سوره القصص (28)

قرآن، سوره القصص (28)

سوره پسین: سوره العنكبوت (29)
سوره پیشین: سوره النمل (27)

ردیف عربی برگردان آیتی
سوره القصص (28) آیه 1 طسم طا سين ميم
سوره القصص (28) آیه 2 تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ اين است آيات اين کتاب ، روشنگر
سوره القصص (28) آیه 3 نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براي آنها که ايمان مي آورند داستان راستين موسي و فرعون را بر تو مي ، خوانيم
سوره القصص (28) آیه 4 إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَْرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ فرعون در آن سرزمين برتري جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت فرقه اي را زبون مي داشت و پسرانشان را مي کشت و زنانشان را زنده مي گذاشت که او از تبهکاران بود
سوره القصص (28) آیه 5 وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ و ما بر آن هستيم که بر مستضعفان روي زمين نعمت دهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم nbsp
سوره القصص (28) آیه 6 وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأَْرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ و آنها را در آن سرزمين مکانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشکريانشان ، چيزي را که از آن مي ترسيدند نشان دهيم
سوره القصص (28) آیه 7 وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ و به مادر موسي وحي کرديم که : شيرش بده و اگر بر او بيمناک شدي به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو ، او را به تو باز مي گردانيم و در شمار پيامبرانش مي آوريم
سوره القصص (28) آیه 8 فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ خاندان فرعون يافتندش تا دشمنشان و سبب اندوهشان گردد فرعون و هامان و، لشکرهاشان خطا مي کردند
سوره القصص (28) آیه 9 وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ زن فرعون گفت : اين مايه شادماني من و توست او را مکشيد ، شايد به ما سودي برساند يا او را به فرزندي گيريم و نمي دانستند که چه مي کنند
سوره القصص (28) آیه 10 وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مادر موسي طاقت از دست بداد و اگر دلش را قوي نکرده بوديم که از مؤمنان باشد ، نزديک بود که آن راز را فاش سازد
سوره القصص (28) آیه 11 وَ قالَتْ لأُِخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ و به خواهر او گفت : از پي او برو و زن بي آنکه آنان دريابند از دوردر، او مي نگريست
سوره القصص (28) آیه 12 وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ پستان همه دايگان را از پيش بر او حرام کرده بوديم آن زن گفت : آيامي خواهيد شما را به خانواده اي راهنمايي کنم که او را برايتان نگه دارندو نيکخواهش باشند ؟
سوره القصص (28) آیه 13 فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ پس او را نزد مادرش برگردانيديم تا چشمان آن زن روشن گردد و غمگين نباشد و بداند که وعده خدا حق است ، ولي بيشترينشان نمي دانند
سوره القصص (28) آیه 14 وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ چون به حد بلوغ رسيد و برومند شد ، او را فرزانگي و دانش داديم و، نيکوکاران را چنين پاداش مي دهيم
سوره القصص (28) آیه 15 وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ بي خبر از مردم شهر به شهر داخل شد دو تن راديد که با هم نزاع مي کنند، اين يک از پيروانش بود و آن يک از دشمنانش آن که از پيروانش بودبر ضد آن ديگر که از دشمنانش بود از او ياري خواست موسي مشتي بر اونواخت و او را کشت گفت : اين کار شيطان بود او به آشکارا دشمني گمراه کننده است
سوره القصص (28) آیه 16 قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم کردم مرا بيامرز و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است
سوره القصص (28) آیه 17 قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ گفت : اي پروردگار من ، به پاس نعمتي که بر من عطا کردي هرگز پشتيبان گنهکاران نخواهم شد
سوره القصص (28) آیه 18 فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالأَْمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ديگر روز در شهر ترسان و چشم بر راه حادثه مي گرديد مردي که ديروز ازاو مدد خواسته بود باز هم از او مدد خواست موسي به او گفت : تو به آشکارا گمراه هستي
سوره القصص (28) آیه 19 فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالأَْمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الأَْرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ چون خواست مردي را که دشمن هر دو آنها بود بزند ، گفت : اي موسي ،، آيامي خواهي همچنان که ديروز يکي را کشتي مرا نيز بکشي ؟ تو مي خواهي که دراين سرزمين جباري باشي و نمي خواهي که از مصلحان باشي
سوره القصص (28) آیه 20 وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلأََ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ مردي از دور دست شهر دوان آمد و گفت : اي موسي ، مهتران شهر در باره تو راي مي زنند تا بکشندت بيرون برو من خيرخواه تو هستم
سوره القصص (28) آیه 21 فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ترسان و نگران از شهر بيرون شد گفت : اي پروردگار من ، مرا از ستمکاران رهايي بخش
سوره القصص (28) آیه 22 وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ چون به جانب مدين روان شد ، گفت : شايد پروردگار من مرا به راه ، راست رهبري کند
سوره القصص (28) آیه 23 وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ چون به آب مدين رسيد ، گروهي از مردم را ديد که چارپايان خود را آب مي دهند و پشت سرشان دو زن را ديد که گوسفندان خود را باز مي رانند گفت : شما چه مي کنيد ؟ گفتند : ما آب نمي دهيم تا آنگاه که چوپانان باز گردند ، که پدر ما پيري بزرگوار است
سوره القصص (28) آیه 24 فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ گوسفندانشان را آب داد سپس به سايه بازگشت و گفت : اي پروردگار من ، من ، به آن نعمتي که برايم مي فرستي نيازمندم
سوره القصص (28) آیه 25 فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ يکي از آن دو زن که به آزرم راه مي رفت نزد او آمد و گفت : پدرم تو رامي خواند تا مزد آب دادنت را بدهد چون نزد او آمد و سرگذشت خويش بگفت ، گفت : مترس ، که تو از مردم ستمکاره نجات يافته اي
سوره القصص (28) آیه 26 قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَْمِينُ يکي از آن دو گفت : اي پدر ، اجيرش کن ، که اگر چنين کني بهترين مرد، نيرومند اميني است که اجير کرده اي
سوره القصص (28) آیه 27 قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ گفت : مي خواهم يکي از اين دو دخترم را زن تو کنم به شرط آنکه هشت سال مزدور من باشي و اگر ده سال را تمام کني ، خود خدمتي است و من نمي خواهم که تو را به مشقت افکنم ان شاء الله مرا از صالحان خواهي يافت
سوره القصص (28) آیه 28 قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الأَْجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ گفت : اين است پيمان ميان من و تو هر يک از دو مدت را که سپري سازم بر من ستمي نخواهد رفت و خدا بر آنچه مي گوييم وکيل است
سوره القصص (28) آیه 29 فَلَمَّا قَضى مُوسَى الأَْجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لأَِهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ چون موسي مدت را به سر آورد و با زنش روان شد ، از سوي طور آتشي ديد به ، کسان خود گفت : درنگ کنيد آتشي ديدم شايد از آن خبري يا پاره آتشي بياورم تا گرم شويد
سوره القصص (28) آیه 30 فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الأَْيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ چون نزد آتش آمد ، از کناره راست وادي در آن سرزمين مبارک ، از آن درخت ، ندا داده شد که : اي موسي ، من خداي يکتا پروردگار جهانيانم
سوره القصص (28) آیه 31 وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الآْمِنِينَ عصايت را بينداز چون ديدش که همانند ماري مي جنبد ، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست اي موسي ، پيش آي و مترس تو در امان هستي
سوره القصص (28) آیه 32 اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ دست خود در گريبان ببر تا بيرون آيد سفيد بي هيچ آسيبي و تا از، وحشت بيارامي دست خود در بغل کن اين دو از جانب پروردگارت حجتهاي تو براي فرعون و مهتران اوست ، که آنان مردمي نافرمانند
سوره القصص (28) آیه 33 قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ گفت : اي پروردگار من ، يکي از ايشان را کشته ام ، و مي ترسم مرا بکشند
سوره القصص (28) آیه 34 وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ و برادرم هارون به زبان از من فصيح تر است ، او را به مدد من بفرست تامرا تصديق کند ، که بيم آن دارم که دروغگويم شمارند
سوره القصص (28) آیه 35 قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ گفت : تو را به برادرت قويدست خواهيم کرد و برايتان حجتي قرار مي دهيم به سبب نشانه هايي که شما را داده ايم ، به شما دست نخواهند يافت شما و پيروانتان پيروز خواهيد بود
سوره القصص (28) آیه 36 فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُفْتَرىً وَ ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الأَْوَّلِينَ چون موسي آيات روشن ما را نزدشان آورد گفتند : اين جادويي است برساخته ،، ما از نياکانمان چنين چيزهايي نشنيده ايم
سوره القصص (28) آیه 37 وَ قالَ مُوسى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جاءَ بِالْهُدى مِنْ عِنْدِهِ وَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ و موسي گفت : پروردگار من به آن کسي که از جانب او به هدايت آمده است و عاقبت پسنديده در آن سراي از آن اوست ، آگاه تر است زيرا ستمکاران رستگار نمي شوند
سوره القصص (28) آیه 38 وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلأَُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لأََظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ فرعون گفت : اي مهتران ، من براي شما خدايي جز خود نمي شناسم اي هامان ، ، براي من آجر بپز و طارمي بلند بساز ، مگر خداي موسي را ببينم ، که دروغگويش پندارم
سوره القصص (28) آیه 39 وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الأَْرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ او و لشکرهايش به ناحق در زمين سرکشي کردند و پنداشتند که به نزد ما باز نمي گردند
سوره القصص (28) آیه 40 فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ پس او و لشکرهايش را گرفتيم و به دريا افکنديم بنگر که عاقبت کار ستمکاران چگونه بود
سوره القصص (28) آیه 41 وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ و آنان را از آن گونه پيشواياني ساختيم که مردم را به آتش دعوت مي کنند، و در روز قيامت کسي ياريشان نکند
سوره القصص (28) آیه 42 وَ أَتْبَعْناهُمْ فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ در اين دنيا از پي شان لعنت روانه ساختيم و در روز قيامت از زشت رويانند
سوره القصص (28) آیه 43 وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الأُْولى بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ پس از آنکه مردم روزگار پيشين را هلاک ساختيم ، به موسي کتاب داديم تامردم را بصيرت و هدايت و رحمت باشد شايد پند گيرند
سوره القصص (28) آیه 44 وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الأَْمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ آنگاه که به موسي فرمان امر نبوت را وحي کرديم تو نه در جانب غربي ، طوربودي و نه از حاضران
سوره القصص (28) آیه 45 وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ولي ما از آن پس نسلهايي را بيافريديم که عمرشان به درازا کشيد و تودر ميان مردم مدين مقيم نبودي که آيات ما را بر آنها بخواني ولي ما بوديم که پيامبراني مي فرستاديم
سوره القصص (28) آیه 46 وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ تو در کنار طور نبودي آنگاه که موسي را ندا در داديم ولي اين رحمتي ، است از جانب پروردگارت تا مردمي را که پيش از تو بيم دهنده اي نداشتند، بيم دهي باشد که پند پذير شوند
سوره القصص (28) آیه 47 وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ تا چون به سبب اعمالي که مرتکب شده اند مصيبتي به آنها رسد نگويند : اي پروردگار ما ، چرا پيامبري بر ما نفرستادي تا از آيات تو پيروي کنيم واز مؤمنان باشيم ؟
سوره القصص (28) آیه 48 فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ چون پيامبر راستگوي از جانب ما بر آنان مبعوث شد ، گفتند : چرا آنچه به ، موسي داده شده به او داده نشده ؟ آيا اينان پيش از اين به آنچه به موسي داده شده بود کافر نشده بودند ؟ و گفتند که اين هر دو ، دو جادوست همانند هم و ما به هيچ يک ايمان نمي آوريم
سوره القصص (28) آیه 49 قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بگو : اگر راست مي گوييد ، از جانب خداوند کتابي بياوريد که از اين دوبهتر راه بنمايد تا من هم از آن پيروي کنم
سوره القصص (28) آیه 50 فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ پس اگر اجابتت نکردند ، بدان که از پي هواي نفس خويش مي روند و کيست گمراه تر از آن کس که بي آنکه راهنمايي از خدا خواهد ، از پي هواي نفس خويش رود ؟ زيرا خدا مردم ستمکاره را هدايت نمي کند
سوره القصص (28) آیه 51 وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ برايشان سخن در سخن پيوستيم ، باشد که پندپذير گردند
سوره القصص (28) آیه 52 الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ کساني که پيش ، از اين کتاب ، کتابشان داده بوديم بدان ايمان مي آورند
سوره القصص (28) آیه 53 وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ و چون بر آنان تلاوت شد گفتند : بدان ايمان آورديم حقي است از جانب پروردگار ما و ما پيش از آن تسليم بوده ايم
سوره القصص (28) آیه 54 أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ اينان را به سبب صبري که کرده اند دوبار پاداش مي دهيم اينان بدي را به نيکي مي زدايند و نيز از آنچه روزيشان داده ايم انقاق مي کنند
سوره القصص (28) آیه 55 وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ و چون سخن لغوي بشنوند ، از آن اعراض کنند و گويند : کردارهاي ما از، آن ما و کردارهاي شما از آن شما به سلامت بمانيد ما خواستار جاهلان نيستيم
سوره القصص (28) آیه 56 إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ تو هر کس را که بخواهي هدايت نمي کني خداست که هر که را بخواهد هدايت مي کند و او هدايت يافتگان را بهتر مي شناسد
سوره القصص (28) آیه 57 وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ گفتند : اگر از کيش تو پيروي کنيم ، ما را از سرزمينمان بر مي کنند آيا، آنها را در حرمي امن جاي نداده ايم که همه گونه ثمرات در آن فراهم مي شود ، و اين رزقي است از جانب ما ؟ ولي بيشترينشان نمي دانند
سوره القصص (28) آیه 58 وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَلِيلاً وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ چه بسا مردم قريه اي را هلاک ساختيم که از زندگي خويش دچار سرمستي شده بودند و اين خانه هاي آنهاست که بعد از آنها ، جز اندک زماني کس در آنها سکني نگرفت و ما وارث آنان بوديم
سوره القصص (28) آیه 59 وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ پروردگار تو مردم قريه ها را هلاک نکرد تا آنگاه که از خودشان پيامبري بر آنها مبعوث داشت و او آيات ما را بر آنها بخواند و ما قريه ها رانابود نکرده ايم مگر آنکه مردمش ستمکار بوده اند
سوره القصص (28) آیه 60 وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ چيزهايي که به شما داده شده است ، برخورداري و آرايش اين زندگي ، دنيوي است حال آنکه آنچه نزد خداست ، بهتر و ماندني تر است چرا در نمي يابيد ؟
سوره القصص (28) آیه 61 أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ آيا آنکس که او را وعده هاي نيک داده ايم و آن وعده ها را خواهد ديد ،همانند کسي است که او را از متاع اينجهاني برخوردار کرده ايم و در روزقيامت هم به باز خواستش فرا مي خوانيم ؟
سوره القصص (28) آیه 62 وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ و روزي که آنان را ندا مي دهد و مي گويد : شريکاني را که براي من مي پنداشته ايد کجايند ؟
سوره القصص (28) آیه 63 قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ آنان که حکم در باره شان محقق شده مي گويند : اي پروردگار ما ، اينان ، کساني هستند که ما گمراهشان کرديم از آن رو گمراهشان کرديم که خود گمراه بوديم از آنها بيزاري مي جوييم و به تو مي گرويم اينان ما را نمي پرستيده اند
سوره القصص (28) آیه 64 وَ قِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ رَأَوُا الْعَذابَ لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ و گفته شود : اکنون بتانتان را بخوانيد مي خوانندشان ، ولي به آنها پاسخ نمي دهند و چون عذاب را ببينند آرزو کنند که کاش از هدايت يافتگان مي بودند
سوره القصص (28) آیه 65 وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ ما ذا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ و روزي که خدا ندايشان دهد و گويد : پيامبران را چگونه اجابت کرديد ؟
سوره القصص (28) آیه 66 فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَْنْباءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَساءَلُونَ در اين روز همه چيز از يادشان برود و از يکديگر نيز نتوانند پرسيد
سوره القصص (28) آیه 67 فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ اما آن کس که توبه کرده و ايمان آورده و عمل صالح به جاي آورده ،، شايدکه از رستگاران باشد
سوره القصص (28) آیه 68 وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ پروردگار تو هر چه را که بخواهد مي آفريند و بر مي گزيند ولي بتان راتوان اختيار نيست منزه است خدا و از هر چه برايش شريک مي سازند برتر است
سوره القصص (28) آیه 69 وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ و پروردگار تو هر چه را که در دل پنهان داشته اند يا آشکار کرده اند مي داند
سوره القصص (28) آیه 70 وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الأُْولى وَ الآْخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ اوست خداي يکتا هيچ خدايي به جز او نيست ستايش خاص اوست ، چه در اين جهان و چه در جهان ديگر و فرمان فرمان اوست و همگان به او بازگردانده مي شويد
سوره القصص (28) آیه 71 قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ بگو : چه تصور مي کنيد اگر الله شبتان را تا روز قيامت طولاني سازد ؟، جزاو کدام خداست که شما را روشني ارزاني دارد ؟ مگر نمي شنويد ؟
سوره القصص (28) آیه 72 قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ بگو : چه تصور مي کنيد اگر الله روزتان را تا روز قيامت طولاني سازد ؟ جز او کدام خداست که شما را شب ارزاني دارد که در آن بياساييد ؟ مگر نمي بينيد ؟
سوره القصص (28) آیه 73 وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و از رحمت او آنکه براي شما شب و روز را پديد آورد تا در آن يک ، بياساييد و در اين يک به طلب روزي برخيزيد ، باشد که سپاس گوييد
سوره القصص (28) آیه 74 وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ و روزي که خدا ندايشان دهد و گويد : شريکاني را که براي من تصور مي کرديد ، کجايند ؟
سوره القصص (28) آیه 75 وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ و از هر ملتي شاهدي بياوريم و گوييم : برهان خويش بياوريد آنگاه بدانند که حق از آن الله است و آن بتان که به دروغ خدا مي خواندند تباه شوند
سوره القصص (28) آیه 76 إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ قارون از قوم موسي بود که بر آنها افزوني جست و به او چنان گنجهايي ، داديم که حمل کليدهايش بر گروهي از مردم نيرومند دشوار مي نمود آنگاه که قومش به او گفتند : سرمست مباش ، زيرا خدا سرمستان را دوست ندارد ،
سوره القصص (28) آیه 77 وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآْخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الأَْرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ در آنچه خدايت ارزاني داشته ، سراي آخرت را بجوي و بهره خويش را از دنيا فراموش مکن و همچنان که خدا به تو نيکي کرده نيکي کن و در زمين ازپي فساد مرو که خدا فسادکنندگان را دوست ندارد
سوره القصص (28) آیه 78 قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ گفت : آنچه به من داده شده ، در خور دانش من بوده است آيا ندانسته است ، که خدا پيش از او نسلهايي را هلاک کرده که قوتشان از او افزون تر وشمارشان بيشتر بوده است ؟ و اين مجرمان را از گناهشان نمي پرسند
سوره القصص (28) آیه 79 فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ آراسته به زيورهاي خود به ميان مردمش آمد آنان که خواستار زندگي دنيوي بودند گفتند : اي کاش آنچه به قارون داده شده ما را نيز مي بود، که اوسخت برخوردار است
سوره القصص (28) آیه 80 وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ اما دانشمندان گفتند : واي بر شما براي آنها که ايمان مي آورند و، کارهاي شايسته مي کنند ثواب خدا بهتر است و بدين ثواب جز صابران نرسند
سوره القصص (28) آیه 81 فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الأَْرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ پس او و خانه اش را در زمين فرو برديم و در برابر خدا هيچ گروهي نبودکه ياريش کند و خود ياري کردن خويش نمي توانست
سوره القصص (28) آیه 82 وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالأَْمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ روز ديگر آن کسان که ديروز آرزو مي کردند که به جاي او مي بودند ، مي ، گفتند : شگفتا که خدا روزي هر کس را که خواهد فراوان کند يا تنگ سازد اگر خدا به ما نيز نعمت فراوان داده بود ، ما را نيز در زمين فرو مي برد و شگفتا که کافران رستگار نمي شوند
سوره القصص (28) آیه 83 تِلْكَ الدَّارُ الآْخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَْرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ اين سراي آخرت را از آن کساني ساخته ايم که در اين جهان نه خواهان برتري جويي هستند و نه خواهان فساد و سرانجام نيک از آن پرهيزگاران است
سوره القصص (28) آیه 84 مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ هر کس که کار نيکي به جاي آرد ، بهتر از آن را پاداش يابد و هر که مرتکب گناهي شود ، پس آنان که مرتکب گناه مي شوند جز به اندازه عملشان مجازات نشوند
سوره القصص (28) آیه 85 إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ آن کس که قرآن را بر تو نازل کرده است تو را به وعده گاهت باز مي ، گرداند بگو : پروردگار من بهتر مي داند که چه کسي بر راه راست است و چه کسي در گمراهي آشکار است
سوره القصص (28) آیه 86 وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ اگر رحمت پروردگارت نبود ، اميد آن را نداشتي که اين کتاب بر تو القاشود پس نبايد پشتيبان کافران باشي
سوره القصص (28) آیه 87 وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ پس از آنکه آيات خدا بر تو نازل شد ، تو را از آن منحرف نکنند مردم را، به سوي پروردگارت بخوان و از مشرکان مباش
سوره القصص (28) آیه 88 وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ با خداي يکتا خداي ديگري را مخوان هيچ خدايي جز او نيست هر چيزي نابود شدني است مگر ذات او فرمان ، فرمان اوست و همه به او بازگردانيده شويد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.