نیمه شد. پشت در آمده و گفتم: یا رسول الله! اجازه ی ورود دارم؟ فرمود: نه! و من تعجب کردم، از ترس اینکه مباد از روی خشم مرا رد کرده باشد یا آیه ای درباره من نازل شده باشد. درنگ کردم و برای بار دوم پشت در آمده و اجازه ی ورود خواستم. فرمود: نه! یکه خوردم و بدون درنگ برای بار سوم اجازه خواستم. رسول خدا فرمود: ای ام سلمه! وارد شو! وارد شدم، در حالی که علی در برابر او زانو زده بود و عرض میکرد: یا رسول الله! پدر و مادرم به فدایت برای زمانی که چنین و چنان شود، چه به من دستور می دهی؟ فرمود: دستور صبر! دوباره پرسید، فرمود صبر! در بار سوم فرمود: یا علی! ای برادر! چون چنین کردند، شمشیر خود را بکش و بر شانه بگذار و بزن و پیش رو، تا به من برخورد کنی و شمشیرت از خونشان لبریز شود. سپس رو به من کرد و فرمود: ای ام سلمه! چرا افسرده ای؟ عرض کردم: برای اینکه مرا رد کردید. فرمود: بخاطر دلتنگی ردت نکردم. تو در نظر خداوند و رسول او نیکو هستی. ولی وقتی آمدی جبرئیل در سمت راستم بود و علی در سمت چپم، و جبرئیل پیش آمدهای پس از من را گزارش میداد و سفارش میکرد که آن ها را به علی وصیت کنم، ای ام سلمه! بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب وزیر من است در دنیا و وزیر من است در آخرت! ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب، پرچمدار من است در دنیا و پرچمدار من است در آخرت! ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب وصی و خلیفه من است پس از من، و عمل کننده وعده های من و طرد کننده ی نااهلان از حوضم. ای ام سلمه بشنو و شاهد باش که این علی پسر ابیطالب، سرور مسلمانان و پیشوای دست و رو سپیدان و کشنده ی ناکسان و قاسطان و مارقان خواهد بود. پرسیدم: ای فرستاده خداوند! ناکسان چه کسانی هستند؟ فرمود: معاویه و اصحاب شام. گفتم: مارقان چه کسانی هستند؟ فرمود: اصحاب نهروان! مولای ام سلمه گفت: دری به رویم باز کردی، خدای به تو فرج دهاد و به خدا سوگند هرگز علی را سب نخواهم کرد. امالی شیخ صدوق، برگ 605-607

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s