کازرون

و چون ابن ابی العاص، از آن اعمال باز آمد، نوبت خلافت با عثمان بن عفان آمده بود و شکل کارها از حادثه وفات عمر بن الخطاب، بگشته و ولایت بصره هنوز به ابوموسی اشعری نسپرده و این سال بیست و چهار بود از هجرت. و چون خبر این حادثه به پارس افتاد، مردم کورهی شاپور خواست و کازرون و دیگر اعمال، سر برآوردند و برادر شهرک را به شاپور بردند وعصیان آغازیدند، پس لشکر اسلام جنگ کردند و چون دانستند کی به قهر بخواهند ستد، صلح کردند و مالی دیگر خدمت بیت المال کردند و جزیه بر خویشتن گرفتند.
فارس نامه ابن بلخی. ناشر بنیاد فارس شناسی. 1374. ص:275 و 276.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.