جامگرد

عبدلرحمان با شاه جام گرد نبرد کرد و او را بکشت و بر سرزمین وی تسلط یافت و ۴ هزار اسیر از آنها نزد قنبیه آورد و آنها را بکشت. وقتی عبدلرحمان اسیران را بیا ورد قنبیه بگفت تا تخت وی را برون آورند و تا ۱۰۰۰ کس از اسیران را پیش روی وی بکشتند و تا ۱۰۰۰ کس را در طرف راست وی و تا ۱۰۰۰ کس را در طرف چپ وی و تا ۱۰۰۰ کس را در پشت سر وی. ملهب میگوید: در آن روز شمشیر سران قوم را گرفتند و با آن گردن میزدند. بعضی شمشیرها بود که نمیبرید و زخم نمیزد ، شمشیر مرا گرفتند و به هرچه زدند جدا کرد و بعضی کسان از خندان قنبیه بر من حسد آوردند و به کسی که با شمشیر میزد اشاره شد که آنرا کج کن ، کمی کج کرد که به دندان مقتول خورد و آنرا شکافت.ابو الذیال گوید: آن شمشیر پیش من است. گویند: قنیبه برادر خوارزم شاه و مخالفان وی را بدو تسلیم کرد که آنها را کشت و امولشان را مصادره کرد و پیش قنبیه فرستد. قنبیه وارد شهر فیل شد و چیزی را که بر سر آن صلح کرده بود پذیرفت و سوئ هزار سپ بازگشت.
تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، جلد نهم، چاپ دهم – ۱۳۷۵، ناشر اساطیر. صفحه ۴۲۱۹

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s