كليني روايت مي كند كه: « يزيد بن معاويه ازامام سجاد خواست كه غلام او باشد امام عليه السلام -پذيرفت و در جوابش فرمود قد أقررت لك بما سألت ، أنا عبد مكره فإن شئت فأمسك و إن شئت فبع ) آنچه از من خواستي قبول كردم، من اكنون غلام بي اختيار تو ام ، اگر خواستي مرا نگهدار و اگر خواستي بفروش!!! » روضة الكافي 8/235
بایگانی دستهها: یاوه
حق در برعکس چیزیست که فقیهان میگویند
شيخ صدوق از علي بن اسباط روايت ميكند كه گفت به امام رضا-عليه السلام- گفتم: « گاهي مسئله اي پيش ميآيد كه فهميدن آن لازم است، و در شهري كه من هستم كسي از شيعيان شما نيست كه از او فتوي بگيرم، امام فرمودند: نزد فقيه همان شهر برو و از او فتوي بخواه، هرچه جواب داد بر عكس آن عمل كن كه حق در همين است» عيون اخبار الرضا1/275چاپ تهران
فواید مسواک زدن
مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ( من لا يحضره الفقيه – جلد يک – ص ۵۳)
نام خدا
آه اسم خدا ست!- آه اسم من اسماء الله الحسنی -مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸
خرقائیل کبیر
ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام – کتاب البرهان جلد ۲ ص ۳۲۷
زمین بر روی چه چیزی قرار دارد
شيخ كليني در روضه كافي ذيل عنوان «حديث الحوت علي اي شي هو» مي نويسد: محمد از احمد از ابن محبوب از جميل بن صالح از ابان بن تغلب روايت كرده كه گغت از ابوعبدالله صادق –پرسيدم: زمين برچه چيز تكيه دارد؟گفت بر ماهي!گفتم ماهي برچه چيز تكيه دارد؟گفت : برآب گفتم آب برچه چيز تكيه دارد؟ گفت بر شاخ گاو نرم تن!گفتم گاو بر چه چيزي تكيه دارد؟گفت بر خاك نمناك!گفتم: خاك نمناك بر چه چيزي تكيه دارد؟گفت:هيهات در اينجا دانش دانشمندان گم گشته است! شيخ كليني در روايتي ديگر علت وقوع زلزله در زمين را توضيح مي دهد: علي بن محمد از صالح از برخي يارانش از عبد الصمد بن بشير از ابو عبدالله صادق-روايت كرده كه گفت:همانا آن ماهي كه زمين را حمل مي كند اين فكر در ضميرش گذشت كه وي با نيروي خود به حمل زمين مي پردازد!پس خداي تعالي ماهي كوچكي به سويش فرستاد كه از يك وجب كوچكتر بودواز فاصله ميان انگشت شست وسبابه بزرگتر بود.آن ماهي كوچك بدرون بيني وي رفت واو غش كرد پس چهل روز در بيني وي ماند آنگاه خداوند بزرگ بر ماهی حامل زمين رافت و رحمت آورد وماهي كوچك ازبيني او بيرون شد.وهرگاه كه خداي عزوجل بخواهد تا در زمين زلزله پديد آيد همان ماهي كوچك را بسوي ماهي بزرگ فرستد وچون ديده اش بر او افتد برخود مي لرزد ودر زمين زلزله پديد مي آيد!!! همين روايت را با مختصر تفاوتي شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه از قول امام صادق آورده است: همانا خداي تبارك وتعالي زمين را آفريد وبه فرمان وي آن ماهي بزرگ زمين را حمل كرد پس نهنگ پيش خود گفت كه من زمين را به نيروي خويشتن حمل كردم!آنگاه خداوند ماهي كوچكي را به اندازه فاصله شست وسبابه بسويش فرستاد كه در بيني وي داخل شد پس چهل روز آن نهنگ سر گشته وپريشان بود وهر گاه خداوند بخواهد در سرزميني زلزله اي پديد آورد آن ماهي كوچك بر نهنگ نمايان مي شود ونهنگ از ترس وي مي لرزد وزمين را مي لرزاند!!!
فرشته بالای قبر حسین
ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است!
الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳
باد محبوس در کعبه
پدرم كه رحمت خدا براو باد بما خبرداد وگفت كه سعدبن عبدالله بما خبرداد از احمد بن محمدبن عيسي از عباس بن معروف از علي بن مهزيار از محمد بن الحصين از محمد بن فضيل از عزرمي وي گفت كه با ابوعبدالله صادق-عليه السلام در حجر اسماعيل زير ناودان كعبه نشسته بودم ومردي با مرد ديگر جدال وگفتگو مي كردويكي از آن دو به رفيقش گفت بخدا قسم تونمي داني كه باد از كجا مي وزد!همينكه اين جمله را تكرار نمودامام صادق به وي گفت :آيا تو مي داني كه باد از كجا مي وزد؟آن مرد پاسخ داد نه ولي در اينباره سخن مردم را مي شنوم!در اين هنگام من از امام صادق پرسيدم : فدايت شوم باد از كجا مي وزد؟گفت :باددرزير اين ركن شامي (محلي در خانه كعبه)محبوس است و هنگامي كه خداوند عزوجل اراده فرمايد مقداري از آنرا بيرون مي فرستد هر نوع بادي ازباد جنوب وشمال وصبا بوزد و نشانه آنهم اينست كه تو پيوسته اين ركن را در زمستان وتابستان هميشه در شب وروزمتحرك مي بيني!!
نشانه های امامان
امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد! با پا و براحتی متولد ميشود!جنب نميشود!اگر بخوابد قلبش بيدار است ..چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است ! همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه –اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ – کتاب حجه باب مواليد الائمه
نظرات بزرگان دین در مورد موسیقی
حضرت محمد (ص) : شیطان اولین کسی بود که موسیقی را تاسیس کرد. وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 231 رسول خدا (ص):در شب معراج که به آسمانها رفته بودم ملکوت زنی را دیدم که سر تا پایش تماما به شکل سگ بود و آتش از پائین اش داخل می شد و از دهانش خارج می شد و تازیانه های سهمگین ملائکه ی غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته میشد ، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود. از جبرئیل پرسیدم این شخص کیست ؟گفت:او زنی بوده که در دنیا آوازه خوانی یا نوازندگی می نموده است.
حیوة القلوب (علامه مجلسی ره ) باب معراج ، عیون الاخبار الرضا (ع) ، بحارالانوار جلد 8 صفحه 309
امام صادق (ع):شخصی به امام (ع)عرض کرد :پدر و مادرم فدایت وقتی در منزل به مستراح می روم از خانه همسایه ام نوای موسیقی و آوازه خوانی به گوشم می رسد و من گاهی برای آنکه صدای موسیقی آنها را بشنوم نشستن در مستراح را طول می دهم .پس امام (ع)فرمود :ای مرد شنیدن موسیقی و خوانندگی را ترک کن آن مرد گفت ای مولای من آخر من که به مجلس آنها نرفته ام
بلکه فقط صدای آوازی از آنها را می شنوم پس امام (ع)فرمودند:آیا گفتار خدای متعال سوره اسری آیه 36 را نخوانده ای : همانا چشم و گوش و قلب نسبت به آن چیزی که کسب کرده اند مسئول هستند .آن مرد پس از شنیدن این آیه گفت:به خدا این آیه از کتاب خدا را تا کنون از هیچ عرب و عجم نشنیده بودم ودیگر این عمل را تکرار نخواهم کرد .پس امام فرمودند :برخیز و غسل توبه کن زیرا بر گناه بزرگی مداومت میکردی و چقدر حال بدی داشتی اگر بر این حال می مردی.
من لا یحضر الفقیه جلد1 صفحه 73 ، کافی کتاب الاشربة باب الغناء ، مستدرک الوسائل جلد 13 صفحه 221 ، عین الحیوة صفحه 229
حضرت کاظم (ع):آموزش دادن آلات موسیقی کفر و یادگیری آلات موسیقی کفر و گوش دادن به آن کفر است و پولش نیز حرام است.
وسائل الشیعه جلد 12صفحه 87 امام صادق (ع):
شخصی از امام صادق (ع)سوال کرد فرومایه و پست فطرت (لئیم)که در قرآن به آن اشاره شده منظور چه کسی می باشد ؟حضرت فرمودند:لئیم و پست فطرت کسی است که شراب بنوشد یا که آلات موسیقی بنوازد . امام صادق (ع):هنگامی که آدم(ع)از دنیا رفت ابلیس و قابیل از مرگ او اظهار شادمانی کردند و در زمین به هم پیوستند برای همین شیطان اولین آلت موسیقی را به شکل طنبور اختراع نمود و شروع به نواختن کرد و قابیل با شنیدن نوای ساز شیطان اقدام به خوانندگی نمود پس هرچه در زمین از این قبیل وسائل باشد که مردم از آن لذت میبرند از همان زمان منشإ می گیرد و آنها از پیروان راه ابلیس و قابیل میباشد.
فروع کافی جلد 4 صفحه 431
امام جعفر صادق (ع)فرموده اند : کسی که چهل روز در خانه اش صوت موسیقی و آواز خوانی پخش شود و مردمان بر او وارد شوند .شیطان تمام اعضای خود را به بدن او مسح می نماید پس غیرت به کلی از آن مرد بر طرف گردد تا به حدی که اگر با زنش در مقابل خودش فعل قبیحی کنند او بدش نمی آید و صفت غیرت و حیاء به کلی از آن مرد برطرف شود.
وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 128 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 432
امام صادق (ع) : هشام گوید از امام صادق (ع) درباره تفسیر آیه 30سوره حج سوال کردم که خدا می فرماید : ( فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور ) (اجتناب کنید پلیدی را که بت پرستی است و دوری کنید از قول باطل) حضرت فرمودند :منظور ازپلیدی شطرنج است و منظور از قول زور (موسیقی و آوازه خوانی) میباشد.
معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، تفسیر قمی جلد 2 صفحه 84 ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 496 ، عین الحیوة صفحه 229 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 431
دیدگاه خمینی در مورد موسیقی
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند :
نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک موسیقی با تریاک فرقی ندارد.

امام خمینی (ره)در مورد موسیقی می فرمایند :
موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشد . دیگر یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت با موسیقی سروکار داشته باشد و اکثر اوقاتش را صرف بکند و پای موسیقی بنشیند و اینها از مسائل زندگی و از مسائل جدی به طور کلی غافل می شود عادت می کند همانطور که به مواد مخدر عادت می کند دیگر نمی تواند یک انسان جدی باشد که بتواند در مسائل سیاسی فکر کند فکر انسان را موسیقی طوری بار می آورد که دیگر انسان نتواند در غیر همان محیط مربوط به شهوت و
موسیقی فکر بکند.
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند :
اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد موسیقی را حذف کنید نترسید که از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شده اید.باشد ما کهنه پرستیم همه این کلمات نقشه است برای اینکه شما را از کار جدی عقب بیندازند .این که می گویند اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند بگذارید از جای دیگر بگیرند.شما عجالتا آلوده مباشید آنها کم کم برمی گردند به اینجا . این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند حالا اگر از جای دیگر می گیرند آیا ما باید به آنها موسیقی بدهیم!ما باید خیانت کنیم!موسیقی خیانت است به یک مملکت و خیانت است به جوانهای ما این موسیقی را حذفش کنید آن را به طور کلی عوض کنید و یک چیز دیگری بگذارید که آموزنده باشد .کم کم مردم و جوانها را عادت به امور زندگی بدهید از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید . آنهایی را که می بینید می گویند اگر تلویزیون موسیقی پخش نکند می رویم سراغ موسیقی برای این است که اینها عادت کرده اند.
صحیفه نور جلد 8 صفحه 197 تا صفحه 201
شبی هزار رکعت نماز!
(امام حسین) هر شب هزار رکعت نماز میگذارد. از فرزند بزرگوارش ، امام زین العابدین پرسیدند چرا پدرت کم فرزند بود ؟ پاسخ داد : او هر شب هزار رکعت نماز می گذارد پس چگونه میتوانست فرزندان بیشتری داشته باشد. هدایت گران راه نور . زندگینامه چهارده معصوم آیت الله سید محمد تقی مدرسی، جلد اول برگ : 421
اخراج یهودیان از شبهه جزیره عربستان توسط محمد
منقول است از ابوهریره: هنگامی که ما در مسجد بودیم، پیامبر خدا به پیش ما آمد و گفت: «بیایید به پیش یهودیان برویم» بنابراین ما به همراه وی رفتیم تا به بیت المدراس(مدرسه تعلیم توراة) رفتیم. پیامبر ایستاد و آنان را صدا زد و گفت: «ای یهودیان، ایمان بیاورید تا در امان باشید» یهودیان پاسخ دادند: «ای ابالقاسم! تو پیام الله را به ما رسانده ای» پیامبر گفت: «آن چیزیست که من از شما میخواهم» وی جمله ی نخستش را برای بار دوم تکرار کرد و آنها گفتند: «ای ابالقاسم! تو پیام الله را به ما رسانده ای» سپس وی جمله اش را برای بار سوم گفت و اضافه کرد » اید بدانید که زمین به الله و پیامبرش تعلق دارد، و من میخواهم شما را از این سرزمین تبعید دهم، بنابراین در میان شما هر کس دارایی ای از زمین دارد میتواند آن را بفروشد، در غیر این صورت باید بدانید که زمین متعلق به الله و پیامبرش می باشد.
صحیح بخاری، پوشینه 9، کتاب 85، شماره 77، پوشینه 4، کتاب 53 شماره 391
ارتباط ماتحت زنان یک قبیله با قیامت
منقول است از ابوهریره: رسول الله گفت: ساعت(قیامت) برقرار نخواهد شد تا هنگامی که باسن های زنان قبیله داوس در هنگام گشتن به دور ذی الخلصه تکان میخورد. ذی الخلصه بت قبیله داوس بود که در زمان جاهلیت قبل از اسلام آن را می پرستیدند. صحیح بخاری، جلد 9، کتاب 88، شماره 232
همدستگی سگ و خر و زن و مبطلات نماز
ابوهریره گزارش میدهد: پیامبر الله گفت: یک زن، یک خر و یک سگ سیاه (در صورت عبور از جلوی کسی که نماز میخواند) نماز را باطل میکند ولی چیزی مانند پشتی زین (اگر جلوی کسی که نماز میخواند قرار گیرند) از آن جلوگیری میکند(مانع از باطل شدن نماز میشود) صحیح مسلم، کتاب 004، شماره 1034 ابوذر نقل کرده است: پیامبر الله گفت: وقتی یکی از شما به نماز می ایستد و جلوی روی او چیزی به بلندی(به اندازه) پشت زین وجود دارد و او را می پوشاند، اگر چیزی به اندازه ی پشت زین وجود ندارد، نمازش با گذشتن یک خر، زن و یا یک سگ سیاه باطل خواهد شد. من گفتم: ای ابوذر، چه چیزی در سگ سیاه وجود دارد که او را از سگ قرمز و زرد متمایز میکند؟ وی گفت: «ای برادر زاده! من از پیامبر خدا(ص) همان چیزی رو که تو از من میپرسی پرسیدم، و وی گفت: سگ سیاه یک شیطان است.» صحیح مسلم، کتاب 004، شماره 1032
لخت دویدن موسی برای اثبات سلامت
منقول است از ابوهریره: رسول الله فرمود: حضرت موسی فردی خجالتی بود و بخاطر محجوب بودنش بدنش را کاملاً می پوشاند. یکی از اسرائیلیان وی را با گفتن اینکه: وی برای این بدنش را اینچنین می پوشاند که مریضی پوستی دارد، یا شاید جذام و فتق بیضه و یا نقص هایی دیگر. آزرد. الله خواست وی را از چیزهایی که مورد میگویند رهایی بخشد، بنابراین یک روز که موسی تنها بود، لباسهایش را درآورد و بر روی سنگی قرار داد و شروع به حمام گرفتن کرد. وقتی حمام کردنش تمام شد به سوی لباسهایش رفت تا تا آنها را بپوشد ولی سنگ لباسهایش را گرفت و فرار کرد! موسی عصایش را برداشت و به دنبال سنگ دوید و میگفت: ای سنگ! لباسهایم را پس بده! تا به گروهی از بنی اسرائیلیان رسید که وی را لخت دیدند، و وی را بهترین مخلوقی که خداوند خلق کرده یافتند و خداوند او را از آنچه متهمش میکردند بری ساخت. سنگ ایستاد و موسی لباسهایش را برداشت و پوشید و و شروع به زدن سنگ با عصایش کرد. به قدرت الله سنگ هنوز نشانه هایی از آن زدن دارد، سه، چهار و یا پنج نشانه. این چیزیست که الله در گفتارش به آن اشاره میکند: «ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی که موسی را آزردند نباشید، و خدا او را از آنچه به او نسبت میدادند بری کرد و او در نزد خداوند محترم و آبرومند بود (سوره 33، آیه 69) صحیح بخاری، جلد 4، کتاب 55، شماره 616
سخنان محمد با اجساد و تقلب مسلمانان در تقسیم غنائم
منقول است از ابن شهاب: صحبت در مورد جنگهای پیامبر(که جنگیده بود) بود و به هنگام صحبت از جنگ بدر پیامبر گفت: «وقتی که دسته ی مشرکان به داخل خندق افتاده شدند، پیامبر خدا به آنها گفت: » آنچه را که خدایتان وعده داده بود را راست یافتید؟» عبدالله گفت: «برخی از اصحاب پیامبر گفتند: «ای رسول خدا! تو مردمان مرده را خطاب قرار داده ای» پیامبر خدا جواب داد «آنها بهتر از آنچه شما میشنوید سخنان مرا میشنوند» تعداد مردان مسلمانی که از قبیله قریش در جنگ بدر جنگیدند و غنیمتشان را گرفتند به 81 نفر میرسید، ولی هنگام تقسیم غنائم تعدادشان شد 101 مرد.اما خدا بهتر میداند (که جریان چه بود) صحیح بخاری، جلد 5، کتاب 59، شماره 360
شیر دادن برای محرم شدن
عایشه میگوید
روزی سهله بنت سهیل به پیش پیامبر خدا آمد و گفت: ای رسول الله! من در صورت ابو حدیبه نوعی انزجار و ناراحتی می بینم از اینکه سلیم(که یک هم پیمان است) وارد خانه مان شود (به دلیل اینکه نامحرم است!)، پیامبر خدا از آنرو فرمود: به او شیر بده (تا محرم شود)! وی گفت: من چگونه میتوانم به او شیر دهم در حالی که او یک مرد بالغ و بزرگ است؟ پیامبر خدا خندید و گفت: من میدانم که که او یک مرد جوان است. عمر در نقل خود این را می افزاید که او در جنگ بدر شرکت کرد و در نقل ابن عمر کلمات اینچنین هستند: پیامبر خدا خندید.
حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ، وَابْنُ أَبِي عُمَرَ، قَالاَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَيْلٍ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَرَى فِي وَجْهِ أَبِي حُذَيْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ – وَهُوَ حَلِيفُهُ . فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم » أَرْضِعِيهِ » . قَالَتْ وَكَيْفَ أُرْضِعُهُ وَهُوَ رَجُلٌ كَبِيرٌ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَقَالَ » قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ رَجُلٌ كَبِيرٌ » . زَادَ عَمْرٌو فِي حَدِيثِهِ وَكَانَ قَدْ شَهِدَ بَدْرًا . وَفِي رِوَايَةِ ابْنِ أَبِي عُمَرَ فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم
صحیح مسلم، کتاب 17 حدیث 33
باب رضاعه الکبیر شماره 1453
معامله موسی با خدا
منقول است از ابوهریره:
فرشته ی مرگ بسوی موسی فرستاده شد و وقتی که بسوی وی رفت موسی شدیداً وی را مورد ضرب قرار داد و یکی از چشمهایش را درآورد. فرشته بسوی پروردگارش برگشت و گفت: «تو مرا بسوی بنده ای فرستاده ای که نمیخواهد بمیرد» الله چشمش را به او بازگرداند و گفت: «برگرد و به او(موسی) بگو که دستش را بر روی پشت یک گاو نر قرار دهد و وی اجازه خواهد داشت سالهایی به تعداد موهایی که زیر دست او میرود زندگی کند» (پس فرشته به سوی موسی رفت و این را به وی گفت) و موسی پرسید: «ای خدای من! پس از آن چه؟» وی گفت: «پس از آن خواهی مرد» وی گفت: «بگذار الآن مرگ به سراغم بیاید» وی از الله درخواست کرد که او را به نزدیک سرزمین مقدس به مسافتی نزدیک بیاورد. پیامبر خدا فرمود: «اگر آنجا بودم به شما قبر موسی را در نزدیکی تپه ی قرمز شنی نشان میدادم.»
صحیح بخاری، جلد 2، کتاب 23، شماره 423
مردان زن صفت در خانه عمر
منقول است از ابن عباس: پیامبر نفرین کرد مردان زن صفت را و زنانی را که شباهت مردان را دارند. وی همچنین گفت: «آنها را از خانه هایتان بیرون کنید» وی فلان و فلان کس را از خانه بیرون کرد و عمر نیز فلان و فلان کس را. صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 82، شماره 820
زنان از نظر محمد ناقص العقل هستند
منقول است از ابو سعید الخدری: پیامبر فرمود: مگر چنین نیست که شهادت یک زن برابر نیمی از شهادت یک مرد است؟ زن گفت: بلی. پیامبر فرمود: دلیل آن کمبود عقل در زنان است. صحیح بخاری، جلد 3، کتاب 48، شماره 826
اجازه ازدواج موقت در جنگ
منقول است از عبدالله:
ما در جنگ های مقدس پیامبر شرکت میکردیم و هیچ زنی با خودمان نداشتیم. بنابراین به پیامبر گفتیم: «آیا ما باید خودمان را اخته کنیم؟» ولی پیامبر ما را از این کار منع کرد و از آن پس به ما اجازه با زنان ازدواج موقت (متعه) کنیم، حتی اگر شده با هدیه کردن یک لباس، سپس وی خواند:»ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای خوبی را که خدا برایتان حلال کرده را بر خود حرام نکنید.»
صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 139
عمر حکم محمد در مورد ازدواج موقت را عوض میکند!
جابر بن عبدالله گزارش میدهد:
ما با دادن یک کف دست خرما یا آرد به عنوان مهریه در هنگام زندگی رسول خدا و حکومت ابوبکر ازدواج موقت میکردیم تا زمانی که عمر آن را بخاطر عمر بن حریث ممنوع کرد.
صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3249
ابو ندره میگوید: وقتی که من به همراه جبیر بن عبدالله بودم، مردی به پیش وی آمد و گفت که ابن عباس و ابوزبیر بر سر دو نوع متعه(حج تمتع و ازدواج موقت با زنان) اختلاف نظر دارند، بر آن اساس جبیر گفت: ما هر دوی اینها را در زمان زندگانی رسول الله انجام میدادیم. سپس عمر ما را از انجام آنها منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم. صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3250
ابن اوریج میگوید: عاتی خبر داد که جبیر بن عبدالله برای حج عمره آمد، و ما به منزلش آمدیم و مردم در مورد چیزهای مختلف از او پرسیدند، و به ازدواج موقت اشاره کردند، و بر این اساس گفت: «بلی! در طول حیات پیامبر و خلافت ابی بکر و عمر ما از ازدواج موقت سود برده ایم» صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3248
رسول خدا فرمود: اٌیما رجل و امراه توافقا فعشره ما بینهما ثلاث لیال فان احباان یتزایدا او یتتارکا یعنی هر مرد و زنی که توافق کردند زندگی موقت آن دوتا سه شب است پس از آن اگر دوست داشتند بر آن افزوده یا از هم جدا میشوند. صحیح بخاری ج۳ ص ۱۶۴ عبد الله بن مسعود روایت می کند که: ما در کنار رسول خدا میجنگیدیم و همسر نداشتیم گفتم بهتر نیست خود را اخته کنیم ؟رسول خدا ما را از این کار بازداشت . سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامعه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود در آوریم . عبد الله سپس این آیه را تلاوت کرد که : یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین یعنی ای اهل ایمان پاکیزه هایتان را که خداوند برای شما حلال کرده حرام نکنیدکه خداوند تعدی کنندگان را دوست نمیدارند. سوره مائده آیه ۸۷ صحیح بخاری ج ۳ ص ۸۵ ـــ صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۴ ص ۱۰۲۲ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۰۰مسند احمد ج ۱ ص ۴۲۰ و در حاشیه آن گوید:ابن مسعود به این حکم عمل میکرد . جابر بن عبدالله روایت میکند که: در همه دوران رسول خدا و ابوبکر مقداری گندم می دادیم و ازدواج موقت میکردیم تا آنکه عمر به خاطر کاری که عمر بن حریث انجام داده بود آن را منع کرد . صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۵ ص ۱۰۲۳ ـــ شرح نووی ج ۹ ص ۱۸۳ ـــ کنز العمال ج ۸ ص ۲۹۳ مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۵۰۰ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۳۷ ــ مسند احمد ج ۳ ص ۳۰۴ عطا از جابر بن عبد الله نقل می کند که : ما در زمان رسول خدا و ابوبکر وعمر ازدواج موقت میکردیم تا انکه در اواخر خلافت عمر ـ عمربن حریث ـ با زنی ازدواج موقت کرد . (راوی میگوید : جابر بن عبدالله نام زن را برد و من فراموش کردم ) آن زن باردار شد و خبرش به عمر رسید . او را خواست و پرسید چه کسی را شاهد بوده ؟ (عطا گوید :نمی دانم گفت : مادرم یا ولی اش ) عمر که می ترسید فریبی در کار باشد گفت : چرا غیر آنها نبودند. مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۲۹۶ عمر بن خطاب گفت : متعتان کانت علی عهد رسول الله و انا انهی عنهما و اعاقب علیهما : متعه الحج و متعه النساء یعنی :دو متعه در زمان رسول خدا جاری بود و من از آن دو تا نهی می کنم و بر انجام آن کیفر میکنم : متعه حج و متعه زنان تفسیر قر طبی ج۲ص۳۷۰ ــ تفسیر فخر رازی ج۲ ص۲۰۱ـ کنز العمال ج۸ ص۲۹ از عبدالله بن عمر بن خطاب مردی شامی پرسید ؟ چه می گویی در متعه نساء گفت : البته حلال است گفت : خلیفه پدرت آز آن نهی نموده عبد الله گفت : پیغمبر امر فرموده اگر پدرم نهی نموده قطعا امر پیغمبر مقدم است بر نهی پدرم و من مطیع امر رسول الله می باشم. مسند احمد جزء دوم ص ۹۵ ـ جامع الاصول
پایان جهنم چگونه است؟
منقول است از اناس ابن مالک:
پیامبر فرمود: آتش جهنم تمام مدت خواهد گفت: کسان دیگری هم برای آمدن هستند؟ تا زمانی که خدای قدرت و افتخار پای خود را روی آن بگذارد و آتش خواهد گفت: کافیست، کافیست. به قدرت و افتخارت! و تمام پهلوهای آن به هم خواهد آمد (آتش منقبض و خاموش خواهد شد)
صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 78، شماره 654
گفتگوی بهشت و دوزخ
از ابو هریره منقول است:
پیامبر فرمود: بهشت و جهنم با هم بحث کردند و جهنم گفت: «به من امتیاز داشتن ستمگران و متکبران داده شده است» بهشت گفت: «پس من چی؟ چرا فقط انسان های ضعیف و حقیر وارد من میشوند؟» بر این اساس الله به بهشت گفت: «تو رحمت و بخشش من هستی که من به هر کس از بندگانم که بخواهم ارزانی میکنم.» سپس الله به جهنم گفت: «تو مجازات من هستی که من هر کدام از بندگانم که را که بخواهم با تو تنبیه میکنم. و هر کدام از شما گنجایش این را خواهد داشت» برای جهنم، این پر نخواهد شد تا هنگامی که الله پایش رو روی آن خواهد گذاشت و جهنم خواهد گفت: «کافیست! کافیست!» در آن هنگام جهنم پر خواهد شد و قسمت های مختلفش به هم نزدیکتر خواهند شد.
و الله با هیچ کدام از بندگانش با بی انصافی رفتار نخواهد کرد. و برای بهشت، الله مخلوق دیگری را برای پر کردن آن خلق خواهد کرد.
صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 373
قد حضرت آدم چقدر بوده است؟
ابوهریره از این گفته ی پیامبر خبر داد که: خداوند تبارک و تعالی، آدم را با فکر خود و با قدی به بلندی شصت ذرع (حدود 3 کیلومتر) ساخت، و چون او را ساخت به او دستور داد به گروهی از فرشتگان که آنجا بودند سلام کند و به واکنش آنها گوش فرا دهد، برای اینکه این سلام داد او و فرزندانش را شکل خواهد داد. سپس او رفت و گفت: «درود بر شما!» فرشتگان گفتند: «درود و رحمت خداوند بر تو باد» و آنها «رحمت خداوند» را هم اضافه کردند. بنابراین هرکس که وارد بهشت شود شکل ادم به خود خواهد گرفت، سپس مردمان پس از او که او را دنبال کردند کوتاه تر شدند تا به اندازه امروزی رسیدند.»
صحیح مسلم، کتاب 040، شماره 6809
برخورد محمد با دزدان دیگر
منقول است از ابوغلابه:
اناس گفت: تعدادی از افراد قبیله عقل یا اورینه به مدینه آمدند و آب و هوای مدینه بهشان نساخت. بنابراین پیامبر بهشان دستور داد که به یک گله شتر شیرده بروند و از شیر و ادرار شترها بنوشند(به عنوان درمان پزشکی). بنابراین آنها به دستور پیامبر عمل کردند و وقتی حالشان خوب شد چوپان پیامبر را کشتند و شترها را رم دادند/بردند. این خبر فردا صبح به پیامبر رسید و وی مردانی را برای پیگیری فرستاد و آن افراد دستگیر شده در هنگام ظهر آورده شدند. پیامبر دستور داد دستها و پاهایشان را قطع کنند(این کار انجام شده بود) و چشمانشان با تکه ای آهن گداخته داغ شده بود. آنها در غار حرا گذاشته شده بودند و وقتی که درخواست آب کردند آبی به آنها داده نشد. ابوغلابه گفت: آن مردان برای دزدی و جنایت، کافر شدن پس از اسلام آوردن و جنگ علیه الله و رسولش مجازات شدند.
صحیح بخاری، جلد 1، کتاب 4، شماره 234
قدرت جنسی محمد
منقول است از انس:
پیامبر با همه ی زنانش در یک شب سکس میداشت، و وی نه زن داشت.
صحیح بخاری، جلد 7، کتاب 62، شماره 6

غشی بودن پیامبر
جبیر بن عبدالله خبر میدهد:
رسول خدا(ص) رسول خدا در حالی که لنگی به دور کمرش بسته بود به همراه مردم سنگ برای کعبه می آورد. عموی وی، عباس به او گفت: «ای برادرزاده! اگر جامه پایینی خود را درآوری و آن را روی شانه ات در زیر سنگها قرار دهی بهتر خواهد بود.» پیامبر لنگ را در آورد و آن را روی شانه اش نهاد و ناگهان افتاد و غش کرد. نقل کننده ی حدیث میگوید: «هرگز پس از آن روز پیامبر عریان دیده نشد.»
وَحَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ، حَدَّثَنَا زَكَرِيَّاءُ بْنُ إِسْحَاقَ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ، قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، يُحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَنْقُلُ مَعَهُمُ الْحِجَارَةَ لِلْكَعْبَةِ وَعَلَيْهِ إِزَارُهُ فَقَالَ لَهُ الْعَبَّاسُ عَمُّهُ يَا ابْنَ أَخِي لَوْ حَلَلْتَ إِزَارَكَ فَجَعَلْتَهُ عَلَى مَنْكِبِكَ دُونَ الْحِجَارَةِ – قَالَ – فَحَلَّهُ فَجَعَلَهُ عَلَى مَنْكِبِهِ فَسَقَطَ مَغْشِيًّا عَلَيْهِ – قَالَ – فَمَا رُؤِيَ بَعْدَ ذَلِكَ الْيَوْمِ عُرْيَانًا .
صحیح مسلم، کتاب 003، حدیث 33، شماره 0671
جلد اول کتاب الحیض حدیث شماره 340
پیامبر کجا وحی میگرفته است؟
در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند «ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم. باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.» ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد. وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت. بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»
بخاری، جلد 5، کتاب 57، شماره 119