جور

و بعد از آن عثمن بن عفان، عبدالله عامر بن کریز را ئالی گردانید، پس ابوموسی اشعری به پارس آمد و قصد اصطخر کرد، در سال بیست و هشتم از هجرت و در آن وقت، ماهک در اصطخر بود و در میان ایشان صلح پیوست و عبدالله بن عامر، از آنجا به اعمال جور رفت و شهر جور را حصار می داد، در میانه، خبر رسید کی مردم اصطخر عهد بشکستند و عامل او را بکشتند و چندان توقف نمود کی جور را بستند در سال سی ام از هجرت، و سوگند خورد، کی: چندان بکشد از مردم اصطخر که خون براند. به اصطخر آمد و به جنگ بستد. پس حصار در آن و خون همگان مباح گردانید و چندانک می کشتند، خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند، پس برفت عدد کشتگان کی نام بردار بودند ، چهل هزار کشته بود، بیرون از مجهولان و اول خللی و خرابی کی در اصطخر راه بافت، آن بود و این فتح در سال سی و و دوام بود از هجرت.
فارس نامه ابن بلخی – ناشر بنیاد فارس شناسی – چاپ 1374 – ص 276-277

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s