بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

هرکس در مقابل نظام بایستد کشتنش واجب است!

یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام امام عادل بایستد. کشتن او واجب است. و زخمی اش را باید زخمی تر کرد که کشته شود… این حکم اسلام است چیزی نیست که تازه آورده باشم. یهان 29 شهریور 1360 موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی و اصلاح طلب امروزی

فضایل امامان به روایت امام صادق

امام صادق(ع) فرمود: براستی خدا عزوجل ما را آفرید و خوب آفرید و صورتگری کرد و خوب تصویر نمود و ما را خزانه داران خود ساخت در آسمان و زمینش، درخت برای ما سخن گفت و بوسیله عبادت ما خدا عزوجل پرستش شد و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمیشد. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 368

کتک زدن برده توسط امام صادق

سدیر گوید: من و ابوبصیر و یحیی بزاز و داود بن کثیر در مجلس امام صادق(ع) بودیم، آن حضرت با چهره خشمگین وارد شد و چون به جای خود نشست فرمود: واعجبا از مردمانی که گمان میکنند ما علم غیب میدانیم، غیب را جز خدای عزوجل نمیداند. من خود آهنگ نمودم فلانه کنیزکم را بزنم، از دست من گریخت و ندانستم در کدام اطاق منزل پنهان شده است، سدیر گوید چون از جای خود برخواست و به اندرون منزل تشریف برد؛ من و ابوبصیر و میسر خدمت او رفتیم و به او گفتیم قربانت ما از تو شنیدیم که چنین و چنان فرمودی درباره کنیزک خود با اینکه میدانیم شما علم بسیاری داری و بازهم نسبت علم غیب به شما نمیدهیم. گوید: امام فرمود ای سدیر، مگر تو قرآن نمیخوانی؟ گفتم: چرا، فرمود: تو در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی به این آیه برخوردی؟(40-نمل) گفت: آنکه نزد او بود علمی از کتاب من آنرا برای تو می آورم پیش از آنکه چشم برهم بزنی، گوید گفتم قربانت من آن را خوانده ام، فرمود: آن مرد را شناختی و دانستی چه علمی از کتاب نزد او بوده است؟ گوید: گفتم به من از آن خبر دهید؛ فرمود: علم او به اندازه یک قطره بوده است در دریای اخضر(دریای مدیترانه) این اندازه چیست نسبت به علم کتاب؟ گوید گفتم: قربانت چه بسیار کم است این اندازه، فرمود: ای سدیر چه بسیار است که خدای عزوجل او را منسوب به علمی کرده که من بتو خبر میدهم. ای سدیر، آیا در آنچه از قرآن خدای عزوجل خواندی این آیه را خوانده ای(43-رعد) بگو بس است برای گواه میان من و شما خداوند و کسیکه علم کتاب دارد، گوید گفتم: آن را خوانده ام قربانت؛ فرمود کسی که همه علم کتاب را دارد با فهم تر است یا کسیکه جزئی از علم کتاب را دارد؟ گفتم نه بلکه آنکه علم همه کتاب را دارد او با فهمتر است، فرمود با دست خود اشاره به سینه اش کرده و فرمود: بخدا علم کتاب نزد ما است، بخدا همه اش نزد ما است. اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 495-496

بالاخره مردم بندگان امامان هستند یا نه!؟

محمد بن زید طبری گوید، من در خراسان بالای سر امام رضا(ع) ایستاده به خدمت بودم و جمعی از بنی هاشم که اسحاق بن موسی بن عیسی عباسی همراه آنها بود، شرفیاب حضور او بودند، آن حضرت فرمود ای اسحاق بمن خبر رسیده که مردم میگویند، ما عقیده داریم که همه مردم بنده های ما هستند، نه! سوگند بدان خویشی و قرابتی که با رسول خدا(ص) دارم، من خود هرگز چنین چیزی نگفتم و از پدران خود هم نشنیدم و بمن نرسیده است که یکی از نیاکان من چنین گفته باشد، ولی من میگویم که مردم بندگان ما هستند، در اینکه اطاعت ما بر آنها واجب است و در دیانت بما وابسته اند باید حاضران به غائبان برسانند.
اصول کافی، پوشینه یکم، برگ 354

صحبت پیامبر با درخت

من از مسروق پرسیدم: چه کسی به پیامبر از جنیان خبر داد، هنگامی که در شب قرآن را شنیدند؟ وی گفت: پدر تو، عبدالله به من گفت که درختی در مورد آنان(جنیان) به پیامبر خبر داده است.

صحیح بخاری، بخش پنجم، جلد 58، شماره 199

دلیل فاحشه و ابنه ای شدن

یکی از وقت هائی که شیطان حضور بهم می رساند، وقتی است که مرد می خواهد با زوجه اش نزدیکی کند. اگر بسم الله نگفت شیطان هم با او دخول می کند، آنوفت آن نطفه هم از پدر است و هم از شیطان. sexyوقتی هم که این طفل بدنیا می آید شیطان باز حاضر است: انگشتش را می رساند به ماتحت آن طفل (فرمایش امام جعفر صادق است، از پیش خود نمی گویم) می آید انگشتش را به مقعد آن بچه فرو می کند، آن وقت که بزرگ شد اثرش این است که مابون می شود؛ اگر هم زن است فاحشه می شود، هر شب یک جائی می رود.

ملا اسماعیل سبزواری، کتاب انسان (جامع النورین) چاپ گلبهار، ص 24

 

رابطه غوزک پرگوشت و فرج پرگوشت

روش پیامبر (ص) در انتخاب همسر به نقل از کتاب مکارم الاخلاق طبرسی: از امام صادق نقل شده است که فرمود «پیغمبر وقتی می خواست زن بگیرد یکی را می فرستاد او را ببیند و می فرمود: گردنش را بوی کن که اگر خوشبو باشد بویش خوب و طیب است و نیز اگر غوزک پایش پرگوشت باشد فرجش هم پر گوشت خواهد بود» طب المومنین، قانون قوه باه، آداب زناشوئی، محمد ابراهیم آوازه برگ 19

زنانی که لذت بیشتر می بخشند

نقل از مکارم الاخلاق طبرسی: امیر المومنان علی فرمود

هر کس بخواهد هنگام جماع لذت بیشتر ببرد زن کوتاه قد و چهارشانه گندمگون بگیرد چنانچهلذت نبرد مهرش به عهده من است.

طب المومنین،قانون قوه باه، آداب زناشوئی، محمد ابراهیم آوازه برگ 19

legs

نوازش درخت برای آرام کردنش

پیامبر عادت داشت روزهای جمعه در کنار یک درخت و یا یک نخل خرما بایستد. یک مرد یا زن انصاری گفت: ای رسول الله! آیا برای تو منبری درست کنیم؟ وی پاسخ داد: اگر دوست دارید این کار را بکنید. پس آنها برای پیامبر یک منبر ساختند و روز جمعه هنگامی که پیامبر خواست بسوی منبر رود(برای ایراد خطبه) نخل خرما همانند یک بچه گریه کرد! پیامبر از منبر پایین آمد و درخت را در آغوش گرفت تا گریه و زاری بچه مانندش بند آمد و ساکت شد. پیامبر(ص) فرمود: این درخت برای از دست دادن اطلاعات دینی ای که پیش از این در نزدیکی اش گفته میشد و وی میشنوید، گریه میکرد.

صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 56، شماره 784

تشریح چگونگی مجازات محارب و چگونگی تعزیر

اما محارب بعد از دستگیر شدنش توبه اش پذیرفته نمیشود و کیفرش همان است که در قرآن بیان میکند، کشتن به شدیدترین وجه، حلق آویزان کردن به فضاحت بارترین حالت ممکن و دست راست و پای آنها باید بریده شود… تعزیر باید پوست را بدرد و از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند. کیهان 28 شهریور 1360 محمدی گیلانی رئیس دادگاه های انقلاب اسلامی آن زمان و عضو شورای نگهبان

گوزیدن در هنگام صحبت با خدا ممنوع

عموزاده ی من از پیامبر الله در مورد شخصی پرسید که گمان کرده است در طول نماز بادی از وی خارج شده است. پیامبر الله پاسخ داد: نباید نمازش را ترک کند مگر اینکه صدایی بشنود و یا بویی به مشامش برسد. صحیح بخاری، بخش یکم، جلد 4، شماره 139

مخالف علی ولد زناست!

دشمن على عليه السّلام ولد زناست «ابى دلف» فرزندى داشت، و با ياران و دوستان پدرش در مورد حبّ و بغض امام عليه السّلام بحث مى‏كرد. يكى از آنها اين روايت را خواند كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: «لا يحبّك الّا مؤمن تقيّ و لا يبغضك الّا كافر شقىّ ولد زنية او حيضة» : دوست نمى‏دارد تو را (اى على عليه السّلام) مگر مؤمنى پاك و دشمن نمى‏دارد تو را، مگر كافرى شقى و ولد زنا و حيض. پسر ابى دلف گفت: يعنى: مى‏گوييد: كسى با زن امير …؟ گفتند: نه؟ گفت: من دشمن على عليه السّلام هستم، پس اين را چگونه توجيه مى‏كنيد؟ در اين موقع پدرش وارد شد و مشاجره آنها را ديد، وقتى جريان را به اطلاع او رساندند گفت: به خدا اين خبر درست است. زيرا من در خانه برادرم بيمار بودم، و براى كارى نزد كنيز او رفتم، و نفس مرا به خود فراخواند، ولى كنيز ممانعت كرد و گفت: من در حال حيض هستم، ولى با اعمال قدرت، او را وطى كردم و به اين پسر حامله شد.

ارشاد القلوب -ترجمه سلگى، ج‏2، ص: 375

امکانات بهشت برای زنان

و زن مؤمنه چون خداى تعالى او را بيامرزد هزار بار از حور بجمال‏تر باشد، و آورده‏اند كه: چون زن مؤمنه در بهشت شود حوران او را ببينند همه خيره بمانند و انگشت تعجّب در دندان تفكّر گيرند پس آن زن مؤمنه بداند تبسّم كند و حوران را بگويد كه: شما پنداشتيد كه بجمال شما كس نباشد و چون چنين است «1» كه ما روزه داشتيم و شما نداشتيد، و ما نماز كرديم و شما نماز نكرديد، و ديگر رنجها ديديم كه شما نديديد، زن باشد كه هزار بار به ازين باشد، و زن باشد كه كمتر ازين باشد، و زن باشد كه بيشتر ازين باشد، و جمال هر يك بقدر مقدارش از سبب كردارش، خداى تعالى حور العين بخدمتش بدارد و پرستار و زيردست وى گرداند: و رسول عليه السّلام ميفرمايد كه: نيك‏بخترين «2» در بهشت آن كس باشد كه جفتش زن دنيا باشد زيرا كه او جهازمند باشد و حوران را چندان نبود و هر كه را حال چنين باشد از نصيب زن برخورد و زن از نصيب وى برخورد، و بدين صفت كه گفته آمد بهشتيان بر سريرها نشسته باشند شاد و خرّم و پشت بمسند بازداده، و روى فرا روى جفت كرده، و حور العين گرد بر گرد ايشان صف زده باشند، و غلمان و ولدان هر يكى چون دانه مرواريد پيش ايشان ايستاده باشند، و قدحهاى زرّين و سيمين بر دست گرفته، و هر يكى بشغلى مشغول گشته، بى‏آنكه ايشان را از آن شغلها رنجى رسد، و خوان و مائده نهاده باشند، و بهر لقمه كه در دهان نهند طعمى و لذّتى ديگر يابند و مرغ بريان آفريده باشد. چنين آورده‏اند كه مرغ باشد كه چند شترى باشد، و از هر گونه بر تن وى گوشت پخته آويخته بود و بريان كرده، و بغايت مشتهى و آرزومند بود، و هر گاه كه لختى از آن گوشت باز ميكند خداى تعالى ديگر مى‏آفريند، و از هزار ميوه‏ها بر شاخهاى درخت پيدا باشد چنان كه همه كس آرزوى آن كند، و چون ميوه باز گيرد خداى تعالى ديگر مى‏آفريند، و چشمه‏هاى زنجبيل و سلسبيل و تسنيم بديد آمده باشد كه اگر قطره از آن در دنيا يكى بچشيدى هرگز علّتى و بيماريى نيافتى. و آورده‏اند كه چشمه تسنيم آبى باشد كه چون تير بهوا اندر مى‏شود قال اللَّه تعالى:يهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ‏ ؛ اين دو چشمه آورده‏اند كه از مشك باشند و بهوا اندر ميشوند، و باد اندر مى‏آيد و آن را بر بهشتيان مى‏پاشد، و جويهاى مى و شير و انگبين روان شده باشد شيرى كه هرگز از حال خود بنگردد، و خمرى كه هرگز درد سر نياورد، و از آشاميدنش لذّتى عظيم يابد عقل را بنزد او خمار بنگيرد و ليكن نشاط بر نشاط مى‏افزايد، و انگبين كه بموم آميخته نباشد و بغايت صافى باشد، و در بهشت سرماى سرد و گرماى گرم نباشد. و از حضرت صادق عليه السّلام آورده‏اند كه: هواى بهشت چنان باشد كه در وقت بهار ميان صبح و آفتاب فرو شدن، و روى بهشتى چون ماه دو هفته باشد، و در آنجا شب نباشد و ليكن نشانى باشد كه بامداد و شبانگاه بدان معلوم شود، و ساعت ساعت از غرفه‏ها نورى پيدا شود كه بر نور عرش غلبه ميكند، و آن از سفيدى دندان زنان بهشتيان باشد كه در روى شوهران همى خندند، و بر شاخهاى درختان مرغان خوش آواز نشسته كه هر يكى بآوازى و نوائى ميسرايند، و برگ درختان چنان آفريده بود كه بادى نرمك از زير عرش بيرون آيد، و آن برگها را بر هم زند از آنجا نوائى بيرون آيد كه اگر مرگ روا بودى هر كه آن آواز بشنيدى از خوشى در حال جان بدادى. و بهشتى باشد كه هفتاد حلّه يا بيشتر پوشيده باشد كه اگر هزاران بر هم نهند همه چون برگ لاله باشد، و چون مرد در سينه زن نگرد خود را بيند [و زن چون در سينه مرد نگرد همچنين «1»] چون حال سينه كه از اندرون جامه باشد چنين باشد حال رويها گوئى چون باشد …! و هر چه بهشتى آرزو كند تا بدلش بگذرد بى‏آنكه دست فرا نهد يا كسى را فرمايد در پيش وى حاضر آيد، و بهر خلوتى جفتش را بكر و دوشيزه يابد بى‏آنكه ويرا رنجى رسد ليكن هر دو را شهوت بيكديگر يكسان و متساوى باشد، و در آنجا بول و غايط نباشد و هر طعامى و شرابى كه خورند خداى تعالى آن را عرق گرداند تا چون گلاب از تن ايشان بيرون آيد كه بويش و ريحش بر بوى بهشت غلبه كند، و آن عرق همه بيك بار بيرون نيايد شهاب الأخبار شهاب الاخبار – محمدبن سلامه قضاعی – با ترجمه، متن، ص: 248

همجنسگرایی و کودک آزاری در بهشت – وصلت با غلمان و حور

و نيز از امام الهمام ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول است كه پدر بزرگوار ايشان حضرت امام على النقى عليه السّلام فرمود كه بعد از غيبت كبراى قائم آل محمد حجة الهادى محمد المهدى عليه السّلام از علماى راشدين ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم مؤمنى اگر مردم را بحضرت اله خواند و همه اصناف بنى آدم را برضا و خشنودى حضرت مهيمن صمدى دلالت كند و بر منكرين دين سيد المرسلين از اهل الزام و لجاج بدليل و احتجاج حقيقت جميع واجبات ضروريات دين سيد الأنبياء و منهاج ائمة الهدى را ثابت و لازم گرداند و ضعفاى عباد اللَّه تعالى را از شبكه دام مكر و تلبيس ابليس و مريدان آن لعين خسيس رهاند يا از دام نواصب مبغضين ائمة الانام مستخلص گرداند موجود و معين نبودى هيچ احدى از بنى نوع انسان از مكر و فسوس شيطان و تبعه پر افسوس او خلاص نشدى بلكه همگى خلقان از شيعيان انس و جان مرتد گشته در سلك ربقه اهل طغيان منخرط شدندى، ليكن وجود و افر الجود آن ارباب فضل و حال و اصحاب معرفت و كمال وسيله صيانت و محافظت دين جهله شيعيانست، و اين طايفه علماى تبعه ائمة الهدى زمام قلوب ضعفاى اهل شيعه را بيد قدرت علم و معرفت و محافظت كنند چنانچه صاحب سفينه و مالك كشكول چوبينه در هنگام تلاطم بحر مواج و تراكم قطرات سحاب ذى افواج در حفظ و حراست سكنه آن سعى فراوان و جهدى بى‏پايان نمايد تا كشتى او از غرقاب طوفان در صحت و امان ماند. بر متفطن عارف و زيرك معارف واضح و لايحست كه چنانچه كشتى كه بوسيله محكمى آلات و ساير ما يحتاج ضروريه آن از اخشاب و احبال و شراعيه و بادبان در غايت رصانت و نهايت متانت بود و كشتيبان نيز با جميع خدمه ايشان در كمال فراست و حذاقت بر كار سير و سلوك آن بحر بى‏پايان باشند بتحقيق و يقين سكنه آن جهاز از احسان مهيمين بى‏نياز در هنگام سير نشيب و فراز از خوف غرق طوفان بجمعيت خاطر سرفراز و ممتاز گردند و آنها را از عنايت ايزد منان ترس و خوف ظاهر و عيان نباشد. همچنين اگر كسى در كشتى ولايت و امامت اهل بيت عليهم التحية و التسليم ساكن و مقيم گشته بتعليم جميع آداب دين قويم و احكام شرع مستقيم عزم خود را تصميم نمايد و خلاف شرع را بر آن تقديم ننمايد، بلكه همگى لوازم دين را از ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم اجمعين يا از علماى راشدين فرا گيرد و اصلا خلاف آن مذهب پيش نگيرد بيقين در يوم الدين مواصلت غلمان و حور عين و ادراك نعيم و بشرب كوثر و تسنيم مستفيض و مستقيم گشته از شعلات نواير جحيم و شرب ماء الحميم و تعذيب عذاب الاليم محفوظ و سليم گردد. و اصل اين كلام صدق التيام مأخوذ است از قول سيد البشر عليه سلام اللَّه الاكبر كه‏ «مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق» احتجاج شیخ صدوق -ترجمه غفارى مازندرانى، ج‏1، ص: 23 فرمود پسر سعيد، غرض تو اين مكانست؟ آنگاه بدست خود اشاره كرده بلافاصله باغهاى سبز و خرم كه نهرهاى آب در ميان آنها روان و همه گونه عطرها و حوريه و غلمان كه گويا لؤلؤترند بنظر من آمد كه ديدگان مرا متحير ساخته و به تعجب من افزود پس از اين فرمود پسر سعيد، ما در هر كجا باشيم همين گونه باغ و بوستان مال ماست و ما اكنون در خان الصعاليك نميباشيم.

ارشاد شیخ مفید – ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 649

و بقولى مقصود بركت داشتن عمر است نه فزونى خود عمر و اين اعتراض بيجا است زيرا اولا در باره بسيارى مطالب بميان آيد كه مورد تشويق است در قرآن و سنت تا برسد به وعده بهشت و نعيم براى ايمان و در باره گذشتن از صراط و رسيدن بحوريان و غلمان و همچنان تهديد بدوزخ و كيفيت عذاب زيرا كه ما گوئيم خداى تعالى در ازل ارتباط هر معلولى را بعلتش دانسته و در لوح محفوظ نوشته، و هر كه را مؤمن دانسته او مؤمن است چه اعتراف كند به ايمان يا نه، پيغمبرى باو گسيل شود يا نه، و هر كه را كافر دانسته او كافر است بهر تقدير و لازم اين گفته ابطال حكمت بعثت پيغمبرانست و اوامر شرع و نواهى آن و آنچه بدنبال دارند و آن سبب هدم آدميانست و جواب از همه اعتراضات يكى است: و آن اينكه خداى تعالى كه اندازه عمر را دانسته است پيوند آن را هم باب سبب مخصوصى دانسته، و چون داند زيد بهشتى است آن را باسباب خاص آن وابسته كه او را آفريده و خردمند كرده، و وسيله هدايت و حسن اختيار و عمل باحكام شرع برايش فراهم كرده، و لازم بر هر مكلف عمل بامر شرع نه باينكه خدا چه داند، زيرا هر چه كند همان را خدا دانسته، و چون امام صادق (ع) فرموده كه زيد چون صله رحم كند خدا 30 سال بعمرش فزايد و بدان عمل كرد اين خبر از اينست كه خدا دانسته زيد همان كند كه عمر 30 سال فزون گردد، چنانچه آن حضرت كه خبر داده زيد چون لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گفت در بهشت درآيد و آن را گفت بر ما روشن است كه خداى تعالى دانسته كه او ميگويد به بهشت ميرود. و حاصل آنكه آنچه در جهان پديد آيد دانسته خداى تعالى است با هر شرط و سبب كه‏ آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار علامه مجلسی ، ج‏1، ص: 77 در آنجاست كه بر تقصيراتى كه در برابر امر خدا داشته‏اند پشيمان مى‏گردند و تأسف مى‏خورند اما پشيمانى آنان را نجات نمى‏بخشد. و تأسف آنها را بى‏نياز نمى‏سازد، بلكه به رو در آتش مى‏افتند از بالاى سر آتش و از زير، آتش بين قسمتهايى از آتش و پوششهايى از قطران و در دركات جهنم مى‏سوزند و درگير مصائب جهنم‏اند، آتش آنان را همچون ديگها مى‏جوشاند، و فرياد و ناله آنها بلند است، اما هر چه بيشتر فرياد مى‏زنند، از بالاى سرشان آب جوشان مى‏ريزد، تمام امعاء درون شكشان و پوستشان آب مى‏شود، اما هر كه از اهل شفاعت باشد، شفاعت را درك مى‏كند، همان طورى كه سرور انبيا (ص) فرموده است: شفاعتم را براى امّتم كه مرتكب گناهان كبيره‏اند، اندوخته‏ام (6) و نيز فرموده است: بعد از اينكه سوخته و خاكستر شدند از آتش بيرون مى‏آيند، و هر كس كه از اهل جهنم براى هميشه باشد واى بر حال او از عذاب دائمى جاودانه، پناه مى‏بريم بخدا (7)! (2) بدان آن سرايى كه با غمها و اندوههايش آشنا شدى در برابر آن سراى ديگر يعنى بهشت است، و ناگزير هر كس از آن دور شود در اين يكى مستقرّ مى‏شود، بنا بر اين با انديشه زياد در حالات جهنّم ترس و بيم بيشترى را در قلب خود برانگيزان و با انديشه مداوم در باره نعمتهاى جاودانه‏اى كه به نيكوكاران وعده داده‏اند، حالت اميد را در دل خود ايجاد كن و از طرفى نفس را با تازيانه ترس و بيم، رام كن و از سوى ديگر با زمام اميد آن را به راه راست سوق بده، كه بدين وسيله به سلطنت دايم مى‏توان رسيد و از عذاب دردناك الهى در امان ماند، در باره بهشتيان و چهره‏هاى شاداب در ناز و نعمت بينديش كه از شراب صاف مهر خورده كه جاى مهرش مشك است، سيراب شوند (8) و بر كرسيهايى از ياقوت سرخ، زير خيمه‏هايى از لؤلؤ سفيدتر و تازه بنشينند، در آنجا فرشى گرانبهاى سبز رنگ گسترده و بر پشتيهايى كه در اطراف رودهاى مملو از شراب و عسل قرار داده شده، تكيه كنند، در پيرامونشان، غلمان و پسر بچه‏گان حلقه زده

آراسته به حور العين‏ مجموعه ورام، ابوالحسین ورام بن ابی فراس، ترجمه محمدرضا عطایی آداب و اخلاق در اسلام، ص: 550

دلایل اصلی حرام بودن گوشت خوک

حضرت امام رضا (ع) : در جهت تحریم خوردن گوشت خوک می فرماید : (( خداوند خوردن خوک را حرام فرموده چون حیوان است مهیب و زشت صورت که خدا او را برای پند و عبرت گرفتن خلق آفریده ( یعنی از دیدنش بفهمند که خدا بر هر چیزی توانا است و خدای را بر زیبایی صورت بشری خود شکر کنند ) و بترسند از شهوترانی و بی بند و باری که موجب این میشود که خدای تعالی صورت زیبای بشری را از ایشان گرفته و به صورت خوکشان کند و مسخ شوند ( چنانچه با جماعتی از پیشینیان در دنیا چنین فرمود و سایرین در عالم برزخ و قیامت در اثر داشتن خوی خوک بصورت او محشور میشوند ) و خوک را در بین بشر گذارد تا دلیلی برای گذشتگانی که با این صورت در آمده بودند باشد و جهت دیگر حرمت گوشت خوک آن است که خوراکش پلیدترین پلیدیها و کثیف ترین کثافتها است با مفاسد و زیانهای بسیاری که در خون او است)). وسائل الشیعه ، جلد16 صفحه 378 باب اطعمه امام صادق (ع) : خداوند عده ای را بصورت های گوناگون مسخ کرد شبیه خوک ، بوزینه ، خرس و هرچه از مسوخات دیگر است و آنگاه از خوردن این نمونه ها نهی فرمود تا از این جور حیوانات بهره مند نگردند و عقوبت آنرا خوار و سبک نشمرند ! تفسیر عیاشی و کتاب الاطعمة و الاشربه وسائل باب1 صفحه 377

فرمان سگ کشی توسط محمد

رسول خدا ما را فرمان داد به کشتن سگان و ما دستور وی را تاجایی انجام دادیم که حتی سگی که همراه زنی از صحرا می آمد را نیز کشتیم. سپس پیامبر خدا ما را از کشتنشان منع نمود. وی فرمود: این وظیفه ی شماست که سگان تماماً سیاه رنگی که دو خال(بر روی چشم) دارند را بکشید زیرا(چنین سگی) شیطان است. صحیح مسلم، جلد 10، شماره 281

یاوه هایی بارز از زبان مسئولان جمهوری اسلامی و نمایندگان اسلام در جهان!

سردار رادان:

“قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.”

آیت الله جوادی آملی:

“دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.”

حسنی، امام جمعه ارومیه:

“اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.”

امام جمعه شیراز:

“گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا:

“بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود.

قرائتی:

“ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.” احمدی نژاد: “ما یک کشور آزاد هستیم.”

سید حسین مرعشی:

“احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.”

امام جمعه تبریز:

“علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.”

آیت الله خزعلی:

“حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.” احمدی نژاد: “در ایران همجنسگرا نداریم.”

آیت الله امینی، امام جمعه قم:

“سنگسار باید علنی باشد.”

احمدی نژاد:

“ایران قدرت اول جهان است.”

آیت الله حسنی:

“اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود.”

وزیر مسکن:

“ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.”

وزارت اطلاعات:

“سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.”

احمدی نژاد:

نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: “نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم.”

الهام، سخنگوی (وقت) دولت:

“نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد.” مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.

اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه:

“آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد.” احمدی نژاد: ” اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران:

“با شکلات راضی نمی شویم.”

لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی:

“در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.”

شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم:

“کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است.”

سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه:

“دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.”

وزیر کشور (در مورد انتخابات):

” آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم.” احمدی نژاد: “امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.”

احمدی نژاد:

“یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”

احمدی نژاد:

“یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم.”

احمدی نژاد:

“دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده.”

حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت:

“رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد.”

منبع: خبرگذاری امیرکبیر

شیطان تمام شب در بینی میماند

پیامبر(ص) فرمود: اگر هر کدام از شما از خواب بیدار شد و شست شویی انجام داد، بایستی بینی خود را به این صورت بشوید که سه بار آب را داخل بینی کرده و به بیرون بپاشد، زیرا شیطان تمام شب را در قسمت بالای بینی وی بوده است. صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 54، شماره 516

شطرنج حرام است!

رسول اکرم (ص):در ضمن حدیث مناهی فرمودند : شما را از بازی با نرد وشطرنج و نواختن در طبل و عود و طنبور و همچنین خرید و فروش آنها نهی میکنم. ترجمه من لا یحضره الفقیه جلد 5صفحه 308 امام صادق (ع) : فروختن شطرنج حرام است و پولی هم که از فروختنش بدست می آید حرام است و داشتن و نگاه داشتن شطرنج کفر است و شطرنج بازی کردن شرک است و سلام کردن بر کسی که شطرنج بازی می کند گناه کبیره هلاک کننده است و کسی که شطرنج بازی می کند و دست در میان آن می برد چنان است که دست در میان گوشت خوک برده باشد.و کسی که شطرنج بازی می کند نمازش قبول نیست تا اینکه دست خود را بشوید و کسی که به شطرنج نگاه می کند مانند این است که به عورت مادر خود نگاه می کند و کسی که نگاه می کند به کسانی که در حال بازی شطرنج هستند و به آنها سلام می کند در آن حال گناهش با کسی که شطرنج بازی می کند یکسان است . و کسی که بنشیند به قصد بازی کردن شطرنج جای خود را در جهنم آماده کرده است و این زندگانی باعث حسرت او در قیامت است ( به سبب اینکه چرا معصیت ها را انجام داده است ) و از همنشینی قمار باز بپرهیز زیرا از جمله مجالسی است که اهلش مورد غضب الهی شده اند و هر ساعت منتظر غضبند ( بلا ) و چون نازل شود تو را و ایشان را فرا خواهد گرفت. وسائل الشیعه کتاب تجارت جلد 12 صفحه 241 حدیث 4 امام پنجم (ع) : عبدالواحد بن مختار درباره بازی شطرنج از امام (ع) سوال کرد ؟ امام (ع) فرمودند : مومن از این بازی رو گردان است ( شرح : مومن شطرنج بازی نمی کند.) خصال الصدوق جلد 1 صفحه 76 حدیث 87 حضرت صادق (ع):درباره خرید و فروش آلات موسیقی فرمودند : صنعتی ( شغلی ) که هیچ جهت حلالی در آن نباشد و جز شر و فساد چیزی در آن مترتب نباشد مانند آلات موسیقی و شطرنج و صلیب سازی و یا نوشابه های مست کننده و هرچیزی که از این قبیل باشد پس یاد دادن و یاد گرفتن و خرید و فروش و اجرت دادن به کسی در رابطه با آن و یا اجرت گرفتن در رابطه مثلا حمل وسائل آن و کلا جمیع تصرفات در آنها حرام است . تحف العقول صفحه 335 حضرت علی (ع): می فرماید که به شش شخص سلام نکنید :1.یهودی 2.اهل موسیقی و نوازندگی 3.مسیحی 4.شخص آوازه خوان 5.کسی که در حال بازی شطرنج است 6.کسی که شوخی اش فحش مادر است. خصال الصدوق جلد 1 صفحه 275 حضرت محمد (ص) : شطرنج حرام است. کتاب شریف نهج الفصاحه صفحه 273 شماره 1295 رسول خدا (ص):از نشانه های آخرالزمان این است که آلات لهو و موسیقی و تار و طنبور و آواز خوانی به دست شرور ترین این امت ظاهر می گردد .ومردم درآن زمان آلات لهو و موسیقی را نیکو می شمارند .در آن زمان اشخاصی هستند که قرآن را یاد می گیرند و در آلتهای مثل بوق و نی و به شکل آوازه خوانی می خوانند و مردم نرد و شطرنج بازی می کنند پس ایشان در ملکوت آسمان و در میان فرشتگان پلید و نجس خوانده می شوند. تفسیر جامع جلد 6 صفحه 347 امام صادق (ع):بازی کردن با شطرنج شرک به خداست و دست کردن در آن مانند دست زدن به گوشت خوک است و باید پیش از نماز دستها را شست اگر که به مهره آن دست زده باشند و نگریستن به صفحه شطرنج مانند نگاه کردن به عورت مادر است. وسائل الشیعه کتاب تجارت امام صادق (ع) : از امام (ع) درباره حکم بازی شطرنج سوال شد فرمودند : کار مجوس و کافران را برای خودشان وا گذارید. وسائل الشیعه کتاب تجارت امام صادق (ع) : خرید و فروش شطرنج حرام و خوردن پول آن حرام و نگه داشتن اش کفر و بازی کردن آن شرک و سلام کردن به بازی کننده آن گناه و یاد دادن و آموزش آن از کبیره هلاک کننده است. وسائل الشیعه کتاب تجارت امام صادق (ع) : کسی که به بازی شطرنج بنشیند جای خود را در دوزخ مهیا می سازد و آن ساعتی که صرف آن نموده در روز قیامت سبب حسرت و اندوهش می گردد. وسائل الشیعه کتاب تجارت امام صادق (ع) : خداوند در ماه مبارک رمضان می آمرزد مگر سه طایفه را : 1.کسی که به چیز مست کننده روزه اش را بشکند 2. شخصی که شطرنج بازی می کند 3. کسی که از مومنی کینه به دل می گیرد و با او دشمنی ورزد. خصال الصدوق صفحه 73 امام باقر (ع) : از امام (ع) درباره بازی شطرنج سوال شد فرمودند : انسان مومن وقتش آنچنان با ارزش است که فرصت این کارهای بیهوده را ندارد . وسائل الشیعه کتاب تجارت امام رضا (ع) : چون سر امام حسین (ع) را به شام بردند یزید لعنه الله فرمان داد تا آن را در محلی نهادند و پرده ای بر روی آن نصب نمودند پس او و یارانش بدانسو آمدند و به خوردن غذا و نوشیدن آبجو مشغول شدند و چون از کار خوردن و نوشیدن فارغ شدند فرمان داد تا آن سر مطهر را در طشتی زیر تختش نهادند و صفحه شطرنجی روی آن نهادند و یزید لعنه الله بنشست و به بازی شطرنج و گفتگو از حسین بن علی (ع) و پدرش و جدش سلام الله علیهم و استهزاء بذکر ایشان مشغول گشت. و هر زمان که در حرکات شطرنج از حریف خود مهره ای را می برد جامی آبجو می گرفت و سه نوبت می نوشید و آنگاه باقی مانده آن را در کنار طشت بر روی زمین می ریخت پس هر کس که از شیعیان ما می باشد باید از نوشیدن آبجو و بازی شطرنج خود داری کند و هرکس که نظرش به شطرنج یا آبجو افتاد باید به یاد کار پلید یزید لعنه الله افتد و او و خاندانش را نفرین نماید. کتاب شریف من لا یحضر الفقیه جلد 6 صفحه 379 حدیث 5915

خوشت خوک سبب بی غیرتی و شرابخواری باعث زنا با محارم میشوند

امام صادق (ع) : مردی از امام (ع) سوال نمود چرا خداوند گوشت خوک و شراب را حرام نموده است ؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند : خداوند تبارک و تعالی چیزی را حلال ننموده و چیزی را حرام نکرده مگر برای حفظ مصالح خود مردم. نه آنکه بنا بر میل خود نسبت به چیزی آن را حلال نموده و به خاطر بی میلی خود نسبت به امری آنرا حرام کند. زیرا خداوند که خالق بندگانش میباشد ، می داند چه چیزهائی سبب قوام جسم و روح ایشان میشود. پس آنها را حلال نموده و میداند چه چیزهائی برای روح و جسم انسان ضرر دارد ، آنها را حرام فرموده. برای مثال گوشت خوک را حرام نموده ، زیرا سبب بی غیرتی و بی تعصبی و فساد اخلاق میشود. و شراب را حرام نمود ، زیرا شرابخواری موجب ارتعاش و لرزش بدن است و مروت و جوانمردی را از شخص زائل می کند و شخص مشروبخوار را به تمام امور زشت و قبیح از قبیل زنا با محارم و آدم کشی و هر فتنه ای می کشاند. تفسیر جامع جلد 2 صفحه 156

خدمت پیامبر به بشریت، آموزش شیوه الهی ریدمان

پیامبر شما به شما در مورد همه چیز آموخت، حتی در مورد فضولات بدن

پاسخ داد: وی ما را از ادرار و مدفوع کردن رو به قبله، پاک کردن خود با دست راست، پاک کردن با کمتر از سه سنگ و یا تمیز کردن با شن و استخوان منع نموده است.

سنن ابو داوود، جلد 1، شماره 7

takhali

زن ستیزی در میان مردان قریش

ما مردان قریش، بر روی زنانمان تسلط داشتیم، اما وقتی که اینجا آمدیم و با انصار (مسلمانان مدینه) زندگی کردیم، فهمیدیم که زنان انصار از درجه این بالاتر نسبت به مردانشان برخوردار هستند، پس زنان ما آغاز به دریافت عادتهای رفتاری زنان انصاری کردند. یکبار من بر سر زنم فریاد کشیدم و او نیز همزمان بر سر من فریاد کشید و من از این حرکت او بسیار بدم آمد که او جلوی روی من ایستاد. او گفت که چرا از اینکه من پاسخت را همانند خودت دادم دلگیر شدی؟ به الله سوگند زنان پیامبر نیز در روی او می ایستند و پاسخ او را میدهند، و برخی از آنها ممکن است تمام روز پاسخ او را ندهند و با او از روی قهر سخن نگویند. آنچه او گفت مرا ترساند و من به او گفتم «هر کس در میان آنها (زنان محمد) چنین کند، دچار خسران فراوانی خواهد شد». بعد من لباس پوشیدم و به نزد حفصه (دختر عمر که زن پیامبر بود) رفتم و از او پرسیدم «آیا هیچکدام از شما (زنان محمد) رسول الله را تا شبهنگام عصبانی نگاه میدارید؟»، او پاسخ مثبت داد. من گفتم «چنین زنی بسیار زیانکار است، و هرگز موفق نخواهد شد!، آیا او نمیترسد که پیامبر خدا غضب کند و این غضب خشم الله را نیز برانگیزد و او به شدت تنبیه شود؟ از رسول الله چیزهای زیادی را نخواهید و در روی او به هیچ عنوان نایستید، و با او قهر نکنید. هرچه میخواهید از من تقاضا کنید، از رفتار همسایه تان (عایشه) در رفتارش با محمد تقلید نکنید زیرا عایشه از شما زیباتر است، و پیامبر او را بیشتر از همه شما دوست میدارد… پس من بر پیامبر وارد شدم و او را در حالی که بر روی حصیری که پوشیده نبود دراز کشیده بود و جای حصیر روی بدن پیامبر مانده بود دیدم، او بر پشتی که با برگهای نخل پر شده بود تکیه زده بود. من به او سلام کردم و در هنگامی که ایستاده بودم به او گفتم: «آیا زنانت را طلاق داده ای؟» او چشمانش را به سوی من گرفت و پاسخی منفی داد، و من در حالی که ایستاده بودم با اعتراض گفتم «ای رسول الله آیا بدانچه من میگویم اعتنایی میکنی؟ ما مردم قریش دست بالایی بر دست زنانمان داشتیم و بعد به نزد کسانی آمدیم که زنانشان دست بالای مردانشان دارند…» سپس عمر جریان خود و زنش را تعریف کرد. «پیامبر لبخند زد»، عمر سپس گفت «من سپس گفتم، که پیش حفصه رفته ام و به او گفته ام «وسوسه نشوید که رفتار عایشه را در برابر پیامبر پیروی کنید، زیرا او زیباتر از شماها است و پیامبر او را بیشتر دوست دارد»، پیامبر دوباره لبخند زد. صحیح بخاری پوشینه 3، کتاب 43، شماره 648

سنگ و کلوخ با امام حسین نماز میخواندند

در روایت زهری از سعید بن مسیب نقل شده است که سعید گفت : مردم از مکه بیرون نمی شدند تا آنکه علی بن الحسین ، سید العابدین (ع) ، بیرون آید. پس آن حضرت از مکه خارج شد من نیز با وی بودم. او در یکی از منازل بین راه فرود آمد و دو رکعت نماز گزارد و در سجودش تسبیح گفت. پس هیچ درخت و کلوخی نماند جز آنکه همراه با حضرتش خدای را تسبیح می کردند. ما از تعجب ، فریاد سر دادیم. هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم ، آیت الله سید محمد تقی مدرسی (جلد اول) برگ 515