مکران

گويد: حكم بن عمرو تغلبى آهنگ مكران كرد و شهاب بن مخارق بن شهاب بدو پيوست. سهيل بن عدى و عبد الله بن عبد الله بن عتبان نيز به كمك وى رفتند و نزديك شهر رسيدند كه مردم مكران آنجا رفته بودند و اردو زده بودند، وقتى مسلمانان آنجا رسيدند شاهشان راسل، شاه ديار سند، بيامد و به آنها پيوست در چند منزلى نهر كه پيش گروههاى مردم مكران آنجا رسيده بودند 181) (182 و انتظار گروههاى ديگر را مى‏بردند تلاقى شد خدا راسل را هزيمت كرد و اردوگاه وى بتصرف مسلمانان در آمد و در نبردگاه كشتار بسيار كردند، چند روز در تعاقب آنها بودند و كس مى‏كشتند تا به نهر رسيدند، و در مكران اقامت گرفتند.
حكم خبر، فتح را براى عمر نوشت و با خمسها همراه صحار عبدى فرستاد و در باره فيلان دستور خواست و چون صحار خبر و غنايم را پيش عمر برد، از او در باره مكران پرسيد و چنان بود كه هر كه پيش وى مى‏رفت در باره ناحيه‏اى كه از آنجا آمده بود پرسش مى‏كرد.
گفت: «اى امير مؤمنان سرزمينى است كه دشت آن جبل است و آب آن وشل (اندك) و ميوه آن دقل (خرماى بد) است و دشمن آنجا بطل (دلير) است، خيرش قليل‏است و شرش طويل و بسيار، آنجا قليل است و قليل در خطر تباهى، و ماوراى آن از اين هم بدتر است.»
تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش.ج‏5،ص:2017-2016.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s