

پاسخ انسان اندیشمند به بنیادگرای دیندار
دیوید میلز
برگردان بهمنیار
چندیست گروهی از مدافعان دین باطل اسلام و مذهب ضاله تشیع ادعا میکنند آلبرت انیشتن پیش از مرگ خود نه تنها مسلمان بلکه شیعه شده است.
آنان همچنین به نامه ای دروغین و بی سندی اشاره میکنند که میان آیت الله بروجردی یکی از جهلای بزرگ شیعه و مرجع تقلید رد و بدل شده است که در آن انیشتن به شیعه بودن خود اشاره میکند.
همین دروغ مضحک الهام بخش تصاویر و جملات زیر شده است:







اشاره استاد شجریان به ۱۴۰۰ ساله بودن دشمنی اسلامگرایی و موسیقی
رخشانه نام دختر افغان بود که در ۴ آبان خبر و در ۱۲ آبان ۹۴ به دست طالبان در ولایت غور افغانستان سنگسار شد
هشدار، این ویدیو صحنه هایی خشن از جنایات اسلامگرایان را نشان میدهد.
Warning, this video depicts violent atrocities committed by Islamists
بیشتر بدانید

قرآن، سوره المطففين (83) آیه 34
فاليوم الّذين آمنوا من الكفّار يضحكون
و امروز مؤمنان به کافران می خندند
توسط آرش بیخدا
پیشگفتار
حدودا بیست سال پیش در ابتدای قرن ۲۱ میلادی بود که متوجه شدم مقدار زیادی زباله و مواد سمی از کشور همسایه ترکیه در قالب آنچه «معجزات علمی قرآن» خوانده میشود در حال وارد شدن به کشورمان است.
ماجرا از این قرار بود که شخصی با فرنام هارون یحیی چندین کتاب با چاپهای بسیار نفیس و هزینه کلان به راه انداخته بود که در آنها ادعا میشد قرآن دارای معجزاتی علمی است، بدین مفهوم که در قرآن از واقعیت هایی علمی سخن آورده شده است که دانستن برخی که ما امروز تنها به یاری پیشرفت علم توانسته ایم آنها را کشف کنیم در زمان محمد غیر ممکن بوده است. بنابر این قرآن ریشه ای الهی دارد.
مجموعه هارون یحیی برای چند سال با شرکت در نمایشگاه ها و تولید محصولات نوشتاری، و چند رسانه ای حرفه ای برای گسترش این مزخرفات در زبانهای در این کار بسیار موفق بود. تا جایی که بسیاری از جوانان فاقد مهارتهای تفکر نقادانه و حتی آدمهای نادان بزرگسال را در بسیاری از کشورها تحت تاثیر قرار داده بود. حتی در دانشگاه های غربی جوانان مسلمان به وجد آمده بودند و آموزه های ضد علمی هارون یحیی را که حتی منکر فرگشت (تکامل) بود طوطی وار برای بقیه تکرار میکردند. تا اینکه عده ای تصمیم گرفتند همین یاوه ها را به زبان پارسی برگردانند و این مواد سمی را وارد کشور کنند.
برای دوره ای طولانی روزی نبود که برای من پیامی نیاید که در آن گفته میشود اگر تو راست میگویی که قرآن و اسلام مشتی مزخرفات و اباطیل است پس چگونه است که در قرآن این معجزات علمی وجود دارد؟ واقعیت این است که عموم مسلمانان از ادله و استدلالهای قدیمی و سنتی که برای چندین سده از آنها استفاده میشد بیزار و خسته اند و به دنبال روشهای نوین و جدید برای اثبات خرافات دینی میگردند. این بود که این آثار و اباطیل که ادعاهایی مربوط به علم مطرح میکرد با استقبال گسترده ای در میان توده های نادان مذهبی روبرو شد چون آنها نیز میدانند زبان علمی و دلایل علمی جذابیت بیشتری برای بشر امروزی دارند.
از اینجا بود که بخش مهمی از زندیق به معجزات علمی اسلام اختصاص گرفت و من نیز در حدود ده نوشتار برای رد این ادعاهای باطل اما رایج نوشتم. از جمله:
شخصیت پشت پرده هارون یحیی برای مدتها پنهان بود. من خود در یک نمایشگاه کتاب با یکی از نمایندگان او گفتگویی داشتم که میگفت گاهی در طول یک شبانه روز یک کتاب فوق العاده مینویسد و فردی نابغه و اندیشمند بزرگیست که بیش از ۳۰۰ کتاب دارد. همین نماینده او از اساتید برخی دانشگاه ها دعوت به مناظره در مورد فرگشت کرده بود که آنها به او گفته بودند تکامل محل مناظره نیست و سخنان او ارزش مطرح شدن در جوامع علمی را ندارند و او از این بازخورد بسیار اندوهگین بود. بر خلاف باقی اندیشمندان و متفکران که نام و رسمشان مشخص است و معمولا در دانشگاهی تدریس و تحقیق میکنند و مشخص نبود او واقعا کیست. تنها چند شایعه در مورد او مطرح بود.
هارون یحیی علاوه بر این مزخرفات قرآنی به گسترش چندین تئوری توطئه دیگر پرداخت و خلاصه در تحمیق و استحمار مغزهای کوچک در منطقه خاورمیانه نقش بسزایی داشت. او همچنین تشکیل یک فرقه داده بود که بالاخره مورد توجه پلیس ترکیه قرار گرفت و دستگیر شد.

تداوم راه محمد رسول الله
اما آنچه سبب شد که من بازهم در مورد این فرد شیاد و دروغگو بنویسم سرنوشت جالب اوست. به تصاویر زیر نگاه کنید، آیا باورتان میشود این مرد همان مردی است که بنیادگرایان اسلامی و علاقه مندان به خرافات قرآنی سخنان او را به چندین زبان مختلف ترجمه میکردند و به گونه ای در مورد او سخن میگفتند که گویا انیشتن یا محمد بن جریر طبری جدیدی در دنیا ظهور کرده است؟







آری باورکردنی نیست اما او که روزگاری برای قرآن معجزه تراشی میکرد و مروج اسلام بود اکنون مروج این باور شده بود که اسلام مدافع حقوق زنان و گرامیداشت آنان است و گرامیداشت زنان به سبک ملای شیاد کراواتی این است که تعداد زیادی از زنان را که مشخص است از روی زیبایی و اندامشان انتخاب شده اند دور هم جمع کند و آنها را به این شکل چندش آور مصنوعی در بیاورد تا با لباسهای کوتاه و نمایان برای او برقصند.
در سال ۲۰۱۵ مجموعه خبری Vice گزارش در مورد او و فرقه اش منتشر کرد و با فرستادن یک خبرنگار به ترکیه و فیلم برداری از او موجب شگفتی بسیار شد.
وایس در مورد او مینویسد:
عدنان اکتار معروف ترین رئیس فرقه (Cult) در ترکیه است. افزون بر معرفی چهره متفاوتی از اسلام، این خلقت گرای (Creationist- کسی که منکر فرگشت است) مسلمان مدعی است که فمینیسم را نیز به هوادارانش آموخته است. اکتار مجموعه زنان اطرافش را «بچه گربه» نامیده. بچه گربه ها به دستور او لباسهای سنتی و حجاب خود را در می آورند. لباسهایی از طراح های معروف میپوشند و آرایش غلیظ و جراحی پلاستیک میکنند. آنها همچنین خدمتگزارانی ثروتمند هستند. آنها با اکتار و هوادارانش فصلی و چهره ای جدید از اسلام را ترویج میدهند. اکتار و بچه گربه هایش اکنون برنامه تلویزیونی خود را دارند که در آن دیدگاه هایشان در مورد فرگشت را گسترش میدهند.
این رفتار ما را به یاد کسی نمی اندازد بجز خود پیامبر زنباره اسلام، محمد رسول الله! شباهت رفتاری میان هارون یحیی و محمد بسیار جالب است، هر دو ابتدای کار خود را با دروغگویی و فریب انسانهای نادان آغاز کردند و در فصل دوم زندگی خود به زنبارگی و تشکیل حرم پرداختند. البته از حق و انصاف نباید گذشت، هارون یحیی کاری کرد که محمد آرزوی آن را داشت اما امکانات دوران به اجازه چنین کاری نمیداند و دست او در نهایت به عایشه میرسید. آیا اگر محمد رسول الله امروز در صحنه وجود داشت کار این مبلغ اسلام را تایید میکرد؟ من فکر میکنم او نه تنها چنین میکرد بلکه حتما این گربه های ملوس را مورد احسان و جماع قرار میداد یا حداقل دست نوازش مهر آمیزی بر آنها میمالید.
شرح مفصلی از زنبارگی محمد را به همراه لیست زنان او را در نوشتاری با فرنام آیا محمد از روی هوس ازدواج میکرده است؟ بخوانید.
در پایان باید گفت که آخوندهای ایرانی نیز همواره شبیه محمد زندگی کرده اند و حتی اکنون که در اجتماع چند همسری از چشم مردم افتاده است و جامعه به مردانی که بیش از یک زن دارند را محکوم میکند، این علمای اسلام دست از این سبک زندگی پیامبرشان بر نداشته اند و چند همسر اختیار کرده و از طرف دیگر ید (و آلت) طولایی در امر متعه و صیغه دارند و اگر خود تن به چنین کاری نداده باشند حداقل دست در صیغه دیگران داشته اند.
متن کامل قابل مرور در
ار معتبر ترین کتابهای حدیث در نزد اهل تسنن و مورد توجه اسلامشناسان و محققان:
ترجمه فارسی برای صحیح بخاری وجود ندارد.
از صحیح بخاری در یاوهنامه:
برگردان کاملی از صحیح مسلم به فارسی وجود ندارد، تنها مختصری از آنرا میتوانید در اینجا بیابید.

نسخه کوتاه شده به پارسی:
از صحیح مسلم در یاوهنامه:
مغلطه تعمیم شتابزده با واژه ها و عبارات «تعمیم ناروا و Hasty generalization» نیز شناخته میشود.
واژه تعمیم متضاد واژه تخصیص، و به معنی کلیت بخشیدن، بسط دادن، وسعت بخشیدن، گسترش دادن و در این سیاق چیزی جزئی را به کل نسبت دادن است.
شرح مغلطه حمله شخصی
مغلطه «تعمیم شتابزده» هنگامی رخ میدهد که ادعایی از اجزائی معدود و ناکافی به کلی که شامل آن اجزا هستند تعمیم داده میشود.
برای این مغالطه میتوان الگوی زیر را در نظر گرفت
1- نمونه آماری S که شمار اجزائی ناکافی دارد از جمعیت آماری P جدا میشود
2- حکمی با استناد به اینکه آن حکم بر نمونه آماری S صدق میکند، به کل جمعیت آماری P ارتباط داده میشود
این مغلطه شباهتی با مغلطه ترکیب دارد، و آن این است که در هر دو خصیصه ای از اجزاء به کلی که مرکب از آن اجزاء است تخصیص داده میشود، اما تفاوت این دو مغلطه در این است که در برخی موارد میتوان خصیصه ای از اشیاء را به کل تخصیص داد، برای نمونه میتوان گفت استدلال زیر استدلال درستی است
به عبارت دیگری گاهی طرفین مناظره توافق دارند که در مورد خاص مورد بحث میتوان از خصایص برخی اجزاء خصایص کل را دانست، برای نمونه به دلیل اینکه نظر سنجی از کل افراد یک کشور ممکن نیست، در عمل معقول است که نظر تعدادی کافی از افراد آن کشور را نزدیک به نظر کل افراد آن کشور فرض کرد. اما نکته ای که حضور تعمیم شتابزده را در میان سایر مغالطات موجه میکند، نکته نهفته در این پرسش است که شمار نمونه آماری باید حداقل چقدر باشد تا بتوان خوانش آماری درستی از خصایص اجزاء بدست آورد؟
نظر چند شیرازی را باید بررسی کرد تا فهمید شیرازی ها راجع به فردوسی چه فکر میکنند؟
چند سیب از یک جعبه سیب را باید بررسی کرد تا فهمید این جعبه سیب ارزش خرید دارد یا نه؟
یک داروی جدید را روی چند بیمار باید آزمایش کرد تا فهمید خطراتی برای سایر بیماران ندارد؟
این پرسش از اهمیت بسیار بالایی در مباحث مربوط به آمار برخوردار است و هرگاه آماری جمع آوری میشود باید دقت کرد که نمونه آماری واقعاً نماینده کل جمعیت باشد، و از شرایط بسیار مهم برای معتبر بودن آماری که ارائه میشود این است که شمار نمونه آماری آن متناسب با ادعایی که مطرح میشود، و همچنین شمار کل جمعیت آماری باشد. نمونه های آماری با شمار کوچک، معمولاً کل یک جمعیت آماری را نمایندگی نمیکنند.
دلیل مغالطه آمیز بودن حمله شخصی
دلیل مغلطه آمیز بودن تعمیم شتابزده بسیار روشن است. حکمی که بر اجزاء حاکم است لزوماً بر کلی که مشتمل بر تمام آن اجزاء هست حاکم نیست، و افزون بر این یک ادعای آماری
چگونه با این مغالطه روبرو شویم؟
حمله شخصی در شخصیت بسیاری از افراد بعنوان استدلالی معتبر در مخالفت با ایده ها و انتقادات حک شده است و از رایج ترین شیوه های «استدلال» کردن در میان عوام و لمپنها است و برخی از افراد در حمله شخصی تبحر دارند و به این خیلی افتخار میکنند که میتوانند با حملات شخصی، طرف مقابل را «ساکت» کنند، یا آنقدر اطلاعات راجع به شخصیت کسی دارند که با کوبیدن او میتوانند تمام توجه را از استدلالها و باورهای او به سمت شخصیت منفی او منحرف کنند. هنگامی که با یک حمله شخصی روبرو میشویم میتوانیم از شخصیت خود دفاع کنیم و نشان دهیم که آنچه پیرامون شخصیت ما قابل اعتراض پنداشته شده واقعاً قابل اعتراض نیست و ناشی از یک سوء تفاهم است. یا اینکه شیوه ای مشابه را پیش گیریم و ما نیز به شخص مقابل حمله کنیم. اما هیچیک از این دو توصیه نمیشود زیرا این دو مناظره را از مسیر خود خارج میکند و بجای پرداختن به استدلالها و نقد، رد یا پذیرش آنها ما را به مسائل بی ارتباط مشغول میکند و تفاهم و یا شناختی ایجاد نمیکند.
بهترین راه برای مقابله با این مغالطه آن است که از شخص مقابل بپرسیم «پس استدلال من چه شد؟ چرا به استدلال من پاسخ ندادی؟»، این پرسش ممکن است وی را به مسیر اصلی مناظره بازگرداند. اگر این کارگر نیافتاد بهتر است برای وی توضیح دهیم که اگر مسئله ای قابل اعتراض نیز در شخصیت ما وجود داشته باشد این مسئله بی ارتباط به استدلال ما است و همه آدمها حتی بدترین آنها نیز میتوانند گاهی افکار درستی داشته باشند، پس وقتی با یک فکر و ادعا یا استدلال روبرو میشویم بهتر است بجای نقد گوینده، نویسنده یا اندیشمند، گفتار، نوشته یا اندیشه او را نقد کنیم. بعنوان آخرین تلاش برای بازگرداندن مناظره به مسیری درست میتوان به وی گفت که «من برای شنیدن قضاوتهای شما راجع به شخصیتم پیش شما نیامده ام، اینکه شما در مورد شخصیت من چه قضاوتی میکنید برای من اهمیتی ندارد، من برای شما استدلال کردم و شما یا باید استدلال من را قبول کنید یا نشان دهید که غلط است.
البته روشن است که معرفی کردن این مغلطه به طرف مقابل و آوردن مثال برای وی بیش از هر چیز میتواند به او در تشخیص و خود داری از تکرار آن یاری کند.
مثال
1
سودابه – آدمهایی که در نیم کره جنوبی کره زمین زندگی میکنند آدمهای شروری هستند
کاوه – از کجا میدانی؟
سودابه – بر اساس تجربه شخصی، من خودم با چند نفر از آنها روبرو شده ام
2
کاوه – مردم ما طرفدار جمهوری اسلامی هستند
سودابه – چطور به این نتیجه رسیدی؟
کاوه – به دلیل حضور انبوهی از مردم در خیابان ها در تظاهرات بیست و دو بهمن
3
سودابه – زنها خودشان دوست دارند خانه دار باشند
کاوه – از کجا معلوم؟
سودابه – من خودم واقعاً دوست ندارم کار کنم، مادرم هم همینطور
4
کاوه – مردم بلغارستان خیلی آدمهای خشن و بد اخلاقی هستند
سودابه – مگر چه شده؟
کاوه- دیشب در اخبار صحنه هایی از قتل یک آدم و تماشای دیگران در بلغارستان را نشان داد
5
سودابه – ایرانیان لوس آنجلس یک مشت آدم سطحی و نادانند
کاوه – از کجا فهمیدی؟
سودابه – به کانالهای تلویزیونی ایرانی در لوس آنجلس نگاه کن
6
کاوه – مسلمانها آدمهای فرهیخته ای هستند
سودابه – چطور؟
کاوه –
7
کاوه – علی میرفطرس کتاب بسیار خوب و مستندی در مورد تاریخ اسلام دارد که بسیار ارزنده و قابل توجه است.
سودابه – علی میرفطرس آدم قابل اعتمادی نیست او پیش از انقلاب کمونیست بوده و حالا سلطنت طلب شده!
برای مطالعه بیشتر
1- شخص ستیزی
2- دانشنامه فلسفی دانشگاه استنفورد
http://plato.stanford.edu/entries/logic-informal/#One
3- ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Ad_hominem
4- Attacking Faulty Reasoning, T. Edward Damer, Fourth Edition, Wadsworth Thomson Learning, 2001,Belmont CA, Page 172.
5- مغالطات، علی اصغر خندان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، 1384، برگ 200.
توسط آرش بیخدا
برگردان به پارسی – آرش بیخدا
هیچ چیز بزرگتر یا قدیمیتر از کائنات (Universe) وجود ندارد. پرسشهایی که مایلم در مورد آنها صحبت کنم اینها هستند:
تا دهه 1920 همه فکر میکردند که کائنات ثابت است و در طول زمان تغییری نمیکند. سپس کشف شد که کائنات در حال گسترش یافتن است. کهکشانهای دور در حال فاصله گرفتن از ما هستند، و این بدان معنی است که در گذشته به یکدیگر نزدیکتر بودند. اگر ما به گذشته برگردیم، در می یابیم که در حدود 15 میلیارد سال پیش همه کائنات روی یکدیگر هموار بوده است. و این همان مهابنگ و آغاز کائنات است.
اما آیا چیزی قبل از بیگ بنگ وجود داشته است؟ اگر وجود نداشته پس چه چیزی کائنات را بوجود آورده؟ چرا کائنات اینگونه توسط بیگ بنگ بوجود آمد؟ ما فکر میکردیم که تئوری کائنات قابل تقسیم شدن به دو بخش است. نخست قوانینی همچون معادلات مکس ول و نسبیت عام که تکامل کائنات را با توجه به موقعیت کائنات در تمام فضا در یک زمان نشان میدادند. و دوم اینکه هیچ پرسشی در مورد حالت ابتدائی کائنات وجود نداشت.
ما پیشرفتهای خوبی در مورد بخش نخست داشته ایم و اکنون قوانین تکامل (کائنات) را در مورد همه شرایط به استثنای شرایط خاص (extreme) میدانیم. اما تا همین چند وقت پیش چیزهای بسیار کمی در مورد شرایط ابتدای کائنات میدانستیم. هرچند این تقسیم بندی، یعنی قوانین تکامل و شرایط ابتدائی مبتنی بر این باور است که فضا و زمان جدا و مستقل از یکدیگرند. در شرایط خاص، نسبیت عام و تئوری کوانتومی به زمان این اجازه را میدهند که همچون بُعد دیگری از فضا رفتار کند. این تمایز بین زمان و فضا را از بین میبرد، و باعث میشود که قوانین تکامل کائنات بتوانند شرایط ابتدائی آنرا نیز تشریح کنند. کائنات میتواند ناگهان خود را از هیچ بوجود بیاورد. (1)
ما همچنین میتوانیم این احتمال را محاسبه کنیم که کائنات در مراحل مختلفی بوجود آمده است. این پیش بینی ها کاملاً در توافق با مشاهدات ماهواره WMAP از تابش زمینه کیهانی که یک نقشه از شرایط ابتدائی کائنات است میباشند. ما فکر میکنیم که مسئله اسرار آمیز خلقت را حل کرده ایم. شاید باید آنرا به ثبت برسانیم و از بقیه بخاطر هستیشان پول بگیریم (شوخی).
من اکنون به پرسش دوم میپردازم: آیا ما تنهاییم، یا در کائنات حیات در جایی دیگر و از نوعی دیگر نیز وجود دارد؟ ما معتقدیم که حیات ناگهان بر روی زمین شکل گرفت، بنابر این ممکن است که در سیاره های دیگری که شرایط مناسب برای شکل گیری حیات دارند نیز شکل بگیرد، و سیاره های بسیار زیادی در کهکشان وجود دارند.
اما ما نمیدانیم حیات ابتدا چگونه شکل گرفت. ما دو مورد شواهد در مورد ابتدای حایت داریم. نخستین یک فسیل از سرخسی است که 3.5 میلیارد سال پیش بوجود آمده است. زمین 4.6 میلیارد سال پیش شکل گرفته است و احتمالاً در نیم میلیارد سال اول بسیار داغ بود. بنابر این حیات در آن نیم میلیارد سالی بوجود آمد که ممکن بود بوجود بیاید، که این در مقایسه با 10 میلیارد سالی که تشکیل سیاراتی مثل زمین ممکن بود بسیار کوتاه است. این همچنین نشان میدهد که احتمال شکل گیری حیات بسیار بالاست. اگر این احتمال پایین بود انتظار آن میرفت که شکل گیری حیات بخش بیشتر از آن 10 میلیارد سال را شامل شود (دیر تر انجام گیرد).
از سوی دیگر به نظر نمیرسد که موجودات فضایی پیش ما بیایند. من گزارش هایی که از اشیاء ناشناس پرنده (UFO) را نمیپذیرم. چرا این اشیاء باید فقط به آدمهای عجیب غریب و نوابیغ ظهور کنند؟ اگر (اینطور که آنها میگویند) حکومت ها سعی میکنند این گزارش ها را پنهان کنند و آنها را برای دانش و تحقیقات علمی پنهان خود استفاده کنند، به نظر میرسد که بطور خاصی در انجام این سیاست بد عمل کرده اند. همچنین علی رغم جستجوهای گسترده پروژه SETI، ما هنوز هیچ چیز از برنامه های تلویزیونی آدم فضایی ها دریافت نکرده ایم (شوخی). این نشان میدهد که احتمالاً هیچ تمدنی در این دوره از تکامل ما در شعاع چند صد سال نوری ما وجود ندارد. بیمه کردن آدمها برای حمله آدم فضایی ها یک سرمایه گذاری خوب به نظر میرسد (شوخی).
و اما آخرین پرسش بزرگ، آینده نسل بشر. اگر ما تنها موجودات هوشمند کهکشان (راه شیری) هستیم باید اطمینان حاصل کنیم که بقاء و تداوم خواهیم داشت. اما ما در حال وارد شدن به دوره ای از تاریخمان هستیم که بطور فزاینده ای خطرناک است. جمعیت ما و استفاده ما از منابع محدود سیاره زمین، در کنار توانایی فنی ما برای تغییر محیط زیست به سمت بهتر شدن یا بد تر شدن در حال رشد نمایی است. اما کد ژنتیکی ما همچنان کدهای خود خواهانه ای که ما را به تلاش سر سرختانه برای بقاء وا میدارند و از گذشته باقی مانده است حمل میکند. جلوگیری از فجایع در صد سال آینده بسیار دشوار خواهد بود چه برسد به هزار سال آینده.
تنها راه نجات ما در دراز مدت گسترش بر روی زمین نیست، بلکه پخش شدن در فضاست. پاسخهایی که برای این پرسشهای بزرگ داده شده است نشان میدهد که ما در 100 سال گذشته پیشرفت بسیار خوبی داشته ایم. اما اگر میخواهیم در 100 سال آینده نیز تداوم داشته باشیم، آینده ما در فضاست. و به همین دلیل است که من طرفدار فرستادن آدمها به فضا هستم (در مقابل فرستادن اشیاء بدون سرنشین مثل ماهواره ها به فضا).
من در تمام دوره زندگی ام تلاش کرده ام که کائنات را بفهمم و پاسخهایی برای این پرسشها پیدا کنم. من خیلی خوش شانس هستم که معلولیتم نقصی چندان جدی ای نبوده است. حتی احتمالاً به من این فرصت را داده که زمان بیشتری را برای کسب دانش نسبت به دیگران صرف کنم. هدف نهایی یک تئوری کامل برای کائنات است و ما پیشرفتهای خوبی داشته ایم. از اینکه گوش کردید سپاسگزارم.
کریس اندرسن (مجری): اگر از شما خواسته شود که حدسی در این مورد بزنید که آیا ما به احتمال زیاد در کهکشان راه شیری تنها هستیم، یعنی تمدنی در سطح هوشمندی ما یا بالاتر وجود دارد یا ندارد چه میگفتید؟ – پرسش به این پاسخ 7 دقیقه طول کشید و به من (کریس اندرسن) نشان داد که (استفن هاوکینگ) چه سخاوتی را در این سخنرانی برای TED به خرج داده است.
استفن هاوکینگ: من فکر میکنم بسیار محتمل است که ما تنها تمدن در شعاع چند صد سال نوری باشیم. در غیر اینصورت ما امواج رادیویی (که در حال گوش کردن به آنها هستیم) را دریافت میکردیم. بدیل این دیدگاه آن است که تمدنها زیاد دوام نداشته اند (یعنی وجود داشته اند اما قبل از اینکه امواج آنها به ما برسد از بین رفته اند) و خود را نابود کرده اند.
کریس اندرسن: پروفسور هاوکینگ خیلی از پاسخ شما سپاسگزارم. ما آنرا بعنوان یک هشدار خیر خواهانه در ادامه این کنفرانس در این هفته در نظر میگیریم. پروفسور از تلاش فوق العاده شما برای به اشتراک گذاشتن پرسشهایتان با ما سپاسگزاری میکنم. خیلی ممنون. (تشویق حضار).
منبع نوشتاری +
توضیحات:
1- نگاه کنید به آغاز بی علت جهان
فیلمی مستند راجع به چندهمسری در یکی از روستاهای ایرانی.
ابتدای فیلم با سخنان مادرشوهر آغاز میشود که میگوید «تنها چیزی که پسر من به آن علاقه دارد کx است». این فیلم شرایط تلخ و دشوار زندگی برای زنانی که تن به چند همسری داده اند را بخوبی نشان میدهد.

غلام حیدر 11 ساله در شرف ازدواج با فیض محمد 40 ساله. او آرزو داشت یک آموزگار شود اما پس از نامزدی دیگر به مدرسه نرفت.

در افغانستان برخی از دختران در کودکی ازدواج داده میشوند

دوستان و بستگان دور هم آمده اند تا ازدواج غلام را جشن بگیرند. پدر عروس محمد حیدر 32 ساله از اینکه کودکش در این سن پایین قرار است ازدواج کند خوشحال نیست اما به دلیل فقر چاره ای ندارد.

مجبین محمد 13 ساله، در سمت چپ شوهرش، شش ماه پس از ازدواج. محمد فضل 45 ساله، همسر اولش و فرزند او

مجبین به دلیل قرض ناشی از شرط بندی به ازدواج داده شده بود.

دختران کارگران در سرزمینی که تداوم حیات نیازمند کار سخت روی زمینهای نیم هکتاری است کارگران ارزشمندی هستند. اما او در خانه شوهرش ارزشمند تر است. او میتواند سکس داشته باشد و بچه بیاورد.

روشن قاسم 11 ساله، بزودی با سعید محمد 55 ساله ازدواج خواهد کرد و به او، همسر نخستش، سه پسرش و یک دخترش که هم سن روشن است خواهد پیوست.

شوهران معمولاً آنقدر پیر نیستند که بتوانند پدر یا پدربزرگ همسرانشان باشند، اما پیدا کردن زوجهای اینچنینی نیز دشوار نیست.
منبع، نیویورک تایمز، مرور شده در 28 دسامبر 2013
ویدیوی کوتاهی از National Geography در مورد دنیای مخفی عروسان کوچک.
توسط عاشقان اهل بیت
هشدار این فایل صوتی بسیار اهانت آمیز