بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

دستورات جبرئیل برای غسل

رسول خدا(ص) فرمود: جبرئیل مرا دستور داد که در هنگام وضو و غسل جنابت انگشتر خود را در انگشت بگردانم (تا آب به زیر آن رود) (الجعفریات 18) _______ رسول خدا(ص)فرمود: جبرئیل مرا دستور داد که هنگام غسل جنابت با انگشت خود داخل ناف را بشویم. (الجعفریات 18) سنن النبی صفحه 220

شرم پیامبر به هنگام خلا رفتن از دو فرشته همراه

رسول خدا در سفارشات خود به ابوذر فرمود: ای اباذر، از خدا شرم بدار، که من -سوگند به خدایی که جانم بدست اوست- چون به بیت الخلا میروم لباس خود را بر سر میکشم ، زیرا از دو فرشته ای که با من هستند شرم میکنم.(امالی الطوسی 147/2، و مجموعه ورام 307، و مکارم الاخلاق 465) سنن النبی صفحه 186

دلیل غسل جمعه

امام صادق(ع) فرمود: غسل جمعه سنتی است که رعایت آن بر هر مرد و زن، در حضر و سفر لازم است(یعنی مستحب موکد است)… غسل جمعه وسیله ی پاکیزگی و کفاره ی گناهان از جمعه تا جمعه ی دیگر است. و علت تشریع غسل جمعه آن است که انصار در ایام هفته به کار شتران آبکش و سایر حیوانات خود سرگرم بودند و چون روز جمعه فرا می رسید به مسجد می آمدند و مردم از بوی بد زیر بغلهای آنان اذیت می شدند، بدین جهت رسول خدا(ص) دستور داد تا روزهای جمعه غسل کنند. این بود که سنت بر آن جاری شد. (الهدایة 22-23 ، علل الشرائع 285 ، تهذیب الاحکام 3/9 ، و المقنع 45) سنن النبی صفحه 218

سنت در چگونگی اصلاح موی زیربغل

عبدالله بن ابی یعفور گوید: ما در مدینه بودیم که زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخت. من گفتم: تراشیدن آن بهتر است و زراره گفت: کندن آن بهتر است. با هم به در خانه امام صادق رفته، اجازه ورود خاستیم و حضرت به ما اجازه داد. پس از ورود دیدیم که حضرت در حمام است و زیر بغلهایش نوره کشیده است. به زراره گفتم: همین عمل امام تو را کافی است؟ گفت: نه، شاید این عمل مخصوص آن حضرت باشد و برای من جایز نباشد. حضرت فرمود: چه بحثی دارید؟ گفتم: زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخته است، من گویم: تراشیدن آن بهتر است و او گوید: کندن آن بهتر است. حضرت فرمود: سخن تو مطابق سنت است و زراره از راه سنت به خطا رفته؛ تراشیدن آن از کندن بهتر است، و ازاله آن با نوره از تراشیدن بهتر…(الکافی 508/6، علل الشرائع 292) سنن النبی صفحه 105

پیامبر کلید گنج های زمین را از خدا قبول نمیکرد

امام باقر به محمد بن مسلم فرمود: ای محمد، شاید پنداری که رسول خدا از روزی که خداوند را مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود کسی آن حضرت را-اگرچه یکبار- دیده باشد که در حال تکیه دادن غذا خورده باشد؟ ای محمد شاید گمان کنی که رسول خدا از روزی که خداوند اورا مبعوث نمود تا روزی که اورا قبض روح فرمود سه روز پیاپی از نان گندم سیر خورده باشد؟آنگاه حضرت پاسخ خود را چنین داد: نه، به خدا سوگند تا روزی که خداوند جان اورا قبض نمود سه روز پایپی از گندم سیر نخورد. البته نمیگویم آن حضرت دسترسی به آن نداشت، بلکه گاهی به یک مرد صد شتر میبخشید؛ و اگر میخواست بخورد حتما میتوانست. همانا جبرییل سه بار کلید گنجهای زمین را نزد آن حضرت آورد و اورا در انتخاب آن مخیر ساخت بدون آنکه خداوند چیزی از پاداش اخرویی که برای او آماده ساخته بکاهد، ولی او در هر بار تواضع و فروتنی در برابر پروردگارش را {بر تمام گنجهای زمین} بر میگزید. هرگز چیزی از او درخواست نشد که در پاسخ «نه» بگوید. اگر داشت میبخشید و اگر نداشت میفرمود: به خواست خدا انجام خواهد شد.(امالی الطوسی 303/2) سنن النبی صفحه 175

حضرت محمد و انار!

رسول خدا هرگاه انار میخورد کسی را در آن شرکت نمیداد.(مکارم الاخلاق 171، و المحاسن 541، عیون اخبار الرضا 43/2) سنن النبی صفحه 160 ________ امام صادق و امام باقر میفرمودند: روی زمین میوه ای نزد رسول خدا محبوبتر از انار نبود. بخدا سوگند چون آن حضرت انار میل میکرد دوست داشت کسی با او در آن شرکت نکند.(الکافی 352/6 و المحاسن 541) سنن النبی صفحه 168

آیا فالوده پاکیزه هست یا نه؟

روزی اصحاب آن حضرت فالوده ای آوردند، حضرت با ایشان از آن میل فرمود و پرسید: این از چه درست شده است؟ گفتند: روغن و عسل را به هم می آمیزیم و همینچیزی که مشاهده میفرمایید بدست می آید. فرمود: این غذای پاکیزه ای است! __ این خبر با آنچه که در کتاب محاسن روایت شده که «برای امیرمومنان فالوده آوردند و آن حضرت میل نکرد و فرمود: یادم آمد که رسول خدا فالوده نخورد پس من نیز نمیخورم» منافات دارد. (المیزان 326/6) سنن النبی صفحه 169

رعایت محرم و نامحرم حتی در هنگام مرگ

امیرمومنان فرمود: سنت رسول خدا بر این جاری شده که زن را کسی در قبر گذارد که در زمان حیاتش میتوانسته اورا ببیند(یعنی محرم او باشد و شوهر از دیگران اولویت دارد.)(الکافی 194/3، تهذیب الاحکام 325/1، الجعفریات 203) سنن النبی صفحه 200

آفریده شدن شرابخواران از شعله ای از آتش

سلیمان بن جعفر گوید: بر حضرت امام رضا وارد شدم و در برابر آن حضرت خرمای برنی بود که با جدیت و اشتهای کامل از آن میخورد، و به من فرمود: ای سلیمان، نزدیک بیا و بخور. من هم با آن حضرت از آن خوردم و عرض کردم: فدایت شود، میبینم از این خرما با اشتهای کامل میل میکنید! فرمود: بلی، من آنرا بسیار دوست دارم. گفتم : چرا؟ فرمود: زیرا رسول خدا، امیر مومنان، امام حسن، امام حسین، امام زین العابدین، امام باقر، امام صادق و پدرم همه، خرما را بسیار دوست داشتند و من نیز بسیار خرما دوستم و شیعیان ما نیز بسیار خرما دوست اند، زیرا از سرشت ما آفریده شده اند، و دشمنان ما-ای سلیمان- شراب مست کننده را دوست دارند، زیرا آنان از شعله ای از آتش آفریده شده اند.(الکافی 346/6) سنن النبی صفحه 168

دعای رفع همه دردها و تب ها

ابن عباس گوید: پیامبر گرامی برای رهایی از همه ی دردها و تب و سردرد این دعا را می آموخت : «باسم الله الکبیر، اعوذبالله العظیم من شرر کل عرق نعار، و من شر حر النار.. یعنی «بنام خدای بزرگ، از شر هر رگ زننده که خون بشدت در آن جریان دارد و از شر دوزخ به خدای بزرگ پناه میبرم»(مکارم الاخلاق 401) سنن النبی صفحه 197

انحراف دلها

نعمان گوید: رسول خدا(ص) صف های نماز ما را چنان مرتب و منظم می کرد که گویی چوب های تیر را جفت و جور می کند و فکر می کرد که ما از این کار او غافلیم. روزی به مسجد آمد و به نماز ایستاد، چون خواست تکبیرة الاحرام بگوید متوجه شد که مردی سینه اش جلوتر از سایرین است. فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه میان دلهایتان اختلاف خواهد افتاد. (مجموعه ورّام 267) _____ ابن مسعود گوید: رسول خدا(ص) هنگام نماز دست بر شانه های ما می گذاشت و می فرمود: منظم بایستید و کج و راست نایستید که دلهایتان نیز کج و راست خواهد شد. (مجموعه ورّام 267 ، الاصول الستة عشر 66 و 152) سنن النبی صفحه 251

دعای رفع چشم درد

امام باقر فرمود: رسول خدا هرگاه خود یا یکی از خانواده یا اصحابش چشم درد میگرفتند این دعا را میخواندند:»اللهم متعنی بسمعی و بصری، و اجعلهما الوارثین منی، و انصرنی علی من ظلمتی، و ارنی فیه ثاری. یعنی » خداوندا، مرا از گوش و چشمم بهره مند گردان، و آن دو را وارث من قرارده(پیش از مردنم آنهارا از من مگیر) و مرا بر کسی که به من ستم کرده پیروز کن، وانتقامم را از او به من بنما.»(طب الائمه 83) سنن النبی صفحه 196

دلیل سنت شدن هفت بار تکبیر گفتن در ابتدای نماز

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) روزی برای نماز از خانه بیرون آمد در حالی که حسین(ع) را به دوش خود گرفته و به مسجد آورد و در کنار خود ایستاند و مردم نیز پشت سر آن حضرت برای نماز جماعت صف کشیدند – و حسین(ع) دیر به سخن آمده بود به طوری که می ترسیدند زبان باز نکند – چون رسول خدا(ص) تکبیر نماز گفت حسین(ع) با آن حضرت تکبیر گفت. رسول خدا(ص) وقتی تکبیر فرزندش را شنید دوباره تکبیر گفت. حسین(ع) نیز تکبیر گفت، تا آنکه رسول خدا(ص) هفت باز تکبیر گفت و حسین(ع) نیز تکبیر گفت. به این سبب هفت بار تکبیر گفتن در آغاز نماز سنت گردید. (الفقیه 1/305 ، علل الشرائع 332 ، تهذیب الاحکام 2/67 ، فلاح السائل 130 ، المناقب 4/73 ) سنن النبی صفحه 241 ___ مولف : در بعضی روایات لفظ «حسن» نقل شده ولی «حسین» معروف تر است.

جنازه یهودی و رفتار پیامبر

امام باقر فرمود: امام حسن مجتبی با گروهی از یاران خود نشسته بودند که جنازه ای از آنجا عبور دادند، برخی یاران برخاستند و امام حسن برنخواست. چون جنازه را بردند برخی از یاران گفتند: خدا شما را سلامتی دهد، چرا برنخواستید حال آنکه رسول خدا اگر جنازه ای را حرکت میدادند از جا برمیخاست؟! امام فرمود: رسول خدا فقط یک بار برای جنازه از جا برخاست، آنهم بخاطر آن بود که جنازه ی یهودی ای را عبور میدادند و جا هم تنگ بود، رسول خدا برخاست،زیرا نمیخواست که جنازه بالاتر از سر آن حضرت حرکت داده شود.(قرب الاستاد 42، ورواه الشیخ فی التهذیب بسند آخر 456/1 (و فیه: الحسین) سنن النبی صفحه 193

حالات رسول در هنگام نماز

رسول خدا(ص) چون به نماز می ایستاد از ترس خدا رنگش می پرید و صدایی سوزناک مانند صدای جوشش دیگ از سینه یا درونش به گوش می رسید. (فلاح السائل 161 نقلا عن کتاب زهد النبی ، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ، عدة الداعی 151 ) ________ رسول خدا(ص) وقتی به نماز می پرداخت مانند جامه ای بود که روی زمین افتاده باشد. (فلاح السائل 161، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ) سنن النبی صفحه 238

درد و پاداش دو برابر رسول!

ابوسعید خدری در حالیکه رسول خدا تب داشت، از روی لحاف دست بر بدن آن حضرت گذاشت و حرارت بدن او را دریافت،گفت: یارسول الله، چقدر تب شما شدید است! فرمود : ما چنین هستیم، بلاها بر ما سخت میشود و پاداش ما هم دو برابر است.(التمحیص 34، و بحارالانوار 275/15، باب الشمائل : الحدیث 41، باب العشره: الحدیث 22) سنن النبی صفحه 192

ربط نماز، باران و ترحم

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در شب های بارانی نماز مغرب را به تاخیر می انداخت و در خواندن نماز عشا عجله می فرمود و آن دو را با هم یک جا می خواند و می فرمود: هر که به دیگران رحم نکند به او رحم نخواهد شد. (تهذیب الاحکام 2/32 ) سنن النبی صفحه 236

بادشناسی

1517- و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: باد داراى سر و دو بال است… …و على بن رئاب از أبى بصير روايت كرده كه گفت: از امام باقر عليه السّلام در مورد بادهاى معروف چهارگانه يعنى: شمال، جنوب، صبا و دبور سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم: همانا مردم ميگويند (يا در بين عامه مردم شايع است) كه باد شمال از بهشت، و باد جنوب از جهنم، مى‏آيد نظر شما چيست؟آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ را لشكريانى است از باد كه هر كس را كه نافرمانى و معصيت خداوند كند بدان وسيله عذاب فرمايد، و هر بادى را فرشته‏اى گماشته شده كه فرمانش را اجرا مى‏كنند، پس هر گاه خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد تا قومى را به عذابى گرفتار سازد به فرشته‏اى كه بدان نوع از باد گماشته شده كه خدا ميخواهد بوسيله آن عذابشان نمايد وحى ميفرمايد (كه اين اراده الهى را اجرا كند) و آن فرشته نيز بنوبه خود به باد مورد نظر و تحت فرمان خويش دستور انجام آن را ميدهد و باد همچون شير خشمگين و پرهيجان به جوش و خروش درمى‏آيد (و اجراى امر مى‏كند)، (1) و هر بادى از بادها را اسمى جداگانه است، مگر فرمايش خداوند عزّ و جلّ را نشنيده‏اى كه ميفرمايد: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (يعنى:همانا ما برايشان باد صرصرى فرستاديم در روز نحسى كه شومى آن پيوسته بود) و باز فرموده: «باد عقيم» برايشان فرستاديم، و باز خداوند تعالى فرموده: فأصابها اعصار فيه نار فاحترقت (يعنى: پس آنها را بادى رسيد كه در آن آتش بود و آنها را سوخت) و نيز ساير بادها كه در قرآن از آنها ياد كرده و بوسيله آنها هر كس را كه نافرمانى او كند عذاب فرمايد. و خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت است همچون لواقح (يعنى باد بهارى)، و بادهائى كه ابرها را بحركت درمى‏آورد و پيش ميراند، و بادهائى كه ابرها را در ميان آسمان و زمين نگاه ميدارند، و باز بادها كه ابرها را ميفشارند و به اذن خدا آنها را به ريزش باران واميدارند، و باز بادها ابرها را پراكنده ميسازند، و بادهاى رحمت ديگرى كه خداوند در كتاب خود آنها را نام برده و برشمرده است. و اما بادهاى مشهور چهارگانه، همانا آنها نام فرشتگانى بهمين اسمها است يعنى شمال، جنوب، صبا و دبور، و بر هر كدام از اين بادها فرشته‏اى گماشته شده است، و چون خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد شمال را بوزش درآورد، فرشته‏اى را كه نامش شمال است فرمان ميدهد (كه اين كار را انجام دهد) و آن فرشته بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى مى‏ايستد، و بالهايش را بر هم ميزند (1) و باد شمال پراكنده مى‏شود در خشكيها و درياها هر كجا كه خداوند عزّ و جلّ بخواهد، و هر گاه خداوند تبارك و تعالى اراده فرمايد كه باد صبا را بحركت آورد، بدين منظور فرشته‏اى را كه نامش صبا است امر ميفرمايد (كه اين كار را انجام دهد) و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد صبا پراكنده مى‏شود و در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده باشد وزيدن ميگيرد، و هر گاه خداوند اراده فرمايد كه باد جنوب را بحركت آورد فرشته‏اى را كه نامش جنوب است فرمان ميدهد، و او بر بيت الحرام فرود مى‏آيد و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و در نتيجه باد جنوب در خشكى و دريا در هر كجا كه خداوند متعال اراده فرموده شروع به وزيدن ميكند. و چون خداوند عزّ و جلّ اراده فرمايد كه دبور را به حركت درآورد فرشته‏اى بهمين نام را فرمان ميدهد و آن فرشته بر بيت الحرام فرود آمده و بر ركن يمانى ميايستد و بالهايش را بر هم ميزند و باد دبور در هر كجا كه خداوند تعالى اراده فرمايد در خشكى و درياها پراكنده شده وزيدن ميگيرد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگهای262و265.

خريد و فروش كنيز

199- از موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيده شد: در مورد شخصى كه كنيزى خريده و چند ماه پيش او مانده است و حائض نشده و اين ناشى از سن زياد هم نبوده باشد و زنان پس از معاينه او بگويند كه حامله نيست آيا نزديكى كردن در فرج او براى مالكش جايز است (چون احتمال دارد حامله باشد از صاحب اولش)؟ آن حضرت فرمود: ممكن است حيض را بادى حبس كرده باشد بدون اينكه زن حامله باشد پس باكى نيست كه مالكش با او در فرج نزديكى كند.موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: و اگر مردى كنيز بالغه‏اى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مى‏شود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشنده‏اش باز گردانيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگهای 126و127.

شيرشناسی

157- و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذا خوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه‏ شسته مى‏شود، زيرا شيرى كه دختر ميخورد از مثانه مادر سرچشمه ميگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذا خوار شود از لباس نميشويند همچنين بول او نيز شستن نميخواهد زيرا شيرى را كه پسر ميخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مى‏آيد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 98 .

نيايش در بيت الخلاء

40- و نيز امير المؤمنين عليه السّلام هر گاه به بيت الخلاء وارد مى‏شود ميفرمود: «الحمد للَّه الحافظ المؤدّي» يعنى حمد و ستايش مخصوص خداوند است كه حافظ است (آنچه را حفظ ميبايد كرد) و دفع‏كننده است (آنچه را دفع ميبايد كرد)، و چون از آنجا بيرون مى‏آمد دست بر شكم خود ميكشيد و ميفرمود: «الحمد للَّه الّذي أخرج عنّي أذاه و أبقى فيّ قوّته فيا لها من نعمة لا يقدر القادرون قدرها» يعنى: «جميع محامد مخصوص خداوند است كه (از آنچه خوردم) فضولات آن را از من دفع‏ نمود و نيروى آن را در من بجا گذاشت، پس اين چه نعمت بزرگى است كه توانايان نيز نميتوانند قدر آن را بشناسند». من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگ 47 .

آدم سوزاندن حضرت علی

اکرمه روایت میکند:

گروهی از مشرکین را نزد علی آوردند و او دستور داد آنها را بسوزانند. خبر این عمل به ابن عباس رسید و او با شنیدن این خبر اظهار داشت، هرگاه من بجای علی میبودم دست به چنین کاری نمیزدم، زیرا پیامبر الله سوزانیدن افراد را منع کرده و در این راستا گفته است: «سوزانیدن کار الله است، شما هیچکس را با مجازات الله که آتش زدن آنهاست کیفر ندهید.» بنابر این هرگاه من بجای علی می بودم، دستور میدادم آنها را بوسیله ای بغیر از سوزانیدن به قتل برسانند. از این پس هر مسلمانی که از اسلام بازگشت کرد، او را بکشید.

نگاهی نو به اسلام، دکتر مسعود انصاری، برگ 246

صحیح بخاری 9:57 برگ 45

مسلمان كردن فرزندان غير مسلمانان

1668- و فضيل بن عثمان اعور از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است فرمود: هيچ مولودى نيست مگر آنكه بر فطرت توحيد و اسلام متولد مى‏شود، ولى والدينش همان كسانى هستند كه او را يهودى و نصرانى و مجوسى ميسازند، و همانا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پيمان ذمّه را به ذمّيان زمان خودش عطا فرمود، و جزيه‏ سرانه را از خصوص همين جمع قبول كرد، مشروط به اينكه فرزندانشان را يهودى و نصرانى نكنند. و اما فرزندان امروزى اهل ذمّه هيچ گونه عهد و پيمانى ندارند. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ353.

دروغ شاخدار

امام صادق عليه السّلام فرمود: اسرائيليان (يهوديان) را چنين رسم بوده كه چون به يكى از آنان قطره‏اى بول ميرسيد گوشتهاى خود را با قيچى مى‏بريدند، در صورتى كه خداوند عزّ و جلّ كار را بر شما امّت به توسّط احكامى كه وسعت آن باندازه فاصله زمين تا آسمان است، آسان ساخته، آب را برايتان پاك‏كننده قرار داده است.حال بنگريد (از نظر شكر) چگونه‏ايد؟ (و در چه شرايط آسان و بى‏رنجى بسر ميبريد)0 من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1 ،برگ25 .

هديه به امامان

(باب ثواب صله «در اينجا به معنى تقديم اموال و هدايا است » امام عليه السّلام) 1763- از امام صادق عليه السّلام در معنى قول خداى عزّ و جلّ كه فرمود:مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً* سؤال كردند، امام عليه السّلام فرمود: اين آيه در باره صله امام نازل شده است. 1764- و آن امام عليه السّلام فرمود: درهمى كه در راه صله امام صرف شود، از هزار هزار درهمى كه در غير آن، در راه خداى عزّ و جلّ صرف شود افضل است .1765- و نيز امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه قادر به صله ما نباشد، ميبايد افراد صالح از شيعيان ما را مورد صله قرار دهد، تا ثواب صله ما برايش نويسند، و هر كس قادر بر زيارت ما نباشد پس شايستگان پيروان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما براى او نوشته شود. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ385.

نژادپرستی امام صادق

11- و امام صادق عليه السّلام فرموده: من از غذائى كه گربه بدان دهان زده باشد خوددارى نميكنم و همچنين از آن آشاميدنى كه گربه از آن نوشيده باشد پرهيز نمى‏كنم. و وضو ساختن با آب نيم خورده يهودى و مسيحى، و يا ولد الزّنا و مشرك و هر كس كه با اسلام مخالفت دارد روا نيست، و از آن سخت‏تر نيم خورده كسى است كه ناصب (دشمن) اهل بيت عليهم السّلام باشد. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏1،برگهای24و25.