شومیا

ابن روق گوید : بخدا ما سوی بویب میرفتیم و در آنجا مابین محل سكون و بنی سلیم، استخوانهای سر و اعضای كشتگان را میدیدیم كه سپید بود
و می درخشید و مایه ی عبرت بود. گوید: كسانی كه آنرا دیده بودند تخمین میزدند كه استخوان یكصد هزار كس بود و همچنان ببود تا چاك خانه ها آنرا بپوشانید. سوران مسلمان به دنبالشان رفتند و كشتند و بی جان كردند چنانكه از هیچیك از جنگهای عرب و عجم، چندان استخوان نماد.
تاریخ طبری ( پوشینه ی  نهم) ( ترجمه ی ابوالقاسم پاینده) ( چاپ پنجم 1375 – ناشر -.اساطیر) برگ  1616

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s