شب نیمه شعبان

یکی از زنان پیامبر(ص) گوید: رسول خدا(ص) در شبی که نوبت من بود آهسته از رختخواب بیرون رفت به طوری که من نفهمیدم. پس از آنکه بیدار شدم غیرت زنانه مرا در گرفت و پنداشتم که در حجره ی یکی دیگر از زنانش رفته است، ناگاه چشمم به آن حضرت افتاد که مانند جامه ای که بر زمین افتاده باشد، روی انگشتان پا به سجده رفته و در حال سجده می گوید «اصبحت الیک فقیرا خائفا مستجیرا، فلا تبدل اسمی، و لا تغیر جسمی، و لا تجتهد بلائی، و اغفرلی» «پیوسته به تو فقیر و نیازمندم، و همیشه از تو ترسان و به تو پناهنده ام، پس نامم را از زمره ی نیکان برمگردان، و جسمم را تغییر مده، و به آزمون دشوارم میفکن و مرا بیامرز» سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت، شنیدم که این بار میگفت «سجد لک سوادی و خیالی، و آمن بذلک فوادی، هذه یدای بما جنیت علی نفسی. یا عظیم ترجی لکل عظیم. اغفرلی ذنبی العظیم، فانه لا یغفر الذنب العظیم الا العظیم» «جسم و شبح من هر دو برایت سجده کرده و دلم به آن ایمان آورده، اینک این دو دستم (که در پیشگاهت به خاک افتاده) در برابر آن جنایتی که بر خود کرده ام. ای خدای بزرگی که امید به انجام هر کار بزرگی به توست، گناه بزرگ مرا ببخش، که جز خدای بزرگ، گناه بزرگ را نیامرزد» سپس سر از سجده برداشت و برای بار سوم به سجده رفت، شنیدم که می گفت «اعوذ بعفوک من عقابک، و اعوذ برضاک من سخطک، و اعوذ بمعافاتک من عقوبتک، و اعوذ بک منک. انت کما اثنیت علی نفسک، و فوق ما یقول القائلون» «از عذاب تو به گذشتت، و از خشم تو به رضا و خشنودیت، و از کیفر تو به عفو و بخششت، و از ذات مقدست به ذات مقدس خودت پناه می آورم، تو چنانی که خود ثنای خود گفته ای، و برتر از آنی که دیگران می گویند» بعد سر از سجده برداشت و برای بار چهارم به سجده رفت و گفت «اللهم انی اعوذ بنور وجهک الذی اشرقت له السماوات و الارض، و قشعت به الظلمات، و صلح به امر الاولین و الاخرین، ان یحل علی غضبک، او ینزل علی سخطک. اعوذ من زوال نعمتک و فجاة نقمتک، و تحویل عافیتک و جمیع سخطک. لک العتبی فیما استعطت، و لا حول و لا قوه الا بک» «خدایا، به نور و جهت که آسمانها و زمین با آن روشن شده و تاریکی ها با آن زایل گشته و کار اولین و آخرین با آن به صلاح آمده پناه می آورم از اینکه غضبت بر من فرود آید؛ و یا عذابت بر من نازل شود. خدایا، از زوال نعمتت و از عذاب ناگهانیت و تغییر یافتن سلامتی دادنت و از هر خشم و غضبت به تو پناه می آورم. در حد توانم از تو عذر می خوام، و هیچ نیرو و توانی بر ترک و عمل نیست مگر به واسطه ی ذات مقدس تو» چون این حال را از آن حضرت دیدم او را رها کرده، به سرعت به منزل برگشتم به طوری که نفسم به شماره افتاد. رسول خدا(ص) به دنیال من رسید و فرمود: چرا نفست به شماره افتاده؟! عرض کردم: یا رسول الله، نزد شما و ناظر اعمالتان بودم. فرمود: آیا میدانی امشب چه شبی است؟ شب نیمه ی شعبان است که در آن اعمال آدمی معین، روزی ها تقسیم و عمرها نوشته می شود و خدای متعال گناه همه کس را می بخشد مگر مشرک و باجگیر(کینه ورز) و قاطع رحم و شرابخوار و کسی که اصرار بر انجام گناهی دارد و شاعر(بیهوده گو) و کسی که شغل کهانت و غیبگویی را انتخاب کرده است. (اقبال الاعمال 702، لم نعثر علیه فی الفائق) ـــــ مولف: مانند این حدیث از حضرت صادق(ع) نیز نقل شده، لیکن متن دعاها در آن نسبت به حدیث گذشته بسیار تفاوت دارد. زمخشری هم در کتاب «فائق» همان معنی را با حذف دعا روایت کرده است. سنن النبی صفحه 326-329

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s