بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

یزید و برخورد با امام سجاد

روایت شده که:

چون علی بن الحسین(ع) را نزد یزید بردند، یزید تصمیم گرفت گردن آن حضرت را بزند، از این رو امام را در مقابل خود نگاه داشته، با او سخن می گفت تا او را به حرف آورد و کلمه ای از آن حضرت بشنود که بدان بهانه او را بکشد، امام زین العابدین (ع) به تمام سخنان یزید پاسخ می داد در حالی که تسبیح کوچکی را که در دست داشت با انگشتان می گردانید. یزید گفت: من دارم با تو سخن می گویم و تو در پاسخ من با بی اعتنایی تسبیح می گردانی؟! این چگونه رواست؟!

حضرت فرمود: پدرم از جدم نقل کرد که چون از نماز صبح و تعقیبات آن فارغ می شد، با کسی سخن نمی گفت تا اینکه تسبیح را در برابر خود می گرفت و می گفت «اللهم انی اصبحت اسبحک و امجدک و احمدک و اهللک بعدد ما ادیر به سبحتی» «خدایا، صبح کردم در حالی که به اندازه ی گردش دانه های تسبیح خود تو را تسبیح و تمجید میکنم، و به گفتن حمد و ذکر تو می پردازم.»

آنگاه دانه های تسبیح را گردش میداد و با مردم سخن می گفت بدون آنکه ذکر گذشته را تکرار کند و فرمود: با این کار به شماره ی گردش دانه های تسبیح برایش ذکر خدا حساب می شود و آن سبب حفظ و حراست اوست تا وقتی که به بستر خواب رود، و چون به بستر می رفت در آن هنگام نیز تسبیح را می گرفت و ذکر گذشته را تکرار می کرد و تسبیح را زیر سر خود می نهاد و با این کار تا صبح ذکر خدا در نامه ی اعمال او نوشته می شد.

من نیز تسبیح را می گردانم تا اقتدا به عمل جدم کرده باشم. یزید پس از شنیدن پاسخ امام مکرر گفت: با هیچکدامتان سخن نمی گویم مگر اینکه پاسخی می دهد که به نفع او تمام می شود! بالاخره از کشتن آن حضرت منصرف شد و امر کرد تا بندها را از آن حضرت بردارند. (الدعوات 61، المستدرک 5/124) ـــــ مولف: از ظاهر روایت برمی آید که مقصود امام زین العابدین(ع) از کلمه ی «جدم» رسول خدا(ص) بوده است.

سنن النبی صفحه 329-330

روح های رسول

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق در باره ی علم امام سوال کرده، گفتم: با اینکه امام در خانه ی خود نشسته و پرده ها انداخته شده چطور از آنچه در اطراف عالم اتفاق می افتد خبر دارد؟ حضرت فرمود: ای مفضل، خداوند در وجود رسول خدا پنج روح قرار داده بود: 1) «روح الحیاة» که با آن جنب و جوش داشت. 2) «روح القوة» که با آن کار و کوشش میکرد. 3) «روح الشهوة» که با آن میخورد و می آشامید و با همسران خود آمیزش میکرد. 4)»روح القدس» که بوسیله ی آن حامل نبوت گشته بود .هنگامیکه رسول وفات کرد «روح القدس» به امام انتقال پیدا کرد، و روح القدس خواب و غفلت و کار بیهوده و باطل ندارد اما این حالات به چهار روح دیگر دست میدهد، وامام بوسیله ی روح القدس آنچه را در عالم است میبیند.(الکافی 272/1، بصائر الدرجات 454، و نقله الحا عن الاختصاص 106/17) سنن النبی صفحه 375

پیامبر و جبرئیل

از امام صادق سوال شد: آن حالت غشوه و بیخودی که به رسول خدا دست میداد آیا هنگامی بود که جبرییل بر آنحضرات نازل میگردید؟ فرمود: نه جبرییل هنگامیکه نزد رسول خدا می آمد بدون اجازه داخل نمیشد و چون خدمت آن حضرت میرسید مانند بنده ای در حضور رسول خدا مینشست. بلکه آن حالت موقعی بود که خدای عزوجل بدون واسطه با آن جناب سخن میگفت.(کمال الدین و تمام النعمه 85، و بحارالانوار 256/18، علل الشرائع 7، و بحارالانوار 256/18، نقلا عن التوحید و العلل) سنن النبی صفحه 374 _______________ ابن شهر آشوب گوید: بصورت شفاهی شنیدم که جبرییل شصت هزار مرتبه بر رسول خدا نازل گردید.(مناقب آل ابی طالب 44/1) ____ رسول خدا ضمن حدیثی فرمود: جبرییل هرسال همه ی قرآن را یک بار بر من میخواند، لیکن امسال (که سال آخر عمر من است) آنرا دوبار بر من خوانده است.(ارشاد القلوب 33) سنن النبی صفحه 374

سخنان علی در باب کودکی پیامبر

فی نهج البلاغه: علی فرمود: از هنگامیکه رسول خدا از شیر گرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان را همراه آنحضرت قرار داد که شب و روز راه مکارم و بهترین اخلاق را به آنحضرت نشان میداد. من همیشه مانند کودکی که بدنبال مادر راه افتد از آنحضرت پیروی کرده و سایه به سایه ی او میرفتم . هر روز از اخلاق خود چیزی برایم آشکار میساخت و مرا امر میکرد تا از او پیروی کنم. در هر سال اوقاتی را در کوه «حرا» مجاور میشد و غیر از من کسی اورا نمیدید. هنگامیکه وحی بر آن حضرت نازل شد ناله ی شیطان را شنیدم. عرض کردم: یا رسول الله، این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش شدن نا امید گردید.(ای علی) آنچه من میشنوم تو میشنوی، و آنچه من میبینم تو میبینی جز آنکه پیامبر نیستی…(نهج البلاغه 300 و 301) سنن النبی صفحه 361

دعای پیامبر هنگامی که به بستر خواب می رفت

رسول خدا(ص) چون به بستر خواب می رفت به پهلوی راست می خوابید و کف دست راست را زیر صورت می نهاد، سپس می گفت: اللهم قنی عذابک یوم تبعث عبادک. «خدایا، روزی که بندگانت را (از قبرها) بر می انگیزی مرا از عذاب خود نگاه دار.» (مکارم الاخلاق 38 ، المستدرک 5/46 ) سنن النبی صفحه 303 ____ رسول خدا(ص) هنگام خواب «آیة الکرسی» را قرائت می کرد و می فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد، عفریتی از طائفه ی جن به هنگام خوابت برای تو حیله میکند، پس بر تو باد که هنگام خواب «آیة الکرسی» بخوانی. (مکارم الاخلاق 38 ، الکافی 2/536 ) سنن النبی صفحه 304

تعویذ پیامبر در گرفتاری ها

جابر گوید: رسول خدا(ص) چون دچار غم و ناراحتی میشد و یا از جانب مشرکین به مشکلی بر میخورد دست مبارکش را می بست و فشار میداد و می گفت: تنگ شو، باز شو. سپس رو به قبله می ایستاد و دست خود را بلند میکرد و می گفت «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. اللهم کف باس الذین کفروا. فانک اشد باسا و اشد تنکیلا» «به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ توانی و نیرویی بر ترک و عمل نیست جز به خدای والا و بزرگ. بارالها، تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. بارالها، قدرت و نیروی کافران را دفع فرما، که نیرو و قدرت تو از همه سخت تر است» جابر گفت به خدا قسم دست مبارکش را باز نمی کرد مگر آنکه فرج می رسید. (کتاب المجتنی لابن طاووس 2) سنن النبی صفحه 341-342

پیامبران همیشه هشیار

پیامبر فرمود:ما گروه پیامبران دیده هایمان میخوابد ولی دلهایمان نمیخوابد،و از پشت سر میبینیم چنان که از پیش رو میبینیم.(بصائر الدرجات:420 ،ح 8) سنن النبی صفحه 20 __________ رسول خدا در خواب میشنید چنانکه در بیداری میشنید.(مناقب آل ابی طالب 124/1) _____ رسول خدا از پشت سر نگاه میکرد چنانکه از پیش رو نگاه میکرد و از پشت سر میدید چنانکه از پیش رو میدید.(مناقب آل ابی طالب 124/1، بصائر الدرجات 420) سنن النبی صفحه 369

تقسیم حروف الهی میان پیامبران

امام صادق میفرمود: به حضرت عیسی در حرف (از علم الهی) داده شده بود و با آن دو حرف کار میکرد، و به حضرت موسی چهار حرف، و به حضرت ابراهیم هشت حرف، و به حضرت نوح پانزده حرف، و به حضرت آدم بیست و پنج حرف داده شده بود و خداوند متعال همه ی آنها را در وجود حضرت محمد جمع کرده بود. و اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است که هفتاد و دو حرف آنرا به رسول خدا اعطا کرد و یک حرف دیگر از او پنهان داشت.(الکافی 230/1) سنن النبی صفحه 378

پیامبر زیباتر بود یا یوسف؟

امام صادق فرمود: زلیخا از حضرت یوسف اجازه ی ملاقات خواست…یوسف به زلیخا فرمود: چه باعث شد که به آن کار ناروا اقدام کنی؟ گقت: زیبایی روی تو. یوسف فرمود: اگر پیغمبر آخرالزمان «محمد» را ببینی چه میکنی؟ او از من زیباتر، اخلاقش بهتر و سخاوتش بیشتر خواهد بود.(علل الشرائع55، عده الداعی 164) سنن النبی صفحه 361 ______________ رسول خدا فرمود: یوسف زیباتر از من بود، ولی من با نمک تر از اویم.(مناقب آل ابی طالب 218/1) سنن النبی صفحه 362

دعای پیامبر هنگام داخل شدن به دستشویی

رسول خدا(ص) هر گاه می خواست به دستشویی (مستراح) وارد شود، می گفت: «اللهم انی اعوذ بک من الرجس النجس الخبیث امخبث الشیطان. اللهم امط عنی الاذی. و اعذنی من الشیطان الرجیم» «خدایا، از شیطان پلید نجس خبیث ناپاک به تو پناه می برم. خدایا، ناراحتی را از من دور کن، و مرا از شیطان رانده شده پناه ده» _____ و چون برای قضای حاجت می نشست می گفت «اللهم اذهب عنی القدی و الاذی و اجعلنی من المتطهرین» «خدایا ناراحتی و ناپاکی را از من ببر و مرا از پاکیزگان قرار ده.» _____ و موقع خارج شدن مدفوع می گفت «اللهم كما اطعمتنيه طيباً فی عافيه فاخرجه منی خبيثاً فی عافیه» «خدایا، چنانکه در عافیت و سلامتی به من غذای پاکیزه دادی، فضولات آن را نیز در سلامتی از من دفع فرما» _____ و گاهی دعای آن حضرت موقع داخل شدن به دستشویی این بود «الحمدلله الحافظ المودی» «حمد و ستایش خدایی راست که حافظ آدمی و برآورنده ی حاجات اوست» سنن النبی صفحه 307 __________ و چون از آنجا بیرون می شد، دست روی شکم خود می کشید و می گفت «الحملله الذی خرج عنی اذاه ، و ابقی فی قوته، فیا لها من نعمه لایقدر القادرون قدرها» «حمد و ستایش خدایی راست که فضولات ناراحت کننده ی غذا را از من خارج ساخت و نیروی آن را در بدنم باقی نهاد. چه نعمت بزرگی که هیچ کس توانایی اندازه گرفتنش را ندارد.» (الفقيه 1/23 و 25 ) سنن النبی صفحه 308

پیامبر در شب معراج

سلمان فارسی گوید: جبرییل به پیامبر گفت: سوگند به خدایی که تورا به نبوت مبعوث کرد، اینجا مقامی است که هیچ پیامبر مرسل و فرشته ی مقربی به آن قدم ننهاده است.(بحارالانوار 313/18) سنن النبی صفحه 375 ___________________ رسول خدا فرمود: (در شب معراج) سوار «براق» شدم و رسیدم به آن حجابی که بعد از آن خدای رحمان بود ( بین من و خدا تنها یک حجاب فاصله بود.)(صحیفه الامام الرضا 65، و بحارالانوار 378/18) ________ 497- و فی تفسیر القمی: باسناده عن اسماعیل الجعفی، عن ابی جعفر رسول خدا فرمود: (در معراج) پروردگارم را (به چشم دل) دیدم و میان من و او فقط جلال وی حائل بود.(تفسیر القمی 234/7، سوره ص، و بحارالانوار 373/18) سنن النبی صفحه 376 ___________________ رسول خدا در ضمن حدیث معراج فرمود: چون به آسمان هفتم رسیدم و تمام فرشتگان آسمان ها که همراه من بودند و جبرییل و فرشتگان مقرب از ادامه ی راه بازماندند و رسیدم به حجاب پروردگارم، در میان هفتاد حجاب داخل شدم که بین هر حجابی با حجاب دیگر حائلهایی از عزت و قدرت و بها و کرامت و کبریا و عظمت و نور و ظلمت و وقار قرار داشت. تا آنکه به حجاب جلال رسیدم و با پروردگار خود مناجات کرده، در حضور وی ایستادم…(الیقین 158، و بحارالانوار 398/18) سنن النبی صفحه 377

نور متصاعد از پیامبر

علی در پاسخ سوالهای یهودی فرمود: چون رسول خدا در مجلسی مینشست از اطراف آن حضرت نوری میدرخشید که همه آنرا میدیدند.(الاحتجاج 218/1. مناقب آل ابی طالب 220/1) ______ امام صادق فرمود : از رسول خدا در شبهای تاریک نوری دیده میشد گویی پاره ی ماه است.(الکافی 446/1، مکارم الاخلاق 23، و مناقب آل ابی طالب 123/1، و مجمع البیان 481/2) سنن النبی صفحه 365 _______________ یکی از خواص رسول خدا این بود که چون میخواست به دیدار قومی برود جلوتر نوری به خانه ی آنان سبقت میگرفت.(بحارالانوار 27/16) سنن النبی صفحه 366

ازدواج موقت، سنت رسول الله

بکر بن محمد میگوید: از امام صادق درباره ازدواج موقت پرسیدم، فرمود: من دوست ندارم که مسلمانی بمیرد در حالی که سنتی از رسول خدا مانده باشد و او بدان عمل نکرده باشد.(الفقیه 463/3 و المستدرک 451/14 و بحار الانوار 305/103) سنن النبی صفحه 147

میزان رشد و نمو پیامبر در کودکی

رشد و نمو یک روزه ی رسول خدا به اندازه ی رشد و نمو یک هفته ی اطفال دیگر، و رشد یک هفته ی او به قدر رشد و نمو یک ماهه ی آنان بود.(کمال الدین 197، بحارالانوار 376/15) سنن النبی صفحه 358

پیامبران به پشت زنان نگاه نمیکنند!

امام صادق در بیان داستان موسی پیامبر (که به دنبال دختر شعیب روان شد تا خدمت شعیب برسد) فرمود که موسی به وی گفت: پشت سر من حرکت کن و راه را به من نشان ده، زیرا ما (پیامبران) مردمی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمیکنیم.

(دعائم اسلام 201/2) سنن النبی صفحه 146

سخن گفتن پیامبر به هنگام تولد

علی ضمن حدیثی فرمود: “محمد از شکم مادرش به زمین آمد، دست چپ را بر زمین نهاد و دست راست را به سوی آسمان بلند کرد و لبها را به وحدانیت خدا حرکت میداد…”(الاحتجاج 223) _________ آمنه مادر رسول اکرم فرمود: چون فرزندم بر زمین قرار گرفت به سمت کعبه به سجده افتاد و در حالیکه دستها را بسوی آسمان بلند کرده، به پروردگارش زاری نمود…(بحارالانوار 326/15) سنن النبی صفحه 357 _________ در بحار روایت کرده: مردم از گهواره ی آن حضرت صدای تسبیح و حمد و ثنا بر خدای متعال میشنیدند.(بحارالانوار 293/15) سنن النبی صفحه 358

مهر نبوت پیامبر

یکی از معجزات پیامبر که اخبار متواتر بر آن دلالت دارد و کافر و مومن به آن اعتراف نموده اند مهر نبوت است که بر موهای متراکم میان دو کتف ان حضرت نمایان بود.(الخرائج و الجرائج 1/32 ح 29 ، و بحارلانوار 16/174 ،و کمال الدین و تمام النعمه 1/165 و فی کتاب عبدالملک :99) سنن النبی صفحه 20 ____________ علی در جواب پرسش رییس و بزرگ یهود فرمود: مهر نبوت میان دو کتف رسول خدا قرار داشت و بر آن دو سطر نوشته بود: سطر اول “لا اله الا الله” و سطر دوم ” محمد رسول الله”.(الخصال 599) ____ میان دو کتف آن حضرت مهر نبوت قرار داشت که نور آن بر نور آفتاب غلبه داشت و بر آن نوشته بود: ” خدایی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد. هرجا خواستی برو که تو منصور و یاری شده ای.”(مناقب آل ابی طالب 124/1) سنن النبی صفحه 362 ____________ در محجه البیضا گوید: رسول خدا چهارشانه بود و مهر نبوت میان دو کتف آن حضرت نزدیک شانه ی راست او قرار داشت، در آن مهر خالی سیاه متمایل به زردی که اطراف آن را موهای متراکمی مانند یال اسب گرفته بود به چشم میخورد.(المحجه البیضا 156/4) ___ جابربن سمره گوید: مهر نبوتی که میان دو کتف رسول خدا قرار داشت برآمدگی سرخ رنگی به اندازه ی تخم کبوتر بود.(بحارالانوار 180/16) سنن النبی صفحه 363

عرق پیامبر یا عطر؟

سلیم(سلمه فرزند ام سلمه) گوید: روزی رسول خدا بر ما وارد شد و نزد ما به خواب نیمروزی فرو رفت. مادرم شیشه ای آورد و شروع کرد عرق رسول خدا را در آن جمع کردن. آنحضرت از خواب بیدار شد و فرمود: ای ام سلمه، چه میکنی؟ عرضه داشت : این عرق شماست که در عطریات خود داخل میکنیم و این از بهترین اقسام عطرهای ماست. آنحضرت فرمود: درست گفتی.(مجموعه ورام 23) سنن النبی صفحه 368

معجزات و خصلت های پیامبر

پیامبر از راهی نمیگذشت مگر اینکه هر که از انجا عبور میکرد از عطر عرق آن حضرت پی میبرد که ایشان از انجا گذشته است.و به هر سنگ و درختی که می گذشت بر آن حضرت سجده میکرد.(بحار الا نوار 16/172 نقلا عن قصص الانبیاء مکارم الاخلاق:24) سنن النبی صفحه 20 ____________ رسول خدا سایه اش بر زمین نمیافتاد(سایه نداشت)(مناقب ال لبی طالب 1/124 ، روی اکثر هذه المعانی فی الخارئج ایضا ،راجع 221) سنن النبی صفحه 21 ____________ امام باقر فرمود: رسول خدا سه خصلت داشت که دیگران نداشتند: آنحضرت سایه نداشت. از راهی عبور نمیکرد مگر اینکه پس از سه روز کسانی که از آنجا میگذشتند از عطر خوش آن جناب متوجه میشدند که ایشان از آن محل گذشته است. آنحضرت بر هیچ سنگ و درختی نمیگذشت جز آنکه به آن حضرت سجده میکرد.(مکارم الاخلاق 18) سنن النبی صفحه 366 ____________ چون رسول خدا با کسی راه میرفت هر چند که آن کس بلند قد بود، آنحضرت یک سر و گردن از وی بلندتر بنظر میرسید. ____ لباس کوتاه و یا بلند به اندام رسول خدا اندازه بود، چون میپوشید اگر کوتاه بود بلند و اگر بلند بود کوتاه تر میشد، گویا برای آن حضرت بریده شده است.(بحارالانوار 28/160) ___ هنگامیکه رسول خدا بر زمین نرم قدم میگذاشت اثر پایش در آن ظاهر نمیشد و چون بر زمین سفت راه میرفت جای پایش معلوم میگشت.(مناقب آل ابی طالب 126/1) سنن النبی صفحه 368 ___________ پرنده بالای سر رسول خدا پرواز نمیکرد.(مناقب آل ابی طالب 124/1) ____ مگس بر آن جناب نمینشست و حشرات زهر دار و بی زهر به آن حضرت نزدیک نمیشدند.(مناقب آل علی 126/1، مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران) سنن النبی صفحه 369 ___________ رسول خدا هرگز محتلم نشد!!(مناقب آل ابی طالب 125/1) سنن النبی صفحه 370

سرگرم شدن جنیان با کبوتر

امام صادق فرمود: خانه هیچ پیامبری نبود مگر آنکه در آن کبوتری نگهداری میشد، زیرا سفیهان جن با بچه های خانه سر به سر میگذارند، اما وقتی کبوتر در خانه باشد با آنها بازی میکنند و به اهل خانه کاری ندارند.(مکارم اخلاق 131) سنن النبی صفحه 135

سنت های پیامبر اسلام

رسول خدا در سفارشهای خود به ابوذر فرمود: ای اباذر، من لباس زبر و خشن به تن میکنم، روی زمین مینشینم، انگشتان خود را پس از غذا خوردن میلیسم، و بر الاغ بی پالان سوار میشوم و دیگری را نیز در ردیف خود سوار میکنم، پس هرکه از سنت من روی گرداند از من نیست. (مکارم الاخلاق 115، مجموعه ورام 306) سنن النبی صفحه 130

کرامات پیامبر در کودکی

در کتاب مناقب گوید: در حال کودکی آن حضرت ، ماه گهواره ی اورا میجنبانید.(مناقب آل ابی طالب 126/1) __________ در مجمع البیان روایت کرده: رسول خدا ختنه شده از مادر متولد گردید.(مجمع البیان 481/2، سوره آل عمران، مناقب آل ابی طالب 23/1، و بحارالانوار 299/17) سنن النبی صفحه 358 __________ حلیمه سعدیه (دایه ی آن حضرت) گوید: هرگز رسول خدا را در گرمی آفتاب بیرون نبردم مگر آنکه ابری بر آن حضرت سایه می افکند، و همچنین آنحضرت را ابر از هوای بارانی نگهداری میکرد.(بحارالانوار 341/15) سنن النبی صفحه 359

ختنه زنان و مردان

رسول خدا فرمود ختنه برای مردان سنت است و برای زنان کرامت.

بدانكه در روز هفتم سنت مؤ كد است ختنه كردن پسران و اگر در روز هفتم نكند هم سنت است بعد از آن تا بالغ شدن طفل و بعد از بالغ شدن برخودش واجبست و بعضى گفته اند نزديك ببلوغ بر ولى طفل واجب است و ختنه كردن دختران نيز سنت است ومستحب است كه اندكى ببرند بسيار نبرند وسوراخ كردن نرمه گوش راست را وبالا گوش چپ از براى پسران سنت است در چند حديث وارد شده است كه ختنه كردن در مردان سنت است و در زنان سنت نيست اما باعث اين ميشود كه نزد شوهران گرامى باشند و چه چيز از اين بهتر ميباشد. در حديث معتبر منقول است كه چون زنان بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هجرت كردند زنى آمد او را ام حبيب ميگفتند وزنان را ختنه ميكرد حضرت فرمود كه اى ام حبيب آن كاريكه داشتى هنوز دارى ؟گفت بلى يا رسول اللّه مگر آنكه نهى فرمائى و من ترك كنم حضرت فرمود كه نه بلكه حلال است بياتا تو را بياموزم كه چه بايد كرد چون ختنه كنى زنان را بسيار به ته مَبُر واندكى بگير كه رو را نورانى تر ورنگ را صاف تر ميگرداند و نزد شوهر عزيزتر ميدارد پس ام عطيه خواهر او آمد كه زنان را مشاطه گى ميكرد حضرت فرمود كه چون زنانرا مشاطه گى كنى براى جلا دادن پارچه هاى جامه بر روى ايشان ماليدن خوب نيست آب روى ايشانرا مى برد و موهاى ديگران را بموهاى ايشان پيوند مكن. در حديث ديگر منقول است كه اول زنى را كه ختنه كردند هاجر مادر اسماعيل بود كه ساره مادر اسحق از روى غضب او را ختنه كرد و باعث زيادتى خوبى او شد و از آنروز سنت جارى شد كه زنانرا ختنه كنند. حلیه المتقین، علامه مجلسی، باب چهارم، فصل دهم در ختنه كردن پسران و دختران و سوارخ كردن گوش ايشان و آداب هر يك.

سنن النبی صفحه 151 (مکارم الاخلاق 229، و الدعوات 283، و المستدرک 149/15، و تهذیب الاحکام 445/7)

دلیل سنت شدن هفت بار تکبیر گفتن در ابتدای نماز

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) روزی برای نماز از خانه بیرون آمد در حالی که حسین(ع) را به دوش خود گرفته و به مسجد آورد و در کنار خود ایستاند و مردم نیز پشت سر آن حضرت برای نماز جماعت صف کشیدند – و حسین(ع) دیر به سخن آمده بود به طوری که می ترسیدند زبان باز نکند – چون رسول خدا(ص) تکبیر نماز گفت حسین(ع) با آن حضرت تکبیر گفت. رسول خدا(ص) وقتی تکبیر فرزندش را شنید دوباره تکبیر گفت. حسین(ع) نیز تکبیر گفت، تا آنکه رسول خدا(ص) هفت باز تکبیر گفت و حسین(ع) نیز تکبیر گفت. به این سبب هفت بار تکبیر گفتن در آغاز نماز سنت گردید. (الفقیه 1/305 ، علل الشرائع 332 ، تهذیب الاحکام 2/67 ، فلاح السائل 130 ، المناقب 4/73 ) سنن النبی صفحه 241 ___ مولف : در بعضی روایات لفظ «حسن» نقل شده ولی «حسین» معروف تر است.

جنازه یهودی و رفتار پیامبر

امام باقر فرمود: امام حسن مجتبی با گروهی از یاران خود نشسته بودند که جنازه ای از آنجا عبور دادند، برخی یاران برخاستند و امام حسن برنخواست. چون جنازه را بردند برخی از یاران گفتند: خدا شما را سلامتی دهد، چرا برنخواستید حال آنکه رسول خدا اگر جنازه ای را حرکت میدادند از جا برمیخاست؟! امام فرمود: رسول خدا فقط یک بار برای جنازه از جا برخاست، آنهم بخاطر آن بود که جنازه ی یهودی ای را عبور میدادند و جا هم تنگ بود، رسول خدا برخاست،زیرا نمیخواست که جنازه بالاتر از سر آن حضرت حرکت داده شود.(قرب الاستاد 42، ورواه الشیخ فی التهذیب بسند آخر 456/1 (و فیه: الحسین) سنن النبی صفحه 193

حالات رسول در هنگام نماز

رسول خدا(ص) چون به نماز می ایستاد از ترس خدا رنگش می پرید و صدایی سوزناک مانند صدای جوشش دیگ از سینه یا درونش به گوش می رسید. (فلاح السائل 161 نقلا عن کتاب زهد النبی ، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ، عدة الداعی 151 ) ________ رسول خدا(ص) وقتی به نماز می پرداخت مانند جامه ای بود که روی زمین افتاده باشد. (فلاح السائل 161، المستدرک 4/93 ، بحار الانوار 84/248 ) سنن النبی صفحه 238

درد و پاداش دو برابر رسول!

ابوسعید خدری در حالیکه رسول خدا تب داشت، از روی لحاف دست بر بدن آن حضرت گذاشت و حرارت بدن او را دریافت،گفت: یارسول الله، چقدر تب شما شدید است! فرمود : ما چنین هستیم، بلاها بر ما سخت میشود و پاداش ما هم دو برابر است.(التمحیص 34، و بحارالانوار 275/15، باب الشمائل : الحدیث 41، باب العشره: الحدیث 22) سنن النبی صفحه 192