بایگانی دسته‌ها: یاوه

یاوه های بزرگان دین، بانک داده حدیث زندیق

معجزه ی امام جواد

رگزنی که امام جواد (ع) در عهد مامون او را طلبید ، روایت کرده اند که گفت :

آن حضرت به من فرمود : رگ زاهر مرا بزن. رگزن گفت : من چنین رگی نمی شناسم و اسم آن را هم نشنیده ام. امام آن رگ را به وی نشان داد. چون رگ زن ، رگ آن حضرت را زد خون زردی جاری شد و تشت پر گشت. سپس آن حضرت فرمود : رگ را بگیر و آنگاه فرمود تشت را خالی کند. سپس دستور داد رگ را رها کند. آنگاه خون دیگری بیرون آمد. امام فرمود : حالا آن را ببند. حلیه المتقین – ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری -برگ319 به او عرض کردم : به خدا قسم من می خواهم از شما یک مساله بپرسم اما خجالت می کشم . او گفت : پیش از آنکه بپرسی من به تو پاسخ می دهم . تو خواستی درباره امام سوال کنی. گفتم : به خدا همین طور است. فرمود : نشانی؟ در دستش عصایی بود. ناگهان عصا به سخن در آمد و گفت : او امام جواد (ع) مولای من است ، او امام این زمان و حجت است.

1- کافی،ج1، ص 353. هدایتگران راه نور ، زندگینامه چهارده معصوم ، آیت الله سید محمد تقی مدرسی (جلد دوم)

مقدار جزيه

1670- و حريز از زراره روايت كرده است كه گفت:

به امام صادق عليه السّلام معروض داشتم كه: حدّ جزيه بر اهل كتاب چيست و آيا در اين باره مبلغ معيّنى بر عهده دارند كه سزاوار نيست از آن بغير آن تجاوز كنند؟ پس امام عليه السّلام فرمود: اين امر موكول به نظر امام است، و او از هر فردى از ايشان هر چه بخواهد، به قدر دارائيش و به اندازه طاقتش ميگيرد، همانا كه اهل ذمّه گروهى هستند كه جان خود را خريده‏اند، تا به بردگى درنيايند، يا كشته نشوند، و بنا بر اين جزيه به اندازه طاقتشان از ايشان گرفته مى‏شود. امام حقّ دارد كه ايشان را مأخوذ به جزيه سازد، تا اسلام بياورند، زيرا خداى عزّ و جلّ فرموده است: حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ يعنى: تا جزيه را از دست خود بپردازند، در حالى كه پذيراى ذلّت باشند- و شخص ذمّى اهميتى به آنچه از او گرفته شود نميدهد مگر زمانى كه از جهت آنچه از او گرفته شده است احساس ذلّت كند، و در اثر آن متألّم شود و آنگاه اسلام بياورد.

من لا يحضره الفقيه،شيخ صدوق،مترجم:على اكبر غفارى‏،نشر صدوق‏، تهران‏، چ اول‏:1367 ش‏.،جلد2،برگ353.

شاش شتر!

در مكارم: از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود: شيرهاى گاو دواء باشند. (3) 7- و پرسيدندش عليه السّلام از شاش گاو كه كسى بنوشد؟ فرمود اگر براى دواء نياز دارد باكى ندارد. (4) 8- و از جعفريست كه شنيدم ابو الحسن عليه السّلام ميفرمود: شاش شتر به از شير آنست و خدا شفاء را در شير آن نهاده . آسمان و جهان- ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، مجلسی، مترجم: محمد باقر كمره‏اى‏،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، چ اول‏:1351 ش‏. جلد6، برگ75.

تئوری امام صادق در مورد رعد و برق

عياشى: از أبى بصير كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم رعد چيست؟فرمود: چون مرديكه شتردار است و آنها را براند و گويد: هاى، هاى، اين چنين است، گفتم: برق چيست؟ بمن فرمود: تازيانه‏هاى فرشته‏ها است كه ابر را ميزنند و ميرانندش بدان جا كه خدا خواهد ببارد. در فقيه از أبى بصير مانند آنست. و روايت است كه رعد آواز فرشته‏ايست بزرگتر از مگس و خردتر از زنبور. آسمان و جهان- ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، مجلسی، مترجم: محمد باقر كمره‏اى‏،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، چ اول‏:1351 ش‏. جلد3، برگ323.

نه عامل فراموشی

پيامبر(ص): اى على نه چيز باعث فراموشى مى‏گردد: خوردن سيب ترش، خوردن خيار، پنير، نيم خورده موش، خواندن سنگ قبر، راه رفتن ميان دو زن، انداختن كنه يا شپش، حجامت كردن در پشت گردن، ادرار در آب راكد. الآداب الدينية للخزانة المعينية، شيخ طبرسى، مترجم:احمد عابدى، ناشر: زائر، قم‏، چ اول‏:1380.برگ: 359

حقوق متقابل زن و شوهر

از امام پنجم (ع): زنى بمحضر پيغمبر (ص) آمد و عرضه داشت: حق شوهر بر زن چيست؟ فرمود: آنكه فرمان او برد و مخالفت و عصيان او نكند، و چيزى از خانه او بدون اجازه او صدقه ندهد و روزه مستحب جز با اجازه او نگيرد، و اگر بر پشت مركب (آماده سفر) است و شوهر از او آميزش خواست امتناع نكند. و جز با اجازه او از خانه بيرون نرود، كه اگر بى‏اجازه او بيرون رود فرشتگان آسمان و زمين و رحمت و غضب بر او نفرين فرستند، تا گاهى كه بخانه برگردد. زن پرسيد: يا رسول اللَّه چه كسى حقش بگردن مرد بيش از همه مى‏باشد؟ فرمود: پدر و مادر، پرسيد چه كسى حقش بر زن بيش از همگان است؟ فرمود: شوهر، پرسيد: منهم باندازه شوهر بگردن او حق دارم؟ فرمود: نه؛ و صد يك آن را نيز ندارد، پرسيد: قسم بخداوندى كه ترا برگزيد، اختيارم بدست هيچ شوهرى نخواهم داد. پيغمبر خدا زنى را بنكاح مردى در آورد، زن از شوهر ناملايماتى ديد و به پيغمبر (ص) شكايت برد. پيغمبر فرمود گويا مى‏خواهى طلاق بگيرى كه در نزد خداوند از مردار الاغ بدتر و پست‏تر باشى‏. و فرمود: اگر زنى براى شوهر سينه و پستانها را بريان كند حق شوهر را ادا نكرده است و اگر با اين همه يك لحظه نسبت به شوهر نافرمانى كند در درك اسفل جهنم جاى گيرد مگر آن كه توبه نمايد و باز گردد. مكارم الأخلاق‏،شيخ حسن (فرزند شيخ طبرسى‏)،مترجم: سيد ابراهيم مير باقرى‏، ناشر: فراهانى‏، تهران‏، چ دوم‏:1365 ش‏. جلد‏1، برگهای: 408 و409و410.

مؤمن بودن بادمجان

از انس: پيغمبر اكرم (ص) فرمود: بادنجان زياد مصرف كنيد، كه اول درختى است كه بخدا ايمان آورده است. مكارم الأخلاق‏،شيخ حسن (فرزند شيخ طبرسى‏)،مترجم: سيد ابراهيم مير باقرى‏، ناشر: فراهانى‏، تهران‏، چ دوم‏:1365 ش‏. جلد‏1، برگ: 349

محمد و خروس

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: خروس سفيد دوست من است و دشمن آن دشمن خداست؛ اين حيوان صاحبش را و تا هفت خانه از همسايگان را پاسبانى مى‏كند. آداب، سنن و روش رفتارى پيامبر گرامى اسلام‏،علامه طباطبائی،مترجم: حسين استادولى‏، انتشارات پيام آزادى‏،تهران‏، چ سوم: 1381 ش‏.برگ: 77

چگونگی رفتار با اهل ذمه

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه اگر چشمت به يك شخص ذمى افتاد بگو: «الحمد للَّه الّذي فضّلني عليك بالإسلام دينا، و بالقرآن كتابا، و بالكعبة قبلة، و بمحمّد صلّى اللَّه عليه و آله نبيّا، و بعليّ إماما، و بالمؤمنين إخوانا». «سپاس خداوندى را كه از جهات مختلف مرا بر تو برترى بخشيد، از جهت دين اسلام، و كتاب آسمانى بودن قرآن، قبله بودن كعبه، پيامبر بودن حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم، امام بودن حضرت على عليه السلام، و برادرى مؤمنان». الآداب الدينية للخزانة المعينية ،شيخ طبرسی،مترجم:احمد عابدی،ناشر: زائر،قم‏، چ اول‏:1380.برگ 262.

محكوم به اسلام

3554- أبان بن عثمان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: كودكى كه يكى از والدينش مسلمان و يكى نصرانى يا هر دو مسلمان بودند و چون به سنّ شباب رسيد نصرانيّت اختيار كرد او را رها نكنيد و بحكم اسلام در جناياتش با او رفتار كنيد. 3556- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هر گاه پدر اسلام آورد فرزند خويش را به اسلام كشيده است و او نيز مسلمان محسوب مى‏شود و هر كدام از اولاد او كه به حدّ بلوغ رسيدند به اسلام دعوت شود اگر نپذيرفت كشته خواهد شد ولى اگر پسر اسلام‏ آورد پدر و مادر را به سوى اسلام نكشيده و ميان آن پسر و پدر و مادر توارث نيست يعنى كافر از مسلمان ارث نمى‏برد. من لا يحضره الفقيه،شيخ صدوق،مترجم:على اكبر غفارى‏،نشر صدوق‏، تهران‏، چ اول‏:1367 ش‏.جلد4،برگ199.

کرامت انسانی چیست؟

ازحسن بن جهمم منقول است : گفت: رفتنم به خدمت حضرت رضا برای من ظرفی که در آن مشک بود آورد و فرمود : بردار به خود بمال ، قدری برداشتم و مالیدم . فرمود : دیگر بردار و در گود پایین گردن خود بمال ، برداشتم و مالیدم پاره دیگر ماند. فرمود: این را هم بدانجا بمال ، مالیدم. بعد از آن فرمود : حضرت امیرالمومنین میفرمود که رد نمیکند کرامت را مگر خر ، گفتم کرامت کدام است فرمود که بوی خوش و بالشی که برای نشستن و تکیه کردن تواضع کنند مانند آن . برگ:162 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

امام رضا پزشک میشود!

از حضرت امام رضا منقول است : هر که شانه را هفت مرتبه بر سر و ریش و سینه بکشد دردی نزدیک او نیاید . از حضرت امام موسی منقول است : ایستاده شانه مکن که باعث ضعف دل میشود و نشسته شانه کن که دل را قوی میکند و پوست را پر میکند . برگ: 158 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

توانگری و ثروت بشیوه ی امام رضا

در حدیثی از حضرت امام رضا به همین لفظ وارد شده است اما به لفظ زبرجد و فرمود : انگشتر زمرد در دست داشتن فقر را به توانگری بدل میکند و فرمود : هر که انگشتری یاقوت زرد در دست کند فقیر نشود. برگ :30 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری حدیث صحیح از حضرت علی بی موسی الرضا مروی است : عقیق فقر و درویشی را برطرف میکند. برگ :26 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

معجزه ی امام سجاد

شیخ طوسی یکی دیگر از کرامتهای امام زین العابدین را چنین نقل می کند : علی بن الحسین به قصد گزاردن حج ، عازم مکه شد و در صحرایی میان مکه و مدینه به مردی برخورد که او هم در سفر بود. آن مرد به امام گفت : فرود آی. امام از او پرسید چه کار داری؟ مرد پاسخ داد. می خواهم تو را بکشم و هر جه همراه داری بردارم. امام سجاد به او فرمود : من آنچه را که همراه دارم با تو تقسیم می کنم و تو را از خود حلال می کنم. دزد گفت : نه. امام فرمود : پس از آنچه همراه دارم مقداری اندک باقی گذار تا بدان به مکه برسم. اما دزد نپذیرفت. امام از او پرسید : خدایت کجاست ؟ دزد پاسخ داد : خوابیده. ناگهان دو شیر درنده نمایان شدند که یکی سر مرد را گرفت و دیگر پایش را. آنگاه امام سجاد(ع) فرمود : پنداشتی که خدایت خوابیده و از تو غافل است؟! هدایتگران راه نور . زندگینامه چهارده معصوم، آیت الله سید محمد تقی مدرسی(جلد اول) برگ 513

راز ناخن گرفتن از قول بزرگان دین

از حضرت امام رضا منقول است : در روز سه شنبه ناخن بگیرید. در حدیث معتبر از حضرت رسول منقول است: هر که ناخن های خود را در روز جمعه بگیرد حق تعالی درد ها را از سر انگشتان او بیرون کند و دوا را در آنها داخل کند و کسی که در روز شنبه یا پنج شنبه ناخن و شارب بگیرد از درد دندان و درد چشم عافیت یابد. از حضرت امیر المومنین منقول است : ناخن ها را در روز جمعه گرفتن هر دردی را برطرف میکند و در روز پنج شنبه گرفتن روزی را فراخ میکند. برگ:155 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

بیماری درمان بی اخلاقی

از حضرت امام رضا منقول است: بیماری برای مومن پاک کننده است او را از گناهان و رحمت الهی است نسبت به او. برگ: 219 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری .. امام رضا فرمودند : بیماری مومن را پاک نموده و برای او رحمت است. برگ:415 ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مولف :……..عالم ربانی شیخ صدوق چاپ دوم تابستان 1378 مترجم : ………ابراهیم محدث بندر ریگی

تزهای بیولوژیکی امام رضا

از حضرت امام موسی منقول است : حیواناتی که مسخ شده اند ، دوازده صنفند: اما فیل پس از آن پادشاهی بود که زنا و لواط میکرد و خرس اعرابی بادیه نشینی بود که دویتی میکرد و خرگوش زنی بود که با شوهر خود خیانت میکرد و غسل حیض و جنابت نمیکرد و شب پره خرمای مردم را می دزدید و سهیل بردی بود که در یمن عشاری میکرد و زهره زنی بود که مردم میگویند هاروت و ماروت از او فریب خوردند و میمون و خوک جماعتی بودند از بنی اسراییل که در روز شنبه شکار کردند و اما سوسمار و چلپاسه گروهی بودند از بنی اسراییل که در زمان حضرت عیسی چون مائده از آسمان نازل شد ، ایمان نیاوردند. و مسخ شدند ، پس یک گروه ایشان به دریا رفتند و دیگر به صحرا و اما عقرب مرد سخن چینی بود و اما زنبور که از ترازو دزدی میکرد. در روایت دیگر منقول است : خرس مردی بود که مردم با او عمل قبیح میکردند و سوسمار اعرابی بود که مال حاجیان را میدزدید و عنکبوت زنی بود که از برای شوهر خود سحر میکرد و دعموص مرد سخن چینی بود که در میان دوستان جدایی می انداخت و مار و ماهی دویت بود و شب پره خرما از سر درخت می دزدید و میمون یهودانند که ماهی در شنبه شکار کردند و خوک جماعتی اند که ایمان به مائده آسمانی نیاوردند. از حضرت امام رضا منقول است : موش گروهی از یهود بودند که خدا بر ایشان غضب کرد و پشه شخصی بود که استهزا به پیغمبران می کرد و شپش از حسد مسخ شد و روزی پیغمبری از پیغمبران بنی اسراییل نماز میکرد و یکی از بی خردان بنی اسراییل آمد در برابر او استهزا به او میکرد به صورت شپش مسخ شد و چلپاسه جماعتی از بنی اسراییل بودند که فرزندان پسغمبران را دشنام میدادند و با ایشان دشمنی میکردند . در حدیث دیگر منقول است : خار پشت مرد کج خلقی بود. برگ :416،417 حلیه المتقین_ ملا محمد باقر مجلسی ، چاپ اول ، انتشارات جمهوری

امام حسن بزرگترین زبانشناس تاریخ

از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب ! و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات اصول کافی – جلد يک – ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی

ویژگیهای جغرافیایی و بهشتوگرافی حوض کوثر

ساقى حوض كوثر وصف حوض و منزلت امير مؤمنان عليه السلام در كنار آن شيخ صدوق رحمه الله گويد:

اعتقاد ما درباره حوض آن است كه آن حق است،و پهناى آن به فاصله ميان أيله و صنعاء (1) است،و آن حوض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و در آن جامهايى به تعداد ستارگان آسمان قرار دارد،و سرپرست و مسئول آن در روز قيامت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است كه دوستانش را از آن سيراب و دشمنانش را از آن دور مى‏سازد،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هيچ گاه تشنه نخواهد گشت (2) .

۱- ابو ايوب انصارى گويد:نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودم و از آن حضرت درباره حوض سؤال شد،فرمود:اينك كه درباره حوض از من پرسيديد شما را از آن خبر دهم:حوض چيزى است كه خداوند از ميان پيامبران مرا بدان گرامى داشته است،عرض آن به فاصله ميان ايله و صنعاء است،دو نهر از آب در آن مى‏ريزد،آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر،بسترش از مشك خوشبوست و سنگريزه‏هايش در و ياقوت است.پروردگارم شرط كرده است كه كسى به آن‏وارد نشود مگر آنان كه داراى نيتهايى درست و دلهايى پاكند،آنان كه در حال توانگرى و فراخ دستى حقوقى را كه بر عهده دارند مى‏پردازند و در حال نياز و تنگدستى حق قانونى خود را نمى‏گيرند،و پس از من تسليم وصى من خواهند بود.آن گاه وصى من غير شيعيان خود را از آن دور مى‏كند همان گونه كه آدمى شتر گر را از ميان شترهاى خود دور مى‏سازد. (3)

2ـ عبد الله بن عباس گويد:چون سوره كوثر بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد،على بن ابى طالب به آن حضرت گفت:اى رسول خدا،كوثر چيست؟فرمود:نهرى است كه خداوند مرا بدان گرامى داشته است.على گفت:اى رسول خدا،اين نهر شريفى است،آن را براى ما توصيف كن.فرمود:آرى اى على،كوثر نهرى است كه در زير عرش خدا جارى مى‏شود،آبش از شير سفيدتر،از عسل شيرين‏تر و از كره نرم‏تر،سنگريزه‏هايش زبرجد و ياقوت و مرجان،گياههايش زعفران و خاكش مشك خوشبو،و اساس و بنيانش زير عرش خداست.آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دست بر پهلوى على امير مؤمنان عليه السلام زد و فرمود:اى على،اين نهر از آن من و تو و از آن دوستان تو پس از من است. (4)

3ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى طولانى فرمود:اى على،تو نخستين كسى هستى كه با من از زمين بيرون مى‏آيى‏[و تو نخستين كسى هستى كه با من برانگيخته مى‏شوى‏]،و تو نخستين كسى هستى كه با من از صراط مى‏گذرى،و پروردگار بزرگ من به عزت خود سوگند خورده كه كسى از گردنه صراط عبور نكند مگر آن كه سند ولايت تو و ولايت امامان از اولاد تو را همراه داشته باشد،و تو نخستين كسى هستى كه بر حوض من وارد مى‏شوى،دوستانت را از آن‏سيراب مى‏سازى و دشمنانت را از آن مى‏رانى،و تو يار و همراه منى آن گاه كه در مقام محمود (مقام شفاعت) بايستم،ما درباره دوستانمان شفاعت مى‏كنيم و شفاعت ما درباره آنان پذيرفته مى‏شود.و تو نخستين كسى هستى كه داخل بهشت مى‏شوى در حالى كه پرچم مرا به دست دارى و آن لواى حمد است كه هفتاد شكاف دارد و هر شكافى پهناورتر از خورشيد و ماه است،و تو صاحب درخت طوبى در بهشت هستى كه تنه‏اش در خانه تو و شاخه‏هايش در خانه شيعيان و دوستان توست . (5)

4ـ ابو الأسود دئلى از پدرش روايت كرده كه گفت:از امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود:به خدا سوگند كه با همين دو دست كوتاه خود دشمنانمان را از حوض رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دور مى‏سازم،و دوستانمان بدان در مى‏آيند. (6)

5ـ و نيز فرمود:من با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و خاندانم بر سر حوض قرار داريم،پس هر كه خواستار ماست بايد گفتار ما را بگيرد و مانند ما عمل كند،زيرا هر خاندانى برگزيده‏اى دارد و ما را نيز برگزيدگانى است،و ما را شفاعتى است و دوستان ما را نيز شفاعتى است،پس براى ديدار ما بر سر حوض با هم رقابت كنيد،كه ما دشمنانمان را از آن مى‏رانيم و دوستان و اولياى خود را از آن سيراب مى‏كنيم،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد،دو نهر از بهشت در حوض ما سرازير مى‏شود،يكى از تسنيم و ديگرى از آب زلال و گوارا،بر لبه آن زعفران روييده و سنگريزه‏اش لؤلؤ است و آن كوثر نام دارد. (7)

6ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،تو برادر،وزير و صاحب لواى من دردنيا و آخرت و صاحب حوض من هستى،هر كه تو را دوست بدارد مرا دوست داشته،و هر كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. (8)

7ـ عبد الرحمن بن قيس رحبى گويد:با امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام بر در قصر (دار الاماره) نشسته بودم كه نور خورشيد آن حضرت را وادار كرد تا در سايه ديوار قصر پناه گيرد،همين كه برخاست تا داخل شود مردى از قبيله همدان دامن حضرتش را گرفت و گفت :اى امير مؤمنان،مرا حديثى جامع گو تا خداوند مرا بدان سودى رساند.فرمود:مگر درباره من حديث بسيارى وجود ندارد؟ (9) يا:مگر اين سودمندى در احاديث بسيارى نيست؟) گفت:چرا،ولى مرا حديثى گو كه خداوند بدان سودم رساند. فرمود:دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرمود كه:من و شيعيانم وارد حوض مى‏شويم و سيراب و روسپيد بيرون مى‏شويم،و دشمنانمان تشنه لب و روسياه وارد مى‏گردند .اين را داشته باش كه مشتى از خروار است،تو با همان كسى كه دوستش مى‏دارى خواهى بود و همان را كه به دست آورده‏اى خواهى داشت،اى برادر همدانى رهايم ساز.اين را فرمود و داخل قصر شد. (10)

8ـ مردى از منافقان به حضرت رضا عليه السلام گفت:برخى از شيعيان شما بى‏باكانه در كوچه و بازا
شراب مى‏خورند!و ديگرى سر راه بر حضرت گرفت و گفت:برخى از شيعيان شما شراب مى‏خورند !چهره حضرت از روى شرم عرق كرد،سپس فرمود:خداوند گرامى‏تر از آن است كه گرمى شراب را با دوستى ما خاندان در دل مؤمن جمع آورد،آن گاه لختى صبر كرده و فرمود:و اگر يكى از آنها بدين نكبت گرفتار شد و چنين كرد بى شك پروردگارى مهربان،پيامبرى‏دلسوز،شناسا بر سر حوض و سرورانى براى شفاعت ايستاده را براى خود خواهد يافت. (11)

9ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:پنج چيز درباره على به من داده شده كه از دنيا و هر چه در آن است نزد من بهتر است:1ـاو در برابر خدا دور دارنده (يا:در برابر خدا به رو در افتاده) است تا خداوند از حساب آفريدگان فارغ شود.2ـلواى حمد به دست اوست و از آدم گرفته به بعد همه در زير آن قرار دارند.3ـاو بر سر حوض مى‏ايستد و هر كه را از امت من‏[به ولايت‏]بشناسد سيراب مى‏سازد.4ـاوست كه‏[پس از مرگ‏]عورت مرا مى‏پوشاند و مرا به خداوند مى‏سپارد.5ـمن هيچ بر او بيم ندارم كه بعد از ازدواج دامن بيالايد،و پس از ايمان به كفر گرايد. (12)

10ـ از على عليه السلام روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:تو نخستين كسى هستى كه به بهشت مى‏روى.گفتم:اى رسول خدا،پيش از شما به بهشت مى‏روم؟فرمود:آرى،زيرا تو در آخرت پرچمدار منى چنانكه در دنيا پرچمدار من هستى،و هميشه پرچمدار پيشاپيش حركت مى‏كند.سپس فرمود:اى على،گويى تو را مى‏بينم كه پرچم مرا كه لواى حمد است به دست دارى و داخل بهشت شده‏اى،و از آدم گرفته به بعد در زير آن قرار دارند. (13)

پیشوندها:

1ـآيله شهرى است در ساحل بحر قلزم،و صنعاء نام دو جاست يكى در يمن و ديگرى در دمشق.بايد دانست كه اين تعبير براى نشان دادن بزرگى آن است نه اندازه دقيق آن.

2ـ بحار الانوار 8/27 به نقل از رساله اعتقادات صدوق.

3ـ بحار الانوار 8/ .28

4ـ همان/ .18

5ـ بحار الانوار 39/ .211

6ـ همان/212.و نظير آن:همان/ .216

7ـ تفسير صافى 5/ .301

8ـ بحار الانوار 39/ .216

9ـ بنا بر نسخه‏اى ديگر:مگر احاديث بسيارى در اختيار ندارى؟

10ـ امالى شيخ طوسى 1/ .150

11ـ علم اليقين 2/ .603

12ـ بحار الانوار 39/ .219

13ـهمان/217.و در ص 213 از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورده است كه:آدم و همه خلق خدا در روز قيامت در سايه پرچم من قرار دارند. امام على بن ابى‏طالب(ع) ص 567 احمد رحمانى همدانى

ارتباط معنوی رسول الله و خر مبارکش

روايت از علی (ع) ..

اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود پدر و مادرم فدای تو! پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرد که او خری بود که نوح (ع) در کشتی گذاشت! و آنزمان نوح به جد من گفت ای مردم از نسل اين خر خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود ! و من خوشحالم که آن خر هستم عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ………

اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴ کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله

چند مسئله پیچیده پزشکی

خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! – شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر . اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ تو سل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود! التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين -باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵

سخن گفتن با سنگ

هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امم سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد …محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و …… اصول کافی – جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸

رابطه رنگ کفش با مردانگی و نور دیده

ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی؟ مگر نمی دانی کفش سياه نو چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند…بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود ! عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و… کتاب خصال شيخ صدوق ..ابن بابويه باب سوم جلد ۱ ص ۹۹

خوردن خاک

خوردن خاک نفاق می اورد -اکل الطين يورث النفاق الکافی جلد۲- ص۲۶۵ خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء- اصول کافی جلد ۳ – ص ۳۸۷

نگاه کردن به فرج زنان

نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! – النظر الی فروج النساء يورث العمی من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶ حضرت صادق علیه السلام فرمود: کسی که به شطرنج یا نرد نگاه کند چنان است که به فرج مادر خود نظر کرده باشد. مجمع المعارف و مخزن العوارف نتیجه منطقی => شطرنج باعث کوری میشود.

ابوطالب به پیامبر شیر میداد!

پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ( چون شير نبود) لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما اصول کافی – کتاب الحجه – باب مولد النبی(ص) – جلد يک ص ۳۷۳

علی و عایشه زیر یک لحاف، نعوذ بالله

در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهش بود ! و رسول خدا بين من و عايشه ( يعنی علی و عايشه) خوابيد ! و هنگاميکه شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم !!!! قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل بحار الانوار جلد ۲ – ص ۴۰ دار احياء التراث العربی – بيروت بحار الانوار ص ۲۹۷ ۳۱۴ جلد يک ص۴۰ کتاب سليم ابن قيس ص ۲۲۱

پستان شیرده پیامبر روی انگشتانش بود

امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود! لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث اصول کافی کتاب الحجه – باب مولد حسين ابن علی (ع)