امام صادق فرمود: رسول خدا مانند بندگان مینشست و دست خود را بر زمین مینهاد (به آن تکیه میکرد) و با سه انگشت غذا میخورد. و فرمود: رسول خدا اینچنین غذا میل میکرد نه مانند جباران که با دو انگشت غذا میخورند.(المحاسن 441 ، و الکافی 279/6، فیض القدیر 196/5، الکافی 271/6، و فیض القدیر 128/5) سنن النبی صفحه 157
بایگانی دستهها: یاوه
معجزه ی امام محمد تقی
در یکی از روزهای بهار، که آسمان صاف و هوا گرم بود ، مردم در یکی از مناسبتهای رسمی تابستانی از خانه های خود بیرون آمدند. امام هادی (ع) نیز با پوشیدن جامه ای زمستانی از خانه بیرون آمد. چون به میان صحرا رسیدند ، ابری پر باران ظاهر شد و بارانی سخت باریدن گرفت و هیچ کس جز امام هادی از شر باران و گل در امن نماند. بدین وسیله بسیاری از مردم به سوی او و دانش حضرتش راهنمایی شدند. هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم – آیت الله سید محمد تقی مدرسی ( جلد دوم ) برگ 353
كسوف و خسوف
1506- امام سجاد عليه السّلام فرمود: همانا از نشانههائى كه خداوند عزّ و جلّ براى مردم تقدير فرموده از جمله چيزهائى كه بدان نيازمندند (و جزء ضروريات زندگى طبيعى ايشان است) دريائى است كه خداوند تعالى آن را در ميان آسمان و زمين آفريده است. امام عليه السّلام بدنبال اين مطلب فرمود: و البته خداوند تبارك و تعالى چنين مقدّر فرموده است كه حركت يا مدار حركت و مسير خورشيد و ماه و ستارگان از آنجا باشد و اين جمله را همگى بر آسمان مقدّر فرموده است (يعنى از طرف بالا و بسمت آسمان، يا شايد همين قوانين و سيستم بر همه عناصر فلكى حكومت مىكند) آنگاه بر آسمان فرشتهاى را كه با او هفتاد هزار فرشته ديگر همكارى مىكنند گماشته است كه آنان دسته جمعى آسمان و افلاك را بچرخش درمىآورند، و چون آنان فلك را بگردش درمىآورند خورشيد و ماه و ستارگان نيز هماهنگ با آن ميگردند، و هر يك در شبانه روزى يك بار چنان كه خداوند متعال مقدّر فرموده بجاى خود ميرود، و هر گاه گناه بندگان فزونى گيرد و خداوند بخواهد آنان را با آيتى از آيات خويش وادار به ترك گناه و معاصى نمايد تا براه رضاى او روند فرشته موكّل بر فلك را فرمان دهد تا فلك را از حركت و مسيرهاى معمول خود بگرداند، پس آن فرشته سركرده به هفتاد هزار فرشته مأمور ديگر دستور ميدهد كه فلك را از مسير و حركت هميشگى بگردانيد، پس آنان مسير آن را منحرف مىسازند و خورشيد در مسيرى محاذى آن دريا و يا درون آن دريا كه فلك در آن است قرار ميگيرد، در اين حال كسوف روى ميدهد، و نور خورشيد كم مىشود و رنگش دگرگون ميگردد. و هر گاه خداوند عزّ و جلّ بخواهد آن آيت را بزرگتر سازد آنها را در آن دريا فرو ميكند بر حسب مقدار تخويفى كه اراده فرمايد اندك يا بسيار آن سيارگان را در درياى ذكر شده فرو مىبرد و اين هنگامى است كه خورشيد را كسوف پديد مىآيد و همين رفتار را نسبت به ماه نيز معمول ميفرمايد و هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه كسوف و خسوف را زايل فرموده و آنها به مسير متعارفشان بازگرداند فرشته موكّل بر افلاك را امر ميفرمايد تا آن را به مسير و مجراى هميشگى برگرداند، در اين صورت فلك برميگردد بحركت سابق و خورشيد نيز به مسير پيشين باز ميگردد پس آفتاب از آب آن دريا خارج مىشود در حالى كه چند لحظهاى كدر و پريده رنگ است، و ماه نيز بهمين ترتيب است، راوى گويد: امام سجاد عليه السّلام فرمود: بدانيد كه فزع و خوف در برابر اين دو نشانه بزرگى الهى پيدا نمىكند مگر كسى كه از شيعيان ما باشد، پس هر گاه كسوف يا خسوف واقع شد به پيشگاه خداوند تعالى پناه بريد و به او بازگرديد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ253.
بوی گردن زن
از رسول خدا روایت است که چون میخواست با بانویی ازدواج کند زنی را نزد او میفرستاد و به او میفرمود: صفحه ی گردن او را بو کن، زیرا اگر بوی گردنش خوب بود بوی بدنش نیز خوب خواهد بود…(المقنع 100،و الفقیه388/3، و تهذیب الاحکام 402/7 ، و المستبدرک 180/14) سنن النبی صفحه 154
رابطه ابر و باران
1495- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: ابرها غربال باران هستند (كه آب بسيار را بصورت قطره قطره فرو مىفرستند) و اگر نه چنين بود بر هر چيز كه فرو مىآمد حتما آن را از بين مىبرد و ضايع مىساخت. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ240.
امامان ختنه شده بدنیا می آیند!
محمدبن زیاد ازدی گوید: هنگامیکه حضرت رضا به دنیا آمد، از موسی بن جعفر شنیدم که میفرمود: این فرزندم ختنه شده و پاک و پاکیزه به دنیا آمده است و هیچ یک از امامان متولد نشوند، مگر آنکه ختنه شده و پاک و پاکیزه باشند، ولی ما برای عمل کردن به سنت نبوی و پیروی کردن از آیین پاک و معتدل ابراهیمی، در جای ختنه ی کودک تیغ میکشیم.(کمال الدبن و تمام التعمه 433/2 ، مکارم الاخلاق 230) سنن النبی صفحه 152 امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد! با پا و براحتی متولد ميشود!جنب نميشود!اگر بخوابد قلبش بيدار است ..چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است ! همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه –اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه
خروس الهی
1395- امام باقر عليه السّلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى را فرشتهاى است كه بشكل خروس سفيد است، سر او زير عرش و پاهايش در منتهاى زمين هفتم است، يك بال او در مشرق و بال ديگرش در مغرب است، تا آن خروس آواز برندارد هيچ خروسى نميخواند، و چون او آواز برداشت بالهاى خود را برهم ميزند و سپس اين ذكر را ميخواند: سبحان اللَّه، سبحان اللَّه، سبحان اللَّه العظيم الّذى ليس كمثله شىء. يعنى منزّه است خداوند، منزّه است خداوند، منزّه است خداوند بزرگ كه هيچ چيزى شبيه و همانند او نيست. آن حضرت فرمود: پس خداوند تبارك و تعالى او را پاسخ ميدهد و ميفرمايد: كسى كه گفته تو را بفهمد هرگز بدروغ مرا قسم نخورد.1396- و روايت كردهاند: اين آيه كه ميفرمايد: وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ يعنى (و مرغانى كه در هوا صف زدهاند و پرواز مىكنند خداوند نماز و تسبيح هر كدام از آنان را ميداند) در باره همين فرشته نازل شده است. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگهای175و176.
مرتد بودن نقاش
579- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هر كس قبرى را بازسازى كند يا صورتى بكشد و يا مجسّمهاى و غير مجسّمه را ساخته (و سمبل قرار دهد) از اسلام خارج شده است. من لا يحضره الفقيه،شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگ 275.
به زنان نوشتن نياموزيد!
1089- امام صادق عليه السّلام فرمود: زنان را در بالاخانهها منشانيد يا جاى ندهيد، (يا شايد بطور كلى مراد كليّه اطاقها و اماكنى باشد كه در طبقات فوقانى و مشرف به سراها و اطاقهاى ديگر قرار دارد) و نيز خط نوشتن و سوره يوسف به آنان نياموزيد، بلكه به ايشان چرخريسى بياموزيد. و همچنين سوره نور. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ 26.
پوشش كنيز
1085- محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: بر كنيز لازم نيست كه در نماز سر را بپوشاند، و نيز بر مدبّره در نماز مقنعه لازم نيست (يعنى كنيزى كه مالك باو بگويد: بعد از وفات من آزادى، در اين صورت تا مادامى كه مولا نمرده او بنده يا كنيز است) و بر مكاتبه مشروطه نيز در نماز مقنعه لازم نيست و او همچنان بنده است تا جميع مال مورد مكاتبه و مقرّره را بپردازد. و حدودى كه بر مملوك است بتمامى بر او نيز جارى ميگردد. 1086- و باز محمّد بن مسلم گويد: از آن حضرت سؤال كردم: كنيز هر گاه از مولايش داراى فرزند شد، مقنعه بر او لازم است؟ آن حضرت فرمود: اگر بر كنيز مقنعه در نماز لازم بود، مىبايست وقتى حائض مىشد بر او لازم ميگرديد، بنا بر اين در نماز مقنعه و سر پوشيدن بر كنيزك لازم نيست. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش.ج2،برگ 25.
خواندن نماز و حفظ عورت
| بر زنان اذان و اقامه نماز و جمعه و جماعت نيست، و هنگامى كه زن بنماز مىايستد دو پايش را نزديك بيكديگر گذارد، و ميان آنها را از هم باز نگذارد و فاصله نيندازد، و دستهايش را بر سينه خود روى پستانهايش قرار دهد، و چون به ركوع رود دستهايش را بالاى زانوان بر روى رانهاى خود گذارد تا زياد خم نشود كه سرين (باسن) يا نشيمنگاه او بالا بيايد، و چون خواست بسجده رود ابتدا بنشيند و بعد بسجده رود بنحوى كه خود را به زمين بچسباند و فراهم نشيند (بر خلاف مردان كه سنّت است گشاده باشند) و دستهايش را تا مرفق بر زمين گذارد، و چون خواهد (كه آماده شود) برخيزد و بايستد سر خويش را از سجده بردارد و بر نشيمنگاه نشيند ولى نه چنان كه مردها مىنشينند (يعنى نه متورّك و بر پاشنه پا) آنگاه روى پا، راست و به تدريج و تأنّى بلند شود تا بايستد بدون آنكه خم شود و سرين خود را بلند كند و نشيمنگاه او ظاهر شود و جلب نظر نمايد، و چون براى تشهّد نشيند پاهاى خود را بلند كند (كه نشيمنگاه او بر زمين باشد)، و رانهايش را به يك ديگر بچسباند، و زن آزاد (و بالغ) نماز نميگزارد مگر با مقنعه و روسرى (كه موى سر و گردن خود را بدان بپوشاند) ولى كنيز (و همچنين آزاد نابالغ) بدون روسرى نماز ميخواند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگ23. |
بادشناسی
1517- و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: باد داراى سر و دو بال است… …و على بن رئاب از أبى بصير روايت كرده كه گفت: از امام باقر عليه السّلام در مورد بادهاى معروف چهارگانه يعنى: شمال، جنوب، صبا و دبور سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم: همانا مردم ميگويند (يا در بين عامه مردم شايع است) كه باد شمال از بهشت، و باد جنوب از جهنم، مىآيد نظر شما چيست؟آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ را لشكريانى است از باد كه هر كس را كه نافرمانى و معصيت خداوند كند بدان وسيله عذاب فرمايد، و هر بادى را فرشتهاى گماشته شده كه فرمانش را اجرا مىكنند، پس هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد تا قومى را به عذابى گرفتار سازد به فرشتهاى كه بدان نوع از باد گماشته شده كه خدا ميخواهد بوسيله آن عذابشان نمايد وحى ميفرمايد (كه اين اراده الهى را اجرا كند) و آن فرشته نيز بنوبه خود به باد مورد نظر و تحت فرمان خويش دستور انجام آن را ميدهد و باد همچون شير خشمگين و پرهيجان به جوش و خروش درمىآيد (و اجراى امر مىكند)، (1) و هر بادى از بادها را اسمى جداگانه است، مگر فرمايش خداوند عزّ و جلّ را نشنيدهاى كه ميفرمايد: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (يعنى:همانا ما برايشان باد صرصرى فرستاديم در روز نحسى كه شومى آن پيوسته بود) و باز فرموده: «باد عقيم» برايشان فرستاديم، و باز خداوند تعالى فرموده: فأصابها اعصار فيه نار فاحترقت (يعنى: پس آنها را بادى رسيد كه در آن آتش بود و آنها را سوخت) و نيز ساير بادها كه در قرآن از آنها ياد كرده و بوسيله آنها هر كس را كه نافرمانى او كند عذاب فرمايد. و خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت است همچون لواقح (يعنى باد بهارى)، و بادهائى كه ابرها را بحركت درمىآورد و پيش ميراند، و بادهائى كه ابرها را در ميان آسمان و زمين نگاه ميدارند، و باز بادها كه ابرها را ميفشارند و به اذن خدا آنها را به ريزش باران واميدارند، و باز بادها ابرها را پراكنده ميسازند، و بادهاى رحمت ديگرى كه خداوند در كتاب خود آنها را نام برده و برشمرده است. و اما بادهاى مشهور چهارگانه، همانا آنها نام فرشتگانى بهمين اسمها است يعنى شمال، جنوب، صبا و دبور، و بر هر كدام از اين بادها فرشتهاى گماشته شده است، و چون خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد شمال را بوزش درآورد، فرشتهاى را كه نامش شمال است فرمان ميدهد (كه اين كار را انجام دهد) و آن فرشته بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى مىايستد، و بالهايش را بر هم ميزند (1) و باد شمال پراكنده مىشود در خشكيها و درياها هر كجا كه خداوند عزّ و جلّ بخواهد، و هر گاه خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد صبا را بحركت آورد، بدين منظور فرشتهاى را كه نامش صبا است امر ميفرمايد (كه اين كار را انجام دهد) و او بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد صبا پراكنده مىشود و در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده باشد وزيدن ميگيرد، و هر گاه خداوند اراده فرمايد كه باد جنوب را بحركت آورد فرشتهاى را كه نامش جنوب است فرمان ميدهد، و او بر بيت الحرام فرود مىآيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و در نتيجه باد جنوب در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده شروع به وزيدن ميكند. و چون خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه دبور را به حركت درآورد فرشتهاى بهمين نام را فرمان ميدهد و آن فرشته بر بيت الحرام فرود آمده و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد دبور در هر كجا كه خداوند تعالى اراده فرمايد در خشكى و درياها پراكنده شده وزيدن ميگيرد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج2،برگهای262و265.
خريد و فروش كنيز
199- از موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيده شد: در مورد شخصى كه كنيزى خريده و چند ماه پيش او مانده است و حائض نشده و اين ناشى از سن زياد هم نبوده باشد و زنان پس از معاينه او بگويند كه حامله نيست آيا نزديكى كردن در فرج او براى مالكش جايز است (چون احتمال دارد حامله باشد از صاحب اولش)؟ آن حضرت فرمود: ممكن است حيض را بادى حبس كرده باشد بدون اينكه زن حامله باشد پس باكى نيست كه مالكش با او در فرج نزديكى كند.موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: و اگر مردى كنيز بالغهاى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مىشود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشندهاش باز گردانيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگهای 126و127.
شيرشناسی
157- و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذا خوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر ميخورد از مثانه مادر سرچشمه ميگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذا خوار شود از لباس نميشويند همچنين بول او نيز شستن نميخواهد زيرا شيرى را كه پسر ميخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش. ج1،برگ 98 .
درمان کمردرد با حلیم
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) از درد کمر به خداوند شکایت کرد، خدای متعال آن حضرت را دستور داد به خوردن گندم با گوشت یعنی حلیم. (الکافی 6/320) سنن النبی صفحه 207
بی نیازی از پزشک و دارو با آب باران
رسول خدا(ص) فرمود: آیا به شما نیاموزم داروئی را که جبرئیل به من آموخته تا دیگر به پزشک و داروئی محتاج نشوید؟ گفتند: چرا، یا رسول الله. فرمود: آب باران را بگیرید و هفتاد بار سوره ی فاتحه، هفتاد بار سوره ی ناس، هفتاد بار سوره ی فلق، هفتاد بار صلوات بر پیامبر(ص) و هفتاد بار سبحان الله بر آن بخوانید و هفت روز پیاپی هر صبح و شام از آن آب بیاشامید. (الدعوات 183) سنن النبی صفحه 207
دور کردن شیطان با سدر
امام صادق(ع) می فرمود: رسول خدا(ص) سر خود را با سدر می شست و می فرمود: هر که سر خود را با سدر بشوید خداوند وسوسه ی شیطان را از او دور می سازد، و هر که وسوسه ی شیطان از او دور شد گناه نمی کند، و هر که گناه نکند داخل بهشت می شود. (بحارالانوار 76/88 ، ثواب الاعمال 37) سنن النبی صفحه 206
فواید شستن سر با خطمی
امام کاظم(ع) می فرمود: شستن سر با خطمی در روز جمعه از سنت است، روزی را فراوان، فقر را دور و مو و پوست بدن را نیکو می سازد، و این کار امان از سردرد است. (بحارالانوار 76/88 ، و الاصول الستة عشر 55) سنن النبی صفحه 206
اخلاق پیامبران
امام صادق فرمود : چهارچیز از اخلاق پیامبران است : عطر زدن تراشیدن موی سر با تیغ و ازاله موی بدن با نوره و کثرت آمیزش جنسی(الفقیه ۱۳۱/۱ ٬ مکارم الاخلاق ۶۳ ٬ و تحف العقول ۴۴۲) سنن النبی صفحه 98
حجامت یا نجات دهنده؟!
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) وسط سرش را حجامت می کرد و آن را «پناه دهنده» یا «نجات دهنده» می نامید. (معانی الاخبار 247-248) سنن النبی صفحه 206
شرط بیعت با زنان
از جمله اموری که رسول خدا در بیعت با زنان شرط میفرمود این بود که جز با مردان محرم با مردان دیگر سخن نگویند .(دعایم الاسلام ۲۱۴/۲ ) سنن النبی صفحه 90
ربط جذام به زکام
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) زکام خود را مداوا نمی کرد و می فرمود: هیچ کس نیست جز اینکه رگی از جذام دارد، و هر گاه به زکام مبتلا شود، زکام بیماری جذام را ریشه کن می کند. (الکافی 8/382)
سنن النبی صفحه 205
لشگر فرشتگان
جابر گوید : هرگاه رسول خدا بیرون میشد یارانش پیشاپیش آن حضرت راه میرفتند و پشت سر اورا برای فرشتگان می گذاشتند .مکارم الاخلاق ۲۲ ) سنن النبی صفحه 74
نحوه پاشیدن آب بر قبر
امام صادق(ع) فرمود: سنت در پاشیدن آب بر روی قبر آن است که رو به قبله بایستد و از طرف سر میت شروع کند به ریختن آب تا به طرف پایش برسد، سپس از همانجا دور زند و آب بریزد تا به طرف دیگر سر برسد، و در آخر مقداری آب بر وسط قبر بپاشد؛ سنت در این کار چنین است. (تهذیب الاحکام 1/320) سنن النبی صفحه 202
عرق پیامبر یا عطر
در مناقب گوید : پیامبر در وقت نیمروز در اتاق ام سلمه میخوابید ٬ و او عرق آن حضرت را جمع میکرد و داخل عطر می نمود . (مناقب آل ابی طالب ۱۲۴/۱ ٬ مجموعه ورام ۲۳ ) سنن النبی صفحه 62
مشورت پیامبر با زنانش!
انتخاب راه
موسی بن عمران بن بزیع گوید : به امام رضا عرض کردم : قربانت گردم ٬ مردم روایت کنند که رسول خدا هرگاه از راهی می رفت در هنگام مراجعت از راهی دیگر باز میگشت آیا چنین است ؟ فرمود : آری من هم بسیاری از اوقات چنین میکنم ٬ تو نیز چنین کن و آگاه باش که این کار برایت روزی آور تر است .(الکافی ۳۱۴/۵ ٬ و ۱۴۷/۸ ٬ و الاقبال ۲۸۳ ) سنن النبی صفحه 61
امام هادی، قاتل یا حضرت؟
یکی از فرزندان خلیفه، ولیمه ای بر پا کرد و مردم را بدان فرا خواند. امام هادی (ع) نیز جزو میهمانان بود. ما وارد مجلس شدیم و همین که او را دیدیم به احترام آن حضرت زبان در کام کشیدیم و سکوت کردیم. جوانی در مجلس حضور داشت که حرمت ایشان را رعایت نمی کرد و می گفت و می خندید. حضرت به او رو کرد و فرمود : ای جوان دهان را از خنده پر می کنی و از یاد خدا غفلت می ورزی با اینکه سه روز دیگر در جلگه اهل قبوری؟ گفتیم : این خود دلیلی است (بر امامت حضرت) تا ببینیم چه شود جوان از بگو بخند دست گشید و مودب نشست . غذا خوردیم و خارج شدیم. فردا جوان مریض شد ، و روز شوم ، در آغاز روز مرد و در پایان روز به خاک سپرده شد. 1- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 183 هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم – آیت الله سید محمد تقی مدرسی ( جلد دوم) برگ 372
دریای بین آسمان و زمین؟
امام موسی (ع) به اطرافیانش گفت :
هنگام مرگ این کودک امروز به دست من فرا رسیده است. سپس فرزند امام رضا را که در بین شماری از کودکان بود طلبید و از او پرسید : تو از اخبار آسمانها چه می دانی؟ امام جواد گفت : من از پدرم از پدرانم از پیامبر (ص) از جبرائیل از پروردگار جهانیان شنیدم که فرمود : میان آسمان و زمین دریایی است. غبارناک و پر موج که در آن مارهائی است که شکمهایشان سبز و پشتهایشان نقطه های سیاه است. پادشاهان آنها را با بازهای سپیدشان شکار می کنند تا دانشمندان را بدانها بیازمایند. مامون با شنیدن این پاسخ گفت : تو و پدرانت و جدت و پروردگارت همه راست گفتید آنگاه او را سوار کرد و دخترش ام الفضل را به همسری او درآورد.
بحار الانوار ،ج 50 ، ص 56. برگ 319
دیدن سپاهیان این امام، نفس می برد!
آخرین کرامتی که از آن حضرت نقل می کنییم ، کرامتی است که راویان پیرامون (تپه نو بره ها) نقل کرده اند. ماجرا از این قرار بود که متوکل کوشید با اتکا بر نیروی نظامی خویش مخالفان خود را به هراس اندازد . از این رو به هر یک از افراد لشگر خود که شمارشان به 90 هزار تن می رسید و همه از ترکهای ساکن سامرا بودند ، دستور داد خورجین اسب خویش را از خاک سرخ پر کنند و در صحرای وسیعی ، آنها را روی هم بریزند. سپاهیان به فرمان متوکل عمل کردند . چون چنین کردند ، مثل کوهی بزرگ شد ، متوکل بر فراز تپه رفت و امام هادی را فرا خواند و گفت : شما را خواستم که لشکر مرا تماشا کنی او دستور داده بود همه لباسهای خاصی به نام تجفاف ( که لباس جنگ بوده) بپوشند و سلاح برگیرند و با کاملترین لوازم و عظیم ترین هیات آماده شده بودند. غرض متوکل این بود که قیام کنندگان را تهدید کند و بیشتر از ناحیه امام هادی نگران بود که مبادا برخی از کسانش را به قیام فرمان دهد. حضرت هادی به متوکل فرمود: آیا می خواهی من هم سپاه خود را به تو عرضه دارم ؟ متوکل پاسخ داد: آری . امام دعایی کرد ، ناگهان میان آسمان و زمین از خاور تا باختر از فرشتگان مسلح پر شد. خلیفه از دیدن این منظره از حال رفت هدایتگران راه نور ، زندگی نامه چهارده معصوم – آیت الله سید تقی مدرسی ( جلد دوم ) برگ 373
