بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

ربط نماز، باران و ترحم

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در شب های بارانی نماز مغرب را به تاخیر می انداخت و در خواندن نماز عشا عجله می فرمود و آن دو را با هم یک جا می خواند و می فرمود: هر که به دیگران رحم نکند به او رحم نخواهد شد. (تهذیب الاحکام 2/32 ) سنن النبی صفحه 236

آداب و سنن رفتن به بیت الخلا

مردی از امام صادق پرسید: آداب و سنن رفتن به بیت الخلا چیست؟ فرمود: خدا را یاد میکنی، و از شیطان رانده شده به خداوند پناه میبری (اعوذبالله من الشیطان رجیم میگویی) و چون فارغ شدی میگویی : الحمدلله علی ما اخرج منی من الاذی فی یسر و عافیه . یعنی » سپاس و ستایش خدا را که در آسانی و سلامتی ، فضولات آزار دهنده را از من خارج ساخت.»(الکافی 69/3، علل الشرائع 276، ولم لعثر علیه فی المحاسن) سنن النبی صفحه 189

نخستین چیزی که خدا آفرید چه بود؟

فی البحار، عن ریاض الجنان لفضل الله بن محمود الفارسی، جابربن عبدالله انصاری گوید: به رسول خدا عرضه داشتم: اول چیزی که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود: نور پیغمبر تو ، ای جابر! خداوند آنرا آفرید و سپس هر خوبی و خیری را از آن آفرید.(بحارالانوار 24/15) __________ و فیه: عن جابر پیغمبر خدا فرمود: نخستین چیزی که خداوند آفرید نور من بود، که آنرا از نور مقدس خودش ایجاد کرد و از جلال عظمت خودش مشتق نمود.(بحارالانوار 24/15) سنن النبی صفحه 355

خصلت های مشترک پیامبران و خروس

حضرت رضا (ع) فرمود: در خروس سفید پنج خصلت از خصلتهای پیامبران وجود دارد که از جمله ی آنها شناختن اوقات نماز است. (الخصال 298، عبون اخبار الرضا(ع) 1/277 ، روی هذا المعنی ایضا الکلینی 6/550) سنن النبی صفحه 226 ___________ حضرت رضا فرمود: در خروس پنج صفت از صفات پیامبران وجود دارد. شناختن اوقات نماز، غیرت مردانه، سخاوت، شجاعت و کثرت آمیزش با همسر.(الخصال 298، عیون اخبار الرضا 277) سنن النبی صفحه 135

براءبن معرور انصاری دلیل جاری شدن برخی سنن اسلامی!

امام صادق فرمود: سه سنت رسول خدا درباره ی براءبن معرور انصاری جاری شد :
1) مردم قبلا با سنگها خود را پاک میکردند، یکبار براءبن معرور کدو خورد و مزاجش نرم شد، پس با آب طهارت گرفت، خداوند درباره او این آیه را نازل کرد: » خدا توبه کنندگان و پاکیزگی جویان را دوست دارد(بقره 222)» از آن وقت طهارت گرفتن با آب سنت شد.
2)هنگام وفات، او در مدینه بود (رسول خدا در مکه) ولی دستور داد تا اورا به طرف قبله (یعنی کعبه که رسول خدا در آنجا بود) دفن کنند. این بود که آیه ی توجه به قبله نازل شد ( و توجیه میت به قبله نیز از سنن پیامبر گردید)
3) وصیت کرد ثلث اموالش را (به رسول خدا) بدهند، در نتیجه وصیت به ثلث سنت گردید.
سنن النبی صفحه 187

دستورات جبرئیل برای غسل

رسول خدا(ص) فرمود: جبرئیل مرا دستور داد که در هنگام وضو و غسل جنابت انگشتر خود را در انگشت بگردانم (تا آب به زیر آن رود) (الجعفریات 18) _______ رسول خدا(ص)فرمود: جبرئیل مرا دستور داد که هنگام غسل جنابت با انگشت خود داخل ناف را بشویم. (الجعفریات 18) سنن النبی صفحه 220

شرم پیامبر به هنگام خلا رفتن از دو فرشته همراه

رسول خدا در سفارشات خود به ابوذر فرمود: ای اباذر، از خدا شرم بدار، که من -سوگند به خدایی که جانم بدست اوست- چون به بیت الخلا میروم لباس خود را بر سر میکشم ، زیرا از دو فرشته ای که با من هستند شرم میکنم.(امالی الطوسی 147/2، و مجموعه ورام 307، و مکارم الاخلاق 465) سنن النبی صفحه 186

دلیل غسل جمعه

امام صادق(ع) فرمود: غسل جمعه سنتی است که رعایت آن بر هر مرد و زن، در حضر و سفر لازم است(یعنی مستحب موکد است)… غسل جمعه وسیله ی پاکیزگی و کفاره ی گناهان از جمعه تا جمعه ی دیگر است. و علت تشریع غسل جمعه آن است که انصار در ایام هفته به کار شتران آبکش و سایر حیوانات خود سرگرم بودند و چون روز جمعه فرا می رسید به مسجد می آمدند و مردم از بوی بد زیر بغلهای آنان اذیت می شدند، بدین جهت رسول خدا(ص) دستور داد تا روزهای جمعه غسل کنند. این بود که سنت بر آن جاری شد. (الهدایة 22-23 ، علل الشرائع 285 ، تهذیب الاحکام 3/9 ، و المقنع 45) سنن النبی صفحه 218

سنت در چگونگی اصلاح موی زیربغل

عبدالله بن ابی یعفور گوید: ما در مدینه بودیم که زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخت. من گفتم: تراشیدن آن بهتر است و زراره گفت: کندن آن بهتر است. با هم به در خانه امام صادق رفته، اجازه ورود خاستیم و حضرت به ما اجازه داد. پس از ورود دیدیم که حضرت در حمام است و زیر بغلهایش نوره کشیده است. به زراره گفتم: همین عمل امام تو را کافی است؟ گفت: نه، شاید این عمل مخصوص آن حضرت باشد و برای من جایز نباشد. حضرت فرمود: چه بحثی دارید؟ گفتم: زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخته است، من گویم: تراشیدن آن بهتر است و او گوید: کندن آن بهتر است. حضرت فرمود: سخن تو مطابق سنت است و زراره از راه سنت به خطا رفته؛ تراشیدن آن از کندن بهتر است، و ازاله آن با نوره از تراشیدن بهتر…(الکافی 508/6، علل الشرائع 292) سنن النبی صفحه 105

پیامبر کلید گنج های زمین را از خدا قبول نمیکرد

امام باقر به محمد بن مسلم فرمود: ای محمد، شاید پنداری که رسول خدا از روزی که خداوند را مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود کسی آن حضرت را-اگرچه یکبار- دیده باشد که در حال تکیه دادن غذا خورده باشد؟ ای محمد شاید گمان کنی که رسول خدا از روزی که خداوند اورا مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود سه روز پیاپی از نان گندم سیر خورده باشد؟آنگاه حضرت پاسخ خود را چنین داد: نه، به خدا سوگند تا روزی که خداوند جان اورا قبض نمود سه روز پایپی از گندم سیر نخورد. البته نمیگویم آن حضرت دسترسی به آن نداشت، بلکه گاهی به یک مرد صد شتر میبخشید؛ و اگر میخواست بخورد حتما میتوانست. همانا جبرییل سه بار کلید گنجهای زمین را نزد آن حضرت آورد و اورا در انتخاب آن مخیر ساخت بدون آنکه خداوند چیزی از پاداش اخرویی که برای او آماده ساخته بکاهد، ولی او در هر بار تواضع و فروتنی در برابر پروردگارش را {بر تمام گنجهای زمین} بر میگزید. هرگز چیزی از او درخواست نشد که در پاسخ «نه» بگوید. اگر داشت میبخشید و اگر نداشت میفرمود: به خواست خدا انجام خواهد شد.(امالی الطوسی 303/2) سنن النبی صفحه 175

حضرت محمد و انار!

رسول خدا هرگاه انار میخورد کسی را در آن شرکت نمیداد.(مکارم الاخلاق 171، و المحاسن 541، عیون اخبار الرضا 43/2) سنن النبی صفحه 160 ________ امام صادق و امام باقر میفرمودند: روی زمین میوه ای نزد رسول خدا محبوبتر از انار نبود. بخدا سوگند چون آن حضرت انار میل میکرد دوست داشت کسی با او در آن شرکت نکند.(الکافی 352/6 و المحاسن 541) سنن النبی صفحه 168

آیا فالوده پاکیزه هست یا نه؟

روزی اصحاب آن حضرت فالوده ای آوردند، حضرت با ایشان از آن میل فرمود و پرسید: این از چه درست شده است؟ گفتند: روغن و عسل را به هم می آمیزیم و همینچیزی که مشاهده میفرمایید بدست می آید. فرمود: این غذای پاکیزه ای است! __ این خبر با آنچه که در کتاب محاسن روایت شده که «برای امیرمومنان فالوده آوردند و آن حضرت میل نکرد و فرمود: یادم آمد که رسول خدا فالوده نخورد پس من نیز نمیخورم» منافات دارد. (المیزان 326/6) سنن النبی صفحه 169

رعایت محرم و نامحرم حتی در هنگام مرگ

امیرمومنان فرمود: سنت رسول خدا بر این جاری شده که زن را کسی در قبر گذارد که در زمان حیاتش میتوانسته اورا ببیند(یعنی محرم او باشد و شوهر از دیگران اولویت دارد.)(الکافی 194/3، تهذیب الاحکام 325/1، الجعفریات 203) سنن النبی صفحه 200

آفریده شدن شرابخواران از شعله ای از آتش

سلیمان بن جعفر گوید: بر حضرت امام رضا وارد شدم و در برابر آن حضرت خرمای برنی بود که با جدیت و اشتهای کامل از آن میخورد، و به من فرمود: ای سلیمان، نزدیک بیا و بخور. من هم با آن حضرت از آن خوردم و عرض کردم: فدایت شود، میبینم از این خرما با اشتهای کامل میل میکنید! فرمود: بلی، من آنرا بسیار دوست دارم. گفتم : چرا؟ فرمود: زیرا رسول خدا، امیر مومنان، امام حسن، امام حسین، امام زین العابدین، امام باقر، امام صادق و پدرم همه، خرما را بسیار دوست داشتند و من نیز بسیار خرما دوستم و شیعیان ما نیز بسیار خرما دوست اند، زیرا از سرشت ما آفریده شده اند، و دشمنان ما-ای سلیمان- شراب مست کننده را دوست دارند، زیرا آنان از شعله ای از آتش آفریده شده اند.(الکافی 346/6) سنن النبی صفحه 168

دعای رفع همه دردها و تب ها

ابن عباس گوید: پیامبر گرامی برای رهایی از همه ی دردها و تب و سردرد این دعا را می آموخت : «باسم الله الکبیر، اعوذبالله العظیم من شرر کل عرق نعار، و من شر حر النار.. یعنی «بنام خدای بزرگ، از شر هر رگ زننده که خون بشدت در آن جریان دارد و از شر دوزخ به خدای بزرگ پناه میبرم»(مکارم الاخلاق 401) سنن النبی صفحه 197

انحراف دلها

نعمان گوید: رسول خدا(ص) صف های نماز ما را چنان مرتب و منظم می کرد که گویی چوب های تیر را جفت و جور می کند و فکر می کرد که ما از این کار او غافلیم. روزی به مسجد آمد و به نماز ایستاد، چون خواست تکبیرة الاحرام بگوید متوجه شد که مردی سینه اش جلوتر از سایرین است. فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه میان دلهایتان اختلاف خواهد افتاد. (مجموعه ورّام 267) _____ ابن مسعود گوید: رسول خدا(ص) هنگام نماز دست بر شانه های ما می گذاشت و می فرمود: منظم بایستید و کج و راست نایستید که دلهایتان نیز کج و راست خواهد شد. (مجموعه ورّام 267 ، الاصول الستة عشر 66 و 152) سنن النبی صفحه 251

دعای رفع چشم درد

امام باقر فرمود: رسول خدا هرگاه خود یا یکی از خانواده یا اصحابش چشم درد میگرفتند این دعا را میخواندند:»اللهم متعنی بسمعی و بصری، و اجعلهما الوارثین منی، و انصرنی علی من ظلمتی، و ارنی فیه ثاری. یعنی » خداوندا، مرا از گوش و چشمم بهره مند گردان، و آن دو را وارث من قرارده(پیش از مردنم آنهارا از من مگیر) و مرا بر کسی که به من ستم کرده پیروز کن، وانتقامم را از او به من بنما.»(طب الائمه 83) سنن النبی صفحه 196

امامان ختنه شده بدنیا می آیند!

محمدبن زیاد ازدی گوید: هنگامیکه حضرت رضا به دنیا آمد، از موسی بن جعفر شنیدم که میفرمود: این فرزندم ختنه شده و پاک و پاکیزه به دنیا آمده است و هیچ یک از امامان متولد نشوند، مگر آنکه ختنه شده و پاک و پاکیزه باشند، ولی ما برای عمل کردن به سنت نبوی و پیروی کردن از آیین پاک و معتدل ابراهیمی، در جای ختنه ی کودک تیغ میکشیم.(کمال الدبن و تمام التعمه 433/2 ، مکارم الاخلاق 230) سنن النبی صفحه 152 امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد! با پا و براحتی متولد ميشود!جنب نميشود!اگر بخوابد قلبش بيدار است ..چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است ! همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه –اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه

خروس الهی

1395- امام باقر عليه السّلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى را فرشته‏اى است كه بشكل خروس سفيد است، سر او زير عرش و پاهايش در منتهاى زمين هفتم است، يك بال او در مشرق و بال ديگرش در مغرب است، تا آن خروس آواز برندارد هيچ خروسى نميخواند، و چون او آواز برداشت بالهاى خود را برهم ميزند و سپس اين ذكر را ميخواند: سبحان اللَّه، سبحان اللَّه، سبحان اللَّه العظيم الّذى ليس كمثله شى‏ء. يعنى منزّه است خداوند، منزّه است خداوند، منزّه است خداوند بزرگ كه هيچ چيزى شبيه و همانند او نيست. آن حضرت فرمود: پس خداوند تبارك و تعالى او را پاسخ ميدهد و ميفرمايد: كسى كه گفته تو را بفهمد هرگز بدروغ مرا قسم نخورد.1396- و روايت كرده‏اند: اين آيه كه ميفرمايد: وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ يعنى (و مرغانى كه در هوا صف زده‏اند و پرواز مى‏كنند خداوند نماز و تسبيح هر كدام از آنان را ميداند) در باره همين فرشته نازل شده است. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگهای175و176.

مرتد بودن نقاش

579- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هر كس قبرى را بازسازى كند يا صورتى بكشد و يا مجسّمه‏اى و غير مجسّمه را ساخته (و سمبل قرار دهد) از اسلام خارج شده است. من لا يحضره الفقيه،شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 275.

به زنان نوشتن نياموزيد!

1089- امام صادق عليه السّلام فرمود: زنان را در بالاخانه‏ها منشانيد يا جاى ندهيد، (يا شايد بطور كلى مراد كليّه اطاقها و اماكنى باشد كه در طبقات فوقانى و مشرف به سراها و اطاقهاى ديگر قرار دارد) و نيز خط نوشتن و سوره يوسف به آنان نياموزيد، بلكه به ايشان چرخ‏ريسى بياموزيد. و همچنين سوره نور. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ 26.

پوشش كنيز

1085- محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: بر كنيز لازم نيست كه در نماز سر را بپوشاند، و نيز بر مدبّره در نماز مقنعه لازم نيست (يعنى كنيزى كه مالك باو بگويد: بعد از وفات من آزادى، در اين صورت تا مادامى كه مولا نمرده او بنده يا كنيز است) و بر مكاتبه مشروطه نيز در نماز مقنعه لازم نيست و او همچنان بنده است تا جميع مال مورد مكاتبه و مقرّره را بپردازد. و حدودى كه بر مملوك است بتمامى بر او نيز جارى ميگردد. 1086- و باز محمّد بن مسلم گويد: از آن حضرت سؤال كردم: كنيز هر گاه از مولايش داراى فرزند شد، مقنعه بر او لازم است؟ آن حضرت فرمود: اگر بر كنيز مقنعه در نماز لازم بود، مى‏بايست وقتى حائض مى‏شد بر او لازم ميگرديد، بنا بر اين در نماز مقنعه و سر پوشيدن بر كنيزك لازم نيست. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج‏2،برگ 25.

خواندن نماز و حفظ عورت

بر زنان اذان و اقامه نماز و جمعه و جماعت نيست، و هنگامى كه زن بنماز مى‏ايستد دو پايش را نزديك بيكديگر گذارد، و ميان آنها را از هم باز نگذارد و فاصله نيندازد، و دستهايش را بر سينه خود روى پستانهايش قرار دهد، و چون به ركوع رود دستهايش را بالاى زانوان بر روى رانهاى خود گذارد تا زياد خم نشود كه سرين (باسن) يا نشيمنگاه او بالا بيايد، و چون خواست بسجده رود ابتدا بنشيند و بعد بسجده رود بنحوى كه خود را به زمين بچسباند و فراهم نشيند (بر خلاف مردان كه سنّت است گشاده باشند) و دستهايش را تا مرفق بر زمين گذارد، و چون خواهد (كه آماده شود) برخيزد و بايستد سر خويش را از سجده بردارد و بر نشيمنگاه نشيند ولى نه چنان كه مردها مى‏نشينند (يعنى نه متورّك و بر پاشنه پا) آنگاه روى پا، راست و به تدريج و تأنّى بلند شود تا بايستد بدون آنكه خم شود و سرين خود را بلند كند و نشيمنگاه او ظاهر شود و جلب نظر نمايد، و چون براى تشهّد نشيند پاهاى خود را بلند كند (كه نشيمنگاه او بر زمين باشد)، و رانهايش را به يك ديگر بچسباند، و زن آزاد (و بالغ) نماز نميگزارد مگر با مقنعه و روسرى (كه موى سر و گردن خود را بدان بپوشاند) ولى كنيز (و همچنين آزاد نابالغ) بدون روسرى نماز ميخواند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ23.

بادشناسی

1517- و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: باد داراى سر و دو بال است… …و على بن رئاب از أبى بصير روايت كرده كه گفت: از امام باقر عليه السّلام در مورد بادهاى معروف چهارگانه يعنى: شمال، جنوب، صبا و دبور سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم: همانا مردم ميگويند (يا در بين عامه مردم شايع است) كه باد شمال از بهشت، و باد جنوب از جهنم، مى‏آيد نظر شما چيست؟آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ را لشكريانى است از باد كه هر كس را كه نافرمانى و معصيت خداوند كند بدان وسيله عذاب فرمايد، و هر بادى را فرشته‏اى گماشته شده كه فرمانش را اجرا مى‏كنند، پس هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد تا قومى را به عذابى گرفتار سازد به فرشته‏اى كه بدان نوع از باد گماشته شده كه خدا ميخواهد بوسيله آن عذابشان نمايد وحى ميفرمايد (كه اين اراده الهى را اجرا كند) و آن فرشته نيز بنوبه خود به باد مورد نظر و تحت فرمان خويش دستور انجام آن را ميدهد و باد همچون شير خشمگين و پرهيجان به جوش و خروش درمى‏آيد (و اجراى امر مى‏كند)، (1) و هر بادى از بادها را اسمى جداگانه است، مگر فرمايش خداوند عزّ و جلّ را نشنيده‏اى كه ميفرمايد: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (يعنى:همانا ما برايشان باد صرصرى فرستاديم در روز نحسى كه شومى آن پيوسته بود) و باز فرموده: «باد عقيم» برايشان فرستاديم، و باز خداوند تعالى فرموده: فأصابها اعصار فيه نار فاحترقت (يعنى: پس آنها را بادى رسيد كه در آن آتش بود و آنها را سوخت) و نيز ساير بادها كه در قرآن از آنها ياد كرده و بوسيله آنها هر كس را كه نافرمانى او كند عذاب فرمايد. و خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت است همچون لواقح (يعنى باد بهارى)، و بادهائى كه ابرها را بحركت درمى‏آورد و پيش ميراند، و بادهائى كه ابرها را در ميان آسمان و زمين نگاه ميدارند، و باز بادها كه ابرها را ميفشارند و به اذن خدا آنها را به ريزش باران واميدارند، و باز بادها ابرها را پراكنده ميسازند، و بادهاى رحمت ديگرى كه خداوند در كتاب خود آنها را نام برده و برشمرده است. و اما بادهاى مشهور چهارگانه، همانا آنها نام فرشتگانى بهمين اسمها است يعنى شمال، جنوب، صبا و دبور، و بر هر كدام از اين بادها فرشته‏اى گماشته شده است، و چون خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد شمال را بوزش درآورد، فرشته‏اى را كه نامش شمال است فرمان ميدهد (كه اين كار را انجام دهد) و آن فرشته بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى مى‏ايستد، و بالهايش را بر هم ميزند (1) و باد شمال پراكنده مى‏شود در خشكيها و درياها هر كجا كه خداوند عزّ و جلّ بخواهد، و هر گاه خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد صبا را بحركت آورد، بدين منظور فرشته‏اى را كه نامش صبا است امر ميفرمايد (كه اين كار را انجام دهد) و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد صبا پراكنده مى‏شود و در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده باشد وزيدن ميگيرد، و هر گاه خداوند اراده فرمايد كه باد جنوب را بحركت آورد فرشته‏اى را كه نامش جنوب است فرمان ميدهد، و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و در نتيجه باد جنوب در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده شروع به وزيدن ميكند. و چون خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه دبور را به حركت درآورد فرشته‏اى بهمين نام را فرمان ميدهد و آن فرشته بر بيت الحرام فرود آمده و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد دبور در هر كجا كه خداوند تعالى اراده فرمايد در خشكى و درياها پراكنده شده وزيدن ميگيرد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگهای262و265.

خريد و فروش كنيز

199- از موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيده شد: در مورد شخصى كه كنيزى خريده و چند ماه پيش او مانده است و حائض نشده و اين ناشى از سن زياد هم نبوده باشد و زنان پس از معاينه او بگويند كه حامله نيست آيا نزديكى كردن در فرج او براى مالكش جايز است (چون احتمال دارد حامله باشد از صاحب اولش)؟ آن حضرت فرمود: ممكن است حيض را بادى حبس كرده باشد بدون اينكه زن حامله باشد پس باكى نيست كه مالكش با او در فرج نزديكى كند.موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: و اگر مردى كنيز بالغه‏اى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مى‏شود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشنده‏اش باز گردانيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگهای 126و127.

شيرشناسی

157- و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذا خوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه‏ شسته مى‏شود، زيرا شيرى كه دختر ميخورد از مثانه مادر سرچشمه ميگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذا خوار شود از لباس نميشويند همچنين بول او نيز شستن نميخواهد زيرا شيرى را كه پسر ميخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مى‏آيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 98 .

نيايش در بيت الخلاء

40- و نيز امير المؤمنين عليه السّلام هر گاه به بيت الخلاء وارد مى‏شود ميفرمود: «الحمد للَّه الحافظ المؤدّي» يعنى حمد و ستايش مخصوص خداوند است كه حافظ است (آنچه را حفظ ميبايد كرد) و دفع‏كننده است (آنچه را دفع ميبايد كرد)، و چون از آنجا بيرون مى‏آمد دست بر شكم خود ميكشيد و ميفرمود: «الحمد للَّه الّذي أخرج عنّي أذاه و أبقى فيّ قوّته فيا لها من نعمة لا يقدر القادرون قدرها» يعنى: «جميع محامد مخصوص خداوند است كه (از آنچه خوردم) فضولات آن را از من دفع‏ نمود و نيروى آن را در من بجا گذاشت، پس اين چه نعمت بزرگى است كه توانايان نيز نميتوانند قدر آن را بشناسند». من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 47 .