بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

به زنان نوشتن نياموزيد!

1089- امام صادق عليه السّلام فرمود: زنان را در بالاخانه‏ها منشانيد يا جاى ندهيد، (يا شايد بطور كلى مراد كليّه اطاقها و اماكنى باشد كه در طبقات فوقانى و مشرف به سراها و اطاقهاى ديگر قرار دارد) و نيز خط نوشتن و سوره يوسف به آنان نياموزيد، بلكه به ايشان چرخ‏ريسى بياموزيد. و همچنين سوره نور. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ 26.

پوشش كنيز

1085- محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: بر كنيز لازم نيست كه در نماز سر را بپوشاند، و نيز بر مدبّره در نماز مقنعه لازم نيست (يعنى كنيزى كه مالك باو بگويد: بعد از وفات من آزادى، در اين صورت تا مادامى كه مولا نمرده او بنده يا كنيز است) و بر مكاتبه مشروطه نيز در نماز مقنعه لازم نيست و او همچنان بنده است تا جميع مال مورد مكاتبه و مقرّره را بپردازد. و حدودى كه بر مملوك است بتمامى بر او نيز جارى ميگردد. 1086- و باز محمّد بن مسلم گويد: از آن حضرت سؤال كردم: كنيز هر گاه از مولايش داراى فرزند شد، مقنعه بر او لازم است؟ آن حضرت فرمود: اگر بر كنيز مقنعه در نماز لازم بود، مى‏بايست وقتى حائض مى‏شد بر او لازم ميگرديد، بنا بر اين در نماز مقنعه و سر پوشيدن بر كنيزك لازم نيست. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏.ج‏2،برگ 25.

خواندن نماز و حفظ عورت

بر زنان اذان و اقامه نماز و جمعه و جماعت نيست، و هنگامى كه زن بنماز مى‏ايستد دو پايش را نزديك بيكديگر گذارد، و ميان آنها را از هم باز نگذارد و فاصله نيندازد، و دستهايش را بر سينه خود روى پستانهايش قرار دهد، و چون به ركوع رود دستهايش را بالاى زانوان بر روى رانهاى خود گذارد تا زياد خم نشود كه سرين (باسن) يا نشيمنگاه او بالا بيايد، و چون خواست بسجده رود ابتدا بنشيند و بعد بسجده رود بنحوى كه خود را به زمين بچسباند و فراهم نشيند (بر خلاف مردان كه سنّت است گشاده باشند) و دستهايش را تا مرفق بر زمين گذارد، و چون خواهد (كه آماده شود) برخيزد و بايستد سر خويش را از سجده بردارد و بر نشيمنگاه نشيند ولى نه چنان كه مردها مى‏نشينند (يعنى نه متورّك و بر پاشنه پا) آنگاه روى پا، راست و به تدريج و تأنّى بلند شود تا بايستد بدون آنكه خم شود و سرين خود را بلند كند و نشيمنگاه او ظاهر شود و جلب نظر نمايد، و چون براى تشهّد نشيند پاهاى خود را بلند كند (كه نشيمنگاه او بر زمين باشد)، و رانهايش را به يك ديگر بچسباند، و زن آزاد (و بالغ) نماز نميگزارد مگر با مقنعه و روسرى (كه موى سر و گردن خود را بدان بپوشاند) ولى كنيز (و همچنين آزاد نابالغ) بدون روسرى نماز ميخواند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ23.

بادشناسی

1517- و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: باد داراى سر و دو بال است… …و على بن رئاب از أبى بصير روايت كرده كه گفت: از امام باقر عليه السّلام در مورد بادهاى معروف چهارگانه يعنى: شمال، جنوب، صبا و دبور سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم: همانا مردم ميگويند (يا در بين عامه مردم شايع است) كه باد شمال از بهشت، و باد جنوب از جهنم، مى‏آيد نظر شما چيست؟آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ را لشكريانى است از باد كه هر كس را كه نافرمانى و معصيت خداوند كند بدان وسيله عذاب فرمايد، و هر بادى را فرشته‏اى گماشته شده كه فرمانش را اجرا مى‏كنند، پس هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد تا قومى را به عذابى گرفتار سازد به فرشته‏اى كه بدان نوع از باد گماشته شده كه خدا ميخواهد بوسيله آن عذابشان نمايد وحى ميفرمايد (كه اين اراده الهى را اجرا كند) و آن فرشته نيز بنوبه خود به باد مورد نظر و تحت فرمان خويش دستور انجام آن را ميدهد و باد همچون شير خشمگين و پرهيجان به جوش و خروش درمى‏آيد (و اجراى امر مى‏كند)، (1) و هر بادى از بادها را اسمى جداگانه است، مگر فرمايش خداوند عزّ و جلّ را نشنيده‏اى كه ميفرمايد: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (يعنى:همانا ما برايشان باد صرصرى فرستاديم در روز نحسى كه شومى آن پيوسته بود) و باز فرموده: «باد عقيم» برايشان فرستاديم، و باز خداوند تعالى فرموده: فأصابها اعصار فيه نار فاحترقت (يعنى: پس آنها را بادى رسيد كه در آن آتش بود و آنها را سوخت) و نيز ساير بادها كه در قرآن از آنها ياد كرده و بوسيله آنها هر كس را كه نافرمانى او كند عذاب فرمايد. و خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت است همچون لواقح (يعنى باد بهارى)، و بادهائى كه ابرها را بحركت درمى‏آورد و پيش ميراند، و بادهائى كه ابرها را در ميان آسمان و زمين نگاه ميدارند، و باز بادها كه ابرها را ميفشارند و به اذن خدا آنها را به ريزش باران واميدارند، و باز بادها ابرها را پراكنده ميسازند، و بادهاى رحمت ديگرى كه خداوند در كتاب خود آنها را نام برده و برشمرده است. و اما بادهاى مشهور چهارگانه، همانا آنها نام فرشتگانى بهمين اسمها است يعنى شمال، جنوب، صبا و دبور، و بر هر كدام از اين بادها فرشته‏اى گماشته شده است، و چون خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد شمال را بوزش درآورد، فرشته‏اى را كه نامش شمال است فرمان ميدهد (كه اين كار را انجام دهد) و آن فرشته بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى مى‏ايستد، و بالهايش را بر هم ميزند (1) و باد شمال پراكنده مى‏شود در خشكيها و درياها هر كجا كه خداوند عزّ و جلّ بخواهد، و هر گاه خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد صبا را بحركت آورد، بدين منظور فرشته‏اى را كه نامش صبا است امر ميفرمايد (كه اين كار را انجام دهد) و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد صبا پراكنده مى‏شود و در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده باشد وزيدن ميگيرد، و هر گاه خداوند اراده فرمايد كه باد جنوب را بحركت آورد فرشته‏اى را كه نامش جنوب است فرمان ميدهد، و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و در نتيجه باد جنوب در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده شروع به وزيدن ميكند. و چون خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه دبور را به حركت درآورد فرشته‏اى بهمين نام را فرمان ميدهد و آن فرشته بر بيت الحرام فرود آمده و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد دبور در هر كجا كه خداوند تعالى اراده فرمايد در خشكى و درياها پراكنده شده وزيدن ميگيرد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگهای262و265.

خريد و فروش كنيز

199- از موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيده شد: در مورد شخصى كه كنيزى خريده و چند ماه پيش او مانده است و حائض نشده و اين ناشى از سن زياد هم نبوده باشد و زنان پس از معاينه او بگويند كه حامله نيست آيا نزديكى كردن در فرج او براى مالكش جايز است (چون احتمال دارد حامله باشد از صاحب اولش)؟ آن حضرت فرمود: ممكن است حيض را بادى حبس كرده باشد بدون اينكه زن حامله باشد پس باكى نيست كه مالكش با او در فرج نزديكى كند.موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: و اگر مردى كنيز بالغه‏اى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مى‏شود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشنده‏اش باز گردانيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگهای 126و127.

شيرشناسی

157- و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذا خوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه‏ شسته مى‏شود، زيرا شيرى كه دختر ميخورد از مثانه مادر سرچشمه ميگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذا خوار شود از لباس نميشويند همچنين بول او نيز شستن نميخواهد زيرا شيرى را كه پسر ميخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مى‏آيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 98 .

نيايش در بيت الخلاء

40- و نيز امير المؤمنين عليه السّلام هر گاه به بيت الخلاء وارد مى‏شود ميفرمود: «الحمد للَّه الحافظ المؤدّي» يعنى حمد و ستايش مخصوص خداوند است كه حافظ است (آنچه را حفظ ميبايد كرد) و دفع‏كننده است (آنچه را دفع ميبايد كرد)، و چون از آنجا بيرون مى‏آمد دست بر شكم خود ميكشيد و ميفرمود: «الحمد للَّه الّذي أخرج عنّي أذاه و أبقى فيّ قوّته فيا لها من نعمة لا يقدر القادرون قدرها» يعنى: «جميع محامد مخصوص خداوند است كه (از آنچه خوردم) فضولات آن را از من دفع‏ نمود و نيروى آن را در من بجا گذاشت، پس اين چه نعمت بزرگى است كه توانايان نيز نميتوانند قدر آن را بشناسند». من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 47 .

آدم سوزاندن حضرت علی

اکرمه روایت میکند:

گروهی از مشرکین را نزد علی آوردند و او دستور داد آنها را بسوزانند. خبر این عمل به ابن عباس رسید و او با شنیدن این خبر اظهار داشت، هرگاه من بجای علی میبودم دست به چنین کاری نمیزدم، زیرا پیامبر الله سوزانیدن افراد را منع کرده و در این راستا گفته است: «سوزانیدن کار الله است، شما هیچکس را با مجازات الله که آتش زدن آنهاست کیفر ندهید.» بنابر این هرگاه من بجای علی می بودم، دستور میدادم آنها را بوسیله ای بغیر از سوزانیدن به قتل برسانند. از این پس هر مسلمانی که از اسلام بازگشت کرد، او را بکشید.

نگاهی نو به اسلام، دکتر مسعود انصاری، برگ 246

صحیح بخاری 9:57 برگ 45

مسلمان كردن فرزندان غير مسلمانان

1668- و فضيل بن عثمان اعور از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است فرمود: هيچ مولودى نيست مگر آنكه بر فطرت توحيد و اسلام متولد مى‏شود، ولى والدينش همان كسانى هستند كه او را يهودى و نصرانى و مجوسى ميسازند، و همانا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پيمان ذمّه را به ذمّيان زمان خودش عطا فرمود، و جزيه‏ سرانه را از خصوص همين جمع قبول كرد، مشروط به اينكه فرزندانشان را يهودى و نصرانى نكنند. و اما فرزندان امروزى اهل ذمّه هيچ گونه عهد و پيمانى ندارند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ353.

دروغ شاخدار

امام صادق عليه السّلام فرمود: اسرائيليان (يهوديان) را چنين رسم بوده كه چون به يكى از آنان قطره‏اى بول ميرسيد گوشتهاى خود را با قيچى مى‏بريدند، در صورتى كه خداوند عزّ و جلّ كار را بر شما امّت به توسّط احكامى كه وسعت آن باندازه فاصله زمين تا آسمان است، آسان ساخته، آب را برايتان پاك‏كننده قرار داده است.حال بنگريد (از نظر شكر) چگونه‏ايد؟ (و در چه شرايط آسان و بى‏رنجى بسر ميبريد)0 من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1 ،برگ25 .

هديه به امامان

(باب ثواب صله «در اينجا به معنى تقديم اموال و هدايا است » امام عليه السّلام) 1763- از امام صادق عليه السّلام در معنى قول خداى عزّ و جلّ كه فرمود:مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً* سؤال كردند، امام عليه السّلام فرمود: اين آيه در باره صله امام نازل شده است. 1764- و آن امام عليه السّلام فرمود: درهمى كه در راه صله امام صرف شود، از هزار هزار درهمى كه در غير آن، در راه خداى عزّ و جلّ صرف شود افضل است .1765- و نيز امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه قادر به صله ما نباشد، ميبايد افراد صالح از شيعيان ما را مورد صله قرار دهد، تا ثواب صله ما برايش نويسند، و هر كس قادر بر زيارت ما نباشد پس شايستگان پيروان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما براى او نوشته شود. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ385.

نژادپرستی امام صادق

11- و امام صادق عليه السّلام فرموده: من از غذائى كه گربه بدان دهان زده باشد خوددارى نميكنم و همچنين از آن آشاميدنى كه گربه از آن نوشيده باشد پرهيز نمى‏كنم. و وضو ساختن با آب نيم خورده يهودى و مسيحى، و يا ولد الزّنا و مشرك و هر كس كه با اسلام مخالفت دارد روا نيست، و از آن سخت‏تر نيم خورده كسى است كه ناصب (دشمن) اهل بيت عليهم السّلام باشد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگهای24و25.

بهشت زیر سایه شمشیر ها است

پیامبر گفت: و بدانید که براستی بهشت زیر سایه شمشیر ها است. عن سالم أبي النضر مولى عمر بن عبيد الله وكان كاتبه قال كتب إليه عبد الله بن أبي أوفى أن رسول الله قال واعلموا أن الجنة تحت ظلال السيوف. البخاري حديث 2607، 2744، 18849 مسند أحمد 2801، 18717

فواید شستن سر با خطمی

امام کاظم(ع) می فرمود: شستن سر با خطمی در روز جمعه از سنت است، روزی را فراوان، فقر را دور و مو و پوست بدن را نیکو می سازد، و این کار امان از سردرد است. (بحارالانوار 76/88 ، و الاصول الستة عشر 55) سنن النبی صفحه 206

ربط جذام به زکام

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) زکام خود را مداوا نمی کرد و می فرمود: هیچ کس نیست جز اینکه رگی از جذام دارد، و هر گاه به زکام مبتلا شود، زکام بیماری جذام را ریشه کن می کند. (الکافی 8/382)
سنن النبی صفحه 205

نحوه پاشیدن آب بر قبر

امام صادق(ع) فرمود: سنت در پاشیدن آب بر روی قبر آن است که رو به قبله بایستد و از طرف سر میت شروع کند به ریختن آب تا به طرف پایش برسد، سپس از همانجا دور زند و آب بریزد تا به طرف دیگر سر برسد، و در آخر مقداری آب بر وسط قبر بپاشد؛ سنت در این کار چنین است. (تهذیب الاحکام 1/320) سنن النبی صفحه 202

مشورت پیامبر با زنانش!

اسحاق بن عمار گوید : رسول خدا هرگاه اراده جنگ میکرد زنان خود را فرا میخواند و با آنان مشورت میکرد ٬ سپس خلاف نظر آنان عمل مینمود .(الکافی ۵۱۸/۵ ٬ والفقیه ۴۶۸/۳ ٬ مکارم الاخلاق ۲۳۰) سنن النبی صفحه 62

انتخاب راه

موسی بن عمران بن بزیع گوید : به امام رضا عرض کردم : قربانت گردم ٬ مردم روایت کنند که رسول خدا هرگاه از راهی می رفت در هنگام مراجعت از راهی دیگر باز میگشت آیا چنین است ؟ فرمود : آری من هم بسیاری از اوقات چنین میکنم ٬ تو نیز چنین کن و آگاه باش که این کار برایت روزی آور تر است .(الکافی ۳۱۴/۵ ٬ و ۱۴۷/۸ ٬ و الاقبال ۲۸۳ ) سنن النبی صفحه 61

بی نیازی از پزشک و دارو با آب باران

رسول خدا(ص) فرمود: آیا به شما نیاموزم داروئی را که جبرئیل به من آموخته تا دیگر به پزشک و داروئی محتاج نشوید؟ گفتند: چرا، یا رسول الله. فرمود: آب باران را بگیرید و هفتاد بار سوره ی فاتحه، هفتاد بار سوره ی ناس، هفتاد بار سوره ی فلق، هفتاد بار صلوات بر پیامبر(ص) و هفتاد بار سبحان الله بر آن بخوانید و هفت روز پیاپی هر صبح و شام از آن آب بیاشامید. (الدعوات 183) سنن النبی صفحه 207

دور کردن شیطان با سدر

امام صادق(ع) می فرمود: رسول خدا(ص) سر خود را با سدر می شست و می فرمود: هر که سر خود را با سدر بشوید خداوند وسوسه ی شیطان را از او دور می سازد، و هر که وسوسه ی شیطان از او دور شد گناه نمی کند، و هر که گناه نکند داخل بهشت می شود. (بحارالانوار 76/88 ، ثواب الاعمال 37) سنن النبی صفحه 206

امام هادی، قاتل یا حضرت؟

یکی از فرزندان خلیفه، ولیمه ای بر پا کرد و مردم را بدان فرا خواند. امام هادی (ع) نیز جزو میهمانان بود. ما وارد مجلس شدیم و همین که او را دیدیم به احترام آن حضرت زبان در کام کشیدیم و سکوت کردیم. جوانی در مجلس حضور داشت که حرمت ایشان را رعایت نمی کرد و می گفت و می خندید. حضرت به او رو کرد و فرمود : ای جوان دهان را از خنده پر می کنی و از یاد خدا غفلت می ورزی با اینکه سه روز دیگر در جلگه اهل قبوری؟ گفتیم : این خود دلیلی است (بر امامت حضرت) تا ببینیم چه شود جوان از بگو بخند دست گشید و مودب نشست . غذا خوردیم و خارج شدیم. فردا جوان مریض شد ، و روز شوم ، در آغاز روز مرد و در پایان روز به خاک سپرده شد. 1- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 183 هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم – آیت الله سید محمد تقی مدرسی ( جلد دوم) برگ 372

دریای بین آسمان و زمین؟

امام موسی (ع) به اطرافیانش گفت :

هنگام مرگ این کودک امروز به دست من فرا رسیده است. سپس فرزند امام رضا را که در بین شماری از کودکان بود طلبید و از او پرسید : تو از اخبار آسمانها چه می دانی؟ امام جواد گفت : من از پدرم از پدرانم از پیامبر (ص) از جبرائیل از پروردگار جهانیان شنیدم که فرمود : میان آسمان و زمین دریایی است. غبارناک و پر موج که در آن مارهائی است که شکمهایشان سبز و پشتهایشان نقطه های سیاه است. پادشاهان آنها را با بازهای سپیدشان شکار می کنند تا دانشمندان را بدانها بیازمایند. مامون با شنیدن این پاسخ گفت : تو و پدرانت و جدت و پروردگارت همه راست گفتید آنگاه او را سوار کرد و دخترش ام الفضل را به همسری او درآورد.

بحار الانوار ،ج 50 ، ص 56. برگ 319

دیدن سپاهیان این امام، نفس می برد!

آخرین کرامتی که از آن حضرت نقل می کنییم ، کرامتی است که راویان پیرامون (تپه نو بره ها) نقل کرده اند. ماجرا از این قرار بود که متوکل کوشید با اتکا بر نیروی نظامی خویش مخالفان خود را به هراس اندازد . از این رو به هر یک از افراد لشگر خود که شمارشان به 90 هزار تن می رسید و همه از ترکهای ساکن سامرا بودند ، دستور داد خورجین اسب خویش را از خاک سرخ پر کنند و در صحرای وسیعی ، آنها را روی هم بریزند. سپاهیان به فرمان متوکل عمل کردند . چون چنین کردند ، مثل کوهی بزرگ شد ، متوکل بر فراز تپه رفت و امام هادی را فرا خواند و گفت : شما را خواستم که لشکر مرا تماشا کنی او دستور داده بود همه لباسهای خاصی به نام تجفاف ( که لباس جنگ بوده) بپوشند و سلاح برگیرند و با کاملترین لوازم و عظیم ترین هیات آماده شده بودند. غرض متوکل این بود که قیام کنندگان را تهدید کند و بیشتر از ناحیه امام هادی نگران بود که مبادا برخی از کسانش را به قیام فرمان دهد. حضرت هادی به متوکل فرمود: آیا می خواهی من هم سپاه خود را به تو عرضه دارم ؟ متوکل پاسخ داد: آری . امام دعایی کرد ، ناگهان میان آسمان و زمین از خاور تا باختر از فرشتگان مسلح پر شد. خلیفه از دیدن این منظره از حال رفت هدایتگران راه نور ، زندگی نامه چهارده معصوم – آیت الله سید تقی مدرسی ( جلد دوم ) برگ 373