سوره الكهف (18)

قرآن، سوره الكهف (18)

سوره پسین: سوره مريم (19)
سوره پیشین: سوره الإسراء (17)

ردیف عربی برگردان آیتی
سوره الكهف (18) آیه 1 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً سپاس خداوندي را که بر بنده خود اين ، کتاب را نازل کرد و هيچ کجي و انحراف در آن ننهاد
سوره الكهف (18) آیه 2 قَيِّماً لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً کتابي عاري از انحراف تا مردم را از خشم شديد خود بترساند و مؤمنان را که کارهاي شايسته مي کنند ، بشارت دهد که پاداشي نيکو دارند ،
سوره الكهف (18) آیه 3 ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً در حالي که تا ابد در آن جاودانه اند
سوره الكهف (18) آیه 4 وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً و کساني را که گفتند : خدا فرزندي اختيار کرد ، بترساند
سوره الكهف (18) آیه 5 ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لآِبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلاَّ كَذِباً نه خود به آن دانشي دارند و نه پدرانشان داشته اند چه بزرگ است سخني که ، از دهانشان بيرون مي آيد و جز دروغي نمي گويند
سوره الكهف (18) آیه 6 فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند ، خويشتن را به خاطرشان از اندوه هلاک سازي
سوره الكهف (18) آیه 7 إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَْرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ما هر چه در روي زمين است زينت آن قرار داديم ، تا امتحانشان کنيم که کدامشان به عمل بهترند
سوره الكهف (18) آیه 8 وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً و نيز ما هستيم که روي زمين را چون بياباني خشک خواهيم کرد
سوره الكهف (18) آیه 9 أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً آيا پنداشته اي که اصحاب کهف و رقيم از نشانه هاي شگفت انگيز ما بوده اند، ؟
سوره الكهف (18) آیه 10 إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً آنگاه که آن جوانمردان به غارها پناه بردند و گفتند : اي پروردگار ما ،ما را از سوي خود رحمت عنايت کن و کار ما را به راه رستگاري انداز
سوره الكهف (18) آیه 11 فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً سالي چند در آن غار به خوابشان کرديم
سوره الكهف (18) آیه 12 ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً سپس بيدارشان کرديم تا بدانيم کدام يک از آن دو گروه حساب مدت آرميدنشان را داشته اند
سوره الكهف (18) آیه 13 نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً ما خبرشان را به راستي براي تو حکايت مي کنيم : آنها جوانمرداني ، بودندکه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما نيز بر هدايتشان افزوديم
سوره الكهف (18) آیه 14 وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الأَْرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً بر دلهايشان نيرو بخشيديم ، آنگاه که برخاستند و گفتند : پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است جز او کسي را خدا نخوانيم که هر گاه چنين کنيم ، سخني سخت کفر آميز گفته باشيم
سوره الكهف (18) آیه 15 هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً اينان که قوم ما هستند ، به جز او خداياني اختيار کرده اند چرا براي اثبات خدايي آنها دليل روشني نمي آورند ؟ کيست ستمکارتر از کسي که به خدا دروغ مي بندد ؟
سوره الكهف (18) آیه 16 وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً اگر از قوم خود کناره جسته ايد و جز خداي يکتا خداي ديگري را نمي ، پرستيد، به غار پناه بريد و خدا رحمت خويش بر شما ارزاني دارد و نعمتتان رادر آن مهيا دارد
سوره الكهف (18) آیه 17 وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً و خورشيد را مي بيني که چون بر مي آيد ، از غارشان به جانب راست ميل مي ، کند و چون غروب کند ايشان را واگذارد و به چپ گردد و آنان در صحنه غارند و اين از آيات خداست هر که را خدا هدايت کند هدايت يافته است و هر که را گمراه سازد هرگز کارسازي راهنما براي او نخواهي يافت
سوره الكهف (18) آیه 18 وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً مي پنداشتي که بيدارند حال آنکه در خواب بودند و ما آنان را به دست راست و دست چپ مي گردانيديم ، و سگشان بر درگاه غار دو دست خويش درازکرده بود اگر به سر وقتشان مي رفتي گريزان باز مي گشتي و از آنها سخت مي ترسيدي
سوره الكهف (18) آیه 19 وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً همچنين بيدارشان کرديم تا با يکديگر گفت و شنود کنند يکي از آنها، پرسيد : چند وقت است که آرميده ايد ؟ گفتند : يک روز يا پاره اي از روز را آرميده ايم گفتند : پروردگارتان بهتر داند که چند وقت آرميده ايد يکي را از خود با اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد که غذاي پاکيزه کدام است و برايتان از آن روزيتان را بياورد و بايد که به مهرباني رفتارکند تا کسي به شما آگاهي نيابد
سوره الكهف (18) آیه 20 إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً زيرا اگر شما را بيابند سنگسار خواهند کرد ، يا به کيش خويش در آورند و اگر چنين شود تا ابد رستگار نخواهيد شد
سوره الكهف (18) آیه 21 وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً بدين سان مردم را به حالشان آگاه کرديم تا بدانند که وعده خدا راست است ، و در قيامت ترديدي نيست آنگاه در باره آنها با يکديگر به گفت و گوپرداختند و گفتند : بر روي آنها بنايي برآوريد پروردگارشان به کارشان آگاه تر است و آنان که بر حالشان آگاه تر شده بودند ، گفتند : نه ، اينجارا مسجدي مي کنيم
سوره الكهف (18) آیه 22 سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً خواهند گفت : سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مي گويند : پنج تن ، بودند و ششميشان سگشان بود تير به تاريکي مي افکنند و مي گويند : هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود بگو : پروردگار من به عدد آنها داناتر است و شمار ايشان را جز اندک کسان نمي دانند و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مکن و از کس نظر مخواه
سوره الكهف (18) آیه 23 وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً هرگز مگوي : فردا چنين مي کنم ،
سوره الكهف (18) آیه 24 إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لأَِقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً مگر خداوند بخواهد و چون فراموش کني ، پروردگارت را به يادآور و بگو:، شايد پروردگار من مرا از نزديک ترين راه هدايت کند
سوره الكهف (18) آیه 25 وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً و آنان در غار خود سيصد سال آرميدند و نه سال بدان افزوده اند
سوره الكهف (18) آیه 26 قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الأَْرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً بگو : خداوند داناتر است که چند سال آرميدند غيب آسمانها و زمين ازآن اوست چه بيناست و چه شنواست جز او دوستي ندارند و کس را در فرمان خود شريک نسازد
سوره الكهف (18) آیه 27 وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً از کتاب پروردگارت هر چه بر تو وحي شده است تلاوت کن در سخنان او تغيير و تبديلي نيست و تو جز او پناهگاهي نمي يابي
سوره الكهف (18) آیه 28 وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً و همراه با کساني که هر صبح و شام پروردگارشان را مي خوانند و خشنودي ، اورا مي جويند ، خود را به صبر وادار و نبايد چشمان تو براي يافتن پيرايه هاي اين زندگي دنيوي از اينان منصرف گردد و از آن که دلش را از ذکرخود بي خبر ساخته ايم ، و از پي هواي نفس خود مي رود و در کارهايش اسراف مي ورزد ، پيروي مکن
سوره الكهف (18) آیه 29 وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هر که بخواهد ايمان بياوردو، هر که بخواهد کافر شود ما براي کافران آتشي که دود آن همه را در برمي گيرد ، آماده کرده ايم و چون به استغاثه آب خواهند از آبي چون مس گداخته که از حرارتش چهره ها کباب مي شود بخورانندشان ، چه آب بدي و چه آرامگاهي بد
سوره الكهف (18) آیه 30 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، بدانند که ما پاداش نيکوکاران را ضايع نمي کنيم
سوره الكهف (18) آیه 31 أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الأَْنْهارُ يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الأَْرائِكِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً برايشان بهشتهاي جاويد است از زير پاهاشان نهرها جاري است بهشتيان را، به دستبندهاي زر مي آرايند و جامه هايي سبز از ديباي نازک و ديباي ستبر مي پوشند و بر تختها تکيه مي زنند چه پاداش نيکويي و چه آرامگاه نيکويي
سوره الكهف (18) آیه 32 وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لأَِحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً برايشان داستان دو مرد را بيان کن که به يکي دو تاکستان داده بوديم و برگرد آنها نخلها و در ميانشان کشتزار کرده بوديم
سوره الكهف (18) آیه 33 كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً آن دو تاکستان ، ميوه خود را مي دادند بي هيچ کم و کاست و نهري بين آن دو جاري گردانيديم
سوره الكهف (18) آیه 34 وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً حاصل از آن او بود به دوستش که با او گفت و گو مي کرد گفت : من به مال از تو بيشتر و به افراد پيروزترم
سوره الكهف (18) آیه 35 وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً و آن مرد ستم بر خويشتن کرده به باغ خود در آمد و گفت : نپندارم که ، اين باغ هرگز از ميان برود
سوره الكهف (18) آیه 36 وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لأََجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً و نپندارم که قيامت هم بيايد و اگر هم مرا نزد خدا برند ، جايگاهي بهتر از اين باغ خواهم يافت
سوره الكهف (18) آیه 37 قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً دوستش که با او گفت و گو مي کرد گفت : آيا بر آن کس که تو را از خاک و سپس از نطفه بيافريد و مردي راست بالا کرد ، کافر شده اي ؟
سوره الكهف (18) آیه 38 لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ولي او خداي يکتا پروردگار من است و من هيچ کس را شريک پروردگارم نمي سازم
سوره الكهف (18) آیه 39 وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالاً وَ وَلَداً چرا آنگاه که به باغ خود در آمدي نگفتي : هر چه خداوند خواهد ، و هيچ ، نيرويي جز نيروي او نيست ؟ اگر مي بيني که دارايي و فرزند من کمتر از تو است ،
سوره الكهف (18) آیه 40 فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً شايد پروردگار من مرا چيزي بهتر از باغ تو دهد شايد بر آن باغ صاعقه اي بفرستد و آن را به زميني صاف و لغزنده بدل سازد
سوره الكهف (18) آیه 41 أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً يا آب آن بر زمين فرو رود و هرگز به يافتن آن قدرت نيابي
سوره الكهف (18) آیه 42 وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً به ثمره اش آفت رسيد و بامدادان دست حسرت بر دست مي ساييد که چه هزينه ، اي کرده بود و اکنون همه بناهايش فرو ريخته است و مي گويد : اي کاش به پروردگارم شرک نياورده بودم
سوره الكهف (18) آیه 43 وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً او را گروهي که به ياريش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت
سوره الكهف (18) آیه 44 هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً آنجا ياري کردن خداي حق را سزد پاداش او بهتر و سرانجامش نيکوتر است
سوره الكهف (18) آیه 45 وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الأَْرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً برايشان زندگي دنيا را مثل بزن که چون باراني است که از آسمان ببارد وبا آن گياهان گوناگون به فراواني برويد ناگاه خشک شود و باد بر هر سوپراکنده اش سازد و خدا بر هر کاري تواناست
سوره الكهف (18) آیه 46 الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً دارايي و فرزند پيرايه هاي اين زندگاني دنياست و کردارهاي نيک که ، همواره بر جاي مي مانند نزد پروردگارت بهتر و اميد بستن به آنها نيکوتر است
سوره الكهف (18) آیه 47 وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الأَْرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً روزي که کوهها را به راه مي اندازيم و زمين را بيني که هر چه در اندرون دارد بيرون افکنده است و همه را براي حساب گرد مي آوريم و يک تن از ايشان را هم رها نمي کنيم
سوره الكهف (18) آیه 48 وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً همه در يک صف به پروردگارت عرضه مي شوند اکنون نزد ما آمديد همچنان که نخستين بار شما را بيافريديم آيا مي پنداشتيد که هرگز برايتان وعده گاهي قرار نخواهيم داد ؟
سوره الكهف (18) آیه 49 وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً دفتر اعمال گشوده شود مجرمان را بيني که از آنچه در آن آمده است ، بيمناکند و مي گويند : واي بر ما ، اين چه دفتري است که هيچ گناه کوچک و بزرگي را حساب ناشده رها نکرده است آنگاه اعمال خود را در مقابل خود بيابند و پروردگار تو ، به کسي ستم نمي کند
سوره الكهف (18) آیه 50 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً و آنگاه که به فرشتگان گفتيم که آدم را سجده کنيد ، همه جز ابليس که ، ازجن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده کردند آيا شيطان و فرزندانش را به جاي من به دوستي مي گيريد ، حال آنکه دشمن شمايند ؟ ظالمان بدچيزي را به جاي خدا برگزيدند
سوره الكهف (18) آیه 51 ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الأَْرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً آنگاه که آسمانها و زمين و خودشان را مي آفريدم ، از آنها ياري نخواستم زيرا من گمراه کنندگان را به ياري نمي گيرم
سوره الكهف (18) آیه 52 وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً و روزي که مي گويد : آنهايي را که مي پنداشتيد شريکان منند ندا دهيد ندا دهند و شريکان پاسخ ندهند آنگاه هلاکتگاه را ميانشان قرار دهيم
سوره الكهف (18) آیه 53 وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً چون مجرمان آتش را ببينند بدانند که در آن خواهند افتاد و راه رهايي ازآن نيست
سوره الكهف (18) آیه 54 وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الإِْنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‏ءٍ جَدَلاً در اين قرآن براي مردم هر گونه داستاني بيان کرده ايم ، ولي آدمي بيش ، از همه به جدل بر مي خيزد
سوره الكهف (18) آیه 55 وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأَْوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلاً مردمان را چون به راه هدايت فرا خواندند ، هيچ چيز از ايمان آوردن و آمرزش خواستن ، باز نداشت مگر آنکه مي بايست به شيوه پيشينيان گرفتار عذاب شوند يا آنکه عذاب روياروي و آشکارا بر آنان فرود آيد
سوره الكهف (18) آیه 56 وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً و ما پيامبران را نفرستاديم جز آنکه به مردم مژده دهند يا بيم و، کافراني که مي خواهند به نيروي باطل ، حق را از ميان ببرند جدال مي کنند و آيات و هشدارهاي مرا به ريشخند مي گيرند
سوره الكهف (18) آیه 57 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً کيست ستمکارتر از آن که آيات پروردگارش را برايش بخوانند و او اعراض کند و کارهايي را که از پيش مرتکب شده فراموش کند ؟ بر دل ايشان پرده افکنديم تا آيات را در نيابند و گوشهايشان را کر ساختيم که اگر به راه هدايتشان فراخواني ، هرگز راه نيابند
سوره الكهف (18) آیه 58 وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً پروردگارت آمرزنده و مهربان است اگر مي خواست به سبب کردارشان دراين ، جهان بازخواستشان کند ، بي درنگ به عذابشان مي سپرد اما عذاب رازماني معين است که چون فراز آيد ، پناهگاهي نيابند
سوره الكهف (18) آیه 59 وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً و آن قريه ها را چون کافر شدند به هلاکت رسانيديم و براي هلاکتشان وعده اي نهاديم
سوره الكهف (18) آیه 60 وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً و موسي به شاگرد خود گفت : من همچنان خواهم رفت تا آنجا که دو دريا به هم رسيده اند يا مي رسم ، يا عمرم به سر مي آيد
سوره الكهف (18) آیه 61 فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً چون آن دو به آنجا که دو دريا به هم رسيده بودند رسيدند ، ماهيشان را فراموش کردند و ماهي راه دريا گرفت و در آب شد
سوره الكهف (18) آیه 62 فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً چون از آنجا گذشتند ، به شاگرد خود گفت : چاشتمان را بياور که در اين ، سفرمان رنج فراوان ديده ايم
سوره الكهف (18) آیه 63 قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلاَّ الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً گفت : آيا به ياد داري آنگاه را که در کنار آن صخره مکان گرفته بوديم ؟من ماهي را فراموش کرده ام و اين شيطان بود که سبب شد فراموشش کنم و ماهي به شيوه اي شگفت انگيز به دريا رفت
سوره الكهف (18) آیه 64 قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً گفت : آنجا همان جايي است که در طلبش بوده ايم و به نشان قدمهاي خود جست و جو کنان بازگشتند
سوره الكهف (18) آیه 65 فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً در آنجا بنده اي از بندگان ما را که رحمت خويش بر او ارزاني داشته ، بوديم و خود بدو دانش آموخته بوديم ، بيافتند
سوره الكهف (18) آیه 66 قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً موسي گفتش : آيا با تو بيايم تا آنچه به تو آموخته اند به من بياموزي ؟
سوره الكهف (18) آیه 67 قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً گفت : تو را شکيب همراهي با من نيست
سوره الكهف (18) آیه 68 وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً و چگونه در برابر چيزي که بدان آگاهي نيافته اي صبر خواهي کرد ؟
سوره الكهف (18) آیه 69 قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً گفت : اگر خدا بخواهد ، مرا صابر خواهي يافت آنچنان که در هيچ کاري تورا نافرماني نکنم
سوره الكهف (18) آیه 70 قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً گفت : اگر از پي من مي آيي ، نبايد که از من چيزي بپرسي تا من خود تو، را از آن آگاه کنم
سوره الكهف (18) آیه 71 فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً پس به راه افتادند تا به کشتي سوار شدند کشتي را سوراخ کرد گفت :کشتي را سوراخ مي کني تا مردمش را غرقه سازي ؟ کاري که مي کني کاري سخت بزرگ و زشت است
سوره الكهف (18) آیه 72 قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً گفت : نگفتم که تو را شکيب همراهي با من نيست ؟
سوره الكهف (18) آیه 73 قالَ لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ وَ لا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً گفت : اگر فراموش کرده ام مرا بازخواست مکن و بدين اندازه بر من سخت مگير
سوره الكهف (18) آیه 74 فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً و رفتند تا به پسري رسيدند ، او را کشت ، موسي گفت : آيا جان پاکي رابي آنکه مرتکب قتلي شده باشد مي کشي ؟ مرتکب کاري زشت گرديدي
سوره الكهف (18) آیه 75 قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً گفت : نگفتم که تو را شکيب همراهي با من نيست ؟
سوره الكهف (18) آیه 76 قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْ‏ءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً گفت : اگر از اين ، پس از تو چيزي پرسم با من همراهي مکن ، که از جانب من معذور باشي
سوره الكهف (18) آیه 77 فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً پس برفتند تا به دهي رسيدند از مردم آن ده طعامي خواستند از ميزبانيشان سر برتافتند آنجا ديواري ديدند که نزديک بود فرو ريزد ديوار راراست کرد موسي گفت : کاش در برابر اين کار مزدي مي خواستي
سوره الكهف (18) آیه 78 قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً گفت : اکنون زمان جدايي ميان من و توست و تو را از راز آن کارها که ، تحملشان را نداشتي آگاه مي کنم :
سوره الكهف (18) آیه 79 أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً اما آن کشتي از آن بينواياني بود که در دريا کار مي کردند خواستم معيوبش کنم ، زيرا در آن سوترشان پادشاهي بود که کشتيها را به غضب مي گرفت
سوره الكهف (18) آیه 80 وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً اما آن پسر ، پدر و مادرش مؤمن بودند ترسيديم که آن دو را به عصيان وکفر دراندازد
سوره الكهف (18) آیه 81 فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً خواستيم تا در عوض او پروردگارشان چيزي نصيبشان سازد به پاکي بهتر از، او و به مهرباني نزديک تر از او
سوره الكهف (18) آیه 82 وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً اما ديوار از آن دو پسر يتيم از مردم اين شهر بود در زيرش گنجي بود ،از آن پسران پدرشان مردي صالح بود پروردگار تو مي خواست آن دو به حد رشد رسند و گنج خود را بيرون آرند و من اين کار را به ميل خود نکردم رحمت پروردگارت بود اين است راز آن سخن که گفتم : تو را شکيب آنها نيست
سوره الكهف (18) آیه 83 وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً و از تو در باره ذوالقرنين مي پرسند بگو : براي شما از او چيزي مي خوانم
سوره الكهف (18) آیه 84 إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الأَْرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً ما او را در زمين مکانت داديم و راه رسيدن به هر چيزي را به او نشان ، داديم
سوره الكهف (18) آیه 85 فَأَتْبَعَ سَبَباً او نيز راه را پي گرفت
سوره الكهف (18) آیه 86 حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً تا به غروبگاه خورشيد رسيد ديد که در چشمه اي گل آلود و سياه غروب مي کند و در آنجا مردمي يافت گفتيم : اي ذوالقرنين ، مي خواهي عقوبتشان کن و مي خواهي با آنها به نيکي رفتار کن
سوره الكهف (18) آیه 87 قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً گفت : اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهيم کرد آنگاه او را نزدپروردگارش مي برند تا او نيز به سختي عذابش کند
سوره الكهف (18) آیه 88 وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً و اما هر کس که ايمان آورد و کارهاي شايسته کند ، اجري نيکو دارد و در، باره او فرمانهاي آسان خواهيم راند
سوره الكهف (18) آیه 89 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً باز هم راه را پي گرفت
سوره الكهف (18) آیه 90 حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً تا به مکان بر آمدن آفتاب رسيد ديد بر قومي طلوع مي کند که غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششي قرار نداده ايم
سوره الكهف (18) آیه 91 كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً چنين بود و ما بر احوال او احاطه داريم
سوره الكهف (18) آیه 92 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً باز هم راه را پي گرفت
سوره الكهف (18) آیه 93 حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً تا به ميان دو کوه رسيد در پس آن دو کوه مردمي را ديد که گويي هيچ سخني را نمي فهمند
سوره الكهف (18) آیه 94 قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الأَْرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا گفتند : اي ذوالقرنين ، ياجوج و ماجوج در زمين فساد مي کنند مي ، خواهي خراجي بر خود مقرر کنيم تا تو ميان ما و آنها سدي برآوري ؟
سوره الكهف (18) آیه 95 قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً گفت : آنچه پروردگار من مرا بدان توانايي داده است بهتر است مرا به نيروي خويش مدد کنيد ، تا ميان شما و آنها سدي برآورم
سوره الكهف (18) آیه 96 آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً براي من تکه هاي آهن بياوريد چون ميان آن دو کوه انباشته شد ، گفت :بدميد تا آن آهن را بگداخت و گفت : مس گداخته بياوريد تا بر آن ريزم
سوره الكهف (18) آیه 97 فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند
سوره الكهف (18) آیه 98 قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا گفت : اين رحمتي بود از جانب پروردگار من ، و چون وعده پروردگار من ، دررسد ، آن را زير و زبر کند و وعده پروردگار من راست است
سوره الكهف (18) آیه 99 وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً و در آن روز واگذاريم تا چون موج روان گردند ، و چون در صور بدمند همه را يکجا گرد آوريم
سوره الكهف (18) آیه 100 وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً و در آن روز جهنم را به کافران ، چنان که بايد ، نشان خواهيم داد :
سوره الكهف (18) آیه 101 الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً آن کسان که ديدگانشان از ياد من در حجاب بوده و توان شنيدن نداشته اند
سوره الكهف (18) آیه 102 أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلاً آيا کافران پندارند که به جاي من بندگان مرا به خدايي گيرند ؟ ما جهنم ، را آماده ساخته ايم تا منزلگاه کافران باشد
سوره الكهف (18) آیه 103 قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَْخْسَرِينَ أَعْمالاً بگو : آيا شما را آگاه کنيم که کردار چه کساني بيش از همه به زيانشان بود ؟
سوره الكهف (18) آیه 104 الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً آنهايي که کوشششان در زندگي دنيا تباه شد و مي پنداشتند کاري نيکو مي کنند
سوره الكهف (18) آیه 105 أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً آنان به آيات پروردگارشان و به ملاقات با او ايمان نياوردند ، پس اعمالشان ناچيز شد و ما در روز قيامت برايشان منزلتي قائل نيستيم
سوره الكهف (18) آیه 106 ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً همچنين کيفر آنان به سبب کفرشان و نيز بدان سبب که آيات و پيامبران مرا مسخره مي کردند ، جهنم است
سوره الكهف (18) آیه 107 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند مهمانسرايشان باغهاي ، فردوس است
سوره الكهف (18) آیه 108 خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً در آنجا جاويدانند و هرگز هواي انتقال نکنند
سوره الكهف (18) آیه 109 قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً بگو : اگر دريا براي نوشتن کلمات پروردگار من مرکب شود ، دريا به پايان مي رسد و کلمات پروردگار من به پايان نمي رسد ، هر چند درياي ديگري به مدد آن بياوريم
سوره الكهف (18) آیه 110 قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً بگو : من انساني هستم همانند شما به من وحي مي شود هر آينه خداي شماخدايي است يکتا هر کس ديدار پروردگار خويش را اميد مي بندد ، بايدکرداري شايسته داشته باشد و در پرستش پروردگارش هيچ کس را شريک نسازد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.